المعارج ٤

از الکتاب
کپی متن آیه
تَعْرُجُ‌ الْمَلاَئِکَةُ وَ الرُّوحُ‌ إِلَيْهِ‌ فِي‌ يَوْمٍ‌ کَانَ‌ مِقْدَارُهُ‌ خَمْسِينَ‌ أَلْفَ‌ سَنَةٍ

ترجمه

فرشتگان و روح [= فرشته مقرّب خداوند] بسوی او عروج می‌کنند در آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است!

فرشتگان و روح، در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى‌روند

فرشتگان و روح، در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى «او» بالا مى‌روند.

فرشتگان و روح الامین (برای اخذ فرمان) به سوی (عرش) خدا بالا روند در روزی که مدتش پنجاه هزار سال خواهد بود.

فرشتگان و روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوی او بالا می روند.

در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است، فرشتگان و روح بدان جا فراروند.

که فرشتگان و روح در روزی که به اندازه پنجاه هزار سال [دنیوی‌] است به سوی او فرا می‌روند

فرشتگان و روح- فرشته همراه وحى- در روزى كه درازى آن پنجاه هزار سال است- از سالهاى دنيا- به سوى او بالا مى‌روند.

فرشتگان و جبرئیل به سوی او (پر می‌کشند و) بالا می‌روند در مدّتی که پنجاه هزار سال (معمولی برای انسانها) طول می‌کشد.

فرشتگان و روح، در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است سویش بالا می‌روند.

بالاروند فرشتگان و روح بسویش در روزی که اندازه آن است پنجاه هزار سال‌

Unto Him the angels and the Spirit ascend on a Day the duration of which is fifty thousand years.

ترتیل:
ترجمه:
المعارج ٣ آیه ٤ المعارج ٥
سوره : سوره المعارج
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«تَعْرُجُ»: بالا می‌رود. صعود می‌کند. «الرُّوحُ»: جبرئیل. ذکر آن به خاطر اهمّیّت ویژه جبرئیل در میان سائر فرشتگان است. اصلاً جبرئیل نماد بزرگی بوده و جنبه سردستگی فرشتگان را دارد. «یَوْمٍ»: مراد مدّت و زمان است. برخی آن را روز قیامت دانسته‌اند. «خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ»: پنجاه هزار سالِ اینجا، و یا هزار سالِ سوره سجده، آیه برای تکثیر است. روی هم رفته بیانگر این واقعیّت است که برابر الفبای انسانها، صدرنشینی خدا، آن اندازه بالا است که اگر انسانها بخواهند با وسائل معمولی و ساختار علمی خود به سوی او رهسپار شوند، هزار سال و چه بسا پنجاه هزار سال و بیشتر و کمتر طول بکشد. خلاصه خدا بر تخت سلطنت کائنات است و رفیع‌الدرجات است، و این ما را بس.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ «1» لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ «2» مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ «3» تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ «4»

سائلى، عذابى واقع شدنى را درخواست كرد. كه براى كافران است و هيچ بازدارنده‌اى براى آن نيست. و از سوى خداوندِ صاحب درجاتِ والاست. فرشتگان و روح، در روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال است، به سوى او بالا مى‌روند.

جلد 10 - صفحه 211

نکته ها

«معارج» جمع «معرج» به معناى محلّ عروج و صعود است و مراد از آن، آسمان‌هاست كه محلّ نزول و عروج فرشتگان مى‌باشد.

مرحوم علامه امينى قدس سره در كتاب شريف الغدير «1» نام سى نفر از بزرگان مفسّرين و محدّثين، از قرن سوم هجرى تا قرن چهاردهم را نقل كرده كه گفته‌اند: شأن نزول آيه‌ «سَأَلَ سائِلٌ» مربوط به شخصى مى‌باشد كه به پيغمبر گفت: نصب اميرالمؤمنين به خلافت در روز غدير از طرف خودت بود يا از طرف خدا؟! ما را به حج و روزه و زكات فرمان دادى و ما قبول كرديم، امّا راضى نشدى، تا آن كه پسر عموى خودت را بر ما حاكم كردى! سپس گفت: «اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ» «2» خدايا اگر اين امر حق است از آسمان سنگى بباران (تا نابود شويم و شاهد چنين روزى نباشيم). سنگى فرود آمد و او نابود شد و اين آيه نازل شد. «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ»

