آل عمران ١٨٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

گمان مبر آنها که از اعمال (زشت) خود خوشحال می‌شوند، و دوست دارند در برابر کار (نیکی) که انجام نداده‌اند مورد ستایش قرار گیرند، از عذاب (الهی) برکنارند! (بلکه) برای آنها، عذاب دردناکی است!

[اى پيامبر!] مپندار آنان كه به كردار زشت خود شادمانند و دوست دارند براى آنچه نكرده‌اند ستوده شوند، از عذاب [الهى‌] بركنارند، و برايشان عذابى دردناك است

البته گمان مبر كسانى كه بدانچه كرده‌اند شادمانى مى‌كنند و دوست دارند به آنچه نكرده‌اند مورد ستايش قرار گيرند، قطعاً گمان مبر كه براى آنان نجاتى از عذاب است، [كه‌] عذابى دردناك خواهند داشت.

(ای پیغمبر) مپندار آنهایی که به کردار زشت خود شادمانند و دوست دارند که مردم به اوصاف پسندیده‌ای که هیچ در آنها نیست آنها را ستایش کنند، البته گمان مدار که از عذاب خدا رهایی دارند، که آنها را عذابی دردناک خواهد بود.

البته مپندار کسانی که به آنچه [از پنهان داشتن حقایق و باز داشتن مردم از اسلام] انجام دادند، شادمانی می کنند، و دوست دارند به آنچه انجام نداده اند ستایش شوند [از عذاب خدا در امانند،] پس گمان مبر که برای آنان نجاتی از عذاب است، [بلکه] برای آنان عذابی دردناک خواهد بود.

آنان را كه از كارهايى كه كرده‌اند شادمان شده‌اند، و دوست دارند به سبب كارهاى ناكرده خويش هم مورد ستايش قرار گيرند، مپندار كه در پناهگاهى دور از عذاب خدا باشند. برايشان عذابى دردآور مهياست.

هرگز کسانی را که به آنچه کرده‌اند شادمانی می‌کنند، و دوست دارند برای آنچه نکرده‌اند، ستوده شوند، رسته از عذاب مپندار و عذاب دردناکی [در پیش‌] دارند

مپندار آن كسان را كه بدانچه [از كارهاى بد و زشت‌] كرده‌اند شادى مى‌كنند و دوست مى‌دارند كه بدانچه نكرده‌اند ستايش شوند، مپندارشان كه از عذاب برهند، و آنان را عذابى است دردناك.

گمان مبر آنان که از کارهای (ناشایستی) که انجام می‌دهند خوشحال می‌شوند، و دوست می‌دارند که در برابر کارهای (نیکی) که انجام نداده‌اند ستایش شوند، از عذاب (الهی) نجات یابند و رستگار شوند. بلکه برای ایشان عذاب دردناکی است.

هرگز گمان مبر کسانی را که بدانچه آورده‌اند شادمانی کنند، و دوست دارند به آنچه نکرده‌اند مورد ستایش قرار گیرند. پس هرگز گمان مدار که آنان را نجاتی از عذاب است، در حالی که برایشان عذابی دردناک است.

مپندار آنان را که شاد شوند بدانچه آوردند و دوست دارند که ستوده شوند بدانچه نکردند مپندار ایشان را بر رستنگاهی از عذاب و آنان را است عذابی دردناک‌


آل عمران ١٨٧ آیه ١٨٨ آل عمران ١٨٩
سوره : سوره آل عمران
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَفَازَةٍ»: مصدر میمی است و بمعنی نجات و رستگاری. یا اسم مکان است و به معنی مکان نجات و رستگاری. برکنار.


نزول

محل نزول:

اين آيه در همچون ديگر آيات سوره آل عمران در مدينه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل گرديده است. ]

شأن نزول:]

«شیخ طوسى» گوید: از ابن عباس و سعيد روايت شده كه اين آيه درباره يهوديان است كه دوست مي‌داشتند مردم به آن‌ها احترام بگذارند و آنان را به علم و دانشى كه ندارند، نسبت بدهند.

