التوبة ٣٣: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
(افزودن سال نزول)
(QRobot edit)
خط ۳۰: خط ۳۰:
<tabber>
<tabber>
المیزان=
المیزان=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۲۶#link173 | آيات ۳۵ - ۲۹، سوره توبه]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۲۶#link173 | آيات ۳۵ - ۲۹، سوره توبه]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۲۶#link174 | مراد از رسول در توصيف اهل كتاب به اينكه (( آنچه را كه خدا و رسول او حرام كرده اند حرام نمى دانند )) پيامبر اسلام (ص ) مى باشد]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۲۶#link174 | مراد از رسول در توصيف اهل كتاب به اينكه (( آنچه را كه خدا و رسول او حرام كرده اند حرام نمى دانند )) پيامبر اسلام (ص ) مى باشد]]
خط ۵۴: خط ۵۵:
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۲۹#link195 | نقش مبرات و مستحبات مالى در حفظ اساس حيات مجتمع دينى و ايجاد نظام اسلامى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۹_بخش۲۹#link195 | نقش مبرات و مستحبات مالى در حفظ اساس حيات مجتمع دينى و ايجاد نظام اسلامى]]


}}
|-|نمونه=
|-|نمونه=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:نمونه جلد۷_بخش۶۴#link190 | آيه و ترجمه]]
*[[تفسیر:نمونه جلد۷_بخش۶۴#link190 | آيه و ترجمه]]
*[[تفسیر:نمونه جلد۷_بخش۶۴#link191 |  تفسير :]]
*[[تفسیر:نمونه جلد۷_بخش۶۴#link191 |  تفسير :]]
خط ۶۵: خط ۶۸:
*[[تفسیر:نمونه جلد۷_بخش۶۵#link198 | مفهوم انتظار]]
*[[تفسیر:نمونه جلد۷_بخش۶۵#link198 | مفهوم انتظار]]
*[[تفسیر:نمونه جلد۷_بخش۶۵#link199 | نخستين فلسفه - خودسازى فردى]]
*[[تفسیر:نمونه جلد۷_بخش۶۵#link199 | نخستين فلسفه - خودسازى فردى]]
}}
|-| تفسیر نور=
===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
{{ نمایش فشرده تفسیر|
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ «33»
او كسى است كه پيامبر خود را با هدايت ودين حقّ فرستاد، تا آن را بر همه‌ى دين‌ها پيروز گرداند، هر چند مشركان ناراحت باشند.
===نکته ها===
اين آيه به همين صورت، علاوه بر اين سوره در دو سوره‌ى ديگر نيز آمده است: سوره‌ى فتح، آيه‌ى 28 و سوره‌ى صفّ، آيه‌ى 9.
گرچه اسلام از نظر منطق و استدلال هميشه پيروز بوده است، امّا اين آيه، غلبه‌ى ظاهرى و وعده‌ى حاكميّت اسلام بر جهان را بيان مى‌كند. چنانكه در آيات ديگرى نيز «ظَهَرَ» به معناى استيلا يافتن آمده است، مثل: «إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ» «2» اگر بر شما غالب شوند، سنگسارتان مى‌كنند. ودرباره‌ى كفّار آمده است: «إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً» «3» اگر بر شما غالب شوند، هيچ عهد و پيمانى را مراعات نمى‌كنند.
----
«1». در داستان تغيير قبله نيز خداوند قبله‌اى قرار داد كه پيامبر اسلام راضى باشد؛ «قِبْلَةً تَرْضاها» (بقره، 144) و نيز: «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‌» ضحى، 5.
«2». كهف، 20.
«3». توبه، 8.
جلد 3 - صفحه 411
از يك سو اين آيه تاكنون تحقّق نيافته است و از سويى ديگر خداوند وعده‌ى حاكميّت كلّى اسلام را داده و وعده‌اش دروغ نيست، در نتيجه همان گونه كه در روايات بسيارى آمده است، اين آيه به ظهور حضرت مهدى عليه السلام اشاره دارد.
مسأله‌ى حضرت مهدى عليه السلام و قيام جهانى او، در روايات بسيارى از طريق شيعه و اهل‌سنّت آمده و در اغلب كتب حديثى عامّه نيز مطرح شده و از مسلّمات اعتقادى مسلمانان است. هرچند برخى از جمله وهابيّت به دروغ اين عقيده را مخصوص شيعه دانسته‌اند. «1»
