المائدة ٥٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است می‌بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند!

و ليكن بيماردلان را مى‌بينى كه در [دوستى‌] آنها مى‌شتابند و مى‌گويند: مى‌ترسيم حادثه بدى براى ما پيش آيد [و به كمك آنها نيازمند شويم‌]. ولى شايد خدا پيروزى يا حادثه ديگرى از جانب خود [براى مسلمين‌] پيش آورد و اين دسته از آنچه در دل نهان داشتند پشيما

مى‌بينى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است، در [دوستى‌] با آنان شتاب مى‌ورزند. مى‌گويند: «مى‌ترسيم به ما حادثه ناگوارى برسد.» اميد است خدا از جانب خود فتح [منظور] يا امر ديگرى را پيش آورد، تا [در نتيجه آنان‌] از آنچه در دل خود نهفته داشته‌اند پشيمان گردند.

گروهی منافق را که دلهاشان ناپاک است خواهی دید که در (راه دوستی) ایشان می‌شتابند و می‌گویند: ما از آن می‌ترسیم که (در گردش روزگار) مبادا آسیبی از آنها به ما رسد. باشد که خدا فتحی پیش آورد و یا امری دیگر از طرف خود، تا منافقان از آنچه (به نفاق) در دل نهان کردند سخت پشیمان شوند.

کسانی که در دل هایشان بیماری [دورویی] است، می بینی که در دوستی با یهود و نصاری شتاب می ورزند و [بر پایه خیال باطلشان که مبادا اسلام و مسلمانان تکیه گاه استواری نباشند] می گویند: می ترسیم آسیب و گزند ناگواری به ما برسد [به این سبب باید برای دوستی به سوی یهود و نصاری بشتابیم]. امید است خدا از سوی خود پیروزی یا واقعیت دیگری [به نفع مسلمانان] پیش آرد تا این بیماردلان بر آنچه در دل هایشان پنهان می داشتند، پشیمان شوند.

آنهايى را كه در دل مرضى دارند مى‌بينى كه به صحبتشان مى‌شتابند، مى‌گويند: مى‌ترسيم كه به ما آسيبى رسد. اما باشد كه خدا فتحى پديد آرد يا كارى كند، آنگاه از آنچه در دل نهان داشته بودند پشيمان شوند.

آنگاه بیماردلان را می‌بینی که در کار آنان می‌کوشند و می‌گویند می‌ترسیم بلایی بر سرمان بیاید، چه بسا خداوند گشایش و رهایشی از سوی خویش پیش آورد تا سرانجام از آنچه در دل خویش نهفتند، پشیمان گردند

از اين رو كسانى را كه در دلشان بيمارى- شك و نفاق- است مى‌بينى كه در [دوستى‌] آنان مى‌شتابند و مى‌گويند: مى‌ترسيم كه ما را رويداد بدى رسد. اميد است كه خدا پيروزى و گشايشى يا امرى- فرمانى يا حادثه‌اى- از نزد خويش پديد آرد، پس بر آنچه در دلهاشان نهان داشتند پشيمان گردند.

می‌بینی کسانی که بیماری (ضعف و شکّ و نفاق) به دل دارند، (در دوستی و یاری با یهودیان و مسیحیان) بر یکدیگر سبقت می‌گیرند و می‌گویند: می‌ترسیم که (روزگار برگردد و) بلائی بر سر ما آید (و به کمک ایشان نیازمند شویم). امید است که خداوند فتح (مکّه) را پیش بیاورد یا از جانب خود کاری کند (و دشمنان اسلام را نابود و منافقان را رسوا نماید) و این دسته از آنچه در دل پنهان داشته‌اند، پشیمان گردند (و بر ضعف و شکّ و نفاق خود افسوس خورند).

پس می‌بینی کسانی که در دل‌هایشان بیماری‌ای است، در (رابطه‌ی با) آنان شتاب می‌ورزند.گویند: «می‌ترسیم (در غیر این صورت) حادثه‌ی ناگواری گریبان‌گیرمان شود.» امید است خدا فتح یا امر دیگری را (به ویژگی) از جانب خویش پیش آورد، پس (در نتیجه آنان) از آنچه در (دل‌های) خودشان پنهان داشته‌اند پشیمان باشند.

