الإسراء ٨٧

از الکتاب
کپی متن آیه
إِلاَّ رَحْمَةً مِنْ‌ رَبِّکَ‌ إِنَ‌ فَضْلَهُ‌ کَانَ‌ عَلَيْکَ‌ کَبِيراً

ترجمه

مگر رحمت پروردگارت (شامل حالت گردد،) که فضل پروردگارت بر تو بزرگ بوده است!

|مگر به رحمتى از جانب پروردگارت كه تفضل او در حق تو بزرگ است

مگر رحمتى از جانب پروردگارت [به تو برسد]، زيرا فضل او بر تو همواره بسيار است.

مگر رحمت و لطف پروردگار (از تو مدد کند) که فضل (و رحمت) او بر تو بزرگ و بسیار است.

[ولی محو نشدن قرآن از یادها و نوشته ها، نیست] مگر رحمتی از سوی پروردگارت، به یقین فضل او بر تو همواره بزرگ است.

مگر پروردگارت رحمت آورد كه انعام او در باره تو بسيار است.

مگر به رحمت پروردگارت که بخشش و بخشایش او در حق تو بسیار است‌

[و هر چه دارى، نيست‌] مگر بخشايشى از پروردگارت، كه فزونى و بخشش او بر تو بزرگ بوده است.

لیکن به خاطر رحمت پروردگارت (که شامل حال تو است، آن را برجای می‌داریم و این ارمغان را بازپس نمی‌گیریم). واقعاً کرم بزرگی خدا در حق تو داشته است (که قرآن را برای تو ارسال و تو را خاتم‌الأنبیاء نموده است، و با حفاظت از قرآن آئین تو را جاویدان کرده است).

مگر رحمتی از (جانب) پروردگارت، (در رسد، که) فضل او بر تو همواره بزرگ بوده است.

بجز رحمتی از پروردگارت که فضل او است همانا بر تو بزرگ‌

Except through a mercy from your Lord. His favors upon you have been great.

ترتیل:
ترجمه:
الإسراء ٨٦ آیه ٨٧ الإسراء ٨٨
سوره : سوره الإسراء
نزول : ٩ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِلاّ رَحْمَةً ...»: استثناء منقطع است و (إِلاّ) معنی (لکِن) دارد. برخی (رَحْمَةً) را مفعول‌له دانسته‌اند. «فَضْلَهُ»: خیر و خوبی. کرم و نیکی.


تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً «87»

جز رحمت از پروردگارت (مدافعى نخواهى يافت)، قطعاً فضل خداوند نسبت به تو بزرگ است.

نکته ها

آيه‌ى 86، حالت تهديدآميز نسبت به پيامبر دارد كه خداوند، همچنان كه عطا مى‌كند، اگر


«1». بقره، 87.

«2». قدر، 4.

«3». تفسيرنورالثقلين.

جلد 5 - صفحه 114

بخواهد بازپس مى‌گيرد. «1» و آيه‌ى 87، لحن تشويق آميزى دارد.

قرآن، وحى، نبوّت، خاتميّت وشفاعت، همه از تفضّلات الهى نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله بوده واز مقام ربوبيّت خدا سرچشمه مى‌گيرد و خداوند عطاهايش را از او بازپس نمى‌گيرد، هر چند دستش باز، قدرتش استوار و مى‌تواند همه را بازگيرد.

پیام ها

1- نعمت‌ها را از خداوند بدانيم و مغرور نشويم، زيرا بقا و زوال نعمت‌ها به اراده‌ى اوست. «لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا»

2- هيچ كس در برابر قهر الهى نمى‌تواند نقشى داشته باشد. «ثُمَّ لا تَجِدُ»

3- نزول كتب آسمانى و وحى، از شئون ربوبيّت خداوند و در مسير تربيت انسان است. بِالَّذِي أَوْحَيْنا ... إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ‌

4- قرآن، فضل بزرگ الهى است. أَوْحَيْنا ... إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً چون خداوند بزرگ و والاست، لطف او نيز بزرگ، و فضل بزرگ او مخصوص پيامبر است.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



إِلاَّ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً (87)

إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ‌: مگر رحمت و بخشايش از پروردگار تو كه آن را باقى گذارد و محو نفرمايد از راه لطف و رأفت و فضل بندگان‌ إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً: بدرستى كه فضل او هست بر تو بزرگ كه ترا سيد فرزندان آدم ساخته و خاتم پيغمبران گردانيده و لواى حمد و مقام محمود بتو داده و قرآن را بتو نازل فرموده در ميان امت تو باقى مى‌گذارد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً (85) وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنا وَكِيلاً (86) إِلاَّ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً (87) قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‌ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً (88) وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى‌ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُوراً (89)

ترجمه‌

- و ميپرسند تو را از روان بگو روان از فرمان پروردگار من است و داده نشديد از دانش مگر اندكى‌

و اگر بخواهيم هر آينه ببريم آنچه را وحى كرديم بتو پس نيابى براى خود بآن بر ما كار گذارى‌

مگر رحمتى از پروردگارت همانا فضل او باشد بر تو بزرگ‌

بگو هر آينه اگر جمع شوند تمام انس و جن بر آنكه بياورند مانند اين قرآن را نياورند مانند آنرا و اگر چه باشند بعضى از آنها مر بعضى را مدد كار

و بتحقيق مكرّر گردانديم براى مردم در اين قرآن از هر گونه بيان مذكّر شگفت آورى پس قبول نكردند بيشتر مردم مگر انكار را.

تفسير

اجمالى از بيان حقيقت روح در سوره حجر ذيل آيه فاذا سوّيته و نفخت فيه من روحى گذشت و در اين آيه ظاهرا يا سؤال از حقيقت آن شده يا از مبدء پيدايشش و بر هر تقدير جواب از آن بنحو احسن اتقن اصلح بحال سائل داده شده‌


جلد 3 صفحه 386

كه خداوند به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده بگو روح از امر يعنى كار يا فرمان پروردگار من است چون مجرّد از مادّه و لوازم آن است و فقط بفعل خداوند و امر كن وجودى او بدون احتياج بمادّه و مدّت وجود پيدا ميكند و در اين كلمه شريفه لطيفه جامعه اشاره بحقيقت و بيان مبدء پيدايش آن شده است بنحوى كه عقل مات ميشود با معذرت از بيان تفصيلى براى عدم استعداد و قصور علم بشر از ادراك حقائق موجودات خصوصا مجرّدات كه از آن بعالم امر تعبير ميشود كه فرموده و داده نشديد شما از علم مگر كمى يعنى كمى از علم يا كمى از شما چنانچه از روايت قمّى ره استفاده ميشود كه مراد كمى علم بشر است در برابر علم خداوند و از روايت عيّاشى ره از امام باقر عليه السّلام معلوم ميشود مراد باطنى، كمى علماء است در بين مردم و منافات ندارد كه هر دو مراد باشد در ظاهر و باطن چنانچه مكرّر بيان شده است چون قمّى ره فرموده يهود پرسيدند از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از روح فرمود روح از امر پروردگار من است و داده نشديد شما از علم مگر كمى آنها عرض كردند اين مخصوص بما است حضرت فرمود خير شامل تمام مردم است آنها گفتند اين چگونه ميشود تو ميگوئى بر من قرآن نازل شده و بر شما تورية و ميگوئى كسى را كه خداوند باو حكمت داده خير كثير عطا فرموده پس آيه‌ وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ‌ نازل شد كه دلالت دارد بر آنكه علم خداوند غير متناهى و نامحدود است و علم بشر هر قدر باشد در برابر آن كم و محدود است و در بعضى از روايات تأييد از روايت عيّاشى ره شده است و استشهاد باين آيه بر كمى علم بعضى از مردم فرموده‌اند در هر حال اقوال مفسّرين كه بعضى گفته‌اند خداوند عدول فرموده از جواب بمراعات حال سؤال كنندگان و قصور ادراك آنها يا براى اثبات نبوّت پيغمبر چون آنها معتقد بودند كه كسى كه جواب از اين سؤال دهد پيغمبر نيست يا مراد از روح روح القدس است يا عيسى عليه السّلام است كه روح اللّه است و سؤال شده از آن كه قديمند يا حادث و جواب داده شده كه از امر پروردگار است كه دلالت بر حدوث دارد يا آن كه مراد از روح قرآن است چون خداوند فرموده‌ وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا و سؤال شده از كيفيّت نزول و اعجاز آن و جواب داده شده كه آن كار خدا و نازل بامر او و از قدرت بشر


