التوبة ٧١: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
(افزودن سال نزول)
(QRobot edit)
خط ۳۱: خط ۳۱:
<tabber>
<tabber>
المیزان=
المیزان=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۳۶#link239 | آيات ۷۴ - ۶۴، سوره توبه]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۳۶#link239 | آيات ۷۴ - ۶۴، سوره توبه]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۳۶#link240 | بيان اين دسته از آيات مربوط به منافقين و توطئه آنها براى قتل پيامبر (ص ) در راه تبوك]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۳۶#link240 | بيان اين دسته از آيات مربوط به منافقين و توطئه آنها براى قتل پيامبر (ص ) در راه تبوك]]
خط ۴۹: خط ۵۰:
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۳۹#link255 | رواياتى در مورد خشنودى و رضاى الهى در ذيل جمله : (( و رضوان من الله اكبر )) ]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۳۹#link255 | رواياتى در مورد خشنودى و رضاى الهى در ذيل جمله : (( و رضوان من الله اكبر )) ]]


}}
|-|نمونه=
|-|نمونه=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:نمونه جلد۸_بخش۴۳#link26 | تفسیر آیات]]
*[[تفسیر:نمونه جلد۸_بخش۴۳#link26 | تفسیر آیات]]
}}
|-| تفسیر نور=
===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
{{ نمایش فشرده تفسیر|
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ «71»
مردان وزنان با ايمان، يار وياور واولياى يكديگرند، به معروف (خوبى‌ها) فرمان مى‌دهند و از منكرات و بدى‌ها (منكرات) نهى مى‌كنند، نماز بر پاى داشته، زكات مى‌پردازند و از خداوند و پيامبرش پيروى مى‌كنند. بزودى خداوند آنان را مشمول رحمت خويش قرار خواهد داد. همانا خداوند، تواناى غالب و حكيم است.
جلد 3 - صفحه 463
===نکته ها===
آيه‌ى 67، درباره‌ى منافقان تعبيرِ «بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ» را آورده بود، امّا اين آيه درباره‌ى مؤمنان مى‌فرمايد: «بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ»، شايد اختلاف تعبير به خاطر آن است كه بر خلاف مؤمنان، وحدت عميق و پيوند ولايت در ميان منافقان نيست و هنگام بروز منافع شخصى، وفادار نيستند و وحدتشان ظاهرى و صورى است، به قول قرآن: «تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى» «1» آنان را متّحد مى‌پندارى در حالى كه دلهايشان پراكنده است.
چون امر به معروف ونهى از منكر، عامل برپايى واجبات ديگر است، از اين‌رو در آيه، قبل از نماز و زكات آمده است. «2»
===پیام ها===
1- زن و مرد هردو، در اصلاح جامعه تأثير گذارند. «الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ»
2- مؤمنان در جامعه‌ى اسلامى، نسبت به يكديگر از طرف خداوند، حقّ ولايت و نظارت همراه با محبّت دارند و بى‌تفاوت نيستند. «بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ»
3- امر به معروف ونهى از منكر كه بر همه‌ى مردان وزنان با ايمان واجب است، برخاسته از حقّ ولايت بر يكديگر است. بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ‌ ... وَ يَنْهَوْنَ‌
4- امر ونهى، در سايه‌ى محبّت وولايت قابل اجراست. بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ، يَأْمُرُونَ‌ ...
5- توجّه به زندگى محرومان و تأمين اجتماعى فقرا، در كنار مسائل عبادى ديگر است. يُقِيمُونَ‌، يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ‌ ...
6- ايمان در اصلاح فرد و جامعه، نقش به سزايى دارد. الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ‌ ... يَأْمُرُونَ‌، يَنْهَوْنَ‌، يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ‌
7- امر به معروف ونهى از منكر، اقامه‌ى نماز، پرداخت زكات واطاعت از خدا و رسول، وظيفه و عملكرد دائمى مؤمنان است. «يَأْمُرُونَ‌، يَنْهَوْنَ‌، يُقِيمُونَ، يُؤْتُونَ، يُطِيعُونَ» (فعل مضارع رمز استمرار است)
----
«1». حشر، 14.
«2». تحف‌العقول، ص 237.
جلد 3 - صفحه 464
8- كسانى‌كه ديگران را به كارهاى خوب دعوت مى‌كنند، بايد خود نيز اهل عمل باشند. «يَأْمُرُونَ‌، يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ»
9- اطاعت از خدا و رسول بايد با ميل و رغبت باشد. «يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» (اطاعت در لغت به معناى پيروى با ميل است)
10- هم اطاعت از خدا در برنامه‌هاى عبادى لازم است و هم اطاعت از رسول در برنامه‌هاى حكومتى. «يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»
11- اعمال انسان، زمينه‌ساز رحمت الهى است. «يَأْمُرُونَ‌، يَنْهَوْنَ‌، يُقِيمُونَ‌، يُؤْتُونَ‌، يُطِيعُونَ‌، سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ»
12- زن ومرد در دريافت رحمت الهى يكسان مى‌باشند. الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ‌ ... سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ‌
}}
|-|
اثنی عشری=
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (71)
چون حق تعالى مبالغه فرمود در بيان وصف منافقين به اعمال فاسده و افعال خبيثه و تعقب به ذكر انواع وعيد در حق آنها در دنيا و آخرت، سپس توصيف مؤمنين را به خصال حميده و اعمال خيريه به نقيض منافقين بيان فرمايد:
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ‌: و مردان و زنان مؤمنه. بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ‌:
