الملك ٤

از الکتاب
کپی متن آیه
ثُمَ‌ ارْجِعِ‌ الْبَصَرَ کَرَّتَيْنِ‌ يَنْقَلِبْ‌ إِلَيْکَ‌ الْبَصَرُ خَاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ

ترجمه

بار دیگر (به عالم هستی) نگاه کن، سرانجام چشمانت (در جستجوی خلل و نقصان ناکام مانده) به سوی تو باز می‌گردد در حالی که خسته و ناتوان است!

باز دوباره چشم بگردان [و بنگر، ولى‌] چشم، ناكام و خسته [از يافتن عيب‌] به سوى تو باز مى‌گردد

باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد.

باز دوباره به چشم بصیرت دقت کن تا دیده خرد زبون و خسته (نقصی نیافته) به سوی تو باز گردد.

سپس بار دیگر بنگر تا دیده ات در حالی که خسته و کم سو شده [و از یافتن خلل، نابسامانی و ناهمگونی فرو مانده] و درمانده گشته است، به سویت باز گردد.

بار ديگر نيز چشم باز كن و بنگر. نگاه تو خسته و درمانده به نزد تو باز خواهد گشت.

سپس دوباره چشم بگردان، چشمت خسته و مانده باز می‌گردد

سپس بار ديگر نيز ديده بگردان و بنگر تا ديده‌ات خوار و فرومانده به سويت بازگردد- بى‌آنكه عيب و نقصى در آسمانها بيابد-.

باز هم (دیده‌ی خود را بگشای و به عالم هستی بنگر و) بارها و بارها بنگر و ورانداز کن. دیده سرانجام فروهشته و حیران، و درمانده و ناتوان، به سویت باز می‌گردد.

سپس بار دیگر بنگر، تا دیده‌ات زبون و به حال درماندگی سویت بازگردد.

پس برگردان دیده را دوبار بازگردد بسویت چشم سرافکنده حالی که آن است کند (یا خوار)

Then look again, and again, and your sight will return to you dazzled and exhausted.

ترتیل:
ترجمه:
الملك ٣ آیه ٤ الملك ٥
سوره : سوره الملك
نزول : ٧ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١١
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«کَرَّتَیْنِ»: دو بار. در اینجا تثنیه برای کثرت است. یعنی بارها و بارها. «یَنقَلِبْ»: باز می‌گردد. بر می‌گردد. «خَاسِئاً»: فروهشته. حیران. «حَسِیرٌ»: خسته و درمانده. از کار افتاده. مراد این است که انسان هر اندازه بنگرد، خلل و رخنه‌ای پیدا نمی‌کند، و هر بار که به تحقیق بپردازد و بر معلومات خود بیفزاید، دچار سرگشتگی و حیرت بیشتر می‌گردد.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى‌ فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‌ مِنْ فُطُورٍ «3» ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ «4»

همان كسى‌كه هفت آسمان را طبقه طبقه آفريد. در آفرينش خداوند رحمان هيچ خللى نمى‌بينى. بار ديگر ديده باز كن، آيا هيچ شكافى مى‌بينى؟ باز، پى در پى چشم خود را برگردان (و تماشا كن، خواهى ديد كه) چشم در حالى كه خسته و ناتوان است به سوى تو بازمى‌گردد (بدون آن كه نقص وخللى مشاهده كند).

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ «4»

ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ: پس بار ديگر باز كن ديده را، يعنى به نگاه اول قناعت مكن، بازگردان چشم را، كَرَّتَيْنِ‌: دو بار بازگردانيدنى، يعنى رجعتى بعد از رجعتى، و متعاقب هم نظر نما تا يقين كنى كه هيچ عيبى و نقصى در آن نيست. يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ: بازگردد به سوى تو چشم تو، خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ: در حالتى كه دور باشد از يافتن عيب و خلل، و وامانده باشد از ديدن، و از نگريستن بازماند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ «1» الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ «2» الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى‌ فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‌ مِنْ فُطُورٍ «3» ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ «4»

وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذابَ السَّعِيرِ «5»

ترجمه‌

بلند مرتبه و پرخير و بركت است آنكه بدست او است اختيار امور و او بر همه چيز توانا است‌

آنكه پديد آورد مرگ و زندگانى را تا بيازمايد شما را كه كدام خوبتريد از جهت كردار و او است ارجمند آمرزنده‌

آنكه آفريد هفت آسمانرا طبقه بر طبقه بالاى يكديگر نمى‌بينى در آفرينش خداى بخشاينده تفاوتى پس بازگردان ديده را آيا مى‌بينى هيچ خللى‌

پس بازگردان ديده را مكرّر باز گردد بسوى تو ديده دور شده از منظور با آنكه خسته و مانده شده است‌

و بتحقيق آراستيم آسمان نزديكتر را بچراغهائى و قرار داديم آنها را رانندگانى براى شيطانها و مهيّا ساختيم براى آنها عذاب آتش سوزان.

