النساء ٣٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

چه می‌شد اگر آنها به خدا و روز بازپسین ایمان می‌آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزی داده، (در راه او) انفاق می‌کردند؟! و خداوند از (اعمال و نیات) آنها آگاه است.

و اگر به خدا و روز واپسين ايمان مى‌آوردند و از آنچه خدا روزيشان كرده انفاق مى‌كردند چه زيانى برايشان داشت؟ و خداوند به كارشان آگاه است

و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان مى‌آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزى داده، انفاق مى‌كردند، چه زيانى برايشان داشت؟ و خدا به [كار] آنان داناست.

چه زیانی به آنها می‌رسید اگر به خدا و روز قیامت ایمان آورده و از بهره‌ای که خدا به آنان داده چیزی انفاق می‌کردند؟! و خدا به (احوال و نیّات) آنان دانا است.

و بر آنان چه زیانی بود اگر به خدا و روز قیامت ایمان می آوردند، و از آنچه خدا به آنان داده انفاق می کردند؟ و خدا همواره به آنان داناست.

چه زيان داردشان اگر به خدا و روز قيامت ايمان آورند و از آنچه خدا به آنها روزى داده است انفاق كنند؟ خدا به كارشان داناست.

و آنان را چه زیان داشت اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان می‌آوردند و از آنچه روزیشان داده بود، می‌بخشیدند؟ و خداوند به [احوال‌] آنان داناست‌

آنان را چه زيان داشت اگر به خدا و روز واپسين ايمان مى‌آوردند و از آنچه خدا روزيشان داده انفاق مى‌كردند، و خداوند بديشان داناست.

چه می‌شد اگر آنان به خدا و روز رستاخیز ایمان می‌آوردند و (به انگیزه‌ی این ایمان، خالصانه در راه خدا) از آنچه خدا بدیشان داده است بذل و بخشش می‌کردند (و اجر خود را از او دریافت می‌داشتند؟) و خداوند آگاه از آنان است.

و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان می‌آوردند و از آنچه خدا به آنان روزی داده، انفاق می‌کردند، چه (زیانی) بر ایشان داشت‌؟ و خدا به آنان بسی دانا بوده است.

و چه چیز بر ایشان بود اگر ایمان می‌آوردند به خدا و روز بازپسین و می‌بخشیدند از آنچه روزی داده است ایشان را خدا و خدا بدیشان است دانا


النساء ٣٨ آیه ٣٩ النساء ٤٠
سوره : سوره النساء
نزول : ٨ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَاذَا عَلَیْهِمْ»: چه می‌شد اگر. چه زیانی می‌کردند اگر.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَ كانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيماً «39»

و بر ايشان چه مى‌شد، اگر به خداوند و روز قيامت ايمان مى‌آوردند و از آنچه خداوند، روزى آنان كرده (از روى اخلاص، نه ريا) انفاق مى‌كردند؟

و خداوند به نيّت آنان داناست.

جلد 2 - صفحه 70

پیام ها

1- اظهار تأسف بر حال منحرفان، يكى از راههاى هشدار وتبليغ است. وَ ما ذا عَلَيْهِمْ‌ ...

2- لازمه‌ى ايمان به خدا، انفاق به محرومان است. آمَنُوا ... أَنْفَقُوا

3- انفاق فقط در اموال نيست، بلكه از هرچه كه خداوند داده، (علم، آبرو، مقام ...)

پسنديده است. «مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ»

4- اگر بدانيم كه نعمت‌ها از خداوند است، روحيّه‌ى انفاق در ما قوى مى‌شود.

«رَزَقَهُمُ اللَّهُ»

5- افراد بخيل، يا رياكار بدانند كه زير نظر خداى آگاه قرار دارند. «كانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيماً»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَ كانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيماً (39)

بعد از آن بر سبيل توبيخ و تجهيل ايشان فرمايد:

وَ ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ: و چه ضرر و عيب بودى بر ايشان اگر ايمان مى‌آوردند به وحدانيت الهى و تصديق مى‌كردند به روز آخرت و جزاى سبحانى يا چه شده است بر آنها كه بمبدء و معاد معتقد و مصدق گردند، وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ‌: و انفاق كردندى حقوق الهى را بدون غرض و ريا از آنچه روزى فرموده ايشان را خداى تعالى. پس بر سبيل تهديد و تخويف فرمايد: وَ كانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيماً: و هست ذات ذو الجلال الهى به اقوال و افعال ايشان دانا، پس جزا فراخور اقوال و افعال آنها خواهد داد. غرض توبيخ است مر ايشان را بر جهل به منفعت و اعتقاد به چيزى كه ضرر آنها است. و ايضا تحريص بر فكر كردن جواب، كه شايد به تفكر عالم شوند به فوايد جليله و عوايد جميله، تا تحصيل آن نمايند. و ايضا تنبيه بر آنكه كسى كه او را دعوت به امرى كنند كه در آن ضررى نباشد، سزاوار باشد به اجابت؛ فكيف به دعوتى كه متضمن منافع باشد.

