الأعراف ١٣٥

از الکتاب
کپی متن آیه
فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُمُ‌ الرِّجْزَ إِلَى‌ أَجَلٍ‌ هُمْ‌ بَالِغُوهُ‌ إِذَا هُمْ‌ يَنْکُثُونَ‌

ترجمه

اما هنگامی که بلا را، پس از مدت معینی که به آن می‌رسیدند، از آنها برمی‌داشتیم، پیمان خویش را می‌شکستند!

اما هنگامى كه عذاب را تا موعدى كه آنان به آن مى‌رسيدند از آنها برمى‌داشتيم، باز هم پيمان خود مى‌شكستند

و چون عذاب را -تا سررسيدى كه آنان بدان رسيدند- از آنها برداشتيم باز هم پيمان‌شكنى كردند.

پس چون بلا را تا مدتی که متعهد شدند ایمان آورند از سر آنها رفع کردیم، باز پیمان را شکستند.

پس هنگامی که عذاب را تا مدتی که [می باید همه] آنان به پایان مهلتآن می رسیدند از ایشان برطرف کردیم، به دور از انتظار پیمانشان را می شکستند.

چون تا آن زمان كه قرار نهاده بودند عذاب را از آنها دور كرديم، پيمان خود را شكستند.

آنگاه چون بلا را -تا زمانی که به سر رساندنداز آنان گرداندیم، باز پیمان‌شکنی کردند

پس چون عذاب را تا سرآمدى كه بايد بدان مى‌رسيدند از آنها برداشتيم باز هم پيمان‌شكنى مى‌كردند.

امّا هنگامی که عذاب را تا مدّتی که سپری می‌کردند از آنان برمی‌داشتیم، ناگهان پیمان‌شکنی می‌کردند و سوگند خود را نقض می‌نمودند.

پس چون اضطراب نکبت‌بار را - تا سر رسیدی که آنان بدان رسنده‌اند - از آنها برگشودیم، ناگهان ایشان پیمان می‌شکنند.

و هنگامی که برداشتیم از ایشان چرک را تا سرآمدی که ایشانند بدان رسنده ناگهان ایشانند پیمان‌شکنان‌

But when We lifted the plague from them, for a term they were to fulfill, they broke their promise.

ترتیل:
ترجمه:
الأعراف ١٣٤ آیه ١٣٥ الأعراف ١٣٦
سوره : سوره الأعراف
نزول : ١٠ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١١
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِلَی أَجَلٍ هُم بَالِغُوهُ»: تا مدّتی که بدان می‌رسیدند. مراد این است که اندک روزگاری می‌توانستند بر سر پیمان بمانند. «یَنکُثُونَ»: پیمان‌شکنی می‌کردند. سوگند خود را نقض می‌نمودند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ «135»

پس همين كه نكبت و بدبختى را (به خاطر دعاى موسى) از آنان تا مدّتى كه بايد به آن مى‌رسيدند برداشتيم، باز هم پيمان خود را مى‌شكستند.

نکته ها

«نكث»، در اصل به معناى باز كردن ريسمان تابيده شده است، سپس در مورد پيمان‌شكنى به كار رفته است.

«أَجَلٍ» در اين آيه، ممكن است مراد مدّتى باشد كه حضرت موسى عليه السلام براى رفع بلا تعيين مى‌كرد كه مثلًا فلان روز يا فلان ساعت بر طرف خواهد شد، تا بفهمند كه اين كيفر الهى است نه تصادفى.

و يا مراد اين باشد كه آن قوم لجوج، سرانجام گرفتار قهر حتمى خواهند شد، ولى تا رسيدن آن اجل حتمى و غرق شدن در دريا، موقّتاً عذاب برداشته مى‌شود.

مراد از عهد، يا استجابت دعاى موسى مى‌باشد و يا منظور مقام نبوّت و رسالت اوست. «1»

پیام ها

1- نياز و گرفتارى، غرور انسان را مى‌شكند. لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا ...

