القصص ٥٥: تفاوت میان نسخهها
از الکتاب
QRobot edit
(افزودن سال نزول) |
(QRobot edit) |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
[[المائدة ٨٤ | وَ مَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ...]] (۰) [[مريم ٤٧ | قَالَ سَلاَمٌ عَلَيْکَ...]] (۲) | [[المائدة ٨٤ | وَ مَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ...]] (۰) [[مريم ٤٧ | قَالَ سَلاَمٌ عَلَيْکَ...]] (۲) | ||
</div> | </div> | ||
== نزول == | |||
'''شأن نزول آیات ۵۱ تا ۵۵:''' | |||
«شیخ طوسى» گویند: قتاده گوید: این آیات درباره عبدالله بن سلام و تمیم الدّارى و جارود العبدى و سلمان فارسى نازل گردیده، هنگامى که مسلمان شده بودند. دیگرى گوید: این آیات درباره چهل نفر از اهل انجیل نازل شده که قبل از بعثت رسول خدا اسلام آورده بودند که سى و دو نفر آنها از اهل حبشه بوده که هنگامى که جعفر بن ابىطالب وارد حبشه شده بود، اسلام خود را آشکار ساختند و هشت نفر آنها از اهل شام که عبارت بودند از: بحیرا، ابرهة، اشرف، عامر، ایمن، ادریس، نافع و از مملکت مزبور آمده بودند. | |||
قتاده گوید: خداوند به آنان دو بار اجر داده، یکبار به خاطر ایمان آوردن به کتاب اول (انجیل) و یکبار به خاطر ایمان آوردن به کتاب ثانى (قرآن).<ref> صاحب مجمع البیان از میان اهل شام که به پیامبر ایمان آورده بودند، تمیم را اضافه نموده است.</ref><ref> طبرى و طبرانى در تفاسیر خود از رفاعة القرظى روایت نموده اند که آیه ۵۱ درباره ده نفر نازل شده که من یکى از آنها مى باشم و نیز طبرى از على بن رفاعة نقل نماید که ده طائفه از اهل کتاب که از آن جمله رفاعة بوده به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ایمان آورده بودند و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند و آیه ۵۲ درباره آنها نازل شده است، چنان که در آیه ۲۸ سوره حدید نیز نظیر این شأن و نزول موجود است.</ref> | |||
== تفسیر == | == تفسیر == | ||
<tabber> | <tabber> | ||
المیزان= | المیزان= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۵#link38 | آيات ۴۳ - ۵۶، سوره قصص]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۵#link38 | آيات ۴۳ - ۵۶، سوره قصص]] | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۶#link39 | اشاره به سياق نزول اين آيه شريفه]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۶#link39 | اشاره به سياق نزول اين آيه شريفه]] | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۹: | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۷#link44 | روايت جعلى اهل سنت درباره كفر ابوطالب و بيان اينكه ائمه اطهار (ع )قائل به ايمان او هستند]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۷#link44 | روايت جعلى اهل سنت درباره كفر ابوطالب و بيان اينكه ائمه اطهار (ع )قائل به ايمان او هستند]] | ||
}} | |||
|-|نمونه= | |-|نمونه= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:نمونه جلد۱۶_بخش۵۳#link49 | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۱۶_بخش۵۳#link49 | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-| تفسیر نور= | |||
===تفسیر نور (محسن قرائتی)=== | |||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ «55» | |||
و هرگاه (سخن) لَغوى را بشنوند، از آن روى برگردانند و گويند: اعمال ما براى ما و كارهاى شما براى شما باشد، سلام (وِداعِ ما) بر شماباد، ما به سراغ جاهلان نمىرويم. | |||
===نکته ها=== | |||
در آيهى قبل خداوند به كسانى كه در راه او صبر كنند و بدىها را با خوبى پاسخ دهند و از اموالشان در راه خدا بخشند، پاداشِ دو برابر وعده داد، اين آيه به يكى از نمونههاى صبر و برخوردهاى خوب، اشاره مىفرمايد. | |||
«لغو» يعنى امر بيهوده كه هم در كلام و هم در عمل قابل بروز است و مؤمنان به اعراض از آن سفارش شدهاند. از جمله ويژگىهاى بهشت آن است كه لغو و بيهودگى در آنجا نيست. | |||