جلد 3 صفحه 387

خارج است اين اقوال بنظر حقير يا بى‌وجه است يا خلاف ظاهر و آنچه در بيان حقيقت روح از ائمه اطهار نقل شده منافى با بيان حقير در سوره حجر و آنچه بدوا در اين آيه ذكر شد نيست بلكه مويّد و مؤكّد است و مراد از روح همان جوهر لطيفه قدسيّه است كه از عالم غيب باجسام مستعدّه افاضه ميشود و در حيوان منشأ اراده و احساس و در انسان مدرك كليّات است بلى ارواح انبياء و اولياء و اهل ايمان مخصوص بكمالاتى هستند كه در سايرين وجود ندارد و مقام مقتضى براى بسط مقال نيست در هر حال چون معلوم شد كه مبدء علم بشر ذات احديّت است و مخزن آن وحى الهى و قرآن كريم است براى انذار و تخويف و بيان آن كه وضع و رفع آن بدست خدا است فرموده و اگر بخواهيم ميبريم از دلها و محو ميكنيم از مصاحف، وحى الهى و قرآن كريم را و كسى نميتواند با مادر اين امر معارضه نمايد و مانع از اجراء اراده ما شود تا شما او را كار گذار خود كنيد مگر باز رحمت الهى و فضل نامتناهى حقّ شامل حال شما گردد و باقى و برقرار دارد كتاب خود و مخزن علم شما بلكه اوّلين و آخرين را براى تفضّل بر محمّد و آل او صلوات اللّه عليهم اجمعين چون فضل خداوند بر اين خاندان بزرگ بوده و هست و خواهد بود و بعضى اين آيه را مؤيّد احتمال آنكه مراد از روح قرآن باشد قرار داده‌اند. و براى دفع توهّمى كه ممكن است از آيات سابقه براى اشخاص ضعيف النّفس حاصل شود كه تصوّر نمايند علم مستفاد از قرآن كم و غير مستقرّ است و موجب آن شود كه از قدر و عظمت آن در انظار كاسته گردد در مقام تحدّى و اثبات اعجاز قرآن بر آمده و به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده بگو اگر تمام انس و جنّ جمع و متّفق شوند كه مانند اين قرآن در اشتمال بر علوم و معارف و احكام نافعه مفيده بحال بشر و فصاحت و بلاغت و لطافت و جزالت و بداعت بياورند نميتوانند اگر چه پشت بپشت هم دهند و با يكديگر كمك كنند در خرائج نقل نموده كه ابن ابى العوجاء و سه نفر از دهريه در مكّه متّفق شدند كه هر يك يك چهارم مانند قرآن را انشاء نمايند و در سال آينده براى معارضه حاضر شوند و چون موعد رسيد و در مقام ابراهيم جمع شدند يكى از آنها گفت من چون بآيه يا ارض ابلعى ماءك رسيدم عاجز شدم ديگرى گفت من چون بآيه فلمّا استيأسوا منه خلصوا نجيّا رسيدم منصرف شدم و ميخواستند امر


جلد 3 صفحه 388

را مخفى كنند كه امام صادق عليه السّلام رسيد و ملتفت شد و اين آيه را تلاوت فرمود و آنها مبهوت ماندند و شمه‌اى از اين مقوله در اوائل سوره بقره ذيل آيه‌ وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‌ عَبْدِنا گذشت و در آيه اخيره بيان فرموده عدم استعداد و قابليّت بيشتر بشر را براى تعلّم و هدايت باين تقريب كه ما مكرّر بوجوه مختلفه و طرق متعدّده در اين قرآن براى مردم دليل و مثل و حكايت ذكر نموديم كه موجب تذكّر و تنبّه و عبرت آنها گردد ولى مع الاسف بيشتر ابا كردند و قبول ننمودند مگر انكار و كفر بحقّ و حقيقت را چون مثل بر هر بيان شگفت آور موجب تذكّر و تنبّه و عبرتى اطلاق ميشود و آيات قرآنيه نوعا از اين قبيل است و در كافى و عيّاشى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه اين آيه فأبى اكثر النّاس بولاية على الاكفورا نازل شده و مكرر بيان شد كه ظاهرا مراد تفسير است و اللّه اعلم ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


