طه ٧٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

گفتند: «سوگند به آن کسی که ما را آفریده، هرگز تو را بر دلایل روشنی که برای ما آمده، مقدّم نخواهیم داشت! هر حکمی می‌خواهی بکن؛ تو تنها در این زندگی دنیا می‌توانی حکم کنی!

|گفتند: ما هرگز تو را بر آن نشانه‌هاى روشنى كه براى ما آمده و بر آن كس كه ما را پديد آورده ترجيح نخواهيم داد، پس هر حكمى كه مى‌خواهى بكن، تو فقط در اين زندگى دنيا حكم مى‌رانى

گفتند: «ما هرگز تو را بر معجزاتى كه به سوى ما آمده و [بر] آن كس كه ما را پديد آورده است، ترجيح نخواهيم داد؛ پس هر حكمى مى‌خواهى بكن كه تنها در اين زندگى دنياست كه [تو] حكم مى‌رانى.

ساحران به فرعون پاسخ دادند که ما تو را هرگز بر این معجزات آشکار که به ما آمده و بر خدایی که ما را آفریده مقدم نخواهیم داشت، پس در حق ما هر چه توانی بکن که هر ظلمی کنی همین حیات دو روزه دنیاست.

گفتند: ما هرگز تو را بر دلایل روشنی که به سوی ما آمده و بر آنکه ما را آفرید، ترجیح نمی دهیم؛ پس هر حکمی را که می توانی صادر کن، تو فقط در این زندگی دنیا می توانی حکم کنی.

گفتند: سوگند به آن كه ما را آفريده است كه تو را بر آن نشانه‌هاى روشن كه ديده‌ايم ترجيح نمى‌دهيم؛ به هر چه خواهى حكم كن، كه رواج حكم تو در زندگى اينجهانى است.

[جادوگران‌] گفتند هرگز تو را بر روشنگریهایی که برای ما آمده است، و بر کسی که ما را آفریده است، بر نمی‌گزینیم، هر چه خواهی بکن، جز این نیست که تو فقط در زندگی دنیوی کاری توانی کرد

گفتند: هرگز تو را بر آنچه به ما از نشانه‌هاى روشن آمده است و بر آن [خداى‌] كه ما را آفريده است برنگزينيم پس هر چه را تو حكم‌كننده‌اى حكم كن- هر چه خواهى بكن-، كه تنها در زندگى اين جهان حكم توانى كرد.

(جادوگران پاسخ دادند و) گفتند: ما هرگز تو را بر دلائل و براهین روشنی که برایمان آمده است، و بر پروردگاری که ما را آفریده است بر نمی‌گزینیم و مقدّم نمی‌داریم، پس هر فرمانی که می‌خواهی صادر کنی، صادر کن (و آنچه می‌خواهی بکن، که باکی نیست. امّا بدان) تو تنها می‌توانی در زندگی این جهان فرمان بدهی (و قدرت فرماندهی تو از دائره‌ی این دنیا فراتر نمی‌رود).

گفتند: «ما هرگز تو را بر نشانه‌های روشنی که سویمان آمده و (بر) آن کس که ما را (با فطرت توحیدی) پدید آورده است، ترجیح نخواهیم داد. پس تو هر حکمی (که) می‌خواهی بکن؛ تنها (در این) زندگی دنیاست که (در آن) حکم می‌رانی.»

گفتند هرگز نگزینیم تو را بر آنچه بیامد ما را از روشنائیها سوگند بدانکه ما را آفرید پس بفرمای آنچه را می‌فرمائی جز این نیست که می‌فرمائی این زندگانی دنیا را


طه ٧١ آیه ٧٢ طه ٧٣
سوره : سوره طه
نزول : ٦ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«لَن نُّؤْثِرَکَ»: هرگز تو را ترجیح نمی‌دهیم و برنمی‌گزینیم. «الْبَیِّنَاتِ»: معجزات. دلائل. «وَالَّذِی فَطَرَنا»: و بر خدائی که ما را آفریده است. حرف (وَ) می‌تواند حرف عطف و (ألّذی) عطف بر (ما) باشد، و یا این که واو حرف جرّ و برای قسم باشد. «إِقْضِ»: حکم کن، فرمان بده. «قَاضٍ»: حکم‌کننده. فرمان دهنده. عائد آن محذوف است. «هذِهِ الْحَیَاةَ»: مفعول فیه است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى‌ ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذِي فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا «72»