بعضى از ايشان محبان و دوستان برخى ديگرند در تعاون و تناصر يكديگر در طريق قديم و دين مستقيم. و معاونت آنان بر اين وجه است كه بر ضد منافقين داراى اوصاف حسنه:
صفت اول: يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ‌: امر مى‌كنند به كارهاى نيكو كه آن ايمان و فرمانبردارى است در جميع اوامر الهى و آنچه را كه واجب فرموده يا راضى باشد به آن عقلا يا شرعا.
صفت دوم: وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ: و باز مى‌دارند از كارهاى ناشايسته كه آن كفر و انواع معاصى است و آنچه نهى فرموده و رضا ندارد آن را عقلا يا شرعا.
نكته- ذكر «من» در آيه منافقين و لفظ اولياء در آيه مؤمنين براى آن است كه در صفت منافقين «بعضهم من بعض» دلالت دارد بر اينكه نفاق تابعين متفرع بر نفاق سالفين است، زيرا نفاق و كفر تابعين حاصل شده به سبب تقليد اكابر و رؤسا به هواى نفس و طبيعت و عادت، اما وفاق مؤمنين بتحقيق حاصل شده نه‌
ج5، ص 145
بواسطه ميل و عادت بلكه بواسطه مشاركت در استدلال و هدايت و توفيق و اتحاد حق حقيقى دارند، لا جرم وحدت ايمانى بين آنها ثابت شده.
صفت سيم: وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ: و بر پا مى‌دارند نماز را به شرايط و اركان و آداب آن كه مأمورند.
صفت چهارم: وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ: و مى‌دهند زكات را به آداب متعلقه به آن.
صفت پنجم: وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‌: و فرمان مى‌برند حضرت الهى و رسول سبحانى را در جميع امور.
أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ‌: آن گروه پاكيزه سيره، و ستوده خصلت، زود باشد كه رحمت فرمايد حق تعالى ايشان را، يعنى محققا آنها را مستغرق رحمت خود گرداند در دنيا و آخرت (چه سين مؤكد وقوع است). إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ‌:
بتحقيق خداى تعالى غالب است بر هر چه اراده فرمايد و هيچ چيز مانع اراده او نشود، دانا است به حكمت و مصلحت، و وضع نمايد هر شى‌ء را به محل خود، و رحمت و عذاب را به محل خود قرار دهد.
تنبيه- آيه شريفه دلالت دارد بر آنكه امر به معروف و نهى از منكر از واجبات عينى است كه بر هر فرد فرد مكلفين واجب است، زيرا از صفات جميع مؤمنان شمرده و تخصيص به قومى دون قومى نداده.
حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام در ذيل خطبه قاصعه فرمايد: و انّ عندكم الامثال من بأس اللّه و قوارعه و ايّامه و وقايعه فلا تستبطئوا وعيده جهلا باخذه و تهاونا ببطشه و يأسا من بأسه، فانّ اللّه سبحانه لم يلعن القرن الماضى بين ايديكم إلّا لتركهم الأمر بالمعروف و النّهى عن المنكر فلعن اللّه السّفهاء لركوب المعاصى و الحلماء لترك النّواهى.
يعنى: و بتحقيق نزد شما است داستانها از شدت عذاب الهى و عقوبات كوبنده او و روزهاى سخت او واقعه‌هاى نكال او، پس بعيد نشماريد وعيد عذاب او را از جهت جهالت شما به مؤاخذه او، و از جهت استخفاف به عنف و سطوت او و از جهت نوميدى از عذاب او، پس بتحقيق خداى تعالى دور نفرموده از رحمت واسعه خود اهل قرون گذشته را مگر به سبب ترك كردن ايشان امر
ج5، ص 146
به معروف و نهى از منكر را، پس دور فرمود از رحمت خود سفيهان را بواسطه ارتكاب معاصى و دانايان را به جهت ترك كردن نهى از مناهى.
}}
|-|
روان جاوید=
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (71) وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)
ترجمه‌
مردان مؤمن و زنان مؤمنه بعضى از آنها دوستان بعض ديگرند امر مى‌كنند بكار خوب و نهى مى‌كنند از كار بد و بپا ميدارند نماز را و ميدهند زكوة را و اطاعت مى‌كنند خدا و پيغمبرش را آنگروه زود باشد كه رحمت كند ايشان را خدا همانا خداوند غالب درست كردار است‌
وعده داد خدا مردان مؤمن و زنان مؤمنه را بهشتهائيكه ميرود در آنها نهرها جاودانيانند در آن و منزلهاى پاكيزه در باغ‌هاى جاويدان و خوشنودى از خدا بزرگتر است اين است آن كاميابى بزرگ.
تفسير
در مقابل سنخيّت اهل نفاق و كفر با يكديگر كه در آيات سابقه بيان شد سنخيّت و اتّحاد و دوستى اهل ايمان است از مرد و زن با يكديگر بدليل آنكه همه طالب و مروّج يك مقصودند امر ميكنند بكار خوب شرعى و عقلى و نهى ميكنيد از كار بد عقلى و شرعى و سعى مى‌كنند در اقامه نماز و از دادن زكوة بخل نمى‌كنند و اطاعت پيغمبر را اطاعت خدا ميدانند و از حكم او تخلّف نمى‌نمايند و خداوند هم مسلّما رحمت خود را در دنيا و آخرت از ايشان دريغ نميفرمايد چون سين مؤكّد وقوع فعل مضارع است و خدا داراى عزّت تامّه است كسى نميتواند مانع از نفوذ اراده او شود و افعالش محكم و متين و مطابق باصلاح عامّه است و در مجمع از پيغمبر (ص) نقل نموده كه عدن خانه خدا است كه كسى آنرا نديده و بقلب بشرى خطور نكرده سكونت نميكنند در آن مگر سه گروه انبياء و صدّيقان و شهداء خداوند ميفرمايد خوشا بحال كسانيكه داخل در آن خانه ميشوند و در خصال از آنحضرت نقل نموده كه كسيكه خوش داشته باشد كه زندگى كند مانند زندگى من و بميرد مانند مردن من و سكونت كند در بهشت من آن بهشتيكه خدا كه پروردگار من است بمن وعده فرموده كه باغهاى جاودان سبز و خرّمى است كه درخت هاى آنرا خداوند بدست خود كاشته و بعد فرموده بشو آنطور كه من ميخواهم و شده پس بايد دوست بدارد على بن أبي طالب و ذرّيّه او را بعد از او و از امير المؤمنين (ع) روايت شده است كه يك نفر يهودى پرسيد از آن حضرت كه مسكن پيغمبر شما از بهشت كجا است جواب فرمود اعلى درجات و اشرف مقامات آن كه جنّات عدن است و يهودى قسم خورد كه راست است و همان است كه موسى املاء نمود و هرون نوشت رزقنا اللّه بولايتهم‌
