آل عمران ٦٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

این همان سرگذشتِ واقعی (مسیح) است. (و ادعاهایی همچون الوهیّت او، یا فرزند خدا بودنش، بی‌اساس است.) و هیچ معبودی، جز خداوند یگانه نیست؛ و خداوند توانا و حکیم است.

به راستى حكايت واقعى [مسيح‌] همين است و معبودى جز خدا نيست، و خداوند است كه يقينا، شكست ناپذير حكيم است

آرى، داستان درست [مسيح‌] همين است؛ و معبودى جز خدا نيست، و خداست كه در واقع، همان شكست‌ناپذير حكيم است.

این داستان به حقیقت سخن حق است، و جز آن خدای یکتا خدایی نیست، و همانا خداست که (بر همه کار) توانا و (به حقایق) داناست.

یقیناً این [واقعیاتی که بیان شد،] همان داستان راست و درست [مسیح] است؛ [و الوهیّت او یا فرزند خدا بودنش از پندارهای واهی و ادعاهای باطل نصاری است] و هیچ معبودی جز خدا نیست؛ و یقیناً خداست که توانای شکست ناپذیر و حکیم است.

همانا اين داستانى است راست و درست. جز اللّه هيچ خدايى نيست. او خدايى پيروزمند و حكيم است.

اینها حدیث حق و حقیقت است و خدایی جز خداوند نیست، و خداوند پیروزمند فرزانه است‌

همانا، اين داستان راست و درست [مسيح‌] است. و خدايى جز خداى يكتا- الله- نيست و هر آينه خدا تواناى بى‌همتا و داناى با حكمت است.

بیگمان این (چیزی که درباره‌ی عیسی بر تو می‌خوانیم) سرگذشت واقعی (مسیح) است (و ادّعاهائی همچون الوهیّت عیسی و فرزند خدا بودن او، بی‌اساس است) و هیچ معبودی جز خداوند یگانه نیست و خداوند دارای عزّت و حکمت است.

بی‌گمان این به‌راستی همان تمام حقیقت داستان گلچین شده و پیگیر گشته (ی مسیح) است؛ و هیچ معبودی جز خدا نیست و خدا همواره به‌درستی همان عزیز فرزانه است.

همانا این است داستانهای حقّ و نیست خدائی جز خدا و همانا خدا است عزتمند حکیم‌


آل عمران ٦١ آیه ٦٢ آل عمران ٦٣
سوره : سوره آل عمران
نزول : ٢ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«هُوَ الْقَصَصُ»: (هُوَ) ضمیر فصل است و (قَصَص) خبر (إِنَّ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

اين آيه در همچون ديگر آيات سوره آل عمران در مدينه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل گرديده است. ]

شأن نزول:]

در دنباله موضوع مباهله كه در آيات قبل ذكر شده، پيامبر فرمود: سوگند به ذات پروردگار كه جان و تن من در دست قدرت اوست. عذاب خداوند براى اهل نجران نزديك بود و اگر مباهله انجام مى گرفت و مسيحيان نفرين مي‌شدند، هر آينه به صورت‌هاى گوناگون مسخ مي‌شدند و به استيصال و بيچارگى عجيبى گرفتار مى گرديدند و حتى تا يك سال نيز دوام نكرده و همه نابود مي‌شده و به هلاكت مي‌رسيدند سپس اين آيه نازل گرديد.]

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


«62» إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ‌

به راستى، داستانِ درستِ (زندگى مسيح) همين است و هيچ معبودى جز خداوند نيست وهمانا خداست مقتدر حكيم.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (62)

إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُ‌: بدرستى كه آنچه مذكور شد از قصه مريم و حضرت عيسى عليه السّلام، هر آينه آنست خبر و گزارشات راست و درست و با

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 133

وضوح آن؛ هر كه انكار كند، و جاحد است. وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ‌: و نيست هيچ معبودى قابل پرستش و ستايش، مگر ذات يگانه خدا كه مستجمع تمام صفات كماليه و منزه از كليه نقايص و سزاوار پرستش باشد، زيرا غير او همه مخلوق، و مسلم است مخلوق، قابل پرستش نخواهد بود. وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ‌: و بدرستى كه خداى تعالى هر آينه اوست غالب و قادر بر جميع امور، حكيم در تمام اقوال و افعال و تدبير و تقدير، كه هر چه فرمايد بر وفق حكمت و مصلحت باشد، كه هيچكس از ما سواى او مساوى او نيست در قدرت تامه و حكمت بالغه، تا مشاركت او تواند بود در الوهيّت و معبوديّت.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (62)

ترجمه‌

همانا اين هر آينه آن قصه حق است و نيست هيچ خدائى مگر خدا و همانا خدا هر آينه اوست داراى عزت و حكمت..