پیام ها

1- يادآورى برخى حوادث جزئى و فردى، براى عبرت ديگران لازم است و بايد حفظ شود. (سائل يك نفر بود كه قهر خدا او را نابود كرد، ولى اين ماجرا در متن قرآن مطرح مى‌شود تا تمام انسان‌ها در طول تاريخ بخوانند.) «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ»

2- تقاضاى نابجا، مغرضانه و لجوجانه مى‌تواند حادثه آفرين باشد. «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ»

3- تا وقتى عذاب الهى نازل نشده، راه توبه و دفع عذاب با صدقه باز است، امّا عذابى كه در حال نزول است، راه نجاتى از آن نيست. بِعَذابٍ واقِعٍ‌ ... لَيْسَ لَهُ دافِعٌ‌


«1». الغدير، ج 1، ص 239 تا 246.

«2». انفال، 32.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌10، ص: 212

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ «4»

تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ‌: بالا مى‌روند ملائكه و جبرئيل؛ يا روح، جماعتى از مخلوقند كه اعظم از ملائكه‌اند. إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ‌: عروج كنند به سوى عرش الهى كه مهبط اوامر است در روزى كه هست مقدار آن روز، خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ: پنجاه هزار سال است.

بيان: در تفسير آن وجوهى است:

1- در كافى- از حضرت صادق عليه السّلام: بدرستى كه براى قيامت پنجاه موقف، هر موقفى مقام هزار سال، پس اين آيه تلاوت فرمود.

2- در مجمع- به حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عرض شد:

چقدر طولانى است آن روز؟ فرمود: قسم به خدائى كه جان من به دست او است، هرآينه سبك شود بر مؤمن تا آنكه به مقدار نماز واجبى كه در دنيا به جا


«1»- البرهان، جلد 4، صفحه 382.

جلد 13 - صفحه 308

مى‌آورد.

3- از حضرت صادق عليه السّلام: اگر متولى حساب غير خدا بود، هرآينه مكث مى‌كردند در آن پنجاه هزار سال پيش از آنكه فارغ شوند، و خداى سبحان فارغ شود در يك ساعت (در يك لحظه).

4- از ابن عباس مروى است: مراد شدت روز قيامت است و سختى آن كه بر كافر به مرتبه‌اى كه ايشان پندارند كه اين روز مقدار پنجاه هزار سال است.

5- نزد بعضى معنى آنكه مقدار نزول ملائكه به دنيا براى اعلام امر و نهى و قضاى الهى به خلقان تا آخر عروج ايشان به آسمان كه روز قيامت باشد، مقدار پنجاه هزار سال است. بنابراين زمان دنيا پنجاه هزار سال باشد، اما غير از خدا كسى نداند چقدر گذشته و چقدر باقيمانده.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ «1» لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ «2» مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ «3» تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ «4»

فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِيلاً «5» إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً «6» وَ نَراهُ قَرِيباً «7» يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ «8» وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ «9»

وَ لا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً «10»

ترجمه‌

درخواست نمود درخواست كننده‌اى عذابى را فرود آينده‌

براى كافران نيست براى آن دفع كننده‌اى‌

از جانب خداوندى كه صاحب درجات رفيعه است‌

بالا ميروند فرشتگان و روح بسوى او در روزى كه هست مقدار آن پنجاه هزار سال‌

پس صبر كن صبرى نيكو

همانا آنها مى‌بينند آنرا دور

و مى‌بينيم آنرا نزديك‌

روز كه ميباشد آسمان چون فلزّ گداخته‌

و ميباشد كوهها چون پشم رنگين‌

و پرسيده نشود خويشى از خويشى.