امام باقر عليه السلام فرمودند: زمانى خواهد آمد كه هيچ كس باقى نخواهد ماند، مگر اينكه به رسالت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله اقرار خواهد كرد. «2»
در مورد حاكميّت دين در سراسر گيتى، احاديث بسيارى است؛ از جمله از حضرت على عليه السلام روايت شده است كه در زمان ظهور امام زمان عليه السلام، هيچ خانه‌اى و هيچ قريه‌اى نخواهد بود، مگر آنكه اسلام وارد آن خواهد شد، چه بخواهند، چه نخواهند. و صداى اذان هر صبح و شام در هر قريه‌اى شنيده خواهد شد. «3»
===پیام ها===
1- محور وپايه‌ى دين اسلام، حقّ است. «دِينِ الْحَقِّ» (همه‌ى اديان‌آسمانى حقّند، ولى به خاطر پيدايش تحريف در آنها، حقّانيت آنها مخدوش شده است)
2- حقّ بر باطل پيروز است. «لِيُظْهِرَهُ»
3- اراده و حركت خود را با اراده‌ى الهى هماهنگ سازيم، وگرنه محو و نابود خواهيم شد. «لِيُظْهِرَهُ‌، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»
----
«1». منتخب الأثر.
«2». تفسير نورالثقلين.
«3». تفسير صافى.
تفسير نور(10جلدى)، ج‌3، ص: 412
}}
|-|
اثنی عشری=
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (33)
چون در آيه سابقه حكايت نمود سعى دشمنان را در ابطال امر پيغمبر و ابا و امتناع ذات احديت را در ابطال و اراده اتمام امر آن حضرت، بعد از آن كيفيت اتمام ديانت حقه را بيان فرمايد:
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ‌: ذات احديت حق، ذاتى است كه به حكمت بالغه خود ارسال فرمود پيغمبر خود حضرت ختمى مرتبت را بر تمام عالم و عالميان. بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِ‌: به حجج و بينات و دلايل و دين حق، يعنى اسلام كه حاوى است آنچه صلاح معاش و معاد عموم طبقات مردم تا انقراض‌
ج5، ص 71
عالم، و به عمل به آن مستحق ثواب گردند و غير دين اسلام باطل، و تدين بآن باعث عقاب خواهد بود. لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ‌: تا عالى و عزيز و غالب گرداند دين اسلام را بر همه اديان به قسمى كه بر هيچ مسلمانى صغار و ذلتى نباشد، و ساير اهل ملل و نحل مقهور و مخذول شوند.
تنبيه- ظهور شى‌ء بر غيرش: يا به حجت و دليل است، و يا به كثرت و وفور، و يا به غلبه و استيلاء؛ و محقق است ابشار الهى به ظهور دين اسلام بر ساير اديان، و جايز نيست بشارت مگر به امر مستقبلى كه حاصل نباشد، و ظهور دين اسلام به حجت و برهان مقرر و معلوم است؛ پس واجب شود حمل آيه شريفه بر ظهور به غلبه.
تبصره- كمال حال انبياء صلوات اللّه عليهم اجمعين حاصل نشود مگر به مجموع چند امر:
1- كثرت دلائل و معجزات كه اشاره فرموده بقوله‌ «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌».
2- مشتمل باشد شريعت آن پيغمبر بر امورى كه عقل سليم ادراك نمايد كه شريعت مذكوره، موصوف به صواب و صلاح و موافق حكمت و مصلحت و متضمن منافع دنيا و آخرت است بقوله‌ «وَ دِينِ الْحَقِّ».
3- قرار دهد دين آن پيغمبر را عالى بر تمام اديان، غالب بر اضداد آن، و قاهر منكران بقوله‌ «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ»؛ بنابراين شريعت خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و آله اتم كليّه شرايع، و وجود آن حضرت اكمل تمام انبياء خواهد بود.
وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‌: و اگرچه مشركان كاره باشند و نخواهند اعلا و عزت اسلام را، حق تعالى به قدرت كامله ظاهر فرمايد غلبه و سلطه و رفعت و علو اسلام را رغما لانف كافران.
رفع شبهه: اگر بحث شود كه ظاهر آيه شريفه‌ «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» اقتضا نمايد دين اسلام غالب بر تمام اديان و حال آنكه در اكثر اعصار و قرون كفر غلبه دارد؟
