الأحقاف ٣٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

روزی را به یاد آور که کافران را بر آتش عرضه می‌دارند (و به آنها گفته می‌شود:) آیا این حقّ نیست؟! می‌گویند: «آری، به پروردگارمان سوگند (که حقّ است)!» (در این هنگام خداوند) می‌گوید: «پس عذاب را بخاطر کفرتان بچشید!»

|و روزى كه كافران بر آتش عرضه شوند [منادى گويد:] آيا اين [آتش‌] حق نيست؟ گويند: چرا، به پروردگارمان سوگند [كه حق است‌]. گويد: پس به سزاى اين كه انكار مى‌كرديد عذاب را بچشيد

و روزى كه كافران بر آتش عرضه مى‌شوند [از آنان مى‌پرسند:] «آيا اين راست نيست؟» مى‌گويند: «سوگند به پروردگارمان كه آرى.» مى‌فرمايد: «پس به [سزاى‌] آنكه انكار مى‌كرديد عذاب را بچشيد.»

و روزی که کافران را بر آتش دوزخ عرضه کنند (به آنها گویند) آیا این وعده دوزخ حقیقت نبود؟ گویند: بلی به پروردگارمان سوگند که حق بود. خدا گوید: پس امروز به کیفر کفرتان سختی عذاب دوزخ را بچشید.

و روزی که کافران را بر آتش عرضه می کنند [از آنان می پرسند:] آیا این حق نیست؟ می گویند: آری! سوگند به پروردگارمان حق است، [پرسش کننده] می گوید: پس این عذاب را برای آنکه همواره کفر می ورزیدید، بچشید.

روزى كه كافران به آتش عرضه شوند: آيا اين حقيقت نيست؟ گويند: بلى، به پروردگارمان سوگند. گويد: به خاطر كفرى كه مى‌ورزيده‌ايد، اينك عذاب را بچشيد.

و روزی که کافران را به نزدیک آتش [دوزخ‌] بدارند [و از ایشان بپرسند] آیا این [وعده‌] حق نیست؟ گویند چرا سوگند به پروردگارمان گوید پس عذاب را به خاطر آنکه [انکار و] کفرمی‌ورزیدید بچشید

و روزى كه كافران را بر آتش دوزخ عرضه كنند [به آنها گويند:] آيا اين حق نيست- كه شما آن را انكار مى‌كرديد-؟ گويند: آرى، به پروردگارمان سوگند [كه حق است خداى‌] گويد: پس بچشيد عذاب را به سزاى آنكه كفر مى‌ورزيديد.

روزی کافران را به کنار دوزخ می‌برند و ایشان را بر آن عرضه می‌کنند (و بدیشان گفته می‌شود:) آیا این حقیقت ندارد؟! می‌گویند: بلی، سوگند به پروردگارمان. خدا بدیشان می‌گوید: پس به سبب کفر و ناباوریتان عذاب را بچشید.

و روزی که کافران بر آتش نمایش داده می‌شوند (از آنان پرسیده شود:) «آیا این حق نیست‌؟» گویند: «سوگند به پروردگارمان (که) آری!‌» فرمود: «پس به (سزای) آنچه کفر می‌ورزیده‌اید عذاب را بچشید.»

و روزی که عرضه شوند کافران بر آتش آیا نیست این حقّ گفتند بلی سوگند به پروردگار ما گفت پس بچشید عذاب را بدانچه بودید کفر می‌ورزیدید


الأحقاف ٣٣ آیه ٣٤ الأحقاف ٣٥
سوره : سوره الأحقاف
نزول : ٩ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢١
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یُعْرَضُ»: (نگا: غافر / ، احقاف / ).


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى‌ وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ «34»

و روزى كه كافران بر آتش عرضه شوند (به آنان گفته شود:) آيا اين (جهنّم) حق نيست؟ گويند: به پروردگارمان سوگند كه چنين است.

(خداوند به آنان) گويد: پس به خاطر كفرتان، عذاب را بچشيد.

