النحل ٣٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

هر قدر بر هدایت آنها حریص باشی، (سودی ندارد؛ چرا) که خداوند کسی را که گمراه ساخت، هدایت نمی‌کند؛ و آنها یاورانی نخواهند داشت!

|اگر بر هدايت آنها اصرار ورزى، [بدان كه‌] خدا كسى را كه گمراه كرده [و به خودش واگذاشته‌] هدايت نمى‌كند و براى ايشان هيچ ياورى نخواهد بود

اگر [چه‌] بر هدايت آنان حرص ورزى، ولى خدا كسى را كه فرو گذاشته است هدايت نمى‌كند، و براى ايشان يارى‌كنندگانى نيست.

(ای رسول ما) تو اگر چه بسیار حریص و مشتاق هدایت خلق هستی و لیکن (بدان که) خدا آنان را که (پس از اتمام حجت) گمراه کرده دیگر هدایت نکند و آنها را یاوری نخواهد بود.

هر چند بر هدایتشان حریص باشی [هدایت نمی یابند]؛ زیرا خدا کسانی را که [به سبب تکبّر و عنادشان] گمراه می کند، هدایت نخواهد کرد، و برای آنان هیچ یاوری [که از گمراهی نجاتشان دهد] وجود ندارد.

و اگر تو به هدايت آنها حريص باشى، خدا آن را كه گمراه كرده است، هدايت نمى‌كند و اين گمراهان را هيچ يارى‌دهنده‌اى نيست.

اگر بر هدایت آنان حریص باشی [بدان‌] که خداوند کسی را که بیراه گذارد، به راه نمی‌آورد، و ایشان یاوری ندارند

اگر بر راهنمايى آنان حرص ورزى، [بدان كه‌] خدا هر كه را گمراه كند راه نخواهد نمود و آنها را هيچ ياورانى نيست.

(ای پیغمبر!) هر چند هم بر رهنمود آنان (که مغلوب شهوات و لذّات و مادیات شده‌اند) آزمند باشی (گوششان به دعوت حق بدهکار نیست و) خداوند کسانی را (که بر اثر پلشتیها و زشتیها) گمراه بکند (با زور به راه حق) هدایت نمی‌دهد، و (روز قیامت) یاورانی را نخواهند داشت (که ایشان را یاری کنند و از عذاب خدا برهانند).

اگر بر هدایتشان حرص می‌ورزی، پس بی‌گمان خدا کسی را که فرو می‌گذارد هدایت نمی‌کند، و برایشان هیچ یاری‌کنندگانی نیستند.

اگر حریص باشی بر هدایت ایشان همانا خدا هدایت نکند آن را که گمراه می‌کند و نیست ایشان را یاورانی‌


النحل ٣٦ آیه ٣٧ النحل ٣٨
سوره : سوره النحل
نزول : ٢ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«تَحْرِصْ»: آزمند باشی. تلاش و کوشش کنی.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


إِنْ تَحْرِصْ عَلى‌ هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ «37»

(اى پيامبر!) اگرچه بر هدايت آنان حرص مى‌ورزى، امّا (بدان كه) قطعاً خداوند كسى را كه (بخاطر سوء انتخاب وعملش) گمراه كرده هدايت نمى‌كند و براى آنان هيچ ياورى نيست.

نکته ها

به دنبال آيه‌ى قبل كه فرمود: انحراف گروهى بخاطر انكار و كفرشان حتمى است، اين آيه خطاب به پيامبر مى‌فرمايد: بر آنها دلسوزى مكن كه دلسوزى تو بى‌اثر است، زيرا قلب آنان را خداوند مُهر كرده و ديگر قابل هدايت نيستند.

گاهى اشكال در قابليّت مردم است، نه مبلّغ. پيامبر معصوم است و نقطه ضعفى ندارد، بهترين اخلاق را دارد، دلسوز هم هست، امّا باز هم مردم قبول نمى‌كنند.

پیام ها

1- انسان گاهى به جايى مى‌رسد كه نه در دنيا قابل هدايت است و نه در آخرت قابل نصرت. «لا يَهْدِي‌، مِنْ ناصِرِينَ»

2- مبلّغ بايد بداند كه به هر حال گروهى هيچ منطقى را نمى‌پذيرند، پس انتظار ايمان همه مردم را نبايد داشت. إِنْ تَحْرِصْ‌ ... لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُ‌

3- شفاعت، قابليّت مى‌خواهد و هر كس از آن بهره‌مند نمى‌شود. «ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



إِنْ تَحْرِصْ عَلى‌ هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ (37)

إِنْ تَحْرِصْ عَلى‌ هُداهُمْ‌: اگرچه حريصى بر هدايت ايشان كه ايمان آورند به تو، و هر چند كوشش كنى، فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُ‌: پس بدرستى كه خداى تعالى هدايت نفرمايد به قهر و جبر هر كه را كه به سوء اختيار گمراه شود و در كفر مصر گردد.