ج5، ص 72
جواب- 1- مراد آنست كه هر طايفه‌اى از مسلمين در قسمتى از بلاد بر كفار غلبه نمودند از جمله عده آنها بر يهود مكه، و جماعتى بر نصاراى شام و روم و غرب، و گروهى بر بت‌پرستان و مجوس و مشركان.
2- مراد غلبه به حجت و برهان است كه در مقام معارضه و مجادله با كفر، اسلام غالب بر تمام اديان خواهد بود، چنانچه احتجاجات حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و ائمه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين با زنادقه و معاندين شاهد صادقى است بر اين مدعا، و ايضا محاجه علماء عظام (قدس الله سرهم).
3- آنكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را واقف گردانيده بر جميع شرايع دين، و مطلع ساخته بر تمام آن بالكليّه، به حدى كه چيزى بر او مخفى نيست.
4- اقوى و اصح جواب آنكه: مراد غلبه اسلام و توحيد است بر تمام عالم و عالميان، و لكن تأويل آيه شريفه محقق نگرديده، و چون وعده الهى تخلف پذير نيست البته و مسلما اين وعده منجز و وقوع خواهد يافت زمان ظهور ولىّ زمان و قطب دائره امكان، حضرت حجة بن الحسن عجل اللّه فرجه، چنانچه اخبار ائمه هدى مؤيد و دال بر اين است از جمله:
1- تفسير برهان صدوق (قدس اللّه سره) به اسناد خود روايت نموده از ابى بصير: قال الصّادق عليه السلام فى قوله عزّ و جلّ‌ «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» فقال: و اللّه ما نزل تأويلها بعد و لا ينزل تأويلها حتّى يخرج القائم فاذا خرج القائم لم يبق كافر باللّه و لا مشرك بالامام الّا كره خروجه حتّى لو كان كافر فى بطن صخرة قالت يا مؤمن فى بطنى كافر فاكسرنى و اقتله.
حضرت صادق سلام اللّه عليه در آيه شريفه‌ «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ ...» فرمود: قسم به خدا نازل نشده تأويل آن هنوز، و نازل نشود تأويل آن تا بيرون آيد قائم، وقتى آن حضرت ظاهر شود باقى نماند كافرى به خدا و نه مشركى به امام مگر كراهت دارد و نمى‌خواهد خروج او را، زيرا اگر كافرى در شكم سنگى باشد سنگ به قدرت كامله تكلم كند كه اى مؤمن، در بطن من كافرى است، مرا بشكن و او را بيرون آور و بكش.
ج5، ص 73
2- العياشى عن ابى المقدام عن ابى جعفر عليه السّلام فى قول اللّه‌ «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‌ ان لا يبقى احد الّا اقرّ بمحمّد.» ايضا الطبرسى قال ابو جعفر عليه السّلام انّ ذلك يكون عند خروج المهدى من ال محمّد فلا يبقى احد الّا اقرّ بمحمّد (ص).
عياشى و طبرسى از حضرت باقر عليه السّلام روايت نموده كه: ظهور ديانت اسلامى، زمان خروج مهدى آل محمد عجل اللّه فرجه باشد، پس باقى نماند احدى مگر آنكه اقرار نمايد به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله.
3- شيخ ابو الفتوح رازى در تفسير خود روايت نموده از مقداد بن اسود قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لا يبقى على ظهر الارض بيت وبر و لا مدر الّا ادخله اللّه كلمة الاسلام امّا بعزّ عزيز او بذلّ ذليل امّا ان يعزّهم فيجعلهم اللّه من اهله فيعزّوا به و امّا ان يذلّهم فيدينون به.
فرمود حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله: باقى نماند روى زمين خانه‌اى گلى و سنگى مگر آنكه خداى تعالى داخل فرمايد كلمه اسلام را در آن، يا به تمامى عزت و يا به تمامى ذلت، يا عزيز شوند به عزت ايمان، و يا ذليل گرداند آنها را تا متدين شوند به اسلام و ايمان.
}}
|-|
روان جاوید=
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ (32) هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (33)
ترجمه‌
