نوح ٢٠

از الکتاب
کپی متن آیه
لِتَسْلُکُوا مِنْهَا سُبُلاً فِجَاجاً

ترجمه

تا از راههای وسیع و دره‌های آن بگذرید (و به هر جا می‌خواهید بروید)!»

|تا در راه‌هاى وسيع آن تردّد كنيد

تا در راههاى فراخ آن برويد.»

تا در زمین راههای مختلف وسیع بپیمایید.

تا از راه ها و جاده های وسیع آن [هر جا که خواستید] بروید؟

تا بر راه‌هاى پهناور آن برويد.

تا به شاهراههای گشاده آن راه یابید

تا از آن به راه‌هاى فراخ- گشاده يا مختلف- برويد.

تا از جاده‌های وسیع آن بگذرید.

«تا از راه‌های فراخ و پست و بلند آن راهوار راه یابید.»

تا بروید در آن راه‌هائی گشوده (شکافته)

That you may travel its diverse roads.’”

ترتیل:
ترجمه:
نوح ١٩ آیه ٢٠ نوح ٢١
سوره : سوره نوح
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«فِجَاج»: جمع فَجّ، راههای فراخ و جاده‌های گشاد (نگا: انبیاء / ).


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً «13» وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً «14» أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً «15» وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً «16» وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً «17» ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيها وَ يُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً «18» وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً «19» لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلًا فِجاجاً «20»

شما را چه شده كه از عظمت خداوند نمى‌ترسيد؟ در حالى كه خداوند شما را در مراحل گوناگون آفريده است. آيا نمى‌بينيد كه خداوند چگونه هفت آسمان را بر فراز يكديگر آفريده است. و ميان آنها ماه را نورى و خورشيد را چراغى قرار داده است. و خداوند شما را همچون گياهى از زمين روياند. سپس شما را در همان زمين باز مى‌گرداند و شما را بيرون مى‌آورد. و خداوند زمين را براى شما بسترى گسترده قرار داده است. تا در راههاى وسيع آن رفت و آمد كنيد.

جلد 10 - صفحه 235

نکته ها

كلمه «وقار» به معناى ثبوت و چيزى است كه سبب عظمت مى‌شود. «اطوار» جمع «طور» به معناى حالت، مرحله يا صنف است.

«بساط» از «بسط» به معناى گسترده و «فجاج» جمع «فج» به معناى جاده وسيع است.

كلمه «رجاء» در مقابل يأس است و هرگاه با حرف نفى بيايد به معناى خوف است، يعنى:

شما را چه شده كه از عظمت خدا نمى‌ترسيد؟ امام باقر عليه السلام مى‌فرمايند: معناى آيه اين است:

«لا تخافون لله عظمة» «1»

برخى مقصود «رجاء» را اعتقاد دانسته‌اند، زيرا كسى كه به چيزى اميد دارد قهراً به آن اعتقاد دارد و معناى آيه اين است: چه شد شما را كه براى خدا عظمتى قائل نيستيد. «2»

«طباق» يا به معناى موافق و مطابق است و يا به معناى طبقه طبقه قرار گرفتن روى هم.

انسان در برخاستن از عناصر طبيعت و زمين، در رشد تدريجى، در كهن شدن و خشك شدن، در باثمر بودن و بى‌ثمر بودن، در تغذيه از زمين، در نياز دائمى به مربّى و باغبان، مثل ساير نباتات است. «أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً»

پیام ها

1- هشدار به شكل سؤال، يكى از شيوه‌هاى تربيت است. ما لَكُمْ‌ ...

2- توجه به مراحل آفرينش، انسان را به عظمت خداوند متوجه مى‌كند. «لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً»

3- حضرت نوح كه هزاران سال قبل از حضرت عيسى و موسى بوده، مردم را به زيست‌شناسى و كيهان‌شناسى دعوت كرد. خَلَقَكُمْ أَطْواراً ... سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً

4- شناخت طبيعت، راهى براى شناخت خداست. أَ لَمْ تَرَوْا ...

