نوح ٢١

از الکتاب
کپی متن آیه
قَالَ‌ نُوحٌ‌ رَبِ‌ إِنَّهُمْ‌ عَصَوْنِي‌ وَ اتَّبَعُوا مَنْ‌ لَمْ‌ يَزِدْهُ‌ مَالُهُ‌ وَ وَلَدُهُ‌ إِلاَّ خَسَاراً

ترجمه

نوح (بعد از نومیدی از هدایت آنان) گفت: «پروردگارا! آنها نافرمانی من کردند و از کسانی پیروی نمودند که اموال و فرزندانشان چیزی جز زیانکاری بر آنها نیفزوده است!

|نوح گفت: پروردگارا! آنها مرا نافرمانى كردند و كسى را پيروى نمودند كه مال و فرزندش جز بر زيانكارى وى نيفزود

نوح گفت: «پروردگارا، آنان نافرمانى من كردند و كسى را پيروى نمودند كه مال و فرزندش جز بر زيان وى نيفزود.

نوح گفت: پروردگارا (با این همه تبلیغ و دعوت و اتمام حجت باز) این قوم مرا مخالفت کردند و پیرو کسی (از ثروتمندان) شدند که او خود مال و فرزندش هم جز بر زیانش نیفزود.

نوح گفت: پروردگارا! آنان از من نافرمانی کردند و از کسانی [چون سردمداران کفر و متولیان بتخانه] پیروی نمودند که اموال و فرزندانشان جز خسارت و زیانی بر آنان نیفزود!

نوح گفت: اى پروردگار من، آنها فرمان من نبردند، و از كسى پيروى كردند كه مال و فرزندش جز به زيانش نيفزود.

نوح گفت پروردگارا آنان از من نافرمانی کردند و از کسی که مال و فرزندش جز به زیانکاریش نیفزوده است، پیروی کردند

نوح گفت: پروردگارا، اينان مرا نافرمانى كردند و از كسى پيروى كردند كه وى را مال و فرزندانش جز زيانكارى نيفزود.

نوح (بعد از یأس و نومیدی از ایشان به آستان الهی عرضه داشت و) گفت: پروردگارا! آنان از من نافرمانی کرده‌اند، و از کسانی پیروی نموده‌اند که اموال و اولادشان جز زیان و خسران (برای ایشان پدید نیاورده است و) بر آنان نیفزوده است.

نوح گفت: «پروردگارم! آنان مرا نافرمانی کردند و کسی را پیروی نمودند که مال و فرزندش جز بر زیان وی نیفزود.»

گفت نوح پروردگارا اینان عصیانم کردند و پیروی کردند آن را که نیفزودش مالش و فرزندش به جز زیانی‌

Noah said, “My Lord, they have defied me, and followed him whose wealth and children increase him only in perdition.”

ترتیل:
ترجمه:
نوح ٢٠ آیه ٢١ نوح ٢٢
سوره : سوره نوح
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«عَصَوْنِی»: از من نافرمانی کرده‌اند. «مَنْ»: مراد رؤساء و اغنیاء است که ضعفاء و فقراء به فرمانشان گوش می‌دادند و بدیشان امید می‌بستند. رؤساء و اغنیائی که قدرت مادی ایشان مایه زیان و بدبختی خودشان شده بود. چرا که اندوختن اموال از راه حرام، مصرف آن در فساد، به وجود آوردن فرزندان بی‌دین و ناصالح، سرکشی و طغیان در برابر فرمان یزدان، و تحمیل افکار هیچ و پوچ خود بر توده‌های مستضعف، جز زیان و خسران نیست.


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً «21» وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً «22» وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً «23»

نوح گفت: پروردگارا همانا مردم مرا نافرمانى كردند و از كسى پيروى كردند كه مال و فرزندش جز بر خسارتش نيفزود. و نيرنگى بس بزرگ به كار بستند. و گفتند: معبودهاى خودتان را رها نكنيد و دست از (بت‌هاى) وَدّ و سُواع و يَعوق و نَسر بر نداريد.

نکته ها

در قرآن، كلمات‌ «أَصْنامٍ»، «اوثان»، «نَصَبٌ»* و «تَماثِيلَ» به معناى بت آمده است ولى نام بت‌هاى معروف مشركان به صورت خاص آمده است. نام پنج بت در اين آيه و نام «لات» و «عُزّى» و «مناة» در سوره نجم آمده است.

