التين ٧

از الکتاب
کپی متن آیه
فَمَا يُکَذِّبُکَ‌ بَعْدُ بِالدِّينِ‌

ترجمه

پس چه چیز سبب می‌شود که بعد از این همه (دلایل روشن) روز جزا را انکار کنی؟!

پس چيست كه تو را به تكذيب روز جزا وا مى‌دارد

پس چه چيز، تو را بعد [از اين‌] به تكذيب جزا وامى‌دارد؟

پس (ای انسان مشرک ناسپاس) چه تو را بر آن داشت که دین حق و روز جزا را تکذیب کنی؟

[ای انسان!] پس چه چیزی تو را بعد [از این همه دلایل] به تکذیب دین و [روز قیامت]، وامی دارد؟

پس چيست كه با اين حال تو را به تكذيب قيامت وامى‌دارد؟

[ای انسان‌] با این حال چه چیزی تو را به انکار روز جزا کشانید؟

پس با اين حال- بعد از ظهور دلايل- چه چيز تو را- اى آدمى- به دروغ‌انگاشتن حساب و پاداش وا مى‌دارد؟

پس (ای انسان ناسپاس! به دنبال مشاهده‌ی این همه دلائل و نشانه‌های معاد) دیگر چه چیز تو را بر آن می‌دارد که روز سزا (و جزای قیامت) را دروغ پنداری (و در دادگاه الهی خویشتن را محکوم به سقوط از درجه‌ی انسانیّت سازی؟).

پس چه چیز تو را پس از این به تکذیب دین وادار (و بدبین) می‌کند.

پس چه چیز تکذیب کند تو را از این پس به دین‌

So why do you still reject the religion?

ترتیل:
ترجمه:
التين ٦ آیه ٧ التين ٨
سوره : سوره التين
نزول : ٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بَعْدُ»: پس از مشاهده قدرت خدا در پیکره عالَم صغیر و در گستره عالَم کبیر. آن که انسان و جهان را از نیستی به هستی درآورده است، دوباره پس از پایان جهان و مردن مردمان، دنیا را پدیدار و انسانها را از خواب مرگ بیدار می‌سازد، و طرحی نو درمی‌اندازد. «الدِّینِ»: سزا و جزا. دین و آئین. «فَمَا یُکَذِّبُکَ ...»: پس دیگر چه چیز تو را به تکذیب شریعت و آئین وامی‌دارد؟


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ «1» وَ طُورِ سِينِينَ «2» وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ «3» لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ «4» ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ «5» إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ «6» فَما يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ «7» أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ «8»

به انجير و زيتون سوگند. و به طور سينا سوگند. و به اين شهر (مكّه) امن سوگند.

همانا ما انسان را در بهترين قوام و نظام آفريديم. سپس او را به پايين‌ترين مرحله بازگردانديم. مگر كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى نيك انجام دادند كه براى آنان پاداشى قطع ناشدنى و هميشگى است. پس بعد از اين، چه چيز سبب مى‌شود قيامت را تكذيب كنى؟ آيا خدا بهترين حكم كنندگان نيست؟

جلد 10 - صفحه 529

نکته ها

طور سينين، همان وادى سينا ميان مصر و فلسطين امروزى است.

در برخى روايات، به قرينه‌ «طُورِ سِينِينَ» و «الْبَلَدِ الْأَمِينِ» كه اشاره به دو مكان مقدس است، آمده است كه مراد از «التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ» نيز محلّ رويش اين دو ميوه مى‌باشد و ايه را اشاره به شهرهاى مدينه و بيت المقدس دانسته‌اند. «1»

در ميان خوردنى‌ها، ميوه‌ها و در ميان آنها ميوه‌هاى قنددار و چربى‌دار براى سوخت و ساز بدن بيشتر مورد نياز است. «التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ»

از امتيازات اسلام داشتن سرزمين امن است حتى براى گياهان و حيوانات. «الْبَلَدِ الْأَمِينِ»

نام انجير يكبار و زيتون، شش بار در قرآن آمده است و هر دو داراى خواص غذايى و درمانى فراوانى هستند. انجير براى هر سن و سالى به خاطر قندى كه دارد مفيد است.

