الأنعام ١٠٤: تفاوت میان نسخهها
از الکتاب
QRobot edit
(افزودن سال نزول) |
(QRobot edit) |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
<tabber> | <tabber> | ||
المیزان= | المیزان= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۰#link193 | آيات ۱۰۵ - ۹۱، سوره انعام]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۰#link193 | آيات ۱۰۵ - ۹۱، سوره انعام]] | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۰#link194 | موارد استعمال كلمه (( قدر )) و معناى جمله : (( و ما قدروا الله حق قدره )) .]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۰#link194 | موارد استعمال كلمه (( قدر )) و معناى جمله : (( و ما قدروا الله حق قدره )) .]] | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۳: | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۴#link221 | چند روايت در مورد ديده نشدن خداى تعالى به چشم (لا تدركه الابصار).]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۴#link221 | چند روايت در مورد ديده نشدن خداى تعالى به چشم (لا تدركه الابصار).]] | ||
}} | |||
|-|نمونه= | |-|نمونه= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:نمونه جلد۵_بخش۴۶#link255 | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۵_بخش۴۶#link255 | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-| تفسیر نور= | |||
===تفسیر نور (محسن قرائتی)=== | |||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ «104» | |||
همانا از سوى پروردگارتان، مايههاى بينش و بصيرت، (كتب آسمانى و دلائل روشن) براى شما آمده است. پس هر كه بصيرت يافت، به سود خود اوست و هر كس كورى گزيد، به زيان خويش عمل كرده است و من نگهبان و ضامن (ايمان شما به اجبار) نيستم. | |||
===نکته ها=== | |||
از آيهى 95 تا اينجا در معرّفى خدا و انتقاد از شرك بود، اين آيه به منزلهى نتيجه و خلاصهى آيات گذشته است. | |||
---- | |||
«1». تفسير صافى. | |||
جلد 2 - صفحه 524 | |||
مشابه اين آيه در قرآن زياد است كه نتيجهى ايمان وكفر، خوبى وبدى، يا بصيرت وكوردلىِ انسان را متوجّه خود او مىداند. همچون: | |||
* «لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ» «1» | |||
* «مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها» «2» | |||
* «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها» «3» | |||
===پیام ها=== | |||
1- با نزول قرآن، راه عذرى بر هيچ كس باقى نمانده است. «قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ» | |||
2- مردم در انتخاب راه، آزادند. فَمَنْ أَبْصَرَ ... وَ مَنْ عَمِيَ | |||
3- آگاه كردن مردم، از شئون ربوبيّت الهى است. «بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ» | |||
4- سود ايمان و زيان كفر مردم، به خودشان برمىگردد نه خدا. فَلِنَفْسِهِ ... فَعَلَيْها | |||
5- كيفر گروهى از مردم، نشانهى باطل بودن تعاليم انبيا نيست، بلكه نشانهى كوردلى خود آنان است. «وَ مَنْ عَمِيَ» | |||
6- وظيفهى پيامبر، ابلاغ است نه اجبار. «ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ» | |||
}} | |||
|-| | |||
اثنی عشری= | |||
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ (104) | |||
بعد از ذكر آيات داله بر وحدانيت و كمال قدرت و علم، بيان رفع اعتذار فرمايد: | |||
قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ: بگو اى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به تحقيق آمد به شما بينات و دلائل ظاهره از جانب پروردگار شما و وضوح آن بر وجهى است كه گوئيا آن را مىتوان ديد فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ: پس هر كه ببيند حق را و تصديق آن نمايد بوسيله بصائر و تفكر در آن، پس نفع ايمان و تصديق مر او را باشد و فايده ثواب آن راجع به او شود وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها: و هر كه كور شد قلب او از تدبر در حجج ظاهره و بدان سبب گمراه گرديد، پس ضرر و وبال آن بر او خواهد بود. و بگو اى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ: و نيستم من بر شما نگهبان كه محافظت اعمال شما كنم و بر آن شما را جزا دهم، چه بر من فقط همين تبليغ است و حق تعالى حافظ اعمال شما و شما را مجازات خواهد داد. نزول «2» اين آيه قبل از امر قتال بود. و چون حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله به آن مأمور شد حفيظ شد بر آنها و ايشان را به اعمال و افعال قبيحه جزا داد كه آن قتل و اسيرى ايشان بود. | |||