----
جلد 2 صفحه 601
انشاء اللّه تعالى و با همه اين تفصيلات ذرّه از خوشنودى خدا برتر و بالاتر و بزرگتر از تمام اين مراتب و مقامات و درجات است چون آن وسيله تمام سعادات و موجب هر فوز و فلاح و كاميابى و نجاح است و سبب وصول بدار كرامت اوست كه اكبر و اعظم ثواب‌هاى آخرت است ..
}}
|-|
اطیب البیان=
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
وَ المُؤمِنُون‌َ وَ المُؤمِنات‌ُ بَعضُهُم‌ أَولِياءُ بَعض‌ٍ يَأمُرُون‌َ بِالمَعرُوف‌ِ وَ يَنهَون‌َ عَن‌ِ المُنكَرِ وَ يُقِيمُون‌َ الصَّلاةَ وَ يُؤتُون‌َ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُون‌َ اللّه‌َ وَ رَسُولَه‌ُ أُولئِك‌َ سَيَرحَمُهُم‌ُ اللّه‌ُ إِن‌َّ اللّه‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (71)
و مؤمنين‌ و مؤمنات‌ نسبت‌ بيكديگر دوستي‌ و محبت‌ و دلبستگي‌ و اطاعت‌
جلد 8 - صفحه 267
و فرمان‌ بري‌ دارند امر بمعروف‌ ميكنند و نهي‌ ‌از‌ منكر و برپا ميدارند نماز ‌را‌ و اداء ميكنند زكاة ‌را‌ و اطاعت‌ ميكنند ‌خدا‌ و ‌رسول‌ ‌او‌ ‌را‌ اينها هستند ‌که‌ زود ‌باشد‌ مشمول‌ رحمت‌ الهي‌ شوند خداوند محققا عزيز غالب‌ ريزه‌كار ‌است‌ حكيم‌ عالم‌ بحكم‌ و مصالح‌ امور ‌است‌.
وَ المُؤمِنُون‌َ وَ المُؤمِنات‌ُ مراد اهل‌ ولايت‌ و معتقد بامامت‌ ائمه‌ اثني‌ عشر هستند چنانچه‌ ‌از‌ استشهادات‌ ائمه‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌ باين‌ ‌آيه‌ ‌در‌ نصرت‌ شيعه‌ بيك‌ ديگر استفاده‌ ميشود بَعضُهُم‌ أَولِياءُ بَعض‌ٍ بيك‌ ديگر كمك‌ و اعانت‌ و نصرت‌ و دوستي‌ و محبت‌ و همراهي‌ ميكنند ‌که‌ فرمودند
(بني‌ الاسلام‌ ‌علي‌ خمس‌)
يكي‌
يأمرون‌ بالمعروف‌
امر بمعروف‌ واجبات‌ شرعيه‌ الهيه‌، ديگر
و ينهون‌ ‌عن‌ المنكر
‌از‌ محرمات‌ شرعيه‌ الهيه‌ سوم‌
و يقيمون‌ الصلاة
‌هم‌ نماز ميگذارند و ‌هم‌ حفظ حدود نماز ‌را‌ ميكنند و نميگذارند ‌از‌ ‌بين‌ برود چهارم‌
و يؤتون‌ الزكاة
حقوق‌ فقراء ‌را‌ ادا ميكنند و ردّ زكاة ميكنند ‌که‌ ‌در‌ حديث‌ دارد ‌اگر‌ اغنياء اداء زكاة ميكردند يك‌ فقير باقي‌ نميماند و ‌اگر‌ زكاة وافي‌ نبود خداوند بيشتر معين‌ ميفرمود ‌اينکه‌ چهار ركن‌ ركن‌ پنجم‌ ولايت‌ ائمة اطهار [ع‌] ‌است‌ ‌که‌ فرمودند
(‌ما نودي‌ بشي‌ء اعظم‌ ‌من‌ الولاية)
و ‌اينکه‌ ركن‌ پنجم‌ استفاده‌ ميشود ‌از‌ جمله‌ وَ يُطِيعُون‌َ اللّه‌َ وَ رَسُولَه‌ُ ‌که‌ ‌خدا‌ و ‌رسول‌ تعيين‌ خليفه‌ كردند ‌در‌ غدير خم‌ و مواقع‌ ديگر و مؤمنين‌ اطاعت‌ كردند و قبول‌ نمودند و مخالفين‌ مخالفت‌ كردند و زير بار نرفتند و ‌از‌ زمره‌ مؤمنين‌ خارج‌ شدند.
اولئك‌ ‌اينکه‌ مؤمنين‌ و مؤمنات‌ ‌را‌ سَيَرحَمُهُم‌ُ اللّه‌ُ وعده‌ شمول‌ رحمت‌ ‌است‌ ‌در‌ دنيا و آخرت‌ إِن‌َّ اللّه‌َ عَزِيزٌ غالب‌ و قادر ‌است‌ ‌بر‌ اضافه‌ رحمت‌ و نزول‌ عذاب‌ حكيم‌ تماما ‌از‌ روي‌ حكمت‌ و عين‌ صلاح‌ ‌است‌.
268
}}
|-|
برگزیده تفسیر نمونه=
===برگزیده تفسیر نمونه===
{{نمایش فشرده تفسیر|
]
(آیه 71)- نشانه‌های مؤمنان راستین: در آیات گذشته علائم و جهات مشترک مردان و زنان منافق در پنج قسمت مطرح گردید.
ج2، ص228
در آیه مورد بحث علائم و نشانه‌های مردان و زنان با ایمان بیان شده است که آن هم در پنج قسمت خلاصه می‌شود.
آیه از اینجا شروع می‌شود که می‌فرماید: «مردان و زنان با ایمان دوست و ولیّ و یار و یاور یکدیگرند» (وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ).
پس از بیان این اصل کلی به شرح جزئیات صفات مؤمنان می‌پردازد:
1- نخست می‌گوید: «آنها مردم را به نیکی‌ها دعوت می‌کند» (یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ).
2- «مردم را از زشتیها و بدیها و منکرات باز می‌دارند» (وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ).
3- آنها به عکس منافقان که خدا را فراموش کرده بودند «نماز را برپا می‌دارند» (وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ). و به یاد خدا هستند و با یاد و ذکر او، دل را روشن، و عقل را بیدار و آگاه می‌دارند.
4- آنها بر خلاف منافقان که افرادی ممسک و بخیل هستند بخشی از اموال خویش را در راه خدا، و حمایت خلق خدا، و برای بازسازی جامعه، انفاق می‌نمایند «و زکات اموال خویش را می‌پردازد» (وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ).
5- منافقان فاسقند و سرکش، و خارج از تحت فرمان حق، اما مؤمنان «اطاعت فرمان خدا و پیامبر او می‌کنند» (وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ).
در پایان این آیه اشاره به نخستین امتیاز مؤمنان از نظر نتیجه و پاداش کرده، می‌گوید: «خداوند آنها را به زودی مشمول رحمت خویش می‌گرداند» (أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ).
شک نیست که وعده رحمت به مؤمنان از طرف خداوند، از هر نظر قطعی و اطمینان بخش است، چرا که «خداوند توانا و حکیم است» (إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ).
نه بدون علت وعده می‌دهد، و نه هنگامی که وعده داد، از انجام آن عاجز می‌ماند.
}}
|-|تسنیم=
|-|تسنیم=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]]
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]]
|-|نور=
}}
*[[تفسیر:نور  | تفسیر آیات]]
 
