روایت:الکافی جلد ۸ ش ۱۴۹

از الکتاب


آدرس: الكافي، جلد ۸، كِتَابُ الرَّوْضَة

عده من اصحابنا عن صالح بن ابي حماد عن اسماعيل بن مهران عمن حدثه عن جابر بن يزيد قال :

حَدَّثَنِي‏ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ع‏ سَبْعِينَ حَدِيثاً لَمْ أُحَدِّثْ بِهَا أَحَداً قَطُّ وَ لاَ أُحَدِّثُ بِهَا أَحَداً أَبَداً فَلَمَّا مَضَى‏ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ع‏ ثَقُلَتْ عَلَى عُنُقِي وَ ضَاقَ بِهَا صَدْرِي فَأَتَيْتُ‏ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع‏ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَ‏ أَبَاكَ‏ حَدَّثَنِي سَبْعِينَ حَدِيثاً لَمْ يَخْرُجْ مِنِّي شَيْ‏ءٌ مِنْهَا وَ لاَ يَخْرُجُ شَيْ‏ءٌ مِنْهَا إِلَى أَحَدٍ وَ أَمَرَنِي بِسَتْرِهَا وَ قَدْ ثَقُلَتْ عَلَى عُنُقِي وَ ضَاقَ بِهَا صَدْرِي فَمَا تَأْمُرُنِي فَقَالَ يَا جَابِرُ إِذَا ضَاقَ بِكَ مِنْ ذَلِكَ‏ شَيْ‏ءٌ فَاخْرُجْ إِلَى اَلْجَبَّانَةِ وَ اِحْتَفِرْ حَفِيرَةً ثُمَّ دَلِ‏ رَأْسَكَ فِيهَا وَ قُلْ حَدَّثَنِي‏ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍ‏ بِكَذَا وَ كَذَا ثُمَّ طُمَّهُ‏ فَإِنَّ اَلْأَرْضَ تَسْتُرُ عَلَيْكَ‏ قَالَ‏ جَابِرٌ فَفَعَلْتُ ذَلِكَ فَخَفَّ عَنِّي مَا كُنْتُ أَجِدُهُ‏


الکافی جلد ۸ ش ۱۴۸ حدیث الکافی جلد ۸ ش ۱۵۰
روایت شده از : امام محمّد باقر عليه السلام
کتاب : الکافی (ط - الاسلامیه) - جلد ۸
بخش : كتاب الروضة
عنوان : حدیث در کتاب الكافي جلد ۸ كِتَابُ الرَّوْضَة‏‏‏ حَدِيثُ الَّذِي أَضَافَ رَسُولَ اللَّهِ ص بِالطَّائِف‏
موضوعات :

ترجمه

هاشم رسولى محلاتى, الروضة من الكافی جلد ۱ ترجمه رسولى محلاتى, ۲۳۱

جابر بن يزيد گويد: امام باقر عليه السّلام هفتاد حديث براى من گفت كه هرگز تاكنون بكسى نگفته‏ام و از اين پس نيز هرگز نخواهم گفت، و چون امام باقر عليه السّلام از دنيا رفت (اين احاديث) بگردنم سنگينى كرد و سينه‏ام بخاطر نگهدارى آنها تنگ شد، پس بنزد امام صادق عليه السّلام رفتم و باو عرضكردم: قربانت گردم همانا پدرت هفتاد حديث براى من گفت كه تاكنون چيزى از آنها از من بروز نكرده و از اين پس نيز بإحدى نخواهم گفت و بمن دستور داده آنها را مستور و پوشيده دارم، و اينك بگردنم سنگينى ميكند و سينه‏ام را تنگ كرده (با اين وضع چه كنم و) شما چه دستورى بمن ميدهيد؟ فرمود: اى جابر هر گاه ديدى سينه‏ات تنگ شده بصحرا برو و گودالى حفر كن و سر در ميان آن گودال كن و بگو: محمد بن على (حضرت باقر) براى من چنين و چنان گفت، آنگاه آن گودال را پر كن كه زمين راز تو را نگاه دارد. جابر گويد: من اين كار را كردم و آن ناراحتى كه داشتم سبك شد.

حميدرضا آژير, بهشت كافى - ترجمه روضه كافى‏, ۲۰۱

جابر بن يزيد مى‏گويد: امام باقر عليه السّلام هفتاد حديث به من گفت كه هرگز به كسى نگفتم و هرگز به كسى نخواهم گفت، و چون امام باقر عليه السّلام رحلت فرمود بر دوشم سنگينى كرد و سينه‏ام تنگ شد، لذا نزد امام صادق عليه السّلام رفتم و عرض كردم: قربانت گردم: پدرت هفتاد حديث به من گفته كه هيچ يك از آنها از دهان من بيرون نيامده است و امام باقر عليه السّلام به من سفارش كرده كه آنها را نهفته دارم و اينك بر دوش من سنگينى مى‏كند و سينه‏ام از آن تنگ شده، چه دستور مى‏دهيد؟ امام صادق عليه السّلام در پاسخ فرمود: اى جابر! هر گاه سينه‏ات تنگ شد به بيابان برو و گودالى بكن و سر را در آن فرو بر و بگو امام باقر مرا چنين و چنان حديث كرده است، و سپس آن گودال را پر از خاك كن، زيرا زمين راز تو را نگاه مى‏دارد. جابر مى‏گويد: چنين كردم و از آنچه احساس مى‏كردم رهايى يافتم. از اسماعيل بن مهران نظير اين حديث روايت شده است.


شرح

آیات مرتبط (بر اساس موضوع)

احادیث مرتبط (بر اساس موضوع)