نكته: تقديم ايمان در اينجا و تأخير آن در آيه سابقه، به جهت آنكه مقصود در اينجا تخصيص، و در آنجا تعليل است.

تبصره: آيه شريفه دلالت دارد بر بطلان قول جبريه، چه اگر خداى تعالى كفر را در كافر جعل كند و بفرمايد: ماذا عليهم لو امنوا، و ايضا معصيت را در عاصى جعل نمايد و بفرمايد: ماذا عليهم لو اطاعوا؛ هر آينه عبث و قبيح، و صدور آن از حكيم على الاطلاق محال خواهد بود؛ زيرا مثل آنست كه شخصى‌

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 440

را دست و پا بسته به دريا اندازند و گويند: «ماذا عليه ان لا يبتل بالماء». و معذبين نار را گويند: «ماذا عليهم لو خرجوا و صاروا الى الجنه». و مريض را گويند: «ماذا عليه لو كان صحيحا». و موكل و كيل در متاع را محبوس كند و گويد: «ماذا عليه لو تصرف فى الضيعه». و مسلم است صدور اين كلمات از عاقل، نسبت به اشخاص مذكور قبيح باشد. و چون قبيح از ذات احديت محال است، صدور فعلى كه مسبب قبح باشد، البته محال و ممتنع خواهد بود. پس كفر در كافر، و معصيت در عاصى را حق تعالى جعل نفرموده، بلكه خود، به سوء اختيار كفر را بر ايمان و عصيان را بر طاعت ترجيح دادند. و اين قاعده از مسلميات عقليه است كه: الامتناع بالاختيار لا ينافى الاختيار، يعنى بازداشتن و منع كردن شيئى را از خود به اختيار، منافى با اختيار در فعل و ترك نيست. و آيه شريفه بعد مؤيد مطلب حقه است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ ما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَ كانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيماً (39)

ترجمه‌

و چه باكى بود برايشان اگر ايمان ميآوردند بخدا و روز بازپسين و انفاق مينمودند از آنچه روزى دادشان خدا و باشد خداوند بايشان دانا.

تفسير

خداوند ملامت فرموده است به اين بيان بر جهل كه ناشى از بى‌فكرى است در امور مهمّه و اجابت دعوات حقه كه راه ضرر آن موهوم و رجاء نفع آن معلوم است و وجه تقديم ايمان بر انفاق در اين آيه و تاخير آن در آيه سابقه بنظر فيض ره آنستكه مقصود در اينجا تخصيص و در آنجا تعليل است و بنظر حقير اشاره بتلازم اين دو عنوان است كه اگر مرائى شد مؤمن نيست و اگر مؤمن شد مرائى نيست و بهر چه هست خدا عالم است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ ما ذا عَلَيهِم‌ لَو آمَنُوا بِاللّه‌ِ وَ اليَوم‌ِ الآخِرِ وَ أَنفَقُوا مِمّا رَزَقَهُم‌ُ اللّه‌ُ وَ كان‌َ اللّه‌ُ بِهِم‌ عَلِيماً (39)

چه‌ ضرر داشت‌ ‌بر‌ اينها ‌اگر‌ ايمان‌ بخدا و روز قيامت‌ ميآوردند و ‌از‌ آنچه‌ خداوند بآنها روزي‌ كرده‌ انفاق‌ ميكردند و خداوند بآنها عالم‌ ‌است‌.