(ساحرانى كه ايمان آورده بودند به فرعون) گفتند: ما هرگز تو را بر كسى كه ما را آفريده وبر آن معجزاتى‌كه براى ما آمده، ترجيح‌نخواهيم داد. پس تو هر حكم وقضاوتى كه مى‌خواهى بكن، تو فقط در اين زندگانى دنيا حكم مى‌كنى.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى‌ ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذِي فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا (72)

چون سحره حقيقتا ايمان آورده بودند، لذا با كمال قوت قلب استقامت نموده در مقابل تهديدات فرعون و ابدا انديشه نكرده، در مقام جواب برآمدند:

قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ‌: گفتند هرگز مقدم نداريم و اختيار نكنيم. عَلى‌ ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ‌: بر آن چيزى كه آمد ما را از معجزات. سحره بدين كلام، علت ترك نكردن ايمان خود را بيان نمودند كه ما تو را اختيار نكنيم بر آنچه آمد ما را از معجزات واضحه و براهين قاهره بر وحدانيت قادر متعال و رسالت حضرت موسى كليم اللّه كه قواى بشر از آوردن مثل آن عاجز خواهد بود.

وَ الَّذِي فَطَرَنا: و تو را برنگزينيم بر آن ذاتى كه خلق و ايجاد فرمود ما را، و از كتم عدم به عرصه وجود آورد، و نعمت فانيه تو را بر نعم باقيه الهى اختيار نكنيم. نزد بعضى «واو قسم است» يعنى تو را اختيار نكنيم بر آنچه معلوم شد ما را از ادله و حجج و بينات به حق آن خدائى كه آفريد ما را. فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ‌: پس حكم كن آنچه را كه تو حكم كننده‌اى. يا بكن هر چه مى‌خواهى كه ما پرواى آن نداريم.

محققين فرموده‌اند كه مقصود سحره از اين كلام اظهار آنست كه وعيد و تهديد تو ايمان ما را زايل نكند و ما را باز ندارد از حق و علم و عمل، تو هر چه خواهى كن. اين كاشف است از قوت ايمان ايشان كه جرئت به اين كلام نمودند، و البته مؤمن حقيقى بايد قوى دل و محكم باشد در ايمان و به تهاجم ابتلا، متزلزل نگردد. إِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا: اينست و جز اين نيست تو حكم كنى و بجا مى‌آورى به سبب سلطه خود در اين زندگانى دنيا، و در آخرت تو را سلطه و حكمى نيست، بلكه محكوم هستى.

جلد 8 - صفحه 299


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى‌ (67) قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى‌ (68) وَ أَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى‌ (69) فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى‌ (70) قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى‌ (71)

قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى‌ ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذِي فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا (72) إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى‌ (73) إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى‌ (74) وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى‌ (75) جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ جَزاءُ مَنْ تَزَكَّى (76)

ترجمه‌

پس احساس نمود در ضمير خود بيمى موسى‌

گفتيم مترس همانا توئى برتر

و بينداز آنچه در دست راست تو است فرو ميبرد آنچه را ساخته‌اند همانا آنچه را ساخته‌اند مكر ساحر است و رستگار نميشود ساحر هر جا كه آيد

پس بر وى افكنده شدند ساحران سجده كنندگان گفتند ايمان آورديم بپروردگار هارون و موسى‌

گفت آيا ايمان آورديد مر او را پيش از آنكه اذن دهم شما را همانا او هر آينه بزرگ شما است كه آموخت بشما سحر را پس هر آينه خواهم بريد البتّه دستهاى شما و پايهاى شما را بر خلاف يكديگر و هر آينه بردار كشم البتّه شما را بر تنه درخت خرما و هر آينه خواهيد دانست كه كدام يك از ما سخت‌تر است از جهت عذاب و پاينده‌تر

گفتند هرگز اختيار نخواهيم نمود تو را بر آنچه آمد ما را از معجزات آشكار و آنكس كه آفريد ما را پس حكم كن آنچه را تو حكم كننده‌ئى جز اين نيست كه حكم ميكنى در اين زندگانى دنيا

همانا ما ايمان آورديم بپروردگارمان تا بيامرزد براى ما گناهانمان را و آنچه را اكراه نمودى تو ما را بر آن از سحر و خدا بهتر است و پاينده‌تر

محقّق است كه كسيكه بيايد نزد پروردگارش با آنكه باشد گناهكار پس همانا مر او را است جهنّم كه نه ميميرد در آن و نه زندگانى ميكند

و كسيكه بيايد نزد او با آنكه مؤمن باشد كه بتحقيق بجا آورده باشد كارهاى شايسته را پس آنگروه براى ايشان است مقامات عاليه،

بهشتهاى اقامت دائمى كه ميرود از زير آنها نهرها كه جاودانيانند در آن و آن پاداش كسى است كه پاك باشد..