تفسير

بزرگى و بزرگوارى و برترى و بالاترى و منشأ خيرات و بركات بودن ذات احديّت محتاج ببيان نيست و نفوذ اراده و اختيار و سلطنت حقّه و قدرت مطلقه او در كائنات و بر ممكنات واضح و آشكار در نزد اولو الابصار است و مقدّر فرموده مرگ و زندگانى را و قمّى ره نقل فرموده مراد تقدير حيات است پيش از موت و در كافى از امام باقر عليه السّلام اينمعنى تأييد شده است و بعضى گفته‌اند مراد خلق‌


جلد 5 صفحه 237

اشياء بيروح است مانند خاك و نطفه قبل از حيوان كه داراى روح است و بنظر حقير مطلب همانستكه امام عليه السّلام فرموده نهايت آنكه تقديم موت بر حيات در كلام الهى براى مزيد تأثير آن در آزمايش الهى است بندگانرا كه مقصود از خلقت است و خداوند بيان فرموده چون مرگ و ياد آن بيشتر از هر چيز انسانرا وادار مينمايد كه بتكليف الهى عمل كند و آزمايش بآن حاصل ميشود و حسن عمل بخلوص نيّت و مزيد همّت و ورع از معصيت و مقارنت با خوف و خشيت و ازدياد نظر و فكرت و امتثال اوامر و نواهى بسرعت است نه بكثرت عبادت و اشتغال بنوافل و تهيّه وسائل چنانچه از روايات معتبره اينمقام استفاده ميشود و خداوند عزيز است از عمل بد كسى عاجز نميشود و غفور است گناه تائب را ميآمرزد آنذات مقدّسى كه خلق فرمود هفت آسمانرا طبقه بطبقه هر يك فوق ديگرى چنانچه قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده نمى‌بيند بينا در مخلوقات خداوند تفاوتى در اتقان صنع و مطابقت حكمت و مصلحت با اختلاف فاحش در صورت و هيئت و هر قدر انسان در اجزاء عالم وجود نظر نمايد بيشتر پى بعظمت صنع و صانع آن ميبرد ولى افسوس كه نظر خسته و بصر مانده و بصيرت رانده و بعشرى از اعشار و بكمى از مصالح و حكم بسيار آن پى نخواهد برد و لذا امر فرموده بناظرى كه نظام عالم را مشاهده نموده كه اعاده نظر نمايد در صنع و به بيند نقص و خللى ندارد پس تكرار كند آنرا تا رانده شود از مقام عقل گويا باو ميگويند ديگر بس است و خسته و مانده شود از فكر و يقين كند كه عيبى نداشته چون لفظ كرّتين اگر چه تثنيه است ولى مراد تكرار و ازدياد است و از اين قبيل تثنيه در كلام عرب يافت ميشود و مخفى نماند كه ناظر هر چه بيشتر نظر كند بهتر ميفهمد صانع اين مصنوعات عالم و حكيم و تمام آنها بر طبق حكمت و مصلحت است ولى حكم و مصالح آنها را كاملا درك نميكند و بايد باين ملاحظه امر بتكرار نظر شده باشد با آنكه ناظر نااميد و نظر نامراد بصاحبش برميگردد اگر چه گفته شده مراد آنستكه هر قدر نظر كنى نقصى نخواهى يافت خسته و نااميد از يافتن نقص برميگردى و بنابراين مقصود از امر فقط اثبات عجز مأمور است از پيدا كردن عيب و نقص در دستگاه‌


جلد 5 صفحه 238

خلقت بتأمّل و نظر نه اثبات عجز او از ادراك مصالح و حكم و اعتراف بعظمت صنع و صانع آن كه بيان شد و خاسئ بر سگ و خوك رانده و دور شده اطلاق ميشود و حسير بر شتر خسته مانده و خساء البصر گويند وقتى چشم خيره و تيره شود و قمّى ره نقل فرموده كه مراد از تفاوت فساد است و مقصود از تكرار نظر تأمّل در ملكوت آسمانها و زمين است و خداوند آسمان اوّل را كه مشهود است زينت فرموده بچراغهائى از انواع ستارگان و قرار داده است آنها را وسيله از براى راندن شيطانها از نفوذ در آسمان كه گاهى مشاهده ميشود از آنها برقى لامع و بجانبى سريعا سير مينمايد و شرح آن مكرّر گذشته است و اين راندن و سوزاندن آنها منافات با عذاب آخرتشان ندارد چون آنها هم تكليف دارند و در صورت تخلّف بعذاب دنيا و عقبى مبتلا خواهند شد چون خداوند آتش سوزان جهنّم را براى كفّار از جنّ و انس آماده و مهيّا فرموده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


ثُم‌َّ ارجِع‌ِ البَصَرَ كَرَّتَين‌ِ يَنقَلِب‌ إِلَيك‌َ البَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ «4»

جلد 17 - صفحه 90

‌پس‌ مكرر كن‌ نظر ‌را‌ مرة ‌بعد‌ مرة برميگردد بسوي‌ تو بصر مأيوس‌ ‌از‌ طلب‌ و ‌او‌ كند و كوتاه‌ ‌است‌.