آيه شريفه در مقام تسليه خاطر مبارك حضرت پيغمبر است در دعوت آنانكه منهمك شدند در كفر و رستگار نشوند به اجابت حق، زيرا با عناد و لجاج‌


«1» خطبه قاصعه 234، نهج البلاغه فيض.

جلد 7 - صفحه 202

دعوت نتيجه نخواهد داشت. و اشاره به اينكه ايمان نياوردن آنها نه از جهت تقصير آن سرور است در تبليغ يا قصور آيات و شواهد، بلكه اتمام حجت كاملا شده، و لكن ايشان ابدا التفات نكنند و بر انكار باقى باشند. پس چنين اشخاص اصلا ايمان نخواهند آورد، هر قدر سعى كنى. وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ‌: و نيست براى ايشان هيچ يارى كننده‌اى كه يارى كند و نجات دهد آنها را از عذاب.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ قالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْ‌ءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْ‌ءٍ كَذلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ (35) وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ (36) إِنْ تَحْرِصْ عَلى‌ هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ (37)

ترجمه‌

و گفتند آنانكه مشرك شدند اگر ميخواست خدا نمى‌پرستيديم غير از او هيچ چيز را ما و نه پدران ما و نه حرام ميكرديم بغير حكم او هيچ چيز را اين چنين كردند آنانكه بودند پيش از آنها پس آيا باشد بر پيغمبران مگر رسانيدن آشكار

و بتحقيق مبعوث نموديم در هر گروهى پيغمبرى را كه بپرستيد خدا را و بپرهيزيد از هر گمراه كننده‌اى پس بعضى از ايشان كسى است كه هدايت نمود خدا و بعضى از آنها كسى است كه ثابت شد بر او گمراهى پس سير كنيد در زمين پس بنگريد چگونه بود انجام كار تكذيب كنندگان‌

اگر حرص ورزى بر هدايت آنها پس همانا خدا هدايت نميكند كسيرا كه در ضلالت گذارده و نيست مر آنها را هيچ يارى كنندگان.

تفسير

- اهل شرك در اين مقام بتعليم شيطان مغالطه عجيبى نمودند كه خداوند آنرا نقل و جواب فرموده و آن آنستكه خداوند قادر است بر هر امرى اگر خواسته بود ما و پدرانمان بت پرست نباشيم منصرف مينمود ما را از پرستش غير از خود و نيز منصرف مينمود ما را از آنكه چيزيرا بدلخواه خود حرام يا حلال نمائيم و اينكه ننموده دليل است بر آنكه خواسته است ما چنين‌


جلد 3 صفحه 285

باشيم پس افعال ما مرضى خدا است و كسى نبايد ما را منع نمايد و جواب آنستكه فرق است بين قدرت و مشيت و رضايت بلى خدا قادر است كه كفار را منصرف نمايد از كفر و تحريم حلال و ساير اعمال ناشايسته ولى نميخواهد آنها باجبار موحّد و صالح شوند ميخواهد باختيار و استحقاق بمقامات عاليه برسند و راضى نيست بكفر و اعمال قبيحه آنها و اين اشكال و اعمال ناشايسته از امم سابقه در مقابل انبياء گذشته واقع شد و ايشان بوظيفه خودشان كه ابلاغ احكام و معارف بود عمل نمودند و جواب گوئى كردند و ما مبعوث نموديم ايشانرا كه بامتهاى خودشان بگويند پرستش كنيد خدا را و اجتناب نمائيد از هر گمراه كننده‌اى خواه شيطان باشد خواه بت خواه انسان پس بعضى از مردمان منصف عاقل قبول نمودند و خداوند هدايت نمود ايشانرا و بعضى از مردم متعصب جاهل قبول ننمودند و باقى و ثابت و مصرّ بر ضلالت شدند و خداوند آنها را معذب فرمود بانواع عذابها از قبيل خسف و غرق و صاعقه و امثال اينها اگر قبول نداريد برويد سير كنيد در زمين و آثار باقيه آنها را كه دلالت بر معذب شدن آنها دارد مشاهده نمائيد تا بدانيد كه خدا راضى بافعال آنها نبوده كه بانواع عذاب معذب و هلاكشان فرموده پس بافعال شما هم كه مانند آنها است راضى نيست و نميخواهد كفر و شرك و تحريم حلال و تحليل حرام را و قمى ره فرموده مراد از سير در ارض رجوع باخبار پيشينيان است و عياشى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه خداوند مبعوث نفرمود هيچ پيغمبرى را مگر بولايت ما و برائت از دشمنان ما و مراد از كسانيكه بر ضلالت باقى ماندند تكذيب كنندگان آل محمدند و در آيه اخيره خطاب به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده كه اصرار زياد بهدايت آنها نداشته باشد همان ابلاغ و اتمام حجت كافى است خداوند گمراهانى را كه بحال خودشان واگذار فرموده براى اعراض از ذكر و عدم قابليت هدايت نخواهد فرمود و ناصر و معينى براى آنها در دنيا و آخرت نخواهد بود ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


