النساء ٦٦

از الکتاب
کپی متن آیه
وَ لَوْ أَنَّا کَتَبْنَا عَلَيْهِمْ‌ أَنِ‌ اقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ‌ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ‌ دِيَارِکُمْ‌ مَا فَعَلُوهُ‌ إِلاَّ قَلِيلٌ‌ مِنْهُمْ‌ وَ لَوْ أَنَّهُمْ‌ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ‌ بِهِ‌ لَکَانَ‌ خَيْراً لَهُمْ‌ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً

ترجمه

اگر (همانند بعضی از امتهای پیشین،) به آنان دستور می‌دادیم: «یکدیگر را به قتل برسانید»، و یا: «از وطن و خانه خود، بیرون روید»، تنها عده کمی از آنها عمل می‌کردند! و اگر اندرزهایی را که به آنان داده می‌شد انجام می‌دادند، برای آنها بهتر بود؛ و موجب تقویت ایمان آنها می‌شد.

و اگر بر آنان مقرر مى‌كرديم كه تن به كشتن دهيد يا از خانه‌هاى خود بيرون شويد، جز اندكى از آنان عمل نمى‌كردند و اگر پندى را كه به آنان داده مى‌شود به كار مى‌بستند، قطعا برايشان بهتر و در ثبات قدم مؤثرتر بود

و اگر بر آنان مقرر مى‌كرديم كه تن به كشتن دهيد، يا از خانه‌هاى خود به در آييد، جز اندكى از ايشان آن را به كار نمى‌بستند؛ و اگر آنان آنچه را بدان پند داده مى‌شوند به كار مى‌بستند، قطعاً برايشان بهتر و در ثبات قدم ايشان مؤثرتر بود؛

و اگر ما به آنها حکم می‌کردیم که خود (یعنی یکدیگر) را بکشید یا از دیار خود (برای جهاد) بیرون روید به جز اندکی اطاعت امر نمی‌کردند، و اگر به آنچه پندشان می‌دهند عمل می‌کردند البته نیکوتر و کاری محکم و با اساس‌تر برای آنها بود.

و اگر بر آنان مقرّر می کردیم که خودکشی کنید، یا از دیار و کاشانه خود بیرون روید، جز اندکی از آنان انجام نمی دادند. و اگر آنچه را که به آن پند داده می شوند عمل می کردند، مسلماً برای آنان بهتر و در [جهت تثبیت ایمان و] استواری قدم، مؤثرتر و قوی تر بود.

و اگر به آنان فرمان داده بوديم كه خود را بكشيد يا از خانه‌هايتان بيرون رويد، جز اندكى از آنان فرمان نمى‌بردند. و حال آنكه اگر اندرزى را كه به آنان داده شده است كار مى‌بستند برايشان بهتر و بر اساسى استوارتر بود.

و اگر بر آنان مقرر داشته بودیم که خودتان را بکشید یا از خانه و کاشانه‌تان بیرون روید، جز اندکی از آنان آن کار را نمی‌کردند، و اگر آنچه به آنان اندرز داده شد انجام می‌دادند بی‌شک برایشان بهتر و در ثبات قدم ایشان مؤثرتر بود

و اگر ما بر آنان مقرر مى‌داشتيم كه خود- يكديگر- را بكشيد يا از خانه‌هاى خويش بيرون شويد جز اندكيشان چنين نمى‌كردند، و اگر پندى را كه به آنان داده مى‌شد كار مى‌بستند همانا برايشان بهتر و استوارتر بود- يعنى در استوارى ايمانشان مؤثرتر بود

و اگر ما (با تعیین تکلیفات طاقت‌فرسائی همچون جهاد مستمر) بر آنان واجب می‌کردیم که (در راه خدا، خود را در معرض تلف قرار داده و) خویشتن را بکشید، و یا این که (برای جهاد ترک یار و دیارتان کنید و) از سرزمین خود بیرون روید، این کار را جز گروه اندکی از آنان انجام نمی‌دادند (و اطاعت فرمان نمی‌کردند). و اگر اندرزهائی را که به آنان داده می‌شد انجام می‌دادند (و دستور را به کار می‌بستند، در دنیا و آخرت) برای آنان بهتر بود و (ایمان) ایشان را پابرجاتر می‌کرد.