ثُم‌َّ ارجِع‌ِ البَصَرَ كَرَّتَين‌ِ انسان‌ بنظر اولي‌ و فكر ابتدايي‌ تمام‌ خصوصيات‌ ‌را‌ درك‌ نميكند ‌هر‌ چه‌ امعان‌ نظر كند و فكر ‌خود‌ ‌را‌ ادامه‌ دهد تدريجا پاره‌اي‌ ‌از‌ حقايق‌ ‌را‌ درك‌ ميكند و بهترين‌ عبادات‌ همين‌ ‌است‌ ‌که‌ ميفرمايد:

(تفكر ساعة خير ‌من‌ عبادة سنة).

الفكر حركة ‌من‌ المبادي‌

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 4)- و لذا در این آیه برای تأکید همین معنی می‌افزاید: «بار دیگر به عالم هستی بنگر، سر انجام چشمانت به سوی تو باز می‌گردد در حالی که خسته و ناتوان شده» و در جستجوی خلل و نقصان در این عالم بزرگ ناکام مانده است! (ثم ارجع البصر کرتین ینقلب الیک البصر خاسئا و هو حسیر).

نکات آیه

۱ - تشویق و ترغیب خداوند به تأمل و نگاه مکرر و ژرف تر، در آفرینش جهان و نظم و انسجام موجود در آن (الذى خلق سبع سموت ... ثمّ ارجع البصر کرّتین)

۲ - بشر هر اندازه که به جهان آفرینش بیشتر بنگرد، بر شگفتى و فروتنى او در برابر عظمت آن افزوده خواهد شد. (ثمّ ارجع البصر کرّتین ینقلب إلیک البصر خاسئًا و هو حسیر) «خاسىء»به معناى دور شده از مراد و ناکام و «حسیر» به معناى خسته و درمانده است. مقصود آیه شریفه، بیان این حقیقت است که آدمى هرچند بسیار تلاش و فکر کند، به مراد خویش - که پیدا کردن عیب و نقصى در نظام خلقت است - نخواهد رسید; بلکه در برابر عظمت آن شگفت زده شده و سر تعظیم فرود خواهد آورد.

۳ - تفکر و تأمل مکرّر و عمیق تر در آفرینش جهان، موجب آگاهى و شناخت فزون تر و ژرف تر نظم و انسجام آن خواهد شد. (هل ترى من فطور . ثمّ ارجع البصر کرّتین ینقلب إلیک البصر خاسئًا و هو حسیر)

۴ - طبیعت، بستر خداشناسى (خلق سبع سموت ... ثمّ ارجع البصر کرّتین ... و هو حسیر)

۵ - نسبت دادن بى نظمى و ناهماهنگى به آفرینش جهان، نشانه غفلت و سطحى نگرى است. (هل ترى من فطور . ثمّ ارجع البصر کرّتین ینقلب إلیک البصر خاسئًا و هو حسیر) از این که خداوند انسان ها را به تفکر و نگاه مکرر به جهان آفرینش فرا خوانده و بر نظم و اتقان آن تأکید فرموده است، مى توان استفاده کرد که عقیده به وجود بى نظمى و نابسامانى در جهان، پندارى نابجا و نشانه غفلت بشر و سطحى نگرى او است.

موضوعات مرتبط

  • آفرینش: آثار مطالعه آفرینش ۲، ۳; اسناد بى نظمى به آفرینش ۵; انسجام آفرینش ۳; خضوع در برابر آفرینش ۲; شگفتى آفرینش ۲; عظمت آفرینش ۲; علم به آفرینش ۳; نظم آفرینش ۳
  • تعقل: تشویق به تعقل ۱; تعقل در آفرینش ۱
  • خدا: تشویقهاى خدا ۱
  • سطحى نگرى: نشانه هاى سطحى نگرى ۵
  • شناخت: منابع شناخت ۴
  • طبیعت: نقش طبیعت ۴
  • علم: موجبات ازدیاد علم ۳
  • غفلت: نشانه هاى غفلت ۵

منابع