ریشه لقمان: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (Move page script صفحهٔ ریشه لقمان‌ را به ریشه لقمان منتقل کرد)
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۴: خط ۴:


__TOC__
__TOC__
{{#ask:[[رده:آیات قرآن]] [[نازل شده در سال::+]] [[ریشه غیر ربط::لقمان‌]]
|?نازل شده در سال
|mainlabel=-
|headers=show
|limit=2000
|format=jqplotchart
|charttype=line
|charttitle=نمودار تکرار در هر سال نزول
|labelaxislabel=سال نزول
|smoothlines=yes
|numbersaxislabel=دفعات تکرار
|distribution=yes
|min=0
|datalabels=value
|distributionsort=none
|ticklabels=yes
|colorscheme=rdbu
|chartlegend=none
}}


=== قاموس قرآن ===
=== قاموس قرآن ===
انسان كامل و معروف كه نامش دوبار در قرآن مجيد ذكر شده [لقمان:13-12]. ظاهراً اعطاء حكمت ملازم با امر به شكر است آيه اوّل صريح است در اينكه به لقمان حكمت داده شده ولى نبوّت او به صراحت از قران استفاده نمى‏شود گرچه در آيه [بقره:251]. مى‏شود گفت مراد از حكمت نبوّت است. در سوره لقمان از آيه 12تا19 عطا شدن حكمت به او و موعظه او نسبت به فرزندش نقل شده اگر پيامبر هم نباشد مقامى بس شامخ دارد كه قرآن مجيد وى را تا قيامت زنده نگاه داشته است. در مجمع فرموده: به قولى او مردى حكيم بود نه پيامبر، اكثر مفسران نيز بر آنند، به قولى او پيامبر بود و حكمت را در آيه نبوّت گفته‏اند به قولى او پسر خواهر ايّوب بود و به قولى پسرخاله ايّوب «عليه السلام». از ابن عمر نقل شده گويا از رسول خدا «صلى الله عليه واله» شنيدم مى‏فرمود به حق مى‏گويم لقمان پيغمبر نبود ليكن مردى بود كثيرالتفكر حسن‏اليقين، خدا را دوست داشت خدا نيز او را دوست داشت و با اعطاء حكمت بر وى منّت گذاشت. روزى وقت ظهر خوابيده بود كه از جانب خدا ندائى رسيد: اى لقمان آيا ميل دارى خدا تو را در روى زمين خليفه كند تا ميان مردم به حق داورى كنى؟ در جواب گفت: اگر پروردگارم مرا مخيّر كند عافيت را مى‏گزينم نه ابتلاء را و اگر حتمى كند فرمان او را شنوا و مطيعم زيرا مى‏دانم كه در اين صورت ياريم كرده و مصونم خواهد داشت. ملائكه كه آنها را نمى‏ديد گفتند: چرا اى لقمان؟ گفت: حكومت سخت‏ترين منازل است و ظلم از هر طرف آنرا احاطه كرده اگر حاكم تقوى كرد لايق است كه نجات يابد و اگر خطا كرد از راه بهشت خطا كرده، آنكه در دنيا خوار و در آخرت عزيز باشد بهتر از آن است كه در دنيا عزيز و در آخرت ذليل باشد، هر كه دنيا را بر آخرت برگزيند دنيا از او فوت مى‏شود، به آخرت هم نمى‏رسد، ملائكه از نيكويى منطق وى در عجب شدند، لقمان خوابيد و در خواب به وى حكمت عطا شد، بيدار گرديد با حكمت سخن مى‏گفت و با حكمت خويش داود را مدد مى‏كرد، داود به او گفت: خوشا بحالت لقمان حكمت داده شدى و بلواى نبّوت از تو برگردانده شد. (مجمع). در موعظه خويش به فرزندش مى‏فرمايد: پسر عزيز بخدا شرك ميار و چيزى را شريك خدا مكن كه شرك ستمى بزرگ است. پسرم اگر عمل انسان هموزن دانه خردلى، در سنگى يا در آسمانها و زمين باشد، خدا آنرا مى‏آورد در پيش چشم انسان قرار مى‏دهد كه خدا دقيق و كاردان است. اى پسر عزيز نماز بپادار به معروف وادار و از منكر بازدار و بر مصائب صبور باش كه اینها از كارهاى لازم است. مردم را تحقير مكن و در زمين به تكبّر گام مزن كه خداوند خودپسندان و فخرفروشان را دوست نمى‏دارد. در رفتن معتدل باش و صوت خويش را ملايم كن كه زشتترين صوتها صوت خران است (سوره لقمان).
