البقرة ٢٧٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

کسانی که ربا می‌خورند، (در قیامت) برنمی‌خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده (و نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند؛ گاهی زمین می‌خورد، گاهی بپا می‌خیزد). این، به خاطر آن است که گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتی میان آن دو نیست.)» در حالی که خدا بیع را حلال کرده، و ربا را حرام! (زیرا فرق میان این دو، بسیار است.) و اگر کسی اندرز الهی به او رسد، و (از رباخواری) خودداری کند، سودهایی که در سابق [= قبل از نزول حکم تحریم‌] به دست آورده، مال اوست؛ (و این حکم، گذشته را شامل نمی‌گردد؛) و کار او به خدا واگذار می‌شود؛ (و گذشته او را خواهد بخشید.) امّا کسانی که بازگردند (و بار دیگر مرتکب این گناه شوند)، اهل آتشند؛ و همیشه در آن می‌مانند.

آنان كه ربا مى‌خورند، برنخيزند مگر مانند كسى كه شيطان به جنون آشفته‌اش كرده است. اين از آن روست كه گفتند: داد و ستد صرفا مانند رياست در صورتى كه خدا معامله را حلال و ربا را حرام كرده است. پس اينك كسى كه از پروردگارش پندى بدو رسد و باز ايستد، آنچه گذ

كسانى كه ربا مى‌خورند، [از گور] برنمى‌خيزند مگر مانند برخاستن كسى كه شيطان بر اثر تماس، آشفته‌سرش كرده است. اين بدان سبب است كه آنان گفتند: «داد و ستد صرفاً مانند رباست.» و حال آنكه خدا داد و ستد را حلال، و ربا را حرام گردانيده است. پس، هر كس، اندرزى از جانب پروردگارش بدو رسيد، و [از رباخوارى‌] باز ايستاد، آنچه گذشته، از آنِ اوست، و كارش به خدا واگذار مى‌شود، و كسانى كه [به رباخوارى‌] باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.

آن کسانی که ربا خورند (از قبر در قیامت) برنخیزند جز به مانند آن که به وسوسه شیطان مخبّط و دیوانه شده. و آنان بدین سبب در این عمل زشت افتند که گویند فرقی بین تجارت و ربا نیست؛ حال آنکه خدا تجارت را حلال و ربا را حرام کرده. پس هر کس که اندرز (کتاب) خدا بدو رسد و از این عمل دست کشد خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت کارش با خدا باشد، و کسانی که دست نکشند اهل جهنّمند و در آن جاوید معذّب خواهند بود.

کسانی که ربا می خورند [در میان مردم و برای امر معیشت و زندگی] به پای نمی خیزند، مگر مانند به پای خاستن کسی که شیطان او را با تماس خود آشفته حال کرده [و تعادل روانی و عقلی اش را مختل ساخته] است، این بدان سبب است که آنان گفتند: خرید و فروش هم مانند رباست. در حالی که خدا خرید و فروش را حلال، و ربا را حرام کرده است. پس هر که از سوی پروردگارش پندی به او رسد و [از کار زشت خود] بازایستد، سودهایی که [پیش از تحریم آن] به دست آورده، مال خود اوست، و کارش [از جهت آثار گناه و کیفر آخرتی] با خداست. و کسانی که [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهی خدا را احترام نکنند] پس آنان اهل آتش اند، و در آن جاودانه اند.

آنان كه ربا مى‌خورند، در قيامت چون كسانى از قبر برمى‌خيزند كه به افسون شيطان ديوانه شده باشند. و اين به كيفر آن است كه گفتند: ربا نيز چون معامله است. در حالى كه خدا معامله را حلال و ربا را حرام كرده است. هر كس كه موعظه خدا به او رسيد و از رباخوارى باز ايستاد، خدا از گناهان پيشين او درگذرد و كارش به خدا واگذار مى‌شود. و آنان كه بدان كار بازگردند، اهل جهنّمند و جاودانه در آن خواهند بود.

آنان که ربا می‌خورند [به کار، یا از گور] برنمی‌خیزند مگر مانند برخاستن کسی که شیطانش زده و دچار جنون کرده باشد، این از آن است که می‌گویند دادوستد مانند رباست، حال آنکه خداوند دادوستد را حلال و ربا را حرام کرده است، اینک کسی که پند پروردگارش به او رسیده و دست بردارد، گذشته‌اش را ایرادی نیست و کار او با خداوند است، و کسانی که به این کار بازگردند دوزخی‌اند و جاودانه در آنند

آنها كه ربا مى‌خورند برنخيزند مگر مانند برخاستن كسى كه شيطان او را به سبب آسيب رساندن آشفته و ديوانه گرداند- تعادل روحى و عملى او به هم مى‌خورد-. اين [آسيب‌] از آن روست كه گفتند خريد و فروش مانند رباست با اينكه خدا خريد و فروش را حلال و ربا را حرام كرده است. پس هر كه پند خداوند بدو رسيد و [از رباخوارى‌] باز ايستاد، آنچه گذشت از آن اوست، و كار او با خداست، و هر كه [به ربا خوارى‌] باز گردد، چنين كسان دوزخيانند و در آن جاودانه باشند.

کسانی که ربا می‌خورند (از گورهای خود به هنگام دوباره زنده شدن، یا از مشی اجتماعی خود در دنیا) برنمی‌خیزند مگر همچون کسی که(- بنا به گمان عربها -)شیطان او را سخت دچار دیوانگی سازد (و نتواند تعادل خود را حفظ کند)؛ این از آن‌رو است که ایشان می‌گویند: خرید و فروش نیز مانند ربا است. و حال آن که خداوند خرید و فروش را حلال کرده است و ربا را حرام نموده است. پس هر که اندرز پروردگارش به او رسید و (از رباخواری) دست کشید، آنچه پیشتر بوده (و سود و نزولی که قبلاً دریافت نموده است) از آن او است و سروکارش با خدا است؛ امّا کسی که برگردد (و مجدّداً مرتکب رباخواری شود) این گونه کسانی اهل آتشند و جاودانه در آن می‌مانند.

کسانی که ربا می‌خورند، (در زندگی‌هاشان) برنمی‌خیزند مگر برخاستن کسی که شیطان بر اثر تماس، دیوانه و پریشانش می‌کند. این بدین سبب است که آنان گفتند: «داد و ستد (بی‌ربا) صرفاً مانند رباست‌» و حال آنکه خدا (این) داد و ستد را حلال و ربا (و مفتخواری) را حرام گردانیده است. پس هر کس اندرزی از جانب پروردگارش بدو در رسد، آن‌گاه (از رباخواری) باز ایستاد، آنچه گذشته، از آنِ اوست و کارش سوی خداست. و کسانی که (به رباخواری) بازگردند، آنان اهل آتشند و همانان در آن ماندگارند.

آنان که ربا (سود) می‌خورند برنخیزند جز مانند برخاستن آن که آشفته سازدش شیطان به دیوانگی این بدان است که گفتند همانا سوداگری مانند مانند ربا است حالی که حلال کرد خدا سوداگری را و حرام کرده است سودخوری را و آن کس که بیایدش اندرزی از پروردگار او پس باز ایستد او را است آنچه بگذشت و کار او با خدا است و آن کس که بازگردد پس آنانند یاران آتش در آنند جاودانان‌


البقرة ٢٧٤ آیه ٢٧٥ البقرة ٢٧٦
سوره : سوره البقرة
نزول : ١٠ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یَأْکُلُونَ»: می‌خورند. مراد دریافت می‌دارند و در آن تصرّف می‌نمایند. «لا یَقُومُونَ»: به هنگام زنده‌شدن از گورها برنمی‌خیزند. از مشی اجتماعیِ دیوانه‌وار خود در دنیا دست برنمی‌دارند و آنی آسوده‌خاطر نمی‌گردند. «یَتَخَبَّطُهُ»: او را پیاپی و ناهنجارانه بزند. «مَسّ»: جنون. دیوانگی. «مِنَ الْمَسِّ». به سبب دیوانگی ناشی از خودباختگی یا هراس. جار و مجرور متعلّق به یَقُومُ یا یَتَخَبَّطُهُ است. در اینجا رباخواران به صرعیان و دیوانگان تشبیه شده‌اند، و این تشبیه بنا بر اسلوب عرب است. آنان زیبایان و نیکوکاران و اشیاء قشنگ و خوشایند را به فرشته تشبیه می‌کنند (نگا: یوسف / ) و زشتها و بدکرداران و اشیاء بدریخت و ناخوشایند را به شیطان و غول (نگا: صافّات / ). «بَیْع»: معامله. خرید و فروش. «مَا سَلَفَ»: آنچه از ربا پیش از تحریم بوده است و گذشته است. «أَمْر»: کار.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


