المنافقون ٧: تفاوت میان نسخهها
از الکتاب
QRobot edit
(افزودن سال نزول) |
(QRobot edit) |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
<tabber> | <tabber> | ||
المیزان= | المیزان= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۳۶#link316 | آيات ۱ - ۸، سوره منافقون]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۳۶#link316 | آيات ۱ - ۸، سوره منافقون]] | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۳۶#link317 | كاذب بودن منافقان در شهادت به رسالت پيامبر(ص ) از باب كذب مخبرى بوده است]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۳۶#link317 | كاذب بودن منافقان در شهادت به رسالت پيامبر(ص ) از باب كذب مخبرى بوده است]] | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۹: | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۳۷#link326 | رد اين سخن كه نفاق بعد از هجرت پديد آمد وقبل از رحلت پيامبر(ص ) برچيده شد!]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۳۷#link326 | رد اين سخن كه نفاق بعد از هجرت پديد آمد وقبل از رحلت پيامبر(ص ) برچيده شد!]] | ||
}} | |||
|-|نمونه= | |-|نمونه= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:نمونه جلد۲۴_بخش۸#link71 | آيه ۵-۸]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۲۴_بخش۸#link71 | آيه ۵-۸]] | ||
*[[تفسیر:نمونه جلد۲۴_بخش۸#link72 | آيه و ترجمه]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۲۴_بخش۸#link72 | آيه و ترجمه]] | ||
| خط ۴۸: | خط ۵۱: | ||
*[[تفسیر:نمونه جلد۲۴_بخش۸#link78 | ۳ - منافق خشك و شكننده است]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۲۴_بخش۸#link78 | ۳ - منافق خشك و شكننده است]] | ||
*[[تفسیر:نمونه جلد۲۴_بخش۸#link79 | ۴ - عزت مخصوص خدا و دوستان او است]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۲۴_بخش۸#link79 | ۴ - عزت مخصوص خدا و دوستان او است]] | ||
}} | |||
|-| تفسیر نور= | |||
===تفسیر نور (محسن قرائتی)=== | |||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ «7» | |||
آنان همان كسانى هستند كه مىگويند: بر كسانىكه نزد رسول خدا هستند، انفاق نكنيد تا پراكنده شوند؛ در حالى كه خزانههاى آسمانها و زمين براى خداوند است ولى منافقان نمىفهمند. | |||
===نکته ها=== | |||
«خَزائِنُ» جمع «خزينة» به معناى گنجينه است. | |||
از شيوههاى برخورد دشمن، محاصره اقتصادى و در تنگنا قرار دادن مؤمنان است. چنانكه منافقان به يكديگر مىگفتند: به ياران پيامبر كمك نكنيد تا از دور او پراكنده شوند. معاويه نيز در بخشنامهاى دستور داد ياران على عليه السلام را از بيت المال محروم كنند. «انظروا من قامت عليه البينة انه يحب عليا و اهل بيته فامحوه من الديوان و اسقطوا عطائه و رزقه» «1» همانگونه كه در كربلا نيز آب را بر ياران امام حسين بستند و امروزه ابرقدرتها براى به تسليم كشاندن كشورها از فشار محاصره اقتصادى استفاده مىكنند. | |||
===پیام ها=== | |||
1- يكى از راههاى دشمن براى شكستن مكتب و رهبر، پراكنده كردن پيروان است. لا تُنْفِقُوا ... حَتَّى يَنْفَضُّوا | |||
2- افراد مادّى تحليل مادّى دارند و فكر مىكنند مردم براى دنيا دور پيامبر جمع شدهاند، لذا مىگويند: كمك نكنيد تا پراكنده شوند. لا تُنْفِقُوا ... حَتَّى يَنْفَضُّوا ... | |||