آنچه شيران را كند روبه مزاج‌

احتياج است، احتياج است، احتياج‌

2- كافران نيز از طريق توسّل به اولياى خدا، نتيجه مى‌گرفتند. «يا مُوسَى ادْعُ لَنا»

3- فرعونيان نيز به وجود خدايى كارساز براى حضرت موسى، ايمان داشتند. «يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ»

4- دعا، در جلب رحمت خدا و دفع سختى‌ها وبلاها مؤثّر است. «ادْعُ لَنا رَبَّكَ»

5- آزادسازى انسان‌ها، از رسالت‌هاى انبياست. «لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ»

6- برطرف كردن عذاب و قهر الهى، تنها به دست خود اوست. «فَلَمَّا كَشَفْنا»


«1». تفسير نمونه.

جلد 3 - صفحه 156

7- به وعده‌هاى ديگران، به هنگام اضطرار و ناچارى، چندان تكيه نكنيم. فَلَمَّا كَشَفْنا ... يَنْكُثُونَ‌

8- تجاوزگرى انسان، اغلب در هنگام رفاه و احساس بى‌نيازى است. كَشَفْنا ... يَنْكُثُونَ‌ چنانكه در جاى ديگر مى‌خوانيم: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى‌ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‌» «1»

9- حوادث تلخ و شيرين در نظام هستى، زمان‌بندى دارد. «إِلى‌ أَجَلٍ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ (135)

فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ: پس چون رفع فرموديم به دعاى موسى عذاب را از ايشان، إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ‌: تا به وقت عذاب مقدر غرق يا موت كه ايشان رسنده‌اند به آن. حاصل آنكه چون رفع عذاب از آنها شد تا اجل موقت و مقدر،


جلد 4 صفحه 181

إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ‌: در آن هنگام آنها عهد مى‌شكستند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


سوره الأعراف «7»: آيات 133 تا 136

فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ (133) وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ (134) فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‌ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ (135) فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ (136)

ترجمه‌

پس فرستاديم بر آنها طوفان و ملخ و كنه و غوكان و خون را كه آيات واضحات بودند پس سركشى كردند و بودند گروهى گناهكاران‌

و چون واقع شد بر آنها عذاب گفتند اى موسى بخوان از براى ما پروردگارت را بعهد او با تو هر آينه اگر دفع كنى از ما عذاب را هر آينه ايمان مى‌آوريم بتو و هر آينه فرستيم با تو بنى اسرائيل را

پس چون دفع نموديم از آنها عذاب را تا مدتى كه آنها رسندگان بودند آنرا آنگاه آنها نقض قرار مى‌نمودند

پس انتقام كشيديم از آنها پس غرق كرديمشان در دريا براى آنكه آنها تكذيب نمودند آيتهاى ما را و بودند از آنها بيخبران.

تفسير

طوفان هر چيزى است كه گرد انسان بگردد و احاطه نمايد مانند آب و باد و باران شديد و عياشى ره از حضرت صادق (ع) نقل نموده كه مراد طوفان آب و طاعون است و قمّل بعضى گفته‌اند كنه درشت است و بعضى گفته‌اند ملخ كوچك بى پر است و بعضى گفته‌اند كيك است و رجز عذاب و پليدى است و عياشى از حضرت رضا (ع) نقل نموده كه رجز برف است و خراسان بلاد رجز است و در مجمع از حضرت صادق (ع) نقل نموده كه بر بنى اسرائيل برف سرخ باريد كه نديده بودند مثل آنرا پيش از آن پس با جزع فوق العاده از آن بلا مردند و قمى ره مقطوعا و در مجمع از صادقين عليهما السلام نقل نموده‌