تفسير

در سوره انفال ذيل آيه شريفه و اذ قالوا اللّهم ان كان هذا هو الحقّ و دو آيه بعد از آن شأن نزول اين آيه مفصّلا ذكر شد و گفته‌اند سائل در اين آيه همان درخواست كننده عذاب است كه خواسته در دنيا واقع و نازل شود و در كافى نقل نموده كه نازل شد در باره كسانيكه منكر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام شدند و اين مؤيّد رواياتى است كه آنجا ذكر شد و سال بالف نيز قرائت شده و آن لغتى است در سئل يا مأخوذ از سيلان است و ظاهر آيات بضميمه روايات بنظر حقير آنستكه دعا و استدعا نمود استدعا كننده‌اى عذاب الهى را كه واقع و نازل شونده باشد براى كفّار و منكرين ولايت مولى كه نيست براى آن عذاب هيچ دافع و مانعى از جانب‌


جلد 5 صفحه 269

خداوندى كه داراى درجات و مراتب است براى ترقى سالكين از اهل ايمان بسوى او و صعود اعمال و عروج ملائكه و بنابراين محتمل است من اللّه متعلّق بدافع باشد چون اقرب است و ميشود متعلق بواقع باشد چون وقوع عذاب از جانب خدا است و دافعى از جانب او و خلق براى آن نيست و بنظر حقير بعيد نيست متعلق بدافع باشد با حذف مضاف يعنى دافعى براى آن از اراده خدا نيست چون او حتما منكرين ولايت را عذاب خواهد فرمود در هر حال عروج و صعود مينمايند ملائكه و روح الامين يعنى جبرئيل كه اشرف آنان است بسوى خداوند تا حدّيكه محلّى براى احدى باقى نميماند جز براى پيغمبر خاتم در روز كه مقدار آن بر حسب ازمنه دنيويّه پنجاه هزار سال است يعنى اگر اهل دنيا بخواهند آن مسافت را طى نمايند بايد در ظرف پنجاه هزار سال باشد و گفته‌اند اين بر سبيل تمثيل است و تشبيه عالم غيب كه منزّه از زمان است بعالم شهود در امتداد زمانى براى بيان ارتفاع درجات معنوى و بعد ممتدّ آنها باين مثال و قمّى ره از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه عروج مينمايند ملائكه و روح در صبح شب قدر بسوى خدا از نزد نبى و وصى و در احتجاج از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه خداوند سير داد پيغمبر خود را از مسجد الحرام تا مسجد اقصى بقدر سير يك ماه و بالا برد او را در ملكوت آسمانها بقدر سير پنجاه هزار سال در كمتر از ثلث يك شب تا رسيد بساق عرش و در كافى از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه فرمود از براى قيامت پنجاه موقف است هر موقفى جاى اقامت هزار سال است و اين آيه را تلاوت نمود و در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه عرضه داشته شد چه قدر طولانى است آنروز فرمود قسم بخدا كه بر مؤمن تخفيف داده ميشود بطوريكه سبكتر باشد براى او از يك نماز واجب كه بجا آورده باشد در دنيا و از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه اگر محاسب غير از خدا باشد پنجاه هزار سال بايد توقف نمايند پيش از فراغت از حساب ولى خداوند فارغ ميشود از اين در يك ساعت و نيز از آنحضرت نقل نموده كه نصف نميشود آنروز كه اهل بهشت ببهشت ميروند و اهل جهنّم بجهنّم و بعضى گفته‌اند مراد آنستكه از اوّل نزول ملائكه در دنيا براى اجراء قضاء الهى در آن تا وقتى كه عروج نمايند بآسمان‌


جلد 5 صفحه 270

كه روز قيامت است پنجاه هزار سال است و اين عمر دنيا است ولى جز خدا نميداند چه قدر از آن گذشته و چه قدر باقى است و بنابراين شايد روز قيامت در باطن روزهاى دنيا باشد و شمه‌ئى از اينمقال در اوائل سوره سجده بمناسبت ذكر نزول و عروج ملائكه در روز كه مقدار آن هزار سال است گذشت و ظاهرا آن مثال است براى مسافت بين زمين و آسمان اوّل و اين مثال است براى مسافت بين زمين تا ساق عرش و بهتر احاله علم آنست به اهل آن و اللّه اعلم پس صبر كن اى پيغمبر بر تكذيب قوم و آزار آنها صبر خوبى كه شكايت و جزع در آن نباشد اصلا تا بزودى به اجر جزيل اخروى برسى چون روز قيامت را كفّار دور از امكان ميدانند ولى ما آنرا محقّق الوقوع ميدانيم و هر چه چنين باشد نزديك است و آن روزى است كه آسمان مانند فلزّات گداخته آب شود و كوهها مانند پشم الوانى كه زده شده باشد و باد آنرا پراكنده كرده باشد گردد چون گفته‌اند كوهها الوان مختلفه دارند و وقتى خورد گردند و در فضا پراكنده شوند به اين صورت جلوه‌گر خواهند شد و هيچ يك از اقارب و نزديكان در آنروز از حال اقارب و نزديكان خودشان پرسش نشوند چون مردم بقدرى بگرفتارى خود مشغولند كه ياد كس ديگر نيستند با آنكه ميشناسند يكديگر را و يسئل بصيغه معلوم نيز قرائت شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