جلد 3 صفحه 515

تفسير

پس از آنكه ساحران عصاها و ريسمانهاى خودشان را انداختند و در نظر حضرت موسى براى سحرى كه كرده بودند نمودار شد كه آنها راه ميروند مختصر ترسى در دل آنحضرت جاى گير شد براى آنكه مبادا آنها غالب شوند و دين حقّ ثابت نشود و مردم در ضلالت و گمراهى بمانند چنانچه در نهج البلاغه باين معنى اشاره شده است لذا خداوند صريحا او را نهى فرمود از آنكه بترسد و خطاب را بضمير انت تكرار فرمود براى تأكيد با آنكه كلام بحرف تأكيد مؤكّد بود و تصريح بغلبه او فرمود و در احتجاج از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه وقتى موسى ترسيد متوسل بمحمد و آل محمد عليهم السلام شد و امان طلبيد پس از آن خطاب رسيد نترس همانا البتّه تو غالبى و بينداز عصاى خود را مى‌بلعد بقدرت خدا آنچه را كه ساخته و پرداخته نمودند و تلقّف برفع و تشديد نيز قرائت شده است و فرمود همانا آنچه ساخته و پرداخته نموده‌اند بكيد و مكر و حيله ساحر درست شده و ساحر هر جا باشد و هر كار كند خير نمى‌بيند و بمراد نميرسد و عاقبت رسوا خواهد شد و موسى عليه السّلام اطاعت نمود و انداخت و بلعيد تمام مصنوعات آنها را و ساحرها يقين كردند كه كار آنحضرت سحر نيست و معجزه الهيه است لذا همگى برو بزمين افتادند و براى عظمت اين امر در نظرشان و قبول توبه از اعمالشان سجده كردند براى خضوع در پيشگاه الهى و گفتند ايمان آورديم ما بپروردگار هارون و موسى عليه السّلام و اعراض نموديم از فرعون و فرعونيان و فرعون آنها را معاتب قرار داد و گفت ايمان آورديد و متابعت نموديد موسى را پيش از آنكه من بشما اجازه دهم كه ايمان بياوريد همانا او هر آينه بزرگ و اعلم و استاد شما است كه بشما سحر آموخته و با يكديگر قبلا مواضعه و سازش كرده بوديد در اين امر كه او غالب و شما مغلوب شويد و فورا ايمان بياوريد اكنون من شما را مجازات ميكنم باين كيفيّت كه دست راست و پاى چپ شما را مى‌برم و شما را مى‌آويزم بر تنه درخت خرما كه در مرئى و منظر مردم جان دهيد و موجب عبرت خلق شويد و بدانيد كه كدام يك از من و موسى يا خداى او عذابش شديدتر و با دوام‌تر است گفته‌اند از فرط غرور و جهل تصوّر ميكرد كسى بدون اجازه او نبايد دينى را اختيار نمايد و آنها در جواب گفتند هرگز اختيار نمى‌كنيم رضاى‌


