گمنام

المائدة ٣٠: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
۹٬۸۷۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ مرداد ۱۳۹۶
QRobot edit
(افزودن سال نزول)
(QRobot edit)
خط ۲۶: خط ۲۶:
<tabber>
<tabber>
المیزان=
المیزان=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:المیزان جلد۵_بخش۲۲#link1 | تفسیر آیات]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۵_بخش۲۲#link1 | تفسیر آیات]]
}}
|-|نمونه=
|-|نمونه=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:نمونه جلد۴_بخش۴۶#link274 | تفسیر آیات]]
*[[تفسیر:نمونه جلد۴_بخش۴۶#link274 | تفسیر آیات]]
}}
|-| تفسیر نور=
===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
{{ نمایش فشرده تفسیر|
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ «30»
پس نفس او (با وسوسه‌اى برخاسته از حسد) كشتن برادرش را برايش آسان و رام ساخت واو را كشت، در نتيجه از زيانكاران گشت.
===نکته ها===
امام باقر عليه السلام به دنبال تلاوت آيه‌ «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ» فرمود: ابليس به قابيل گفت: قربانى تو قبول نشد و قربانى برادرت هابيل قبول شد، اگر او زنده بماند در طول تاريخ نسل او بر نسل تو افتخار خواهند كرد كه قربانى پدر ما پذيرفته شد واز پدر شما پذيرفته نشده است، بنابراين بهتر آن است كه او را به قتل برسانى تا نسل تو ذلّت نكشد. «1»
----
«1». كافى، ج 8، ص 113.
جلد 2 - صفحه 278
امام باقر عليه السلام فرمود: من قتل مؤمناً متعمّداً أثبت اللّه على قاتله جميع الذّنوب وبرء المقتول منها، و ذلك قوله تعالى: إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ ... هر كه عمداً مؤمنى را بكشد، خداوند همه گناهان را به حساب قاتل ثبت مى‌كند و مقتول را از گناهان پاك مى‌كند. «1»
معناى آيه، سكوت در مقابل ظالم به اميد بخشش گناهان نيست.
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌خوانيم: «محلّ حادثه، كوه قاسِيون در دمشق است». «2»
امام سجاد عليه السلام فرمودند: «نحوه‌ى كشتن را ابليس به قابيل ياد داد». «3»
===پیام ها===
1- گناهان مقتول، به قاتل منتقل مى‌شود. «تَبُوءَ بِإِثْمِي»
2- در درگيرى‌ها مسئول خسارت آغازگر است. «بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ»
3- برادركشى همان و دوزخى شدن همان. «فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ»
4- ايمان به معاد، جزو عقايد اوّليه انسان‌هاى روى زمين بوده است. «أَصْحابِ النَّارِ»
5- قاتل، هم به خود ظلم مى‌كند، هم به مقتول، هم به خانواده‌ى مقتول و هم به جامعه. «الظَّالِمِينَ»
6- نفس انسان، با وسوسه، تلقين و تزيين، انسان را رام و خام مى‌كند و به گناه مى‌كشد. «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ»
طَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ»
8- فطرت پاك انسانى، از آدم كشى بيزار است، ولى نفس، اين كار را خوب جلوه‌
----
«1». تفسير نورالثقلين.
«2». تفاسير درّالمنثور.
«3». تفسير نورالثقلين.
جلد 2 - صفحه 279
داده و انسان را به قتل وامى‌دارد. «فَطَوَّعَتْ»
9- جنگ حقّ و باطل، از آغاز تاريخ زندگى بشر بوده است. «فَقَتَلَهُ»
10- پيروى از هواى نفس، خسارت است. «فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ»
11- قاتل، هم از درون گرفتار عذاب وجدان است و هم از بيرون مورد انتقاد مردم و هم گرفتار قصاص و عدل مى‌شود و كامى نمى‌گيرد. «فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ»
12- تسلّط و غلبه بر مخالف، هميشه نشانه‌ى سرافرازى نيست. «فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ»
}}
|-|