نکته ها

در آيه 20 نيز مسئله عرضه كفار بر آتش بيان شد. در آنجا توبيخ شدند: «أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا» كه شما نعمت‌هايتان را در دنيا از دست داديد و ذخيره‌اى برنداشتيد، ولى در اين آيه از آنها سؤال مى‌شود: «أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ» آيا قيامت حق نبود؟

پیام ها

1- در قيامت عذاب جسمى و روحى و روانى، در كنار هم است. يُعْرَضُ‌ ... أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِ‌

2- كافران در قيامت به ربوبيّت خدا وحقانيّت قيامت اعتراف مى‌كنند. «بَلى‌ وَ رَبِّنا»

3- در قيامت، اقرار و اعتراف به حقيقت سودى ندارد. قالُوا بَلى‌ وَ رَبِّنا ... فَذُوقُوا ...

تفسير نور(10جلدى)، ج‌9، ص: 52

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى‌ وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ (34)

وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا: و ياد كن روزى را كه عرض كرده شوند آنانكه كافر شدند به قيامت و اصول عقايد دينيه، عَلَى النَّارِ: بر آتش جهنم (اين از باب قلب است به جهت مبالغه مراد آنكه آتش به آنها ارائه داده شوند) پس ملائكه عذاب ايشان را گويند: أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِ‌: آيا نيست اين عذاب حق و درست و راست، آيا آنچه در دنيا وعده داده مى‌شديد و شما انكار مى‌نموديد از عذاب و عقاب آخرت حق نيست، قالُوا بَلى‌ وَ رَبِّنا: گويند آرى حق و صدق است به حق پروردگار ما. قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ‌: گويند ملائكه به ايشان بسرزنش: پس بچشيد آن عذاب را، بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ‌: به سبب آنچه بوديد كه كافر شديد به آن و سخن پيغمبران را باور نداشتيد.

تبصره: آيه شريفه اخبار است از امور واقعيه آتيه كه روز قيامت حق و

جلد 12 - صفحه 96

حقانيت ظاهر، و بهشت و جهنم عيان و به چشم مشاهده شود، در آن وقت ملائكه كفار و منكرين را گويند: آيا اين عذاب و جهنم كه به شما در دنيا انبياء و مبلغين خبر دادند حق نيست. نتوانند انكار كنند، بلكه اقرار نمايند، گويند: راست و درست است. ملائكه از باب توبيخ و سرزنش گويند: بچشيد عذاب را به سبب آنچه بوديد كافر شديد به آن از معتقدات حقه ايمانيه.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُجِرْكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ (31) وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ (32) أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلى‌ أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى‌ بَلى‌ إِنَّهُ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ (33) وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى‌ وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ (34) فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ (35)

ترجمه‌

اى قوم ما اجابت كنيد خواننده خدا را و ايمان آوريد باو درميگذرد براى شما از گناهانتان و ميرهاند شما را از عذاب دردناك‌

و هر كه اجابت نكند خواننده خدا را پس نيست عاجز كننده در زمين و نيست برايش غير از او دوستانى آن گروه در گمراهى آشكارند

آيا ندانستند آنكه خداوندى كه آفريد آسمانها و زمين را و درمانده نشد بآفريدن آنها توانا است بر آنكه زنده گرداند مردگان را آرى همانا او بر همه چيز توانا است‌

و ياد كن روزى را كه عرضه شوند آنان كه كافر شدند بر آتش گفته شود آيا نيست اين بر حق گويند آرى سوگند بپروردگار ما گويد پس بچشيد عذاب را بسبب آنكه كفر ميورزيديد

پس صبر كن همچنانكه صبر كردند صاحبان جدّ و جهد از پيمبران و بشتاب مخواه عذاب را براى آنها گوئيا آنها روزى كه مى‌بينند آنچه را وعده داده ميشوند كه درنگ نكرده‌اند مگر پاره‌ئى از روزى اين رسانيدنى است پس آيا هلاك ميشوند جز گروه متمرّدان.