ما ذا عَلَيهِم‌ كفار و مشركين‌ توهم‌ ضرر كرده‌ ‌که‌ ‌اگر‌ ايمان‌ بياوريم‌ جلوگير ميشويم‌ ‌از‌ بسيار منافع‌ دنيوي‌ ‌از‌ مكاسب‌ محرمه‌ و ‌ما ‌را‌ بعبادت‌ و تحصيل‌ علم‌ دين‌ وادار ميكند و ‌از‌ صنايع‌ و ترقيات‌ باز ميدارد چنانچه‌ بسيار ‌از‌ ابناء زمان‌ ‌ما ‌اينکه‌ توهم‌ ‌را‌ كرده‌اند و ‌اينکه‌ توهم‌ فاسد ‌است‌ اولا اسلام‌ و دين‌ مانع‌ ‌از‌ ترقيات‌ نيست‌ بلكه‌ تشويقات‌ ‌در‌ دين‌ ‌براي‌ كسب‌ و تجارت‌ و صنعت‌ بسيار ‌است‌ ‌حتي‌

(الكاسب‌ حبيب‌ اللّه‌)

فرموده‌ و نه‌ عشر عبادت‌ ‌را‌ كسب‌ حلال‌ دانسته‌ و جلوگيري‌ ‌از‌ دزدي‌ و تقلب‌ و بيعاري‌ و ‌کل‌ برناس‌ كرده‌ و ‌اينکه‌ عقب‌ افتادن‌ ‌شما‌ ‌در‌ اثر ساز و آواز و رقص‌ و راديو و سينما و شرب‌ خمر و قمار و زنا و آرايش‌ و تفريح‌ و تفرج‌ و مجالس‌ لهو و لعب‌ و تقلب‌ و غش‌ ‌در‌ معامله‌ و دزدي‌ و ظلم‌ و اذيت‌ و هزارها مفاسد ديگر ‌است‌ و ثانيا ايمان‌ و تقوي‌ و انفاق‌ ‌في‌ سبيل‌ اللّه‌ ‌شما‌ ‌را‌ عزت‌ و ثروت‌ و ‌تعالي‌ و ترقي‌ و عظمت‌ و سيادت‌ و اتفاق‌ و يگانگي‌ و اتحاد و وفور نعمت‌ و سعادت‌ دنيا و آخرت‌ مي‌بخشد قضيه‌ بعكس‌ ‌است‌ وَ لَو أَن‌َّ أَهل‌َ القُري‌ آمَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَيهِم‌ بَرَكات‌ٍ مِن‌َ السَّماءِ وَ الأَرض‌ِ الاية اعراف‌ ‌آيه‌ 96، و بسياري‌ ‌از‌ آيات‌ ديگر و ‌در‌ ‌اينکه‌ باب‌ اخبار ‌الي‌ ‌ما شاء اللّه‌ ‌است‌.

جلد 5 - صفحه 82

لَو آمَنُوا بِاللّه‌ِ وَ اليَوم‌ِ الآخِرِ دو چيز انسان‌ ‌را‌ باوج‌ كمال‌ و سعادت‌ نشئتين‌ و نجات‌ ‌از‌ كليه‌ مهالك‌ دارين‌ ميرساند: ايمان‌ بمبدء و معاد، ‌اگر‌ مردم‌ ايمان‌ بخدا داشتند و ‌خدا‌ ‌را‌ حاضر و ناظر و خبير و بصير و محيط ميدانستند و ‌اگر‌ ايمان‌ بروز جزا و پاداش‌ اعمال‌ و بهشت‌ و جهنم‌ و حساب‌ و ميزان‌ و نامه‌ عمل‌ داشتند و اينكه‌ ‌هر‌ كس‌ بجزاي‌ عمل‌ ‌خود‌ ميرسد ‌اينکه‌ اندازه‌ فسق‌ و فجور و فحشاء و منكرات‌ ‌در‌ ميانه‌ ‌آنها‌ شايع‌ نبود.

وَ أَنفَقُوا مِمّا رَزَقَهُم‌ُ اللّه‌ُ و انفاق‌ بفقراء و ذوي‌ الحاجات‌ و ارحام‌ و همسايه‌گان‌ و ساير انفاقات‌ واجبه‌ و مستحبه‌ ميكردند ‌از‌ مال‌ حلال‌ مشروع‌ ‌که‌ خداوند بآنها روزي‌ فرموده‌، آنچه‌ مستفاد ميشود ‌از‌ مضامين‌ بعض‌ آيات‌ و اخبار اينكه‌ خداوند رزق‌ ‌هر‌ كس‌ ‌را‌ قبل‌ ‌از‌ خلقتش‌ معين‌ فرموده‌ وَ فِي‌ السَّماءِ رِزقُكُم‌ وَ ما تُوعَدُون‌َ الذاريات‌ ‌آيه‌ 52، و البته‌ خداوند رزق‌ ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ ‌از‌ ممر حلال‌ مقرر فرموده‌ و اما ‌اگر‌ بنده‌ تعجيل‌ نمود و ‌از‌ ممر حرام‌ دست‌ آورد مطابقش‌ ‌از‌ حلال‌ كسر ميگذراند و انفاق‌ ‌هم‌ بايد ‌از‌ حلال‌ ‌باشد‌، انفاق‌ ‌از‌ مال‌ حرام‌ دو عقوبت‌ دارد يكي‌ چرا باهلش‌ رد نكرده‌، يكي‌ بمصرف‌ ‌غير‌ مرضي‌ صاحبانش‌ صرف‌ كرده‌.

