الشرح ٢

از الکتاب
کپی متن آیه
وَ وَضَعْنَا عَنْکَ‌ وِزْرَکَ‌

ترجمه

و بار سنگین تو را از تو برنداشتیم؟!

و بار گرانت را از تو فرو نهاديم

و بار گرانت را از [دوش‌] تو برنداشتيم؟

و بار سنگین (گناه) را (به اعطای مقام عصمت) از تو برداشتیم.

و بار گرانت را فرو ننهادیم؟

و بار گرانت را از پشتت برنداشتيم؟

و بارت را [از دوشت‌] برنگرفتیم؟

و بار گرانت را از تو فروننهاديم؟

و بار سنگین (تلاش فراوان، برای هدایت مردمان) را از (دوش) تو برنداشتیم؟

و بار گرانت را از دوشت بر نداشتیم‌؟

و نهادیم از تو بارت را

And lift from you your burden.

ترتیل:
ترجمه:
الشرح ١ آیه ٢ الشرح ٣
سوره : سوره الشرح
نزول : ٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«وَضَعْنَا»: فرو آوردیم. پائین آوردیم. «وِزْر»: بار سنگین. مراد بار کمرشکن غم و رنج حاصل از مشاهده کفر و شرک و تبهکاریها و خونریزیها و ستمگریها و نابسامانیهای جامعه پیش از نبوّت، و تلاش و کوشش آن حضرت برای هدایت مردمان و دفع اذیّت و آزار ایشان در آغاز نبوّت است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ «1» وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ «2» الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ «3» وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ «4» فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً «5» إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً «6» فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ «7» وَ إِلى‌ رَبِّكَ فَارْغَبْ «8»

(اى پيامبر!) آيا به تو شرح صدر عطا نكرديم؟ و بار سنگين‌ات را از (دوش) تو برنداشتيم؟ آن (بار گرانى) كه براى تو كمرشكن بود. و نام تو را بلند (آوازه) گردانيديم. پس (بدان كه) با هر سختى آسانى است. آرى، با هر دشوارى آسانى است. پس هر وقت (از كارى) فراغت يافتى (براى كار جديد) خود را به تعب انداز. و با رغبت و اشتياق به سوى پروردگارت روى‌آور.

نکته ها

در سوره قبل (ضُحى) فرمود: خداوند تو را رها نكرده است: «ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ» در اين سوره مى‌فرمايد: چگونه تو را رها كرده، كسى كه بزرگ‌ترين الطاف و سرمايه‌ها را كه شرح صدر است به تو داده است: «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»

«شرح صدر» به معناى گشايش سينه و بالا رفتن ظرفيّت انسان است تا بتواند ناملايمات را تحمّل كند و در مشكلات و سختى‌ها صبر و پايدارى ورزد.

هنگامى كه خداوند حضرت موسى را به رسالت برگزيد، اولين خواسته او سعه صدر بود كه‌

جلد 10 - صفحه 523

گفت: «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي» «1» پروردگارا! سعه صدر به من عطا كن. ولى پيامبر اسلام بدون درخواست مورد لطف قرار گرفت و سعه صدر را از خداوند دريافت كرد. «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»

مراد از بار سنگين كه بر دوش پيامبر سنگينى مى‌كرد و خداوند با دادن شرح صدر، آن را ازدوش پيامبر برداشت، مسئوليّت رسالت و دعوت مردم به توحيد و مبارزه با فساد و شرك و خرافات است.

از آنجا كه غم و غصه‌ها را نمى‌توان كم كرد، پس بايد ظرفيّت‌ها را بالا برد تا بتوان مشكلات را تحمّل كرد و كم نياورد. شرح صدر نشانه لطف ويژه الهى است: «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ» «2» يعنى هر كس را خداوند اراده كند هدايت يابد، روح او را براى پذيرش اسلام باز مى‌كند.

از نظر روانى، هنگام برخورد با مشكلات نبايد تمام ذهن متوجه آن شود، بلكه بايد به سهولت‌هاى پس از آن كه مورد وعده و سنت الهى است نيز توجه نمود.