و اگر بر آنان می‌نوشتیم که خودهاتان (همدیگر) را بکشید، یا از خانه‌هاتان به درآیید، جز اندکی از ایشان آن را به کار نمی‌بستند و اگر آنان آنچه را بدان پند داده می‌شوند به کار می‌بستند، بی‌گمان برایشان بهتر و در ثبات (قدم‌)شان مؤثرتر بود.

و اگر ما می‌نوشتیم بر ایشان که بکشید همدیگر را یا برون روید از شهرهای خود نمی‌کردندش جز کمی از ایشان و اگر می‌کردند آنچه را پند داده می‌شدند هرآینه برای آنان بهتر بود و سخت استوارتر

Had We decreed for them: “Kill yourselves,” or “Leave your homes,” they would not have done it, except for a few of them. But had they done what they were instructed to do, it would have been better for them, and a firmer confirmation.

ترتیل:
ترجمه:
النساء ٦٥ آیه ٦٦ النساء ٦٧
سوره : سوره النساء
نزول : ٨ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أُقْتُلُوا أَنفُسَکُمْ»: خویشتن را بکشید. مراد این که در راه خدا جهاد کنید و خود را به کشتن دهید و دشمنان همنوع خود را بکشید. «تَثْبِیتاً»: پابرجا و استوار کردن.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]

شأن نزول:[۲]

بنا به نقل از سدى ثابت بن قيس بن شمس مى گفت: اگر به ما امر مي‌شد كه خود را بكشيم هر آينه مى كشتيم و نيز يك نفر يهودى همچنين اظهارى كرده بود سپس آيه «وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ و ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ» نازل گرديد.[۳]

و گويند عده قليل مزبور عمار یاسر و ثابت بن قيس مى بودند كه راست مى گفتند.[۴]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً «66»

و اگر به آنان حكم مى‌كرديم كه تن به كشتن دهيد (ويكديگر را به فرمان ما بكشيد) يا از خانه و سرزمين خود بيرون رويد، جز افرادى اندك، اين دستور را انجام نمى‌دادند و اگر آنان به آنچه پند داده مى‌شوند عمل مى‌كردند، برايشان بهتر و در پايدارى مؤثرتر بود.

نکته ها

اين آيه اشاره دارد به تكليف‌هاى سختى كه براى امّت‌هاى پيشين بوده است، مثلًا خدا به كيفر گوساله‌پرستى بنى‌اسرائيل، فرمان داد يكديگر را بكشند. چون براى گناهى بزرگ مثل بت‌پرستى، جبرانى عظيم مانند كشتن يكديگر و بيرون رفتن از شهر و ديار خود لازم بود.

پیام ها

1- مؤمنان بايد خود را بسنجند، كه اگر فرمان سختى صادر شد، در برابر آن چگونه خواهند بود؟ «وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ» 2- هنگام امتحان، افراد كمترى از عهده‌ى انجام تكليف و اثبات ادعا برمى‌آيند.

«ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ»

3- فرمان كفر به طاغوت و رجوع به پيامبر و تسليم قضاوت او بودن، موعظه و خيرخواهى الهى است. «ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ»

4- خير و سعادت در گرو عمل است‌ «فَعَلُوهُ‌- خَيْراً»

5- احكام الهى (اوامر و نواهى) مواعظ خداوند است. «فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ»

6- هرچه در راه خدا گام برداريم، ثبات قدم و ايمان بيشتر مى‌شود. «فَعَلُوهُ‌ ... أَشَدَّ تَثْبِيتاً»

7- عمل، در نفس و روح اثر دارد. عمل به احكام، سبب پايدارى ايمان است.