بینی آنان را که در دلهاشان بیماریی است می‌شتابند در ایشان گویند ترسیم به ما رسد پیشامدی امید است خدا بیارد پیروزی یا امری را از نزد خویش چنان که بگردند از آنچه در دلهای خود نهان می‌داشتند پشیمان‌


المائدة ٥١ آیه ٥٢ المائدة ٥٣
سوره : سوره المائدة
نزول : ١٠ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«دَآئِرَةٌ»: مصیبت بزرگی که چرخش زمان باعث پیدایش آن شود. حادثه و بلائی که همه را در برگیرد. «الْفَتْحِ»: فتح مکّه. پیروزی و نصرت.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى‌ أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى‌ ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ «52»

(با آن همه توصيه به نپذيرفتن ولايت كفّار) بيماردلان را مى‌بينى كه در دوستى با آنان (كافران)، سبقت مى‌گيرند (و در توجيه كارشان) مى‌گويند: مى‌ترسيم كه حادثه‌اى بد برايمان پيش آيد (و ما نيازمند كمك آنان باشيم) پس اميد است كه خداوند، پيروزى يا امر ديگرى را از جانب خود (به نفع مسلمانان) پيش آورد، آنگاه آنان از آنچه در دل پنهان داشته‌اند پشيمان شوند.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى‌ أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى‌ ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ (52)


«1» بحار الانوار، جلد 74، صفحه 197، حديث 31.

تفسير اثنا عشرى، ج‌3، ص: 108

نادِمِينَ)* فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ‌: پس تو مى‌بينى آنان را كه در دلهاى ايشان مرض نفاق است، يعنى عبد اللّه ابى و اتباع او و هر كه مرض نفاق را داراست. يُسارِعُونَ فِيهِمْ‌: مى‌شتابند در دوستى و يارى اهل كفر. يَقُولُونَ نَخْشى‌ أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ: مى‌گويند از روى اعتذار در موالات و معاونت با كفار: مى‌ترسم از آنكه برسد ما را از گردشهاى روزگار، يعنى كار منقلب شود و اهل اسلام مغلوب گردند و كفار غالب شوند و دولت به ايشان برسد. حق تعالى اين انديشه و خيال آنها را باطل نمود و فرمود: فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ‌: پس البته خداوند متعال بياورد فتحى را براى رسول و ياران او، مراد فتح مكه است يا تسخير ممالك يهود مانند خيبر و تيما و فدك. أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ‌: يا بفرستد فرمانى را از جانب خود به قتل يهود و اجلاى ايشان كه موجب اعزاز مسلمانان و اذلال يهود است، و يا امر به اظهار اسرار منافقان و قتل ايشان. فَيُصْبِحُوا عَلى‌ ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ‌: پس گرديدند منافقان بر آنچه پنهان داشتند بر نفسهاى خود از موالات يا شك در كار پيغمبر صلى اللّه عليه و آله پشيمان شدگان و آن ندامت سودى به آنها نرساند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى‌ أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى‌ ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ (52)

ترجمه‌

پس ميبينى آنكسانيرا كه در دلهايشان مرض است ميشتابند در دوستى آنها مى‌گويند ميترسيم كه برسد ما را گردشى از روزگار پس اميد است آنكه خدا اتيان كند بفتح يا فرمانى از نزد خود پس بگردند بر آنچه پنهان داشتند در ضميرهاشان پشيمانان.