ضحاك و سدى گويند: اين آيه درباره يهود است كه دوست مي‌داشتند. از اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را تكذيب نمايند.]]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«188» لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ‌

گمان مبر كسانى كه به آنچه كرده‌اند، شادمانى مى‌كنند و دوست دارند براى آنچه نكرده‌اند ستايش شوند، مپندار كه آنها از عذاب الهى رسته‌اند، (زيرا) براى آنها عذابى دردناك است.

نکته ها

مردم سه دسته‌اند:

1. گروهى كه كار مى‌كنند وانتظار پاداش يا تشكّر از مردم ندارند. «لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً» «1»

2. گروهى كه كار مى‌كنند تا مردم بدانند و ستايش كنند. «رِئاءَ النَّاسِ» «2»

3. گروهى كه كار نكرده، انتظار ستايش از مردم دارند. «يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا ...»

از مواردى كه غيبت جايز است، كسى است كه ادّعاى مقام يا تخصّص يا مسئوليّتى را مى‌كند كه صلاحيّت آن را ندارد. «يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا»

براى اين‌كه تمايل نابجاى ستايش بدون عمل از بين برود، در اسلام هرگونه تملّق و چاپلوسى منع شده است.


«1». انسان، 9.

«2». نساء، 38.

جلد 1 - صفحه 672

پیام ها

1- رذايل اخلاقى، همچون عُجب و غرور و انتظار تملّق از مردم، هلاكت قطعى را به دنبال دارد. «يَفْرَحُونَ ... يُحِبُّونَ ... فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ»

2- قرآن، هرگونه تحليل و تفسير نابجا را نسبت به هر كس و هر موردى محكوم مى‌كند. «لا تَحْسَبَنَّ ... فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ» آياتى كه با كلماتِ‌ «لا تَحْسَبَنَّ»*، «لا يَحْسَبَنَّ»*، «أَ فَحَسِبْتُمْ» آغاز شده، بيانگر همين معناست.

3- خداوند نه تنها براى رفتار، بلكه براى خواسته‌هاى خير و شرّ انسان نيز حساب باز مى‌كند. «يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا ... لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ» در آيه 19 سوره نور نيز نسبت به كسانى كه دوست دارند فحشا در جامعه رواج يابد وعده‌ى عذاب مى‌دهد. «يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ ... لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ»

4- آنچه خطرش بيشتر است، توقّع حمد است، نه توقّع شكر و مدح. زيرا در حمد، نوعى ستايش آميخته با پرستش نهفته است. «يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا»

5- گنهكار ممكن است پشيمان شده، توبه كند و نجات يابد، ولى افراد مغرور، حتى در صدد توبه برنمى‌آيند، لذا اميدى به نجات آنان نيست. «فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ»

6- كسانى كه در دنيا گرفتار اوهامِ خودپرستى و اسير زندان «منيّت» هستند، در قيامت نيز اسير و گرفتار عذاب الهى‌اند. «وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ (188)

بعد از آن وصف ديگر از صفات ذميمه اهل كتاب را فرمايد:

لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ‌: گمان مكن اى پيغمبر آنان را كه شاد و فرحناك باشند، بِما أَتَوْا: به آنچه بجا آوردند از كتمان نعت و صفت رسالت تو، وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا: و دوست دارند اينكه مدح كرده شوند، بِما لَمْ يَفْعَلُوا:

به آنچه بجا نياوردند و وفا ننمودند به آن، كه اوصاف مسطوره تورات باشد، بلكه خلاف آن را به اهل اسلام گفتند؛ با وجود بر اين، توقع مدح و ستايش را دارند.