ميخواهند آنكه فرو نشانند نور خدا را بدهنهاشان و نمى‌گذارد خدا مگر آنكه تمام كند نور خود را و اگر چه نخواسته باشند آنرا كافران‌
اوست آنكه فرستاد پيغمبرش را براهنمائى و دين حقّ تا غالب كند آنرا بر همه دينها و اگر چه نخواسته باشند مشركان.
تفسير
نور خدا دين اسلام است كه عالم را روشن نموده و كفار ميخواهند بوسيله انكار و تكذيب كه بمنزله بادى است كه از دهان آنها بيرون مى‌آيد خاموش كنند نور خدا را كه بمنزله آفتاب عالمتاب است و خدا نمى‌گذارد قدرت پيدا كنند مگر آنكه آشكار كند حقّ بودن دين خود را و بكمال برساند آنرا در عالم كه احدى خارج از دين اسلام نباشد تا بخواهد اين نور را خاموش كند اگر چه اين معنى بطبع كفّار گران مى‌آيد و از اين تقدير الهى كراهت دارند چون او آنچنان خدائى است كه مبعوث كرد پيغمبر خود را بهدايت و نشر دين حق براى آنكه غالب كند دين او را بر تمام اديان چگونه ميشود خدا از مقصود خود صرف نظر فرمايد پس بر خداوند واجب است اگر يكروز از عمر دنيا باقى مانده باشد آنروز را بقدرى طولانى كند كه امام زمان ظاهر گردد و عالم را از شرك و كفر پاك و پاكيزه فرمايد اگر چه آنها كراهت داشته باشند و بعضى غلبه دين حق را بر ساير اديان بحجّت دانسته‌اند و انصاف آن است كه از جهاتى خلاف ظاهر است و در كافى از امام كاظم (ع) در تفسير اين آيه نقل نموده كه او آنچنان خدائى است كه امر كرد پيغمبر خود را بولايت براى وصىّ او و ولايت دين حق است براى آنكه غالب كند آنرا بر تمام اديان در وقت قيام قائم و خدا باتمام رساننده است ولايت قائم را اگر چه كراهت دارند منكران ولايت على (ع) سؤال نمودند اين تنزيل‌
----
جلد 2 صفحه 576
آيه است فرمود بلى اين تنزيل است و غير آن تأويل و در مجمع از امام باقر (ع) نقل نموده در تفسير اين آيه كه اين امر در وقت ظهور مهدى است از آل محمد (ص) كه در آنزمان احدى باقى نمى‌ماند مگر آنكه اسلام مياورد و در اكمال و عياشى از امام باقر (ع) نقل نموده كه قائم ما منصور است برعب و مؤيّد است بنصرت الهى تمام زمين را مسخّر مى‌كند و گنجها براى او آشكار ميگردد و سلطنت او بر مشرق و مغرب احاطه پيدا ميكند و خدا بوجود او دين خود را بر تمام اديان غالب ميفرمايد و در زمين خرابه باقى نمى‌ماند مگر آنكه آباد ميشود و حضرت عيسى عليه السلام نازل ميشود و باو اقتدا مى‌كند و در اين باب روايات بقدرى زياد است كه حقير از نقلش عاجزم و براى تقويت قلوب و استشهاد بر مطلوب بهمين مقدار اكتفا ميشود.
}}
|-|
اطیب البیان=
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
{{نمایش فشرده تفسیر|
هُوَ الَّذِي‌ أَرسَل‌َ رَسُولَه‌ُ بِالهُدي‌ وَ دِين‌ِ الحَق‌ِّ لِيُظهِرَه‌ُ عَلَي‌ الدِّين‌ِ كُلِّه‌ِ وَ لَو كَرِه‌َ المُشرِكُون‌َ (33)
‌او‌ ‌است‌ خداوندي‌ ‌که‌ فرستاد ‌رسول‌ ‌خود‌ ‌را‌ براه‌ نمايي‌ و هدايت‌ جن‌ و انس‌ و بدين‌ حق‌ ثابت‌ مطابق‌ ‌با‌ واقع‌ ‌تا‌ اينكه‌ ‌اينکه‌ دين‌ حق‌ ‌را‌ ظاهر فرمايد ‌بر‌ تمام‌ اديان‌ عالم‌ و ‌لو‌ كراهت‌ داشته‌ باشند مشركين‌ و نخواهند.
هُوَ الَّذِي‌ أَرسَل‌َ رَسُولَه‌ُ ‌در‌ زماني‌ خداوند ارسال‌ فرمود ‌رسول‌ اكرم‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌
جلد 8 - صفحه 211
‌را‌ ‌که‌ سرتاسر دنيا ‌را‌ شرك‌ و كفر و جهالت‌ فرو گرفته‌ ‌بود‌ ‌که‌ دوره‌ جاهليت‌ گفتند فقط موحد ‌در‌ عالم‌ اوصياء ابراهيم‌ [ع‌] و عيسي‌ [ع‌] و بعضي‌ ‌از‌ خواص‌ ‌آنها‌ بودند آنهم‌ ‌از‌ ترس‌ قدرت‌ ‌بر‌ اظهار نداشتند مثل‌ آباء حضرت‌ رسالت‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و امّهات‌ ‌آنها‌ ‌که‌ ‌در‌ زيارت‌ وارث‌ ميخواني‌ اصلاب‌ شامخه‌ و ارحام‌ مطهّره‌ چنانچه‌ حضرت‌ ابراهيم‌ [ع‌] ‌هم‌ ‌در‌ همچه‌ عصري‌ مبعوث‌ ‌شده‌.