عُسرها سبب يُسر است. كلمه «مع» ممكن است به معناى سبب باشد، يعنى هر سختى در درون خود تجربه‌ها و سازندگى‌هايى دارد. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً»

حذف حرف فاء در جمله دوم‌ «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» بيانگر آن است كه اين اصل عمومى است و مخصوص پيامبر نيست.

رهبران حق كه در برابر طوفان مخالفت‌ها و مشكلات و شكنجه‌ها و تهديدها و توطئه‌ها و تهمت‌ها و لجاجت‌ها و جنگ‌ها و ... قرار مى‌گيرند بيش از هر چيز به سعه صدر نياز دارند.


«1». طه، 25.

«2». انعام، 125.

جلد 10 - صفحه 524

«أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»

بر اساس روايات كه مورد فتواى مراجع دينى نيز قرار گرفته است، اين سوره و سوره ضُحى يك سوره حساب مى‌شوند نظير سوره فيل و قريش و در نمازهاى واجب كه بعد از سوره حمد، خواندن بيش از يك سوره جايز نيست، اين دو سوره بايد با هم خوانده شود. شاهد يكى بودن اين دو سوره، تناسب آيه آخر سوره قبل با آيه اول اين سوره است كه مى‌فرمايد:

«أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»

شرح صدرى كه به پيامبر اسلام داده شد، باعث شد تا آن حضرت در برابر آن همه آزارها، قومش را نفرين نكند و مى‌فرمود: «اللهم اهد قومى فانهم لا يعلمون» «1» يعنى خداوندا اين مردم را هدايت كن زيرا كه نمى‌دانند و در فتح مكه با اعلام عفو عمومى فرمود: «لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ» امروز باكى بر شما نيست و همه را بخشيدم، همانگونه كه يوسف با اين جمله تمام برادرانش را يكجا عفو كرد.

نمونه‌ «وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ‌ .. وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ» اين بود كه مردم فوج فوج در دين خدا وارد مى‌شدند «يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً» «2» و در جنگ‌هاى بدر و خندق و حنين اسلام پيروز شد و با اينكه بعضى منافق و يا ترسو بودند و فرار مى‌كردند باز اسلام رو به رشد بود.

در اكثر موارد اين بار سنگين توسط حضرت على عليه السلام از دوش پيامبر برداشته مى‌شد. او در بدر و خيبر و احد شجاعانه‌ترين عمليات را انجام داد.

البته در برخى موارد، «وزر» و سنگينى را، از طريق امدادهاى غيبى و نزول فرشتگان‌ «3» و يا القاء ترس‌ «4» در دل دشمنان، از دوش پيامبر اكرم برداشته شد.

خداوند، نام و ياد پيامبرش را گرامى داشته است. در قرآن، به درود و صلوات بر پيامبرش فرمان داده است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً» «5» نام او را در بسيارى از آيات در كنار نام خودش آورد است، «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ» «6»* در اذان، شهادت به رسالت او را در كنار شهادت به وحدانيّت خودش قرار داده است. «اشهد أن لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله» و در تشهد هر نماز، نيز اين شهادتين را تكرار كرده است.

زنى از ندادن نفقه شوهر فقيرش، نزد حضرت على عليه السلام شكايت كرد. حضرت مرد را زندانى‌


«1». بحارالانوار، ج 11، ص 298.

«2». نصر، 2.

«3». آل عمران، 123- 125.

«4». آل عمران، 151 و حشر، 2.

«5». احزاب، 56.

«6». محمّد، 33.

جلد 10 - صفحه 525

نكرد و فرمود: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» «1»

پیام ها

1- سعه صدر، زمينه‌ساز انجام برنامه‌هاى سنگين رسالت است. أَ لَمْ نَشْرَحْ‌ ... وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ‌

2- از آينده مكتب نگران مباشيد. «وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ»

3- مبارزه با خرافات و آداب و رسوم جاهلى بسيار سنگين است. «وِزْرَكَ»

4- كار پيامبر در حدّ كمرشكن بود. «أَنْقَضَ ظَهْرَكَ»

5- نام نيك و آبرو لازمه توفيق در رهبرى جامعه است. «رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ»

6- سنّت و برنامه الهى آن است كه بدنبال هر سختى، آسانى است. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» (در جاى ديگر قرآن مى‌خوانيم: «سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً» «2» سختى‌ها و مشكلات زوال‌پذيرند و به آسانى تبديل مى‌شوند).

صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند

بر اثر صبر نوبت ظفر آيد

7- انسان بايد بعد از فارغ شدن از هر كار و مسئوليّتى، آماده پذيرش مسئوليّت ديگر و تلاش و كوشش ديگر باشد. «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ»

8- تلاش‌ها بايد جهت الهى داشته باشد. «إِلى‌ رَبِّكَ فَارْغَبْ»

9- تلاش و كوشش بايد همراه با اخلاص باشد. فَانْصَبْ‌ ... إِلى‌ رَبِّكَ فَارْغَبْ‌

10- براى توجه به خداوند بايد نهايت تلاش را بكار برد. «فَانْصَبْ‌- إِلى‌ رَبِّكَ فَارْغَبْ»

11- پيمودن راه خدا بايد عاشقانه و با رغبت باشد. «إِلى‌ رَبِّكَ فَارْغَبْ»

12- رغبت‌ها و تمايلات تنها سزاوار اوست نه ديگران. «إِلى‌ رَبِّكَ فَارْغَبْ»

«والحمدللّه ربّ العالمين»


«1». تفسير نور الثقلين.

«2». طلاق، 7.

جلد 10 - صفحه 528

سوره تين‌

اين سوره هشت آيه دارد و در مكّه نازل شده است.

نام سوره برگرفته از آيه اول است و به معناى انجير مى‌باشد.

محور سوره، كيفر و پاداش انسانها در قيامت است، امّا مطلب را از راه آفرينش انسان‌ها در بهترين صورت و دو گروه شدن آنان بر مبناى ماندن بر فطرت پاك الهى و يا خروج از آن و سقوط به پايين‌ترين درجات انسانيّت، بيان مى‌كند كه اين اختلاف در انتخاب، موجب اختلاف در كيفر و پاداش الهى مى‌شود. و طبيعتاً حكمت اقتضا مى‌كند كه دو گروه يكسان ديده نشوند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

به نام خداوند بخشنده مهربان‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ «2»

و دالّ بر اثبات شرح صدر و ايجاب آن است آيه:

وَ وَضَعْنا عَنْكَ‌: و برگرفتيم و رفع نموديم از تو، وِزْرَكَ‌: بار گران تو را.


«1». مجمع البيان، (چ 1403 هج) ج 5، ص 508.

جلد 14 - صفحه 263


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‌

أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ «1» وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ «2» الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ «3» وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ «4»

فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً «5» إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً «6» فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ «7» وَ إِلى‌ رَبِّكَ فَارْغَبْ «8»

ترجمه‌

آيا گشايش نداديم براى تو سينه تو را

و برداشتيم از دوش تو بار گران تو را

كه كمر شكن بود براى تو

و بلند نموديم براى تو نام تو را

پس همانا با سختى آسانى است‌

همانا با سختى آسانى است‌

و چون فارغ شدى پس كوشش در عبادت كن‌

و بسوى پروردگارت پس رغبت نماى.

تفسير

خداوند منّان در تعقيب بيان الطاف و نعم خود در سوره سابقه نسبت بحضرت ختمى مرتبت ميفرمايد آيا ما شرح صدر و گشايش دل بتو عنايت ننموديم كه مشتمل شد بر علم و حكمت و قابل شد براى تلقّى وحى و قبول رسالت و قادر شد بر تحمّل آزار قوم و جمع بين دعوت خلق و اشتغال بعبادت حق و چون شرح صدر و گشودگى دل بفرح و سرور و اطمينان خاطر است چنانچه دلتنگى از همّ و غم و اندوه است قمّى ره نقل فرموده كه شرح صدر آنحضرت بآن بود كه خداوند امير المؤمنين عليه السّلام را وصى او قرار داد و در روز فتح مكّه كه قريش اسلام آوردند او را مسرور فرمود و در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه پرسيدند از او آيا سينه گشوده ميشود فرمود بلى گفتند آيا نشانه‌اى دارد كه شناخته شود بآن فرمود اعراض از دنيا و اقبال بآخرت و تهيه براى مرگ پيش از ورود آن و برداشتيم از دوش تو بار سنگين همّ و غمّ از آزار قوم و انجام رسالت را بوجود امير المؤمنين و شمشير او و ثروت حضرت‌