پیام ها

1- مردان خدا، شكوه‌ها را نزد او مى‌برند. «رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي»

2- نقل مظلوميت‌ها، درس پايدارى براى ديگران است. «عَصَوْنِي»

3- كسى كه از رهبر حق پيروى نكند، دنبال نااهلان مى‌رود. عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ‌ ... إِلَّا خَساراً

4- ناله نوح براى خسارت مردم است نه غربت خودش. «عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً»

جلد 10 - صفحه 237

5- هر مال و فرزندى نعمت نيست. «لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً»

6- قدرت اقتصادى و اجتماعى سبب جذب مردم و پيروى و تاثيرپذيرى آنان مى‌شود. وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ‌ ...

7- پيامبران در قطب مخالف صاحبان زر و زور و تزويرند. عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ‌ ... وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً

8- قوم نوح از هيچ عملى فروگذار نكردند: نافرمانى نوح، پيروى نااهلان، مكر و توطئه، و اصرار بر حفظ بت ها. عَصَوْنِي‌ ... اتَّبَعُوا ... مَكَرُوا ... قالُوا ...

9- آيين شرك حافظ منافع صاحبان زر و زور است. «لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ»

10- براى عبرت ديگران، گاهى بايد نام سران محو شده را ببريم. وَدًّا ... سُواعاً ...

يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً

11- رهبر الهى بايد قله‌هاى فساد را بشناسد. «يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً»

12- براى كسى كه از راه مستقيم خارج شود، راههاى انحرافى متعدّدى باز مى‌شود. «يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاَّ خَساراً «21»

قالَ نُوحٌ‌: و گفت نوح بعد از مشاهده اين حال، رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي‌: اى پروردگار من، بدرستى كه ايشان همه عاصى شدند و نافرمانى نمودند مرا، و امر و نهى مرا به سمع قبول نشنيدند، وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ‌: و پيروى كردند آن را كه زياده نكرد مر او را، مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً: مال و فرزند او، مگر زيانكارى و گمراهى، يعنى فرمان نبردند، و پيروى كردند بزرگتران خود را كه مغرور بودند به مال و اولادى كه سبب زيادتى ضرر ايشانند در آخرت.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً «15» وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً «16» وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً «17» ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيها وَ يُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً «18» وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً «19»

لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلاً فِجاجاً «20» قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاَّ خَساراً «21» وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً «22» وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً «23» وَ قَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ ضَلالاً «24»

مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصاراً «25» وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً «26» إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً «27» رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ تَباراً «28»

ترجمه‌

آيا نمى‌بينيد چگونه آفريد خدا هفت آسمان را طبقه بر طبقه فوق يكديگر

و قرار داد ماه را در آنها روشنى و قرار داد خورشيد را چراغ‌

و خدا


جلد 5 صفحه 280

رويانيد شما را از زمين روئيدنى‌

پس باز ميگرداند شما را در آن و بيرون ميآورد شما را بيرون آوردنى‌

و خدا قرار داد براى شما زمين را فرشى گسترده‌

تا راه قرار دهيد از آن راههائى گشاده‌

گفت نوح پروردگارا همانا آنها نافرمانى كردند مرا و پيروى كردند كسى را كه نيفزود او را مالش و فرزندش مگر زيان‌

و مكر نمودند مكرى در نهايت بزرگى‌

و گفتند وا نگذاريد البتّه خدايان خود را و وا نگذاريد البتّه ودّ را و نه سواع را و نه يغوث و يعوق و نسر را

و بتحقيق گمراه كردند بسيارى را و زياد مفرما براى ستمكاران مگر هلاكت را

بسبب گناهانشان غرق شدند پس داخل كرده شدند در آتش پس نيافتند براى خود غير از خدا ياورانى‌

و گفت نوح پروردگارا مگذار بر زمين از كافران احدى را

همانا تو اگر وا گذارى آنها را گمراه ميكنند بندگان تو را و تولّد ننمايند مگر مرتكب معاصى و بسيار ناسپاس را

پروردگارا بيامرز مرا و پدر و مادرم را و هر كه داخل خانه من شد با ايمان و مردان گرونده و زنان گرونده را و زياد منما براى ستمكاران مگر زيان را.

