الدخان ٢١

از الکتاب
کپی متن آیه
وَ إِنْ‌ لَمْ‌ تُؤْمِنُوا لِي‌ فَاعْتَزِلُونِ‌

ترجمه

و اگر به من ایمان نمی‌آورید، از من کناره‌گیری کنید (و مانع ایمان آوردن مردم نشوید)!

|و اگر به من ايمان نمى‌آوريد، پس از من كناره گيريد

و اگر به من ايمان نمى‌آوريد، پس، از من كناره گيريد.»

و اگر به (رسالت) من ایمان نمی‌آورید پس مرا به حال خود واگذارید (و در پی قتل و آزارم بر نیایید).

و اگر به من ایمان نمی آورید [از آزردن من و باز داشتن مردم از ایمان آوردن] کناره گیری کنید.

و اگر به من ايمان نمى‌آوريد، از من كنار گيريد.

و اگر سخن مرا باور ندارید، پس از من کناره بگیرید

و اگر به من نمى‌گرويد، از من كناره گيريد- مرا ميازاريد يا مانع گرويدن مردم مشويد-.

اگر به من ایمان نمی‌آورید، از من کناره‌گیری کنید و مرا نیازارید.

«و اگر برای من ایمان (به خدا) نمی‌آورید، پس از من بس کناره بگیرید.»

و اگر نگرویدید به من پس از من دوری گزینید

But if you do not believe in me, keep away from me.”

ترتیل:
ترجمه:
الدخان ٢٠ آیه ٢١ الدخان ٢٢
سوره : سوره الدخان
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِعْتَزِلُونِ»: از من کناره‌گیری کنید و کاری به کارم نداشته باشید. دو چیز مراد موسی است: الف - فرعون و فرعونیان، او را نیازارند و آزادش بگذارند. ب - مزاحم ایمان آوردن مردم نشوند و سدّ راه دعوت نگردند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ «20» وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ «21»

و از اينكه مرا متهم (يا سنگسار) كنيد، به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‌برم. و اگر به من ايمان نمى‌آوريد پس (لااقل) از من كناره بگيريد.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ «21»

وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي‌: و اگر باور نداريد مرا در رسالت و نمى‌گرويد به من، فَاعْتَزِلُونِ‌: پس كناره كنيد از من و خير و شر خود را از من بازداريد، يعنى مرا به حال خود گذاريد و به اذيت و آزار من متعرض مشويد. ايشان به سخن حضرت التفات ننموده به اذيت او مشغول شدند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ «12» أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى‌ وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ «13» ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ «14» إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلاً إِنَّكُمْ عائِدُونَ «15» يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى‌ إِنَّا مُنْتَقِمُونَ «16»

وَ لَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جاءَهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ «17» أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ «18» وَ أَنْ لا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ «19» وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ «20» وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ «21»

ترجمه‌

پروردگارا بردار از ما عذاب را همانا ما گروندگانيم‌

از كجا باشد براى آنان تذكّر با آنكه بتحقيق آمد آنها را پيغمبرى آشكار

پس رو گرداندند از او و گفتند مردى است آموخته شده و ديوانه‌

همانا ما برطرف كننده عذابيم اندكى همانا شما عودكنندگانيد

روز كه بسختى بگيريم گرفتن بزرگى آنان را همانا ما انتقام كشندگانيم‌

و بتحقيق آزموديم پيش از آنها قوم فرعون را و آمد آنها را پيغمبرى بزرگوار

كه بسپاريد بمن بندگان خدا را همانا من براى شما پيغمبرى امينم‌

و آنكه برترى مجوئيد بر خدا همانا من آورنده‌ام براى شما حجّتى روشن‌

و همانا من پناه برده‌ام بپروردگار خود و پروردگار شما از آنكه سنگسار كنيد مرا

و اگر ايمان نميآوريد بمن پس كناره كنيد از من و مرا بخود واگذاريد.