|-|</tabber>
|-|</tabber>



نسخهٔ ‏۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۰۹


ترجمه

مردان و زنان باایمان، ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می‌کنند؛ نماز را برپا می‌دارند؛ و زکات را می‌پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می‌کنند؛ بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمی‌دهد؛ خداوند توانا و حکیم است!

و مردان و زنان با ايمان يار و دوستدار يكديگرند كه امر به معروف و نهى از منكر مى‌كنند و نماز به پا مى‌دارند و زكات مى‌دهند و از خدا و پيامبرش فرمان مى‌برند. آنان را خدا به زودى مشمول رحمت قرار مى‌دهد [و] خداوند شكست‌ناپذير، حكيم است
و مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند، كه به كارهاى پسنديده وا مى‌دارند، و از كارهاى ناپسند باز مى‌دارند، و نماز را بر پا مى‌كنند و زكات مى‌دهند، و از خدا و پيامبرش فرمان مى‌برند. آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، كه خدا توانا و حكيم است.
و مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند، خلق را به کار نیکو وادار و از کار زشت منع می‌کنند و نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و حکم خدا و رسول او را اطاعت می‌کنند، آنان را البته خدا مشمول رحمت خود خواهد گردانید، که خدا صاحب اقتدار و درست کردار است.
مردان و زنان با ایمان دوست و یار یکدیگرند؛ همواره به کارهای نیک و شایسته فرمان می دهند و از کارهای زشت و ناپسند بازمی دارند، و نماز را برپا می کنند، و زکات می پردازند، و از خدا و پیامبرش اطاعت می نمایند؛ یقیناً خدا آنان را مورد رحمت قرار می دهد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
مردان مؤمن و زنان مؤمن دوستان يكديگرند. به نيكى فرمان مى‌دهند و از ناشايست باز مى‌دارند، و نماز مى‌گزارند و زكات مى‌دهند و از خدا و پيامبرش فرمانبردارى مى‌كنند. خدا اينان را رحمت خواهد كرد، خدا پيروزمند و حكيم است.
و مردان و زنان مؤمن دوستدار همدیگرند، که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و نماز برپا می‌دارند و زکات می‌پردازند و از خداوند و پیامبر او اطاعت می‌کنند، زودا که خداوند بر آنان رحمت آورد، که خداوند پیروزمند فرزانه است‌
و مردان و زنان مؤمن دوستان و ياوران يكديگرند به كار نيك و پسنديده فرمان مى‌دهند و از كار زشت و ناپسند باز مى‌دارند و نماز را به پاى مى دارند و زكات مى‌دهند و خدا و پيامبرش را فرمان مى‌برند. اينانند كه خداى بزودى برايشان مِهر و بخشايش آرد كه خدا تواناى بى‌همتا و داناى درستكار است.
مردان و زنان مؤمن، برخی دوستان و یاوران برخی دیگرند. همدیگر را به کار نیک می‌خوانند و از کار بد باز می‌دارند، و نماز را چنان که باید می‌گزارند، و زکات را می‌پردازند، و از خدا و پیغمبرش فرمانبرداری می‌کنند. ایشان کسانیند که خداوند به زودی ایشان را مشمول رحمت خود می‌گرداند. (این وعده‌ی خدا است و خداوند به گزاف وعده نمی‌دهد و از وفای بدان هم ناتوان نیست. چرا که) خداوند توانا و حکیم است.
و مردان و زنان باایمان، دوست‌دار، نگهدار و پشتوانه‌ی یکدیگرند. همدیگر را به کارهای شناخته شده [:پسندیده] وامی‌دارند و از کارهای ناشناخته [:ناپسند] باز می‌دارند و نماز را بر پا می‌دارند و زکات را می‌دهند و خدا و پیامبرش را فرمان می‌برند. اینانند که خدا به زودی مشمول رحمتشان قرار خواهد داد. به‌راستی خدا عزیزی حکیم است.
مردان مؤمن و زنان مؤمنه برخی از ایشانند دوستان برخی فرمان کنند به نیکی و بازدارند از بدی و بپای دارند نماز را و بدهند زکوة را و فرمان برند خدا و پیمبرش را آنان را بزودی رحم کند خدا و هر آینه خدا است عزّتمند حکیم‌


التوبة ٧٠ آیه ٧١ التوبة ٧٢
سوره : سوره التوبة
نزول : ٤ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣١
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أوْلِیَآءُ»: یاران. یاوران.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ «71»

مردان وزنان با ايمان، يار وياور واولياى يكديگرند، به معروف (خوبى‌ها) فرمان مى‌دهند و از منكرات و بدى‌ها (منكرات) نهى مى‌كنند، نماز بر پاى داشته، زكات مى‌پردازند و از خداوند و پيامبرش پيروى مى‌كنند. بزودى خداوند آنان را مشمول رحمت خويش قرار خواهد داد. همانا خداوند، تواناى غالب و حكيم است.

جلد 3 - صفحه 463

نکته ها

آيه‌ى 67، درباره‌ى منافقان تعبيرِ «بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ» را آورده بود، امّا اين آيه درباره‌ى مؤمنان مى‌فرمايد: «بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ»، شايد اختلاف تعبير به خاطر آن است كه بر خلاف مؤمنان، وحدت عميق و پيوند ولايت در ميان منافقان نيست و هنگام بروز منافع شخصى، وفادار نيستند و وحدتشان ظاهرى و صورى است، به قول قرآن: «تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى» «1» آنان را متّحد مى‌پندارى در حالى كه دلهايشان پراكنده است.

چون امر به معروف ونهى از منكر، عامل برپايى واجبات ديگر است، از اين‌رو در آيه، قبل از نماز و زكات آمده است. «2»

پیام ها

1- زن و مرد هردو، در اصلاح جامعه تأثير گذارند. «الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ»

2- مؤمنان در جامعه‌ى اسلامى، نسبت به يكديگر از طرف خداوند، حقّ ولايت و نظارت همراه با محبّت دارند و بى‌تفاوت نيستند. «بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ»

3- امر به معروف ونهى از منكر كه بر همه‌ى مردان وزنان با ايمان واجب است، برخاسته از حقّ ولايت بر يكديگر است. بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ‌ ... وَ يَنْهَوْنَ‌

4- امر ونهى، در سايه‌ى محبّت وولايت قابل اجراست. بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ، يَأْمُرُونَ‌ ...

5- توجّه به زندگى محرومان و تأمين اجتماعى فقرا، در كنار مسائل عبادى ديگر است. يُقِيمُونَ‌، يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ‌ ...

6- ايمان در اصلاح فرد و جامعه، نقش به سزايى دارد. الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ‌ ... يَأْمُرُونَ‌، يَنْهَوْنَ‌، يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ‌

7- امر به معروف ونهى از منكر، اقامه‌ى نماز، پرداخت زكات واطاعت از خدا و رسول، وظيفه و عملكرد دائمى مؤمنان است. «يَأْمُرُونَ‌، يَنْهَوْنَ‌، يُقِيمُونَ، يُؤْتُونَ، يُطِيعُونَ» (فعل مضارع رمز استمرار است)


«1». حشر، 14.

«2». تحف‌العقول، ص 237.