«275» الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‌ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ‌

كسانى كه ربا مى‌خورند، (در قيامت از قبرها) بر نمى‌خيزند مگر همانند برخاستن كسى كه بر اثر تماس شيطان، آشفته وديوانه شده است. (نمى‌تواند تعادل خود را حفظ كند، گاهى زمين مى‌خورد و گاهى بر مى‌خيزد.) اين (آسيب) بدان سبب است كه گفتند: داد و ستد نيز مانند ربا است. در حالى كه خداوند خريد و فروش را حلال و ربا را حرام كرده است. پس هر كس موعظه‌اى از پروردگارش به او رسيد و (از رباخوارى) خوددارى كرد، آنچه در گذشته (از طريق ربا بدست آورده) مال اوست، و كار او به خدا واگذار مى‌شود. امّا كسانى كه (دوباره به رباخوارى) بازگردند، آنان اهل آتش خواهند بود و در آن جاودانه مى‌مانند.

جلد 1 - صفحه 436

نکته ها

«ربا»، در لغت به معناى زيادى وافزايش است. و در شريعت اسلام به معناى زياده گرفتن در وام يا بيع است. مورد ربا، يا پول است يا جنس. گاهى پول را قرض مى‌دهد و بيش از آنچه داده باز پس مى‌گيرد، كه اين رباى در وام است و گاهى جنسى را مى‌دهد و مقدار بيشترى از همان جنس را تحويل مى‌گيرد، كه اين نيز در مواردى ربا مى‌شود. مانند فروش با وزن يا پيمانه.

رباخوار، به كسى تشبيه شده كه شيطان او را خبط كرده است. «خَبط» به معناى افتادن و برخاستن و عدم تعادل به هنگام حركت است.

رباخوار در قيامت همچون ديوانگان محشور مى‌شود، چرا كه در دنيا روش او باعث بهم خوردن تعادل جامعه گرديده است. ثروت پرستى، چشم عقلش را كور كرده و با عمل خود چنان اختلافات طبقاتى و كينه را بر مى‌انگيزد كه فقر و كينه سبب انفجار شده و اصل مالكيّت را نيز متزلزل مى‌كند. براى اين افراد، گويا ربا اصل و خريد و فروش فرع است، فلذا مى‌گويند: بيع و معامله هم مثل رباست و تفاوتى ندارند.

انتقاد از رباخوارى، ربا گرفتن و ربا دادن، از ابتداى اسلام مطرح بوده است. در سوره روم كه در مكّه نازل شده است، مى‌فرمايد: «وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا فِي أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ» «1» يعنى آنچه به قصد ربا مى‌دهيد تا براى شما در اموال مردم بيفزايد، بدانيد كه نزد خداوند افزون نمى‌شود. سپس در سوره‌ى آل‌عمران با فرمان‌ «لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا» «2» از آن نهى گرديده و بيشترين انتقاد از رباخوارى در همين آيات آمده است. ضمناً آيه‌ «وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ» «3»، يادآور مى‌شود كه در مذهب يهود نيز «ربا» حرام بوده، همچنان كه اين حرمت در تورات‌ «4» ذكر شده است.

آيات مربوط به ربا، بدنبال آيات انفاق آمد، تا دو جهت خير وشر را كه توسط مال و ثروت پديد مى‌آيد مطرح كند. انفاق يعنى دادن بلاعوض و ربا يعنى گرفتن بلاعوض. هر آثار


«1». روم، 39.

«2». آل عمران، 130.

«3». نساء، 161.

«4». تورات، سِفر خروج، فصل 23 جمله 25 و سِفر لاويان، فصل 25.

جلد 1 - صفحه 437

خوبى كه انفاق دارد، مقابلش آثار سوئى است كه ربا در جامعه پديد مى‌آورد. به همين جهت قرآن مى‌فرمايد: «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ» خداوند ثروت بدست آمده از ربا را نابود، ولى صدقات را افزايش مى‌دهد.

تهديدهايى كه در قرآن براى اخذ ربا و پذيرش حاكميّت طاغوت آمده، براى قتل، ظلم، شرب خمر، قمار و زنا نيامده است. «1» حرمت ربا نزد تمام فرق اسلامى، قطعى واز گناهان كبيره است. وقتى به امام صادق عليه السلام خبر دادند كه فلانى رباخوار است، فرمود: اگر قدرت مى‌داشتم گردنش را مى‌زدم. «2» همچنان كه حضرت على عليه السلام وقتى با رباخوارى مواجه شد، از او خواست توبه كند، وقتى توبه كرد او را رها نمود و به دنبال آن فرمود: رباخوار را بايد از عمل خود توبه دهند، همچنان كه از شرك توبه مى‌دهند. از امام باقر عليه السلام نقل شده است كه فرمود: خبيث‌ترين درآمدها، رباخوارى است. «3» و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده‌اند: هرگاه خداوند اراده‌ى هلاك قريه‌اى را داشته باشد، رباخوارى در آن قريه ظاهر مى‌شود. «4» و خداوند، فرد رباخوار، وكيل، شاهد و كاتب ربا را لعنت نموده است. «5» در حديث مى‌خوانيم: رباخواران، در قيامت همچون ديوانگان محشور مى‌شوند. «6»

امام صادق عليه السلام علّت تكرار آيات ربا را آماده سازى ثروتمندان براى كار خير و صدقات مى‌داند و مى‌فرمايد: چون از يكسو «ربا» حرام است و از طرف ديگر كنز و انباشتن ثروت به صورت راكد نيز است، پس چاره‌اى براى ثروتمندان جز انفاق و يا كارهاى توليدى مفيد باقى نمى‌ماند. «7» همچنان كه درباره‌ى علّت تحريم ربا گفته‌اند: رباخوارى مانع جريان پول در مسير توليد و كارهاى عام المنفعه است و به جاى تلاش و فكر و بازو، فقط از سود پول بهره‌گيرى مى‌شود، لذا ربا تحريم شده است. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: «لو كان الربا حلالا لترك الناس التجارات» اگر ربا حلال بود، مردم كسب و كار را


«1». تفسير الميزان، ذيل آيه.

«2». وسائل، ج 12، ص 429.

«3». كافى، ج 5، ص 147.

«4». كنز العمّال، ج 4، ص 104.

«5». وسائل، ج 12، ص 430.

«6». تفسير درالمنثور، ج 2، ص 102.

«7». وسائل، ج 12، ص 423.

جلد 1 - صفحه 438

رها مى‌كردند. «1» و از امام رضا عليه السلام نيز روايت شده است كه فرمودند: اگر ربا شيوع پيدا كند راه قرض دادن بسته مى‌شود. «2» ضمناً چون احتمال در دام ربا افتادن در امور اقتصادى زياد است، در حديث مى‌خوانيم: «من اتّجر بغير فقه فقد ارتطم فى‌الربا» «3» هركس بدون دانش و آگاهى از مسائل فقهى تجارت وارد تجارت شود، گرفتار ربا مى‌شود.

آثار ربا:

گرفتن پول اضافى، بدون انجام كارى مفيد و يا مشاركت در توليد، نوعى ظلم و اجحاف است كه موجب پيدايش دشمنى و قساوت مى‌شود.

ربا دهنده به جهت بدهى‌هاى تصاعدى، گاهى ورشكست و مجبور به قبول انواع ذلّت‌ها و اسارت‌ها مى‌شود. «4»

ربا، تعادل جامعه را بهم زده و موجب تقسيم جامعه به دو قطب مستكبر و مستضعف مى‌شود. «5»

با توجّه به اين آثار تخريبى، نه تنها در شريعت اسلام، بلكه در تمام اديان آسمانى ربا تحريم شده است.

