گمنام

المائدة ٢٣: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
۱۱٬۶۷۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ مرداد ۱۳۹۶
QRobot edit
(افزودن سال نزول)
(QRobot edit)
خط ۲۳: خط ۲۳:
<tabber>
<tabber>
المیزان=
المیزان=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:المیزان جلد۵_بخش۲۱#link1 | تفسیر آیات]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۵_بخش۲۱#link1 | تفسیر آیات]]
}}
|-|نمونه=
|-|نمونه=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:نمونه جلد۴_بخش۴۶#link267 | تفسیر آیات]]
*[[تفسیر:نمونه جلد۴_بخش۴۶#link267 | تفسیر آیات]]
}}
|-| تفسیر نور=
===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
{{ نمایش فشرده تفسیر|
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ «23»
دو نفر از مردانى كه (از خدا) مى‌ترسيدند و خدا به آنان نعمت (عقل وايمان و شهامت) داده بود، گفتند: از دروازه‌ى شهر بر دشمن وارد شويد (و نترسيد) پس چون كه داخل شديد همانا پيروزيد و اگر ايمان داريد بر خدا توكّل كنيد.
===نکته ها===
در تفاسير آمده است: آن دو نفر از نقباى دوازده‌گانه بنى‌اسرائيل بودند، به نام‌هاى:
«يوشع‌بن نون» و «كالب‌بن يوفنا» و نامشان در تورات، سِفر تثنيه آمده است. «1» امام باقر عليه السلام فرمودند: اين دو نفر، پسر عموى موسى عليه السلام بودند. «2»
به گفته علّامه طباطبايى در تفسير الميزان: «هرگاه كلمه‌ى «نعمت» در قرآن بدون قيد آمد، مراد نعمت ولايت و نبوّت است».
===پیام ها===
1- خداترسى، زمينه‌ى فراهم شدن الطاف و نعمت‌هاى الهى است. يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ‌ ...
2- آنكه از خدا بترسد، احساس مسئوليّت مى‌كند وپيروى از فرمان پيامبر خدا را واجب مى‌داند ودر برابر قدرت‌هاى ديگر تسليم نمى‌شود. يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ‌ ... ادْخُلُوا
3- خداترسى، زمينه‌ى شجاعت و جرأت و عمل است. يَخافُونَ‌ ... ادْخُلُوا
----
«1». تفسير نمونه.
«2». تفسير نورالثقلين.
جلد 2 - صفحه 270
4- خداترسى، نعمتى الهى است. «يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا»
5- هنگام حمله، بايد به رزمندگان روحيه داد. «فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ»
6- خوف الهى و تقوا، به انسان بصيرت و نيروى تحليل صحيح و روشن از مسائل مى‌دهد. يَخافُونَ‌ ... فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ‌
7- توكّل، بايد مخلصانه و تنها بر خدا باشد. «عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا»
8- اگر اهل ايمان با شهامت وارد شوند، منحرفان ميدان را ترك مى‌كنند. «فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ»
9- اصل در موفقيّت تنها امكانات مادّى نيست، بلكه ايمان و توكّل، تصميم و جرأت نيز لازم است. ادْخُلُوا ... وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا
10- توكّل به تنهايى كافى نيست، بلكه همراه با تلاش ما را به مقصد مى‌رساند.
ادْخُلُوا ... فَتَوَكَّلُوا
11- توكّل، نشانه‌ى ايمان و كليد نجات از بن‌بست‌ها و ترس‌هاست. فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ‌ ...
12- از شما حركت، از خدا بركت و نصرت. «فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
13- توكّل، تنها به لفظ نيست؛ بلكه روحيّه‌اى برخاسته از ايمان است. «فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
}}
|-|
اثنی عشری=
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ «23»
----
«1» سوره مائده، آيه 25.
تفسير اثنا عشرى، ج‌3، ص: 57
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ‌: گفتند دو مرد از آنانكه مى‌ترسيدند از خداى تعالى، يعنى يوشع بن نون بن سبط بن بنيامين يا سبط يوسف كه خواهر زاده موسى و وصى او بود و ديگرى كالب بن يوحنا سبط يهودا كه:
أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا: انعام فرموده بود خداى تعالى بر اين دو نفر به ايمان و ثبات بر عهد و پيمان گويند: اين دو مرد قوى القلب و ثابت الايمان، بنى اسرائيل را گفتند: ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ‌: داخل شويد بر جباران از باب قريه ايشان ناگهان، و آنها را در رهگذر تنگ گيريد و مگذاريد به صحرا روند. فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ‌: پس چون درآييد در آن بر وجهى كه گفته شد، پس بدرستى كه شما غالبيد، چه به جهت مواضع ضيقه و عظم اجسام ايشان متعسر است بر ايشان كه بر شما حمله كنند، و ديگر آنكه آنها اجسامى خالى از قلوب و جسد بيروح‌اند، زيرا كافر مانند مرده است و مؤمن در حكم زنده، و زنده را بر مرده، هر نوع قهر و غلبه باشد. و يا علم ايشان به اين از اخبار موسى عليه السّلام بوده باشد و قول او «كتب اللّه لكم» و يا علم ايشان به عادت اللّه در نصرت رسل و قهر اعدا و يا از الهام سبحانه. وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا: و بر خداى نه غير او پس توكل كنيد در اين حرب. إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‌: اگر هستيد ايمان آورندگان و باور كنندگان مر وعده حق را، و يا گرويدگان به وحدانيت و قدرت كامله او.
}}
|-|
روان جاوید=
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ «23»
ترجمه‌
و بر خدا پس توكل كنيد اگر باشيد گروندگان.
تفسير
بعد از تهيه اسباب ظاهرى و مراعات جهات غلبه بر دشمن و حزم و احتياط بايد از اسباب ظاهريه و علل عاديه منقطع شد و با قوت قلب و ثبات قدم در ايمان و عزم بخدا پيوست و توكل بحق نمود و از او طلب نصرت و ظفر كرد و اين از لوازم ايمان بخدا و تصديق دعوت و وعده انبياء است كه آن دو بزرگوار دستور فرمودند ..
}}
|-|
اطیب البیان=
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
قال‌َ رَجُلان‌ِ مِن‌َ الَّذِين‌َ يَخافُون‌َ أَنعَم‌َ اللّه‌ُ عَلَيهِمَا ادخُلُوا عَلَيهِم‌ُ الباب‌َ فَإِذا دَخَلتُمُوه‌ُ فَإِنَّكُم‌ غالِبُون‌َ وَ عَلَي‌ اللّه‌ِ فَتَوَكَّلُوا إِن‌ كُنتُم‌ مُؤمِنِين‌َ «23»
گفتند ‌آن‌ دو نفر مرد ‌که‌ يوشع‌ ‌بن‌ نون‌ ‌که‌ ‌از‌ سبط ‌إبن‌ يامين‌ ‌ يا ‌ يوسف‌ ‌بود‌ و كالب‌ ‌إبن‌ يوفنا ‌که‌ ‌از‌ سبط يهودا ‌بود‌ ‌که‌ ‌از‌ كساني‌ بودند ‌که‌ ‌از‌ ‌خدا‌ ميترسيدند ‌در‌ مخالفت‌ اوامر ‌او‌ و خداوند بآن‌ دو نفر انعام‌ فرمود مقام‌ نبوت‌ ‌را‌ داخل‌ شويد ‌در‌ دروازه‌ شهر ‌شما‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ غالب‌ خواهيد ‌بود‌ و وا گذاريد امر ‌خود‌ ‌را‌ بخدا ‌که‌ ‌او‌ كفايت‌ ميكند و ‌شما‌ ‌را‌ نصرت‌ ميدهد ‌اگر‌ اعتقاد بوعده‌ الهي‌ و قدرت‌ و توانايي‌ ‌او‌ داريد.
‌در‌ باب‌ اخلاق‌ ‌در‌ مسئله‌ توحيد افعالي‌ گفتند مراتب‌ توحيد افعالي‌ چهار مرتبه‌ ‌است‌: 1‌-‌ توحيد منافقين‌ ‌که‌ بزبان‌ اقرار ميكنند ‌که‌ كارها بكف‌ كفايت‌ ‌خدا‌ و بيد قدرت‌ ‌او‌ ‌است‌ لكن‌ قلبا معتقد باسباب‌ و وسائل‌ ظاهريه‌ هستند و ‌خدا‌ ‌را‌ قادر نميدانند.
2‌-‌ توحيد عوام‌ مؤمنين‌ ‌که‌ قبول‌ دارند ‌خدا‌ قادر متعال‌ ‌است‌ لكن‌ آثار ‌آن‌ ‌در‌ قلب‌ ظاهر نشده‌ مثل‌ مؤمنيني‌ ‌که‌ اعتقاد بمعاد و جنّة و نار دارند و ‌مع‌ ‌ذلک‌ تارك‌
جلد 6 - صفحه 339
عبادات‌ و مرتكب‌ معاصي‌ ميشوند.
3‌-‌ توحيد خواص‌ ‌است‌ ‌که‌ آثار ‌آن‌ ‌هم‌ ‌در‌ قلب‌ ظاهر ‌است‌ و صفت‌ توكل‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ مرتبه‌ حاصل‌ ميشود ‌که‌ تمام‌ اسباب‌ و وسائط ‌را‌ مقهور تحت‌ قدرت‌ ‌او‌ و مشيّة ‌او‌ ميدانند.
4‌-‌ توحيد انبياء و ائمه‌ و اولياء حق‌ ‌است‌ ‌که‌ ابدا نظر بسبب‌ و واسطه‌ ندارند و جز ‌خدا‌ چيزي‌ ‌را‌ مؤثّر نميدانند نظير جوز و لوز ‌که‌ داراي‌ چهار مرتبه‌ ‌است‌ قشر القشر و قشر و لب‌ و لب‌ اللب‌ ‌که‌ روغن‌ بادام‌ ‌باشد‌ و مسلّما بني‌ اسرائيل‌ داراي‌ مرتبه‌ سوم‌ چه‌ رسد بچهارم‌ نبودند و توكل‌ نداشتند و بقول‌ ‌خدا‌ و موسي‌ و ‌اينکه‌ دو نفر اعتماد نداشتند لذا ‌در‌ جواب‌ ‌آنها‌ گفتند:
}}
|-|
برگزیده تفسیر نمونه=
===برگزیده تفسیر نمونه===
{{نمایش فشرده تفسیر|
}}
|-|تسنیم=
|-|تسنیم=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]]
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]]
|-|نور=
}}
*[[تفسیر:نور  | تفسیر آیات]]
 
|-|</tabber>
|-|</tabber>


کاربر ناشناس