جلد 5 صفحه 404

خديجه آن بار سنگينى كه كمر شكن بود براى تو اگر نبود كمك آن دو و قمّى ره وزر را بسنگينى جنگ تفسير فرموده و شايد مراد آن باشد كه حضرت بنفس نفيس خود مأمور بجنگ نبود و بيشتر امير المؤمنين عليه السّلام در جنگها مراقبت و دفاع از حضرت مينمود در هر حال اصل وزر بمعناى سنگينى است و وزير هم مشتقّ از وزر است چون مسؤليّت سنگينى در عهده دارد و گناه را هم كه وزر ميگويند بمناسبت سنگينى عقوبت آن است و اينجا هم بعضى گفته‌اند مراد دفع نمودن گناه است از آن حضرت بعطا نمودن قوه عصمت ولى آيات آتيه مؤيّد معناى اول است كه ميفرمايد و بلند نموديم و خواهيم نمود نام تو را در دنيا بطوريكه تمام مردم عالم تو را بشناسند يا برسالت و خاتميّت يا بعلم و حكمت و بزرگى و بزرگوارى براى تسكين خاطر او و قمّى ره نقل فرموده كه مراد آنست كه نام برده ميشوى تو وقتى كه نامبرده شوم من و آن قول مردم است اشهد أن لا اله الا اللّه و أن محمّدا رسول اللّه و در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل فرموده در اين آيه كه فرمود جبرئيل بمن گفت خداوند عز و جل فرمود وقتى نامبرده شوم من نامبرده شوى تو با من پس همانا با همّ و غمّ و رنج و سختى و بار گران شادى و مسرّت و فتح و ظفر و سهولت امر است و نبايد مأيوس از رحمت خدا شد در دنيا علاوه بر آنكه با مشقّت و صعوبت انجام تكاليف الهيّه در دنيا سهولت و آسانى امر آخرت است و بنابر اين دو عسر است و دو يسر و محتمل است مراد آن باشد كه با سختيهاى دنيوى تو سهولت دنيوى و اخروى است و اشاره باين باشد آنچه در مجمع از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه بيرون آمد روزى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مسرور و خوشحال و ميفرمود هرگز غلبه پيدا نميكند يك عسر بر دو يسر و در بيان وجه آن گفته شده كه چون عسر معرّف بالف و لام است و آن يا براى عهد است يا جنس متعدّد نميشود ولى يسر نكره است كه شايع در جنس خود است پس متعدد ميشود و اقرب در نظر آنست كه جمله دوم تقرير و تثبيت جمله اول باشد باين تقريب كه چون جمله اول متفرّع بر آيات سابقه است وعده سهولت امر بر پيغمبر اكرم باشد بعد از صعوبت آن و لذا مبدوّ بفاء تفريع شده و جمله دوم كه خالى از آن است بيان امر كلّى باشد و بمنزله دليل براى جمله اول و اشاره بآنكه بناء الهى بر آنست كه بعد از سختى‌