3- مؤمنان نبايد در تنگناها، چشم اميدى به كمكهاى منافقان و مخالفان داشته باشند، بلكه بايد توكّل آنان به خداوند و گنجينههاى او باشد. لا تُنْفِقُوا ... لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ | |||
---- | |||
«1». شرح نهجالبلاغه ابنابى الحديد، ج 11، ص 44. | |||
جلد 10 - صفحه 59 | |||
4- به خودىها اميد دهيد و سخنان ياوه دشمن را پاسخ دهيد. لا تُنْفِقُوا ... وَ لِلَّهِ خَزائِنُ ... | |||
5- فهم منافقان، بر اساس محاسبات ظاهرى است و عمق ندارد. «لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ» | |||
}} | |||
|-| | |||
اثنی عشری= | |||
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ «7» | |||
هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ: ايشان، كسانيند كه مىگويند انصار را كه، لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ: انفاق نكنيد بر كسانى كه نزد رسول خدايند از فقراى مهاجرين، حَتَّى يَنْفَضُّوا: تا متفرق شوند و پراكنده گردند به جهت گرسنگى و برهنگى، وَ لِلَّهِ | |||
جلد 13 - صفحه 181 | |||
خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ: و حال آنكه مر خداى راست خزائن روزى كه در آسمانها و زمينهاست، يعنى مفتاح ارزاق كه از آسمان يا زمين به بندگان مىرسد، به يد قدرت اوست و بر حسب حكمت و مصلحت هر كه را خواهد غنى گرداند، اگرچه ديگران ابا داشته باشند از انفاق بر فقرا، و هر كه را خواهد فقير سازد تا به سبب فقر و صبر به ثواب جزيل نائل گردد. وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ: و لكن منافقان به جهت فرط ضلالت و جهالت، لا يَفْقَهُونَ: نمىدانند كه رازق على الاطلاق، خداوند سبحان است نه آدميان. | |||
}} | |||
|-| | |||
روان جاوید= | |||
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ «6» هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ «7» يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ «8» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ «9» وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ «10» | |||
وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ «11» | |||
---- | |||
جلد 5 صفحه 210 | |||
ترجمه | |||
يكسان است براى آنها كه آمرزش طلبى براى آنها يا آمرزش نطلبى برايشان هرگز نميآمرزد خدا آنها را همانا خدا هدايت نميكند گروه متمرّدان را | |||
آنها كسانى هستند كه ميگويند انفاق نكنيد بر آنانكه نزد پيغمبر خدايند تا متفرّق شوند و مر خدا را است خزانههاى آسمانها و زمين ولى منافقان نميفهمند | |||
ميگويند اگر بازگشتيم بمدينه هر آينه بيرون ميكند البتّه عزيزترين مردم از آن شهر ذليلترين آنانرا و مر خدا را است عزّت و مر پيغمبر او را ولى منافقان نميدانند | |||
اى كسانيكه ايمان آورديد مشغول نگرداند شما را مالهاى شما و نه فرزندانتان از ياد خدا و هر كه چنين كند پس آنگروه آنها زيانكارانند | |||
و انفاق كنيد از آنچه روزى داديم شما را پيش از آنكه بيايد يكى از شما را مرگ پس بگويد پروردگار من چرا تأخير نينداختى مرگ مرا تا مدّت نزديكى پس صدقه دهم و باشم از شايستگان | |||
و هرگز تأخير نيندازد خدا مرگ كسيرا وقتى كه بپايان رسد مدّت او و خداوند آگاه است از آنچه بجا ميآوريد. | |||
تفسير | |||