جلد 3 - صفحه 464

8- كسانى‌كه ديگران را به كارهاى خوب دعوت مى‌كنند، بايد خود نيز اهل عمل باشند. «يَأْمُرُونَ‌، يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ»

9- اطاعت از خدا و رسول بايد با ميل و رغبت باشد. «يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» (اطاعت در لغت به معناى پيروى با ميل است)

10- هم اطاعت از خدا در برنامه‌هاى عبادى لازم است و هم اطاعت از رسول در برنامه‌هاى حكومتى. «يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»

11- اعمال انسان، زمينه‌ساز رحمت الهى است. «يَأْمُرُونَ‌، يَنْهَوْنَ‌، يُقِيمُونَ‌، يُؤْتُونَ‌، يُطِيعُونَ‌، سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ»

12- زن ومرد در دريافت رحمت الهى يكسان مى‌باشند. الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ‌ ... سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (71)

چون حق تعالى مبالغه فرمود در بيان وصف منافقين به اعمال فاسده و افعال خبيثه و تعقب به ذكر انواع وعيد در حق آنها در دنيا و آخرت، سپس توصيف مؤمنين را به خصال حميده و اعمال خيريه به نقيض منافقين بيان فرمايد:

وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ‌: و مردان و زنان مؤمنه. بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ‌:

بعضى از ايشان محبان و دوستان برخى ديگرند در تعاون و تناصر يكديگر در طريق قديم و دين مستقيم. و معاونت آنان بر اين وجه است كه بر ضد منافقين داراى اوصاف حسنه:

صفت اول: يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ‌: امر مى‌كنند به كارهاى نيكو كه آن ايمان و فرمانبردارى است در جميع اوامر الهى و آنچه را كه واجب فرموده يا راضى باشد به آن عقلا يا شرعا.

صفت دوم: وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ: و باز مى‌دارند از كارهاى ناشايسته كه آن كفر و انواع معاصى است و آنچه نهى فرموده و رضا ندارد آن را عقلا يا شرعا.

نكته- ذكر «من» در آيه منافقين و لفظ اولياء در آيه مؤمنين براى آن است كه در صفت منافقين «بعضهم من بعض» دلالت دارد بر اينكه نفاق تابعين متفرع بر نفاق سالفين است، زيرا نفاق و كفر تابعين حاصل شده به سبب تقليد اكابر و رؤسا به هواى نفس و طبيعت و عادت، اما وفاق مؤمنين بتحقيق حاصل شده نه‌

ج5، ص 145

بواسطه ميل و عادت بلكه بواسطه مشاركت در استدلال و هدايت و توفيق و اتحاد حق حقيقى دارند، لا جرم وحدت ايمانى بين آنها ثابت شده.

صفت سيم: وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ: و بر پا مى‌دارند نماز را به شرايط و اركان و آداب آن كه مأمورند.

صفت چهارم: وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ: و مى‌دهند زكات را به آداب متعلقه به آن.

صفت پنجم: وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‌: و فرمان مى‌برند حضرت الهى و رسول سبحانى را در جميع امور.

أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ‌: آن گروه پاكيزه سيره، و ستوده خصلت، زود باشد كه رحمت فرمايد حق تعالى ايشان را، يعنى محققا آنها را مستغرق رحمت خود گرداند در دنيا و آخرت (چه سين مؤكد وقوع است). إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ‌:

بتحقيق خداى تعالى غالب است بر هر چه اراده فرمايد و هيچ چيز مانع اراده او نشود، دانا است به حكمت و مصلحت، و وضع نمايد هر شى‌ء را به محل خود، و رحمت و عذاب را به محل خود قرار دهد.

تنبيه- آيه شريفه دلالت دارد بر آنكه امر به معروف و نهى از منكر از واجبات عينى است كه بر هر فرد فرد مكلفين واجب است، زيرا از صفات جميع مؤمنان شمرده و تخصيص به قومى دون قومى نداده.

حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام در ذيل خطبه قاصعه فرمايد: و انّ عندكم الامثال من بأس اللّه و قوارعه و ايّامه و وقايعه فلا تستبطئوا وعيده جهلا باخذه و تهاونا ببطشه و يأسا من بأسه، فانّ اللّه سبحانه لم يلعن القرن الماضى بين ايديكم إلّا لتركهم الأمر بالمعروف و النّهى عن المنكر فلعن اللّه السّفهاء لركوب المعاصى و الحلماء لترك النّواهى.

يعنى: و بتحقيق نزد شما است داستانها از شدت عذاب الهى و عقوبات كوبنده او و روزهاى سخت او واقعه‌هاى نكال او، پس بعيد نشماريد وعيد عذاب او را از جهت جهالت شما به مؤاخذه او، و از جهت استخفاف به عنف و سطوت او و از جهت نوميدى از عذاب او، پس بتحقيق خداى تعالى دور نفرموده از رحمت واسعه خود اهل قرون گذشته را مگر به سبب ترك كردن ايشان امر

ج5، ص 146

به معروف و نهى از منكر را، پس دور فرمود از رحمت خود سفيهان را بواسطه ارتكاب معاصى و دانايان را به جهت ترك كردن نهى از مناهى.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (71) وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)

ترجمه‌

مردان مؤمن و زنان مؤمنه بعضى از آنها دوستان بعض ديگرند امر مى‌كنند بكار خوب و نهى مى‌كنند از كار بد و بپا ميدارند نماز را و ميدهند زكوة را و اطاعت مى‌كنند خدا و پيغمبرش را آنگروه زود باشد كه رحمت كند ايشان را خدا همانا خداوند غالب درست كردار است‌

وعده داد خدا مردان مؤمن و زنان مؤمنه را بهشتهائيكه ميرود در آنها نهرها جاودانيانند در آن و منزلهاى پاكيزه در باغ‌هاى جاويدان و خوشنودى از خدا بزرگتر است اين است آن كاميابى بزرگ.

تفسير

در مقابل سنخيّت اهل نفاق و كفر با يكديگر كه در آيات سابقه بيان شد سنخيّت و اتّحاد و دوستى اهل ايمان است از مرد و زن با يكديگر بدليل آنكه همه طالب و مروّج يك مقصودند امر ميكنند بكار خوب شرعى و عقلى و نهى ميكنيد از كار بد عقلى و شرعى و سعى مى‌كنند در اقامه نماز و از دادن زكوة بخل نمى‌كنند و اطاعت پيغمبر را اطاعت خدا ميدانند و از حكم او تخلّف نمى‌نمايند و خداوند هم مسلّما رحمت خود را در دنيا و آخرت از ايشان دريغ نميفرمايد چون سين مؤكّد وقوع فعل مضارع است و خدا داراى عزّت تامّه است كسى نميتواند مانع از نفوذ اراده او شود و افعالش محكم و متين و مطابق باصلاح عامّه است و در مجمع از پيغمبر (ص) نقل نموده كه عدن خانه خدا است كه كسى آنرا نديده و بقلب بشرى خطور نكرده سكونت نميكنند در آن مگر سه گروه انبياء و صدّيقان و شهداء خداوند ميفرمايد خوشا بحال كسانيكه داخل در آن خانه ميشوند و در خصال از آنحضرت نقل نموده كه كسيكه خوش داشته باشد كه زندگى كند مانند زندگى من و بميرد مانند مردن من و سكونت كند در بهشت من آن بهشتيكه خدا كه پروردگار من است بمن وعده فرموده كه باغهاى جاودان سبز و خرّمى است كه درخت هاى آنرا خداوند بدست خود كاشته و بعد فرموده بشو آنطور كه من ميخواهم و شده پس بايد دوست بدارد على بن أبي طالب و ذرّيّه او را بعد از او و از امير المؤمنين (ع) روايت شده است كه يك نفر يهودى پرسيد از آن حضرت كه مسكن پيغمبر شما از بهشت كجا است جواب فرمود اعلى درجات و اشرف مقامات آن كه جنّات عدن است و يهودى قسم خورد كه راست است و همان است كه موسى املاء نمود و هرون نوشت رزقنا اللّه بولايتهم‌