ورزشكاران و كسانى كه دچار ضعف و پيرى هستند به خوردن آن سفارش شده‌اند. بر اساس برخى روايات، انجير ميوه‌اى بهشتى است و در طبّ قديم، معجون انجير و عسل براى زخم معده و انجير خشك براى تقويت فكر سفارش شده است.

امام رضا عليه السلام فرمود: انجير بوى دهان را مى‌برد، لثه‌ها و استخوان‌ها را محكم مى‌كند، مو را مى‌روياند، درد را برطرف مى‌سازد و مثل دارو مؤثر است. زيتون، بلغم را برطرف مى‌سازد، رنگ صورت را صفا داده اعصاب را تقويت نموده، بيمارى و درد و ضعف را از بين مى‌برد و آتش خشم را فرو مى‌نشاند. «2»

مراد از «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ» دست برداشتن گروهى از انسانها از فطرت اوليه الهى است كه خداوند در نهاد هر بشرى قرار داده كه هر كس چنين كند، خداوند او را در پست‌ترين جايگاه‌ها قرار مى‌دهد و گرفتار شقاوت و عذاب مى‌شود.


«1». تفسير نورالثقلين.

«2». بحارالانوار، ج 66، ص 183 به نقل از تفسير نمونه.

جلد 10 - صفحه 530

پیام ها

1- نعمت‌هاى دنيوى حتى خوردنى‌ها، قداست دارد و مورد سوگند الهى واقع شده‌اند. «وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ»

2- سلامتى كه از طريق غذا به دست مى‌آيد و امنيّت، مهم‌ترين نيازهاى مادّى انسان است. التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ‌ ... الْبَلَدِ الْأَمِينِ‌

3- قداست وحى، به زمين‌ها نيز سرايت مى‌كند. «طُورِ سِينِينَ»

4- امنيّت شهر مكّه، دعاى حضرت ابراهيم است كه گفت: «رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً» «1» و اين دعا مورد استجابت واقع شد. «هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ»

5- انسان در آفرينش بر همه موجودات برترى دارد. «خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ»

6- خداوند بر آغاز و فرجام انسان حاكم است. خَلَقْنَا ... رَدَدْناهُ‌

7- انسان در اصل خلقت پستى ندارد و سقوط او در طىّ مراحل زندگى واقع مى‌شود. «خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ»

8- انسان كه برترين مخلوق است، سقوطش نيز از همه موجودات پست‌تر است. أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ‌ ... أَسْفَلَ سافِلِينَ‌ (چنانكه در آيات ديگر نيز مى‌فرمايد:

«أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» «2»)

9- دورى از ايمان و عمل صالح سبب سقوط است و ايمان، عامل دورى از هر گونه پستى و نزول است. «رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»

10- با آنكه خداوند خالق انسان است و هرگونه بخواهد حق دارد با مخلوقش رفتار كند، امّا او بر اساس عدل، حكم مى‌كند و بهترين داوران است. «بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ»

«والحمدللّه ربّ العالمين»


«1». بقره، 126.

«2». اعراف، 179.

جلد 10 - صفحه 532

سوره عَلق‌

اين سوره نوزده آيه دارد و در مكّه نازل شده است.

نام سوره برگرفته از آيه دوم است كه اشاره به خلقت انسان از علق (خون بسته) دارد.

اين سوره، اولين سوره‌اى است كه بر پيامبر نازل شده و سياق آياتش چنان به هم ارتباط دارد كه مى‌توان گفت تمام سوره يكباره نازل شده است. «1»

اين سوره نظير سوره‌هاى سجده، فصلت، نجم داراى سجده واجب است كه به عقيده شيعه در نماز نبايد خوانده شود و خواندن آنها در حال حيض يا جنابت ممنوع است.


«1». تفسير الميزان.

