روایت:من لايحضره الفقيه جلد ۴ ش ۳۹

از الکتاب


آدرس: من لا يحضره الفقيه، جلد ۴، كِتَابُ الْحُدُود

و روي الحسن بن محبوب عن حنان بن سدير قال :

إِنَ‏ عَبَّادَ اَلْمَكِّيِ‏ قَالَ قَالَ لِي‏ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُ‏ أَرَى لَكَ مِنْ‏ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع‏ مَنْزِلَةً فَاسْأَلْهُ عَنْ رَجُلٍ زَنَى وَ هُوَ مَرِيضٌ فَإِنْ أُقِيمَ عَلَيْهِ اَلْحَدُّ خَافُوا أَنْ يَمُوتَ مَا تَقُولُ فِيهِ قَالَ فَسَأَلْتُهُ فَقَالَ لِي هَذِهِ اَلْمَسْأَلَةُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِكَ أَوْ أَمَرَكَ إِنْسَانٌ أَنْ تَسْأَلَ عَنْهَا فَقُلْتُ لَهُ إِنَ‏ سُفْيَانَ اَلثَّوْرِيَ‏ أَمَرَنِي أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْهَا فَقَالَ إِنَ‏ رَسُولَ اَللَّهِ ص‏ أُتِيَ بِرَجُلٍ أَحْبَنَ‏ قَدِ اِسْتَسْقَى بَطْنُهُ وَ بَدَتْ عُرُوقُ فَخِذَيْهِ وَ قَدْ زَنَى بِامْرَأَةٍ مَرِيضَةٍ فَأَمَرَ رَسُولُ اَللَّهِ ص‏ فَأُتِيَ بِعُرْجُونٍ فِيهِ مِائَةُ شِمْرَاخٍ فَضَرَبَهُ بِهِ ضَرْبَةً وَاحِدَةً وَ ضَرَبَهَا بِهِ ضَرْبَةً وَاحِدَةً وَ خَلَّى سَبِيلَهُمَا وَ ذَلِكَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لاََ تَحْنَثْ‏


من لايحضره الفقيه جلد ۴ ش ۳۸ حدیث من لايحضره الفقيه جلد ۴ ش ۴۰
روایت شده از : امام جعفر صادق عليه السلام
کتاب : من لايحضره الفقيه - جلد ۴
بخش : كتاب الحدود
عنوان : حدیث در کتاب من لا يحضره الفقيه جلد ۴ كِتَابُ الْحُدُود‏ بَابُ مَا يَجِبُ بِهِ التَّعْزِيرُ وَ الْحَدُّ وَ الرَّجْمُ وَ الْقَتْلُ وَ النَّفْيُ فِي الزِّنَا
موضوعات :

ترجمه

‏محمد جواد غفارى, من لا يحضره الفقيه - جلد ۵ - ترجمه على اكبر و محمد جواد غفارى و صدر بلاغى, ۳۴۶

عبّاد مكّى- يا يحيى بن عبّاد- گويد: سفيان ثورى مرا گفت: تو نزد جعفر بن محمّد [عليه السّلام‏] موقعيّتى دارى از او بپرس مردى مريض زنا كرده است اگر حدّ بر او جارى شود ترس آن دارند تلف شود، ميفرمائيد با او چه كنند، گويد: من از او پرسيدم، در پاسخ فرمود: آيا اين سؤال را از جانب خود ميكنى يا كسى بتو گفته‏ است آن را سؤال كنى؟ گفتم: آرى سفيان ثورى بمن امر كرده است از شما بپرسم آن را، فرمود: همانا نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مردى را آوردند كه مبتلا بمرض استسقاء بود و رگهاى رانهاى او همه آشكار شده بود، و با زنى بيمار زنا كرده بود، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دستور داد خوشه خرمائى آوردند كه صد شاخه داشت، با آن يك ضربت بمرد زد و يك ضربت بزن و رهاشان كرد، و اين گفتار خداوند بزرگ است: وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ (پس بگير بدستت دسته (از آن را) پس بزن بآن و خلاف سوگند مكن) (ص: ۴۴) شرح: «آيه مباركه در قصه ايّوب پيغمبر است كه سوگند خورده بود كه زوجه‏اش را يك صد تركه بزند، و خداوند اين راه را براى او باز كرد كه يك صد تركه نازك را دسته كرده و يك بار باو بزند».


شرح

آیات مرتبط (بر اساس موضوع)

احادیث مرتبط (بر اساس موضوع)