روایت:من لايحضره الفقيه جلد ۳ ش ۱۴۸۲

از الکتاب


آدرس: من لا يحضره الفقيه، جلد ۳، كِتَابُ النِّكَاح

روي حمزه بن حمران باسناده :


من لايحضره الفقيه جلد ۳ ش ۱۴۸۱ حدیث من لايحضره الفقيه جلد ۳ ش ۱۴۸۳
روایت شده از : حضرت محمد صلی الله علیه و آله
کتاب : من لايحضره الفقيه - جلد ۳
بخش : كتاب النكاح
عنوان : حدیث حضرت محمد (ص) در کتاب من لا يحضره الفقيه جلد ۳ كِتَابُ النِّكَاح‏‏ بَابُ فَضْلِ الْأَوْلَاد
موضوعات :

ترجمه

‏محمد جواد غفارى, من لا يحضره الفقيه - جلد ۵ - ترجمه على اكبر و محمد جواد غفارى و صدر بلاغى, ۱۵۷

حمزة بن حمران با سند خود نقل كرده كه مردى خدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد و به شخصى كه در حضور حضرت بود خبر داد خداوند بتو فرزند عطا فرمود، مرد از شنيدن اين خبر رنگ رخسارش دگرگون شد، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بوى گفت: تو را چه شد؟ آن مرد گفت: يا رسول اللَّه خير است، حضرت فرمود: بمن بگو چه شده؟ عرض كرد از خانه كه بيرون مى‏آمدم همسرم درد زائيدن داشت. اكنون خبردار شدم كه دخترى زائيده است (ناراحت شدم از اينكه او دختر است) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: سنگينيش بر گرده زمين، و زير سايه آسمان خدا زندگى خواهد كرد. و خداوند روزى او را خواهد داد، و خود شاخه گلى است كه او را مى‏بوئى (ناراحتى ديگر براى چه) سپس رو به ياران نمود، فرمود: هر كس داراى يك دختر است بار سنگينى بعهده‏اش افتاده، و يا رنج كشى بايد بكند، و هر كس را دو دختر است خداوند بفريادش برسد، و هر كس داراى سه دختر است جهاد و هر كار دشوارى از عهده او برداشته شده است، و هر كس داراى چهار دختر باشد اى بندگان خدا او را يارى كنيد، اى بندگان خدا به او (در صورت حاجت) وام دهيد، اى بندگان خدا بر او رحم آريد.


شرح

آیات مرتبط (بر اساس موضوع)

احادیث مرتبط (بر اساس موضوع)