5- تمام هستى، كلاس توحيد است. «خَلَقَكُمْ‌، خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ‌، جَعَلَ الْقَمَرَ، جَعَلَ الشَّمْسَ‌، أَنْبَتَكُمْ‌، يُعِيدُكُمْ‌، يُخْرِجُكُمْ»


«1». تفسير نورالثقلين.

«2». تفسير راهنما.

جلد 10 - صفحه 236

6- كارهاى الهى، هدفمند است. «جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً لِتَسْلُكُوا»

7- توجه به نقش خورشيد و ماه در زندگى بشر، راهى براى خداشناسى است.

جَعَلَ الْقَمَرَ ... نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً

8- بشر به سير و سفر و راه‌هاى وسيع نياز دارد. «لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلًا فِجاجاً»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلاً فِجاجاً «20»

لِتَسْلُكُوا مِنْها: تا مى‌رويد از آن زمين، سُبُلًا فِجاجاً: به راههاى گشاده، يعنى فرا مى‌گيريد از آن راههاى واسعه را.

تنبيه: حضرت نوح عليه السّلام در اين آيات، تعداد اقسام نعم الهى ذكر نمود به جهت امتنان بر خلقان، و تنبيه بر آنكه ذات سبحانى است كه مستحق پرستش و ستايش است نه غير او. و دلالت بر آنكه او عالم است به مصالح ايشان و مدبر احوال ايشان بر آنچه مقتضى حكمت است. پس واجب است كه اين نعم جليله را مقابله نكنند به كفر و جحود با وجود غرض اين نعم عظيمه، لكن قوم تفكر و تأمل ننمودند تا دريابند، و رؤساى آنان اتباع خود را بيشتر إغوا و اضلال كردند تا بيشتر طغيان كرده و در طغيان افزودند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً «15» وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً «16» وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً «17» ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيها وَ يُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً «18» وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً «19»

لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلاً فِجاجاً «20» قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاَّ خَساراً «21» وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً «22» وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً «23» وَ قَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ ضَلالاً «24»

مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصاراً «25» وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً «26» إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً «27» رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ تَباراً «28»

ترجمه‌

آيا نمى‌بينيد چگونه آفريد خدا هفت آسمان را طبقه بر طبقه فوق يكديگر

و قرار داد ماه را در آنها روشنى و قرار داد خورشيد را چراغ‌

و خدا


جلد 5 صفحه 280

رويانيد شما را از زمين روئيدنى‌

پس باز ميگرداند شما را در آن و بيرون ميآورد شما را بيرون آوردنى‌

و خدا قرار داد براى شما زمين را فرشى گسترده‌

تا راه قرار دهيد از آن راههائى گشاده‌

گفت نوح پروردگارا همانا آنها نافرمانى كردند مرا و پيروى كردند كسى را كه نيفزود او را مالش و فرزندش مگر زيان‌

و مكر نمودند مكرى در نهايت بزرگى‌

و گفتند وا نگذاريد البتّه خدايان خود را و وا نگذاريد البتّه ودّ را و نه سواع را و نه يغوث و يعوق و نسر را

و بتحقيق گمراه كردند بسيارى را و زياد مفرما براى ستمكاران مگر هلاكت را

بسبب گناهانشان غرق شدند پس داخل كرده شدند در آتش پس نيافتند براى خود غير از خدا ياورانى‌

و گفت نوح پروردگارا مگذار بر زمين از كافران احدى را

همانا تو اگر وا گذارى آنها را گمراه ميكنند بندگان تو را و تولّد ننمايند مگر مرتكب معاصى و بسيار ناسپاس را

پروردگارا بيامرز مرا و پدر و مادرم را و هر كه داخل خانه من شد با ايمان و مردان گرونده و زنان گرونده را و زياد منما براى ستمكاران مگر زيان را.