تفسير

كسانيكه در صدر اسلام با كفار دوستى داشتند مانند عبد اللّه بن ابىّ و امثال او كه دلهاشان مريض بود بمرض نفاق و سستى اعتقاد و خيالات باطله مانند اكثر مسلمانان اين زمان مبادرت و سرعت مينمودند در دوستى و معاشرت با كفار و چون مؤمنان خيرانديش آنها را ملامت مينمودند جواب مى‌گفتند دنيا در انقلاب است شايد ورق برگشت و غلبه با كفار شد چرا ما از دوستان خودمان دست برداريم با آنكه مؤمنان‌


جلد 2 صفحه 226

حقيقى از دوستان يهود خودشان تبرّى نموده بودند مانند عبادة بن صامت كه اظهار اين معنى را در محضر مقدس نبوى نمود و عبد اللّه بن ابى بعذر مذكور متعذر گرديد و اين آيه نازل شد و خداوند اهل ايمان را بفتح و ظفر يا امريكه موجب اعزاز آنها و اذلال كفار باشد اميدوار فرمود و عربستان در تحت تسلط مسلمانان درآمد و حكم خدا بجلاء وطن يهود و قتل آنها صادر گرديد و اهل نفاق از مكنونات قلبيه خود نادم و پشيمان شدند در وقتى كه ديگر پشيمانى براى آنها سودى نداشت و نام آنها بزشتى در صفحات تاريخ باقى ماند و عياشى ره از حضرت صادق (ع) در تأويل اين آيه نقل نموده كه پس از سوزاندن حضرت زيد هفت روز فاصله شد كه بنى اميه بهلاكت رسيدند و چون اين معنى از ظاهر آيه خارج بود نخواستم بنويسم بعد منتقل شدم زمان تحرير ايام شهادت آنحضرت است ديگر نتوانستم خوددارى نمايم و دانستم از اسرار است ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَتَرَي‌ الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ مَرَض‌ٌ يُسارِعُون‌َ فِيهِم‌ يَقُولُون‌َ نَخشي‌ أَن‌ تُصِيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَي‌ اللّه‌ُ أَن‌ يَأتِي‌َ بِالفَتح‌ِ أَو أَمرٍ مِن‌ عِندِه‌ِ فَيُصبِحُوا عَلي‌ ما أَسَرُّوا فِي‌ أَنفُسِهِم‌ نادِمِين‌َ (52)

‌پس‌ مي‌بيني‌ كساني‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌در‌ قلوب‌ ‌آنها‌ مرض‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌با‌ كمال‌ سرعت‌ توجه‌ بيهود و نصاري‌ ميكنند و ميگويند ‌که‌ ‌ما ميترسيم‌ و رق‌ ‌بر‌ گردد و مشركين‌ ‌بر‌ ‌ما مسلط شوند و چيره‌ شوند ‌ما بايد پناه‌ بيهود و نصاري‌ ببريم‌ و ‌با‌ ‌آنها‌ آميزش‌ كنيم‌ ‌پس‌ اميد ‌است‌ ‌که‌ خداوند مسلمين‌ ‌را‌ فتح‌ و پيروزي‌ عطا كند ‌ يا ‌ مشركين‌ ‌را‌ بهلاكت‌ اندازد ‌پس‌ اينها ‌بر‌ كارهاي‌ ‌خود‌ پشيمان‌ خواهند شد ‌که‌ ‌از‌ مسلمين‌ خارج‌ شدند و يهود و نصاري‌ ‌هم‌ بآنها كمك‌ ندادند و ‌خود‌ ‌را‌ بهلاكت‌ ابدي‌ و خسران‌ دنيا و آخرت‌ انداختند.

فَتَرَي‌ الَّذِين‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ مَرَض‌ٌ ‌در‌ مجلد اول‌ ‌اينکه‌ تفسير ‌در‌ ذيل‌ ‌آيه‌ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ مَرَض‌ٌ الاية صفحه‌ 363 شرح‌ امراض‌ روحي‌ ‌را‌ بيان‌ كرديم‌ ‌که‌ همين‌ نحو ‌که‌ بدن‌ مريض‌ ميشود چشم‌، گوش‌، زبان‌، دست‌ ‌ يا ‌ ذائقه‌، شامه‌ ساير اعضاء ‌ يا ‌ متألم‌ ميشود و بايد رجوع‌ كرد بمتخصص‌ ‌آن‌ مرض‌ ‌از‌ دكترها و تشخيص‌ مرض‌