اثنی عشری=
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ (30)
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ‌: پس آسان و فراخ كرد امر قابيل را، نفس خبيث او، كشتن برادرش هابيل را، يعنى بر وجه وسعت و سهولت، قصد قتل برادر خود كرد و كمر قتل او بسته و در كمينگاه انتقام بنشست، و همينكه آدم عليه السّلام عزيمت بيت المعمور كعبه معظمه نمود، قابيل فرصت يافته به سر رمه آمد. هابيل را ديد خوابيده، سنگى برداشت و بر سر هابيل فرود آورد، چنانچه مغز سرش پريشان شد. فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ‌: پس كشت او را به آن سنگ، پس گشت از زيانكاران در دنيا، به آنكه بقيه عمر مردود و مطرود بود، و در آخرت، كه نصف عذاب جهنم براى او خواهد بود.
}}
|-|
روان جاوید=
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ (30)
ترجمه‌
پس آسان كرد از براى او نفس او كشتن برادرش را پس كشت او را پس گرديد از زيان‌كاران.
تفسير
چون صحبت آن دو برادر به اين جا رسيد نفس امّاره بسوء براى تسكين غضب و شيطان پليد براى فريب پسر آدم قيام نمودند و به قابيل وسوسه كردند كه اگر برادر را نكشى اين نام كه قبول قربانى باشد در اعقاب او باقى خواهد ماند و بر ذرّيات تو مباهات مينمايند علاوه بر آنكه مقام وصايت براى او مسلم شده است و در صورت كشتن قهرا وصايت از آن تو است و اعقابى براى او نخواهد بود تا بقبول قربانى مباهات نمايند لذا قضيه مسكوت خواهد ماند و كيفيت كشتن با سنگ را شيطان باو تعليم نمود قابيل هم قبول كرد و چنين امر بزرگى را سهل و آسان پنداشت و صبر كرد تا برادرش بخواب رفت سنگى برداشت و سر برادر را خورد نمود و اين بار گران را بدوش گرفت و در دنيا و آخرت زيانكار شد و متحير ماند كه با جسد برادر چه كند چون تا آن تاريخ كيفيت دفن اموات معلوم نبود ..
}}
|-|
اطیب البیان=
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
فَطَوَّعَت‌ لَه‌ُ نَفسُه‌ُ قَتل‌َ أَخِيه‌ِ فَقَتَلَه‌ُ فَأَصبَح‌َ مِن‌َ الخاسِرِين‌َ (30)
‌پس‌ نفس‌ قابيل‌ وادار كرد ‌او‌ ‌را‌ ‌بر‌ قتل‌ برادرش‌ هابيل‌ ‌پس‌ ‌او‌ ‌را‌ كشت‌ ‌پس‌ صبح‌ كرد ‌از‌ زيانكاران‌.
جلد 6 - صفحه 346
فطوعت‌ ‌يعني‌ متمايل‌ شد و رغبت‌ پيدا كرد (‌له‌) متعلق‌ بطوعت‌ ‌است‌ (نفسه‌) فاعل‌ طوّعت‌ (قتل‌ اخيه‌) مفعول‌ طوعت‌ و معني‌ اينكه‌ متابعت‌ هواي‌ نفس‌ نمود و بدترين‌ خسارات‌ آنست‌ ‌که‌ هواي‌ نفس‌ ‌که‌ دشمن‌ بزرگ‌ انسان‌ ‌است‌ اطاعت‌ كند چنانچه‌ ‌در‌ قرآن‌ ميفرمايد أَ فَرَأَيت‌َ مَن‌ِ اتَّخَذَ إِلهَه‌ُ هَواه‌ُ جاثيه‌ ‌آيه‌ 23، و گفتند انسان‌ سه‌ دشمن‌ بزرگ‌ دارد: 1‌-‌ دنيا ‌که‌ مال‌ و جاه‌ ‌خود‌ ‌را‌ جلوه‌ ميدهد.
2‌-‌ هواي‌ نفس‌ ‌که‌ ‌بعد‌ ‌از‌ جلوه‌ دنيا متمايل‌ ميشود و طالب‌ ميشود. 3‌-‌ شيطان‌ ‌که‌ راه‌ وصله‌ ‌به‌ آنرا ارائه‌ ميدهد.
(فقتله‌) ‌اينکه‌ معصيت‌ شنيع‌ بزرگ‌ ‌را‌ مرتكب‌ شد فَأَصبَح‌َ مِن‌َ الخاسِرِين‌َ خسران‌ زيان‌ ‌در‌ مال‌ التجاره‌ ‌است‌ و ‌از‌ دست‌ دادن‌ سرمايه‌ چنانچه‌ گفتند ‌که‌ انسان‌ تاجر و عمر سرمايه‌ تجارت‌ و اعضاء و جوارح‌ سبعه‌ كارمندان‌ تجارتخانه‌: چشم‌، گوش‌، زبان‌، دست‌، پا، شكم‌، عورت‌. و نفس‌ سرپرست‌ ‌اينکه‌ كارمندان‌ و اعمال‌ صالحه‌ تجارت‌ ‌اينکه‌ تجارتخانه‌ و نفع‌ ‌آن‌ بهشت‌ و خسران‌ ‌آن‌ جهنم‌ ‌است‌ ‌که‌ سرمايه‌ عمر مصرف‌ تحصيل‌ عذاب‌ ‌باشد‌.
}}
|-|
برگزیده تفسیر نمونه=
===برگزیده تفسیر نمونه===
{{نمایش فشرده تفسیر|
}}
|-|تسنیم=
|-|تسنیم=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]]
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]]
|-|نور=
}}
*[[تفسیر:نور  | تفسیر آیات]]
 
|-|</tabber>
|-|</tabber>


کاربر ناشناس