تفسير

خداوند سبحان در اين آيات استدلال بر عظمت و توحيد خود فرموده باين تقريب كه آيا نمى‌بينيد و نميدانيد كه خداوند چگونه هفت آسمان با اين عظمت را طبقه بر طبقه بالاى سر شما و بالاى يكديگر بدون ستون و تكيه گاهى خلق فرموده و نگهدارى ميكند و در آسمان اوّل كه مشهود شما است و جزء آسمان- هاى هفت گانه است ماه را كه نورانى و روشن است قرار داده تا از تابش نور و جمال منظر آن بهره‌مند شويد و در آسمان چهارم خورشيد را قرار داده كه چراغ جهانيان باشد و با وجود آن از روشن نمودن چراغ بى‌نياز گردند و از فوائد بيشمار آن بهره‌مند شوند و خداوند چنانچه گياه و اشجار را از زمين رويانيد نهال وجود حضرت آدم ابو البشر را هم از خاك زمين آفريد و مردم از او بوجود آمدند و مبدء خلق بنى آدم را هم كه نطفه است از ارزاق مولّده از خاك زمين توليد ميفرمايد پس همه از خاك بيرون شده و بايد در خاك پنهان شوند و روزى معيّن بعلم بارى بتوسط بارانيكه طبع منى در آن موجود است باز مانند نبات از


جلد 5 صفحه 281

زمين بايد روئيده و بيرون آيند براى رسيدگى بحسابشان و كلمه نباتا بجاى انباتا استعمال شده براى نزديك بودن آن بمعناى تشبيه يعنى خلق فرمود شما را از زمين مانند گياه كه ميرويد روئيدنى و خداوند زمين را مانند فرش در زير پاى بندگان گسترانيد تا بگيرند از آن براى خودشان راههاى گشاده وسيع و براى تضمّن سلوك بمعناى اخذ متعدّى بمن شده و پس از بيان اين نعم براى تنبيه بر وجوب اداء شكر آن رجوع بكلام حضرت نوح فرموده ميفرمايد نوح عرضه داشت پروردگارا قوم اطاعت مرا ننمودند و رعب مال و جاه و اولاد و احفاد اغنياء و رؤساء آنها كه ميگفتند اگر نوح مقرّب درگاه خدا بود ثروتمند ميشد آنها را گرفت و متابعت از اشراف نمودند با آنكه از مال و اولاد آنها ابدا بهره‌اى به اواسط مردم نميرسيد بلكه از قبل آنها متضرّر هم ميشدند و مكر و حيله بسيار بزرگى كردند كه گفته‌اند توطئه بر قتل آنحضرت بود و گفتند خدايان خود را از دست ندهيد خصوصا ودّ و سواع و يغوث و يعوق و نسر را كه اسامى بتهاى معروف عربستان است و بالنّسبه اهمّ از بتهاى ديگرند و بعضى گفته‌اند اينها نامهاى مردمان صالحى كه در بين آدم و نوح بودند بوده است و چون آنها از دنيا رفتند جمعى براى تبرّك بآنان مجسّمه آنها را ساخته و نگهدارى كردند و پس از چندى عبادت نمودند آنها را و از آن جماعت منتقل بعرب شده و قمّى ره نقل فرموده كه قبل از حضرت نوح مردمان با ايمانى بودند كه از دنيا رفتند و فوت آنها موجب اندوه سايرين شد پس شيطان آمد و مجسمه آنها را ساخت تا مردم بآنها مأنوس شوند و چون مردم بآنها انس گرفتند و زمستان شد بردند آنها را در اطاقهاشان جاى دادند و چون چندى بر اين گذشت و مردم ديگرى بوجود آمدند باز شيطان نزد آنها آمد و گفت اينها خدايان پدران شمايند كه آنان اينها را عبادت ميكردند پس مردم عبادت كردند آنها را و گمراه شدند از آنها خلق بسيارى پس حضرت نوح نفرين كرد آنها را و خدا هلاكشان فرمود و در علل قريب به اين معنى را از امام صادق عليه السّلام نقل نموده و نيز قمى ره نقل فرموده كه ودّ بت قبيله كلب و سواع از آن هذيل و يغوث از آن مراد و يعوق از آن همدان و نسر از آن حصين است و