جلد 2 صفحه 466

كه چون سحره سجده كردند و مردم بحضرت موسى ايمان آوردند هامان بفرعون گفت كه مردم بموسى ايمان آوردند صلاح آنستكه هر كس قبول دين او را نموده است حبس كنى پس او هر كس بآنحضرت ايمان آورده بود حبس كرد و حضرت موسى نزد فرعون آمد و تقاضاى خلاصى آنها را نمود و اجابت نشد پس خداوند در اين سال طوفان را بر آنها فرستاد و تمام خانه‌هاى آنها را خراب كرد بطوريكه از شهر خارج شدند و چادر زدند و منزل نمودند و فرعون از حضرت موسى تقاضا نمود كه از خدا بخواهد طوفان را مرتفع فرمايد بشرط آنكه او اتباع حضرت موسى را بحال خودشان واگذارد حضرت قبول كرد و دعا فرمود و خداوند اجابت نمود و طوفان بر طرف شد و فرعون خواست بنى اسرائيل را رها كند هامان گفت اگر اين كار را بكنى موسى بر تو غلبه خواهد نمود و سلطنت تو از دست ميرود و او قبول كرد و رها ننمود و خداوند در سال بعد ملخ را فرستاد و تمام نباتات آنها را خورد و فرعون مضطرب شد و تقاضاى سال قبل را با شرط آن تجديد نمود و حضرت موسى دعا كرد و ملخ بر طرف شد باز هامان نگذارد بشرط عمل نمايد و در سال سوم خداوند قمّل را فرستاد و زراعات آنها را بكلى فاسد نمود و بقحطى گرفتار شدند و فرعون بر وفق سال قبل با حضرت موسى تجديد عهد نمود و آنحضرت دعا فرمود قمّل برطرف شد و فرعون تخلف نمود و بعد از آن خداوند غوكان را فرستاد بطوريكه در طعام و شراب آنها داخل ميشدند و بانواع مختلفه آنها را اذيت مينمودند تا به تنگ آمدند و بحضرت موسى متوسّل شدند و شرط كردند كه ايمان بياورند و بنى اسرائيل را تسليم او نمايند آنحضرت دعا نمود و اين هم دفع شد و چون از شرط تخلف نمودند خداوند آب نيل را منقلب بخون نمود ولى طورى بود كه قبطيان آنرا خون ميديدند و بنى اسرائيل آب و در كام آندو گروه هم آندو طعم مختلف را داشت تا آنكه قبطى از اسرائيلى تقاضا ميكرد كه آب را در دهان خود نگهدارد و بدهان او بريزد وقتى ميريخت در دهانش منقلب بخون ميشد و از اين پيش آمد جزع شديدى بر آنها روى داد باز بحضرت موسى متوسل شده تقاضا و شرط خودشان را تجديد و تاكيد نمودند و بدعاى آنحضرت آن هم اصلاح شد باز هم آنها بشرط خودشان عمل ننمودند پس خداوند بر آنها رجز فرستاد كه آن برف است و از آن بلا بآنها صدماتى وارد شد كه تا آنزمان نديده بودند پس مضمون آيه دوم را عرضه داشتند و برف بند آمد و بنى اسرائيل رها شدند و اجتماع بر حضرت موسى نمودند


جلد 2 صفحه 467

و آنحضرت از مصر بيرون آمد و كسانيكه سابقا از دست فرعون گريخته بودند باو ملحق شدند و خبر بفرعون رسيد و هامان او را بر مخالفت خود ملامت نمود ناچار فرعون با عساكر خود از مصر خارج شد و در طلب حضرت موسى بر آمد و وقايع مذكوره در سوره بقره روى داد و بنابر اين مراد از دم يا برف سرخ است يا آب رودخانه نيل كه مبدل بخون شده بود براى آنها يا هر دو و ظاهر روايت اگر چه موافق با احتمال دوم است ولى لفظ ارسال در آيه شريفه مناسب با احتمال اول است و ظاهر آيه شريفه آنستكه مراد از رجز همين آيات خمسه است نه آيه سادسه و مراد از مفصّلات جدا بودن آيات است از يكديگر بازمنه متماديه چنانچه اشاره شد اگر چه با اين خصوصيّات آيات واضحه غضب هم بودند و مراد از عهد الهى با حضرت موسى يا اجابت دعاى او است يا قبول توبه از كفر و بنابر اين مراد آنستكه بخوان پروردگارت را به وسيله عهد او با تو يا مراد عهد نبوت است و بنابر اين قسمى است كه بحضرت موسى داده‌اند براى قبول تقاضاى خودشان و در صورتى كه آيات در خارج شش باشد چنانچه صريح روايت است ممكن است مراد از دم در آيه شريفه دو آيه باشد و اينكه لفظ رجز در روايت بر آيه سادسه كه برف بوده تطبيق شده براى آنستكه آن اكمل افراد عذاب بوده كه در روايت اشاره بآن شده بود و بنابر اين ظهور آيه در انطباق رجز بر آيات مذكوره محفوظ خواهد بود و تقاضاى قبطيان از حضرت موسى كه در خارج شش مرتبه بوده در كلام الهى بكجا ذكر شده است ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَلَمّا كَشَفنا عَنهُم‌ُ الرِّجزَ إِلي‌ أَجَل‌ٍ هُم‌ بالِغُوه‌ُ إِذا هُم‌ يَنكُثُون‌َ (135)

‌پس‌ ‌از‌ آنكه‌ كشف‌ رجز ‌از‌ ‌آنها‌ كرديم‌ ‌تا‌ مدتي‌ ‌که‌ ‌آنها‌ بآن‌ مدت‌ رسيدند ‌در‌ ‌اينکه‌ زمان‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌آنها‌ كشف‌ شد و راحت‌ شدند نقض‌ عهد كردند و خلف‌ وعد نمودند نه‌ ايمان‌ آوردند و نه‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌را‌ نجات‌ دادند.