بِالهُدي‌ وَ دِين‌ِ الحَق‌ِّ هدايت‌ بمعجزات‌ و آيات‌ شريفه‌ قرآن‌ ‌که‌ إِن‌َّ هذَا القُرآن‌َ يَهدِي‌ لِلَّتِي‌ هِي‌َ أَقوَم‌ُ اسري‌ ‌آيه‌ 9 ‌که‌ صراط مستقيم‌ و طريق‌ مستوي‌ ‌است‌ ‌براي‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌ و نجات‌ ‌از‌ مهالك‌ نشأتين‌، و دين‌ حق‌ عقائد حقه‌ ‌است‌ ‌در‌ مقابل‌ اديان‌ باطله‌ و عقائد فاسده‌.
لِيُظهِرَه‌ُ عَلَي‌ الدِّين‌ِ كُلِّه‌ِ ‌اگر‌ مراد اظهار بادله‌ واضحه‌ و براهين‌ ساطعه‌ و حجج‌ ظاهره‌ ‌باشد‌ بحمد اللّه‌ جزءا فجزءا عقائد مذهب‌ شيعه‌ اثني‌ عشريه‌ مثل‌ آفتاب‌ روشن‌ ‌است‌ فقط كساني‌ ‌که‌ چشم‌ قلب‌ ‌آنها‌ كور ‌است‌ ‌ يا ‌ مبلغين‌ سوء درب‌ چشم‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بشبهات‌ بسته‌اند نور آفتاب‌ ايمان‌ ‌را‌ مشاهده‌ نميكنند، و ‌اگر‌ مراد ‌از‌ ‌بين‌ رفتن‌ مذاهب‌ فاسده‌ و عقائد باطله‌ ‌باشد‌ بدست‌ يد اللهي‌ حضرت‌ مهدي‌ عجل‌ اللّه‌ ‌تعالي‌ فرجه‌ ظاهر خواهد شد وَ لَو كَرِه‌َ المُشرِكُون‌َ كراهت‌ مقابل‌ اراده‌ ‌است‌ بنا ‌بر‌ مذهب‌ متكلمين‌ نكردن‌ و بنا ‌بر‌ مذهب‌ حكماء نخواستن‌ و صلاح‌ ندانستن‌ ‌است‌.
}}
|-|
برگزیده تفسیر نمونه=
===برگزیده تفسیر نمونه===
{{نمایش فشرده تفسیر|
]
اشاره
(آیه 33)- سر انجام در این آیه بشارت عالمگیر شدن اسلام را به مسلمانان داده و با آن، بحث آیه گذشته را دائر بر این که تلاشهای مذبوحانه دشمنان اسلام به جایی نمی‌رسد، تکمیل می‌کند و با صراحت می‌گوید: «او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر تمام ادیان پیروز و غالب گرداند، هر چند مشرکان را خوشایند نباشد» (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ).
منظور از «هدی» دلائل روشن و براهین آشکاری است که در آیین اسلام وجود دارد و منظور از «دین حق» همین آیینی است که اصولش حق و فروعش نیز حق و بالاخره تاریخ و مدارک و اسناد و نتیجه و برداشت آن نیز همه حق است و بدون شک آیینی که هم محتوای آن حق باشد و هم دلائل و مدارک و تاریخ آن روشن، باید سر انجام بر همه آیینها پیروز گردد.
با گذشت زمان، و پیشرفت علم و دانش، و سهولت ارتباطات، واقعیتها چهره خود را از پشت پرده‌های تبلیغات مسموم، به در خواهد آورد و موانعی را که مخالفان حق بر سر راه آن قرار می‌دهند درهم کوبیده خواهد شد، و به این ترتیب آیین حق و حکومت حق همه جا را فرا خواهد گرفت هر چند دشمنان حق نخواهند و از هیچ گونه کارشکنی مضایقه نکنند، زیرا حرکت آنها حرکتی است بر خلاف
ج2، ص198
مسیر تاریخ و بر ضدّ سنن آفرینش!
قرآن و قیام مهدی (عج):
آیه فوق- که عینا و با همین الفاظ در سوره «صفّ» آیه 9 آمده است و با تفاوت مختصری در سوره «فتح» آیه 28 تکرار شده، خبر از واقعه مهمی می‌دهد که اهمیتش موجب این تکرار شده است- خبر از جهانی شدن اسلام و عالمگیر گشتن این آیین می‌دهد.
زیرا مفهوم آیه پیروزی همه جانبه اسلام بر همه ادیان جهان است، و معنی این سخن آن است که سر انجام اسلام همه کره زمین را فرا خواهد گرفت و بر همه جهان پیروز خواهد گشت.
از امام صادق علیه السّلام در تفسیر این آیه چنین نقل شده: «به خدا سوگند هنوز محتوای این آیه تحقق نیافته است و تنها زمانی تحقق می‌پذیرد که «قائم» خروج کند و به هنگامی که او قیام کند کسی که خدا را انکار نماید در تمام جهان باقی نخواهد ماند».
و نیز از امام باقر علیه السّلام چنین نقل شده: «و عده‌ای که در این آیه است به هنگام ظهور مهدی از آل محمد صلّی اللّه علیه و آله صورت می‌پذیرد، در آن روز هیچ کس در روی زمین نخواهد بود مگر این که اقرار به حقانیت محمد صلّی اللّه علیه و آله می‌کند».
}}