إِلاّ رَحمَةً مِن‌ رَبِّك‌َ إِن‌َّ فَضلَه‌ُ كان‌َ عَلَيك‌َ كَبِيراً (87)

مگر رحمتي‌ ‌از‌ پروردگار تو محققا تفضلات‌ ‌او‌ ‌بر‌ تو هست‌ بسيار بزرگ‌ إِلّا رَحمَةً مِن‌ رَبِّك‌َ استثناء ‌از‌ ‌آيه‌ قبل‌ ‌که‌ فرمود ‌لا‌ تجد الا اينكه‌ پروردگار تو وكيل‌ تمام‌ امورات‌ تو هست‌ برحمت‌ و فضل‌ ‌خود‌ رحمة الهي‌ توسعه‌ دارد تمام‌ اشياء ‌را‌ ميگيرد وَ رَحمَتِي‌ وَسِعَت‌ كُل‌َّ شَي‌ءٍ اعراف‌ ‌آيه‌ 155 و نيز وَسِعت‌َ كُل‌َّ شَي‌ءٍ رَحمَةً وَ عِلماً مؤمن‌ ‌آيه‌ 7 و لكن‌ همين‌ نحوي‌ ‌که‌ علم‌ قابليت‌ محل‌ لازم‌ دارد

العلم‌ نور يقذفه‌ اللّه‌ ‌في‌ قلب‌ ‌من‌ يشاء

همين‌ نحو رحمت‌ ‌هم‌ قابليت‌ محل‌ لازم‌ دارد لذا ‌در‌ همين‌ ‌آيه‌ مذكوره‌ ميفرمايد:

جلد 12 - صفحه 303

فَسَأَكتُبُها لِلَّذِين‌َ يَتَّقُون‌َ وَ يُؤتُون‌َ الزَّكاةَ وَ الَّذِين‌َ هُم‌ بِآياتِنا يُؤمِنُون‌َ اعراف‌ ‌آيه‌ 156 و البته‌ قابليت‌ حضرت‌ رسالت‌ ‌از‌ تمام‌ انبياء و ملائكه‌ بيشتر و بالاتر ‌بود‌ و لذا تفضلات‌ الهي‌ ‌هم‌ ‌در‌ حق‌ ‌او‌ بيشتر و بالاتر ‌است‌ لذا ميفرمايد إِن‌َّ فَضلَه‌ُ كان‌َ عَلَيك‌َ كَبِيراً چه‌ فضيلت‌ بزرگتر ‌از‌ اينكه‌ نور مقدسش‌ اولين‌ مخلوقات‌ الهي‌ و سير ‌در‌ حجب‌ دوازده‌ گانه‌ و ‌در‌ عرش‌ اعظم‌ و ‌در‌ اصلاب‌ شامخه‌ و ارحام‌ مطهره‌ و جعل‌ ‌او‌ ‌را‌ افضل‌ ‌از‌ جميع‌ انبياء و ملائكه‌ و تعليم‌ بآن‌ علم‌ ‌ما ‌کان‌ و ‌ما ‌يکون‌ و كتاب‌ ‌او‌ ‌را‌ افضل‌ كتب‌ و اوصياء ‌او‌ ‌را‌ افضل‌ اوصياء و امت‌ ‌او‌ ‌را‌ افضل‌ امم‌ و دين‌ ‌او‌ ‌را‌ افضل‌ اديان‌ و اعطاء مقام‌ شفاعت‌ و مقام‌ محمود ‌که‌ قبلا متعرض‌ شديم‌ و دخترش‌ ‌را‌ سيدة نساء عالمين‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 87)- این آیه که به صورت استثناء آمده است، می‌گوید: اگر ما این علم و دانش را از تو نمی‌گیریم چیزی نیست: «مگر رحمت پروردگارت» (إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ). رحمتی است برای هدایت و نجات خودت و رحمتی است برای هدایات و نجات جهان بشریت و این رحمت در واقع دنباله همان رحمت آفرینش است که ایجاب می‌کند هرگز روی زمین از حجت الهی خالی نماند.