جلد 2 - صفحه 101

فَعَلُوهُ‌ ... أَشَدَّ تَثْبِيتاً

8- تكاليف الهى هرچند به ظاهر ناخوشايند و سخت باشد، ولى به خير و صلاح انسان است. وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ... لَكانَ خَيْراً لَهُمْ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً (66)

وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ‌: و اگر هر آينه فرض گردانيم بر اينها كه دعوى ايمان مى‌كنند، أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ‌: آنكه بكشيد نفوس خود را چنانچه بنى اسرائيل كردند يا متعرض جهاد شويد، أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ‌: يا امر مى‌كرديم بيرون رويد از شهرها و منازل خود چنانچه قوم موسى بيرون رفتند براى استنابه از عبادت عجل در صورت فرض اين دو حكم، ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ‌: بجا نمى‌آوردند آن را، مگر عده كمى از ايشان كه خالص الايمانند، مانند ثابت و عمار و ابن مسعود مروى است كه چون خبر ثابت و عمار و ابن مسعود به سمع شريف حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيد، فرمود: انّ من امّتى رجالا الايمان اثبت فى قلوبهم من الجبال الرّواسى: «1» از امت من مردانى هستند كه ايمان در قلوب آنها از كوههاى راسيه ثابت‌تر و محكم‌تر است.

در انوار گفته: چون در آيه سابقه فرمود ايمانشان تمام نيست مگر كه تسليم شوند چنانچه حق تسليم است، در اين آيه تنبيه فرمود بر قصور و وهن ايمان اكثر ايشان و ثبوت و خلوص در قليلى از آنها.

وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ‌: و اگر منافقان و سايرين بجا آوردندى آنچه ايشان پند داده مى‌شوند به آن، از متابعت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مطاوعت اوامر و نواهى او از روى طوع و رغبت و ميل، لَكانَ خَيْراً لَهُمْ‌: هر آينه بهتر بودى ايشان را در دنيا و آخرت، وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً: و سخت‌تر بودى از روى‌


«1» مدرك ياد شده، صفحه 64.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 495

تصديق و ايمان و خلوص آنها، زيرا كه آن موعوظ به اشد است براى تحصيل علوم و نفى شك. و گويند: مراد تثبيت ثواب اعمال ايشان است.

در مجمع فرمايد: مراد تثبيت بصيرت است در امر دين، و تسميه آن به تثبيت، به جهت آنست كه بصيرت دين، ادعى است به ثبات بر آن، و اقوى در اعتقاد حق، و ادوم در ثبوت ايشان بر حق و صواب، و امنع از ضلال و ابعد از شبهات. كما قال سبحانه: وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً‌. و يا معنى اينكه قبول موعظه موجب انتفاع است به حق و دوام آنچه متصل است به ثواب آخرت كه انتفاع ابدى باشد، به خلاف انتفاع باطل كه سريع الزوال و منتهى به عقوبت اخروى است. و هر كه متعظ شود به موعظه الهى، استدعاى تثبيت ايمان از حق تعالى نمايد و گويد: اللّهمّ ثبّتنا على دينك. يا چنانچه وارد شده بگويد: يا اللّه يا رحمن يا رحيم يا مقلّب القلوب ثبّت قلبى على دينك.

در اصول كافى عن احمد بن مهران عن عبد العظيم الحسنىّ عن بكّار عن جابر عن ابى جعفر عليه السّلام قال: هكذا نزّلت هذه الاية و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به فى علىّ عليه السّلام لكان خيرا لهم و اشدّ تثبيتا. «1» بنابراين مراد تأويل آيه شريفه خواهد بود.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً (66)

ترجمه‌

و اگر آنكه ما نوشته بوديم بر آنها كه بكشيد خودهاتان را يا بيرون رويد از ديارتان بجا نميآوردند آنرا مگر كمى از آنها و اگر آنها بجا آورده بودند آنچه را پند داده ميشدند بآن هر آينه بود بهتر براى آنها و شديدتر در ثبات..