تفسير

اشاره است بقصه حضرت عيسى و مريم و آنكه آنچه در اين باب بيان شده راست و درست و مطابق با واقع و حق است جاى شبهه و جدال و محاجه نيست و با اين وصف اگر كسى در مقام عناد و لجاج باشد و احتجاج نمايد معاند و مجادل و شكاك است و اينكه من زائده كه مفيد استغراق است بر كلمه آله داخل شده براى تأكيد در رد نصارى است كه قائل بسه خدا شده‌اند و كسى نيست كه در قدرت تامه و حكمت بالغه مانند خدا باشد تا با او شريك شود و جمعا آيه شريفه به نظر حقير مفيد تأكيد و تقرير مطالب گذشته است كه در خاتمه كلام مناسب است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


إِن‌َّ هذا لَهُوَ القَصَص‌ُ الحَق‌ُّ وَ ما مِن‌ إِله‌ٍ إِلاَّ اللّه‌ُ وَ إِن‌َّ اللّه‌َ لَهُوَ العَزِيزُ الحَكِيم‌ُ (62)

بتحقيق‌ آنچه‌ ‌از‌ قضاياي‌ عيسي‌ و ‌غير‌ ‌آن‌ نازل‌ فرموديم‌ اخبار و احاديث‌ مطابق‌ ‌با‌ واقع‌ و حقيقت‌ ‌است‌ و احدي‌ مقام‌ الوهيّت‌ ندارد جز ذات‌ مقدّس‌ اللّه‌ و محققا خداوند ‌هر‌ آينه‌ ‌او‌ غالب‌ و داناي‌ بجميع‌ حكم‌ و حكمفرما ‌است‌.

ان‌ّ ‌هذا‌ اشاره‌ بآيات‌ قبل‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ مورد زكريّا و يحيي‌ و مادر مريم‌ و مريم‌ و عيسي‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌ نازل‌ فرمود.

لَهُوَ القَصَص‌ُ الحَق‌ُّ قصص‌ جمع‌ قصّه‌ ‌است‌ و قصه‌ نقل‌ و حكايت‌ پيشينيان‌ ‌است‌ و ‌آن‌ سه‌ قسم‌ ‌است‌: يك‌ قسمت‌ رومان‌ مانند ‌است‌ مثل‌ قصه‌ رستم‌ و حسين‌ گرد

جلد 4 - صفحه 234

و ليلي‌ و مجنون‌، شيرين‌ و فرهاد و داستانهاي‌ الف‌ ليل‌ و فردوسي‌ و امثال‌ ‌آنها‌ ‌که‌ ميتوان‌ ‌گفت‌ يك‌ صدم‌ ‌آنها‌ واقعية ندارد بلكه‌ بسياري‌ قطع‌ بخلاف‌ ‌آن‌ داريم‌ مثل‌ حكايات‌ تورية و انجيل‌ و كتب‌ منسوبه‌ بوحي‌ ‌از‌ عهد قديم‌ و جديد نسبت‌ بكفريات‌ و نسبتهاي‌ ناروا بمقام‌ قدس‌ انبياء ‌عليهم‌ السّلام‌.

دوم‌ حكايات‌ مأخوذه‌ ‌از‌ كتب‌ تواريخ‌ ‌که‌ دليل‌ ‌بر‌ صدق‌ و كذب‌ ‌آن‌ نداريم‌ و محتمل‌ الامرين‌ ‌است‌.

سوم‌ قضاياي‌ مأخوذه‌ ‌از‌ وحي‌ و اخبار معصومين‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌ ‌که‌ قطع‌ بصدق‌ ‌آن‌ داريم‌ و احتمال‌ خلاف‌ ‌در‌ ‌آنها‌ نميرود و قصص‌ قرآني‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ باب‌ ‌است‌ و معني‌ الحق‌ّ همين‌ ‌است‌.

وَ ما مِن‌ إِله‌ٍ إِلَّا اللّه‌ُ اشاره‌ باديان‌ باطله‌ ‌است‌ ‌که‌ الوهيت‌ ‌را‌ نسبت‌ بغير اللّه‌ ‌هم‌ دادند مثل‌ مجوس‌ ‌که‌ قائل‌ بيزدان‌ و اهرمن‌ شدند، و يهود ‌که‌ گفتند ‌خدا‌ اله‌ موسي‌ و موسي‌ اله‌ هارون‌ و هارون‌ اله‌ فرعون‌، و نصاري‌ ‌که‌ قائل‌ باقانيم‌ ثلاث‌ شدند و ‌غير‌ اينها ‌از‌ مذاهب‌ باطله‌ ‌حتي‌ كساني‌ ‌که‌ قائل‌ بالوهيت‌ امير المؤمنين‌ ‌عليه‌ السّلام‌ شدند فقط توحيد ‌در‌ الوهيت‌ مختص‌ بمسلمين‌ و دين‌ حقّه‌ اسلام‌ ‌است‌.