جلد 5 صفحه 405

آسانى براى بندگان خصوصا اهل ايمان پيش بياورد و در خاتمه بنظر حقير امر فرموده است كه بعد از فراغت از امر دعوت و ارشاد و هدايت خلق بدين حق قيام بوظائف عبادت نمايد و زحمت در تحصيل قرب پروردگار خود كشد و رغبت بمناجات و انس با خداوند كند و از غير بگسلد و بدوست پيوندد و در روايات ائمه اطهار باشتغال بدعا بعد از فراغت از نماز تفسير شده و بنصب امير المؤمنين عليه السّلام بخلافت بعد از فراغت از امر نبوّت و بمعناى اخير بايد فانصب بكسر صاد قرائت شود و ظاهرا نشده و اللّه اعلم بحقائق الامور و بر حسب بعضى از روايات معتبره سوره الضحى و اين سوره يكى است و همچنين سوره فيل و ايلاف و بايد در نماز جمعا خوانده شود اگر چه شيخ استاد ما قدس سرّه در كتاب صلاة خود در لزوم آن بر حسب روايات اشكال فرموده ولى ظاهرا مسئله مسلّم است و بايد بسم اللّه را هم ميان آن دو خواند و تناسب معانى و ارتباط مطالب هر يك از آن دو با ديگرى شاهد بر وحدت است چنانچه علامه طباطبائى قدس سره فرموده و الضحى و الانشراح واحدة بالاتّفاق و المعانى شاهده كذالك الفيل مع الايلاف و فصل بسم اللّه لا ينافى و ثواب قرائت اين سوره هم در ذيل سوره الشمس گذشت و الحمد للّه على نعمه و آلائه و الصلوة و السلام على امنائه و اصفيائه.


جلد 5 صفحه 406

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ وَضَعنا عَنك‌َ وِزرَك‌َ «2»

و برداشتيم‌ ‌از‌ تو ثقالت‌ و سنگيني‌ تو ‌را‌. بعض‌ عامه‌ توهّم‌ كردند مراد معاصي‌ ‌که‌ قبل‌ ‌از‌ بعثت‌ مرتكب‌ ‌شده‌ ‌بود‌ العياذ باللّه‌ چون‌ عصمت‌ انبياء ‌را‌ منكرند.

و اما مفسرين‌ بعضي‌ گفتند: نجات‌ ‌از‌ دست‌ مشركين‌ و اذيتهاي‌ ‌آنها‌ ‌به‌ هجرت‌ ‌در‌ مدينه‌ ‌که‌ تحمل‌ ‌آنها‌ ‌بر‌ حضرتش‌ ثقيل‌ و سنگين‌ ‌بود‌، بعضي‌ گفتند: هم‌ّ ‌آن‌ حضرت‌ ايمان‌ قوم‌ ‌بود‌ خداوند چنان‌ ‌اينکه‌ هم‌ّ و غم‌ّ ‌آن‌ حضرت‌ ‌را‌ برطرف‌ كرد ‌که‌: يَدخُلُون‌َ فِي‌ دِين‌ِ اللّه‌ِ أَفواجاً بعضي‌ گفتند: سنگيني‌ بار رسالت‌ ‌که‌ ‌بر‌ ‌او‌ سهل‌ و آسان‌ شد.

و اما آنچه‌ ‌از‌ اخبار بسياري‌ ‌از‌ ائمه‌ هدي‌ استفاده‌ ميشود اينكه‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ غزوات‌ و مجاهدات‌ ‌با‌ ‌اينکه‌ مشركين‌ و كفار ‌با‌ كثرت‌ و قوت‌ ‌آنها‌ و ضعف‌ مسلمين‌ بخصوص‌ ‌در‌ بدر و حنين‌ و احزاب‌ و خندق‌ و احد و ‌غير‌ اينها حضرت‌ ‌بر‌ اسلام‌ و مسلمين‌ بسيار مهموم‌ و مغموم‌ ‌بود‌ بالاخص‌ ‌که‌ بعض‌ ‌اينکه‌ مسلمين‌ منافق‌ بودند و بعضي‌ جبن‌ و ترس‌ داشتند و فرار ميكردند. خداوند بوجود مبارك‌ امير المؤمنين‌ رفع‌ غم‌ّ و هم‌ّ ‌آن‌ حضرت‌ ‌را‌ ميفرمود چنانچه‌ هنگام‌ رفتن‌ امير المؤمنين‌ ‌در‌ مقابل‌ عمرو ‌بن‌ ‌عبد‌ ود فرمود:

(برز الاسلام‌ كله‌ الكفر كله‌)

و ‌در‌ جنگ‌ احد ‌که‌ صدا بلند شد ‌که‌ پيغمبر كشته‌ شد و مسلمين‌ فرار كردند فقط امير المؤمنين‌ ‌بود‌ ‌که‌ كفار ‌را‌ دفع‌ كرد، و ‌در‌ جنگ‌ خيبر ‌که‌ ‌آن‌ دو نفر

جلد 18 - صفحه 154

فرار كردند و امير المؤمنين‌ مرحب‌ ‌را‌ كشت‌ و هفت‌ قلعه‌ خيبر ‌را‌ تصرف‌ نمود و ‌غير‌ اينها.