تفسير

كسى ثابت قدم در دين استكه در موقع جهاد از جان خود دريغ ننمايد با فرضا اگر حكم الهى صادر شود براى امتحان يا كفاره گناه كه خود را بكشد يا جلاء وطن نمايد حاضر باشد چنانچه در قصه بنى اسرائيل گذشت و اگر كسى خود را مسلمان بداند و تا ايندرجه حاضر نباشد شايسته توبيخ و ملامت است مدعيان اسلام از


جلد 2 صفحه 78

اين قبيل نيستند مگر كمى از آنها و اگر متعظ شوند مردم بمواعظ قرآنيه و اطاعت خدا و پيغمبر را شعار خود نموده در مقام امتثال از هيچ امر مضايقه ننمايند بهتر است براى آنها و موجب آنست در دين راسخ‌تر و ثابت قدم‌تر باشند و در كافى از حضرت باقر (ع) و حضرت صادق (ع) دو روايت نقل نموده كه جمعا دلالت دارد بر آنكه منظور اصلى آيه آنستكه اگر اهل خلاف بجاى ميآوردند موعظه را كه بآنها شده بود نسبت بحق امير المؤمنين (ع) براى آنها خير و موجب ثبات در دين بود.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ لَو أَنّا كَتَبنا عَلَيهِم‌ أَن‌ِ اقتُلُوا أَنفُسَكُم‌ أَوِ اخرُجُوا مِن‌ دِيارِكُم‌ ما فَعَلُوه‌ُ إِلاّ قَلِيل‌ٌ مِنهُم‌ وَ لَو أَنَّهُم‌ فَعَلُوا ما يُوعَظُون‌َ بِه‌ِ لَكان‌َ خَيراً لَهُم‌ وَ أَشَدَّ تَثبِيتاً (66)

و ‌اگر‌ ‌ما بنويسيم‌ و فرض‌ و واجب‌ كنيم‌ ‌که‌ بعض‌ ‌شما‌ بعض‌ ديگر ‌را‌ بكشيد ‌ يا ‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌از‌ بلاد ‌خود‌ بيرون‌ كنيد ‌آنها‌ مخالفت‌ و اعراض‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ حكم‌ ميكنند مگر قليلي‌ ‌آنها‌ و ‌اگر‌ ‌آنها‌ عمل‌ ميكردند بآنچه‌ ‌که‌ بآنها پند و اندرز داده‌ ‌شده‌ ‌هر‌ آينه‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ خير و صلاح‌ ‌بود‌ و بهتر ‌بود‌ و ثبات‌ قدم‌ ‌آنها‌ محكم‌تر ‌بود‌.

خداوند تبارك‌ و ‌تعالي‌ قوم‌ موسي‌ ‌را‌ ‌بعد‌ ‌از‌ آنكه‌ گوساله‌ پرست‌ شدند باغواي‌ سامري‌ و توبه‌ كردند و پشيمان‌ شدند دستور آمد ‌که‌ بايد آنهايي‌ ‌که‌ گوساله‌ پرست‌ شدند بنشينند و گردن‌ بكشند و آنهايي‌ ‌که‌ نپرستيدند گردن‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بزنند ‌تا‌ توبه‌ طرفين‌ قبول‌ شود ‌آنها‌ توبه‌ ‌از‌ شرك‌ و ‌آنها‌ ‌از‌ سكوت‌ و عدم‌ موعظه‌ و ترك‌ نهي‌ ‌از‌ منكر و قوم‌ موسي‌ عمل‌ كردند.

خداوند ميفرمايد ‌اگر‌ ‌بر‌ قوم‌ تو همچه‌ حكمي‌ بشود مخالفت‌ ميكنند مگر كمي‌ ‌از‌ ‌آنها‌ و ‌اگر‌ امتثال‌ ميكردند ‌براي‌ ‌آنها‌ بهتر ‌بود‌ و ثبات‌ قدم‌ ‌آنها‌ شديدتر