جلد 6 - صفحه 394

دهند و داروي‌ مناسب‌ استعمال‌ كنند و ‌از‌ موجبات‌ مرض‌ پرهيز دهند همين‌ نحو روح‌ مريض‌ ميشود، چشم‌ روح‌ نمي‌بيند، گوش‌ روح‌ نميشنود، زبان‌ روح‌ نميگويد، شامه‌ روح‌ استشمام‌ نميكند، ذائقه‌ روح‌ لذائذ ‌را‌ درك‌ نميكند و امراض‌ روح‌ اخلاق‌ رذيله‌ و صفات‌ خبيثه‌ ‌است‌ ‌که‌ عمده‌ ‌آنها‌ كفر، نفاق‌، حسد، كبر، ضلالت‌ حب‌ جاه‌، عناد، عصبيت‌، عجب‌، قساوت‌، حقد، عداوت‌ و امثال‌ اينها ‌است‌ و البته‌ متكفل‌ معالجه‌ ‌اينکه‌ امراض‌ انبياء (ع‌)، ائمه‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌، علماء حقه‌، عقلاء تجربه‌ كرده‌ هستند و علم‌ اخلاق‌ ‌بر‌ همين‌ امراض‌ وضع‌ ‌شده‌، و مراد ‌در‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ كساني‌ ‌که‌ بوعده‌هاي‌ الهي‌ اعتماد ندارند و ‌در‌ عقائد اسلامي‌ پا ‌بر‌ جا نيستند و دستگاه‌ اسلامي‌ ‌را‌ يك‌ دستگاه‌ طبيعي‌ ميدانند نشيب‌ و فراز دارد اينها ‌في‌ قلوبهم‌ مرض‌ يُسارِعُون‌َ فِيهِم‌ ‌يعني‌ ‌در‌ دوستي‌ و مصاحبت‌ و همراهي‌ ‌با‌ ‌آنها‌ ‌بر‌ ضد اسلام‌ و مسلمين‌ و ملحق‌ شدن‌ بآنها مثل‌ الحاق‌ اصحاب‌ حضرت‌ مجتبي‌ بلشگر معاويه‌.

يَقُولُون‌َ نَخشي‌ أَن‌ تُصِيبَنا دائِرَةٌ دائرة بمعني‌ دور زدنست‌ ‌يعني‌ چرخ‌ روزگار ‌بر‌ گردد و اسلام‌ و مسلمين‌ ‌از‌ ‌بين‌ بروند بقول‌ مردم‌ سيب‌ ‌که‌ بالا ميرود هزار چرخ‌ ميخورد كسي‌ ‌از‌ فردي‌ خبر ندارد بخصوص‌ ‌با‌ مشاهده‌ ضعف‌ مسلمين‌ و قوه‌ مشركين‌ و نداشتن‌ عقيده‌ بنصرت‌ الهي‌ ‌که‌ همين‌ يكي‌ ‌از‌ معجزات‌ بزرگ‌ اسلام‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌با‌ نداشتن‌ عده‌ و عده‌ خداوند نصرت‌ و ظفر داد و فتح‌ و پيروزي‌ نصيب‌ مسلمين‌ شد.

فَعَسَي‌ اللّه‌ُ أَن‌ يَأتِي‌َ بِالفَتح‌ِ تعبير بعسي‌ نه‌ ‌بر‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌بر‌ ‌خدا‌ مجهول‌ ‌باشد‌ و اميد بفتح‌ داشته‌ ‌باشد‌ بلكه‌ مراد اينست‌ ‌که‌ خداوند ‌براي‌ نصرت‌ دين‌ يكي‌ ‌از‌ دو امر ‌را‌ انجام‌ ميدهد ‌هر‌ كدام‌ بموقع‌ ‌خود‌ يكي‌ آنكه‌ فتح‌ و ظفر نصيب‌ مسلمين‌ ميشود چنانچه‌ ‌در‌ اغلب‌ جنگها فتوحات‌ اسلامي‌ بوده‌ ‌حتي‌ ‌با‌ سلاطين‌ بزرگ‌ مثل‌ ايران‌ و روم‌، و ديگر (اوامر ‌من‌ عنده‌) نزول‌ بلا و امراض‌ چنانچه‌ ‌بر‌ امم‌ سابقه‌