اقول‌: ‌اينکه‌ اخبار بيان‌ مصداق‌ اتم‌ّ ‌را‌ ميكند و الا نصرت‌ الهي‌ بسيار بوده‌ ‌من‌ جمله‌ نزول‌ ملائكه‌ ‌براي‌ نصرت‌ حضرت‌ ‌که‌ ميفرمايد: وَ لَقَد نَصَرَكُم‌ُ اللّه‌ُ بِبَدرٍ وَ أَنتُم‌ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه‌َ لَعَلَّكُم‌ تَشكُرُون‌َ إِذ تَقُول‌ُ لِلمُؤمِنِين‌َ أَ لَن‌ يَكفِيَكُم‌ أَن‌ يُمِدَّكُم‌ رَبُّكُم‌ بِثَلاثَةِ آلاف‌ٍ مِن‌َ المَلائِكَةِ مُنزَلِين‌َ بَلي‌ إِن‌ تَصبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأتُوكُم‌ مِن‌ فَورِهِم‌ هذا يُمدِدكُم‌ رَبُّكُم‌ بِخَمسَةِ آلاف‌ٍ مِن‌َ المَلائِكَةِ مُسَوِّمِين‌َ آل‌ عمران‌ ‌آيه‌ 123 ‌الي‌ 125.

و ‌من‌ جمله‌ القاء رعب‌ ‌در‌ قلوب‌ كفار و القاء اختلاف‌ و بغضاء ‌بين‌ ‌آنها‌ ‌که‌ ميفرمايد:

سَنُلقِي‌ فِي‌ قُلُوب‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا الرُّعب‌َ آل‌ عمران‌ ‌آيه‌ 151، و ميفرمايد: إِذ يُوحِي‌ رَبُّك‌َ إِلَي‌ المَلائِكَةِ أَنِّي‌ مَعَكُم‌ فَثَبِّتُوا الَّذِين‌َ آمَنُوا سَأُلقِي‌ فِي‌ قُلُوب‌ِ الَّذِين‌َ كَفَرُوا الرُّعب‌َ فَاضرِبُوا فَوق‌َ الأَعناق‌ِ وَ اضرِبُوا مِنهُم‌ كُل‌َّ بَنان‌ٍ انفال‌ ‌آيه‌ 12. و ميفرمايد: وَ قَذَف‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ُ الرُّعب‌َ فَرِيقاً تَقتُلُون‌َ وَ تَأسِرُون‌َ فَرِيقاً احزاب‌ ‌آيه‌ 26، و ميفرمايد: وَ قَذَف‌َ فِي‌ قُلُوبِهِم‌ُ الرُّعب‌َ يُخرِبُون‌َ بُيُوتَهُم‌ بِأَيدِيهِم‌ وَ أَيدِي‌ المُؤمِنِين‌َ حشر ‌آيه‌ 2. و ميفرمايد:

لَأَنتُم‌ أَشَدُّ رَهبَةً فِي‌ صُدُورِهِم‌ مِن‌َ اللّه‌ِ ذلِك‌َ بِأَنَّهُم‌ قَوم‌ٌ لا يَفقَهُون‌َ. لا يُقاتِلُونَكُم‌ جَمِيعاً إِلّا فِي‌ قُري‌ً مُحَصَّنَةٍ أَو مِن‌ وَراءِ جُدُرٍ بَأسُهُم‌ بَينَهُم‌ شَدِيدٌ تَحسَبُهُم‌ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُم‌ شَتّي‌ حشر ‌آيه‌ 13 و ‌غير‌ اينها.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 2)- سپس به ذکر موهبت دیگری از مواهب عظیم خود به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله پرداخته، می‌افزاید: «و (آیا) بار سنگین را از تو برنداشتیم»!؟ (و وضعنا عنک وزرک).