تَعرُج‌ُ المَلائِكَةُ وَ الرُّوح‌ُ إِلَيه‌ِ فِي‌ يَوم‌ٍ كان‌َ مِقدارُه‌ُ خَمسِين‌َ أَلف‌َ سَنَةٍ «4»

عروج‌ پيدا ميكنند ملائكه‌ و روح‌ بسوي‌ خداي‌ متعال‌ ‌در‌ روزي‌ ‌که‌ هست‌ مقدار ‌او‌ پنجاه‌ هزار سال‌. گفتند: مراد ‌از‌ روح‌ جبرئيل‌ ‌است‌ و تخصيص‌ بذكر ‌براي‌ عظمت‌ ‌او‌ ‌است‌ ‌بين‌ ملائكه‌ مثل‌ آيه: تَنَزَّل‌ُ المَلائِكَةُ وَ الرُّوح‌ُ فِيها بِإِذن‌ِ رَبِّهِم‌ مِن‌ كُل‌ِّ أَمرٍ سَلام‌ٌ هِي‌َ

جلد 17 - صفحه 184

حَتّي‌ مَطلَع‌ِ الفَجرِ ‌در‌ شب‌ قدر، و مراد ‌از‌ يوم ‌در‌ اخبار دارد: روز قيامت‌ ‌است‌ چنانچه‌ ‌از‌ كافي‌ مسندا ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ (ع‌) روايت‌ كرده‌ فرمود:

(فحاسبوا انفسكم‌ قبل‌ ‌ان‌ تحاسبوا فان‌ للقيامة خمسين‌ موقفا ‌کل‌ موقف‌ مقداره‌ الف‌ سنة ‌ثم‌ تلي‌: ‌في‌ يوم ‌کان‌ مقداره‌ خمسين‌ الف‌ سنة).

و همين‌ حديث‌ ‌را‌ شيخ‌ طوسي‌ بسند بسيار معتبر ‌از‌ ‌آن‌ حضرت‌ روايت‌ كرده‌ و مفيد ‌در‌ امالي‌ و ‌غير‌ اينها و ‌اينکه‌ سند بسيار معتبر ‌است‌، لكن‌ مفسرين‌ عامه‌ بعضي‌ گفتند: مراد عمر دنيا ‌است‌ ‌از‌ اول‌ خلقت‌ آسمانها و زمين‌ و جن‌ و انس‌ و حيوانات‌ ‌تا‌ فناء دنيا ‌که‌ نه‌ اولش‌ معلوم‌ ‌است‌ و نه‌ آخرش‌، و بعضي‌ گفتند: مراد فاصله ‌بين‌ كره زمين‌ ‌است‌ ‌تا‌ آسمان‌ هفتم‌ ‌که‌ ‌اگر‌ انسان‌ بخواهد سير كند پنجاه‌ هزار سال‌ طول‌ ميكشد و ملائكه‌ ‌در‌ يك‌ روز سير ميكنند و بطلان‌ ‌اينکه‌ دو ‌از‌ نفس‌ آيه معلوم‌ ميشود زيرا نفس‌ آيه يك‌ روز ‌را‌ بيان‌ ميفرمايد ‌که‌ ‌اينکه‌ مقدار ‌است‌ و عمر دنيا يك‌ روز نيست‌ و سير ملائكه‌ مربوط بمقدار طول‌ روز نيست‌، و ‌در‌ حديث‌ ‌از‌ حضرت‌ رسالت‌ (ص‌) ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ روز قيامت‌ ‌اگر‌ حساب‌ محول‌ شود بغير خداي‌ متعال‌ پنجاه‌ هزار سال‌ طول‌ ميكشد و لكن‌ خداوند ‌در‌ يك‌ ساعت‌ بحساب‌ ‌شما‌ رسيدگي‌ ميكند و ‌در‌ حديث‌ ديگر ‌از‌ ‌آن‌ حضرت‌ فرمود:

(انه‌ يخف‌ ‌علي‌ المؤمن‌ ‌حتي‌ ‌يکون‌ اخف‌ ‌عليه‌ ‌من‌ صلوة مكتوبة ‌في‌ الدنيا).