تفسير

خداوند سبحان در اين آيات استدلال بر عظمت و توحيد خود فرموده باين تقريب كه آيا نمى‌بينيد و نميدانيد كه خداوند چگونه هفت آسمان با اين عظمت را طبقه بر طبقه بالاى سر شما و بالاى يكديگر بدون ستون و تكيه گاهى خلق فرموده و نگهدارى ميكند و در آسمان اوّل كه مشهود شما است و جزء آسمان- هاى هفت گانه است ماه را كه نورانى و روشن است قرار داده تا از تابش نور و جمال منظر آن بهره‌مند شويد و در آسمان چهارم خورشيد را قرار داده كه چراغ جهانيان باشد و با وجود آن از روشن نمودن چراغ بى‌نياز گردند و از فوائد بيشمار آن بهره‌مند شوند و خداوند چنانچه گياه و اشجار را از زمين رويانيد نهال وجود حضرت آدم ابو البشر را هم از خاك زمين آفريد و مردم از او بوجود آمدند و مبدء خلق بنى آدم را هم كه نطفه است از ارزاق مولّده از خاك زمين توليد ميفرمايد پس همه از خاك بيرون شده و بايد در خاك پنهان شوند و روزى معيّن بعلم بارى بتوسط بارانيكه طبع منى در آن موجود است باز مانند نبات از


جلد 5 صفحه 281

زمين بايد روئيده و بيرون آيند براى رسيدگى بحسابشان و كلمه نباتا بجاى انباتا استعمال شده براى نزديك بودن آن بمعناى تشبيه يعنى خلق فرمود شما را از زمين مانند گياه كه ميرويد روئيدنى و خداوند زمين را مانند فرش در زير پاى بندگان گسترانيد تا بگيرند از آن براى خودشان راههاى گشاده وسيع و براى تضمّن سلوك بمعناى اخذ متعدّى بمن شده و پس از بيان اين نعم براى تنبيه بر وجوب اداء شكر آن رجوع بكلام حضرت نوح فرموده ميفرمايد نوح عرضه داشت پروردگارا قوم اطاعت مرا ننمودند و رعب مال و جاه و اولاد و احفاد اغنياء و رؤساء آنها كه ميگفتند اگر نوح مقرّب درگاه خدا بود ثروتمند ميشد آنها را گرفت و متابعت از اشراف نمودند با آنكه از مال و اولاد آنها ابدا بهره‌اى به اواسط مردم نميرسيد بلكه از قبل آنها متضرّر هم ميشدند و مكر و حيله بسيار بزرگى كردند كه گفته‌اند توطئه بر قتل آنحضرت بود و گفتند خدايان خود را از دست ندهيد خصوصا ودّ و سواع و يغوث و يعوق و نسر را كه اسامى بتهاى معروف عربستان است و بالنّسبه اهمّ از بتهاى ديگرند و بعضى گفته‌اند اينها نامهاى مردمان صالحى كه در بين آدم و نوح بودند بوده است و چون آنها از دنيا رفتند جمعى براى تبرّك بآنان مجسّمه آنها را ساخته و نگهدارى كردند و پس از چندى عبادت نمودند آنها را و از آن جماعت منتقل بعرب شده و قمّى ره نقل فرموده كه قبل از حضرت نوح مردمان با ايمانى بودند كه از دنيا رفتند و فوت آنها موجب اندوه سايرين شد پس شيطان آمد و مجسمه آنها را ساخت تا مردم بآنها مأنوس شوند و چون مردم بآنها انس گرفتند و زمستان شد بردند آنها را در اطاقهاشان جاى دادند و چون چندى بر اين گذشت و مردم ديگرى بوجود آمدند باز شيطان نزد آنها آمد و گفت اينها خدايان پدران شمايند كه آنان اينها را عبادت ميكردند پس مردم عبادت كردند آنها را و گمراه شدند از آنها خلق بسيارى پس حضرت نوح نفرين كرد آنها را و خدا هلاكشان فرمود و در علل قريب به اين معنى را از امام صادق عليه السّلام نقل نموده و نيز قمى ره نقل فرموده كه ودّ بت قبيله كلب و سواع از آن هذيل و يغوث از آن مراد و يعوق از آن همدان و نسر از آن حصين است و