جلد 10 - صفحه 533

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

به نام خداوند بخشنده مهربان‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَما يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ «7»

بعد از آن بر سبيل التفات آدمى را خطاب فرمايد كه:

فَما يُكَذِّبُكَ بَعْدُ: پس چه چيز تو را به تكذيب مى‌دارد بعد از ظهور دلايل واضحه و براهين لايحه‌ بِالدِّينِ‌: به روز جزا و پاداش اعمال و حساب. يعنى چه چيز تو را كاذب گردانيد به سبب دين و انكار آن، بعد از ادله ساطعه، و حال آنكه برهان مبدء و معاد فطرى و دلايلش واضح و آشكار است.

بيان- ايجاد آدمى از نطفه و تقويم و تسويه اعضاى او و تدريج او در مراتب زياده تا به حد كمال و استواء و بعد از آن تنكيس او تا رسيدن او به ارذل عمر، هر آينه اوضح دليل است بر قدرت خالق و هر كه قادر باشد بر طوارى حالات بر آدمى، عاجز نخواهد بود بر اعاده او براى جزا. پس چيست سبب تكذيب تو اى آدمى به حشر و نشر بعد از اين دليل قاطع و برهان ساطع.


«1». مجمع البيان (چ 1403) ج 5 ص 511، و بخشى از روايت در روضه كافى، چ دوم، ج 8 ص 108- 107- روايت 83.

جلد 14 - صفحه 275


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ «1» وَ طُورِ سِينِينَ «2» وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ «3» لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ «4»

ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ «5» إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ «6» فَما يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ «7» أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ «8»

ترجمه‌

سوگند به انجير و زيتون‌

كوه طور سينا

و باين شهر امن‌

بتحقيق آفريديم آدمى را در بهترين صورت مناسب‌

پس برگردانديم او را بنازل‌ترين منازل مردم پست‌

مگر آنانكه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته پس از براى ايشان مزدى است كه قطع نميشود

پس چه موجب تكذيب تو ميشود بعد از اين بيان بروز جزا

آيا نيست خداوند درست حكم كننده‌ترين حكم كنندگان.

تفسير

خداوند سبحان در اين سوره مباركه قسم ياد فرموده بانجير كه ميوه‌اى است در نهايت شيرينى و لطافت كه تمام آن خورده ميشود و بسيار لذيذ و مفيد است كه گفته‌اند مليّن طبع و محلّل بلغم و مطهّر كليتين و مزيل سنگ مثانه است و داراى خواص بسيارى است و در حديث نبوى است كه قاطع بو اسير و نافع براى نقرس است و گويا لقمه‌اى است كه خداوند آنرا براى دهان مؤمن گرفته است تا فربه و قوى براى عبادت گردد ملك الشعراء در مجلس ناصر الدينشاه قاجار كه انجير حاضر بوده بالبداهه در وصف آن گفته «انجير اگر لطيف و شيرين نبدى- شايسته بزم ناصر الدين نبدى» «ور به نبدى ز سيب و انگور و انار- هرگز قسم خداى و التين نبدى» و قبلا ذكر شد كه خداوند بهر چيز بخواهد قسم ميخورد ولى بندگان بايد بخدا قسم بخورند و نيز قسم ياد فرموده بزيتون كه هم ميوه است و هم خورشت و هم دوا و روغن لطيف آن منافع بسيارى دارد از فربه نمودن بدن و تقويت هضم و تسهيل‌