و ‌در‌ حديث‌ ديگر ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌است‌ ‌که‌: مراد رجعت‌ ‌رسول‌ اللّه‌ ‌است‌ پنجاه‌ هزار سال‌ و رجعت‌ امير المؤمنين‌ چهل‌ و چهار هزار سال‌.

اقول‌: معتبر همان‌ تفسير اول‌ ‌است‌ و كلام‌ مفسرين‌ اعتبار ندارد و ‌اينکه‌ اخبار اخيره‌ ‌بر‌ فرض‌ صحت‌ منافي‌ نيست‌ زيرا حساب‌ يكي‌ ‌از‌ مواقف‌ خمسين‌ ‌است‌ و البته‌ نسبت‌ باشخاص‌ تفاوت‌ ميكند بلكه‌ بعضي‌ بدون‌ حساب‌ وارد بهشت‌ ميشوند ‌ يا ‌ قعر جهنم‌ ميافتند و دوره رجعت‌ ‌هم‌ چون‌ متصل‌ بقيامت‌ ‌است‌ انتهاي‌ ‌او‌ ‌را‌ احدي‌ ‌غير‌ ‌خدا‌ نميداند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 4)- روزی به اندازه پنجاه هزار سال! بعد از ذکر داستان عذاب دنیوی کسی که تقاضای عذاب الهی کرده بود وارد بحثهای معاد و عذابهای اخروی مجرمان در آن روز می‌شود، نخست می‌فرماید: «فرشتگان و روح [- فرشته مقرب خداوند] به سوی او عروج می‌کنند در آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است» (تعرج الملائکة و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنة).

مسلما منظور از «عروج فرشتگان» عروج جسمانی نیست، بلکه عروج روحانی است. یعنی، آنها به مقام قرب خدا می‌شتابند، و در آن روز که روز قیامت است آماده گرفتن فرمان، و اجرای آن می‌باشند.

منظور از «روح» در اینجا همان «روح الامین» بزرگ فرشتگان است که در سوره «قدر» نیز به او اشاره شده است.

و اما تعبیر به «پنجاه هزار سال» از این نظر است که آن روز بر حسب سالهای دنیا تا این حد ادامه پیدا می‌کند، و با آنچه در آیه 5 سوره سجده آمده است که مقدار آن را یک هزار سال تعیین می‌نماید منافاتی ندارد، زیرا همان گونه که در روایات وارد شده است در قیامت پنجاه موقف است، و هر موقف به اندازه یک هزار سال طول می‌کشد.

نکات آیه

۱ - عروج و صعود ملائکه و جبرئیل به سوى خدا (به صعودگاه ها و جایگاه هاى بلند مرتبه) در قیامت براى دریافت فرامین الهى و اجراى آن (تعرج الملئکة و الروح إلیه) مقصود از «روح» روح الامین و جبرئیل است. ضمیر در «إلیه» به «اللّه» بازمى گردد; به این اعتبار که خداوند که صاحب معارج است. بر این اساس مقصود آیه شریفه، این حقیقت است که فرشتگان براى دریافت فرمان هاى الهى، به صعودگاه و جایگاه دریافت آنها عروج مى کنند و چون خداوند صاحب این جایگاه ها و صعودگاه ها است، فرشتگان در حقیقت به سوى او عروج خواهند کرد.

۲ - فرشتگان و جبرئیل، کارگزاران الهى در عرصه قیامت (تعرج الملئکه و الروح إلیه)

۳ - جبرئیل، فرشته اى با عظمت و بلندمرتبه در سلسله فرشتگان و کارگزاران الهى در عالم (تعرج الملئکه و الروح إلیه) مطلب یاد شده، از اختصاص به ذکر یافتن «روح» به دست مى آید.