جلد 6 - صفحه 395

شد ‌که‌ موجب‌ هلاكت‌ كفار شود ‌ يا ‌ ايجاد و القاء رعب‌ ‌در‌ قلوب‌ ‌آنها‌ باسلام‌ ‌ يا ‌ ذلت‌ و خواري‌ و اعطاء جزيه‌ ‌با‌ صغارت‌ ‌ يا ‌ نحوه‌ ديگر ‌که‌ خلاصه‌ عظمت‌ اسلام‌ و پيش‌ رفت‌ مسلمين‌ ‌است‌.

فَيُصبِحُوا عَلي‌ ما أَسَرُّوا فِي‌ أَنفُسِهِم‌ نادِمِين‌َ ‌اينکه‌ منافقين‌ نفاقشان‌ ظاهر شد بتوجه‌ بيهود و نصاري‌، ديگر روي‌ آمدن‌ و آميزش‌ ‌با‌ مسلمين‌ ندارند و مسلمين‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بخود راه‌ نميدهند و يهود و نصاري‌ ‌هم‌ ‌در‌ باطن‌ ‌با‌ ‌آنها‌ عداوت‌ دارند و ‌آنها‌ ‌را‌ نمي‌پذيرند و ‌در‌ قيامت‌ ‌هم‌ بعذاب‌ ابدي‌ گرفتار خواهند شد و اسرار ‌آنها‌ فاش‌ گشت‌ ندامت‌ پيدا ميكنند و ‌اينکه‌ پشيماني‌ سودي‌ ندارد و ‌اينکه‌ ندامت‌ ‌غير‌ ‌از‌ توبه‌ ‌از‌ گناه‌ ‌است‌ ‌که‌ مورد قبول‌ واقع‌ شود مثل‌ توبه‌ يزيد (لع‌) ‌که‌ باعث‌ رسوايي‌ ‌او‌ شد و موجب‌ زوال‌ مملكت‌ ‌او‌ و گرفتار بليات‌.

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- پیامبر(ص)، شاهد تلاش آشکار و شتابزده بیماردلان سست ایمان براى پیوستن به یهود و نصارا (فترى الذین فى قلوبهم مرض یسرعون فیهم) کلمه «فیهم»، مى رساند که بیمار دلان علاوه بر طرح دوستى با یهود و نصارا، اراده پیوستن به آنها را در سر مى پروراندند.

۲- شتاب زدگى بیماردلان سست ایمان و محروم از هدایت الهى، در پذیرش ولایت و دوستى یهود و نصارا (فترى الذین فى قلوبهم مرض یسرعون فیهم) در برداشت فوق «یسرعون فیهم» به قرینه آیه قبل به معناى «یسارعون فى تولیهم» گرفته شده است.

۳- بیمار دلى و ضعف ایمان، زمینه تخلف از فرامین خداوند (لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء ... فترى الذین فى قلوبهم مرض یسرعون فیهم)

۴- سستى ایمان زمینه گرایش به یهود و نصارا و طرح دوستى با آنان (فترى الذین فى قلوبهم مرض یسرعون فیهم) مراد از بیماردلان، کسانى هستند که نسبت به حقانیت پیامبر(ص) و یا برخى از معارف دین در شک بوده و ایمانى ضعیف دارند.

