المجادلة ١٥

از الکتاب
کپی متن آیه
أَعَدَّ اللَّهُ‌ لَهُمْ‌ عَذَاباً شَدِيداً إِنَّهُمْ‌ سَاءَ مَا کَانُوا يَعْمَلُونَ‌

ترجمه

خداوند عذاب شدیدی برای آنان فراهم ساخته، چرا که اعمال بدی انجام می‌دادند!

|خدا براى آنها عذابى سخت فراهم كرده است. به راستى آنها بد عمل مى‌كردند

خدا براى آنان عذابى سخت آماده كرده است. راستى كه چه بد مى‌كردند.

خدا بر آنها عذابی سخت مهیّا کرده، زیرا بسیار زشت کردارند.

خدا برای آنان عذاب سختی آماده کرده است؛ زیرا آنچه را که همواره انجام می دادند، بسیار بد است.

خدا بر ايشان عذابى سخت آماده كرده است. زيرا كارهايى كه مى‌كنند ناپسند است.

خداوند برای آنان عذابی سهمگین آماده ساخته است، آنان عملکردشان بد است‌

خداى برايشان عذابى سخت آماده ساخته است، زيرا كه بد است آنچه مى‌كردند.

خداوند عذاب سختی را برای ایشان آماده کرده و تهیّه دیده است. آنان چه کار بدی می‌کنند!

خدا برایشان عذابی سخت آماده کرده است. بی‌گمان آنان چه بد می‌کرده‌اند.

آماده کرد خدا برای ایشان عذابی سخت همانا زشت است آنچه بودند می‌کردند

Allah has prepared for them a terrible punishment. Evil is what they used to do.

ترتیل:
ترجمه:
المجادلة ١٤ آیه ١٥ المجادلة ١٦
سوره : سوره المجادلة
نزول : ٩ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَعَدَّ»: آماده کرده است. تهیه دیده است. «مَا»: چیزهائی که. مراد نفاق و دروغ است.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدِيداً إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ «15»

خدا براى آنان عذاب سختى آماده ساخته، زيرا كارى انجام مى‌دهند كه بسيار بد است.

جلد 9 - صفحه 520

نکته ها

گرچه در قرآن، گروه‌هاى مختلفى مورد غضب الهى قرار گرفته‌اند، ولى شايد مراد از قوم غضب شده در اين آيه و آيات ديگر، يهوديان باشند، زيرا سه بار در قرآن با جمله‌ «باؤُ بِغَضَبٍ»* «1» از آنان ياد شده است.

مراد از كسانى كه با گروه مورد غضب واقع شده، طرح دوستى ريختند، منافقان هستند.

پیام ها

1- پذيرفتن ولايت و سرپرستى كسانى كه مورد غضب خداوند قرار گرفته‌اند، امرى قابل توبيخ است. أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ‌ ...

2- كسى كه دست خود را از دست پيامبر رحمت جدا كند، در دست غضب‌شدگان تاريخ مى‌گذارد. تَوَلَّوْا ... غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ‌

3- جدا كردن خودى از غير خودى و شناخت دشمن و منافق، لازم است. «ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ»

4- عادت و روش منافقان، توسّل به سوگند دروغ است. «يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ»

5- منافقان، پيوسته از مقدّسات سوء استفاده مى‌كنند. «يَحْلِفُونَ»

6- منافقان، آگاهانه دست به خلاف مى‌زنند. «وَ هُمْ يَعْلَمُونَ»

7- عذاب و كيفر الهى، به خاطر عملكرد بد انسان‌ها است. «ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدِيداً إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ «15»

أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ‌: مهيا و آماده فرموده است خدا براى ايشان، عَذاباً شَدِيداً:

عذابى سخت در دنيا به خوارى و رسوائى، و در آخرت به آتش جهنم، إِنَّهُمْ ساءَ: بدرستى كه ايشان بد چيزى بود، ما كانُوا يَعْمَلُونَ‌: آنچه بودند كه پيوسته عمل مى‌كردند، يعنى پيش از اين زمان، عمل بد مى‌نمودند و بر آن اصرار داشتند. ممكن است اين كلام حكايت باشد از آنچه در آخرت به ايشان گويند، يعنى: ايشان در دنيا به عمل بد اصرار مى‌نمودند از نفاق و موالات با

جلد 13 - صفحه 77

دشمنان خدا.