تبصره- آيه شريفه «فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها» دليل است بر آنكه | |||
---- | |||
«1» نهج البلاغه، خطبه 177 (با اندكى تفاوت) | |||
«2» مجمع البيان ج 2 ص 346. | |||
تفسير اثنا عشرى، ج3، ص: 348 | |||
بندگان مختارند در افعال خود به وجوهى: 1- بصيرت در بيّنات الهى كه موجب هدايت و كورى در آيات كه سبب ضلالت است، منوط به اختيار خود شخص مىباشد. 2- چون قوه فعل و ترك در شخص مساوى است، اختيار ثابت شود. | |||
3- اگر جبر باشد، ثواب و عقاب در اعمال لغو خواهد بود. | |||
}} | |||
|-| | |||
روان جاوید= | |||
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ (104) | |||
ترجمه | |||
بتحقيق آمد شما را موجبات بينائى از پروردگارتان پس كسيكه بينا شد پس بر نفع خود او است و كسيكه كور ماند پس بر ضرر او است و نيستم من بر شما نگهبان. | |||
تفسير | |||
پس از اقامه حجج وافيه و براهين كافيه بر توحيد و تنزيه ساحت الوهيّت پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم مأمور شد بآنكه مردم را متنبّه فرمايد كه حجّت بر شما تمام شد و موجبات بصيرت و بينائى از خداوند بشما واصل گرديد چون بصائر جمع بصيرت است كه آن بينائى قلب است و اطلاقش بر دليل و برهان براى آنستكه سبب بصيرت است پس كسيكه نور ايمان در قلب او جاى گير شد و پى بحق و حقيقت برد نفعش عائد خودش شده و ميشود و كسيكه كور باطن بود و از دريافت حق محروم شد و بضلالت و گمراهى باقيماند و بال و ضررش و اصل بخودش شده و ميشود و من كه پيغمبر شمايم حافظ و نگهبان شما نيستم وظيفه من ابلاغ و انذار بود كه ادا نمودم ديگر اختيار با خدا است كه شما را حفظ كند از شرّ عقائد و اعمالتان يا مجازات فرمايد بر طبق استحقاقتان در دنيا و آخرت. | |||
}} | |||
|-| | |||
اطیب البیان= | |||
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
3 | |||
قَد جاءَكُم بَصائِرُ مِن رَبِّكُم فَمَن أَبصَرَ فَلِنَفسِهِ وَ مَن عَمِيَ فَعَلَيها وَ ما أَنَا عَلَيكُم بِحَفِيظٍ (104) | |||
بتحقيق آمد براي شما اسباب بينايي و آگاهي و تنبّه از جانب پروردگار شما پس هر كس بينا و آگاه و متنبّه شد نفعش عائد خود او ميشود و هر كس كوركورانه از آنها گذشت دودش در چشم خودش ميرود و ضررش بخودش برميگردد و نيستم من موظف و مكلف بحفظ شما. | |||
جلد 7 - صفحه 160 | |||
قَد جاءَكُم بَصائِرُ مِن رَبِّكُم در باب اصول دين گفتهايم ادلّه قطعيه براي اثبات آنها هشت قسم است هر كدام بجاي خود: 1- عقل مستقلّ براي اثبات صانع و توحيد و صفات آن و مسئله نبوت عامه و امامت عامه. | |||
2- عقل غير مستقل که محتاج بضميمه خارجيه است مثل نبوت خاصه که باقامه معجزه يا اخبار معصوم ثابت ميشود. | |||
3- نصّ قرآن مثل معاد جسماني. 4- نصّ خبر متواتر مثل امامة خاصه 5- ضرورت دين اسلام. 6- ضرورت مذهب. 7- نص خبر محفوف بقرائن قطعيه 8- اجماع قطعي. | |||
و مراد از بصائر اموريست که باعث تنبّه و بينايي باشد مثل همين آيات که ببيانات واضحه و ادلّه محكمه اثبات وجود صانع و توحيد او را ميكند غاية الامر تأثير آن در قلوب مشروط بقابليت محل که در مقام تحصيل معرفت باشد و خالي از عناد و عصبيت باشد که مفاد فَمَن أَبصَرَ است که روشنايي قلب و بينايي دل است البته تأثير ميكند و هدايت ميشود و رستگار ميگردد که مفاد فلنفسه است و نتائج دنيوي و اخروي نصيب او ميشود وَ مَن عَمِيَ چشم قلبش كور يا بواسطه كثرت معاصي يا توغّل در شهوات يا متابعت هواهاي نفساني يا عناد و عصبيت قلب از قابليت تأثير افتاده و كوركورانه بر اينکه ادله و آيات ميگذرد و حمل بر كذب و افتراء و امور ديگر ميكند که در حقّش صادق ميآيد صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم لا يَرجِعُونَ بقره آيه 17 فَهُم لا يَعقِلُونَ بقره آيه 166. | |||
فعليها ضرر و خسارت و عذاب ابدي و بليّات دنيوي متوجه بخود او است وَ ما أَنَا عَلَيكُم بِحَفِيظٍ من قدرت ندارم بر اجبار بايمان و بر دفع بليات و عقوبات لِيَهلِكَ مَن هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَ يَحيي مَن حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ انفال آيه 44، و توهّم اينكه اينکه جمله نسخ شد بآيه جهاد توهّم فاسديست زيرا تكليف جهاد براي دفع | |||
جلد 7 - صفحه 161 | |||
دشمن است از حريم اسلام مثل قطع عضو فاسد است از سرايت بسائر اعضاء نه براي اجبار بايمان و سلب اختيار است. | |||
}} | |||
|-| | |||
برگزیده تفسیر نمونه= | |||
===برگزیده تفسیر نمونه=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
}} | |||
|-|تسنیم= | |-|تسنیم= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-|</tabber> | |-|</tabber> | ||