جلد 5 صفحه 282

اينها قبائلى از عربند خلاصه آنكه رؤساء قوم بكمك شيطان مردم بسيارى را گمراه كردند و حضرت نوح از خدا خواست كه به آنها توفيق طاعت ندهد و در ضلالت باقى بدارد تا هلاك شوند چون قمّى ره ضلالا را بهلاكا و تدميرا از امام عليه السّلام ترجمه و تفسير فرموده و براى آنكه كسى تصوّر نكند هلاكت آنها براى سلب توفيق الهى از آنها بوده نه اعمال خودشان ميفرمايد بسبب گناهانشان غرق شدند و پس از آن داخل در آتش قبر و جهنّم شده و خواهند شد چون سلب توفيق هم در اثر اصرارشان بر كفر بوده و بتها نتوانستند با آنها كمكى نمايند و كلمه ما در ممّا خطيئاتهم زائده براى تأكيد است و در خاتمه حضرت نوح عرضه داشت پروردگارا احدى از اين كفّار را در روى زمين باقى مگذار چون اگر باقى بمانند اين جمع قليل از اهل ايمانرا هم گمراه ميكنند و بعد از اين جز فاسق فاجر مصرّ بكفر از اينها بوجود نخواهد آمد و قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه پرسيدند نوح از كجا ميدانست كه اولاد آنمردم مؤمن نميشوند فرمود از آنجا كه خدا باو فرمود همانا ايمان نميآورد بتو از قومت مگر كسانيكه تاكنون ايمان آورده‌اند و بعد از آن طلب مغفرت فرمود براى خود و پدر و مادرش و كسانيكه داخل در بيت نبوّت شدند بدخول در ولايت امير المؤمنين عليه السّلام چنانچه در كافى و قمّى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه مراد از دخول در بيت من دخول در ولايت است چون كسيكه داخل در ولايت شود داخل در بيت انبياء شده و بعد دعا فرمود براى عموم اهل ايمان از امم سابقه و لا حقه و نفرين فرمود بر ستمكاران عموما بهلاكت اموالشان چون قمّى ره از امام باقر عليه السّلام تبارا را به خسارا تفسير فرموده كه بمعناى زيان و ضرر است با آنكه در لغت بمعناى هلاكت است و حقير باين نحو جمع نمودم و اللّه اعلم و شرح اين قصه و طوفان نوح در سور سابقه گذشته است در ثواب الاعمال و مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه ايمان بخدا داشته باشد قرائت سوره نوح را ترك نميكند و كسيكه آن سوره را در نماز واجب يا مستحب بخواند خداوند او را در منازل خوبان و بهشت كرامت خود جاى خواهد داد و الحمد للّه رب العالمين.


جلد 5 صفحه 283

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ اللّه‌ُ جَعَل‌َ لَكُم‌ُ الأَرض‌َ بِساطاً «19» لِتَسلُكُوا مِنها سُبُلاً فِجاجاً «20»

و خداي‌ متعال‌ جعل‌ فرمود ‌از‌ ‌براي‌ ‌شما‌ بني‌ آدم‌ زمين‌ ‌را‌ پهن‌ و وسيع‌ ‌براي‌ اينكه‌ سلوك‌ كنيد و سير كنيد راههاي‌ بسيار وسيع‌ ‌را‌. يكي‌ ‌از‌ قدرت‌ نمايي‌ خداي‌ متعال‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ چون‌ كره زمين‌ ‌اينکه‌ ربعي‌ ‌که‌ ‌از‌ آب‌ بيرون‌ ‌است‌ و محل‌ سكونت‌ بشر و ساير حيوانات‌ بري‌ ‌است‌ پست‌ و بلندي‌ بسيار دارد كوه‌ها و درياچه‌ها و رودخانه‌ها و نهرها ‌در‌ ‌آن‌ بسيار ‌است‌، و بشر مدني‌ بالطبع‌ ‌است‌ احتياج‌ بيكديگر دارند چه‌ بسيار يك‌ مملكت‌ نميتواند رفع‌ احتياجات‌ سكنه ‌خود‌ كند احتياج‌ بممالك‌ ديگر دارند خداوند زمين‌ ‌را‌ پست‌ و وسيع‌ قرار داد و جاده‌هاي‌ بسيار وسيع‌ ‌در‌ ‌آن‌ مقرر فرمود ‌که‌ ‌از‌ محلي‌ بمحلي‌ و شهري‌ بشهري‌ و مملكتي‌ بمملكتي‌ ‌با‌ وسائلي‌ ‌که‌ ‌در‌ دست‌ دارند سير كنند و مقاصد ‌خود‌ ‌را‌ انجام‌ دهند ‌حتي‌ ‌از‌ درياها عبور كنند بتوسط كشتيها و امروز بتوسط هواپيماها بلكه‌ وسائل‌ امروزه‌ بقدري‌ توسعه‌ پيدا كرده‌ ‌که‌ ‌با‌ ‌هم‌ تكلم‌ ميكنند و يكديگر ‌را‌ مشاهده‌ ميكنند و باسرع‌ وقت‌ راههاي‌ بعيد ‌را‌ طي‌ ميكنند لذا ميفرمايد:

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 20)- نه تنها زمینهای هموار همچون فرش گسترده‌ای است، بلکه کوهها به خاطر درّه و شکافهایی که در لابلای آن وجود دارد و قابل عبور است نیز بساط گسترده‌ای می‌باشد هدف این است «تا از راههای وسیع و درّه‌های آن

ج5، ص292

بگذرید» و به هر جا می‌خواهید بروید (لتسلکوا منها سبلا فجاجا).

ولی نه آن انذارهای نخستین و نه بشارتها و تشویقها و نه استدلالات منطقی هیچ یک در دل سیاه این قوم لجوج اثر نگذاشت

نکات آیه

۱ - زمین، داراى راه هاى روشن و گشاده، براى آمد و شد انسان ها (لتسلکوا منها سبلاً فجاجًا) «فجّ» (مفرد «فجاج») به معناى راه روشن و گشاده است. (مصباح المنیر)

۲ - خداوند، زمین را به گونه اى آفرید که انسان بتواند در آن راه هاى وسیع براى خود بسازد. (لتسلکوا منها سبلاً فجاجًا) برخى از مفسران، بر آنند که چون فعل «سلک» با «من» متعدى شده است، متضمن معناى اتخاذ است; یعنى، «لتتخذوا لأنفسکم منها سبلاً...».

۳ - آفرینش زمین به صورت گسترده و پهناور، به منظور میسّر شدن راه هاى گشاده و روشن براى بشر است. (و اللّه جعل لکم الأرض بساطًا . لتسلکوا منها سبلاً فجاجًا) برداشت یاد شده، از لام «لتسلکوا» - که براى غایت و یا تعلیل است - استفاده مى شود.

۴ - افعال الهى، داراى حکمت است. (و اللّه جعل لکم الأرض بساطًا . لتسلکوا منها سبلاً فجاجًا)

۵ - حکمت آمیز بودن آفرینش طبیعت (و اللّه جعل لکم الأرض بساطًا . لتسلکوا منها سبلاً فجاجًا)

۶ - انسان و آفرینش او، مورد توجه و عنایت ویژه خداوند (و اللّه جعل لکم الأرض بساطًا . لتسلکوا منها سبلاً فجاجًا) خداوند، کره زمین را به گونه اى آفریده که براى بشر قابل بهرهورى باشد و نیز آن را در جهت مصالح و منافع او آفریده است. از این نکته مى توان به برداشت یاد شده دست یافت.

موضوعات مرتبط

  • انسان: اهمیت خلقت انسان ها ۶; فضایل انسان ۶; منافع انسان۲،۳
  • خدا: افعال خدا ۴; حکمت خدا ۴، ۵
  • راهها: تعدد راهها ۱، ۲; فواید راهها ۱، ۲
  • زمین: فلسفه خلقت زمین ۳; فلسفه گسترش زمین ۳; ویژگیهاى خلقت زمین ۲
  • طبیعت: فلسفه خلقت طبیعت ۵
  • لطف خدا: مشمولان لطف خدا ۶

منابع