امّا برخى به بهانه‌هايى مى‌خواهند ربا را توجيه كنند و به دنبال راه فرار هستند. كلاه شرعى ساختن، همانند حيله يهود براى گرفتن ماهى در روز شنبه كه در آيات قبل ماجراى آن بيان شد، نوعى بازى بيش نيست و قرآن از اين گونه بازى‌ها انتقاد كرده است.

ربا، آثار تخريبى خود را دارد هرچند كه جوامع انسانى آن را در سيستم اقتصادى خودپذيرفته باشند. علّت پيشرفت جوامع غربى، توجّه به علم و صنعت است، نه اينكه رباخوارى موجب ترقّى آنها شده باشد.

پیام ها

1- رباخواران، از تعادل روحى و روانى برخوردار نيستند و جامعه را نيز از تعادل‌


«1». وسائل، ج 12، ص 424 و بحار، ج 103، ص 119.

«2». الحياة، ج 4، ص 334.

«3». نهج‌البلاغه، قصار 447.

«4». تفسير مراغى، ذيل آيه.

«5». تفسير الميزان.

جلد 1 - صفحه 439

اقتصادى خارج مى‌سازند. «كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ»

2- تشبيه بيع حلال به رباى حرام، نشانه‌ى عدم تعادل فكرى آنان است. «يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ ... بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا»

3- توجيه گناه، راه را براى انجام گناه باز مى‌كند. «إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا»

4- تا قبل از ابلاغ تكيف، مسئوليّتى نيست. «فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ»

5- احكام الهى، در جهت پند وتربيت مردم است. «جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ»

6- قانون امروز، شامل گذشته افراد نمى‌شود. «فَلَهُ ما سَلَفَ»

7- از گناه ناآگاهان اغماض مى‌شود، ولى از آگاهانِ مغرض و مُصرّ هرگز. «وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‌ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ (275)

بعد از آن در بيان نص صريح حرمت ربا و شآمت و بال و عذاب آن مى‌فرمايد:

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا: آن كسانى كه مى‌خورند ربا را (مراد مطلق تصرف است و ذكر خوردن براى آنكه اعظم منافع آن است). لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ‌: برنخيزند از قبرهاى خود در وقت بعث در قيامت مگر چنانچه برمى‌خيزد، الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِ‌: آن كس كه مخبط و ديوانه نموده باشد او را شيطان به سبب مس كردن. خلاصه رباخواران در قيامت به شكل مجانين از قبور برخيزند و آنها را بدين نشانه شناسند، شكم آنها به سبب مال ربوى چنان بزرگ باشد به قسمى كه‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 502

هرگاه برخيزند بيفتند از شدت بزرگى شكم. ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا: اين عذاب مر ايشان را به سبب آنست كه گفتند: إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا: جز اين نيست داد و ستدى كه ربا در آن نيست مثل بيعى است كه در آن ربا باشد، زيرا تراضى طرفين كه موجب سازش بيع است در ربا نيز مى‌باشد، و اين مغالطه باشد؛ زيرا خداوند متعال به حكمت بالغه مال را سبب نظام معاش بنى آدم قرار داده بوسيله تجارت، و معامله ربوى، موجب حبس نقدين و سد باب تجارت است.

ابن عباس نقل نموده شخص مديون كه مدتش تمام و طلبكار مطالبه مى‌نمود مى‌گفت: زياد كن در مدت تا زياد نمايم در مال. پس راضى مى‌شدند و معامله مى‌كردند به تصور آنكه اين زيادتى همان زيادتى در ثمن است در موقع معامله.

وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا: و حال آنكه حلال فرموده خداى تعالى بيع را و حرام فرموده ربا را و در ميان بيع و ربا تفاوت بسيار است:

1- نص صريح بر حرمت ربا و حليت بيع. 2- گرفتن مال مسلم بدون عوض جايز نيست مگر به وجهه مشروعه، و در ربا وجهه شرعى و عوضى موجود نيست، لكن در بيع صحيح عوض مى‌باشد. 3- بيع موجب ازدياد مكاسب و لكن ربا به عكس سبب منع تجارت و باعث اختلال نظام معاش بنى آدم است. 4- معروف و صدقات و قرض الحسنه از بين خلق منقطع فقر فاقه ظهور يابد به شآمت ربا.

تبصره 1: ربا بر دو قسم باشد: رباى فرضى. رباى معامله.

رباى قرضى آنست كه قرض بدهد مالى را و شرط كند زيادتى را، و زيادتى اقسام دارد: 1- زيادتى عينى مثل آنكه ده تومان قرض دهد به شرط ده تومان و يك قران. 2- زيادتى وصفى مثل ده تومان نقره شكسته را قرض دهد به شرط ده تومان نقره صحيح. 3- زيادتى عملى مثل آنكه ده تومان دهد به شرط ده تومان و خياطى جامه. 4- زيادتى منفعتى مثل آنكه ده تومان قرض دهد به شرط ده تومان و معامله محاباتى. 5- زيادتى‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 503

انتفاعى مثل آنكه ده تومان قرض دهد به شرط انتفاع بردن از عين مرهونه كه نزد او باشد، زيرا منافع مرهونه متعلق به مالك آن است. و شرط هم اعم است از آنكه صريح باشد يا ضمنى كه قرض مبتنى بر آن بوده باشد تمام آن مفسد و حرام خواهد بود و تفصيل آن در رسائل ربائيه ميباشد.

رباى معامله: آنست كه جنس مكيل يا موزون را معاوضه نمايد به همان جنس به زيادتى از همان جنس، خواه معاوضه به عنوان بيع باشد يا صلح يا هبه معوضه. و نيز زيادتى عينى يا وصفى در مقابل سكه‌اى يا صحت يا مرغوبيت باشد يا نباشد همه آن مفسد و حرام است. مراد به اتحاد جنس در اين مقام يكى از سه شق است: 1- اتحاد بين دو فرد از يك نوع مانند گندم خوب و بد. 2- اتحاد دو نوع از يك نوع مثل اتحاد روغن گوسفند با ماست و پنير و كره و كشك آن كه همه فروع شير است. 3- اتحاد بين نوع و فروع آن مثل اتحاد انگور با فروع آن كه كشمش و شيره و آب غوره و سركه مى‌باشد.

تبصره 2: مطابق فتواى حجج اسلام، دو حكم مترتب بر ربا مى‌باشد چه رباى قرضى و يا رباى معامله. يكى حكم تكليفى كه حرمت باشد، و ديگر حكم وضعى كه نقل و انتقال اصلا واقع نشود. و آنچه به عنوان قرض ربوى و معاوضه ربويه داد و ستد شود، حكم مغصوب را دارد؛ و در اين حكم عالم به حكم تكليفى و وضعى و جاهل به آن مساوى هستند.

تنبيه: يكى از ضروريات دين اسلام حرمت ربا كه از گناهان بزرگ بشمار و عقوبت شديد بر آن توعيد شده و احاديث بسيار در آن وارد گرديد: از جمله:

1- على بن ابراهيم قمى- عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال: درهم ربا اعظم عند اللّه عزّ و جلّ من سبعين زنيّة كلّها بذات محرم فى بيت اللّه الحرام. «1» حضرت صادق عليه السّلام فرمود: يك درهم ربا عظيمتر است‌


«1» تفسير قمىّ، جلد اوّل، صفحه 93.

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 504

از حيث گناه نزد خداى عز و جل از هفتاد زنا تمام آن به محارم باشد در خانه خدا.

2- قال النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: من اكل الرّبا ملاء اللّه بطنه نار جهنّم بقدر ما اكل فان كسب منه مالا لم يقبل اللّه شيئا من عمله و لم يزل فى لعنة اللّه و ملئكته مادام معه قيراط. فرمود حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: هر كه بخورد ربا را، پر كند خدا شكم او را آتش جهنم به قدرى كه خورده. پس اگر كسب نموده از آن مالى را، قبول نفرمايد خداوند چيزى از عمل او را، و هميشه در لعنت الهى و ملائكه است مادامى كه با او قيراطى از مال ربا شد.

3- در مهنج- در حديث معراجيه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمايد: شب معراج گذشتم به جماعتى شكمهاى آنها پر از مار، و پوست شكم آنها چنان نازك بود كه مارها ديده مى‌شد. از جبرئيل پرسيدم اينها كيستند؟ گفت: رباخوران كه قياس نمودند ربا را به بيع و آن را حلال دانستند.

فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ‌: پس هر كه آيد و رسيد او را پند و زجرى از جانب پروردگار او مانند نهى از ربا، فَانْتَهى‌: پس بازايستد و منزجر شود از آن به توبه و تدارك، فَلَهُ ما سَلَفَ‌: پس مر او راست آنچه گذشته از گرفتن ربا قبل از تحريم، چنانچه حضرت باقر عليه السّلام فرمود:

هر كه به شرف اسلام مشرف شود و توبه نمايد از آنچه در زمان كفر نموده، حق تعالى گذشت فرمايد از او. «1» وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ‌: و كار او واگذار به خداست، يعنى مهم امر او در آينده منوط به حفظ و عصمت حق باشد به توفيق تذكر و تدبر در آيات زاجره تا مرتكب مخالفت نگردد. وَ مَنْ عادَ: و هر كه بازگردد به استحلال ربا بعد از آنكه خدا حرام فرموده، فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ: پس آن گروهى كه حلال دانند ربا را بعد از آنكه خدا


«1» تفسير مجمع البيان، جلد اوّل، صفحه 390- تهذيب الاحكام، جلد 7، صفحه 16، حديث 68.

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 505

حرام فرموده ملازمند آتش جهنم را، هُمْ فِيها خالِدُونَ‌: براى ايشان آتش و عذاب دائم و ثابت خواهند بود كه خلاصى براى آنها نيست، زيرا حلال دانستن ربا بعد از ورود نصّ حرمت، موجب كفر، و كافر هم مخلد در جهنم مى‌باشد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‌ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ (275)

ترجمه‌

آنانكه ميخورند ربا را برنميخيزند مگر چنانچه برميخيزد آنكه مخبط ميكند او را شيطان از اصابت نمودن اين بعوض آنست كه گفتند جز اين نيست كه‌


جلد 1 صفحه 352

فروختن مانند ربا است با آنكه حلال كرده است خدا فروختن را و حرام نموده ربا را پس كسى كه رسيد او را موعظه از پروردگارش پس پذيرفت پس مر او راست آنچه را گذشته و امر او با خدا است و كسانى كه عود كنند پس آنگروه اهل آتشند آنها در آن جاويدانند..

تفسير

ربا زياده عوض در معامله و قرض است رباى در معامله عبارت از فروختن جنسى است بهمان جنس با زياده مانند آنكه يك من گندم خوب را بفروشد بيكمن گندم بد با يك ريال وجه يا بد و من گندم بد يا خوب و رباى قرضى آنست كه چيزى بكسى قرض دهد بشرط آنكه در موقع پرداخت چيزى علاوه نمايد و هر يك از ايندو نوع ربا شرائط و احكامى دارد كه در كتب فقهيه ذكر شده و وجوهى براى تخلص از آن هم بيان فرموده‌اند كه شرح آن از شأن تفسير خارج است و براى انس بمعنى شرعى اين مقدار كافى است و اخذ اين زياده كه بآن ربا اطلاق ميشود حرام است به اجماع بلكه ميتوان گفت ضرورى دين است و از معاصى كبيره است كه هيچ معصيتى حرمت آن اعظم و عقوبت آن اشد از اين معصيت در شريعت اسلام نيست در كافى از حضرت صادق (ع) روايت نموده است كه يك درهم از ربا گناه آن شديدتر است نزد خدا از هفتاد مرتبه زنا نمودن با محارم و در فقيه و تهذيب علاوه فرموده مانند عمه و خاله و قمى علاوه فرموده در خانه كعبه و فرموده ربا هفتاد جزء دارد كه يك جزء كوچك آن مانند زناى با مادر است در خانه كعبه و در فقيه و تهذيب نقل نموده كه امير- المؤمنين (ع) فرمود پيغمبر (ص) لعن نمود ربا و خورنده آن و فروشنده و خريدار و نويسنده و دو شاهد آنرا و از حضرت رسول (ص) روايت شده است كه خداوند شكم ربا خوار را از آتش جهنم پر مى‌كند بقدريكه ربا خورده و مادامى كه كسب او ربوى است خداوند هيچ عملى را از او قبول نمى‌نمايد و هميشه مشمول لعنت خدا و ملائكه است تا يك قيراط از ربا نزد او باقى است و در مجمع و قمى از حضرت صادق (ع) روايت نموده است كه پيغمبر (ص) فرمود در شب معراج قومى را در آسمان ديدم كه ميخواستند بايستند بواسطه بزرگى شكمشان نميتوانستند از جبرئيل سؤال نمودم اينها كيانند جواب گفت كسانى هستند كه در دنيا ربا ميخوردند نميتوانند بايستند مگر مانند كسى كه شيطان او را مخبط نموده باشد و مانند آل فرعون صبح و شام در آتش افكنده‌


جلد 1 صفحه 353

ميشوند و ميگويند پروردگارا كى روز قيامت ميآيد و عياشى از آنحضرت نقل نموده كه ربا خوار از دنيا بيرون نميرود تا مخبط كند او را شيطان و چون مقصود اهم نوعى از اخذ ربا خوردن آنست خدا از آن بخوردن تعبير فرموده است و فرموده است رباخوار از قبر خود برنميخيزد مگر مانند شخص مصروع كه مخبط و ديوانه نموده باشد او را شيطان جنى از جهت اصابت بآن و اين تعبير براى تكلم نمودن بلسان قوم است چون عرب اين قبيل اشخاص را جن زده ميخواندند و اينعذاب براى آنستكه آنها قولا و عملا ميگفتند بيع مانند ربا است و قياس ميكردند ربا را در حليت به بيع با آنكه قياس باطل است در شريعت و خدا بيع را حلال و ربا را حرام فرموده است در كافى از حضرت صادق (ع) روايت نموده است كه خداوند ربا را حرام فرمود تا مردم از كار خوب بازنمانند فيض ره فرموده مراد بازنماندن از قرض الحسنه است و بنظر حقير اين حكمت اختصاص برباى قرضى دارد و ظاهر روايت بيان حكمت اصل ربا است كه دو قسم دارد پس شايد مراد از كار خوب اعم از قرض الحسنه و حسن سلوك و برادرى با برادران دينى باشد كه اگر متاعى دارند و ميخواهند معاوضه نمايند چيزى علاوه از آنها گرفته نشود چون در مساوات مواسات و مواخات است و در طلب زياده تضييق و امساك بلكه شايد حكمت قرض الحسنه هم همين باشد كه ثوابش از صدقه زيادتر است و لفظ مس در لغت بمعنى جنون هم آمده است در هر حال رباخوار در روز رستخيز مانند ديوانه از قبر برميخيزد و محشور ميشود يعنى حركاتش مستقيم و معتدل نيست و اهل محشر آنها را باين شعار ميشناسند پس كسى كه حكم حرمت ربا باو برسد و بواسطه نهى الهى منتهى شود و توبه نمايد خدا توبه او را قبول مى‌فرمايد و اموالى را كه قبل از بلوغ نهى باو از اين راه تحصيل نموده از او اخذ نمى‌فرمايد پس بملكيت او برقرار مى‌فرمايد در كافى از يكى از صادقين عليهما السلام و در تهذيب از حضرت باقر (ع) و عياشى از هر دو امام نقل نموده كه مراد از موعظه توبه است و در كافى و فقيه از حضرت صادق (ع) نقل نموده كه هر كه از روى نادانى ربا خورده اگر توبه كند خدا توبه او را قبول مى‌فرمايد و اگر كسى مالى از پدرش با وارث برسد و بداند كه در آن مال ربا است ولى مخلوط باشد بمال حلال براى او حلال است ولى اگر بشناسد آن مال را بايد از سرمايه خود خارج نمايد و بصاحبش مسترد دارد و هر كس مال‌