جلد 7 - صفحه 73 | |||
«لا لَغْوٌ فِيها وَ لا تَأْثِيمٌ» «1» | |||
«مُدارا»، كوتاه آمدن از موضع قدرت است، نظير پدرى كه دست كودكش را در دست دارد وقدرت بر تند رفتن دارد، ولى آهسته راه مىرود؛ امّا «مُداهنه»، كوتاه آمدن از موضع ضعف است. نظير بسيارى از رؤساى كشورها كه به خاطر نداشتن شجاعت، در اختيار ابرقدرتها قرار دارند. انبيا و اولياى الهى با مردم مدارا مىكنند؛ امّا در برابر كفر مداهنه نمىورزند. | |||
===پیام ها=== | |||
1- مؤمن واقعى كسى است كه نه تنها به مجلس لغو نمىرود و به سخن لغو گوش نمىدهد، بلكه اگر كلام بيهودهاى هم شنيد، عكسالعمل نشان مىدهد. «وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ» | |||
2- يكى از نمونههاى صبر، بىاعتنايى به لغو و اعراض از آن است. «صَبَرُوا- أَعْرَضُوا عَنْهُ» | |||
3- اعراض از لغو در گفتن، شنيدن، ديدن و معاشرت، كمالى است كه در همهى اديان الهى از آن ستايش شده است. «سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ» (آيه فوق در توصيف گروهى از اهلكتاب است.) | |||
4- از شيوههاى عمومى وسادهى نهى از منكر، اعراض از منكر است. سَمِعُوا ... | |||
أَعْرَضُوا عَنْهُ (لغو را با لغو پاسخ نگوييم.) | |||
5- انسان در برابر آنچه مىشنود، مسئول است. سَمِعُوا ... أَعْرَضُوا | |||
6- قاطعيّت، صلابت و عدم سازش، نشانِ ايمان راسخ است. «لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ» | |||
7- سود و زيان عمل هر كس به خود او برمىگردد. «لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ» | |||
8- اعراض، بايد كريمانه باشد. أَعْرَضُوا ... سَلامٌ عَلَيْكُمْ | |||
9- اعراض بايد همراه هشدار به اهل لغو باشد. أَعْرَضُوا ... لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ | |||
---- | |||
«1». طور، 23. | |||
جلد 7 - صفحه 74 | |||
10- لغو، ميوهى جهل و بيهودهگو، جاهل است. «لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ» | |||
}} | |||
|-| | |||
اثنی عشری= | |||
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ (55) | |||
وصف ديگر آنان آنكه: | |||
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ: و هرگاه بشنوند سخن بيهوده باطل را، يعنى دشنام و تعريض منافقان و كافران را؛ يا مراد از لغو كذب و لهو، غناست، چنانكه على بن ابراهيم روايت نموده كه هرگاه بشنوند كذب و لهو و غنا را «2»، أَعْرَضُوا عَنْهُ: | |||
روى بگردانند از آن از روى مكرمت، وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا: و گويند مر | |||
---- | |||
«1» تفسير قمى (چاپ نجف، 1387 هجرى) ج 2، ص 142- 141. | |||
«2» تفسير قمى، ج 2، ص 142. | |||
جلد 10 - صفحه 158 | |||
لاغيان را كه ما راست كردارهاى ما از حلم و صفح وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ: و براى شماست اعمال شما از سفاهت و لغو، يا ما راست علم، و شما راست جهل. مراد آنست كه ما را از اعمال يكديگر سؤال نخواهند نمود، بلكه هر يك از ما و شما را مجازات خواهند داد بر وفق آن از ثواب و عقاب. | |||
سَلامٌ عَلَيْكُمْ: سلامتى است از ما بر شما، يعنى لغو شما را به لغو خود مقابله نكنيم و در ازاء لغو شما لغو نگوئيم، بلكه شما را از آن سالم مىداريم. نزد بعضى اين سلام توديع و متاركه است، يعنى ترك شما كرديم و شما را وا گذاشتيم. لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ: نمىطلبيم و نمىجوئيم صحبت جاهلان را، و اراده مجالست و تخلق به اخلاق آنها ننمائيم، زيرا مجالست اشرار، بدنامى است و بدفرجامى در عقبى. | |||
تنبيه: آيه شريفه توصيف فرمايد اهل ايمان را به صفات خاصه: | |||
1- سابقه ايمان ايشان. | |||
2- ثبات در آن به سبب صبر در ناملايمات. | |||
3- دفع اذيت مردمان را به مداراى با ايشان. | |||
4- انفاق در راه خدا از آنچه به آنها مرحمت شده. | |||
5- اعراض از كلمات لغو و باطل و دروغ و غنا و غير آنها. | |||
6- مسالمت در مقابل گفتار جهال و بطال. | |||