۵- بیمارى دل و سستى ایمان، زمینه محرومیت از هدایت الهى (إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین. فترى الذین فى قلوبهم مرض یسرعون فیهم)

۶- شتاب بیماردلان سست ایمان در دوستى و پذیرش ولایت یهود و نصارا، پیامد محرومیت آنان از هدایت الهى (إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین. فترى الذین فى قلوبهم مرض یسرعون فیهم)

۷- محرومیت از هدایت الهى، موجب شتاب در انحراف و گرایش به سوى باطل (إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین. فترى الذین فى قلوبهم مرض یسرعون فیهم)

۸- بیماردلان سست ایمان، از زمره ستمگران (إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین. فترى الذین فى قلوبهم مرض یسرعون فیهم)

۹- گرایش بى حد و مرز گروهى از مسلمانان بیمار دل به سوى یهود و نصارا، دلیلى روشن براى محرومیت ستمگران از هدایت الهى (إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین. فترى الذین فى قلوبهم مرض یسرعون فیهم) تفریع جمله «فترى» بر جمله «ان اللّه ...»، مى رساند که گرایش عمیق بیماردلان، بیان مصداقى براى جمله «ان اللّه لایهدى ...» است.

۱۰- سلامت دل و ایمان راسخ، زمینه پرهیز از ستمگرى و عصیان و موجب برخوردارى از هدایت خاص الهى (إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین. فترى الذین فى قلوبهم مرض یسرعون فیهم)

۱۱- سرزنش و توبیخ خداوند از مسلمانانى که با یهود و نصارا رابطه مودت آمیز داشته و پذیراى ولایت آنها هستند. (فترى الذین فى قلوبهم مرض یسرعون فیهم)

۱۲- مسلمانان سست ایمان و بیماردل عصر بعثت، نگران از سرنوشت خویش به خاطر پندار بى ثباتى و شکست اسلام (یقولون نخشى ان تصیبنا دائرة) مراد از «دائرة» مى تواند چرخش وضع موجود و برگشت به حالت سابق باشد. یعنى شکست اسلام و برگشت کفر و شرک.

۱۳- داشتن پناهگاهى امن در صورت شکست اسلام، انگیزه دوستى مسلمانان بیمار دل عصر پیامبر(ص) با یهود و نصارا و پذیرش ولایت آنان (یقولون نخشى ان تصیبنا دائرة)

۱۴- مصلحت اندیشى و ترس از پیشامدهاى ناگوار، بهانه بیماردلان براى دوستى با یهود و نصارا (یقولون نخشى ان تصیبنا دائرة) «دائرة» از مصدر «دوران» (چرخیدن) است ; که در برداشت فوق به معناى حادثه هاى ناگوار گرفته شده ; چون چرخش روزگار احیاناً موجب کمبودهایى نظیر قحطى، خشکسالى و دیگر حوادث تلخ مى شود.

۱۵- گسستن سرنوشت خویش از سرنوشت اسلام و مسلمین، على رغم اظهار دیانت، نشانه بیمارى دل و سستى ایمان (فترى الذین فى قلوبهم مرض ... یقولون نخشى ان تصیبنا دائرة)

۱۶- زشتى و ناپسندى مصلحت اندیشى در برابر فرامین الهى (لاتتخذوا ... یقولون نخشى ان تصیبنا دائرة)

۱۷- نوید خداوند به حمایت از مسلمانان در برابر دشمنان دین با فراهم آوردن پیروزى با امدادهاى غیبى براى آنان (فعسى اللّه ان یأتى بالفتح او امر من عنده)

۱۸- تخطئه پندار بیماردلان سست ایمان درباره بى ثباتى و شکست اسلام از سوى خداوند (فعسى اللّه ان یأتى بالفتح او امر من عنده)

۱۹- عنایت خداوند به عزت و شوکت مسلمین در برابر یهود و نصارا (فعسى اللّه ان یأتى بالفتح او امر من عنده)

۲۰- پشیمانى، فرجام ایجاد روابط دوستى با یهود و نصارا و پذیرش ولایت آنان (یسرعون فیهم... فیصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمین)

۲۱- شکست دشمنان اسلام، مایه پشیمانى مسلمانان سست ایمان از دلبستگى به یهود و نصارا (فعسى اللّه ان یأتى بالفتح ... فیصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمین) در برداشت فوق جمله «ما اسروا» به قرینه «و من یتولهم منکم» در آیه قبل به دلبستگى مسلمانان به یهود و نصارا تفسیر شده است.