انسان كامل و معروف كه نامش دوبار در قرآن مجيد ذكر شده [لقمان:13-12]. ظاهراً اعطاء حكمت ملازم با امر به شكر است آيه اوّل صريح است در اينكه به لقمان حكمت داده شده ولى نبوّت او به صراحت از قران استفاده نمى‏شود گرچه در آيه [بقره:251]. مى‏شود گفت مراد از حكمت نبوّت است. در سوره لقمان از آيه 12تا19 عطا شدن حكمت به او و موعظه او نسبت به فرزندش نقل شده اگر پيامبر هم نباشد مقامى بس شامخ دارد كه قرآن مجيد وى را تا قيامت زنده نگاه داشته است. در مجمع فرموده: به قولى او مردى حكيم بود نه پيامبر، اكثر مفسران نيز بر آنند، به قولى او پيامبر بود و حكمت را در آيه نبوّت گفته‏اند به قولى او پسر خواهر ايّوب بود و به قولى پسرخاله ايّوب «عليه السلام». از ابن عمر نقل شده گويا از رسول خدا «صلى الله عليه واله» شنيدم مى‏فرمود به حق مى‏گويم لقمان پيغمبر نبود ليكن مردى بود كثيرالتفكر حسن‏اليقين، خدا را دوست داشت خدا نيز او را دوست داشت و با اعطاء حكمت بر وى منّت گذاشت. روزى وقت ظهر خوابيده بود كه از جانب خدا ندائى رسيد: اى لقمان آيا ميل دارى خدا تو را در روى زمين خليفه كند تا ميان مردم به حق داورى كنى؟ در جواب گفت: اگر پروردگارم مرا مخيّر كند عافيت را مى‏گزينم نه ابتلاء را و اگر حتمى كند فرمان او را شنوا و مطيعم زيرا مى‏دانم كه در اين صورت ياريم كرده و مصونم خواهد داشت. ملائكه كه آنها را نمى‏ديد گفتند: چرا اى لقمان؟ گفت: حكومت سخت‏ترين منازل است و ظلم از هر طرف آنرا احاطه كرده اگر حاكم تقوى كرد لايق است كه نجات يابد و اگر خطا كرد از راه بهشت خطا كرده، آنكه در دنيا خوار و در آخرت عزيز باشد بهتر از آن است كه در دنيا عزيز و در آخرت ذليل باشد، هر كه دنيا را بر آخرت برگزيند دنيا از او فوت مى‏شود، به آخرت هم نمى‏رسد، ملائكه از نيكويى منطق وى در عجب شدند، لقمان خوابيد و در خواب به وى حكمت عطا شد، بيدار گرديد با حكمت سخن مى‏گفت و با حكمت خويش داود را مدد مى‏كرد، داود به او گفت: خوشا بحالت لقمان حكمت داده شدى و بلواى نبّوت از تو برگردانده شد. (مجمع). در موعظه خويش به فرزندش مى‏فرمايد: پسر عزيز بخدا شرك ميار و چيزى را شريك خدا مكن كه شرك ستمى بزرگ است. پسرم اگر عمل انسان هموزن دانه خردلى، در سنگى يا در آسمانها و زمين باشد، خدا آنرا مى‏آورد در پيش چشم انسان قرار مى‏دهد كه خدا دقيق و كاردان است. اى پسر عزيز نماز بپادار به معروف وادار و از منكر بازدار و بر مصائب صبور باش كه اینها از كارهاى لازم است. مردم را تحقير مكن و در زمين به تكبّر گام مزن كه خداوند خودپسندان و فخرفروشان را دوست نمى‏دارد. در رفتن معتدل باش و صوت خويش را ملايم كن كه زشتترين صوتها صوت خران است (سوره لقمان).
===ریشه‌های [[راهنما:نزدیک مکانی|نزدیک مکانی]]===
<qcloud htmlpre='ریشه_'>
ل:100, ه:62, بنو:57, الله:53, اله:53, اتى:48, وله:48, حکم:48, قول:48, ان:43, اذ:43, حمد:43, شکر:43, بين:38, قد:38, غنى:38, هو:34, ضلل:34, فى:29, وعظ:24, ظلم:24, ف:19, بل:19, يا:19, من:15, ى:10
</qcloud>


== کلمات مشتق شده در قرآن ==
== کلمات مشتق شده در قرآن ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۵۲

تکرار در قرآن: ۲(بار)

لیست کلمات مشتق شده


در حال بارگیری...