جلد 5 - صفحه 127

آنچه‌ بنظر ميرسد بمناسبت‌ حكم‌ و موضوع‌ و بواسطه‌ شواهد خارجيه‌ و استفاده‌ ‌از‌ بعض‌ اخبار ‌که‌ اشاره‌ ميشود ‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ كنايه‌ و اشاره‌ ‌است‌ بقضيه‌ واقعه‌ ‌پس‌ ‌از‌ رحلت‌ حضرت‌ ‌رسول‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ ‌که‌ سامري‌ ‌اينکه‌ امت‌ خليفه‌ ثاني‌ (لعنة اللّه‌ ‌عليه‌) گوساله‌ ‌اينکه‌ امت‌ اولي‌ ‌را‌ قرار داد و گوساله‌ پرستان‌ منافقين‌ و معاندين‌ و هارون‌ ‌اينکه‌ امت‌ ‌علي‌ ‌عليه‌ السّلام‌، مردم‌ ‌را‌ اغواء كردند بمبايعت‌ و متابعت‌ گوساله‌ مگر قليلي‌ مثل‌ سلمان‌ ابا ذر، مقداد، حذيفه‌ و عمار (رضوان‌ اللّه‌ ‌تعالي‌ ‌عليهم‌) ‌که‌ ثابت‌ قدم‌ بودند، و جماعتي‌ ‌هم‌ ساكت‌ بودند و حق‌ ‌را‌ ‌با‌ ‌علي‌ (ع‌) ميدانستند ولي‌ متعرض‌ گوساله‌ پرستان‌ نشدند و ‌از‌ ياري‌ ‌علي‌ ‌خود‌ داري‌ كردند.

و شواهد ‌بر‌ ‌اينکه‌ مطلب‌ يكي‌ فرمايش‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ ‌که‌ فرمود

(‌علي‌ مني‌ بمنزلة هارون‌ ‌من‌ موسي‌)

حديث‌ منزلت‌ ‌از‌ اخبار متواتره‌، ديگر فرمايش‌ بحر العلوم‌ ‌از‌ لسان‌ جدة ‌خود‌ فاطمه‌ عليها ‌السلام‌

(ابتاه‌ ‌هذا‌ السامري‌ و عجله‌ تباعا و مال‌ ‌النّاس‌ ‌عن‌ هاروني‌)

و اما اخبار ‌از‌ كافي‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ (ع‌) ‌در‌ تفسير ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌بعد‌ ‌از‌ جمله‌ أَن‌ِ اقتُلُوا أَنفُسَكُم‌ فرمود

و سلموا للامام‌ تسليما

و نيز ‌از‌ حضرت‌ باقر (ع‌) نقل‌ فرمود ‌در‌ تفسير ‌اينکه‌ جمله‌ وَ لَو أَنَّهُم‌ فَعَلُوا ما يُوعَظُون‌َ بِه‌ِ فرمود

(‌في‌ ‌علي‌)

و نيز ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ (ع‌) ‌که‌ فرمود

(و ‌لو‌ انهم‌) (اهل‌ الخلاف‌)

و فرمود ‌در‌ جمله‌

(‌ما يوعظون‌ ‌به‌) (‌يعني‌ ‌في‌ ‌علي‌).

بنا ‌بر‌ ‌اينکه‌ بپردازيم‌ بتفسير وَ لَو أَنّا كَتَبنا عَلَيهِم‌ ‌لو‌، امتناعيه‌ ‌است‌ ‌يعني‌ ‌بر‌ فرض‌ محال‌ ‌اگر‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ واجب‌ ميكرديم‌ ‌از‌ ‌آن‌ عناد و عصبيتي‌ ‌که‌ داشتند اعراض‌ ميكردند، و كتابت‌ مفادش‌ ايجاب‌ و الزام‌ ‌است‌ چنانچه‌ ميفرمايد ‌در‌ قرآن‌ كُتِب‌َ عَلَيكُم‌ُ الصِّيام‌ُ كُتِب‌َ عَلَيكُم‌ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُم‌ُ المَوت‌ُ كُتِب‌َ عَلَيكُم‌ُ القِصاص‌ُ بقره‌ ‌آيه‌ 182 و 180 و 187.