شأن نزول اين آيات در ضمن آيات سابقه ذكر شد خداوند به پيغمبر خود ميفرمايد آنمنافقين بواسطه كثرت معاصى و رسوخ كفر و نفاق و عداوت و شقاق در دلهاى آنها و مسدود شدن روزنه قلبشان بعالم غيب از قابليّت هدايت الهيّه ساقط شدهاند و ديگر استغفار تو بحال آنها فائده ندارد خدا آنها را نميآمرزد و بحال كفر ميميرند و بجهنّم ميروند اينها همان كسانى هستند كه ميگويند بجماعت انصار كه در مكّه عهد نمودهاند در حفظ و حمايت تو و پيروانت از جان و مال دريغ ننمايند انفاق ننمائيد بكسانيكه در اطراف پيغمبرند از فقرا تا از دورش متفرّق شوند بگمان آنكه روزى آنها بدست اينها است و نفهميدند كه قسمت كننده ارزاق بندگان خدا است و كليد گنجهاى آسمان و زمين بدست او است و بهر كس خواسته باشد ميدهد و ميگيرد ميگويند اگر برگشتيم بمدينه عزيزترين خلق ذليلترين آنها را بيرون ميكند و اراده مينمايند بيرون كردن خودشان پيغمبر و پيروان او را با آنكه عزّت حقيقى و سلطنت واقعى از آن خدا و پيغمبر است و غلبه و فتح و ظفر با اهل ايمان خواهد بود چون خداوند بآنها وعده نصرت داده و او غالب و قادر | |||
---- | |||
جلد 5 صفحه 211 | |||
و توانا و مقتدرى است كه هيچ قوه و قدرتى نميتواند مانع از اجراء مراد او گردد و اينها جاهل باوصاف الهى و عظمت مقام رسالت پناهى ميباشند و خطاب باهل ايمان فرموده ميفرمايد عزيزترين اشياء نزد شما كه اموال و اولاد شما است نبايد باز دارد شما را از ياد خدا كه نماز و ساير عبادات است و كسانيكه مشغول بجمع مال و سرگرم به اولاد شوند و از ياد خدا باز بمانند زيان كلّى بر آنها وارد شده چون نعيم باقى را بامر فانى فروختهاند پس خوب است زائد از قدر حاجت را در راه خدا صرف نمائيد چون وقتى مرگ سر وقت شما آمد و آنرا بچشم مشاهده نموديد پشيمان خواهيد شد از بخل و ترك انفاق و در دل خواهيد گفت پروردگارا مدّت كمى بما مهلت ده و باقى گذار ما را در دنيا تا از اموال خود صدقه دهيم و بحج مشرّف شويم و از معاصى توبه كنيم و از بندگان صالح تو باشيم زيرا روايت شده كه هر كس زكوة مالش را نداده باشد و مستطيع شده و بحج مشرّف نشده باشد اين تمنّى را از خدا در دم مرگ خواهد نمود و صلاح در اينجا از ائمه اطهار بحج تفسير شده ولى افسوس كه پشيمانى ديگر سودى ندارد چون اجل محتوم وقتى رسيد برنميگردد بلى اجل اگر معلّق باشد قابل تقديم و تأخير است و خداوند از تمام اعمال بندگان از خير و شرّ آگاه است و جزاى آنرا خواهد داد و ثواب قرائت اين سوره در ذيل سوره سابقه ذكر شد و الحمد للّه ربّ العالمين. | |||
---- | |||
جلد 5 صفحه 212 | |||
}} | |||
|-| | |||
اطیب البیان= | |||
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنفِقُوا عَلي مَن عِندَ رَسُولِ اللّهِ حَتّي يَنفَضُّوا وَ لِلّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الأَرضِ وَ لكِنَّ المُنافِقِينَ لا يَفقَهُونَ «7» | |||
منافقين كساني هستند که ميگويند انفاق نكنيد بر اينکه هايي که نزد رسول اللّه هستند تا اينكه اينها از دور حضرت بپاشند و بروند و حال آنكه اختصاص دارد بخداي متعال خزينههاي آسمانها و زمين و لكن منافقين نميفهمند. | |||
نظر به اينكه پس از هجرت حضرت رسالت بمدينه مهاجرين كساني که در مكه بحضرت ايمان آورده بودند و در فشار مشركين بودند و پيغمبر هم از ميان آنها تشريف برده بود هجرت كردند و از خانه و زندگي خود صرف نظر كردند و خود را از چنگال مشركين نجات دادند و در مدينه تهي دست بودند نه منزل داشتند نه مال و اندوخته- انصار که در مدينه ايمان آورده بودند آنها را منزل دادند و وسائل زندگاني آنها را فراهم كردند اينکه منافقين از اينکه امر بسيار در غضب شدند باين انصار ميگفتند: شما چرا باينها انفاق ميكنيد و خود را بزحمت مياندازيد! و غرض آنها اينکه بود که اگر انصار باينها كمك نكنند اينها در مضيقه ميافتند و مراجعت ميكنند بمكه در منزلهاي خود و اطراف پيغمبر خلوت ميشود خدا ميفرمايد: | |||
هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ مرجع ضمير همان منافقين هستند و مقول قول آنها: | |||
لا تُنفِقُوا عَلي مَن عِندَ رَسُولِ اللّهِ خطاب آنها بانصار است که آنها را طرف خطاب قرار دادند. | |||
اشكال: اينها که معتقد برسالت حضرت نبودند چرا تعبير برسول اللّه كردند! | |||
جواب: بعضي گفتند: که اينها تعبير بمحمد كرده بودند خداوند تشريفا برسول اللّه تعبير فرموده، بعضي گفتند: که چون خطاب بمؤمنين و انصار بوده يعني آنكه شما رسول اللّه ميخوانيد، ليكن اينکه منافقين بر حسب ظاهر خود را مسلمان ميگفتند و لو قلبا معتقد نبودند چنانچه در صدر سوره گفتند: نَشهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللّهِ و خداوند تكذيب آنها را فرمود که شرحش گذشت. | |||
جلد 17 - صفحه 25 | |||
حَتّي يَنفَضُّوا ظاهرا اينکه جمله را بانصار نگفته باشند بلكه همان جمله اولي باشد، و غرض آنها اينکه بود که اينها از نزد حضرت رسالت بروند خدا ميفرمايد: | |||
وَ لِلّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الأَرضِ مكرر گفتهايم و آيات بسياري داريم که امر خلق و رزق و غنا و فقر و اعطاء و منع و توسعه و تضييق بيد قدرت او است و تمام موافق حكمت و صلاح است مؤمن بايد در غنا و دولت و مكنت شكر گزار باشد و در فقر و ضيق صابر باشد و در هر حال راضي بقضاء الهي باشد. | |||
يكي را دهي تخت و تاج و كلاه || يكي را نشاني بخاك سياه | |||
يكي را باو تاج شاهي دهي || يكي را بدريا بماهي دهي | |||
پيغمبر فرمود: | |||
(الفقر فخري) | |||
اينکه مهاجرين چشم از خانه و زندگي خود پوشيدند که هجرت نمودند. | |||
وَ لكِنَّ المُنافِقِينَ لا يَفقَهُونَ خيال ميكنند تمام بدست بشر است و باسباب ظاهريه چنانچه قارون گفت: إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلي عِلمٍ عِندِي قصص آيه 78. | |||
}} | |||
|-| | |||
برگزیده تفسیر نمونه= | |||
===برگزیده تفسیر نمونه=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
] | |||
(آیه 7)- سپس به یکی از گفتههای بسیار زشت آنها که روشنترین گواه نفاق آنها محسوب میشود اشاره کرده، میفرماید: «آنها کسانی هستند که میگویند: به افرادی که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید (و از اموال و امکانات خود در اختیار آنها قرار ندهید) تا پراکنده شوند» (هم الذین یقولون لا تنفقوا علی من عند رسول الله حتی ینفضوا). | |||
غافل از این که «خزائن آسمانها و زمین از آن خداست ولی منافقان نمیفهمند» (و لله خزائن السماوات و الارض و لکن المنافقین لا یفقهون). | |||
این بینواها نمیدانند که هر کس هر چه دارد از خدا دارد، اگر «انصار» میتوانند به «مهاجران» پناه دهند و آنها را در اموال خود سهیم کنند این بزرگترین افتخاری است که نصیبشان شده، نه تنها نباید منتی بگذارند، بلکه باید خدا را بر این توفیق بزرگ شکر گویند. | |||
}} | |||
|-|تسنیم= | |-|تسنیم= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-|</tabber> | |-|</tabber> | ||