جلد 1 صفحه 354

بسيارى بدست آورده باشد و در آن ربا زياد باشد ولى نداند و نشناسد آنرا و بعد از شناختن اراده داشته باشد كه آنرا خارج نموده بصاحبش مسترد دارد آنچه را در سابق صرف نموده از آن او است و در آتيه بايد از آن اجتناب نمايد و بنظر حقير مراد از موعظه در روايات منقوله موعظه مؤثره در حليت اموال ربويه سابقه است كه خواسته‌اند بفرمايند صرف علم بحكم و اجتناب در آتيه موجب حليت اموال سابقه نيست توبه لازم دارد و قدر متيقن مستفاد از آيه شريفه حليت اموالى است كه كفار در زمان جاهليت از اينراه بدست آورده بودند چنانچه در مجمع از حضرت باقر (ع) نقل نموده كه كسى كه اسلام بياورد و توبه نمايد از آنچه بجا آورده است آنرا در زمان جاهليت خداوند گذشت ميكند از او آنچه را كه گذشته است و در غير اينمورد بايد بكتب فقهيه مراجعه شود و حكم چنين شخصى در آخرت با خدا است اگر از صميم قلب توبه نموده باشد توبه‌اش را قبول و جزاى خير باو عطا خواهد فرمود و الا بعدل يا فضلش با او رفتار ميفرمايد در هر حال ديگر مسلمانان نبايد متعرض او و اموالش شوند امر او با خدا است و بنظر حقير چنانچه سابقا تحقيق شد اختيار قبول و رد توبه با خدا است ممكن است در بعضى از موارد قبول نشود اگرچه از صميم قلب باشد ولى آثار ظاهرى آن مرتب ميشود و كسى كه عود نمايد بجاهليت و آداب آن بعد از اسلام يا كسيكه عود كند بربا خوارى با آنكه بداند حرمت آنرا و بگويد با بيع فرقى ندارد از اهل آتش است و در آن مخلد خواهد بود و در كافى از حضرت صادق (ع) روايت نموده كه اگر ربا خوار تصور نمايد ربا حلال است و بخورد ضررى براى او ندارد تا وقتى كه توجه پيدا كند و عمدا مرتكب شود كه در اينصورت مشمول اين آيه خواهد بود و ظاهرا مراد آنستكه جاهل قاصر باشد نه مقصر و در فقيه و در عيون از حضرت رضا (ع) نقل نموده كه آن معصيت كبيره است بعد از بيان و استخفاف بآن دخول در كفر است و در باب حكمت حرمت آن بعضى از عرفا گفته‌اند منع از توكل بخدا است چون ربا خوار روزى خود را در محل معينى تأمين مينمايد بخلاف ساير كسبه كه اميدشان بخدا است لذا شيطان در او نفوذ پيدا ميكند و عقل او را زائل مى‌نمايد و چون رابطه با خدا ندارد روز قيامت مانند شخص مخبط ديوانه‌وار مى- گردد و بحق و اصل نميشود و بعضى گفته‌اند حكمت آن منع از زراعت و تجارت و


جلد 1 صفحه 355

صناعت است كه اداره معاش خلق منوط برواج آنها است و اين هر دو در رباى قرضى است و بنظر حقير حكمت همانست كه از روايت كافى از امام صادق (ع) استفاده مى- شود كه ذكر شد از قضا بعد از نوشتن روايت بر طبق نقل صافى ديدم مجمع آنرا بعلاوه دو لفظ كه مفيد نظريه حقير است نقل نموده و اللّه اعلم باسرار احكامه.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


الَّذِين‌َ يَأكُلُون‌َ الرِّبا لا يَقُومُون‌َ إِلاّ كَما يَقُوم‌ُ الَّذِي‌ يَتَخَبَّطُه‌ُ الشَّيطان‌ُ مِن‌َ المَس‌ِّ ذلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ قالُوا إِنَّمَا البَيع‌ُ مِثل‌ُ الرِّبا وَ أَحَل‌َّ اللّه‌ُ البَيع‌َ وَ حَرَّم‌َ الرِّبا فَمَن‌ جاءَه‌ُ مَوعِظَةٌ مِن‌ رَبِّه‌ِ فَانتَهي‌ فَلَه‌ُ ما سَلَف‌َ وَ أَمرُه‌ُ إِلَي‌ اللّه‌ِ وَ مَن‌ عادَ فَأُولئِك‌َ أَصحاب‌ُ النّارِ هُم‌ فِيها خالِدُون‌َ (275)

يكي‌ ‌از‌ محرّمات‌ و معاصي‌ كبيره‌ ربوا ‌است‌ و آيات‌ و اخبار ‌در‌ حرمتش‌ و شدّت‌ عقوبتش‌ بسيار ‌است‌ مثل‌ همين‌ ‌آيه‌ و آيات‌ ‌بعد‌ ‌از‌ ‌آن‌، و مثل‌ اخبار وارده‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌آن‌ جمله‌ ‌است‌ حديث‌ مروي‌ ‌از‌ ‌علي‌ ‌بن‌ ابراهيم‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌ فرمود

(‌در‌ ‌هم‌ ربا اعظم‌

جلد 3 - صفحه 63

عند اللّه‌ ‌من‌ سبعين‌ زنية بذات‌ محرم‌ ‌في‌ بيت‌ اللّه‌ الحرام‌)

و نيز فرمود

(الربا سبعون‌ جزءا ايسره‌ مثل‌ ‌ان‌ ينكح‌ الرجل‌ امّه‌ ‌في‌ بيت‌ اللّه‌ الحرام‌)

و ‌غير‌ اينها.

و ربا دو قسم‌ ‌است‌: رباء قرضي‌ و معاملي‌. رباء قرضي‌ عبارت‌ ‌است‌ ‌از‌ اينكه‌ چيزي‌ ‌را‌ بعنوان‌ قرض‌ بدهد و شرط كند ‌که‌ چيزي‌ زائد ‌بر‌ ‌اينکه‌ مال‌ باو ردّ كند و فرق‌ نميكند ‌که‌ ‌آن‌ شيئي‌ زائد ‌از‌ جنس‌ همان‌ عين‌ مقروضه‌ ‌باشد‌ ‌ يا ‌ شي‌ء ديگر حتّي‌ ‌اگر‌ شرط عملي‌ بشود و ‌لو‌ قرائت‌ يك‌ سوره‌ ‌از‌ قرآن‌ ‌ يا ‌ يك‌ ذكر ‌از‌ اذكار ‌ يا ‌ شرط وصفي‌ زائد ‌باشد‌ مثل‌ جيّد و ردي‌ّ، امّا زياده‌ بدون‌ شرط مانعي‌ ندارد بلكه‌ مستحب‌ّ ‌است‌ و ‌لو‌ دائن‌ ‌هم‌ بداند ‌که‌ مديون‌ ‌آن‌ زياده‌ ‌را‌ ميدهد و داعي‌ ‌بر‌ دين‌ ‌هم‌ ‌باشد‌ لكن‌ شرط نكند ‌که‌ مديون‌ ملزم‌ ‌باشد‌ بردّ زائد.

و حرمت‌ ربا مخصوص‌ بگيرنده‌ نيست‌ بلكه‌ دهنده‌ و واسطه‌ و شاهد و كاتب‌ تماما شريك‌ ‌در‌ حرمت‌ هستند بنص‌ّ اخبار، و طرقي‌ ‌در‌ فقه‌ ‌براي‌ فرار ‌از‌ ربوا ذكر كرده‌اند باسم‌ حيل‌ ربا ‌که‌ بهترين‌ ‌آنها‌ اينست‌ ‌که‌ قبل‌ ‌از‌ قرض‌ ‌آن‌ زائد ‌را‌ دهنده‌ بگيرنده‌ صلح‌ ‌ يا ‌ هبه‌ كند و شرط كند ‌که‌ ‌اينکه‌ مقدار بمن‌ قرض‌ بده‌ ‌تا‌ فلان‌ مدّت‌ بتو رد كنم‌ ‌که‌ قرض‌ شرط صلح‌ ‌باشد‌ و امّا عكس‌ ‌آن‌ ‌که‌ صلح‌ شرط قرض‌ شود ربا ‌است‌ و حرام‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ رباء قرضي‌ ‌در‌ همه‌ چيز ميآيد.