وَ كان‌َ اللّه‌ُ بِهِم‌ عَلِيماً علم‌ الهي‌ احاطه‌ دارد بجميع‌ مخلوقات‌ ‌از‌ سري‌ ‌تا‌ ثريا و بجميع‌ افعال‌ و صفات‌ و حالات‌ و نيات‌ و ساير خصوصيات‌ ‌آنها‌ و ‌با‌ اعتقاد باين‌ جمله‌ چگونه‌ انسان‌ ميتواند مخالفت‌ بكند و سركشي‌ نمايد.

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- ایمان به خدا و قیامت و انفاق، هیچ خسارتى را براى آدمى در پى نخواهد داشت. (و ماذا علیهم لو امنوا باللّه و الیوم الاخر و انفقوا)

۲- ترغیب آدمیان به تأمل کردن در ریشه بى ایمانى و بخلورزى خویش* (ماذا علیهم لو امنوا باللّه و الیوم الاخر و انفقوا)

۳- بخل و ریاکارى، نشانه کفر به خدا و قیامت است. (الذین یبخلون ... و ماذا علیهم لو امنوا باللّه و الیوم الاخر و انفقوا) ضمیر در «علیهم» به «الذین یبخلون» برمى گردد.

۴- ارزشمندى انفاق، مشروط به ایمان به خدا و قیامت است. (ماذا علیهم لو امنوا باللّه و الیوم الاخر و انفقوا) على رغم اینکه بحث آیات گذشته درباره انفاق و مسائل مربوط به آن بود، مطرح ساختن ایمان به خدا و قیامت پیش از امر به انفاق مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

۵- آنچه در اختیار آدمى است، رزق الهى است. (و انفقوا مما رزقهم اللّه)

۶- توجه به خدادادى بودن داراییها، تسهیل کننده انفاق و درمان کننده بخل (الذین یبخلون ... و انفقوا مما رزقهم اللّه) هدف از بیان این حقیقت که اموال آدمى داده هاى خداوند است (رزقهم اللّه)، این است که انسان را به انفاق در راه خدا ترغیب کند و بخل را از وى بزداید.

۷- آگاهى کامل خداوند به درون و جان آدمى (و کان اللّه بهم علیماً)

۸- آگاهى کامل خداوند به مؤمنان انفاق کننده، ریاکاران و بخیلان کفرپیشه (و کان اللّه بهم علیماً)

۹- خداوند، کیفردهنده بخیلان و ریاکاران و پاداش دهنده انفاق کنندگان مخلص (الذین یبخلون ... و انفقوا ... و کان اللّه بهم علیماً) هدف از بیان علم و آگاهى خداوند پس از بیان ایمان و بخل، تهدید بخیلان و ریاکاران به کیفر، و پاداش دهى به مؤمنان انفاق کننده است.

موضوعات مرتبط

  • ارزش: ملاک ارزش ۴
  • انسان: روزى انسان ۵
  • انفاق: آثار انفاق ۱ ; ارزش انفاق ۴ ; پاداش انفاق ۹ ; زمینه انفاق ۶
  • ایمان: آثار ایمان ۱ ; ایمان به خدا ۱، ۴ ; ایمان به قیامت ۱، ۴
  • بخل: آثار بخل ۳ ; روش درمان بخل ۶ ; منشأ بخل ۲
  • بخیل: ریاکارى بخیل ۸ ; کفر بخیل ۸ ; کیفر بخیل ۹
  • تعقل: تشویق به تعقل ۲
  • تکلیف: روش تسهیل تکلیف ۶
  • خدا: روزى خدا ۵ ; علم خدا ۸ ; علم غیب خدا ۷ ; کیفر خدا ۹
  • ریا: آثار ریا ۳
  • ریاکار: کیفر ریاکار ۹
  • کفر: آثار کفر ۳ ; علایم کفر ۳ ; کفر به خدا ۳ ; کفر به قیامت ۳ ; منشأ کفر ۲
  • مخلصان: پاداش مخلصان ۹
  • مؤمنان: انفاق مؤمنان ۸
  • نعمت: آثار ذکر نعمت ۶ ; منشأ نعمت ۶

منابع