۲۲- پیروزى مسلمانان، مایه پشیمانى بیماردلان سست ایمان عصر بعثت از شک و تردید نسبت به حقانیت اسلام (فعسى اللّه ان یأتى بالفتح او ... فیصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمین) برداشت فوق بر این اساس است که مراد از «ما اسروا فى انفسهم»، تردید مسلمانان سست ایمان نسبت به حقانیت اسلام باشد. «فى قلوبهم مرض»، این احتمال را تأیید مى کند.

۲۳- نزول عذاب الهى بر دشمنان دین، مایه پشیمانى مسلمانان سست ایمان از دلبستگى به یهود و نصارا (او امر من عنده فیصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمین) برداشت فوق بر این احتمال است که مراد از «امر»، عذاب دنیوى باشد.

۲۴- مشرکان، یهود و نصاراى عصر بعثت، همواره در خطر گرفتارى به عذاب الهى بودند. (او امر من عنده فیصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمین)

۲۵- مسلمانان سست ایمان با مشاهده پیروزى اسلام، شرمسار از برنامه ریزیهاى نهانى خویش جهت رهایى از پیامدهاى شکست مسلمانان (فیصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمین)

۲۶- یهود و نصارا، مورد علاقه و محبت مسلمانان سست ایمان در عصر بعثت (ما اسروا فى انفسهم)

موضوعات مرتبط

  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۱ ; حقانیت اسلام ۲۲ ; شکست اسلام ۱۸
  • امداد: غیبى ۱۷
  • انحراف: عجله در انحراف ۷ ; عوامل انحراف ۷
  • ایمان: آثار ایمان ۱۰ ; آثار ضعف ایمان ۳، ۴، ۵ ; ضعف ایمان ۱۸ ; نشانه هاى ضعف ایمان ۱۵
  • باطل: گرایش به باطل ۷
  • پشیمانى: عوامل پشیمانى ۲۱، ۲۲، ۲۳ ; موارد پشیمانى ۲۰
  • پیروزى: عوامل پیروزى ۱۷
  • ترس: آثار ترس ۱۳، ۱۴ ; ترس از سختى ۱۴ ; ترس از شکست ۱۳
  • خدا: اوامر خدا ۱۶ ; بشارت خدا ۱۷ ; سرزنشهاى خدا ۱۱، ۱۸ ; عذاب خدا ۲۳، ۲۴ ; لطف خدا ۱۹ ; محرومیت از هدایت خدا ۵، ۶، ۹ ; هدایت خاص خدا ۱۰ ; هدایت خدا ۷
  • خودمحورى: سرزنش خودمحورى ۱۵
  • دشمنان: توطئه دشمنان ۱ ; دشمنان دین ۱۷ ; شکست دشمنان ۲۱ ; عذاب دشمنان ۲۳
  • دوستى: ناپسند ۱۱
  • ضعف روحیه: آثار ضعف روحیه ۱۳
  • ظالمان:۸ محرومیت ظالمان ۸ ۹
  • ظلم: زمینه ترک ظلم ۱۰
  • عصیان: زمینه ترک عصیان ۱۰ ; زمینه عصیان ۳
  • عقیده: باطل ۱۸
  • قلب: آثار بیمارى قلب ۳، ۵ ; آثار سلامتى قلب ۱۰ ; توطئه قلب بیمار ۲ ; سرزنش قلب بیمار ۱۸ ; قلب بیمار ۱، ۶، ۸، ۹، ۱۴، ۲۲ ; نشانه هاى بیمارى قلب ۱۵ ; نگرانى قلب بیمار ۱۲
  • محرومان: از هدایت خدا ۲
  • مسلمانان: امداد به مسلمانان ۱۷ ; بشارت به مسلمانان ۱۷ ; پشیمانى مسلمانان ۲۱، ۲۳، ۲۵ ; پیروزى مسلمانان ۲۲ ; حمایت از مسلمانان ۱۷ ; سرزنش مسلمانان ۱۱ ; عزّت مسلمانان ۱۹ ; علایق مسلمانان ۲۶ ; مسلمانان سست ایمان ۱۳، ۱۵، ۱۸، ۲۱، ۲۲، ۲۳، ۲۵، ۲۶ ; مسلمانان صدر اسلام ۱۳، ۲۲، ۲۵، ۲۶ ; مسلمانان و مسیحیان ۱۹، ۲۶ ; مسلمانان و یهود ۱۹، ۲۶ ; نگرانى مسلمانان صدر اسلام ۱۲
  • مسیحیان: دوستى با مسیحیان ۱۳، ۱۴، ۲۰، ۲۳ ; زمینه دوستى با مسیحیان ۴ ; زمینه علاقه به مسیحیان ۴ ; عذاب مسیحیان ۲۴ ; قبول ولایت مسیحیان ۲، ۶، ۱۱، ۱۳، ۲۰ ; گرایش به مسیحیان ۲۱ ; مسیحیان صدر اسلام ۲۴
  • مسیحیت: قبول دین مسیحیت ۹
  • مشرکان: عذاب مشرکان ۲۴ ; مشرکان صدر اسلام ۲۴
  • مصلحت اندیشى: ناپسند ۱۴، ۱۵، ۱۶
  • هدایت: آثار محرومیت از هدایت ۷ ; زمینه هدایت ۱۰ ; موانع هدایت ۵
  • یهود: دوستى با یهود ۱۳، ۱۴، ۲۰، ۲۳ ; زمینه دوستى با یهود ۴ ; زمینه علاقه به یهود ۴ ; عذاب یهود ۲۴ ; قبول دین یهود ۹ ; قبول ولایت یهود ۲، ۶، ۱۱، ۱۳، ۲۰ ; گرایش به یهود ۲۱ ; یهود صدر اسلام ۲۴