از حضرت باقر عليه السّلام مروى است كه: يهود با آنكه مشرك و منافق و تارك نماز و روزه بودند، مى‌گفتند: ما ابناء خدا و اهل نماز و روزه هستيم، تا مردم آنها را محترم و مدح آنان نمايند؛ آيه شريفه نازل شد «1».


«1» مجمع البيان، جلد اوّل، صفحه 554

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 324

فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ‌: پس البته گمان مبر اى پيغمبر، آنانكه فرحناك باشند، به تدليس خود با توقع ستايش، به رستگارى از عذاب آتش جهنم، وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ‌: و مر ايشان را عذابى است دردناك روز قيامت، به جهت كفر و كتمان حق و تدليس.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ (188)

ترجمه‌

مپندار البته آنكسانيكه شاد ميشوند بآنچه آوردند و دوست ميدارند كه ستوده شوند بچيزيكه بجا نياوردند پس مپندار البته ايشان را در محل نجات از عذاب و از براى ايشان است عذابى دردناك..

تفسير

مپندار اى پيغمبر كه كسانيكه اوصاف تو را تغيير دادند و بمردم اظهار نمودند و خوشنود شدند از اين عمل خودشان كه توانستند چنين تدليس و تحريفى نمايند و نيز آنانكه در عبادات ريا نمودند و خوشوقت شدند كه مردم را فريب دادند و كسانيكه دوست دارند كه ستايش كنند مردم آنها را براى عملى كه بجا نياوردند مانند وفاى بعهد الهى و اظهار حق و عبادات مقرون باخلاص و هر كار خيرى پس گمان مكن تو البته آنها را كه در امانگاه و موضع نجات و رستگاريند از عذاب الهى بلكه براى كفر و تدليس و ريا و خلف عهد و كتمان حق و دروغ و ترك عبادت در عذاب اليم جهنم ميباشند و قمى از حضرت باقر (ع) نقل نموده كه مپندار آنها را كه دورند از عذاب و جمله لا تحسبنهم براى تاكيد و قوت ربط است و بصيغه مغايب در


جلد 1 صفحه 547

اينموضع و صدر آيه نيز قرائت شده است يعنى نبايد بپندارند آنها خودشان را در امان از عذاب و محتمل است مراد از عذاب اول دنيوى باشد و مراد از عذاب دوم اخروى و بنظر حقير تكرار عذاب براى اشاره بآنستكه علاوه بر آنكه عملشان موجب نجات از عذاب نيست موجب دخول در نار است و موصول اول اشاره باهل عجب مقارن با عمل و موصول دوم اشاره باهل ريا و سمعه است كه عمل براى رضاى خدا از آنها سر نزده و مايلند كه مردم مدح كنند آنها را بآنكه عمل براى خوشنودى خدا نموده‌اند و اللّه اعلم.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


لا تَحسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ يَفرَحُون‌َ بِما أَتَوا وَ يُحِبُّون‌َ أَن‌ يُحمَدُوا بِما لَم‌ يَفعَلُوا فَلا تَحسَبَنَّهُم‌ بِمَفازَةٍ مِن‌َ العَذاب‌ِ وَ لَهُم‌ عَذاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ (188)

هرگز گمان‌ نبري‌ كساني‌ ‌را‌ ‌که‌ مسرورند بآنچه‌ ‌که‌ آوردند و دوست‌ دارند ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ مدح‌ و تعريف‌ كنند بآنچه‌ عمل‌ نكردند ‌پس‌ هرگز گمان‌ نبري‌ ‌که‌ ‌آنها‌ ‌از‌ عذاب‌ الهي‌ دورند و حال‌ آنكه‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ عذاب‌ دردناك‌ ‌است‌.

‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ ‌را‌ بعضي‌ گفتند شأن‌ نزولش‌ ‌در‌ مورد يهود و بعضي‌ ‌در‌ مورد منافقين‌ و مكرر گفته‌ئيم‌ ‌که‌ مورد مخصص‌ نيست‌ و مفاد ‌آيه‌ عام‌ ‌است‌ و اشاره‌ بكسانيست‌ ‌که‌ باعمال‌ زشت‌ ‌خود‌ فرحناك‌ هستند وَ زَيَّن‌َ لَهُم‌ُ الشَّيطان‌ُ أَعمالَهُم‌ نمل‌ ‌آيه‌ 24، و ‌در‌ جاي‌ ديگر ميفرمايد قُل‌ هَل‌ نُنَبِّئُكُم‌ بِالأَخسَرِين‌َ أَعمالًا الَّذِين‌َ ضَل‌َّ

جلد 4 - صفحه 455

سَعيُهُم‌ فِي‌ الحَياةِ الدُّنيا وَ هُم‌ يَحسَبُون‌َ أَنَّهُم‌ يُحسِنُون‌َ صُنعاً ‌الي‌ آخر الآيات‌ نحل‌ ‌آيه‌ 104، لذا ميفرمايد:

لا تَحسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ يَفرَحُون‌َ بِما أَتَوا مراد ‌از‌ بِما أَتَوا ممكن‌ ‌است‌ مال‌ و سروت‌ و جاه‌ و رياست‌ و سائر زخارف‌ دنيوي‌ ‌که‌ اغلب‌ كفار و فساق‌ و ظلمه‌ دارند باينها فرحناك‌ ميشوند و حال‌ اينكه‌ اينها عين‌ بلاء ‌است‌ ‌بر‌ ‌آنها‌، ‌در‌ قرآن‌ ميفرمايد وَ لا يَحسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ خَيرٌ لِأَنفُسِهِم‌ إِنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ لِيَزدادُوا إِثماً وَ لَهُم‌ عَذاب‌ٌ مُهِين‌ٌ آل‌ عمران‌ ‌آيه‌ 178، و نيز ميفرمايد وَ لَو لا أَن‌ يَكُون‌َ النّاس‌ُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلنا لِمَن‌ يَكفُرُ بِالرَّحمن‌ِ لِبُيُوتِهِم‌ سُقُفاً مِن‌ فِضَّةٍ وَ مَعارِج‌َ عَلَيها يَظهَرُون‌َ ‌الي‌ آخر الآيات‌ زخرف‌ ‌آيه‌ 33، و ‌غير‌ اينها ‌از‌ آيات‌، و ممكن‌ ‌است‌ مراد اعمال‌ سيئه‌ و معاصي‌ و ظلم‌ و ‌غير‌ اينها ‌باشد‌ ‌که‌ افتخار ميكنند و اينها ‌را‌ عمل‌ خوب‌ ميشمارند و باعمال‌ ‌خود‌ فرحناك‌ هستند.

وَ يُحِبُّون‌َ أَن‌ يُحمَدُوا بِما لَم‌ يَفعَلُوا كارهايي‌ ‌که‌ حسن‌ عقلي‌ دارد و نميتوان‌ حسن‌ ‌آن‌ ‌را‌ منكر شد ميخواهند مردم‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بآنها مدح‌ كنند ‌با‌ اينكه‌ ندارند و نميكنند، مثلا فاسق‌ ‌است‌ و ميخواهند ‌او‌ ‌را‌ عادل‌ بدانند، بخيل‌ ‌است‌ و ‌او‌ ‌را‌ بسخاوت‌ ياد كنند. ظالم‌ ‌است‌ و ‌او‌ ‌را‌ محسن‌ شمارند و هكذا بد ‌را‌ خوب‌ جلوه‌ دهند چنانچه‌ الان‌ مرسوم‌ ‌است‌ فاسق‌ فاجر شراب‌ خوار قمار باز بي‌ دين‌ ‌را‌ وقت‌ مردن‌ سر قبر ‌او‌ يكي‌ گويد چه‌ جور آدمي‌ ‌بود‌ گويند بسيار خوب‌ آدمي‌ ‌بود‌، ‌ يا ‌ كسي‌ ‌که‌ ‌در‌ اثر زنا و شراب‌ و قمار كشته‌ ‌شده‌ بالاي‌ منبر ‌در‌ مجلس‌ ترحيمش‌ شهيد راه‌ ‌خدا‌ بگويند ‌ يا ‌ ‌از‌ تنزيل‌ و غش‌ و تقلب‌ مالي‌ بهم‌ زده‌ و ‌براي‌ مصالحي‌ يك‌ سفر حج‌ رفته‌ و معلوم‌ نيست‌ چه‌ غلطي‌ كرده‌ خير الحاج‌ و المعتمرين‌ بگويند، ‌ يا ‌ پاره‌اي‌ ‌از‌ مقدمات‌ ‌را‌ ديده‌ حجة الاسلام‌ و المسلمين‌ خطاب‌ كنند و امثال‌ اينها.