نکات آیه

۱ - رسالت الهى و دعوت مردم به دین، وظیفه اى سنگین بر دوش پیامبر(ص) (و وضعنا عنک وزرک) «وزر»; یعنى، سنگینى و «وزیر»، به معناى کسى است که وظایف سنگین فرمانروایش را برعهده مى گیرد (مفردات). مصداق مورد نظر از «وزر» - به قرینه شرح صدر که در آیه قبل آمده بود - تکالیف دشوار و رسالت سنگینى بود که در صورت فقدان امدادهاى ویژه خداوند، تحمّل آن بر پیامبر(ص) سخت بود.

۲ - خداوند با امدادهاى ویژه به پیامبر(ص) او را به انجام دادن رسالت هاى الهى و اجراى برنامه هاى سنگین اسلام، موفّق ساخت. (و وضعنا عنک وزرک)

۳ - شرح صدر پیامبر(ص)، فراهم سازنده زمینه لازم براى اجراى برنامه هاى سنگین رسالت و انجام دادن تکالیف دشوار (ألم نشرح ... و وضعنا عنک وزرک)

۴ - ناشناخته ماندن رسالت پیامبر(ص) در آغاز بعثت، مایه سیطره افکندن اندوهى سنگین بر آن حضرت (وزرک) مراد از «وزر» - با توجّه به آیه «و رفعنا لک ذکرک» - مى تواند نقطه مقابل «بلند آوازه بودن» باشد; یعنى، ناشناخته ماندن رسول اکرم(ص)، سبب شده بود که رسالت ها و تعالیم او مهجور مانده و غمى سنگین براى آن حضرت به وجود آید. تناسب دو فعل «وضعنا» (فرونهادیم) و «رفعنا» (بالابردیم)، مؤید این احتمال است.

۵ - خداوند، برطرف سازنده حزن پیامبر(ص) از مهجور ماندن رسالت خویش (و وضعنا عنک وزرک)

۶ - تحمّل آداب و رسوم دوران جاهلیت، بر پیامبر(ص) سنگین و دشوار بود. (وزرک) «وزر»، مطلق است و قابلیت دارد که بر مصادیقى گوناگون - از جمله «سنت هاى سخت دوران جاهلیت» - تطبیق یابد. هم چنین مى تواند ناظر به تمام مصادیقى باشد که به ذهن خطور مى کند.

۷ - خداوند، پیامبر(ص) را از گرفتارى به سنت هاى دوران جاهلیت رهانید. (و وضعنا عنک وزرک)

۸ - توجّه به عنایت هاى خداوند در رفع مشکلات رسالت، مایه اطمینان پیامبر(ص) به دورى اش از قهر و خشم خداوند (ما ودّعک ربّک و ما قلى ... و وضعنا عنک وزرک)

موضوعات مرتبط

  • تبرى: تبرى از غضب خدا ۸
  • جاهلیت: استقامت بر رسوم جاهلیت ۶; سختى رسوم جاهلیت ۷
  • خدا: امدادهاى خدا ۲، ۵; نجات بخشى خدا ۷
  • دین: تبلیغ دین ۱
  • ذکر: آثار ذکر ۸; ذکر امدادهاى خدا ۸; ذکر لطف خدا ۸
  • محمد(ص): آثار شرح صدر محمد(ص) ۳; استقامت محمد(ص) ۶; امداد به محمد(ص) ۲; تاریخ محمد(ص) ۴، ۵، ۶; تبرى محمد(ص) ۸; تبلیغ محمد(ص) ۱; رسالت محمد(ص) ۱، ۲، ۴; زمینه عمل به تکلیف محمد(ص) ۳; عمل به تکلیف محمد(ص) ۲; عوامل اطمینان محمد(ص) ۸; عوامل اندوه محمد(ص) ۴; محمد(ص) در آغاز بعثت ۴; مشکلات محمد(ص) ۶; منشأ رفع اندوه محمد(ص) ۵; منشأ رفع مشکلات محمد(ص) ۸; منشأ موفقیت محمد(ص) ۲; منشأ نجات محمد(ص) ۷

منابع