منابع

عوامل درباره‌ٔ "المائدة ٥٢"
تعداد کلمات28 +
ریشه غیر ربطرئى‌ +، ف‌ +، قلب‌ +، هم‌ +، مرض‌ +، سرع‌ +، فى‌ +، قول‌ +، خشى‌ +، صوب‌ +، نا +، دور +، عسى‌ +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، اتى‌ +، ب‌ +، فتح‌ +، امر +، عند +، ه‌ +، صبح‌ +، سرر +، نفس‌ + و ندم‌ +
شامل این ریشهرئى‌ +، ف‌ +، الذين‌ +، فى‌ +، قلب‌ +، هم‌ +، مرض‌ +، سرع‌ +، قول‌ +، خشى‌ +، ان‌ +، صوب‌ +، نا +، دور +، عسى‌ +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، اتى‌ +، ب‌ +، فتح‌ +، او +، امر +، من‌ +، عند +، ه‌ +، صبح‌ +، على‌ +، ما +، سرر +، نفس‌ + و ندم‌ +
شامل این کلمهفَتَرَى +، الّذِين +، فِي +، قُلُوبِهِم +، مَرَض +، يُسَارِعُون +، فِيهِم +، يَقُولُون +، نَخْشَى +، أَن +، تُصِيبَنَا +، دَائِرَة +، فَعَسَى +، اللّه +، يَأْتِي +، بِالْفَتْح +، أَو +، أَمْر +، مِن +، عِنْدِه +، فَيُصْبِحُوا +، عَلَى +، مَا +، أَسَرّوا +، أَنْفُسِهِم + و نَادِمِين +
شماره آیه در سوره52 +
نازل شده در سال22 +
کلمه غیر ربطفَتَرَى +، قُلُوبِهِم +، مَرَض +، يُسَارِعُون +، فِيهِم +، يَقُولُون +، نَخْشَى +، تُصِيبَنَا +، دَائِرَة +، فَعَسَى +، اللّه +، يَأْتِي +، بِالْفَتْح +، أَمْر +، عِنْدِه +، فَيُصْبِحُوا +، أَسَرّوا +، أَنْفُسِهِم + و نَادِمِين +