تفسير

خداوند سبحان نقل فرموده است بقيّه كلام جنّيان را با قوم خودشان كه در آيات سابقه ذكر شد و داعى خداوند پيغمبر صلى اللّه عليه و اله است و گفته‌اند ايمان موجب مغفرت گناهان غير از حق النّاس است لذا من ذنوبكم فرموده كه مفيد تبعيض است و كسيكه اجابت ننمايد دعوت حق را نميتوند از مملكت و زمين خدا بيرون رود و عاجز نمايد او را از قهر و غلبه بر خود و از عذاب او بگريزد و ياورانى كه بتوانند او را از دست انتقام الهى خلاص كنند ندارد ناچار اين قبيل اشخاص در وادى حيرت و ضلالت سرگردان خواهند بود و راه وصول بنعيم ابدى را پيدا نخواهند كرد و بعدا اثبات فرموده است معاد جسمانى را به بيان واضحى كه بعبارات مختلفه تاكنون از آن تعبير شده و آن قدرت داشتن كسى است كه‌


جلد 4 صفحه 659

آسمانها و زمين و موجودات آنها را بدون سابقه خلق فرموده بر ايجاد بعضى از آن موجودات بعد از تفرّق اجزاء آنها كه بمراتب آسان‌تر از خلق بدوى است علاوه بر آنكه قدرت بى‌پايان الهى بايد بممكنات بى‌پايان تعلّق گيرد و هيچ ممكنى از تحت قدرت او خارج نيست و عجز و فتور و خستگى و ماندگى در ذات اقدس او بهيچ وجه راه نداشته و نخواهد داشت تعالى شأنه عمّا يقول الظّالمون و روز قيامت كه كفّار را در كنار آتش جهنّم حاضر نمايند بآنها گفته شود آيا اين عذاب حق و راست و عدل نبود گويند بلى قسم بخدا بر حق و راست و بعدل بود پس گفته شود بچشيد آن را براى آنكه در دنيا منكر آن بوديد تا درست باور كنيد و در خاتمه امر فرموده است پيغمبر اكرم را بصبر و قرار در برابر اذيت و آزار كفّار و فجّار براى تأسّى بانبياء اولو العزم يعنى صاحبان ثبات و جدّ و جهد داراى شريعت و كتاب كه صبر نمودند بر اذيّت و آزار اقوامشان و تأسيس و تقرير نمودند شريعت حقه الهيّه را در كافى از امام صادق عليه السّلام در ذيل اين آيه نقل نموده كه ايشان حضرت نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد صلوات اللّه عليه و عليهم ميباشند و در جواب مراد از اولو العزم بيان مفصّلى فرموده كه مستفاد از آن داراى شريعت و كتاب بودن است با عزم بترك شريعت و كتاب سابق نه كفر بآن و آنكه قرآن و دين اسلام ناسخ كتب و اديان و باقى و بر قرار تا روز قيامت است و اين پنج نفر انبياء اولوالعزمند و در روايات ديگرى از ائمه اطهار اين معنى تأييد شده و در بعضى از روايات اولو العزم از انبياء بصاحبان تحمّل و صبر بر ايذاء و آزار قوم و سابقين در اقرار و عزم بر متابعت پيغمبر آخر الزّمان و اوصياء او تا مهدى عليهم السّلام تفسير شده است و نهى فرموده پيغمبر خود را از تعجيل در عذاب كفار چون بالاخره بآنها و اصل خواهد شد و وقتى مشاهده نمايند آنرا گمان ميكنند ساعتى بيش بر آنها نگذشته است چون گذشته هر قدر زياد باشد بنظر كم ميآيد بلكه مانند آن است كه نبوده خصوصا وقتى شخص بعذاب برسد با آنكه روزگار را بخوشى گذرانده باشد آنچه ذكر شد از مواعظ و احكام كافى است در ابلاغ پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم از جانب خداوند و هلاكت و عذاب مخصوص بكسانى است كه متّعظ نشدند بمواعظ الهيّه و بيرون رفتند از اطاعت خدا و پيغمبر او صلّى اللّه عليه و اله و سلّم در ثواب الاعمال و مجمع از


جلد 4 صفحه 660

امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه هر كس در هر شب يا هر جمعه سوره احقاف را قرائت نمايد خدا او را از بيم دنيا و فزع قيامت مأمون فرمايد و الحمد للّه رب العالمين و صلى اللّه على محمد و آله الطّاهرين.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ يَوم‌َ يُعرَض‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا عَلَي‌ النّارِ أَ لَيس‌َ هذا بِالحَق‌ِّ قالُوا بَلي‌ وَ رَبِّنا قال‌َ فَذُوقُوا العَذاب‌َ بِما كُنتُم‌ تَكفُرُون‌َ (34)