إِن‌ تَحرِص‌ عَلي‌ هُداهُم‌ فَإِن‌َّ اللّه‌َ لا يَهدِي‌ مَن‌ يُضِل‌ُّ وَ ما لَهُم‌ مِن‌ ناصِرِين‌َ (37)

‌اگر‌ اي‌ ‌رسول‌ اكرم‌ ‌هر‌ چه‌ ‌شما‌ تحريص‌ و جديت‌ و اصرار كني‌ ‌بر‌ هدايت‌ ‌آنها‌، ‌پس‌ محققا خداوند هدايت‌ نميكند كساني‌ ‌که‌ ‌در‌ ضلالت‌ و گمراهي‌ فرو رفته‌اند و نيست‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ احدي‌ ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ياري‌ كند و ‌از‌ ضلالت‌ بيرون‌ آورد و ‌از‌

جلد 12 - صفحه 121

عذاب‌ الهي‌ نجات‌ دهد، مكرّر گفته‌ايم‌ افاضه‌ فيض‌ ‌از‌ طرف‌ فيّاض‌ ‌علي‌ الاطلاق‌ تام‌ تمام‌ ‌است‌ فقط قابليت‌ محل‌ شرط ‌است‌، چه‌ ‌در‌ دنيا و چه‌ ‌در‌ آخرت‌ اما ‌در‌ آخرت‌ ايمان‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌غير‌ مؤمن‌ ‌هر‌ ‌که‌ هست‌ و ‌هر‌ چه‌ هست‌ قابليت‌ دخول‌ بهشت‌ ندارد و ‌لو‌ فرض‌ كني‌ ‌که‌ مقصر نباشد، مثل‌ اطفال‌ كفار و مجانين‌ و قاصرين‌ ‌که‌ استحقاق‌ عذاب‌ ‌هم‌ ندارند، و امّا ‌در‌ دنياي‌ صفاي‌ قلب‌ ‌است‌ ‌که‌ خالي‌ ‌از‌ قساوت‌ و عناد و عصبيت‌ و كبر و حسد و ‌غير‌ اينها ‌از‌ اموري‌ ‌که‌ مانع‌ ‌از‌ قابليّت‌ هدايت‌ ‌است‌ باشند، لذا ميفرمايد: إِن‌ تَحرِص‌ عَلي‌ هُداهُم‌ حريص‌ كسي‌ ‌را‌ گويند ‌بر‌ امري‌ اصرار داشته‌ ‌باشد‌ اصرار بليغي‌ مثل‌ كساني‌ ‌که‌ حريص‌ ‌بر‌ مال‌ دنيوي‌ باشند و حضرت‌ رسالت‌ اصرار بليغي‌ ‌بر‌ هدايت‌ قوم‌ داشت‌ بمواعظ و نصايح‌ و اقامه‌ معجزات‌ و تبشير بنعم‌ و فيوضات‌ اخروي‌ و تخويف‌ و انذار ‌از‌ عقوبات‌ الهي‌ ميفرمايد: نظر ‌به‌ اينكه‌ اينها ‌از‌ قابليت‌ هدايت‌ افتاده‌اند ‌اينکه‌ اصرار فائده‌ ندارد فَإِن‌َّ اللّه‌َ لا يَهدِي‌ مَن‌ يُضِل‌ُّ خداوند دست‌ عنايت‌ و لطف‌ و توفيق‌ ‌را‌ ‌از‌ سر ‌آنها‌ برداشته‌ چون‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌در‌ ضلالت‌ و گمراهي‌ انداخته‌ و ‌از‌ قابليت‌ انداخته‌اند وَ ما لَهُم‌ مِن‌ ناصِرِين‌َ و چيزي‌ ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ نصرت‌ كند و ‌از‌ بليّات‌ دنيوي‌ و عقوبات‌ اخروي‌ نجات‌ دهد ‌از‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ نيست‌ مثل‌ بتهاي‌ ‌آنها‌ و بزرگان‌ ‌آنها‌ ‌که‌ متابعت‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ميكردند ‌ يا ‌ شياطين‌ ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ وسوسه‌ ميكردند ‌ يا ‌ مال‌ و جاه‌ ‌آنها‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 37)- در این آیه ضمن دلداری به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله تأکید می‌کند که، سر انجام کار این گروه گمراه و لجوج به جایی می‌رسد که: «هر قدر بر هدایت آنها حریص باشی (و تلاش کنی فایده‌ای ندارد زیرا) خداوند کسی را که گمراه کرد هدایت نمی‌کند»! (إِنْ تَحْرِصْ عَلی هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَنْ یُضِلُّ).