و در پایان آیه به عنوان تأکید، یا به عنوان بیان دلیل بر جمله سابق می‌گوید:

«که فضل پروردگارت بر تو بزرگ بوده است» (إِنَّ فَضْلَهُ کانَ عَلَیْکَ کَبِیراً).

وجود زمینه این فضل در دل تو که با آب عبادت و تهذیب نفس و جهاد آبیاری شده از یکسو، و نیاز مبرم بندگان به چنین رهبری از سویی دیگر، ایجاب کرده است که فضل خدا بر تو فوق العاده زیاد باشد.

درهای علم را به روی تو بگشاید، از اسرار هدایت انسان آگاهت سازد، و از خطاها محفوظت دارد، تا الگو و اسوه‌ای برای همه انسانها تا پایان جهان باشی.

نکات آیه

۱- لطف و رحمت خداوند، مانع بازپس گیرى وحى (حقایق و معارف وحیانى)از پیامبر(ص) (لئن شئنا لنذهبنّ ... إلاّ رحمة من ربّک) استثنا ممکن است از کلمه و یا کلامى محذوف صورت گرفته باشد: مثلاً عبارت چنین باشد آنچه را به تو دادیم، جز از سر رحمت ندادیم و بنابراین، محو نخواهیم کرد. و یا استدراک از «لئن شئنا» باشد و عبارت چنین فرض شود: «و لکن لانشاء ذلک رحمة» (ولى زایل کردن معارف عطا شده را نمى خواهیم به خاطر رحمت به تو)

۲- تثبیت مفاهیم وحى و جاودانگى آنها در قلب پیامبر(ص)، جلوه ربوبیت خاص الهى نسبت به آن حضرت (لئن شئنا لنذهبنّ بالذى أوحینا ... إلاّ رحمة من ربّک)

۳- تثبیت وحى و بقاى مفاهیم قرآنى، جلوه رحمت الهى بر بندگان (لئن شئنا لنذهبنّ ... إلاّ رحمة من ربّک)

۴- پیامبراکرم(ص)، مورد فضل و رحمت عظیم و گسترده الهى (إن فضله کان علیک کبیرًا)

۵- جایگاه ویژه و رفیع پیامبر(ص) نزد خداوند (إن فضله کان علیک کبیرًا)

۶- امتنان خداوند بر پیامبر(ص) به خاطر تثبیت مفاهیم وحى در قلب او (و لئن شئنا لنذهبنّ ... إن فضله کان علیک کبیرًا)

۷- ربوبیت الهى نسبت به پیامبر(ص)، ربوبیتى آمیخته با رحمت است. (إلاّ رحمة من ربّک)

موضوعات مرتبط

  • خدا: آثار رحمت خدا ۱; آثار لطف خدا ۱; امتنان خدا ۶; ربوبیت خدا۷;رحمت خدا ۷; نشانه هاى ربوبیت خدا ۲; نشانه هاى رحمت خدا ۳
  • رحمت: مشمولان رحمت ۴، ۷
  • فضل خدا: مشمولان فضل خدا ۴
  • قرآن: تثبیت قرآن ۳
  • محمد(ص): تفضّل به محمد(ص) ۴; تقرّب محمد(ص) ۵; رحمت بر محمد(ص) ۴، ۷; قلب محمد(ص) ۲، ۶; مربّى محمد(ص) ۲، ۷; مقامات محمد(ص) ۵; منّت بر محمد(ص) ۶; وحى به محمد(ص) ۱، ۲، ۶
  • وحى: تثبیت وحى ۲، ۳، ۶; موانع محو وحى ۱

منابع