روایت:من لايحضره الفقيه جلد ۳ ش ۱۶۶۸

از الکتاب


آدرس: من لا يحضره الفقيه، جلد ۳، بَابُ طَلَاقِ الْمَفْقُود

روي عمر بن اذينه عن بريد بن معاويه قال :

سَأَلْتُ‏ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع‏ عَنِ اَلْمَفْقُودِ كَيْفَ تَصْنَعُ اِمْرَأَتُهُ قَالَ مَا سَكَتَتْ عَنْهُ وَ صَبَرَتْ يُخَلَّى عَنْهَا وَ إِنْ هِيَ رَفَعَتْ أَمْرَهَا إِلَى اَلْوَالِي أَجَّلَهَا أَرْبَعَ سِنِينَ ثُمَّ يَكْتُبُ إِلَى اَلصُّقْعِ اَلَّذِي فُقِدَ فِيهِ فَيُسْأَلُ عَنْهُ‏ فَإِنْ خُبِّرَ عَنْهُ بِحَيَاةٍ صَبَرَتْ وَ إِنْ لَمْ يُخْبَرْ عَنْهُ بِحَيَاةٍ حَتَّى تَمْضِيَ اَلْأَرْبَعُ سِنِينَ دُعِيَ‏ وَلِيُّ اَلزَّوْجِ اَلْمَفْقُودِ فَقِيلَ لَهُ هَلْ لِلْمَفْقُودِ مَالٌ فَإِنْ كَانَ لَهُ مَالٌ أُنْفِقَ عَلَيْهَا حَتَّى تُعْلَمَ حَيَاتُهُ مِنْ مَوْتِهِ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ قِيلَ لِلْوَلِيِّ أَنْفِقْ عَلَيْهَا فَإِنْ فَعَلَ فَلاَ سَبِيلَ لَهَا إِلَى أَنْ تَتَزَوَّجَ مَا أَنْفَقَ عَلَيْهَا وَ إِنْ أَبَى أَنْ يُنْفِقَ عَلَيْهَا أَجْبَرَهُ اَلْوَالِي عَلَى أَنْ يُطَلِّقَ تَطْلِيقَةً فِي اِسْتِقْبَالِ اَلْعِدَّةِ وَ هِيَ طَاهِرٌ فَيَصِيرُ طَلاَقُ اَلْوَلِيِ‏ طَلاَقَ اَلزَّوْجِ‏ فَإِنْ جَاءَ زَوْجُهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا مِنْ يَوْمَ طَلَّقَهَا اَلْوَلِيُّ فَبَدَا لَهُ أَنْ يُرَاجِعَهَا فَهِيَ اِمْرَأَتُهُ وَ هِيَ عِنْدَهُ عَلَى تَطْلِيقَتَيْنِ وَ إِنِ اِنْقَضَتِ اَلْعِدَّةُ قَبْلَ أَنْ يَجِي‏ءَ وَ يُرَاجِعَ فَقَدْ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ وَ لاَ سَبِيلَ لِلْأَوَّلِ عَلَيْهَا


من لايحضره الفقيه جلد ۳ ش ۱۶۶۷ حدیث من لايحضره الفقيه جلد ۳ ش ۱۶۶۹
روایت شده از : امام جعفر صادق عليه السلام
کتاب : من لايحضره الفقيه - جلد ۳
بخش : باب طلاق المفقود
عنوان : حدیث امام جعفر صادق (ع) در کتاب من لا يحضره الفقيه جلد ۳ بَابُ طَلَاقِ الْمَفْقُود
موضوعات :

ترجمه

‏محمد جواد غفارى, من لا يحضره الفقيه - جلد ۵ - ترجمه على اكبر و محمد جواد غفارى و صدر بلاغى, ۲۵۳

بريد بن معاويه گويد: از امام صادق عليه السّلام پرسيدم مرديكه گم شده است زنش چه بايد بكند؟ فرمود: تا مادامى كه ساكت است و صبر مى‏كند كه كارى با وى ندارند، و چنانچه شكايت به محكمه برد، قاضى او را تا چهار سال امر بصبر مى‏كند و خود به اطراف سرزمين كه مرد در آنجا مفقود شده توسط نوشتن نامه بمأمورينش و دستور پى‏جوئى از حال او پرسش مى‏كند، چنانچه در اين مدّت خبر دادند زنده است زن صبر مى‏كند، و اگر خبرى از او و زنده بودنش نشد و چهار سال گذشت، قاضى ولىّ آن مرد را احضار كرده و مى‏پرسد آيا اين شخص گم شده مالى دارد، پس‏ اگر داراى ثروتى بود از آن نفقه زن را مى‏پردازد تا اينكه خبر مرگ يا حيات او معلوم شود، و چنانچه ثروتى نداشت به ولىّ او دستور مى‏دهد كه مخارج اين زن را بدهد و اگر ولى بدان نفقه حاضر شد زن راهى جز صبر ندارد و تا زمانى كه نفقه‏اش را آن شخص ميپردازد نميتواند تقاضاى طلاق كند، و اگر از دادن نفقه دريغ نمود حاكم يا قاضى او را وادار مى‏كند كه از جانب شوهر آن زن را در حال پاكى طلاق دهد، و اين طلاق بمنزله طلاق شوهر محسوب مى‏شود، پس اگر پيش از تمام شدن ايّام عدّه از روزى كه ولىّ آن گمشده زن را طلاق داده شوهر پيدا شد و بخاطرش رسيد كه رجوع كند ميتواند چنين كند و دو طلاق ديگر زن نزد آن مرد باقى است، و اگر زمان عدّه پيش از آنكه شوهر بيايد و رجوع كند گذشت براى زن حلال مى‏شود كه هر شوهرى را بخواهد اختيار و ازدواج كند، و چنانچه شوهر اوّل باز آيد راهى بآن زن نخواهد داشت.


شرح

آیات مرتبط (بر اساس موضوع)

احادیث مرتبط (بر اساس موضوع)