7- تجنب از مجالست اشرار و تبرى از اخلاق ايشان. | |||
و البته چنانچه شخص عاقل لبيب تأمل نمايد در اين صفات، هر آينه دريابد اصول ملكات فاضله و امهات صفات حسنه را و دانا شود به آنكه سعادت دنيا و آخرت در تخلق به اخلاق حميده است، و ذات اقدس سبحانى در كتاب مجيد خود بيان فرموده از راه لطف و مرحمت بر بندگان كه متنبه را تنبه، و مستبصر را بصيرت حاصل گردد. | |||
}} | |||
|-| | |||
روان جاوید= | |||
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ لَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (51) الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ (52) وَ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ قالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ (53) أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (54) وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ (55) | |||
ترجمه | |||
و بتحقيق پى در پى آورديم براى آنان گفتار را باشد كه آنان پند گيرند | |||
آنانكه داديم بايشان كتابرا پيش از آن ايشان بآن ايمان ميآورند | |||
و چون خوانده شود بر ايشان گويند ايمان آورديم به آن كه آن حق است از پروردگار ما همانا ما بوديم پيش از آن منقادان | |||
آنگروه داده شوند مزدشانرا دو بار بسبب آنكه صبر كردند و دفع ميكنند بسبب خوبى بدى را و از آنچه روزى داديم ايشانرا انفاق ميكنند | |||
و چون شنوند سخن بيهوده را روى گردانند از آن و گويند براى ما است كردارهاى ما و براى شما است كردارهاتان سلام بر شما نمىخواهيم نادانانرا. | |||
تفسير | |||
خداوند متعال براى تذكّر و تنبّه و ارشاد عباد آيات قرآن مجيد را بتعاقب و تدريج لدى الاقتضاء نازل فرمود و متّصل نمود دعوت را به حجّت و امر و نهى را بوعد و وعيد و موعظه و نصيحت را بموجبات تنبّه و عبرت براى تذكّر و اعتبار آنان و با اينهمه مراعات حسن نظم و ترتيب در انزال قرآن از طرف خداوند منّان قلوب مشركين مكّه بايمان معطوف نشد ولى از اهل كتاب آنانكه در كتب سماوى اوصاف پيغمبر خاتم و احوالش را يافته بودند قبل از بعثت او و نزول كتابش باو و قرآن ايمان مىآوردند و چون پيغمبر خاتم يا بعضى از اهل ايمان مانند جعفر بن أبي طالب عليه السّلام آيات قرآن را براى ايشان تلاوت مينمودند ميگفتند ايمان آورديم بآن و تصديق نموديم كه آن حقّ است و از جانب خدا نازل شده و ما از پيش مؤمن بمحمّد صلى اللّه عليه و اله و قرآن و مسلمان بوده و هستيم مانند سلمان فارسى و عبد اللّه سلام و كسانيكه در حبشه بتلاوت قرآن جعفر طيّار باين | |||
---- | |||
جلد 4 صفحه 197 | |||
افتخار نائل شدند و با آنحضرت بمدينه هجرت نمودند اينجماعت دو مرتبه اجر بردند يكى اجر بر ايمان قبلى و صبر بر تقيّه از كفّار و كتمان امر قلبى از ترس ايذاء و آزار و ديگر اجر بر ايمان رسمى و آشكار بعد از رفع تسلّط آنها بفضل پروردگار و اين اشخاص دفع ميكنند بحسن سلوك و مداراى با كفار بدى و شرّ آنها را از خودشان و از آنچه خداوند بايشان كرم فرموده در راه خير صرف مينمايند و چون گفتار ناهنجار و سخن بيهوده و طعن در عقيده و عمل خودشان را از كفّار بشنوند اعتنا نكنند و از جواب آن صرف نظر نمايند و بگويند عقائد و اعمال ما نفع و ضررش براى ما است بشما ربطى ندارد و عقايد و اعمال شما براى خودتان است و مربوط بما نيست از طرف ما بشما آزارى نميرسد خدا حافظ ما طالب معاشرت با مردم نادان نيستيم و از آنها كنارهگيرى نمايند و اين سلام را سلام توديع گويند كه بجاى خدا حافظ است در كافى از امام كاظم عليه السّلام و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده هر يك بعبارتى كه از آن استفاده ميشود مراد از توصيل قول وصل نمودن امام بامام و نصب هر يك بعد از ديگرى است و مستفاد از بعضى روايات مفسّره اين آيات از امام صادق عليه السّلام آنستكه مراد از موصوفين بصفات مذكوره در كلام الهى ائمه اطهار و شيعيان اخيار ايشانند كه با داشتن ايمان كامل صبر نمودند بر تقيّه از مخالفين و مأجور شدند باجر آن بعد از اجر ايمان و تلافى نمودند بديهاى مردم را بايشان بخوبى نمودن بآنها و مستفاد از حديث نبوى آنستكه اگر از كسى سيّئه و گناهى صادر شود و بعدا ثوابى نمايد و حسنهئى بجا آورد آن سيّئه را محومى نمايد و معلوم است مراد بيان مصداق و توسعه مدلول است نه انحصار معنى بآن ذوات مقدّسه و نفوس شريفه و اللّه اعلم. | |||