جلد 5 صفحه 282

اينها قبائلى از عربند خلاصه آنكه رؤساء قوم بكمك شيطان مردم بسيارى را گمراه كردند و حضرت نوح از خدا خواست كه به آنها توفيق طاعت ندهد و در ضلالت باقى بدارد تا هلاك شوند چون قمّى ره ضلالا را بهلاكا و تدميرا از امام عليه السّلام ترجمه و تفسير فرموده و براى آنكه كسى تصوّر نكند هلاكت آنها براى سلب توفيق الهى از آنها بوده نه اعمال خودشان ميفرمايد بسبب گناهانشان غرق شدند و پس از آن داخل در آتش قبر و جهنّم شده و خواهند شد چون سلب توفيق هم در اثر اصرارشان بر كفر بوده و بتها نتوانستند با آنها كمكى نمايند و كلمه ما در ممّا خطيئاتهم زائده براى تأكيد است و در خاتمه حضرت نوح عرضه داشت پروردگارا احدى از اين كفّار را در روى زمين باقى مگذار چون اگر باقى بمانند اين جمع قليل از اهل ايمانرا هم گمراه ميكنند و بعد از اين جز فاسق فاجر مصرّ بكفر از اينها بوجود نخواهد آمد و قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه پرسيدند نوح از كجا ميدانست كه اولاد آنمردم مؤمن نميشوند فرمود از آنجا كه خدا باو فرمود همانا ايمان نميآورد بتو از قومت مگر كسانيكه تاكنون ايمان آورده‌اند و بعد از آن طلب مغفرت فرمود براى خود و پدر و مادرش و كسانيكه داخل در بيت نبوّت شدند بدخول در ولايت امير المؤمنين عليه السّلام چنانچه در كافى و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه مراد از دخول در بيت من دخول در ولايت است چون كسيكه داخل در ولايت شود داخل در بيت انبياء شده و بعد دعا فرمود براى عموم اهل ايمان از امم سابقه و لا حقه و نفرين فرمود بر ستمكاران عموما بهلاكت اموالشان چون قمّى ره از امام باقر عليه السّلام تبارا را به خسارا تفسير فرموده كه بمعناى زيان و ضرر است با آنكه در لغت بمعناى هلاكت است و حقير باين نحو جمع نمودم و اللّه اعلم و شرح اين قصه و طوفان نوح در سور سابقه گذشته است در ثواب الاعمال و مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه ايمان بخدا داشته باشد قرائت سوره نوح را ترك نميكند و كسيكه آن سوره را در نماز واجب يا مستحب بخواند خداوند او را در منازل خوبان و بهشت كرامت خود جاى خواهد داد و الحمد للّه رب العالمين.


جلد 5 صفحه 283

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قال‌َ نُوح‌ٌ رَب‌ِّ إِنَّهُم‌ عَصَونِي‌ وَ اتَّبَعُوا مَن‌ لَم‌ يَزِده‌ُ مالُه‌ُ وَ وَلَدُه‌ُ إِلاّ خَساراً «21»

حضرت‌ نوح‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ بيانات‌ شيوا و براهين‌ آشكارا و ادله واضحه‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ مدت‌ مديد نمود و خردلي‌ بقوم‌ اثر نبخشيد و مأيوس‌ ‌شده‌ و ديد ‌از‌ قابليت‌ هدايت‌ افتاده‌اند و قساوت‌ ‌آنها‌ ‌را‌ فرا گرفته‌ ‌در‌ پيشگاه‌ خداي‌ متعال‌ شكايت‌ كرد.

قال‌َ نُوح‌ٌ رَب‌ِّ إِنَّهُم‌ عَصَونِي‌ ربي‌ ‌بود‌ كسره‌ بجاي‌ ياء ‌است‌ و عصيان‌ ‌آنها‌ ‌در‌ امر توحيد ‌است‌ ‌که‌ دست‌ ‌از‌ شرك‌ و بت‌ پرستي‌ ‌بر‌ نميدارند و نوح‌ ‌را‌ بنبوت‌ و رسالت‌ قبول‌ نميكنند و اوامر ‌او‌ ‌را‌ اطاعت‌ نميكنند.