و امّا رباء معاملي‌ ‌که‌ عبارت‌ ‌از‌ مبادله‌ جنس‌ بجنس‌ ‌باشد‌ ‌در‌ خصوص‌ مكيل‌ و موزون‌ ‌است‌ ‌که‌ بايد جنسين‌ ‌هر‌ دو ‌از‌ حيث‌ مقدار و وزن‌ متساوي‌ باشند ‌که‌ ‌اگر‌ يكي‌ ‌از‌ ‌آنها‌ زائد ‌بر‌ ديگري‌ ‌باشد‌ ربا ‌است‌ و حرام‌ ‌است‌، ولي‌ ‌در‌ معدود مثل‌ تخم‌ مرغ‌ ‌ يا ‌ مبادله‌ يك‌ اسكناس‌ صدي‌ بصد اسكناس‌ يك‌ توماني‌ ‌ يا ‌ ‌در‌ ذرع‌ و متر مثل‌ پارچه‌ ‌ يا ‌ زمين‌ ‌ يا ‌ خانه‌ مانعي‌ ندارد، و طرق‌ فرار ‌از‌ ‌اينکه‌ ربا ‌هم‌ بسيار ‌است‌، ‌از‌ ‌آن‌ جمله‌ اينكه‌ ‌در‌ طرف‌ نقيصه‌ جنس‌ ديگري‌ ‌را‌ ضميمه‌ كنند ‌ يا ‌ ‌در‌ طرفين‌ ‌ يا ‌ دو معامله‌ بشود مثلا شكر ‌را‌ بيك‌ قيمتي‌ بفروشد و قند ‌را‌ بهمان‌ قيمت‌ بخرد ‌که‌ قند بازاء شكر نباشد

جلد 3 - صفحه 64

الَّذِين‌َ يَأكُلُون‌َ الرِّبا اكل‌ كنايه‌ ‌از‌ تصرّف‌ و اخذ ‌است‌ مثل‌ لا تَأكُلُوا أَموالَكُم‌ بَينَكُم‌ بِالباطِل‌ِ بقره‌ ‌آيه‌ 181، و مثل‌ إِن‌َّ الَّذِين‌َ يَأكُلُون‌َ أَموال‌َ اليَتامي‌ ظُلماً نساء ‌آيه‌ 11.

لا يَقُومُون‌َ فرداي‌ قيامت‌ ‌که‌ تمام‌ خلق‌ قيام‌ ميكنند ‌براي‌ حساب‌ إِلّا كَما يَقُوم‌ُ الَّذِي‌ يَتَخَبَّطُه‌ُ الشَّيطان‌ُ مِن‌َ المَس‌ِّ آكل‌ ربا قيام‌ نميكند مگر مثل‌ آدم‌ جن‌ زده‌ نظير آدم‌ غشي‌ و حمله‌اي‌ و مست‌ ‌که‌ ‌بر‌ زمين‌ ميخورند و بنحو متعارف‌ راه‌ نميروند و باصطلاح‌ كج‌ و منحرف‌ راه‌ ميروند ‌که‌ تمام‌ اهل‌ محشر ‌از‌ ‌اينکه‌ علامت‌ ميفهمند ‌که‌ اينها آكل‌ ربوا هستند.

و خبط بمعني‌ حركت‌ ‌غير‌ طبيعي‌ ‌است‌ و فلان‌ مخبط ‌است‌ ‌يعني‌ عقلش‌ ‌بر‌ خلاف‌ موازين‌ عقليّه‌ حكم‌ ميكند.

و اختلاف‌ ‌است‌ ‌در‌ اينكه‌ آيا تماس‌ّ شياطين‌ و اجنّه‌ نسبت‌ بانسان‌ حقيقت‌ دارد ‌ يا ‌ آنكه‌ ‌اينکه‌ حالات‌ مرض‌ ‌است‌ عارض‌ ميشود و ‌در‌ نظر عامّه‌ تعبير بجن‌ زده‌ ميكنند و خداوند مطابق‌ نظر عامّه‌ تعبير فرموده‌.

و تحقيق‌ مطلب‌ اينكه‌ ‌هر‌ دو قسم‌ ممكن‌ ‌است‌ و واقعيّت‌ دارد، بسا امراضي‌ موجب‌ ‌اينکه‌ حالات‌ ميشود و بسا بواسطه‌ عملي‌ تماس‌ّ ‌با‌ جن‌ و شياطين‌ پيدا ميكند و بسيار مشاهده‌ ‌شده‌ و بطرقي‌ رفع‌ ‌شده‌ و آيات‌ قرآنيّه‌ ‌بر‌ ‌اينکه‌ ناطق‌ ‌است‌ مثل‌ همين‌ ‌آيه‌ و ‌آيه‌ وَ أَجلِب‌ عَلَيهِم‌ بِخَيلِك‌َ وَ رَجِلِك‌َ وَ شارِكهُم‌ فِي‌ الأَموال‌ِ وَ الأَولادِ اسري‌ ‌آيه‌ 66 و آيات‌ و اخبار و ادعية و عوذات‌ و شواهد خارجيّه‌ ‌که‌ قابل‌ شبهه‌ و اشكال‌ نيست‌.

ذلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ قالُوا إِنَّمَا البَيع‌ُ مِثل‌ُ الرِّبا زيرا ربا ‌در‌ نظر مردم‌ ‌خود‌ يك‌ نوع‌ مبادله‌ ‌است‌ و يك‌ نوع‌ كسب‌ و تجارت‌ ‌است‌ و چه‌ بسياري‌ هستند ‌که‌ شغل‌ و كسب‌ و تجارت‌ ‌آنها‌ منحصر بهمين‌ ‌است‌ و بخصوص‌ رباي‌ معاملي‌ ‌که‌ حقيقة مبادله‌ ثمن‌ و مثمن‌ ‌است‌، و جواب‌ ‌آنها‌ اينست‌ ‌که‌ مجرّد تشابه‌ و مثليّت‌ موجب‌ حلّيت‌ نميشود چه‌ بسيار

جلد 3 - صفحه 65

بيع‌هايي‌ ‌است‌ ‌که‌ شارع‌ مقدّس‌ حرام‌ كرده‌ مثل‌ بيع‌ خمر و آلات‌ قمار و آلات‌ ساز و آواز و مجسّمه‌ و ‌غير‌ اينها، و حاصل‌ اينكه‌ ‌در‌ حلّيت‌ بيع‌ و صلح‌ و اجاره‌ و سائر معاملات‌ محتاج‌ بامضاء شرع‌ ‌است‌ و ‌لو‌ ‌در‌ نظر عرف‌ همه‌ يكسان‌ ‌باشد‌.

وَ أَحَل‌َّ اللّه‌ُ البَيع‌َ وَ حَرَّم‌َ الرِّبا و حال‌ آنكه‌ خداوند بيع‌ ‌را‌ حلال‌ فرمود ‌با‌ مراعات‌ شرائط مقرّره‌ ‌در‌ فقه‌ ‌از‌ شرائط عوضين‌ و متعاملين‌ و نفس‌ معامله‌ و ربا ‌را‌ حرام‌ فرمود و بزرگان‌ مضارّ دنيوي‌ ربا ‌را‌ مفصلا متعرض‌ شدند ‌که‌ چه‌ مفاسدي‌ ‌در‌ ‌بر‌ دارد لكن‌ امروز معمول‌ دنيا ‌در‌ تمام‌ ممالك‌ و تمام‌ بانكها و تجارتخانه‌ها و جميع‌ ادارات‌ ‌است‌ و بسيار مورد تعجّب‌ ‌است‌ ‌از‌ ممالك‌ اسلامي‌ ‌با‌ اينكه‌ نص‌ّ قرآن‌ و ضرورت‌ دين‌ ‌بر‌ حرمتش‌ قائم‌ ‌است‌ بآن‌ قانونيّت‌ داده‌اند.

فَمَن‌ جاءَه‌ُ مَوعِظَةٌ مِن‌ رَبِّه‌ِ موعظه‌ عبارت‌ ‌از‌ ترساندن‌ ‌از‌ عواقب‌ سوء معاصي‌ و نصيحت‌ بفعل‌ طاعات‌ و تذكّر بمفاسد و مصالح‌ امور و حث‌ ‌بر‌ اعمال‌ حسنه‌ و وصيّت‌ بتقوي‌ و پرهيزگاري‌ و تنبّه‌ ‌از‌ اغترار بدنيا و زخارف‌ ‌آن‌ و ترغيب‌ بآخرت‌ و مثوبات‌ ‌آن‌ و نحو اينها و ‌در‌ مقام‌ بيان‌ حكم‌ و حرمت‌ رباء ‌است‌.

فانتهي‌ ‌يعني‌ آكل‌ ربا منتهي‌ شد ‌از‌ پند الهي‌ و ترك‌ ربا كرد.