فَلَمّا كَشَفنا عَنهُم‌ُ الرِّجزَ بنا ‌بر‌ آنچه‌ گفتيم‌ ‌که‌ الف‌ و لام‌ الرجز الف‌ و لام‌ جنس‌ ‌است‌ شامل‌ تمام‌ بليات‌ متوجه‌ بآنها ميشود نه‌ عهد چنانچه‌ مفسرين‌ گفتند معني‌ ‌اينکه‌ ميشود ‌که‌ ‌در‌ ‌هر‌ موقعي‌ ‌که‌ بلاي‌ سابق‌ الذكر يكي‌ ‌بعد‌ ‌از‌ ديگري‌ بآنها متوجه‌ ميشد همين‌ استدعا ‌را‌ ‌از‌ موسي‌ ميكردند و خداوند ‌آن‌ بلاء ‌را‌ ‌بر‌ طرف‌ ميفرمود إِلي‌ أَجَل‌ٍ هُم‌ بالِغُوه‌ُ ظاهرا مراد ‌تا‌ زماني‌ ‌که‌ بلاء ديگري‌ بآنها متوجه‌

جلد 7 - صفحه 439

ميشد ‌در‌ ‌اينکه‌ مدت‌ ‌که‌ بلاء برطرف‌ ميشد و نجات‌ پيدا ميكردند إِذا هُم‌ يَنكُثُون‌َ نكث‌ بمعني‌ خلف‌ و نقض‌ ‌است‌ خلف‌ وعد و نقض‌ عهد و بهمان‌ كفر و شرك‌ و ظلم‌ و فساد ‌که‌ مرتكب‌ بودند باقي‌ ماندند سپس‌ بلاء ديگري‌ متوجه‌ ميشد و هكذا ‌در‌ ‌هر‌ يك‌ ‌از‌ ‌آنها‌ وعده‌ ميدادند و عهد ميكردند و خلف‌ مينمودند ‌تا‌ اينكه‌ حجت‌ ‌از‌ ‌هر‌ جهت‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ تمام‌ شد و راه‌ عذر منقطع‌ و ‌از‌ قابليت‌ هدايت‌ افتادند.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 135)- در این آیه اشاره به پیمان شکنی آنها کرده، می‌گوید: «پس هنگامی که بلا را پس از مدت تعیین شده‌ای، که به آن می‌رسیدند، از آنها برمی‌داشتیم، پیمان خود را می‌شکستند» نه خودشان ایمان می‌آوردند و نه بنی اسرائیل را از زنجیر اسارت رها می‌ساختند (فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلی أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ یَنْکُثُونَ).

جمله «إِلی أَجَلٍ» اشاره به این است که موسی، می‌گفت در فلان وقت، این بلا برطرف خواهد شد، برای این که کاملا روشن شود این دگرگونی تصادفی نبوده.

نکات آیه

۱- موسى(ع) با پذیرش تقاضاى فرعونیان (دعا براى رفع عذاب)، برطرف شدن عذاب را از خداوند درخواست کرد. (فلما کشفنا عنهم الرجز) سیاق آیه نشان مى دهد که جمله اى همانند «فدعا موسى فکشفنا عنهم الرجز» در تقدیر است که به سبب وضوحش در کلام آورده نشده است.

۲- خداوند با اجابت درخواست موسى، عذاب را از فرعونیان برطرف ساخت. (فلما کشفنا عنهم الرجز)

۳- برطرف کردن عذابهاى نازل شده از سوى خدا، تنها در حیطه قدرت وى در اختیار اوست. (فلما کشفنا عنهم الرجز) چون اسناد برطرف ساختن عذاب به خداوند (فلما کشفنا)، در مقابل سخن فرعوینان است که برطرف ساختن عذاب را از موسى خواستند (لئن کشفت) به این حقیقت اشاره دارد که برطرف ساختن عذابهاى نازل شده تنها در اختیار خداست.