و روزي‌ ‌که‌ عرضه‌ داشته‌ ميشوند كساني‌ ‌که‌ كافر شدند ‌بر‌ آتش‌ بآنها گفته‌ ميشود آيا نيست‌ ‌اينکه‌ حق‌!‌-‌ گويند: بلي‌ قسم‌ ‌به‌ پروردگار ‌ما، ميفرمايد: ‌پس‌ بچشيد عذاب‌ ‌را‌ بسبب‌ آنچه‌ ‌که‌ بوديد كافر مي‌شديد.

وَ يَوم‌َ يُعرَض‌ُ الَّذِين‌َ كَفَرُوا ‌اينکه‌ هايي‌ ‌که‌ منكر بعث‌ بودند ‌ يا ‌ ‌خود‌ ‌را‌ اهل‌ نجات‌ ميدانستند و معاف‌ ‌از‌ عذاب‌.

عَلَي‌ النّارِ ‌بر‌ آتش‌.

أَ لَيس‌َ هذا بِالحَق‌ِّ ‌که‌ انبياء بشما خبر ميدادند و ‌شما‌ تكذيب‌ ميكرديد حال‌ معلوم‌ شد ‌بر‌ ‌شما‌ صدق‌ فرمايشات‌ ‌آنها‌.

قالُوا بَلي‌ وَ رَبِّنا گفتند بلي‌ حال‌ ‌که‌ مشاهده‌ كرديم‌ ‌بر‌ ‌ما معلوم‌ شد قسم‌ ‌به‌ پروردگار ‌ما.

قال‌َ فَذُوقُوا العَذاب‌َ بِما كُنتُم‌ تَكفُرُون‌َ ايمان‌ و تصديق‌ ‌بعد‌ ‌از‌ مشاهده‌ اجباري‌ ‌است‌ اختياري‌ نيست‌ ديگر مورد عنايت‌ حق‌ نمي‌شويد چنانچه‌ ميفرمايد:

وَ لَيسَت‌ِ التَّوبَةُ لِلَّذِين‌َ يَعمَلُون‌َ السَّيِّئات‌ِ حَتّي‌ إِذا حَضَرَ أَحَدَهُم‌ُ المَوت‌ُ قال‌َ إِنِّي‌ تُبت‌ُ الآن‌َ وَ لَا الَّذِين‌َ يَمُوتُون‌َ وَ هُم‌ كُفّارٌ‌-‌ الايه‌ «نساء، ‌آيه‌ 22.»

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 34)- در این آیه صحنه‌ای از مجازات دردناک مجرمان و منکران معاد را مجسم کرده، می‌فرماید: «روزی را به خاطر بیاورید که کافران را بر آتش عرضه می‌کنند» (وَ یَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَی النَّارِ).

آری! گاه دوزخ را بر کافران عرضه می‌کنند، و گاه کافران را بر دوزخ! هنگامی که کافران را بر آتش عرضه می‌کنند و شعله‌های سوزان و کوه پیکر و وحشتناک آن را می‌بینند به آنها گفتند می‌شود: «آیا این حق نیست» (أَ لَیْسَ هذا بِالْحَقِّ).

آیا امروز هم می‌توانید رستاخیز و دادگاه عدل خدا و پاداش و کیفر او را انکار کنید، و بگوئید این از افسانه‌های خرافی پیشینیان است؟! آنها که چاره‌ای جز اعتراف ندارند «می‌گویند: آری سوگند به پروردگارمان» (قالُوا بَلی وَ رَبِّنا). که این حق است و جای شک و تردید در آن نیست، ما گمراه بودیم که آن را نا حق می‌پنداشتیم.

ج4، ص439

در این هنگام خداوند یا مأمور عذاب الهی «می‌گوید: پس بچشید عذاب را به خاطر آنچه انکار می‌کردید» (قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ).

