ریشه لات: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
(Edited by QRobot)
 
جز (Move page script صفحهٔ ریشه لات‌ را به ریشه لات منتقل کرد)
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۴: خط ۴:


__TOC__
__TOC__
{{#ask:[[رده:آیات قرآن]] [[نازل شده در سال::+]] [[ریشه غیر ربط::لات‌]]
|?نازل شده در سال
|mainlabel=-
|headers=show
|limit=2000
|format=jqplotchart
|charttype=line
|charttitle=نمودار تکرار در هر سال نزول
|labelaxislabel=سال نزول
|smoothlines=yes
|numbersaxislabel=دفعات تکرار
|distribution=yes
|min=0
|datalabels=value
|distributionsort=none
|ticklabels=yes
|colorscheme=rdbu
|chartlegend=none
}}
=== قاموس قرآن ===
لات همان لاء نافيه است كه تاء به آن لاحق شده به نظر جمهور اهل لغت آن دو كلمه است لاء و تاء تأنيث، مثل ثمّت و ربّت و عملش مانند «ليس» رفع اسم و نصب خبر است (از ا قرب الموارد) اسم لات در آيه فوق محذوف است به تقدير «لاتَ الْوَقْتُ حينَ مَناصٍ» يعنى چه بسيار از گذشتگان كه هلاكشان كرديم و ناله و استغاثه كردندو نيست آنوقت وقت مهلت. ظاهرا لات يكبار بيشتر در قرآن نيامده است.
[نجم:20-19]. روشن است كه هر سه بت از اصنام جاهليت مى‏باشد. ابن كلبى در كتاب الاصنام مى‏گويد: لات سنگ مكعبى بود در طائف كه بنى عتاب بن مالك نگهبان آن بوده و بتخانه‏اى بر آن بنا كرده بودند، قريش و تمام عرب آن را تعظيم مى‏نمودند بدان مناسبت فرزندان خويش را «زيدلات» - و «تيم لات» نام مى‏گذاشتند. اين صنم همانطور پابرجا بود تا آنكه قبيله ثقيف دين اسلام را قبول كردند، رسول خدا «صلى اللَّه عليه و آله» مغيرة بن شعبه را مأمور فرمود تا لات را منهدم كرد و به آتش كشيد. نگارنده گويد: به نظر مى‏آيد: مشركين معتقد بودند كه لات و مناة دختران بت عُزى هستند در سيره ابن هشام منقول است: آنگاه كه زيد بن عمرو بن نفيل مسلمان شد درباره گذشته خود چنين گفت: عَزَلْتُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى جَميعاً كَذلِكَ يَفْعَلُ الْجِلْدُ الصَّبُورُ فَلَا الْعُزَّى اَدينُ وَ لا ابْنَتَيْها وَ لا صَنَمَىْ بَنى عَمْرٍو اَزُورُ در اين شعر براى عزى و دو دختر ياد شده گفتيم كه: ظاهراً همان لات و مناة هستند متن آيه در «مناة» ببينيد.
===ریشه‌های [[راهنما:نزدیک مکانی|نزدیک مکانی]]===
<qcloud htmlpre='ریشه_'>
ف:100, ا:88, لوت:58, عزى:58, ندى:58, مناة:58, ليت:52, ندو:52, رئى:52, ثلث:52, اخر:46, کبر:46, حين:46, هم:46, من:46, ه:40, عجب:40, نوص:40, کم:40, قرن:40, ل:34, ان:34, ربب:34, ايى:28, جىء:28, ائى:22, قبل:22, هلک:10
</qcloud>
== کلمات مشتق شده در قرآن ==
== کلمات مشتق شده در قرآن ==
{|class="wikitable sortable"
{|class="wikitable sortable"
خط ۱۱: خط ۴۴:
|لاَتَ‌ || ۱  
|لاَتَ‌ || ۱  
|-
|-
|اللاَّتَ‌ || ۱  
|اللاَّتَ‌ || ۱  
|}
|}



نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۵۳

تکرار در قرآن: ۲(بار)

لیست کلمات مشتق شده


در حال بارگیری...


قاموس قرآن

لات همان لاء نافيه است كه تاء به آن لاحق شده به نظر جمهور اهل لغت آن دو كلمه است لاء و تاء تأنيث، مثل ثمّت و ربّت و عملش مانند «ليس» رفع اسم و نصب خبر است (از ا قرب الموارد) اسم لات در آيه فوق محذوف است به تقدير «لاتَ الْوَقْتُ حينَ مَناصٍ» يعنى چه بسيار از گذشتگان كه هلاكشان كرديم و ناله و استغاثه كردندو نيست آنوقت وقت مهلت. ظاهرا لات يكبار بيشتر در قرآن نيامده است.

[نجم:20-19]. روشن است كه هر سه بت از اصنام جاهليت مى‏باشد. ابن كلبى در كتاب الاصنام مى‏گويد: لات سنگ مكعبى بود در طائف كه بنى عتاب بن مالك نگهبان آن بوده و بتخانه‏اى بر آن بنا كرده بودند، قريش و تمام عرب آن را تعظيم مى‏نمودند بدان مناسبت فرزندان خويش را «زيدلات» - و «تيم لات» نام مى‏گذاشتند. اين صنم همانطور پابرجا بود تا آنكه قبيله ثقيف دين اسلام را قبول كردند، رسول خدا «صلى اللَّه عليه و آله» مغيرة بن شعبه را مأمور فرمود تا لات را منهدم كرد و به آتش كشيد. نگارنده گويد: به نظر مى‏آيد: مشركين معتقد بودند كه لات و مناة دختران بت عُزى هستند در سيره ابن هشام منقول است: آنگاه كه زيد بن عمرو بن نفيل مسلمان شد درباره گذشته خود چنين گفت: عَزَلْتُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى جَميعاً كَذلِكَ يَفْعَلُ الْجِلْدُ الصَّبُورُ فَلَا الْعُزَّى اَدينُ وَ لا ابْنَتَيْها وَ لا صَنَمَىْ بَنى عَمْرٍو اَزُورُ در اين شعر براى عزى و دو دختر ياد شده گفتيم كه: ظاهراً همان لات و مناة هستند متن آيه در «مناة» ببينيد.

ریشه‌های نزدیک مکانی

کلمات مشتق شده در قرآن

کلمه تعداد تکرار در قرآن
لاَتَ‌ ۱
اللاَّتَ‌ ۱

ریشه‌های مرتبط