تبصره: آيه شريفه تهديد است به معاشرت و دوستى با كسانى كه به سبب كفر و شناعت، مغضوب خداى تعالى واقع شدند. و اين آثار نفاق است كه از يك طرف مداخله با مؤمنان، و از طرفى مجالست با كافران؛ بنابراين احتراز از اين جماعت لازم، و عذاب شديد براى آنها دائم خواهد بود.

تتمه: على بن ابراهيم قمى رحمه اللّه فرمايد كه: اين آيه در شأن دوّمى نازل شد به جهت آنكه مرور نمود حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او در حالى كه نشسته بود نزد شخصى يهودى، مى‌نوشت خبر رسول خدا را. پس خداى تعالى نازل فرمود: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ». پس دوّمى آمد خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، حضرت فرمود: ديدم مى‌نوشتى از يهود، و حال آنكه خداى عزّ و جلّ نهى فرموده از آن. عرض كرد:

مى‌نوشتم از او آنچه در تورات است از وصف جناب تو؛ و بنا كرد كه مى‌خواند آن را بر حضرت، و حال آنكه غضبناك بود. پس شخصى از انصار گفت: واى بر تو، آيا نبينى غضب فرموده پيغمبر. پس عمر گفت: اعوذ باللّه من غضب اللّه و غضب رسوله، جز اين نيست كه من نوشتم آن را، چون يافتم در آن خبر تو را.

حضرت فرمود: يا فلان، اگر موسى بن عمران در ايشان قائم بود، پس مى‌آمدم او را در حالى كه اعراض مى‌نمودى از آنچه آوردم، هر آينه كافر شدى به آنچه من آوردم. «1»

(آية 16)


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَ إِذا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ «11» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «12» أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ «13» أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ «14» أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدِيداً إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ «15»

ترجمه‌

اى كسانى كه ايمان آورديد هر گاه گفته شود بشما كه وسعت دهيد در مجالس پس وسعت دهيد تا وسعت دهد خدا براى شما و چون گفته شود برخيزيد پس برخيزيد كه بلند ميگرداند خدا آنان را كه ايمان آوردند از شما و آنان را كه داده شدند علم را مرتبه‌ها و خدا بآنچه ميكنيد آگاه است‌

اى كسانى كه ايمان آورديد وقتى سخن سرّى گوئيد با پيغمبر پس مقدّم داريد پيش از سخن سرّيتان صدقه‌اى را اين بهتر است براى شما و پاكيزه‌تر پس اگر واجد نباشيد پس همانا خدا آمرزنده مهربانست‌

آيا ترسيديد كه مقدّم داريد پيش از سخن سرّيتان صدقه‌هائى را پس چون بجا نياورديد و درگذشت خدا از شما پس بپا داريد نماز را و بدهيد زكوة را و فرمان بريد خدا و پيغمبر او را و خدا آگاه است بآنچه ميكنيد

آيا نظر نكردى بآنان كه دوست گرفتند گروهى را كه غضب كرد خدا بر آنها نيستند آنان از شما و نه از آنها و سوگند ميخورند بدروغ با آن كه آنها ميدانند

مهيّا فرمود خدا براى آنها عذابى سخت را همانا آنان بد بود آنچه بودند كه مى‌كردند.

تفسير

يكى از آداب و اخلاق پسنديده و بسيار بجا و مناسب آنستكه جمعى كه در مجلسى نشسته‌اند وقتى اشخاص تازه واردى را ببينند آمده‌اند در صورتى كه در مجلس جا تنگ باشد خودشان را جمع نمايند و وسعت دهند در مكان يا برخيزند و جا بدهند خصوصا اگر وارد يا واردين از اهل علم و تقوى و برجستگان دينى باشند كه بعيد نيست واجب باشد چون ترك آن توهين و بى‌احترامى است و ظاهرا و بر حسب نقل بعضى از مفسرين در صدر اسلام اين ادب در مجلس پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم‌