جلد 3 صفحه 516

تو را بر دين حقّ كه ثابت شد از براى ما بمعجزات باهرات و بر آن خداوندى كه خلق فرمود ما را يا قسم بآنخداوندى كه آفريد ما را پس حكم كن آنچه دلت ميخواهد هر حكمى بكنى در اين دنيا ميكنى كه ميگذرد و آخرت باقى براى ما بهتر است ما ايمان بخدا آورديم تا از گناهانمان بگذرد و ما را بر سحرى كه در مقام معارضه با حضرت موسى كرديم باصرار تو مؤاخذه ننمايد و پاداش الهى بهتر و عذابش باقى‌تر است در جوامع روايت نموده كه سحره بفرعون گفتند موسى را وقتى در خواب است بما نشان بده پس يافتند او را در خواب با آنكه عصا حراست او را مينمود و گفتند اين ساحر نيست چون ساحر وقتى بخوابد سحرش باطل ميشود ولى فرعون بخرجش نرفت و آنها را وادار بمعارضه نمود و كسيكه بحال كفر و عصيان بميرد جهنّم از آن او است كه نه ميميرد در آن تا راحت شود و نه زندگانى راحتى ميكند كه بهتر از مردن باشد و بنظر حقير محتمل است مراد آن باشد كه نه ميميرد و نه زنده ميباشد يعنى هميشه مشغول جان كندن است و كسانيكه در پيشگاه الهى حاضر شوند با آنكه اهل ايمان و اعمال صالحه باشند داراى منازل رفيعه‌اى خواهند بود كه آنها بهشتهاى دائمى داراى نهرهاى جارى است كه هميشه در آنها خواهند بود و آن پاداش كسانى است كه پاك شدند از چرك كفر و عصيان بتوبه و سه آيه اخيره محتمل است جزء كلام سحره باشد كه خداوند نقل فرموده و محتمل است ابتداء كلام الهى باشد و كلمه على جمع عليا است كه آن مؤنّث اعلى ميباشد ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قالُوا لَن‌ نُؤثِرَك‌َ عَلي‌ ما جاءَنا مِن‌َ البَيِّنات‌ِ وَ الَّذِي‌ فَطَرَنا فَاقض‌ِ ما أَنت‌َ قاض‌ٍ إِنَّما تَقضِي‌ هذِه‌ِ الحَياةَ الدُّنيا (72) إِنّا آمَنّا بِرَبِّنا لِيَغفِرَ لَنا خَطايانا وَ ما أَكرَهتَنا عَلَيه‌ِ مِن‌َ السِّحرِ وَ اللّه‌ُ خَيرٌ وَ أَبقي‌ (73)

گفتند سحره‌ ‌با‌ كمال‌ شهامت‌ و شجاعت‌ بفرعون‌ ‌که‌ ‌ما هرگز ترا اختيار نميكنيم‌ و ترجيح‌ نميدهيم‌ ‌بر‌ آنچه‌ ‌که‌ آمد ‌ما ‌را‌ ‌از‌ ادلّه روشن‌ و معجزات‌ واضحه‌ قسم‌ بآن‌ خداوندي‌ ‌که‌ ‌ما ‌را‌ آفريد ‌پس‌ تو ‌هر‌ چه‌ ميخواهي‌ بكن‌ و ‌هر‌ حكمي‌ درباره‌ ‌ما جاري‌ ميكني‌ بكن‌ اينست‌ و جز ‌اينکه‌ نيست‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ حيات‌ دنيوي‌ سپري‌ خواهد شد دو روز پيش‌ و ‌پس‌ دارد محققا ‌ما ايمان‌ آورديم‌ بپروردگار ‌خود‌ ‌براي‌ اينكه‌ بيامرزد ‌ما ‌را‌ ‌از‌ خطاهاي‌ سابقه‌ و ‌از‌ آنچه‌ ‌که‌ تو ‌ما ‌را‌ وادار كردي‌ ‌بر‌ مقابله‌ و تعارض‌ ‌با‌ پيغمبر اكرم‌ ‌او‌ ‌به‌ اتيان‌ بسحر ‌در‌ مقابل‌ معجزه‌ و خداوند بهتر ‌است‌ و تفضّلات‌ ‌او‌ بقاء بيشتر دارد.

(قالُوا لَن‌ نُؤثِرَك‌َ عَلي‌ ما جاءَنا مِن‌َ البَيِّنات‌ِ) ‌در‌ تقابل‌ حق‌ّ و باطل‌ كمال‌ حماقت‌ و جهالت‌ ‌است‌ حق‌ ‌را‌ رها كردن‌ و باطل‌ ‌را‌ اتّخاذ نمودن‌ زيرا (للحق‌ دولة و للباطل‌ جولة).

(وَ الَّذِي‌ فَطَرَنا) و ‌او‌ قسم‌ ‌است‌ قسم‌ ياد ميكنند بآن‌ كسي‌ ‌که‌ ‌ما ‌را‌ ‌از‌ كتم‌ عدم‌ بعرصه‌ وجود آورد و تربيت‌ فرمود و بنعم‌ ‌غير‌ متناهيه‌ ‌خود‌ نگاهداري‌ كرده‌

جلد 13 - صفحه 64

(فَاقض‌ِ ما أَنت‌َ قاض‌ٍ) ‌اگر‌ ‌ما ‌را‌ قطعه‌ قطعه‌ كني‌ و بآتش‌ بسوزاني‌ ‌ما دست‌ ‌از‌ حق‌ ‌بر‌ نميداريم‌ و باطل‌ ‌را‌ نميگيريم‌.