---- | |||
جلد 4 صفحه 198 | |||
}} | |||
|-| | |||
اطیب البیان= | |||
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغوَ أَعرَضُوا عَنهُ وَ قالُوا لَنا أَعمالُنا وَ لَكُم أَعمالُكُم سَلامٌ عَلَيكُم لا نَبتَغِي الجاهِلِينَ (55) | |||
جلد 14 - صفحه 254 | |||
و زماني که ميشنيدند كلمات زشت را اعراض ميكردند از او و ميگفتند براي ما باشد اعمال ما و براي شما باشد اعمال شما ما با شما كاري نداريم و در امانيد از ما ما طلب نميكنيم جاهلين را. | |||
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغوَ لغو هر كلام زشت قبيح حرام و بي فايده و بي نتيجه را لغو ميگويند مثل كلمه كفر العياذ باللّه فحش سب غناء آلات موسيقي ساز و نواز كذب غيبت تهمت افتراء كلمات بي فايده و بي نتيجه، تمام اينها صدق لغو ميكند و در قرآن مجيد اطلاقاتي دارد در مدح مؤمنين ميفرمايد وَ الَّذِينَ هُم عَنِ اللَّغوِ مُعرِضُونَ (مؤمنون آيه 3) لا يُؤاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغوِ فِي أَيمانِكُم (بقره آيه 225) مثل قول لا و اللّه و بلي و اللّه که از روي قصد نباشد. در اوصاف بهشت ميفرمايد لا لَغوٌ فِيها وَ لا تَأثِيمٌ (طور آيه 23) وَ الَّذِينَ لا يَشهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغوِ مَرُّوا كِراماً (فرقان آيه 72) و غير اينها از آيات. | |||
أَعرَضُوا عَنهُ مؤمن بايد از كليه لغويات و لهويات معرض باشد نه بگويد و نه بشنود و نه مشاهده كند و نه در مجالس آنها حاضر شود و نه با اهل آن تماس گيرد و معاشرت كند. | |||
وَ قالُوا لَنا أَعمالُنا وَ لَكُم أَعمالُكُم مثل «لَكُم دِينُكُم وَ لِيَ دِينِ» هر كس مسئول عمل خود ميشود و جزاء عمل خود را ميگيرد وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ أُخري (انعام آيه 164). | |||
سَلامٌ عَلَيكُم يعني ما بشما كاري نداريم از ما سالم هستيد خود دانيد و اعمال خود. | |||
فقط ما: | |||
لا نَبتَغِي الجاهِلِينَ ما با جهال تماس نميگيريم در مجالس آنها حاضر نميشويم با آنها كاري نداريم و رفت و آمد و تماس و معاشرت ما با علماء حكماء دانشمندان صلحاء اتقياء مؤمنين است حشر و نشر ما با آنها است. | |||
}} | |||
|-| | |||
برگزیده تفسیر نمونه= | |||
===برگزیده تفسیر نمونه=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
] | |||
(آیه 55)- و بالاخره آخرین امتیاز عملی آنان این است که: «هر گاه سخن لغو و بیهودهای را بشنوند از آن روی میگردانند» (وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ). | |||
هرگز «لغو» را با «لغو» پاسخ نمیگویند، و جهل را با جهل جواب نمیدهند، بلکه به بیهوده گویان «میگویند: اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان»! (وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ). | |||
سپس میافزاید: آنها با جاهلان بیهوده گو و کسانی که با سخنان موذیانه | |||
ج3، ص469 | |||
سعی میکنند اعصاب افراد با ایمان و نیکو کار را در هم بریزند، وداع میگویند و گفتارشان این است: «سلام بر شما ما طالب جاهلان نیستیم»! (سَلامٌ عَلَیْکُمْ لا نَبْتَغِی الْجاهِلِینَ). | |||
ما نه اهل زشت گویی و جهل و فسادیم، و نه خواهان آن، ما خواهان دانشمندان روشن ضمیر و علمای عامل و مؤمنان راستین هستیم. | |||
آری! این بزرگوارانند که میتوانند رسالت ایمان را در خود پذیرا شوند و در برابر انواع ناملایمات برای رسیدن به سر منزل ایمان مقاومت به خرج دهند. | |||
}} | |||
|-|تسنیم= | |-|تسنیم= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-|</tabber> | |-|</tabber> | ||