جلد 5 صفحه 164

مراعات نميشده خصوصا از اشخاصى كه در جوار و نزديك به آنحضرت نشسته بودند چنانچه فعلا هم بين عوام معمول است و بنابراين شايد مراد آن باشد كه وقتى بزبان حال يا مقال باهل ايمان گفته شود وسعت دهيد در مجالس خودتان خوب است وسعت دهند تا خدا هم وسعت دهد بآنها در مكان و روزى و دانش و غيرها از آنچه وسعت آن مطلوب باشد و وقتى گفته شود برخيزيد براى توسعه برخيزند و بروند يا بمانند و نگويند چه مزيّتى دارند واردين بر ما خداوند بلند ميكند مقام اهل ايمان را بقدر ايمانشان و مقام علما و دانشمندان را بدرجاتى بر آنها و خدا از اعمال بندگان آگاه است و بوظيفه‌شناسان اجر ميدهد و بى‌ادبان را تأديب خواهد فرمود اين معنى بنظر حقير رسيده ولى قمّى ره نقل نموده كه چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وارد مسجد ميشد مردم براى احترام آن حضرت برميخاستند پس خدا آنها را نهى فرمود از آنكه برخيزيد براى او پس فرمود توسعه دهيد در مجلس براى او و وقتى او فرمود برخيزيد پس برخيزيد و بنابراين شايد مقصود جلوه بى‌هوائى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در انظار دانشمندان و جا دادن اهل ايمان باشد بكسانيكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اشاره بجا دادن آنها ميفرموده از اهل تقوى و علم و مزيّتهاى ديگر دينى از قبيل اصحاب بدر بودن كه نقل شده پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از آنها بيشتر احترام ميفرموده و روزى در مجلس با آنها اين معامله را فرمود كه بساير اصحاب دستور داد كه برخيزيد و آنها را جا دهيد و اخبار در فضيلت اهل علم بر شهيد و بر عابد و بر ساير خلق غير از انبيا و اوصيا و ترجيح مداد ايشان بر دماء شهداء و غير اين از فضائلى كه اثبات رفعت مقام ايشانرا بدرجات و مراتبى مينمايد بقدرى زياد است كه قابل احصاء و تعداد نيست و ظاهرا و بر حسب نقل بعضى از مفسّرين اشخاص ثروتمند و ارباب حوائج دنيوى زياد خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميرسيدند و با او محرمانه صحبت ميكردند و اين عمل هم براى آن حضرت اسباب زحمت و دردسر ميشد و هم بطبع حاضرين گران ميآمد لذا خداوند دستور فرمود كه هر كس بخواهد با پيغمبر صحبت محرمانه كند بايد قبلا صدقه‌اى بفقرا بدهد و بعد از اين حكم ديگر كسى با آن حضرت صحبت نكرد يا كرد و صدقه نداد جز امير المؤمنين عليه السّلام‌


جلد 5 صفحه 165

كه يك دينار را بده درهم فروخت و ده مرتبه با پيغمبر صحبت محرمانه نمود و در هر نوبت يك درهم بفقير صدقه داده بود و چقدر مناسب است اين بيت در اين مقام كه نميشود از آن گذشت.