|-|تسنیم=
|-|تسنیم=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]]
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]]
|-|نور=
}}
*[[تفسیر:نور  | تفسیر آیات]]
 
|-|</tabber>
|-|</tabber>



نسخهٔ ‏۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۰۶


ترجمه

او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

او كسى است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هر چند مشركان خوش ندارند
او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هر چند مشركان خوش نداشته باشند.
اوست خدایی که رسول خود را به هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند مشرکان ناراضی و مخالف باشند.
اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.
او كسى است كه پيامبر خود را براى هدايت مردم فرستاد، با دينى درست و بر حق، تا او را بر همه دينها پيروز گرداند، هر چند مشركان را خوش نيايد.
او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاده است، تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند ولو آنکه مشرکان ناخوش داشته باشند
اوست كه پيامبر خود را با راهنمايى به راه راست و دين حق فرستاد تا آن را بر همه دينها چيره گرداند، هر چند مشركان خوش ندارند.
خدا است که پیغمبر خود (محمّد) را همراه با هدایت و دین راستین (به میان مردم) روانه کرده است تا این آئین (کامل و شامل) را بر همه‌ی آئینها پیروز گرداند (و به منصّه‌ی ظهورش رساند) هرچند که مشرکان نپسندند.
اوست کسی که پیامبرش را با هدایت و طاعتِ پای برجا فرستاد، تا دینش را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان را بسی ناخوش آید.
اوست آنکه فرستاد رسولش را به هدایت و دین حقّ تا چیره گرداندش بر کیشها همگی و هرچند نپسندند مشرکان‌


التوبة ٣٢ آیه ٣٣ التوبة ٣٤
سوره : سوره التوبة
نزول : ٨ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْهُدَی»: هدایت. مراد قرآن است. «لِیُظْهِرَهُ»: تا او را مطلع و مسلّط گرداند. تا آن را برتری و چیرگی بخشد. مرجع ضمیر (هُ) می‌تواند (رَسُول) یا (دینِ الْحَقِّ) باشد.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ «33»

او كسى است كه پيامبر خود را با هدايت ودين حقّ فرستاد، تا آن را بر همه‌ى دين‌ها پيروز گرداند، هر چند مشركان ناراحت باشند.

نکته ها

اين آيه به همين صورت، علاوه بر اين سوره در دو سوره‌ى ديگر نيز آمده است: سوره‌ى فتح، آيه‌ى 28 و سوره‌ى صفّ، آيه‌ى 9.

گرچه اسلام از نظر منطق و استدلال هميشه پيروز بوده است، امّا اين آيه، غلبه‌ى ظاهرى و وعده‌ى حاكميّت اسلام بر جهان را بيان مى‌كند. چنانكه در آيات ديگرى نيز «ظَهَرَ» به معناى استيلا يافتن آمده است، مثل: «إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ» «2» اگر بر شما غالب شوند، سنگسارتان مى‌كنند. ودرباره‌ى كفّار آمده است: «إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً» «3» اگر بر شما غالب شوند، هيچ عهد و پيمانى را مراعات نمى‌كنند.


«1». در داستان تغيير قبله نيز خداوند قبله‌اى قرار داد كه پيامبر اسلام راضى باشد؛ «قِبْلَةً تَرْضاها» (بقره، 144) و نيز: «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‌» ضحى، 5.

«2». كهف، 20.

«3». توبه، 8.

جلد 3 - صفحه 411

از يك سو اين آيه تاكنون تحقّق نيافته است و از سويى ديگر خداوند وعده‌ى حاكميّت كلّى اسلام را داده و وعده‌اش دروغ نيست، در نتيجه همان گونه كه در روايات بسيارى آمده است، اين آيه به ظهور حضرت مهدى عليه السلام اشاره دارد.

مسأله‌ى حضرت مهدى عليه السلام و قيام جهانى او، در روايات بسيارى از طريق شيعه و اهل‌سنّت آمده و در اغلب كتب حديثى عامّه نيز مطرح شده و از مسلّمات اعتقادى مسلمانان است. هرچند برخى از جمله وهابيّت به دروغ اين عقيده را مخصوص شيعه دانسته‌اند. «1»

امام باقر عليه السلام فرمودند: زمانى خواهد آمد كه هيچ كس باقى نخواهد ماند، مگر اينكه به رسالت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله اقرار خواهد كرد. «2»

در مورد حاكميّت دين در سراسر گيتى، احاديث بسيارى است؛ از جمله از حضرت على عليه السلام روايت شده است كه در زمان ظهور امام زمان عليه السلام، هيچ خانه‌اى و هيچ قريه‌اى نخواهد بود، مگر آنكه اسلام وارد آن خواهد شد، چه بخواهند، چه نخواهند. و صداى اذان هر صبح و شام در هر قريه‌اى شنيده خواهد شد. «3»

پیام ها

1- محور وپايه‌ى دين اسلام، حقّ است. «دِينِ الْحَقِّ» (همه‌ى اديان‌آسمانى حقّند، ولى به خاطر پيدايش تحريف در آنها، حقّانيت آنها مخدوش شده است)

2- حقّ بر باطل پيروز است. «لِيُظْهِرَهُ»

3- اراده و حركت خود را با اراده‌ى الهى هماهنگ سازيم، وگرنه محو و نابود خواهيم شد. «لِيُظْهِرَهُ‌، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»


«1». منتخب الأثر.