۴- دعا به درگاه خداوند، مؤثر در جلب رحمت او و رفع دشواریها و بلاها (فلما کشفنا عنهم الرجز)

۵- خداوند پس از اجابت دعاى موسى(ع) و رفع عذاب از فرعونیان، به آنان فهماند که تا زمانى محدود به عذاب مبتلا نخواهند شد. (فلما کشفنا عنهم الرجز إلى أجل هم بلغوه) «إلى أجل» مى رساند که خداوند عذاب را براى همیشه از فرعونیان برطرف نساخت و براى آن زمان تعیین کرد و اگر این حقیقت را به آنان ابلاغ نمى کرد، تعیین زمان اثر مطلوب نداشت.

۶- خداوند با برطرف سازى عذاب از فرعونیان براى وفاى آنان به عهدهاى خویش مهلتى را تعیین کرد. (فلما کشفنا عنهم الرجز إلى أجل) «إلى أجل» متعلق به «کشفنا» است ; یعنى ما عذاب را برطرف کردیم، ولى نه براى همیشه، بلکه براى مدتى محدود. گفتنى است که متعلق شدن «إلى أجل» به «کشفنا» به اعتبار استمرار کشف است نه تحقق آن ; زیرا تحقق کشف عذاب داراى مهلت نبوده است.

۷- مهلت مقرر شده براى فرعونیان، مهلتى محدود که عموم آنان به پایان آن مهلت مى رسیدند. (فلما کشفنا عنهم الرجز إلى أجل هم بلغوه) جمله «هم بلغوه» (آنان به پایان آن مهلت مى رسیدند)، توصیفى است براى «أجل» و دلالت مى کند که آن مهلت تعیین شده آن مقدار بود که فرعونیان (همه و یا عموم آنان) تا پایان آن مهلت زنده مى ماندند. یعنى آنقدر طولانى نبود که نسل موجود با مرگ طبیعى بمیرند.

۸- فرعونیان، على رغم پیمان مؤکدشان با موسى(ع) (تصدیق رسالت او و آزادسازى بنى اسرائیل پس از برطرف شدن عذاب)، حتى لحظه اى به وى ایمان نیاوردند و بنى اسرائیل را آزاد نکردند. (فلما کشفنا عنهم الرجز ... إذا هم ینکثون)

۹- پیمان شکنى فرعونیان و پایبند نبودن آنان به عهدهاى خویش با موسى(ع) (إذا هم ینکثون)

۱۰- امتناع فرعونیان از وفا کردن به پیمان مؤکد خویش، به دور از انتظار و امرى شگفت آور (فلما کشفنا ... إذا هم ینکثون) «إذا»ى فجائیه دلالت مى کند که نقض پیمان از سوى فرعونیان امرى غیرمنتظره بوده است. گفتنى است که غیرمنتظره بودن به لحاظ کسانى است که شاهد ماجراى پیمان سپردن بوده و یا به طریقى به آن داستان آگاه شوند.

موضوعات مرتبط

  • ایمان: به موسى(ع) ۸
  • بلا: زمینه رفع بلا ۴
  • بنى اسرائیل: تاریخ بنى اسرائیل ۵ ; نجات بنى اسرائیل ۸
  • خدا: اختصاصات خدا ۳ ; قدرت خدا ۳ ; موجبات رحمت خدا ۴ ; مهلت خدا ۶
  • دعا: آثار دعا ۴ ; دعاى رفع عذاب ۱، ۲
  • عذاب: رفع عذاب ۳
  • عهد: اهمیت وفاى به عهد ۶
  • فرعونیان: خواسته هاى فرعونیان ۱ ; رفع عذاب از فرعونیان ۲، ۵، ۶، ۸ ; عهدشکنى فرعونیان ۸، ۹، ۱۰ ; عهد فرعونیان با موسى(ع) ۸، ۹ ; کفر فرعونیان ۸ ; مهلت به فرعونیان ۶، ۷
  • مستجابخالدعوه:۲، ۵
  • موسى(ع): اجابت دعاى موسى(ع) ۲، ۵ ; دعاى موسى(ع) ۱ ; قصه موسى(ع) ۱، ۵ ; موسى(ع) و فرعونیان ۱

منابع