«دوست بدنيا و آخرت نتوان داد* صحبت يوسف به از دراهم معدود» و در اين حكم تعظيم پيغمبر و انفاق بر فقراء و جلوگيرى از صحبتهاى بيجا و امتياز بين منفق و منافق و سخىّ و ممسك و محبّ دنيا و آخرت و غيرها ملحوظ شده بود و باين معانى اشاره شده بخيريّت و اطهريّت اين تصدّق و براى كسانيكه متمكّن از تصدّق نيستند مناجات بدون سبق تصدّق تجويز شده و وعده مغفرت و رحمت شاهد اين مدّعى است و قول خداوند بين يدى نجويكم استعاره است از كسيكه دو دست داشته باشد و مقصود پيشتر از نجوى است و در بعضى از روايات اين مقام كه نقل ده مرتبه صدقه دادن و نجوى نمودن امير المؤمنين عليه السّلام با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شده مذكور است كه بعد از آن اين آيه نسخ شد بآيه بعد كه خدا ميفرمايد آيا ترسيديد كه اگر قبل از نجواى خودتان صدقه دهيد فقير شويد و اينكه صدقات فرموده براى آنست كه مخاطبين و نجوى كنندگان زياد بودند و گفته‌اند دليل نسخ آنست كه خدا فرموده پس چون صدقه نداديد و خدا از سر تقصير شما گذشت پس بساير وظايف دينى خودتان از اقامه نماز و دادن زكوة و اطاعت خدا و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ساير امور عمل نمائيد تا كفّاره اين عملتان باشد و خدا از ظاهر و باطن اعمال و نيّات شما آگاه و مطّلع است و بحسب آن بشما پاداش خواهد داد و بنظر حقير آيه اوّل كه فرموده‌اند نسخ شد ظهورى در وجوب ندارد چون امر در كتاب و سنّت اگر ظاهر در طلب حتمى باشد بقدرى ضعيف است كه بكمتر قرينه‌اى از بين ميرود و اينجا قول خداوند ذالك خير لكم و اطهر قرينه بر استحباب است چون ظاهر از آن نيل بثواب انفاق و تطهير نفس از رذيله بخل است كه مذموم اخلاقى است نه حرام شرعى و آيه دوم باعتبار بيان عفو الهى و امر بتدارك بيش از اين دلالت ندارد كه خدا از سر تقصير آنها كه نجوى نموده‌اند و قبلا صدقه نداده‌اند گذشته است و اين موجب اباحه آن در آتيه نخواهد بود بلى لفظ توبه كه مناسب با گناه است ممكن است‌


جلد 5 صفحه 166

قرينه براى وجوب حكم سابق باشد و مراد از گذشت خدا رفع آن حكم در آتيه چنانچه مفسّرين فرموده‌اند و از بعضى روايات استفاده ميشود ولى بايد اين معنى مؤيّد شود بنقل خارجى كه اين حكم بر اصحاب گران آمد و خداوند از آنها رفع فرمود و الّا ممكن است قبول توبه را حمل نمود بر عفو از ابراز بخل كه گناه اخلاقى است بعد از توبيخ و ملامت بر ترس از انفاق مختصرى و صحبت با خاتم انبيا كه مستفاد از آيه دوم است در هر حال آنچه از معادن علم صادر شده معتمد و متّبع خواهد بود و نيز بر اهل سنّت كه در روايات اين مقام با اصحاب ما موافقت نمودند فضل مواليانشان از اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه اغنياء بودند مكشوف خواهد گشت و در آيه اخيره خدا براى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم توصيف فرموده منافقين اين امّت را كه با يهود مغضوب خدا همدست و همداستان و همراز و همرمز بودند بتذبذب كه نه از مسلمانانند و نه از كفّار و عمدا قسم دروغ ميخورند كه ما با يهود پيوندى نداريم و اسرار مسلمانان را نزد آنها فاش نميكنيم با آنكه ميدانند دروغ ميگويند و كارشان اين است و بآنها وعده عذاب شديد فرموده در آخرت و قبح عمل آنها را برخشان كشيده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أَعَدَّ اللّه‌ُ لَهُم‌ عَذاباً شَدِيداً إِنَّهُم‌ ساءَ ما كانُوا يَعمَلُون‌َ «15»

مهيّا فرموده‌ خداي‌ متعال‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ عذاب‌ شديدي‌ ‌را‌ محققا ‌آنها‌ بد چيزيست‌ ‌که‌ بودند عمل‌ مي‌كردند.

أَعَدَّ اللّه‌ُ لَهُم‌ عَذاباً شَدِيداً عذاب‌ كفر، عذاب‌ نفاق‌، عذاب‌ دوستي‌ ‌با‌ دشمنان‌ ‌خدا‌ ‌که‌ إِن‌َّ المُنافِقِين‌َ فِي‌ الدَّرك‌ِ الأَسفَل‌ِ مِن‌َ النّارِ نساء ‌آيه‌ 144.