فَلا تَحسَبَنَّهُم‌ بِمَفازَةٍ مِن‌َ العَذاب‌ِ ‌اينکه‌ تقلبات‌ باعث‌ ‌اينکه‌ نميشود ‌که‌ ‌از‌ عذاب‌

جلد 4 - صفحه 456

قيامت‌ نجات‌ و دوري‌ جويند.

وَ لَهُم‌ عَذاب‌ٌ أَلِيم‌ٌ عذاب‌ دردناك‌ اختصاص‌ باين‌ طائفه‌ دارد زيرا اشدّ انحاء نفاق‌ ‌را‌ دارند و إِن‌َّ المُنافِقِين‌َ فِي‌ الدَّرك‌ِ الأَسفَل‌ِ مِن‌َ النّارِ نساء ‌آيه‌ 145.

برگزیده تفسیر نمونه


]

اشاره

آیه 188

شأن نزول:

نقل کرده‌اند: جمعی از یهود به هنگامی که آیات کتب آسمانی خویش را تحریف و کتمان می‌کردند، از این عمل خود بسیار شاد و مسرور بودند، و در عین حال دوست می‌داشتند که مردم آنها را عالم و دانشمند و حامی دین و وظیفه شناس بدانند، آیه نازل شد و به پندار غلط آنها پاسخ گفت.

تفسیر:

از خود راضیها- این آیه در پاسخ جمعی از دانشمندان یهود که آیات خدا را تحریف می‌کردند می‌فرماید: «گمان مبر آنها که از اعمال (زشت) خود خوشحالند، و دوست دارند، در برابر کار (نیکی) که انجام نداده‌اند، از آنها تقدیر شود گمان مبر که ایشان از عذاب پروردگار بدورند، و نجات خواهند یافت» بلکه نجات برای کسانی است که از کار بد خود شرمنده‌اند (لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ یُحِبُّونَ أَنْ یُحْمَدُوا بِما لَمْ یَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ).

در پایان آیه می‌گوید: نه تنها این گونه اشخاص از خود راضی و مغرور اهل نجات نیستند، بلکه «عذاب دردناکی در انتظار آنهاست» (وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ).

نکات آیه

۱- ناپسندى عجب و شادمانى انسان از اعمال خویش (لا تحسبنّ الّذین یفرحون بمآ اتوا ... فلا تحسبنّهم بمفازة من العذاب)

۲- شادمانى عالمان اهل کتاب از کتمان حقایق کتب آسمانى براى مردم (و اذ اخذ اللّه میثاق ... و لا تکتمونه ... لا تحسبنّ الّذین یفرحون بمآ اتوا) برخى برآنند که مراد از «الّذین»، اهل کتاب هستند ; چنانچه در آیه قبل از آنان سخن رفت. و مراد از «ما اتوا» (آنچه را انجام دادند)، همان کتمان حقایق و پشت سر انداختن کتابهاى آسمانى و میثاق الهى است.