أَن‌ِ اقتُلُوا كساني‌ ‌که‌ گوساله‌ نپرستيدند أَنفُسَكُم‌ گوساله‌ پرستان‌ ‌را‌

جلد 5 - صفحه 128

مسلما مراد قتل‌ نفس‌ نيست‌) ‌يعني‌ بعضي‌ بعض‌ ديگر ‌را‌.

أَوِ اخرُجُوا منافقين‌ ‌را‌ مِن‌ دِيارِكُم‌ ‌از‌ بلاد اسلامي‌ ما فَعَلُوه‌ُ ماء نافيه‌، ‌يعني‌ مخالفت‌ ميكردند چنانچه‌ امير المؤمنين‌ (ع‌) شبها فاطمه‌ ‌را‌ زياد سوار ميكرد و ‌در‌ خانه‌ مهاجرين‌ و انصار ميبرد و وعده‌ ميدادند ‌که‌ فردا صبح‌ حاضريم‌ و تخلف‌ ميكردند إِلّا قَلِيل‌ٌ مِنهُم‌ فقط همان‌ پنج‌ نفر ‌که‌ ذكر شد.

وَ لَو أَنَّهُم‌ فَعَلُوا ما يُوعَظُون‌َ بِه‌ِ مواعظ كافيه‌ شافيه‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و سفارشاتي‌ ‌که‌ ‌در‌ حق‌ ‌علي‌ و فاطمه‌ و اهل‌ بيتش‌ فرمود لَكان‌َ خَيراً لَهُم‌ دنيا و آخرت‌ ‌آنها‌ معمور ميشد و اسلاميت‌ ‌آنها‌ محكم‌تر وَ أَشَدَّ تَثبِيتاً و ثبات‌ قدم‌ ‌آنها‌ ‌در‌ دين‌ و انجام‌ وظائف‌ ديني‌ محكم‌ و شديدتر ميگشت‌ (‌هذا‌ ‌ما عندنا و اللّه‌ العالم‌ بحقايق‌ الامور)

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- خداوند هرگز امت اسلام را به خودکشى و ترک خانه و کاشانه، فرمان نداده است. (و لو انّا کتبنا علیهم ان اقتلوا انفسکم او اخرجوا من دیارکم) مراد از ترک خانه و کاشانه، که با لفظ «اخرجوا من دیارکم» بیان شده، معنایى است که عنوان هجرت بر آن صدق نکند.

۲- ضرورت تسلیم در برابر فرامین خداوند، حتى در صورت فرمان او به خودکشى و ترک خانه و کاشانه (و یسلّموا تسلیماً. و لو انّا کتبنا علیهم ان اقتلوا انفسکم او اخرجوا من دیارکم)

۳- تنها گروهى اندک از مردم، پذیراى حکم خودکشى و ترک خانه و کاشانه در صورت فرمان الهى به آن (و لو انّا کتبنا علیهم ان اقتلوا انفسکم ... ما فعلوه الّا قلیل منهم)

۴- خداوند هرگز خودکشى و یا ترک خانه و کاشانه را، شرط قبول توبه مسلمان قرار نداده است. (و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم ... و لو انّا کتبنا علیهم ان اقتلوا انفسکم او اخرجوا من دیارکم) با توجه به آیات قبل که شرط قبولى توبه را حضور در پیشگاه رسول خدا دانست، مى توان گفت این آیه در صدد نفى اشتراط توبه مسلمانان به خودکشى و خروج از دیار است ; به خلاف برخى از امتهاى گذشته که در برخى موارد این دو امر شرط قبولى توبه آنان بوده است.

۵- رویگردانى مردم جز گروهى اندک از توبه در صورت مشروط بودن آن به خودکشى و یا ترک خانه و کاشانه (و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروا اللّه ... و لو انّا کتبنا ... ما فعلوه الّا قلیل منهم)

۶- بسیارى از مردم آمادگى جانبازى و نبرد با خویشان و هجرت در راه خدا را ندارند.* (و لو انّا کتبنا علیهم ان اقتلوا انفسکم او اخرجوا من دیارکم ما فعلوه الّا قلیل منهم) برخى برآنند که مراد از «اقتلوا انفسکم»، جهاد و مراد از «اخرجوا من دیارکم»، هجرت است و تعبیر از جهاد به قتل نفس بدان جهت است که در زمان نزول آیه غالباً مسلمانان باید با خویشان خود نبرد مى کردند.