جلد 2 صفحه 601

انشاء اللّه تعالى و با همه اين تفصيلات ذرّه از خوشنودى خدا برتر و بالاتر و بزرگتر از تمام اين مراتب و مقامات و درجات است چون آن وسيله تمام سعادات و موجب هر فوز و فلاح و كاميابى و نجاح است و سبب وصول بدار كرامت اوست كه اكبر و اعظم ثواب‌هاى آخرت است ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ المُؤمِنُون‌َ وَ المُؤمِنات‌ُ بَعضُهُم‌ أَولِياءُ بَعض‌ٍ يَأمُرُون‌َ بِالمَعرُوف‌ِ وَ يَنهَون‌َ عَن‌ِ المُنكَرِ وَ يُقِيمُون‌َ الصَّلاةَ وَ يُؤتُون‌َ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُون‌َ اللّه‌َ وَ رَسُولَه‌ُ أُولئِك‌َ سَيَرحَمُهُم‌ُ اللّه‌ُ إِن‌َّ اللّه‌َ عَزِيزٌ حَكِيم‌ٌ (71)

و مؤمنين‌ و مؤمنات‌ نسبت‌ بيكديگر دوستي‌ و محبت‌ و دلبستگي‌ و اطاعت‌

جلد 8 - صفحه 267

و فرمان‌ بري‌ دارند امر بمعروف‌ ميكنند و نهي‌ ‌از‌ منكر و برپا ميدارند نماز ‌را‌ و اداء ميكنند زكاة ‌را‌ و اطاعت‌ ميكنند ‌خدا‌ و ‌رسول‌ ‌او‌ ‌را‌ اينها هستند ‌که‌ زود ‌باشد‌ مشمول‌ رحمت‌ الهي‌ شوند خداوند محققا عزيز غالب‌ ريزه‌كار ‌است‌ حكيم‌ عالم‌ بحكم‌ و مصالح‌ امور ‌است‌.

وَ المُؤمِنُون‌َ وَ المُؤمِنات‌ُ مراد اهل‌ ولايت‌ و معتقد بامامت‌ ائمه‌ اثني‌ عشر هستند چنانچه‌ ‌از‌ استشهادات‌ ائمه‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌ باين‌ ‌آيه‌ ‌در‌ نصرت‌ شيعه‌ بيك‌ ديگر استفاده‌ ميشود بَعضُهُم‌ أَولِياءُ بَعض‌ٍ بيك‌ ديگر كمك‌ و اعانت‌ و نصرت‌ و دوستي‌ و محبت‌ و همراهي‌ ميكنند ‌که‌ فرمودند

(بني‌ الاسلام‌ ‌علي‌ خمس‌)

يكي‌

يأمرون‌ بالمعروف‌

امر بمعروف‌ واجبات‌ شرعيه‌ الهيه‌، ديگر

و ينهون‌ ‌عن‌ المنكر

‌از‌ محرمات‌ شرعيه‌ الهيه‌ سوم‌

و يقيمون‌ الصلاة

‌هم‌ نماز ميگذارند و ‌هم‌ حفظ حدود نماز ‌را‌ ميكنند و نميگذارند ‌از‌ ‌بين‌ برود چهارم‌

و يؤتون‌ الزكاة

حقوق‌ فقراء ‌را‌ ادا ميكنند و ردّ زكاة ميكنند ‌که‌ ‌در‌ حديث‌ دارد ‌اگر‌ اغنياء اداء زكاة ميكردند يك‌ فقير باقي‌ نميماند و ‌اگر‌ زكاة وافي‌ نبود خداوند بيشتر معين‌ ميفرمود ‌اينکه‌ چهار ركن‌ ركن‌ پنجم‌ ولايت‌ ائمة اطهار [ع‌] ‌است‌ ‌که‌ فرمودند

(‌ما نودي‌ بشي‌ء اعظم‌ ‌من‌ الولاية)

و ‌اينکه‌ ركن‌ پنجم‌ استفاده‌ ميشود ‌از‌ جمله‌ وَ يُطِيعُون‌َ اللّه‌َ وَ رَسُولَه‌ُ ‌که‌ ‌خدا‌ و ‌رسول‌ تعيين‌ خليفه‌ كردند ‌در‌ غدير خم‌ و مواقع‌ ديگر و مؤمنين‌ اطاعت‌ كردند و قبول‌ نمودند و مخالفين‌ مخالفت‌ كردند و زير بار نرفتند و ‌از‌ زمره‌ مؤمنين‌ خارج‌ شدند.

اولئك‌ ‌اينکه‌ مؤمنين‌ و مؤمنات‌ ‌را‌ سَيَرحَمُهُم‌ُ اللّه‌ُ وعده‌ شمول‌ رحمت‌ ‌است‌ ‌در‌ دنيا و آخرت‌ إِن‌َّ اللّه‌َ عَزِيزٌ غالب‌ و قادر ‌است‌ ‌بر‌ اضافه‌ رحمت‌ و نزول‌ عذاب‌ حكيم‌ تماما ‌از‌ روي‌ حكمت‌ و عين‌ صلاح‌ ‌است‌.

268

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 71)- نشانه‌های مؤمنان راستین: در آیات گذشته علائم و جهات مشترک مردان و زنان منافق در پنج قسمت مطرح گردید.

ج2، ص228

در آیه مورد بحث علائم و نشانه‌های مردان و زنان با ایمان بیان شده است که آن هم در پنج قسمت خلاصه می‌شود.

آیه از اینجا شروع می‌شود که می‌فرماید: «مردان و زنان با ایمان دوست و ولیّ و یار و یاور یکدیگرند» (وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ).

پس از بیان این اصل کلی به شرح جزئیات صفات مؤمنان می‌پردازد:

1- نخست می‌گوید: «آنها مردم را به نیکی‌ها دعوت می‌کند» (یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ).

2- «مردم را از زشتیها و بدیها و منکرات باز می‌دارند» (وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ).

3- آنها به عکس منافقان که خدا را فراموش کرده بودند «نماز را برپا می‌دارند» (وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ). و به یاد خدا هستند و با یاد و ذکر او، دل را روشن، و عقل را بیدار و آگاه می‌دارند.

4- آنها بر خلاف منافقان که افرادی ممسک و بخیل هستند بخشی از اموال خویش را در راه خدا، و حمایت خلق خدا، و برای بازسازی جامعه، انفاق می‌نمایند «و زکات اموال خویش را می‌پردازد» (وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ).

5- منافقان فاسقند و سرکش، و خارج از تحت فرمان حق، اما مؤمنان «اطاعت فرمان خدا و پیامبر او می‌کنند» (وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ).