جلد 16 - صفحه 460

إِنَّهُم‌ ساءَ ما كانُوا يَعمَلُون‌َ دوستي‌ ‌با‌ دشمنان‌ حق‌ّ و تشجيع‌ ‌آنها‌ ‌بر‌ قتال‌ ‌با‌ مسلمين‌ و همين‌ غموس‌ و ساير اعمال‌ ‌آنها‌ ‌که‌ تمام‌ ضرر مسلمين‌ بواسطه ‌اينکه‌ منافقين‌ بوده‌ و آنچه‌ ‌تا‌ كنون‌ ‌از‌ ظلم‌ و تعدي‌ و فسق‌ و فجور و كفر و شرك‌ و ضلالت‌ رواج‌ پيدا كرده‌ سببش‌ همين‌ منافقين‌ بودند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 15)- بعد به عذاب دردناک این منافقان لجوج اشاره کرده، می‌فرماید:

«خداوند عذاب شدیدی برای آنها فراهم ساخته است» (اعد الله لهم عذابا شدیدا).

و بدون شک این عذاب عادلانه است «چرا که آنها اعمال بدی انجام می‌دادند» (انهم ساء ما کانوا یعملون).

نکات آیه

۱ - برقرارى رابطه دوستى و همدستى با دیگر پیروان ادیان علیه اسلام و مسلمین، کارى زشت و در پى دارنده عذاب سخت الهى (الذین تولّوا قومًا ... لهم عذابًا شدیدًا إنّهم ساء ما کانوا یعملون)

۲ - عذابى سخت و جانکاه، در انتظار منافقان است. (أعدّ اللّه لهم عذابًا شدیدًا)

۳ - دوزخ و ابزار عذاب آن، هم اکنون موجود و آماده است. (أعدّ اللّه لهم عذابًا شدیدًا) تعبیر «أعدّ» (مهیا کرده است) به صورت ماضى، مى تواند حاکى از مطلب یاد شده باشد.

۴ - منافقان، عناصرى زشت کردار (ألم تر إلى الذین تولّوا قومًا ... إنّهم ساء ما کانوا یعملون)

۵ - برقرارى رابطه دوستى منافقان با یهودیان، مصداق بارز زشت کارى آنان و سبب دچار شدنشان به عذاب سخت الهى (ألم تر إلى الذین تولّوا قومًا ... إنّهم ساء ما کانوا یعملون)

۶ - تداوم و استمرار بخشى منافقان، بر اعمال رشت و کردار ناپسند خویش (انّهم ساء ما کانوا یعملون) «کانوا یعملون» ماضى استمرارى و بیانگر پافشارى و تداوم بخشیدن منافقان به اعمال ناپسند خویش است.

۷ - پافشارى و استمرار بخشى منافقان بر اعمال زشت و ناپسند، عامل گرفتارى آنان به عذاب سخت اخروى (إنّهم ساء ما کانوا یعملون) «إنّهم ساء...» براى بیان علت محکومیت منافقان به عذاب سخت اخروى است.

۸ - عذاب الهى و شدت آن، پیامد و نتیجه رفتار زشت خود انسان ها است. (إنّهم ساء ما کانوا یعملون)

۹ - خداوند، کسى را بدون جهت عذاب نمى کند. (إنّهم ساء ما کانوا یعملون) پرداختن به علت محکومیت منافقان، بیانگر مطلب یاد شده است.

۱۰ - عملکرد بد، در صورتى که تداوم یابد و سراسر زندگى انسان را پر کند، عذاب الهى را در پى خواهد داشت. (إنّهم ساء ما کانوا یعملون)

موضوعات مرتبط

  • اسلام: سرزنش توطئه علیه اسلام ۱
  • جهنم: آمادگى جهنم ۳; فعلیت جهنم ۳
  • خدا: سرزنشهاى خدا ۱; قانونمندى عذابهاى خدا ۹
  • عذاب: اهل عذاب ۲، ۵; مراتب عذاب ۱، ۲، ۵، ۷; موجبات عذاب ۱، ۸، ۱۰; موجبات عذاب اخروى ۷
  • عمل: آثار تداوم عمل ناپسند ۱۰; آثار عمل ناپسند ۸
  • مسلمانان: سرزنش توطئه علیه مسلمانان ۱
  • منافقان: آثار لجاجت منافقان ۷; دوستى منافقان ۵; عذاب منافقان ۲; عمل ناپسند منافقان ۴، ۵، ۶; لجاجت منافقان ۶; موجبات عذاب منافقان۵
  • یهود: آثار دوستى با یهود ۵

منابع