فَلَه‌ُ ما سَلَف‌َ ‌يعني‌ آنچه‌ پيش‌ ‌از‌ بيان‌ حكم‌ و قبل‌ ‌از‌ تحريم‌ ‌از‌ ربا اخذ كرده‌ ‌براي‌ ‌او‌ حلال‌ ‌است‌ و خداوند گذشت‌ ميفرمايد نظير حديث‌

(الاسلام‌ يجب‌ّ ‌ما قبله‌)

و بعضي‌ گفتند پيش‌ ‌از‌ علم‌ بحرمت‌ ‌که‌ جاهل‌ بوده‌ بحرمت‌ ربا ‌بر‌ ‌او‌ حلال‌ و ‌پس‌ ‌از‌ علم‌ بحرمت‌ ديگر حلال‌ نيست‌، و ‌بر‌ طبق‌ ‌اينکه‌ ‌هم‌ اخباري‌ داريم‌ ‌در‌ برهان‌ مذكور ‌است‌ و حاصلش‌ اينست‌ ‌که‌ وارث‌ ‌اگر‌ ميداند ‌که‌ مورث‌ ‌او‌ ربا ميگرفته‌ آيا ارث‌ ‌بر‌ ‌اينکه‌ حرام‌ ‌است‌ ‌با‌ اينكه‌ ميداند ‌در‌ ‌اينکه‌ مال‌ ربوا ‌هم‌ هست‌ حضرت‌ ميفرمايد ‌اگر‌ مال‌ بخصوصي‌ ‌را‌ ميداند ربا ‌است‌ بايد ردّ كند و ‌اگر‌ مختلط ‌است‌ حلال‌ ‌است‌.

و ‌اينکه‌ اخبار دلالتش‌ ‌بر‌ ‌اينکه‌ معني‌ معلوم‌ نيست‌ زيرا ‌اينکه‌ مسئله‌ بيان‌ حكم‌ مال‌

جلد 3 - صفحه 66

شبهه‌ ‌است‌ و مختلط بحرام‌ ‌که‌ ‌در‌ فقه‌ معيّن‌ ‌شده‌ ‌که‌ ‌اگر‌ مقدار حرام‌ و صاحب‌ ‌را‌ ميشناسد و معلوم‌ ‌است‌ بايد ردّ كند و ‌اگر‌ صاحب‌ معلوم‌ و مقدار مجهول‌ تصالح‌ كنند و ‌اگر‌ مقدار معلوم‌ و صاحب‌ مجهول‌ ردّ مظالم‌ و ‌اگر‌ ‌هر‌ دو مجهول‌ خمس‌ محلّل‌.

بلي‌ ‌در‌ ذيل‌ حديث‌ دارد

(فان‌ّ ‌رسول‌ اللّه‌ ‌قد‌ وضع‌ ‌ما مضي‌ ‌من‌ الربا و حرّم‌ ‌عليهم‌ ‌ما بقي‌ فمن‌ جهله‌ وسع‌ ‌له‌ جهله‌ حتّي‌ يعرفه‌ اذا عرف‌ تحريمه‌ حرم‌ ‌عليه‌ و وجب‌ ‌فيه‌ العقوبة)

لكن‌ ‌اينکه‌ جمله‌ ‌هم‌ دلالتش‌ تمام‌ نيست‌ بلكه‌ ممكن‌ ‌است‌ ‌اينکه‌ ‌باشد‌ ‌که‌ جاهل‌ غافل‌ نه‌ جاهل‌ ملتفت‌ ‌اگر‌ مال‌ حرام‌ بدست‌ آورد و صاحب‌ مال‌ برضايت‌ باو داد و ‌لو‌ مالك‌ نميشود لكن‌ ‌اگر‌ تلف‌ شد ‌به‌ اينكه‌ مصرف‌ كرد چون‌ باذن‌ مالك‌ بوده‌ ضمان‌ ندارد بلي‌ ‌اگر‌ عين‌ باقيست‌ بايد رد كند و اللّه‌ العالم‌.

وَ أَمرُه‌ُ إِلَي‌ اللّه‌ِ ‌از‌ ‌براي‌ ربوا دو حكم‌ ‌است‌ وضعي‌ ‌که‌ بايد بصاحبش‌ رد كند و ضامن‌ ‌است‌ و حق‌ ‌النّاس‌ ‌است‌، و تكليفي‌ ‌که‌ حرام‌ ‌است‌ و مستحق‌ عقوبت‌ ‌است‌، ‌از‌ حيث‌ حكم‌ وضعي‌ بايد ذمّه‌ ‌خود‌ ‌را‌ فارغ‌ كند و امّا ‌از‌ حيث‌ تكليفي‌ امر ‌او‌ ‌با‌ خداوند ‌است‌ ميخواهد عفو كند و ميخواهد عقوبت‌ فرمايد مثل‌ ساير معاصي‌ ‌در‌ صورتي‌ ‌که‌ مستحل‌ّ ربا نباشد ‌که‌ كافر ميشود و قابل‌ عفو نيست‌.

وَ مَن‌ عادَ ‌که‌ ‌با‌ علم‌ بتحريم‌ دست‌ ‌بر‌ نداشت‌ چنانچه‌ اكثر ‌با‌ اينكه‌ ميدانند حرام‌ ‌است‌ مرتكب‌ ميشوند.

فَأُولئِك‌َ أَصحاب‌ُ النّارِ هُم‌ فِيها خالِدُون‌َ تفسيرش‌ واضح‌ و گذشت‌ الّا اينكه‌ اينجا يك‌ نكته‌ دارد و ‌آن‌ اينست‌ ‌که‌ بضرورت‌ مذهب‌ شيعه‌ مؤمن‌ مخلّد ‌در‌ عذاب‌ نيست‌ و بالاخره‌ بواسطه‌ ايمان‌ نجات‌ پيدا ميكند و ‌اينکه‌ ‌آيه‌ حكم‌ بخلود فرموده‌ ميتوان‌ ‌گفت‌ ‌که‌ آكل‌ ربا ‌اگر‌ بي‌توبه‌ ‌از‌ دنيا رود بي‌ايمان‌ ‌از‌ دنيا مي‌رود (نعوذ باللّه‌ ‌من‌ عذاب‌ اللّه‌ و سخطه‌).

67

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱ - رباخواران، همچون شیطان زدگان آشفته، دیوانه و پریشان (الّذین یأکلون الرّبوا لا یَقُومونَ الاّ کما یقوم الّذى یتخبّطه الشّیطان من المسّ) با توجّه به معناى لغوى «تخبّط» که دیوانگى و پریشانى است. (التّخبط المس بالجنون و التخیل).

۲ - نظام اقتصاى ربوى، موجب عدم تعادل مناسبات اجتماعى (الّذین یأکلون الرّبوا لا یَقُومونَ الاّ کما یقوم الّذى یتخبّطه الشّیطان)

۳ - رباخوارى، موجب انحراف و نابسامانى نظام اقتصادى جامعه مى گردد. (الّذین یأکلون الرّبوا لا یَقُومونَ الاّ کما یقوم الّذى یتخبّطه الشّیطان)

۴ - به کارگیرى تمثیل در قرآن، روشى براى بیان حقایق و احکام دین (الّذین یأکلون الرّبوا لا یَقُومونَ الاّ کما یقوم الّذى)

۵ - دخالت شیطان در اختلالات روانى (کما یقوم الّذى یتخبّطه الشّیطان من المسّ)

۶ - جهت گیرى غلط رباخوار، در برابر سعادت و خیر خویش (الذین ... کما یقوم الّذى یتخبّطه الشّیطان من المسّ) همان گونه که شخص شیطان زده جهت گیرى صحیحى در برابر مصالح خویش ندارد، رباخوار نیز چنین است.

۷ - پندار نادرست رباخواران، از همانندى بیع با ربا، دلیل رباخوارى آنان (الّذین یأکلون الرّبوا ... ذلک بانّهم قالوا انّما البیع مثل الرّبوا) بنابراینکه «ذلک» اشاره به «اکل ربا» باشد که از «یأکلون الرّبوا» به دست مى آید.

۸ - پندار و باور غلط رباخواران از همگونى بیع و ربا، نشانه عدم تعادل شخصیّت آنان (الّذین یأکلون ... ذلک بانّهم قالوا انّما البیع مثل الرّبوا) کلمه «ذلک» علاوه بر اینکه اشاره به «اکل ربا» است، مى تواند اشاره به تخبّط وجنون زدگى باشد، البته در این صورت جمله «ذلک بانّهم» تعلیل در مقام اثبات است که در این برداشت به نشانه تعبیر شده است.