قاموس قرآن

انسان كامل و معروف كه نامش دوبار در قرآن مجيد ذكر شده [لقمان:13-12]. ظاهراً اعطاء حكمت ملازم با امر به شكر است آيه اوّل صريح است در اينكه به لقمان حكمت داده شده ولى نبوّت او به صراحت از قران استفاده نمى‏شود گرچه در آيه [بقره:251]. مى‏شود گفت مراد از حكمت نبوّت است. در سوره لقمان از آيه 12تا19 عطا شدن حكمت به او و موعظه او نسبت به فرزندش نقل شده اگر پيامبر هم نباشد مقامى بس شامخ دارد كه قرآن مجيد وى را تا قيامت زنده نگاه داشته است. در مجمع فرموده: به قولى او مردى حكيم بود نه پيامبر، اكثر مفسران نيز بر آنند، به قولى او پيامبر بود و حكمت را در آيه نبوّت گفته‏اند به قولى او پسر خواهر ايّوب بود و به قولى پسرخاله ايّوب «عليه السلام». از ابن عمر نقل شده گويا از رسول خدا «صلى الله عليه واله» شنيدم مى‏فرمود به حق مى‏گويم لقمان پيغمبر نبود ليكن مردى بود كثيرالتفكر حسن‏اليقين، خدا را دوست داشت خدا نيز او را دوست داشت و با اعطاء حكمت بر وى منّت گذاشت. روزى وقت ظهر خوابيده بود كه از جانب خدا ندائى رسيد: اى لقمان آيا ميل دارى خدا تو را در روى زمين خليفه كند تا ميان مردم به حق داورى كنى؟ در جواب گفت: اگر پروردگارم مرا مخيّر كند عافيت را مى‏گزينم نه ابتلاء را و اگر حتمى كند فرمان او را شنوا و مطيعم زيرا مى‏دانم كه در اين صورت ياريم كرده و مصونم خواهد داشت. ملائكه كه آنها را نمى‏ديد گفتند: چرا اى لقمان؟ گفت: حكومت سخت‏ترين منازل است و ظلم از هر طرف آنرا احاطه كرده اگر حاكم تقوى كرد لايق است كه نجات يابد و اگر خطا كرد از راه بهشت خطا كرده، آنكه در دنيا خوار و در آخرت عزيز باشد بهتر از آن است كه در دنيا عزيز و در آخرت ذليل باشد، هر كه دنيا را بر آخرت برگزيند دنيا از او فوت مى‏شود، به آخرت هم نمى‏رسد، ملائكه از نيكويى منطق وى در عجب شدند، لقمان خوابيد و در خواب به وى حكمت عطا شد، بيدار گرديد با حكمت سخن مى‏گفت و با حكمت خويش داود را مدد مى‏كرد، داود به او گفت: خوشا بحالت لقمان حكمت داده شدى و بلواى نبّوت از تو برگردانده شد. (مجمع). در موعظه خويش به فرزندش مى‏فرمايد: پسر عزيز بخدا شرك ميار و چيزى را شريك خدا مكن كه شرك ستمى بزرگ است. پسرم اگر عمل انسان هموزن دانه خردلى، در سنگى يا در آسمانها و زمين باشد، خدا آنرا مى‏آورد در پيش چشم انسان قرار مى‏دهد كه خدا دقيق و كاردان است. اى پسر عزيز نماز بپادار به معروف وادار و از منكر بازدار و بر مصائب صبور باش كه اینها از كارهاى لازم است. مردم را تحقير مكن و در زمين به تكبّر گام مزن كه خداوند خودپسندان و فخرفروشان را دوست نمى‏دارد. در رفتن معتدل باش و صوت خويش را ملايم كن كه زشتترين صوتها صوت خران است (سوره لقمان).

ریشه‌های نزدیک مکانی

کلمات مشتق شده در قرآن

کلمه تعداد تکرار در قرآن
لُقْمَانَ‌ ۱
لُقْمَانُ‌ ۱

ریشه‌های مرتبط