«2». تفسير نورالثقلين.

«3». تفسير صافى.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌3، ص: 412

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (33)

چون در آيه سابقه حكايت نمود سعى دشمنان را در ابطال امر پيغمبر و ابا و امتناع ذات احديت را در ابطال و اراده اتمام امر آن حضرت، بعد از آن كيفيت اتمام ديانت حقه را بيان فرمايد:

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ‌: ذات احديت حق، ذاتى است كه به حكمت بالغه خود ارسال فرمود پيغمبر خود حضرت ختمى مرتبت را بر تمام عالم و عالميان. بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِ‌: به حجج و بينات و دلايل و دين حق، يعنى اسلام كه حاوى است آنچه صلاح معاش و معاد عموم طبقات مردم تا انقراض‌

ج5، ص 71

عالم، و به عمل به آن مستحق ثواب گردند و غير دين اسلام باطل، و تدين بآن باعث عقاب خواهد بود. لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ‌: تا عالى و عزيز و غالب گرداند دين اسلام را بر همه اديان به قسمى كه بر هيچ مسلمانى صغار و ذلتى نباشد، و ساير اهل ملل و نحل مقهور و مخذول شوند.

تنبيه- ظهور شى‌ء بر غيرش: يا به حجت و دليل است، و يا به كثرت و وفور، و يا به غلبه و استيلاء؛ و محقق است ابشار الهى به ظهور دين اسلام بر ساير اديان، و جايز نيست بشارت مگر به امر مستقبلى كه حاصل نباشد، و ظهور دين اسلام به حجت و برهان مقرر و معلوم است؛ پس واجب شود حمل آيه شريفه بر ظهور به غلبه.

تبصره- كمال حال انبياء صلوات اللّه عليهم اجمعين حاصل نشود مگر به مجموع چند امر:

1- كثرت دلائل و معجزات كه اشاره فرموده بقوله‌ «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌».

2- مشتمل باشد شريعت آن پيغمبر بر امورى كه عقل سليم ادراك نمايد كه شريعت مذكوره، موصوف به صواب و صلاح و موافق حكمت و مصلحت و متضمن منافع دنيا و آخرت است بقوله‌ «وَ دِينِ الْحَقِّ».

3- قرار دهد دين آن پيغمبر را عالى بر تمام اديان، غالب بر اضداد آن، و قاهر منكران بقوله‌ «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ»؛ بنابراين شريعت خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و آله اتم كليّه شرايع، و وجود آن حضرت اكمل تمام انبياء خواهد بود.

وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‌: و اگرچه مشركان كاره باشند و نخواهند اعلا و عزت اسلام را، حق تعالى به قدرت كامله ظاهر فرمايد غلبه و سلطه و رفعت و علو اسلام را رغما لانف كافران.

رفع شبهه: اگر بحث شود كه ظاهر آيه شريفه‌ «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» اقتضا نمايد دين اسلام غالب بر تمام اديان و حال آنكه در اكثر اعصار و قرون كفر غلبه دارد؟

ج5، ص 72

جواب- 1- مراد آنست كه هر طايفه‌اى از مسلمين در قسمتى از بلاد بر كفار غلبه نمودند از جمله عده آنها بر يهود مكه، و جماعتى بر نصاراى شام و روم و غرب، و گروهى بر بت‌پرستان و مجوس و مشركان.

2- مراد غلبه به حجت و برهان است كه در مقام معارضه و مجادله با كفر، اسلام غالب بر تمام اديان خواهد بود، چنانچه احتجاجات حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و ائمه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين با زنادقه و معاندين شاهد صادقى است بر اين مدعا، و ايضا محاجه علماء عظام (قدس الله سرهم).

3- آنكه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را واقف گردانيده بر جميع شرايع دين، و مطلع ساخته بر تمام آن بالكليّه، به حدى كه چيزى بر او مخفى نيست.