۹ - حکم به حلیّت بیع (معاملات غیر ربوى) و حُرمَت ربا (معاملات ربوى)، از جانب خداوند (و احلّ اللّه البیع و حرّم الرّبوا)

۱۰ - حلیت سود ربوى براى رباخواران، قبل از رسیدن حکم تحریم ربا به آنان (فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى فله ما سلف) جمله «فله ما سلف»، یعنى سودى که در گذشته (قبل از ابلاغ تحریم ربا) از طریق معاملات ربوى به دست آورده اید، از آن شما و حلال است. همان گونه که طبرى گفته است: «فله ما اخذ و اکل من الرّبوا قبل النّهى.»

۱۱ - نبودن تکلیف براى بندگان، پیش از ابلاغ حکم الهى به آنان (فمن جاءه موعظة من ربه فانتهى فله ما سلف)

۱۲ - عاقبت کار رباخواران توبه کننده از عمل خویش، به خداوند واگذار شده است. (فمن جاءه ... فانتهى ... و امره الى اللّه)

۱۳ - مواعظ و اندرزهاى خداوند، تربیت کننده آدمیان (فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى) کلمه «رب» به معناى مدبّر و تربیت کننده، بیانگر این معناست که مواعظ الهى براى تربیت انسانها و تدبیر امور ایشان است.

۱۴ - خداوند، پذیرنده توبه رباخواران، از عمل ناپسند آنان (فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى فله ما سلف و امره الى اللّه)

۱۵ - احکام الهى، موعظه و اندرز خداوند به بندگان خویش (فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى) خداوند از حکم خویش (تحریم ربا) به «موعظه» تعبیر کرده است; بنابراین احکام الهى، از جمله مواعظ اوست.

۱۶ - بازگشت به رباخوارى پس از آگاهى از حرمت آن، موجب جاودانگى در آتش (فمن جاءه موعظة ... و من عاد فاولئک اصحاب النّار هم فیها خالدون) جمله «فمن جاءه موعظة» به این معناست که حکم الهى به او ابلاغ شود; یعنى پس از بیان حکم، به آن آگاهى یابد. گفتنى است جمله «و من عاد» در برداشت فوق، بازگشت به رباخوارى تفسیر شده است.

۱۷ - اعتقاد به همگونى بیع و ربا پس از بیان ربا و حکم آن، موجب جاودانگى در آتش (قالوا انّما البیع ... و من عاد فاولئک اصحاب النّار هم فیها خالدون) در برداشت فوق متعلق «عاد»، پندار غلط همسانى بیع و ربا گرفته شده است، بنابراین جمله «و من عاد ... » به این معناست: اگر کسى پس از بیان حکم الهى درباره ربا، همچنان بر این پندار باشد که بیع همانند رباست در آتش مخلّد خواهد بود. چون وى در حقیقت کافر است.

روایات و احادیث

۱۸ - ربا فقط در مکیل و موزون است. (احلّ اللّه البیع و حرّم الرّبوا) امام صادق (ع): لا یکون الرّبا إلاّ فیما یکال او یوزن].

۱۹ - رباخوار در قیامت، همچون دیوانگان محشور مى شود. (الذین یأکلون الرّبوا) رسول اللّه (ص): یأتى آکل الرّبا یوم القیامة مختبلا ...].

موضوعات مرتبط

  • احکام: ۹، ۱۰، ۱۸
  • اختلال روانى: ۸ عوامل اختلال روانى ۱، ۵
  • اقتصاد: رکود اقتصادى ۳
  • تبلیغ: روش تبلیغ ۴
  • تربیت: عوامل مؤثّر در تربیت ۱۳
  • تکلیف: شرایط تکلیف ۱۱
  • توبه: قبولى توبه ۱۴
  • جامعه: عوامل انحطاط جامعه ۳
  • جهنّم: جاودانگى در جهنّم ۱۶، ۱۷
  • خدا: موعظه هاى خدا ۱۳، ۱۵
  • دین: تعالیم دین ۱۵
  • ربا: آثار ربا ۱، ۲، ۳، ۶ ; کیفر ربا ۱۶، ۱۷; احکام ربا ۷، ۹، ۱۰، ۱۷، ۱۸; حرمت ربا ۹
  • رباخوار: اختلال روانى رباخوار ۱۹ ; توبه رباخوار ۱۲، ۱۴ ; عقیده رباخوار ۷، ۸ ; فرجام رباخوار ۱۲ ; قیاس رباخوار ۷، ۸، ۱۷
  • رشد: موانع رشد ۶
  • رفتار: پایه هاى رفتار ۸
  • شیطان: نقش شیطان ۱، ۵
  • عذاب: موجبات عذاب ۱۶، ۱۷
  • عقیده: عقیده باطل ۷، ۸
  • قرآن: تشبیهات قرآن ۱، ۴
  • قیامت: رباخوار در قیامت ۱۹
  • گمراهى: عوامل گمراهى ۳، ۷
  • محرمات: ۹
  • معامله: حلیت معامله ۹ ; معامله ربوى ۹، ۱۰
  • نظام اجتماعى: ۲ نظام اقتصادى: ۲، ۳

منابع

  1. کافى، ج ۵، ص ۱۴۶، ح ۱۰ ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۹۱، ح ۱۱۵۹.
  2. الدر المنثور، ج ۲، ص ۱۰۲.
عوامل درباره‌ٔ "البقرة ٢٧٥"
تعداد کلمات49 +
ریشه غیر ربطاکل‌ +، ربو +، قوم‌ +، ک‌ +، ما +، خبط +، ه‌ +، شطن‌ +، مسس‌ +، انن‌ +، ب‌ +، هم‌ +، قول‌ +، بيع‌ +، مثل‌ +، حلل‌ +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، حرم‌ +، جى‌ء +، وعظ +، ربب‌ +، ف‌ +، نهى‌ +، ل‌ +، سلف‌ +، امر +، عود +، صحب‌ +، نور + و خلد +
شامل این ریشهالذين‌ +، اکل‌ +، ربو +، لا +، قوم‌ +، الا +، ک‌ +، ما +، الذى‌ +، خبط +، ه‌ +، شطن‌ +، من‌ +، مسس‌ +، ذلک‌ +، انن‌ +، ب‌ +، هم‌ +، قول‌ +، بيع‌ +، مثل‌ +، و +، حلل‌ +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، حرم‌ +، ف‌ +، جى‌ء +، وعظ +، ربب‌ +، نهى‌ +، ل‌ +، سلف‌ +، امر +، الى‌ +، عود +، اول‌ +، صحب‌ +، نور +، فى‌ +، ها + و خلد +
شامل این کلمهالّذِين +، يَأْکُلُون +، الرّبَا +، لا +، يَقُومُون +، إِلاّ +، کَمَا +، يَقُوم +، الّذِي +، يَتَخَبّطُه +، الشّيْطَان +، مِن +، الْمَس +، ذٰلِک +، بِأَنّهُم +، قَالُوا +، إِنّمَا +، الْبَيْع +، مِثْل +، وَ +، أَحَل +، اللّه +، حَرّم +، فَمَن +، جَاءَه +، مَوْعِظَة +، رَبّه +، فَانْتَهَى +، فَلَه +، مَا +، سَلَف +، أَمْرُه +، إِلَى +، مَن +، عَاد +، فَأُولٰئِک +، أَصْحَاب +، النّار +، هُم +، فِيهَا + و خَالِدُون +
شماره آیه در سوره275 +
نازل شده در سال22 +
کلمه غیر ربطيَأْکُلُون +، الرّبَا +، يَقُومُون +، کَمَا +، يَقُوم +، يَتَخَبّطُه +، الشّيْطَان +، الْمَس +، بِأَنّهُم +، قَالُوا +، الْبَيْع +، مِثْل +، أَحَل +، اللّه +، حَرّم +، جَاءَه +، مَوْعِظَة +، رَبّه +، فَانْتَهَى +، فَلَه +، سَلَف +، أَمْرُه +، عَاد +، أَصْحَاب +، النّار + و خَالِدُون +