(إِنَّما تَقضِي‌ هذِه‌ِ الحَياةَ الدُّنيا) دنيا فاني‌ و گذشتني‌ ‌است‌ چه‌ بهتر آنكه‌ ‌در‌ راه‌ دين‌ كشته‌ شود و ‌از‌ دنيا برود.

(إِنّا آمَنّا بِرَبِّنا) آنهم‌ چه‌ ايماني‌ ‌که‌ بهر بلائي‌ صبر كند مثل‌ اصحاب‌ ابي‌ ‌عبد‌ اللّه‌ ‌عليه‌ ‌السلام‌ ‌که‌ گفتند ‌اگر‌ هزار مرتبه‌ كشته‌ شويم‌ و زنده‌ شويم‌ دست‌ ‌از‌ ياري‌ تو ‌بر‌ نميداريم‌.

(لِيَغفِرَ لَنا خَطايانا) چنانچه‌ حضرت‌ رسالت‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و ‌سلّم‌ فرمود

(الإسلام‌ يجب‌ّ ‌ما قبله‌).

(وَ ما أَكرَهتَنا عَلَيه‌ِ مِن‌َ السِّحرِ) نه‌ مراد اكراهي‌ ‌باشد‌ ‌که‌ سلب‌ اختيار كند زيرا ‌او‌ استحقاق‌ عقوبت‌ ندارد چنانچه‌ ‌در‌ حديث‌ تسعه‌ فرمود

(رفع‌ ‌عن‌ امّتي‌ تسعة)

و يكي‌ ‌از‌ ‌آن‌ تسعه‌ ‌را‌

(‌ما استكرهوا ‌عليه‌)

شمرده‌ بلكه‌ مراد تعقيب‌ و تشويق‌ و اصرار و تأكيد نمودي‌.

(وَ اللّه‌ُ خَيرٌ وَ أَبقي‌) مراد ‌اينکه‌ نيست‌ ‌که‌ ‌در‌ دين‌ باطل‌ خيريّتي‌ ‌باشد‌ ولي‌ حق‌ بهتر ‌است‌ ‌ يا ‌ بقايي‌ ‌باشد‌ ولي‌ بقاء حق‌ّ بيشتر و زيادتر ‌است‌ روزگار باطل‌ ‌از‌ ‌هر‌ چه‌ بگويي‌ بدتر و عقوبت‌ اهل‌ باطل‌ زيادتر و شديدتر ‌است‌ بخصوص‌ مثل‌ فرعون‌ و اتباعش‌ چنانچه‌ ميفرمايد ‌در‌ سوره هود آيه 99 (وَ ما أَمرُ فِرعَون‌َ بِرَشِيدٍ يَقدُم‌ُ قَومَه‌ُ يَوم‌َ القِيامَةِ فَأَورَدَهُم‌ُ النّارَ وَ بِئس‌َ الوِردُ المَورُودُ وَ أُتبِعُوا فِي‌ هذِه‌ِ لَعنَةً وَ يَوم‌َ القِيامَةِ بِئس‌َ الرِّفدُ المَرفُودُ).

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 72)- اما ببینیم عکس العمل ساحران در برابر این تهدیدهای شدید فرعون چه بود؟ آنها نه تنها مرعوب نشدند و از میدان بیرون نرفتند، بلکه حضور خود را در صحنه بطور قاطعتری ثابت کردند و «گفتند: به خدایی که ما را آفریده است هرگز تو را بر این دلایل روشنی که به سراغ ما آمده مقدم نخواهیم داشت» (قالُوا لَنْ نُؤْثِرَکَ عَلی ما جاءَنا مِنَ الْبَیِّناتِ وَ الَّذِی فَطَرَنا).

«پس تو هر حکمی می‌خواهی بکن» (فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ).

«اما (بدان) تو تنها می‌توانی در زندگی این دنیا قضاوت کنی» ولی در آخرت

ج3، ص132

ما پیروزیم و تو گرفتار و مبتلا به شدیدترین کیفرها (إِنَّما تَقْضِی هذِهِ الْحَیاةَ الدُّنْیا).