۴ - عرصه محشر و حساب رسى خلایق، پنجاه هزار سال به طول مى انجامد. (فى یوم کان مقداره خمسین ألف سنة)

۵ - عرصه محشر و حساب رسى خلایق در آن، بسیار طولانى است. (فى یوم کان مقداره خمسین ألف سنة) برداشت یاد شده، بنابراین احتمال است که عدد یاد شده در آیه شریفه، صرفاً براى بیان کثرت است.

۶ - روز قیامت، روزى بس دشوار و اندوه بار براى خلایق (فى یوم کان مقداره خمسین ألف سنة) برداشت یاد شده، با توجه به این نکته است که در زبان عرب، اوقات سخت و خزن آور را، به طولانى بودن آن و زمان هاى راحتى و شادمانى را به کوتاه بودن آن توصیف مى کنند.

روایات و احادیث

۷ - «روى عن أبى عبداللّه(ع) أنّه قال: لو ولى الحسابَ غیرُ اللّه لمکثوا فیه خمسین ألف سنة من قبل أن یَفْرُغُوا و اللّه سبحانه یفرغ من ذلک فى ساعة;[۱] از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: اگر حساب رسى قیامت را کسى غیر خدا به عهده گیرد، هر آینه [مردم ]در آن جا پنجاه هزار سال باید توقف کنند; قبل از این که از حساب فارغ شوند; ولى خداى سبحان در کمتر از ساعتى از [حساب رسى] آنان فارغ مى شود».

۸ - «عن على بن الحسین(ع): ...و إنّ للّه تبارک و تعالى بِقاعاً فى سماواته فمن عُرِجَ به إلیها فقد عُرِجَ به إلیه ألاتسمع اللّه عزّوجلّ یقول: «تعرج الملائکة و الروح إلیه»...;[۲] از امام سجاد(ع) روایت شده است: ...براى خداى تبارک و تعالى در آسمان ها، بقعه هایى هست، پس هر کس به یکى از آنها عروج داده شود، به سوى خدا عروج داده شده است. آیا کلام خداى عزّوجلّ را نشنیده اى که مى فرماید: (تعرج الملائکة و الروح إلیه)...».

۹ - «عن حفص بن غیاث القاضى قال: سمعت أباعبداللّه جعفر بن محمّد(ع) یقول: ... فإنّ للقیامة خمسین موقِفاً کلّ موقف مقام ألف سنة ثمّ تلا هذه الآیة: «فى یوم کان مقداره خمسین ألف سنة»;[۳] از حفص بن غیاث روایت شده که گفت: شنیدم که امام صادق(ع) مى فرمود: براى قیامت پنجاه موقف (ایستگاه) است که هر کدام از آنها هزار سال طول مى کشد. سپس امام(ع) این آیه را تلاوت فرمود: (فى یوم کان مقداره خمسین ألف سنة).

موضوعات مرتبط

  • اعداد: عدد پنجاه هزار ۴، ۹
  • انسان: مدت حسابرسى اخروى انسان ها ۴
  • جبرئیل: جبرئیل در قیامت ۲; صعود جبرئیل ۸; عظمت جبرئیل ۳; فلسفه صعود جبرئیل ۱; مقامات جبرئیل ۳; نقش جبرئیل ۲
  • حسابرسى: مدت حسابرسى اخروى ۵، ۷
  • قیامت: اندوه در قیامت ۶; سختى قیامت ۶; مدت قیامت ۹; مواقف قیامت۹; ویژگیهاى قیامت ۵، ۶، ۹
  • کارگزاران خدا :۱، ۲
  • محشر: مدت توقف در محشر ۴
  • ملائکه: صعود ملائکه ۸; فلسفه صعود ملائکه ۱; ملائکه در قیامت ۱، ۲; نقش ملائکه ۱، ۲

منابع

  1. مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۵۳۱; نورالثقلین، ج ۵- ، ص ۴۱۵، ح ۱۶.
  2. توحید صدوق، ص ۱۷۷، ح ۸; نورالثقلین، ج ۵، ص ۴۱۵، ح ۱۴.
  3. أمالى شیخ طوسى، ج ۱، ص ۱۰۹; نورالثقلین، ج ۵، ص ۴۱۳، ح ۱۰.