تفسير

خداوند تعالى در تعقيب آيات سابقه بيان فرموده است حال معذّبين بعذاب اليم دخان را كه ميگويند با تضرّع پروردگارا عذاب را از ما بردار ما ايمان ميآوريم و خداوند ردّ فرموده است آنها را كه چگونه آنان متذكّر ميشوند و ايمان ميآورند با آنكه پيغمبر خاتم با معجزه باقيه ظاهره آمد از طرف خداوند براى ارشاد و هدايت آنها پس اعراض نمودند از او و گفتند او معلّم بشرى دارد نه الهى و گاهى جنون عارضش ميشود و ما چند روزى عذاب را از شما برميداريم و چون قيامت برسد تمام شما كفّار بعذاب اليم آنروز عود خواهيد نمود يا وعده خلافى نموده بكفر خودتان عود خواهيد كرد و اين مؤيّد فرمايش قمّى ره است كه نقل فرمود دخان در رجعت است چون اگر در قيامت باشد عود محقّق نميشود و نيز مؤيّد اين قول است كه در حديث نبوى مذكور در آيات سابقه نزول‌


جلد 4 صفحه 623

عيسى عليه السّلام از آسمان مقارن با دخان از علائم ساعت ذكر شده و آن مسلّما در رجعت است كه ميآيد و بامام زمان اقتدا ميكند و مهمّ‌تر از اين دو در تأييد آنكه روى سخن در اين آيات ظاهرا با كفّار معاصر با پيغمبر صلى اللّه عليه و اله است و اگر مقصود رجعت نباشد بايد سخن را معطوف بجانب نوع كفّار گرفت چون آنها كه تا قيامت زنده نميماندند كه معذّب بدخان شوند ولى در رجعت ممكن است برگردند و بعذاب دخان گرفتار شوند و بيانات مفسّرين در اين مقام خالى از تشويش نيست و تحقيق همانست كه ذكر شد بلى بعضى از مفسّرين اين آيات و آيات سابقه را راجع بظهور قحط و غلا در مكّه بنفرين پيغمبر صلى اللّه عليه و اله دانسته‌اند و گفته‌اند آسمان در نظر آنها از شدّت گرسنگى مانند دودى شده بود و باستدعاء آنها و وعده ايمان و دعاى پيغمبر صلى اللّه عليه و اله رفع شد و آنها خلف وعده نمودند و بكفر عود كردند و بنابر اين خطاب متوجّه بكفّار قريش است و اشكالى نيست ولى اين معنى مخالف با ظاهر آيه دخان و صريح روايات اينمقام است لذا حقير اينقول را آنجا ذكر ننمودم و در هر حال خداوند انتقام پيغمبر صلى اللّه عليه و اله را در قيامت كه روز اخذ شديد بزرگ خدا است از آنها خواهد كشيد و بعض مفسّرين كه اخيرا قول آنها ذكر شد بطشه كبرى را روز بدر دانسته‌اند و مخفى نماند كه علامت ساعت بودن با وقوع در رجعت منافات ندارد چون وقائع رجعت از علائم نزديك شدن قيامت است و باز خداوند براى تسليت خاطر پيغمبر خود اشاره بقصّه موسى عليه السّلام و فرعون نموده ميفرمايد كه ما پيش از مشركين مكه قوم فرعون را در معرض امتحان قرار داديم و پيغمبر با شرافتى از نسل حضرت يعقوب براى آنها فرستاديم و تقاضاى او از فرعونيان اين بود كه بنى اسرائيل را از قيد اسارت خود رها كنند و تسليم آنحضرت نمايند كه او آنها را با خود از مملكت مصر خارج فرمايد چون آنها از زمان حضرت يوسف عليه السّلام آنجا مانده بودند و زياد شده بودند و بسختى در تحت نفوذ قبطيان بسر ميبردند و بعضى گفته‌اند تقاضاى او اين بود كه آنها حقوق الهى را از قبول ايمان و فعل واجبات و ترك محرّمات اداء نمايند به اجابت آنحضرت و عباد اللّه منادى است و حرف ندا حذف شده يعنى ادا نمائيد بمن اى بندگان خدا و اين معنى را قمّى ره تأييد نموده است و مراد از امانت ظاهرا خيانت ننمودن در پيام‌