جلد 17 - صفحه 214

وَ اتَّبَعُوا مَن‌ لَم‌ يَزِده‌ُ مالُه‌ُ وَ وَلَدُه‌ُ إِلّا خَساراً و متابعت‌ كردند سفله‌ و فقرا اغنياء و اكابر ‌خود‌ ‌را‌ بتوهم‌ اينكه‌ ‌اگر‌ نوح‌ ‌بر‌ حق‌ ‌بود‌ بايد مكنت‌ و ثروت‌ و اولاد زيادي‌ داشته‌ ‌باشد‌ خيال‌ ميكردند ‌که‌ شرافت‌ و بزرگي‌ بمال‌ و اولاد ‌است‌ چنانچه‌ امروز ‌هم‌ ‌هر‌ ‌که‌ مالش‌ بيشتر و اتباعش‌ زيادتر ‌باشد‌ ‌او‌ شرافتش‌ و احترامش‌ بيشتر ‌است‌ چنانچه‌ گفتند ‌به‌ حضرت‌ نوح‌: قالُوا أَ نُؤمِن‌ُ لَك‌َ وَ اتَّبَعَك‌َ الأَرذَلُون‌َ شعراء آيه 111. و همين‌ توهم‌ ‌را‌ يزيد كرد و تمسك‌ كرد بآيه ملك‌، و ‌اينکه‌ توهم‌ ‌در‌ مذاق‌ بسياري‌ ‌در‌ ‌هر‌ دوره‌ و زماني‌ بوده‌ ولي‌ غافل‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ هستند ‌که‌ ‌اينکه‌ مال‌ و كثرت‌ اولاد و عشيره‌ و اتباع‌ بلاي‌ بزرگي‌ ‌است‌ و باعث‌ زيادي‌ عذاب‌ و كثرت‌ معاصي‌ ميشود چنانچه‌ ميفرمايد: وَ لا يَحسَبَن‌َّ الَّذِين‌َ كَفَرُوا أَنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ خَيرٌ لِأَنفُسِهِم‌ إِنَّما نُملِي‌ لَهُم‌ لِيَزدادُوا إِثماً وَ لَهُم‌ عَذاب‌ٌ مُهِين‌ٌ آل‌ عمران‌ آيه 172.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 21)- لطف حق با تو مداراها کند ...

هنگامی که نوح آخرین تلاش خود را در طی صدها سال به کار زد، و آن قوم، جز گروه اندکی، همچنان بر کفر و بت‌پرستی و گمراهی و فساد اصرار ورزیدند از هدایت آنها مأیوس شد، رو به درگاه خدا آورد و تقاضای مجازات برای آنها کرد.

چنانکه در این آیه می‌خوانیم: «نوح (بعد از هدایت آنان) گفت: پروردگارا! آنها نافرمانی من کردند، و از کسانی پیروی نمودند که اموال و فرزندانشان چیزی جز زیانکاری بر آنها نیفزوده است» (قال نوح رب انهم عصونی و اتبعوا من لم یزده ماله و ولده الا خسارا).

اشاره به این که رهبران این قوم جمعیتی هستند که تنها امتیازشان اموال و فرزندان زیاد است، آن هم اموال و فرزندانی که جز در مسیر فساد به کار گرفته نمی‌شود.

نکات آیه

۱ - قوم نوح، از فرمان هاى آن حضرت سرپیچى مى کردند. (قال نوح ربّ إنّهم عصونى)

۲ - شکوه حضرت نوح(ع)، به درگاه الهى از نافرمانى قومش (قال نوح ربّ إنّهم عصونى)

۳ - قوم نوح، مردمى عصیانگر و حق ناپذیر (قال نوح ربّ إنّهم عصونى) برداشت یاد شده، با توجه به این نکته است که شکوائیه نوح(ع) از عصیان قوم خود، پس از دعوت و موعظه طولانى آنان بوده است.

۴ - اطاعت از فرمان هاى پیامبران واجب است. (قال نوح ربّ إنّهم عصونى)

۵ - قوم نوح، از نظر فرهنگى و دینى، تحت تأثیر صاحبان زر و زور و پیرو آنان بودند. (و اتّبعوا من لم یزده ماله و ولده إلاّ خسارًا) برداشت یاد شده با توجه به این نکته است که «مال» مظهر زر و قدرت اقتصادى و «ولد» نماد زور و قدرت سیاسى است که از کثرت نفرات نشأت مى گیرد.

۶ - قدرت سیاسى و اقتصادى گروهى، موجب پیروى و تأثیرپذیرى قوم نوح از آنان شد. (و اتّبعوا من لم یزده ماله و ولده إلاّ خسارًا)

۷ - وجود قشرى ثروتمند و قدرت مند (صاحبان مال و فرزند بسیار)، در میان قوم نوح (و اتّبعوا من لم یزده ماله و ولده إلاّ خسارًا)

۸ - صاحبان زر و زور، عامل اصلى گمراهى و کفر قوم نوح بودند. (و اتّبعوا من لم یزده ماله و ولده إلاّ خسارًا)

۹ - قدرت سیاسى و اقتصادى، زمینه ساز کفر و حق ناپذیرى (و اتّبعوا من لم یزده ماله و ولده إلاّ خسارًا)