۳- خودپسندى و شهرت طلبى عالمان اهل کتاب (لا تحسبنّ الّذین یفرحون بمآ اتوا و یحبّون ان یحمدوا بما لم یفعلوا)

۴- شادمانى عالمان اهل کتاب از بیان برخى حقایق کتابهاى آسمانى (آنچه با دنیاخواهى آنان منافات نداشته) (لا تحسبنّ الّذین یفرحون بمآ اتوا) مراد از «مآ اتوا»، مى تواند بیان حقایقى از کتاب باشد که به قرینه «و اشتروا به ثمناً»، با دنیاطلبى آنان برخوردى نداشته است.

۵- انتظار ستایش عالمان یهود و نصارا از پیروانشان به جهت بیان نکردن حقایقى از تورات و انجیل (لا تحسبنّ الّذین ... یحبّون ان یحمدوا بما لم یفعلوا) بنابر اینکه مراد از «ما لم یفعلوا» (آنچه را انجام ندادند)، وفادار نبودنشان به پیمان الهى و کتمان حقایق باشد که در آیه قبل به آن تصریح شد. و انتظار ستایش شاید بدان جهت بوده که آنان با کتمان حقایق، دین اجدادى مردم خویش را محفوظ مى داشتند و لذا فاعل محذوف در «یُحمدوا» به پیروان آنان تفسیر شد.

۶- انتظار ستایش بدون عملى شایسته، امرى مذموم و ناپسند (لا تحسبنّ الّذین ... و یحبّون ان یحمدوا بما لم یفعلوا)

۷- برخى از عالمان اهل کتاب على رغم ترک وظیفه، تظاهر به انجام آن داشته و خواهان ستایش در برابر آن عمل ادعایى بودند. (و یحبّون ان یحمدوا بما لم یفعلوا)

۸- ترک عمل به وظیفه و ادعاى انجام آن و انتظار ستایش در برابر عملى که انجام نشده، ناپسند و موجب عذاب دنیا و آخرت است. (و یحبّون ان یحمدوا ... فلا تحسبنّهم بمفازة من العذاب و لهم عذاب الیم) تکرار کلمه عذاب دلالت بر این دارد که آنها به دو عذاب گرفتار مى شوند، و به نظر مى رسد یکى از آن دو، عذاب دنیوى و دیگرى عذاب اخروى باشد.

۹- انتظار ستایش و تشویق در برابر انجام اعمال نیک، ناپسند نیست.* (لا تحسبنّ الّذین ... و یحبّون ان یحمدوا بما لم یفعلوا) با توجّه به مفهوم جمله «یحبّون ... » (در برابر آنچه انجام نداده اند، خواهان ستایش هستند)، مى توان به دست آورد که در صورت انجام کار نیک، توقع ستایش و تشویق ناپسند نباشد.

۱۰- واهى بودن پندار نجات عالمان اهل کتاب از عذاب الهى، با وجود عملکرد ناشایست آنان (کتمان حقایق و ... ) (لا تحسبنّ الّذین ... بمفازة من العذاب) کلمه «مفازة»، مصدر میمى و به معناى خلاص و نجات یافتن است.

۱۱- عذاب دردناک الهى در انتظار خودپسندان و علاقه مندان به ستایش بیجا و چاپلوسى لا تحسبنّ الّذین یفرحون ... و یحبّون ... بمفازة ... و لهم عذاب الیم

۱۲- کتمان حقایق و دیگر ترفندهاى عالمان اهل کتاب، آنان را از عذاب دنیا (ذلّت، شکست و ... ) نجات نخواهد داد. (لا تحسبنّ الّذین ... بمفازة من العذاب) در برداشت فوق، عذاب اوّل، به قرینه تکرار آن، عذاب دنیوى گرفته شده است.