«و برای آنها هیچ یار و یاوری نیست» (وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ).

جمله فوق مخصوص آن گروه است که خیره سری و لجاجت را به حد اعلا رسانده، و آن چنان در استکبار و غرور و غفلت و گناه غرقند که دیگر درهای هدایت به روی آنها گشوده نخواهد شد.

نکات آیه

۱- حرص و علاقه شدید پیامبر(ص) بر هدایت کردن مشرکان (و قال الذین أشرکوا ... حقّت علیه الضللة ... إن تحرص على هدهم)

۲- خداوند، کسانى را که به گمراهى بکشاند، هدایت نخواهد کرد. (فإن الله لایهدى من یضلّ)

۳- پیامبر(ص) بدون خواست خداوند، قادر به هدایت کردن گمراهان نیست. (إن تحرص على هدهم فإن الله لایهدى من یضلّ) جواب «إن» شرطیه «لاتقدر» محذوف است به قرینه اینکه «فا» در «فإن الله لایهدى من یضلّ» براى تعلیل است; یعنى، اگر تو حرص و ولع هم بر هدایت آنان داشته باشى، نخواهى توانست; زیرا خداوند گمراه شدگان به دست خود را هدایت نخواهد کرد.

۴- تلاش انبیا و هدایتگران، به تنهایى براى هدایت گمراهان کافى نیست. (إن تحرص على هدهم فإن الله لایهدى من یضلّ)

۵- زمام امر هدایت و گمراهى، به دست خداوند است. (إن تحرص على هدهم فإن الله لایهدى من یضلّ)

۶- کسانى که محکوم به گمراهى اند، هرگز هدایت نخواهند شد. (و منهم من حقّت علیه الضللة ... فإن الله لایهدى من یضلّ)

۷- صرف وجود هدایتگر مناسب، براى هدایت شدن کافى نیست. (إن تحرص على هدهم فإن الله لایهدى من یضلّ)

۸- گمراهان، از هرگونه یار و مددکارى محرومند. (فإن الله لایهدى من یضلّ و ما لهم من نصرین)

۹- محرومان از هدایت خداوند، مردمانى بى یاورند. (فإن الله لایهدى من یضلّ و ما لهم من نصرین)

۱۰- هدایت شدگان، از عنایت خداوند و از مددکار و یاورانى برخوردار خواهند بود. (فمنهم من هدى الله و منهم من حقّت علیه الضللة ... فإن الله لایهدى من یضلّ و ما لهم من نصرین) از آن جایى که خداوند مردم را دو گروه هدایت پذیر و گمراه معرفى کرده و گمراهان را محروم از هدایت خدا و یار و یاور دانسته است، به قرینه مقابله مى توان نکته یاد شده را به دست آورد.

موضوعات مرتبط

  • انبیا: شرایط تأثیر هدایتهاى انبیا ۴
  • خدا: آثار مشیت خدا ۳; محرومان از هدایتهای خدا ۹; نقش خدا ۵; ویژگیهاى اضلال خدا ۲
  • گمراهان: بی یاورى گمراهان ۸، ۹; شرایط هدایت گمراهان ۳، ۴; محرومیت گمراهان ۸; هدایت ناپذیرى گمراهان ۲، ۶
  • گمراهى: منشأ گمراهى ۵
  • لطف خدا: مشمولان لطف خدا ۱۰
  • محمد(ص): شرایط تأثیر هدایتهاى محمد(ص) ۳; علایق محمد(ص) ۱; هدایتگرى محمد(ص) ۱
  • مشرکان: هدایت مشرکان ۱
  • مهتدین: فضایل مهتدین ۱۰; یاور مهتدین ۱۰
  • هدایت: شرایط هدایت ۷; منشأ هدایت ۵
  • هدایت ناپذیران ۲:

منابع