جلد 4 صفحه 624

الهى است و در آنچه باو تأديه ميشود از عرض عقايد و اعمال و بغير متّهم نيز تفسير شده و فرمود علوّ و سركشى از امر حق و تكبّر از اطاعت رسول او ننمائيد كه اهانت اولياء خدا اهانت خدا است و من بى‌منطق و دليل با شما صحبت نميكنم بلكه حجّت واضح و معجزه ظاهرى براى شما آوردم و چون سخن به اين جا رسيد قوم او را تهديد بسنگسار كردن نمودند و بعضى گفته‌اند مشغول بناسزا گفتن بآنحضرت شدند از قبيل ساحر و كذّاب خواندن و حضرت پناه بخدا برد از شرّ آنها كه رجم يا شتم باشد چون رجم در كلام عرب برشتم هم اطلاق ميشود ولى معناى ظاهر آن سنگسار نمودن است و تقاضا فرمود كه در صورت ترك ايمان و عدم اجابت او دست از ايذاء و آزار او بردارند و نه با او باشند و نه بر او.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِن‌ لَم‌ تُؤمِنُوا لِي‌ فَاعتَزِلُون‌ِ «21»

جلد 16 - صفحه 84

و ‌اگر‌ ايمان‌ نميآوريد ‌از‌ ‌براي‌ ‌من‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌من‌ كناره‌ بگيريد، و چون‌ حضرت‌ موسي‌ مأيوس‌ شد ‌از‌ ايمان‌ ‌آنها‌ و ‌از‌ ‌آنها‌ كناره‌ گرفت‌ و ‌آنها‌ ‌در‌ مقام‌ اذيّت‌ ‌او‌ برآمدند شكايت‌ كرد ‌در‌ پيشگاه‌ الهي‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 21)- در این آیه آخرین سخنش را به آنها می‌گوید که: «اگر به من ایمان نمی‌آورید لا اقل مرا رها کنید، و کناره‌گیری کنید» و مزاحم ایمان آوردن مردم نشوید (وَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِی فَاعْتَزِلُونِ).

ولی مگر ممکن است جباران مغرور که قدرت شیطانی و منافع نامشروعشان را در خطر می‌بینند خاموش بنشینند و چنین پیشنهادی را بپذیرند؟

ج4، ص395

نکات آیه

۱- درخواست آزادى بیان، پیشنهاد موسى(ع) به فرعونیان پس از یأس از ایمان آوردن آنان (و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون) «فاعتزلون»، کنایه از این است که اگر خود اهل ایمان نیستید، لااقل متعرض من نباشید تا آزادانه پیامم را به مردم برسانم.

۲- ایمان به رسالت فرستادگان الهى، جلوه اى از ایمان به خداوند است. (و إن لم تؤمنوا لى) با توجه به این که رسالت پیامبران، دعوت مردم به سوى خدا و ایمان آوردن به او است و در آیه بالا موسى(ع) به جاى ایمان به خدا، ایمان به خودش را مطرح کرده و با الغاى خصوصیت از مورد، مطلب یادشده استفاده مى شود.

۳- دعوت رسالت موسى(ع)، شامل قوم فرعون و غیر محدود به بنى اسرائیل (و إن لم تؤمنوا لى)

۴- برنامه موسى(ع)، پیشبرد رسالت خویش با منطق و نه جنگ و ستیز (و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون) تعبیر «فاعتزلون» مى نمایاند که موسى(ع)، با وجود در دست داشتن معجزات و «سلطان مبین»، خواهان درگیرى و ستیز نبوده است.

۵- پیامبران، خواهان هدایت مردم با تبلیغ آزاد و نه حرکت هاى تعرضى وتهاجمى * (و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون) با الغاى خصوصیت از شخص موسى(ع)، تعبیر «فاعتزلون» مى نمایاند که خط رسالت براساس تهاجم استوار نبوده است; بلکه آزادى بیان را تضمین کننده پیشرفت رسالت خویش مى دانسته است.

موضوعات مرتبط

  • آزادى: درخواست آزادى بیان ۱
  • انبیا: روش تبلیغ انبیا ۵; هدایتگرى انبیا ۵
  • ایمان: آثار ایمان به انبیا ۲; نشانه هاى ایمان به خدا ۲
  • موسى(ع): خواسته هاى موسى(ع) ۱; روش تبلیغ موسى(ع) ۴; قصه موسى(ع) ۱; محدوده رسالت موسى(ع) ۳; منطقى بودن رسالت موسى(ع) ۴; موسى(ع) و فرعونیان ۱
  • یأس: یأس از ایمان فرعونیان ۱

منابع