جلد 5 صفحه 407

دفع و غيرها كه ذكرش موجب تطويل است و بطور سينين و آن كوهى است كه موسى عليه السّلام در آنجا با خداوند مناجات مينمود و بسينين كه گفته‌اند بمعناى مبارك است و سينا معروف شده و باين بلد امين كه مراد شهر مكّه است و از قديم محل امن و امان بوده و در اسلام تثبيت و تقرير شده و اين سوره آنجا نازل شده است و بعد از اين چهار قسم ميفرمايد كه بتحقيق ما انسان را خلق نموديم در بهترين صورت با تناسب اعضاء و اجزاء و استقامت قامت چون تقويم بمعناى تعديل و تناسب و استقامت است و در وجود آن نمونه‌اى است از هر يك از اجزاء عالم و مركّب است از عقل و شهوت و براى آن قابل شده كه از ملائكه برتر شود و بالاتر رود تا آنكه بواسطه معرفت و طاعت به اعلى عليّين رسد يا از حيوان پست‌تر گردد و در نتيجه كفر و معصيت مردود باسفل السافلين يعنى نازل‌ترين دركات جهنم شود و مقصود خداوند از قسمهاى خود آنست كه اين چنين موجود شريفى در صورت كفر و نفاق مستحق درك اسفل خواهد شد و ما او را قرار دهيم در پست‌ترين جايها كه جاى مردم پست است و از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده كه دركات جهنّم بعضى پائين‌تر از بعضى است و آنكه از همه پائين‌تر است اسفل السافلين است و بعضى ردّ باسفل را بعود ضعف قواء و انكسار اعضاء در حال پيرى و زوال مشاعر و ادراكات تفسير نموده‌اند و در استثناء اهل ايمان و عمل صالح باين اشكال برخوردند كه آنها هم باين حال گرفتار ميشوند و جواب گفته‌اند كه عقل و ايمان ايشان ضعيف نميشود با آنكه خداوند مترتب بر استثناء ايشان فرموده كه براى آنها اجر دائم است كه قطع نميشود و ظاهر آنست كه فارق بين اهل ايمان و كفر همانستكه خدا ذكر فرموده نه امتيازى كه مشهود نيست و خدا هم ذكر نفرموده علاوه بر آنكه آنچه مورد انكار مشركين مكّه بوده كه خداوند آنرا به بيان قدرت خود در خلق احسن انسان اثبات و مؤكّد بقسم فرمود معاد است نه استقامت و كمال انسان در جوانى و انكسار اعضاء و ضعف قواء او در پيرى كه محسوس و مشاهد و مسلّم است و حاجت بقسم ندارد و لذا بعد از اين ميفرمايد پس چه موجب تكذيب تو است اى پيغمبر مكرّم از ادلّه بعد از اين بيان و سوگند در اخبار تو از روز جزاء و ثواب و عقاب آن خلاصه آنكه موجبى براى تكذيب‌


جلد 5 صفحه 408

بروز جزاء بعد از اين باقى نمانده آيا خدا احكم الحاكمين و بهترين قضاوت كنندگان نيست كه بايد داد مظلوم را در روزى از ظالم بستاند پس بايد حتما روز جزائى باشد و بعضى گفته‌اند مراد آنست كه چه وادار نموده تو را اى انسان مشرك بر تكذيب بروز جزا بعد از اثبات آن آيا نيست خداوندى كه چنين صنع و تدبيرى در وجود تو از او آشكار شده عادل‌ترين حكم كنندگان و قادر بر اعاده مردگان براى حكومت در ميان آنان و در اين سوره هم تأويلاتى از ائمه اطهار نقل شده كه حقير براى تعارض آنها با يكديگر و جهات ديگرى از ذكر آن خوددارى نمودم آنچه مسلّم است آنست كه بعد از تلاوت اين سوره مستحب است گفته شود و انا على ذلك من الشاهدين در ثواب الاعمال و مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه سوره و التّين را در نمازهاى واجب و مستحب خود قرائت كند خداوند از بهشت بقدرى باو عطا فرمايد كه راضى و خوشنود شود و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمّد و آله الطاهرين.


جلد 5 صفحه 409

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَما يُكَذِّبُك‌َ بَعدُ بِالدِّين‌ِ «7»

‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌را‌ دو نحوه‌ تفسير كردند يك‌ نحوه‌ اينكه‌ خطاب‌ ‌به‌ پيغمبر (ص‌) ‌باشد‌ ‌که‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ همه‌ بيانات‌ و براهين‌ و معجزات‌ و ادله‌ و حجج‌ كي‌ تو ‌را‌ تكذيب‌ ميكند بدين‌ مقدس‌ اسلام‌ ‌يعني‌ چه‌ سبب‌ ‌شده‌ ‌که‌ تو ‌را‌ تكذيب‌ ميكند هيچ‌ منشأي‌ ندارد جز قساوت‌ قلب‌ و سياهي‌ دل‌ و كبر و نخوت‌ و حب‌ دنيا و هواي‌ نفس‌ و تقليد آباء و متابعت‌ اكابر و اشباه‌ اينها ‌که‌ ‌در‌ آيات‌ بسيار اشاره‌ دارد.