و به این ترتیب در آن روز همه حقایق را با چشم خود می‌بینند و اعتراف می‌کنند، اعتراف و اقراری که سودی به حال آنها ندارد.

نکات آیه

۱- لزوم توجه انسان، به سرنوشت شوم کافران در قیامت (و یوم یعرض الذین کفروا على النار) کلمه «یوم»، متعلق به کلمه مقدرى نظیر «اُذکر» است و یا عامل آن از استفهام «ألیس هذا بالحقّ» که به تقدیر «یقال لهم» است، به دست مى آید. برداشت یاد شده ناظر به احتمال اول است.

۲- روز قیامت، روز عرضه شدن کافران بر آتش دوزخ (و یوم یعرض الذین کفروا على النار)

۳- آتش جهنم، مهیاى پذیرش کافران در رستاخیز * (و یوم یعرض الذین کفروا على النار) از واژه «یعرض»، نوعى تقاضا و آمادگى، از طرف مقابل استفاده مى شود.

۴- اقرار گرفتن خداوند از کافران، هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ، درباره حقانیت تهدیدهاى وحى (و یوم یعرض ... ألیس هذا بالحقّ) به قرینه صدر آیه «هذا» اشاره به آتشى است که کافران در معرض آن قرار گرفته اند.

۵- اعتراف کافران به حقانیت وعده هاى الهى، پس از لمس و مشاهده آن (و یوم یعرض ... ألیس هذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا)

۶- تمسّک و توجه کافران به ربوبیت الهى، در شرایط اضطرار و مشاهده عذاب (و یوم یعرض الذین کفروا على النار ... قالوا بلى و ربّنا) به میان آوردن نام پروردگار و اضافه «ربّ» به «نا»، مى رساند که کافران با این کار در تلاشند تا در آن شرایط دشوار، رحمت الهى را به خود متوجه کنند.

۷- عدل الهى در کیفر کافران، مورد اقرار خود آنان، در قیامت (ألیس هذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا) «هذا» اشاره به عذاب کافران است و مصداق بارز «حقّ» در زمینه مجازات، «عدل» است.

۸- کافران، چشنده عذاب الهى در قیامت، پس از اقرارشان به مجرمیت خویش (ألیس هذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا قال فذوقوا العذاب )

۹- کفر مستمر، در پى دارنده عذاب حتمى (قال فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون) تعبیر «کنتم تکفرون» استمرار را افاده مى کند.

۱۰- اعتراف و پشیمانى کافران در قیامت، بى تأثیر به حال ایشان (ألیس هذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا قال فذوقوا) کافران با این که به حق اقرار مى کنند; باز هم به ایشان حکم مى شود که: «فذوقوا العذاب». بنابراین اعتراف آنان سودى نمى بخشد.

۱۱- کیفر کافران در قیامت، نتیجه عملکرد خود آنان (قال فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون)

موضوعات مرتبط

  • اقرار: اقرار به حقانیت تهدیدهاى خدا ۴; اقرار به حقانیت وعده هاى خدا ۵; اقرار به عدالت خدا ۷; اقرار به گناه ۸; زمینه اقرار به ربوبیت خدا ۶
  • جهنم: آمادگى جهنم ۳
  • خدا: افعال خدا ۴; وعده هاى خدا ۵
  • ذکر: ذکر فرجام اخروى کافران ۱
  • عذاب: آثار رؤیت عذاب ۵، ۶; اهل عذاب ۸; موجبات عذاب ۹
  • عمل: آثار عمل ۱۱
  • قیامت: بى تأثیرى پشیمانى در قیامت ۱۰; ویژگیهاى قیامت ۲
  • کافران: اقرار اخروى کافران ۷، ۸، ۱۰; اقرار کافران ۴، ۵; پشیمانى اخروى کافران ۱۰; عمل کافران ۱۱; کافران در جهنم ۲، ۳; کافران در قیامت ۲، ۳، ۸; کافران هنگام ورود در جهنم ۴; کیفر اخروى کافران ۱۱ ; کیفر کافران ۷
  • کفر: آثار اصرار بر کفر ۹
  • کیفر: عدالت در کیفر ۷; عوامل کیفر اخروى ۱۱

منابع