۷- وابستگى انسان به خویش، شهر و دیار (خانه و کاشانه) مانعى جهت تسلیم در برابر خداوند (و یسلّموا تسلیماً. و لو انّا کتبنا ... ما فعلوه الّا قلیل منهم)

۸- اوامر و نواهى الهى بر پایه مصالح و مفاسد انسانها جعل شده است. (و لو انّهم فعلوا ما یوعظون به لکان خیراً لهم)

۹- خیر و سعادت انسان در گرو عمل به احکام الهى (و لو انّهم فعلوا ما یوعظون به لکان خیراً لهم)

۱۰- احکام الهى (اوامر و نواهى) مواعظ خداوند هستند. (و لو انّهم فعلوا ما یوعظون به لکان خیراً لهم)

۱۱- ثبات و پایدارى در ایمان از نتایج عمل به احکام و مواعظ الهى (و لو انّهم فعلوا ما یوعظون به لکان خیراً لهم و اشدّ تثبیتاً) متعلق «تثبیتاً» به قرینه آیات قبل، ایمان گرفته شده است.

۱۲- ارجاع داورى به پیامبر، خشنودى از حکم وى و تسلیم کامل در برابر ایشان، سعادت و ثبات ایمان را در پى خواهد داشت. (فلا و ربّک ... و لو انّهم فعلوا ما یوعظون به لکان خیراً لهم و اشدّ تثبیتاً) بنابر اینکه «ما یوعظون» مطالب بیان شده در آیه قبل باشد و نه قتل و هجرت.

۱۳- سعادت متخلفان از فرمان خدا و رسول و ثبات آنان در ایمان، در گرو حضورشان نزد پیامبر (ص) و درخواست وساطت آن حضرت براى غفران الهى (و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم ... و لو انّهم فعلوا ما یوعظون به لکان خیراً لهم و اشدّ تثبیتاً)

۱۴- عمل داراى تأثیر در نفس انسان (و لو انّهم فعلوا ... اشدّ تثبیتاً)

موضوعات مرتبط

  • احکام: فلسفه احکام ۸
  • ایمان: استقامت در ایمان ۱۱ ; عوامل استقامت در ایمان ۱۲
  • تسلیم: اهمیت تسلیم ۲ ; موانع تسلیم ۷
  • تکلیف: آثار عمل به تکلیف ۹، ۱۱
  • توابین:۵
  • توبه: با تبعید ۵ ; توبه با خودکشى ۵ ; شرایط قبول توبه ۴ ; موانع توبه ۵
  • خدا: آمرزش خدا ۱۳ ; اطاعت از خدا ۳ ; اوامر خدا ۱، ۳، ۱۰ ; تسلیم به خدا ۲ ; عصیان از خدا ۱۳ ; مصالح اوامر خدا ۸ ; موعظه خدا ۱۰، ۱۱ ; نواهى خدا ۸، ۱۰
  • سعادت: عوامل سعادت ۹، ۱۲، ۱۳
  • علاقه: آثار علاقه ۷
  • عمل: آثار عمل ۱۴
  • گروههاى اجتماعى:۳، ۵
  • متخلّفان: توبه متخلّفان ۱۳
  • محمّد (ص): تسلیم به محمّد (ص) ۱۲ ; فضایل محمّد (ص) ۱۳ ; قبول قضاوت محمّد (ص) ۱۲
  • مردم: اکثریّت مردم ۶
  • مسکن: علاقه به مسکن ۷
  • مسلمانان: مسؤولیت مسلمانان ۱
  • وطن: علاقه به وطن ۷
  • هجرت: در راه خدا ۶

منابع

  1. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌۳، ص ۳.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص ۲۱۷.
  3. تفاسير جامع البيان و روض الجنان.
  4. تفسير كشف الاسرار.