نحوه‌ ثانيه‌ اينكه‌ خطاب‌ بانسان‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌آيه‌ قبل‌ فرمود: لَقَد خَلَقنَا الإِنسان‌َ فِي‌ أَحسَن‌ِ تَقوِيم‌ٍ و مراد مستثني‌ ‌منه‌ ‌باشد‌ ‌که‌ فرمود: ثُم‌َّ رَدَدناه‌ُ أَسفَل‌َ سافِلِين‌َ ‌که‌ چه‌ سبب‌ شده‌اي‌ انسان‌ ‌با‌ ‌اينکه‌ همه‌ الطافي‌ ‌که‌ ‌خدا‌ ‌در‌ حق‌ تو كرده‌ ‌که‌ تو ‌را‌ ‌در‌ احسن‌ تقويم‌ خلق‌ فرموده‌ و تمام‌ وسائل‌ سعادت‌ ‌را‌ تكوينا و تشريعا ‌براي‌ تو آماده‌ كرده‌ عقل‌ و شعور و ادراك‌ و قواي‌ ظاهريه‌ و باطنيه‌ بتو داده‌ و انبياء و رسل‌ فرستاده‌ و كتاب‌ نازل‌ فرموده‌ و راه‌ سعادت‌ و شقاوت‌ ‌را‌ بتو نشان‌ داده‌ چه‌ ‌شده‌ ‌که‌ تكذيب‌ ميكني‌ بروز جزاء و قيامت‌ ‌که‌ يوم الدين‌ ‌است‌ و مراد ‌از‌ دين‌ جزاء ‌است‌ ‌که‌ ميفرمايد ‌در‌ حديث‌: (‌النّاس‌ مجزيون‌ بأعمالهم‌ ‌ان‌ خيرا فخير و ‌ان‌ شرا فشر) و ‌در‌ قرآن‌ ميفرمايد: فَمَن‌ يَعمَل‌ مِثقال‌َ ذَرَّةٍ خَيراً يَرَه‌ُ وَ مَن‌ يَعمَل‌ مِثقال‌َ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه‌ُ زلزال‌ آيه 7 و 8.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 7)- در این آیه، این انسان ناسپاس و بی‌اعتنا به دلائل و نشانه‌های معاد را مخاطب ساخته، می‌گوید: «پس چه چیز سبب می‌شود که بعد از این همه (دلائل روشن) روز جزا را انکار می‌کنی»؟! (فما یکذبک بعد بالدین).

ساختمان وجود تو از یکسو، و ساختمان این جهان پهناور از سوی دیگر، نشان می‌دهد که زندگی چند روزه دنیا نمی‌تواند هدف نهائی آفرینش تو و این عالم بزرگ باشد.

اینها همه مقدمه‌ای است برای جهانی وسیعتر و کاملتر، و به تعبیر قرآن در آیه 62 سوره واقعه «نشئه اولی» خود خبر از «نشئه دیگری» می‌دهد، چرا انسان متذکر نمی‌شود.