نکات آیه

۱ - بازگشت ساحران مؤمن به کفر (ارتداد) و پیروى از آیین فرعونیان، از هدف هاى تهدید فرعون در مورد آنان (لأقطّعنّ ... قالوا لن نؤثرک ) پاسخ ساحران مؤمن به فرعون (لن نؤثرک)، حکایت از آن دارد که تهدیدات فرعون، براى بازگرداندن ساحران از راه ایمان بوده است.

۲ - ساحران مؤمن، برترى دادن فرعون بر خداوند و بهادادن به تهدیدات او در برابر دلایل روشن موسى(ع) را، به کلى منتف دانسته و ثبات و استحکام ایمان خود را نشان دادند. (قالوا لن نؤثرک على ما جاءنا من البیّنت والذى فطرنا )

۳ - ساحران مؤمن مصر، تحت تأثیر آیات و بینات الهى، قرار گرفتند و خدا را بر فرعون ترجیح دادند. (لن نؤثرک على ما جاءنا من البیّنت والذى فطرنا ) ( )

۴ - بینات (دلایل روشن) موسى(ع)، برهان هایى واضح بر حقانیت او و باطل بودن ادعاهاى فرعون (قالوا لن نؤثرک على ما جاءنا من البیّنت )

۵ - تبدیل عصا به موجودى که ابزار سِحر ساحران را بلعید و به حالت اولیه برگشت، حاوى نشانه هاى متعددى بر رسالت موسى(ع) (ما جاءنا من البیّنت ) از این که ساحران، از مشاهدات خود با تعبیر «بیّنات» (جمع «بیّنة») یاد کردند، به دست مى آید که آنچه دیدند، معجزات متعددى در ضمن یک معجزه بود.

۶ - فرعون، هیچ دلیل روشن بر ادعاهاى خود نداشت. (قالوا لن نؤثرک على ما جاءنا من البیّنت ) ساحران مؤمن، علت رهاکردن فرعون و بازگشت نکردن به او را، دستیابى خود به بینات و دلایل روشن بر حقانیت موسى(ع) دانستند. در این تعلیل، ساحران مؤمن، به طور تلویحى، فرعون را فاقد دلیل و حجت دانسته اند.

۷ - ساحران مؤمن، معتقد به رسالت موسى(ع) از جانب خالق آنان (على ما جاءنا من البیّنت والذى فطرنا )

۸ - خداوند، آفریننده و خالق انسان ها است. (الذى فطرنا ) «فَطر» از ماده «فطرة» به معناى ابتدا و اختراع است و «فطر اللّه الخلق»; یعنى آنها را آفرید و آغاز کرد (لسان العرب).

۹ - توصیف مخلوقى ناتوان به ربوبیت، در برابر خداوند خالق انسان، کارى ناروا و فاقد دلیل و برهان است. (لن نؤثرک ... والذى فطرنا ) عبارت «والذى فطرنا» عطف بر «ما جائنا» است; یعنى، «لن نؤثرک على الذى فطرنا» (ما تو را [اى فرعون که مخلوقى بیش نیستى] بر خدایى که ما را آفریده است بر نمى گزینیم). این جمله، حاوى استدلالى متقن است; یعنى، چون خدا آفریدگار است و نیز ربوبیت خود را با بینات به ما ابلاغ نموده است، انتخاب غیر او براى ربوبیت سزاوار نیست.

۱۰ - توحید در خالقیت، دلیل و برهان توحید در ربوبیت است. (لن نؤثرک ... والذى فطرنا )

۱۱ - ساحران مؤمن، آمادگى خود را براى تحمّل هرگونه شکنجه و کشتار در جهت حفظ ایمان خویش اعلام کردند. (لن نؤثرک ... فاقض ما أنت قاض ) «قضا» به معناى حکم کردن و داورى است. جمله «فاقض...» از زبان ساحران مؤمن و خطاب به فرعون است; یعنى، هر حکمى را که مى توانى و قضاوت آن از تو ساخته است، صادر کن. ما آماده پذیرش هر نوع شکنجه و عذاب در راه ایمان خود هستیم.

۱۲ - تحقیر دنیا و حاکمیت موقت فرعون در آن، از سوى ساحران مؤمن (إنّما تقضى هذه الحیوة الدنیا ) فعل «تقضى» خطاب به فرعون و «هذه الحیاة» مفعول فیه آن است; یعنى، «إنّما تقضى مدة هذه الحیاة الدنیا» (دایره حکم رانى تو، همین زندگى دنیایى است و فراتر از آن در دسترس تو نیست).