در پایان این آیه اشاره به نخستین امتیاز مؤمنان از نظر نتیجه و پاداش کرده، می‌گوید: «خداوند آنها را به زودی مشمول رحمت خویش می‌گرداند» (أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ).

شک نیست که وعده رحمت به مؤمنان از طرف خداوند، از هر نظر قطعی و اطمینان بخش است، چرا که «خداوند توانا و حکیم است» (إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ).

نه بدون علت وعده می‌دهد، و نه هنگامی که وعده داد، از انجام آن عاجز می‌ماند.

نکات آیه

۱ - روح ولایت و دوستى، حاکم بر جامعه مؤمنان (و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولیاء بعض)

۲ - عموم مؤمنان (زنان و مردان مؤمن) داراى نوعى ولایت و سرپرستى بر یکدیگر از جانب خداوند هستند. (و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولیاء بعض) برداشت فوق مبتنى بر این است که «ولىّ» به قرینه «یأمرون ... و ینهون» به معناى سرپرست باشد.

۳ - ایمان، مایه پیدایش روح دوستى در میان اهل ایمان (و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولیاء بعض)

۴ - امر به معروف و نهى از منکر، حقى است برخاسته از شأن ولایت و سرپرستى عموم مؤمنان به یکدیگر. (و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر)

۵ - امر به معروف و نهى از منکر، تبلور ولایت و محبّت جامعه ایمانى نسبت به یکدیگر (و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر)

۶ - لزوم بى تفاوت نبودن مؤمنان نسبت به عملکرد و سرنوشت یکدیگر (و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر)

۷ - امر به معروف و نهى از منکر، مهمترین وظیفه مؤمنان و بارزترین مشخصه جامعه اسلامى (و المؤمنون و المؤمنت ... یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر) از اینکه در رأس همه کارها و ارزشها، از امر به معروف و نهى از منکر یاد شده است، اهمیّت برتر آن استفاده مى شود.

۸ - امر به معروف و نهى از منکر، از وظایف اجتماعى همگانى و مشترک میان زنان و مردان (و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر)

۹ - امر به معروف و نهى از منکر، وظیفه اى همیشگى و دایمى است نه تکلیفى مقطعى. (یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر) برداشت فوق از به کارگیرى فعل مضارع (یأمرون و ینهون) که مفید استمرار است، به دست مى آید.

۱۰ - اقامه نماز، پرداخت زکات و اطاعت از خدا و رسول، از نشانه هاى بارز مؤمنان (و المؤمنون و المؤمنت ... و یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة)

۱۱ - ویژگى و اهمیّت اقامه نماز و پرداخت زکات، در میان سایر تکالیف دینى (و المؤمنون و المؤمنت ... و یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة) با توجّه به اینکه جمله «یطیعون اللّه و رسوله» فراگیرنده تمامى تکالیف عبادى و غیر عبادى است; ذکر جداگانه اقامه نماز و پرداخت زکات، نشان از ویژگى و اهمیّت والاى آن دو، در میان سایر عبادات و وظایف است.

۱۲ - مداومت بر اقامه نماز، پرداخت زکات و اطاعت از خدا و رسول از ویژگیهاى مؤمنان راستین (و یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و یطیعون اللّه و رسوله) به کارگیرى فعل مضارع (یقیمون، یؤتون و یطیعون) بیانگر تداوم و استمرار است.

۱۳ - لزوم اهتمام مؤمنان به اصلاح جامعه و تأمین نیازهاى معیشتى آنان، همپاى اهتمام به تکالیف عبادى و فردى (و المؤمنون ... یأمرون بالمعروف ... و یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة) امر به معروف و نهى از منکر، در راستاى اصلاح جامعه و پرداخت زکات در جهت تأمین نیازهاى مالى مؤمنان و اقامه نماز از عبادات فردى انسانهاست.

۱۴ - اسلام، دربردارنده تکالیف عبادى، اجتماعى و اقتصادى است نه محدود در یک بُعد. (و المؤمنون ... یأمرون بالمعروف ... و یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة)

۱۵ - عملکرد، مواضع اجتماعى و خصلتهاى مؤمنان و منافقان، کاملاً متفاوت و متضاد است. (المنفقون و المنفقت ... یأمرون بالمنکر ... و المؤمنون و المؤمنت ... یأمرون بالمعروف) با توجّه به تقابل این آیه با آیه ۶۷ - که در مورد خصلتهاى منافقان بود - برداشت فوق استفاده مى شود.

۱۶ - نقش سازنده ایمان در اصلاح فرد و جامعه و زدودن فقر و فساد از سیماى جامعه بشرى (المؤمنون ... یأمرون بالمعروف ... و یؤتون الزکوة)

۱۷ - مؤمنان راستین، فرمانبران خدا و رسول از روى میل و رغبت و نه از روى اکراه و بى میلى (و یطیعون اللّه و رسوله) واژه «اطاعة» (مصدر یطیعون) به معناى فرمانبردارى از روى رغبت و میل است.

۱۸ - اطاعت از دستورات رسول خدا - در فرمانهاى حکومتى و ... - همانند اطاعت از خدا لازم است. (و یطیعون اللّه و رسوله) جدا آمدن اطاعت رسول از اطاعت خدا، مشعر به متفاوت بودن مواد و موضوعات مورد دستور است.

۱۹ - ولایت رسول خدا (ص) بر مؤمنان، نشأت یافته از مقام رسالت آن حضرت (و یطیعون اللّه و رسوله)

۲۰ - وعده خداوند به بهره مند ساختن مؤمنان راستین، از رحمت خاص خویش در قیامت (و المؤمنون و المؤمنت ... أولئک سیرحمهم اللّه) تعبیر «سیرحمهم» که اختصاص به آینده دارد به جاى «یرحم» مى تواند اشاره به قیامت داشته باشد.

۲۱ - امر به معروف، نهى از منکر، اقامه نماز، پرداخت زکات و اطاعت از خدا و رسولش، عامل جلب رحمت ویژه الهى (یأمرون بالمعروف ... أولئک سیرحمهم اللّه)

۲۲ - ارزش و پاداش اعمال زنان و مردان مؤمن در پیشگاه خداوند، همسان است. (و المؤمنون و المؤمنت ... أولئک سیرحمهم اللّه)

۲۳ - خداوند، عزیز (پیروزمند شکست ناپذیر) و حکیم (کاردان) است. (إن اللّه عزیز حکیم)

۲۴ - عزّت و حکمت الهى، تضمین کننده تحقق وعده ها و بشارتهاى او به مؤمنان (أولئک سیرحمهم اللّه إن اللّه عزیز حکیم)

۲۵ - وعده الهى به شمول رحمتش بر مؤمنان، نشأت یافته از حکمت اوست نه عجز از افاضه رحمت فعلى. (أولئک سیرحمهم اللّه إن اللّه عزیز حکیم) جمله «إن اللّه ... » مى تواند تعلیلى براى پرسش مقدر باشد، که چرا خداوند نزول رحمت به مؤمنان را موکول به آینده کرده است.