نکات آیه

۱ - تکذیب پیامبر(ص)، در تعالیم دینى و حقایق روز جزا، توجیه ناپذیر و شگفت آور است. (فما یکذّبک بعد بالدین) «ما» براى استفهام تعجّبى است. این کلمه گرچه براى غیرعاقل به کار مى رود; ولى در آیه شریفه بر تکذیب کنندگان اطلاق شده است تا نشانگر بى خردى آنان باشد. خطاب در این آیه، متوجّه پیامبر(ص) است و کلمه «دین»، به معناى شریعت و یا جزا است. مفاد آیه شریفه، این است که بعد از آنچه در مورد تقسیم مردم به دو گروه گفته شد; چه کسى تو را اى پیامبر(ص) به جهت دینى که آوردى و یا کیفر و پاداش روز جزا که بیان داشتى، تکذیب مى کند؟! آیا نباید دینى باشد تا مردم را جزء گروه اول (الذین آمنوا و عملوا الصالحات) سازد؟ و آیا نباید کیفر و پاداشى باشد، تا هر گروه سزاى کار خود را ببیند.

۲ - تکذیب دین و روز جزا، فاقد هرگونه برهان است. (فما یکذّبک بعد بالدین) «ما» ممکن است براى استفهام از عوامل تکذیب باشد. در این صورت «ما یکذّبک؟»; یعنى، چه چیز تو را کاذب یا تکذیب گر مى سازد؟ مخاطب در این فرض، هر انسانى است که مصداق آیه قبل نباشد; یعنى، اى انسان بى ایمان! چه عاملى سبب شده است، درباره دین (اسلام یا کیفرهاى اخروى); کاذب شده، سخن نادرست گویى؟ یا چه عاملى تو را تکذیب کننده دین ساخته است؟

۳ - تکذیب روز جزا، انسان را از هر موجودِ پستى، فرومایه تر مى سازد. (ثمّ رددنه أسفل سفلین ... فما یکذّبک بعد بالدین)

۴ - توجّه به آفرینش نیکوى انسان ها و سقوط و انحراف برخى از آنان، دستاویزى براى تکذیب دین و کیفرهاى اخروى، باقى نمى گذارد. (فما یکذّبک بعد بالدین) حرف «فاء» در «فما یکذّبک» و نیز کلمه «بعد»، این آیه را بر آیات پیشین، تفریع کرده است; یعنى، آیا وجود کسانى که در «أحسن تقویم» بوده و خود را به «أسفل سافلین» سقوط داده اند; دلیل ضرورت دین براى پیشگیرى از آن سقوط و ضرورت روز جزا، براى کیفر آن منحرفان نیست؟!

۵ - دستیابى مؤمنان داراى عمل صالح به پاداش بى منّت و پایان ناپذیر، حقیقتى انکارناپذیر و غیر قابل تکذیب است. (فما یکذّبک بعد بالدین) چنانچه «دین» به معناى جزا باشد (مفردات)، از مصادیق بارز آن اجرى خواهد بود که در آیه قبل، به مؤمنان بشارت داده شد.

۶ - پیامبر(ص)، دعوت کننده مردم به دین و هشداردهنده آنان، به روز جزا است. (فما یکذّبک بعد بالدین) برداشت یاد شده، بر دو پیش فرض استوار است: ۱. مخاطب آیه شریفه پیامبر(ص) باشد; ۲. کلمه «دین» در هر دو معناى «شریعت» و «جزا» استعمال شده باشد.

موضوعات مرتبط

  • پلیدى: عوامل پلیدى ۳
  • دین: بى منطقى تکذیب دین ۲; تبلیغ دین ۶; موانع تکذیب دین ۴
  • ذکر: آثار ذکر ۴; ذکر انحطاط انسانها ۴; ذکر خلقت انسانها ۴; ذکر گمراهى انسانها ۴
  • قیامت: آثار تکذیب قیامت ۳; بى منطقى تکذیب قیامت ۲; شگفتى تکذیب قیامت ۱; هشدار از قیامت ۶
  • کیفر: موانع کیفر اخروى ۴
  • مؤمنان: پاداش بى منت مؤمنان ۵; جاودانگى پاداش مؤمنان ۵; حتمیت پاداش مؤمنان ۵; عمل صالح مؤمنان ۵
  • محمد(ص): بى منطقى تکذیب محمد(ص) ۱; تبلیغ محمد(ص) ۶; شگفتى تکذیب محمد(ص) ۱; هشدارهاى محمد(ص) ۶

منابع