وَ إِن‌َّ اللّه‌َ لَهُوَ العَزِيزُ الحَكِيم‌ُ تفسير ‌إبن‌ جمله‌ مكررا بيان‌ ‌شده‌ و ‌در‌ ‌اينکه‌ مقام‌ تهديد منكرين‌ توحيد ‌است‌ ‌که‌ خداوند غالب‌ و مقتدر ‌است‌ و ‌بر‌ عذاب‌ ‌آنها‌ بمقتضاي‌ حكمت‌ حكم‌ فرما ‌است‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 62)- پس از شرح زندگی مسیح در این آیه به عنوان تأکید هر چه بیشتر می‌فرماید: «اینها سرگذشت واقعی (مسیح) است» نه ادعاهایی همچون الوهیت مسیح یا فرزند خدا بودنش (إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ).

نه مدعیان خدایی او سخن حقی می‌گفتند و نه آنهایی که العیاذ باللّه فرزند نامشروعش می‌خوانند. حق آن است که تو آوردی و تو گفتی او بنده خدا و پیامبر بود که با یک معجزه الهی از مادری پاک، بدون پدر تولد یافت.

باز برای تأکید بیشتر می‌افزاید: «و هیچ معبودی جز خداوند یگانه نیست».

(وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ).

«و خداوند یگانه قدرتمند و توانا و حکیم است» و تولد فرزندی بدون پدر در برابر قدرتش مسأله مهمی نیست (وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ).

آری! چنین کسی سزاوار پرستش است نه غیر او.

نکات آیه

۱ - تنها آنچه در قرآن درباره حضرت عیسى (ع) بیان شد، حق است; نه آنچه مسیحیان مى پندارند. (انّ هذا لهو القصص الحق) حَصر، از ضمیر فصل استفاده شده و قصر در این جمله، قصر قلب است.

۲ - هر داستانى درباره پیامبران که منافى با توحید باشد، ساختگى و باطل است. (انّ هذا لهو القصص الحق و ما من اله الا اللّه) نفى شرک که از جمله «و ما من اله الا اللّه» استفاده مى شود، بیان علّتى براى دروغ بودن ادعاهاى نصارا در مورد عیسى (ع) است و ملاکى براى همه داستانهاى مربوط به پیامبران خواهد بود.

۳ - نفى الوهیّت غیر خدا (و ما من اله الا اللّه)

۴ - نفى الوهیّت از حضرت مسیح (انّ مثل عیسى عند اللّه کمثل ادم خلقه من تراب ... و ما من اله الا اللّه)

۵ - الوهیّت، تنها از آن خداوند است. (و ما من اله الا اللّه)

۶ - مسیحیان مدّعى الوهیّت حضرت عیسى (ع)، و تخطئه آن از سوى خداوند (ان مثل عیسى عند اللّه کمثل ادم خلقه من تراب ... و ما من اله الا اللّه) جمله «و ما من اله الا اللّه» که بیانگر تخصیص الوهیت به خداوند است، به قرینه آیات قبل، تعریض به مسیحیان است.

۷ - خداوند، «عزیز» و «حکیم» است. (و انّ اللّه لهو العزیز الحکیم)

۸ - انحصار عزّت و حکمت به خداوند (و انّ اللّه لهو العزیز الحکیم)

۹ - عزیزى که حکیم باشد، تنها خداوند است. (و انّ اللّه لهو العزیز الحکیم) بنابراینکه «حکیم»، صفت «عزیز» باشد; بر این اساس، آن عزیزى که حکیم هم باشد، تنها خداوند است.

۱۰ - عزّت و حکمت مطلق، معیار الوهیّت است. (و ما من اله الا اللّه و انّ اللّه لهو العزیز الحکیم) جمله «و ان الله ... »، تعلیلى براى «ما من اله ... » است.

موضوعات مرتبط

  • اسماء و صفات: حکیم ۷، ۸، ۹ ; عزیز ۷، ۸، ۹
  • الوهیّت: ملاکهاى الوهیّت ۱۰
  • انبیا: تاریخ انبیا ۲
  • توحید: ۲ توحید ذاتى ۳، ۵
  • حکمت: ۱۰
  • شرک: نفى شرک ۳، ۴
  • عزّت: ۱۰
  • عقیده: عقیده باطل ۲ ; ملاکهاى درستى عقیده ۲
  • عیسى (ع): ۱، ۴ عیسى (ع) و مسیحیان ۶
  • قرآن: قصص قرآن ۱
  • مسیحیان: ۶ عقاید مسیحیان ۱، ۶

منابع

  1. طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۲، ص ۶۹۳.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شيخ طوسي و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۱۲..
  3. تفاسير برهان و ثعلبى.