۱۳ - دل بستن به زندگى گذراى دنیوى و مغرور شدن به آن، کارى ناروا است. (إنّما تقضى هذه الحیوة الدنیا )

۱۴ - ساحران مؤمن با تحقیر قدرت فرعون، به او اعلام کردند که بالاترین شکنجه هاى او، تنها به زندگانى دنیایى آنان خاتمه مى دهد و به آخرتشان آسیبى نخواهد رسانید. (فاقض ما أنت قاض إنّما تقضى هذه الحیوة الدنیا ) چنانچه «هذه الحیاة» مفعولٌ به براى «تقضى» باشد، مراد از «قضا»، منقضى ساختن خواهد بود. اهل لغت مى گویند: تمام معانى «قضا» به انقطاع یافتن و تمام شدن بازگشت دارد (لسان العرب). بنابراین مفاد آیه چنین مى شود: اى فرعون! با حکم خود به هرچه مى توانى فیصله بده و آن را تمام کن; زیرا تو فقط این زندگانى دنیا را خاتمه مى دهى.

۱۵ - قدرت و حاکمیت دشمنان پیامبران و مؤمنان، موقت و محدود به زندگى دنیایى است. (إنّما تقضى هذه الحیوة الدنیا )

۱۶ - ساحران مؤمن با وجود تهدیدات فرعون، در صدد نصیحت و ارشاد و هدایت وى بودند. (ما جاءنا من البیّنت و الذى فطرنا فاقض ما أنت قاض إنّما تقضى هذه الحیوة الدنیا) اشاره ساحران به بینات موسى(ع) و خالقیت خداوند و محدودیت قدرت فرعون، پس از موضع گیرى خصمانه او، مى تواند به منظور رام ساختن و پند و اندرز دادن به او باشد.

۱۷ - ساحران مؤمن به موسى(ع)، داراى ایمان و اعتقاد محکم به آخرت بودند. (فاقض ... إنّما تقضى هذه الحیوة الدنیا )

موضوعات مرتبط

  • آخرت: مؤمنان به آخرت ۱۴، ۱۷
  • آیات خدا: مؤمنان به آیات خدا ۳
  • انبیا: محدودیت قدرت دشمنان انبیا ۱۵
  • انسان: خالق انسان ها۸
  • ایمان: ایمان به موسى(ع) ۲
  • توحید: دلایل توحید ربوبى ۱۰; نقش توحید در خالقیت ۱۰
  • جادوگران فرعون: آخرت طلبى جادوگران فرعون ۱۴، ۱۷; آمادگى جادوگران فرعون ۱۱; استقامت جادوگران فرعون ۲، ۱۱; ایمان جادوگران فرعون ۲ ، ۳، ۷، ۱۱، ۱۴، ۱۷; بینش جادوگران فرعون ۱۲; تبلیغ جادوگران فرعون ۱۶ ; خالق جادوگران فرعون ۷; زمینه ارتداد جادوگران فرعون ۱; فلسفه تهدید جادوگران فرعون ۱; مواعظ جادوگران فرعون ۱۶; هدایتگرى جادوگران فرعون ۱۶
  • خدا: خالقیت خدا ۸
  • دنیا: بى ارزشى دنیا ۱۲
  • دنیاطلبى: ناپسندى دنیاطلبى ۱۳
  • ربوبیت: بى منطقى ربوبیت غیر خدا ۹
  • شرک: بى منطقى شرک ربوبى ۹
  • عمل: عمل ناپسند ۱۳
  • فرعون: اهداف تهدیدهاى فرعون ۱; بى ارزشى حکومت فرعون ۱۲; بى منطقى فرعون ۶; تحقیر فرعون ۱۴; تحمل شکنجه هاى فرعون ۱۱، ۱۴; دلایل بطلان فرعون ۴; موعظه فرعون ۱۶
  • موسى(ع): بینات موسى(ع) ۴; تعدد معجزه موسى(ع) ۵; دلایل حقانیت موسى(ع) ۴; دلایل نبوت موسى(ع) ۵; قصه موسى(ع) ۲; مؤمنان به موسى(ع) ۷; نقش عصاى موسى(ع) ۵; وضوح دلایل نبوت موسى(ع) ۲
  • مؤمنان: محدودیت قدرت دشمنان مؤمنان ۱۵

منابع