۱۳- عذابى دردناک در انتظار عالمان اهل کتاب به جهت کتمان حقایق و انتظار چاپلوسى و ستایش بیجا (لا تحسبنّ الّذین ... بمفازة من العذاب)

موضوعات مرتبط

  • انتظار: پسندیده ۹ ; انتظار ناپسند ۶
  • انجیل: تعالیم انجیل ۵
  • اهل کتاب: تملّق اهل کتاب ۱۳ ; خشنودى اهل کتاب ۲، ۴ ; دنیاپرستى اهل کتاب ۴ ; ذلّت اهل کتاب ۱۲ ; شکست اهل کتاب ۱۲ ; شهرت‌طلبى اهل کتاب ۳ ; صفات اهل کتاب ۲، ۳، ۴ ; علماى اهل کتاب ۲، ۳، ۴، ۵، ۷، ۱۰، ۱۲ ; عجب اهل کتاب ۳ ; عذاب دنیوى اهل کتاب ۱۲ ; عقیده اهل کتاب ۱۰ ; کیفر علماى اهل کتاب ۱۳
  • تکلیف: ترک تکلیف ۸ ; سرزنش ترک تکلیف ۷
  • تملّق:۱۳ سرزنش تملّق ۱۳ ۱۱
  • تورات: تعالیم تورات ۵
  • خدا: عذاب خدا ۱۰، ۱۱
  • خشنودى:۲، ۴ از عمل ۱
  • دنیاپرستى:۴
  • ذلّت:۱۲
  • ستایش:۹ ناپسند ۱۱، ۱۳
  • شکست:۱۲
  • عجب:۳ سرزنش عجب ۳ ۱ ; کیفر عجب ۳ ۱۱
  • عذاب: مراتب عذاب ۱۱، ۱۳ ; موجبات عذاب ۸ ; نجات از عذاب ۱۲
  • عقیده:۱۰
  • عمل:۱، ۲ تشویق به عمل ۱، ۲ صالح ۹ ; عمل ۱، ۲ ناپسند ۶، ۸، ۱۰
  • کتب آسمانى:۲، ۴، ۵
  • کتمان حق:۲، ۵، ۱۲ کیفر کتمان حق ۲، ۵، ۱۲ ۱۰، ۱۳
  • کیفر:۱۰، ۱۱، ۱۳ اخروى عمل ۸ ; کیفر ۱۰، ۱۱، ۱۳ دنیوى عمل ۸
  • مسیحیان: علماى مسیحیان ۵
  • نیکى: ستایش نیکى ۹
  • یهود: علماى یهود ۵

منابع

  1. طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۲، ص ۶۹۳.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شيخ طوسي و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۱۷..
  3. در تفسير على بن ابراهيم ذكر شده كه اين آيه درباره منافقين نازل شده زيرا دوست مى داشتند كه در مورد كارهاى خيرى كه انجام نداده بودند، ستايش بشوند و از آن‌ها تعريف كنند. صاحب مجمع البيان و صاحبان صحيحين (بخارى و مسلم) چنين افزوده اند: كه ابوسعيد الخدرى و زيد بن ثابت روايت كنند كه درباره اهل نفاق نازل گرديده زيرا اجتماع كرده بودند كه در جهاد در راه خدا تخلف بورزند و وقتى كه رسول خدا از جنگ برگردد، عذر بياورند و عذر آن‌ها نيز پذيرفته بشود، قتادة گويد: درباره يهود خيبر نازل شده كه به رسول خدا صلی الله علیه و آله مى گفتند: تو را مى شناسيم و به تو ايمان مى آوريم ولى دروغ مى گفتند.
  4. در تفسير عبد بن حميد از زيد بن اسلم نقل شده كه رافع بن خديج و زيد بن ثابت نزد مروان بودند و مروان از رافع پرسيد: كه اين آيه در چه موردى نازل شده رافع گفت: درباره منافقين كه از جنگ احتراز مى كردند، نازل شده مروان منكر شد. رافع براى اثبات عقيده خود به زيد بن ثابت متوسل گرديد و او تأييد كرد.