روایات و احادیث

۲۶ - صفوان جمال مى گوید: قلت لأبى عبداللّه (ع) ... : تأتینى المرأة المسلمة قد عرفتنى بعملى ... و لیس لها محرم قال: فإذا جائتک المرئة المسلمة فاحملها فإن المؤمن محرم المؤمنة و تلا هذه الآیة «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض» ;[۱] به امام صادق (ع) عرض کردم: زن مسلمانى نزد من مى آید و مرا به شغلم [که مسافربرى است ]مى شناسد ... و محرمى همراه ندارد؟ فرمود هر گاه زن مسلمانى نزد تو آمد، او را به مسافرت ببر ; زیرا مرد مؤمن محرم (معتمد) زن مؤمنه است. سپس امام (ع) این آیه را تلاوت فرمود: المؤمنون و المؤمنان بعضهم اولیاء بعض».

۲۷ - از امام حسین (ع) روایت شده ... و به امیرالمؤمنین (ع) نیز نسبت داده شده که فرمودند: ... خدا مى فرماید: ... «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» فبدءاللّه بالامر بالمعروف و النهى عن المنکر فریضة منه لعلمه بأنها إذا ادیت و اقیمت استقامت الفرائض کلها هیّنها و صعبها ... ;[۲] ... «مردان و زنان با ایمان ولى (و یار و یاور) یکدیگرند و امر به معروف و نهى از منکر مى کنند». خداوند [قبل از نماز و زکات] از امر به معروف و نهى از منکر آغاز کرد ; زیرا مى دانست اگر این دو فریضه عملى گردد همه فرایض - آسان و مشکل آن - پابرجا مى شود».

موضوعات مرتبط

  • احکام: ۱۸
  • اسلام: بعد اجتماعى اسلام ۱۴ ; بعد اقتصادى اسلام ۱۴ ; بعد عبادى اسلام ۱۴ ; جامعیت اسلام ۱۴ ; ویژگیهاى اسلام ۱۴
  • اسماء و صفات: حکیم ۲۳ ; عزیز ۲۳
  • اصلاح: عوامل اصلاح ۱۶
  • اطاعت: آثار اطاعت از خدا ۲۱ ; آثار اطاعت از محمّد(ص) ۲۱ ; اطاعت از خدا ۱۰، ۱۷، ۱۸ ; اطاعت از محمّد(ص) ۱۰، ۱۷ ; اهمیّت اطاعت از محمّد(ص) ۱۸ ; تداوم اطاعت از خدا ۱۲ ; تداوم اطاعت از محمّد (ص) ۱۲
  • امر به معروف: آثار امر به معروف ۲۱ ; اهمیّت امر به معروف ۷، ۸، ۹، ۲۷ ; عمومیت امر به معروف ۸
  • ایمان: آثار اجتماعى ایمان ۱۶ ; آثار ایمان ۳ ; آثار فردى ایمان ۱۶ ; ایمان و فقرزدایى ۱۶
  • پاداش: تساوى در پاداش ۲۲
  • جامعه: اهمیّت اصلاح جامعه ۱۳ ; اهمیّت تأمین نیازهاى جامعه ۱۳ ; عوامل اصلاح جامعه ۱۶
  • جامعه اسلامى: نشانه هاى جامعه اسلامى ۷
  • حقوق: حق امر به معروف ۴، ۵ ; حق نهى از منکر ۴، ۵ ; حق ولایت ۴
  • خدا: پاداشهاى خدا ۲۲ ; حکمت خدا ۲۴، ۲۵ ; خدا و عجز ۲۵ ; رحمت اخروى خدا ۲۰ ; رحمت خاص خدا ۲۰ ; عزّت خدا ۲۴ ; عوامل تحقق بشارتهاى خدا ۲۴ ; عوامل تحقق وعده هاى خدا ۲۴ ; عوامل رحمت خاص خدا ۲۱ ; منشأ وعده هاى خدا ۲۵ ; وعده‌هاى خدا ۲۰
  • رحمت: مشمولان رحمت ۲۰، ۲۵
  • زکات: آثار زکات ۲۱ ; اهمیّت زکات ۱۰، ۱۱ ; تداوم پرداخت زکات ۱۲
  • زن: ارزش عمل زنان مؤمن ۲۲ ; پاداش عمل زنان مؤمن ۲۲ ; تساوى زن و مرد ۲۲ ; مسؤولیت زنان ۸
  • فساد: موانع فساد ۱۶
  • مؤمنان: آثار محبّت در مؤمنان ۵ ; ارزش عمل مؤمنان ۲۲ ; انقیاد مؤمنان ۱۷ ; بشارت به مؤمنان ۲۴ ; پاداش مؤمنان ۲۲ ; تکلیف اجتماعى مؤمنان ۱۳ ; تکلیف فردى مؤمنان ۱۳ ; دوستى مؤمنان ۱ ; صفات مؤمنان ۱۵ ; عمل مؤمنان ۱۵، ۲۲ ; فضایل مؤمنان ۲۰ ; مؤمنان و اصلاح جامعه ۱۳ ; مؤمنان و تأمین نیازهاى جامعه ۱۳ ; مؤمنان و منافقان ۱۵ ; مسؤولیت مؤمنان ۶، ۷ ; مقامات اخروى مؤمنان ۲۰ ; منشأ دوستى در مؤمنان ۳ ; موضعگیرى اجتماعى مؤمنان ۱۵ ; نشانه هاى مؤمنان ۱۰ ; وعده به مؤمنان ۲۵ ; ولایت بر مؤمنان ۱۹ ; ولایت مؤمنان ۱، ۲، ۴، ۵، ۲۶، ۲۷ ; ویژگیهاى مؤمنان ۱۲، ۱۷
  • محمّد(ص): احکام حکومتى محمّد(ص) ۱۸ ; رسالت محمّد(ص) ۱۹ ; محمّد(ص) و مؤمنان ۱۹ ; مقامات محمّد(ص) ۱۹ ; منشأ ولایت محمّد(ص) ۱۹
  • مسؤولیت: مسؤولیتهاى اجتماعى ۸
  • منافقان: صفات منافقان ۱۵ ; عمل منافقان ۱۵ ; موضعگیرى اجتماعى منافقان ۱۵
  • نماز: آثار برپایى نماز ۲۱ ; اهمیّت برپایى نماز ۱۰، ۱۱ ; تداوم برپایى نماز ۱۲
  • نظام جزایى: ۲۲
  • نهى از منکر: آثار نهى از منکر ۲۱ ; اهمیّت نهى از منکر ۷، ۸، ۹، ۲۷ ; عمومیت نهى از منکر ۸
  • واجبات: ۱۸

منابع

  1. تفسیر عیاشى، ج ۲، ص ۹۶، ح ۸۷ ; نورالثقلین، ج ۲، ص ۲۴۰، ح ۲۳۳.
  2. تحف العقول، ص ۲۳۷ ; بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۷۹- ، ح ۳۷.