۱۵٬۹۷۷
ویرایش
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
بعضى هم گفته اند: اين دو واژه، هر يك معناى بخصوصى دارند. «تجسّس»، به معناى تعقيب و جستجو كردن عيب مردم است، و «تَحَسّس»، به معناى گوش دادن به گفتگوى مردم است، و از ابن عباس، فرق ميان اين دو كلمه را پرسيدند. گفت: زياد از هم دور نيستند، جز آن كه «تَحسُّس»، در خير گفته مى شود، و «تجسّس»، در شر. | بعضى هم گفته اند: اين دو واژه، هر يك معناى بخصوصى دارند. «تجسّس»، به معناى تعقيب و جستجو كردن عيب مردم است، و «تَحَسّس»، به معناى گوش دادن به گفتگوى مردم است، و از ابن عباس، فرق ميان اين دو كلمه را پرسيدند. گفت: زياد از هم دور نيستند، جز آن كه «تَحسُّس»، در خير گفته مى شود، و «تجسّس»، در شر. | ||
==يأس از | ==يأس از «رَوح» و «رحمت» الهى، گناه كبيره است== | ||
و كلمۀ «رَوح» - به فتح راء و سكون واو - به معناى نفس و يا نفس خوش است. هر جا استعمال شود، كنايه است از راحتى، كه ضد تعب و خستگى است، و وجه اين كنايه، اين است كه شدّت و بيچارگى و بسته شدن راه نجات در نظر انسان، نوعى اختناق و خفگى تصوّر مى شود، همچنان كه مقابل آن، يعنى نجات يافتن، به فراخناى فرج و پيروزى و عافيت، نوعى تنفّس و راحتى به نظر مى رسد. | و كلمۀ «رَوح» - به فتح راء و سكون واو - به معناى نفس و يا نفس خوش است. هر جا استعمال شود، كنايه است از راحتى، كه ضد تعب و خستگى است، و وجه اين كنايه، اين است كه شدّت و بيچارگى و بسته شدن راه نجات در نظر انسان، نوعى اختناق و خفگى تصوّر مى شود، همچنان كه مقابل آن، يعنى نجات يافتن، به فراخناى فرج و پيروزى و عافيت، نوعى تنفّس و راحتى به نظر مى رسد. | ||
ویرایش