۱۰ - ثروت و قدرت بدون ایمان، سعادت بخش و سودمند به حال بشر نیست; بلکه موجب خسارت و بدبختى است. (و اتّبعوا من لم یزده ماله و ولده إلاّ خسارًا)

۱۱ - ثروت و قدرت، خود به خود، ناپسند نیست; بلکه مى توان آن را در جهت سعادت و بهروزى انسان به کار برد. (و اتّبعوا من لم یزده ماله و ولده إلاّ خسارًا) برداشت یاد شده با توجه به آمدن تعبیر «خسارت» درباره مال و فرزندان بسیار است; زیرا خسارت در جایى به کار مى رود که توقع سودهى از آنجا مى رود (مانند خسارت تاجر و کاسب).

۱۲ - قدرت اقتصادى و سیاسى صاحبان زر و زور در عصر نوح(ع)، در خدمت کفر و شرک و علیه دعوت توحیدى آن حضرت بود. (قال نوح ربّ إنّهم عصونى و اتّبعوا من لم یزده ماله وولده إلاّ خسارًا)

۱۳ - قدرت اقتصادى و سیاسى صاحبان زر و زور در عصر نوح(ع)، نتیجه اى جز خسارت و بدبختى براى آنان در برنداشت. (من لم یزده ماله و ولده إلاّ خسارًا)

۱۴ - قدرت اقتصادى، داراى نقشى فزون تر از قدرت سیاسى در لغزیدن انسان به ورطه سقوط و بى دینى * (من لم یزده ماله و ولده إلاّ خسارًا) تقدیم ذکرى «ماله» بر «ولده»، ممکن است اشاره به برداشت یاد شده باشد.

۱۵ - پیامبران، در قطب مخالف صاحبان زر و زور (قال نوح ربّ إنّهم عصونى و اتّبعوا من لم یزده ماله و ولده إلاّ خسارًا)

موضوعات مرتبط

  • احکام :۴
  • اطاعت: احکام اطاعت از انبیا ۴
  • اقتصاد: آثار قدرت اقتصادى ۶، ۹، ۱۴
  • انبیا: نقش انبیا ۱۵
  • ایمان: آثار ایمان ۱۰
  • ثروت: آثار ثروت ۱۰; حقیقت ثروت ۱۱; نقش ثروت ۱۱
  • ثروتمندان: پیروى از ثروتمندان ۵; مخالفان ثروتمندان ۱۵
  • حق: زمینه حق ناپذیرى ۹
  • دین: آسیب شناسى دینى ۹
  • زیان: عوامل زیان ۱۰
  • سعادت: زمینه سعادت ۱۱
  • سیاست: آثار قدرت سیاسى ۶، ۹، ۱۴
  • شرک: حامیان شرک در دوران نوح(ع) ۱۲
  • شقاوت: عوامل شقاوت ۱۰
  • عصیان: عصیان از نوح(ع) ۱
  • قدرت: آثار قدرت ۱۰; حقیقت قدرت ۱۱; نقش قدرت ۱۱
  • قدرتمندان: پیروى از قدرتمندان ۵; مخالفان قدرتمندان ۱۵
  • قوم نوح: آثار قدرت اقتصادى قوم نوح ۱۳; آثار قدرت سیاسى قوم نوح ۱۳; تاریخ قوم نوح ۱، ۱۲، ۱۳; تأثیرپذیرى قوم نوح ۵; ثروتمندان قوم نوح ۷; حق ناپذیرى قوم نوح ۳; زمینه تأثیرپذیرى قوم نوح ۶; زمینه زیانکارى قوم نوح ۱۳; زیانکارى ثروتمندان قوم نوح ۱۳; زیانکارى قدرتمندان قوم نوح ۱۳; طبقات اجتماعى قوم نوح ۷; عصیان قوم نوح ۱، ۳; عوامل کفر قوم نوح ۸; عوامل گمراهى قوم نوح ۸; قدرت اقتصادى قوم نوح ۱۲; قدرت سیاسى قوم نوح۱۲; قدرتمندان قوم نوح ۷; گلایه از قوم نوح ۲; نقش ثروتمندان قوم نوح ۵، ۸; نقش قدرتمندان قوم نوح ۵، ۸
  • کفر: حامیان کفر در دوران نوح(ع) ۱۲; زمینه کفر ۹
  • لغزش: زمینه لغزش ۱۴
  • نوح(ع): قصه نوح(ع) ۲; گلایه نوح(ع) ۲
  • واجبات :۴

منابع