4- اقوى و اصح جواب آنكه: مراد غلبه اسلام و توحيد است بر تمام عالم و عالميان، و لكن تأويل آيه شريفه محقق نگرديده، و چون وعده الهى تخلف پذير نيست البته و مسلما اين وعده منجز و وقوع خواهد يافت زمان ظهور ولىّ زمان و قطب دائره امكان، حضرت حجة بن الحسن عجل اللّه فرجه، چنانچه اخبار ائمه هدى مؤيد و دال بر اين است از جمله:

1- تفسير برهان صدوق (قدس اللّه سره) به اسناد خود روايت نموده از ابى بصير: قال الصّادق عليه السلام فى قوله عزّ و جلّ‌ «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» فقال: و اللّه ما نزل تأويلها بعد و لا ينزل تأويلها حتّى يخرج القائم فاذا خرج القائم لم يبق كافر باللّه و لا مشرك بالامام الّا كره خروجه حتّى لو كان كافر فى بطن صخرة قالت يا مؤمن فى بطنى كافر فاكسرنى و اقتله.

حضرت صادق سلام اللّه عليه در آيه شريفه‌ «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ ...» فرمود: قسم به خدا نازل نشده تأويل آن هنوز، و نازل نشود تأويل آن تا بيرون آيد قائم، وقتى آن حضرت ظاهر شود باقى نماند كافرى به خدا و نه مشركى به امام مگر كراهت دارد و نمى‌خواهد خروج او را، زيرا اگر كافرى در شكم سنگى باشد سنگ به قدرت كامله تكلم كند كه اى مؤمن، در بطن من كافرى است، مرا بشكن و او را بيرون آور و بكش.

ج5، ص 73

2- العياشى عن ابى المقدام عن ابى جعفر عليه السّلام فى قول اللّه‌ «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‌ ان لا يبقى احد الّا اقرّ بمحمّد.» ايضا الطبرسى قال ابو جعفر عليه السّلام انّ ذلك يكون عند خروج المهدى من ال محمّد فلا يبقى احد الّا اقرّ بمحمّد (ص).

عياشى و طبرسى از حضرت باقر عليه السّلام روايت نموده كه: ظهور ديانت اسلامى، زمان خروج مهدى آل محمد عجل اللّه فرجه باشد، پس باقى نماند احدى مگر آنكه اقرار نمايد به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله.

3- شيخ ابو الفتوح رازى در تفسير خود روايت نموده از مقداد بن اسود قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لا يبقى على ظهر الارض بيت وبر و لا مدر الّا ادخله اللّه كلمة الاسلام امّا بعزّ عزيز او بذلّ ذليل امّا ان يعزّهم فيجعلهم اللّه من اهله فيعزّوا به و امّا ان يذلّهم فيدينون به.

فرمود حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله: باقى نماند روى زمين خانه‌اى گلى و سنگى مگر آنكه خداى تعالى داخل فرمايد كلمه اسلام را در آن، يا به تمامى عزت و يا به تمامى ذلت، يا عزيز شوند به عزت ايمان، و يا ذليل گرداند آنها را تا متدين شوند به اسلام و ايمان.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ (32) هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‌ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (33)

ترجمه‌

ميخواهند آنكه فرو نشانند نور خدا را بدهنهاشان و نمى‌گذارد خدا مگر آنكه تمام كند نور خود را و اگر چه نخواسته باشند آنرا كافران‌

اوست آنكه فرستاد پيغمبرش را براهنمائى و دين حقّ تا غالب كند آنرا بر همه دينها و اگر چه نخواسته باشند مشركان.

تفسير

نور خدا دين اسلام است كه عالم را روشن نموده و كفار ميخواهند بوسيله انكار و تكذيب كه بمنزله بادى است كه از دهان آنها بيرون مى‌آيد خاموش كنند نور خدا را كه بمنزله آفتاب عالمتاب است و خدا نمى‌گذارد قدرت پيدا كنند مگر آنكه آشكار كند حقّ بودن دين خود را و بكمال برساند آنرا در عالم كه احدى خارج از دين اسلام نباشد تا بخواهد اين نور را خاموش كند اگر چه اين معنى بطبع كفّار گران مى‌آيد و از اين تقدير الهى كراهت دارند چون او آنچنان خدائى است كه مبعوث كرد پيغمبر خود را بهدايت و نشر دين حق براى آنكه غالب كند دين او را بر تمام اديان چگونه ميشود خدا از مقصود خود صرف نظر فرمايد پس بر خداوند واجب است اگر يكروز از عمر دنيا باقى مانده باشد آنروز را بقدرى طولانى كند كه امام زمان ظاهر گردد و عالم را از شرك و كفر پاك و پاكيزه فرمايد اگر چه آنها كراهت داشته باشند و بعضى غلبه دين حق را بر ساير اديان بحجّت دانسته‌اند و انصاف آن است كه از جهاتى خلاف ظاهر است و در كافى از امام كاظم (ع) در تفسير اين آيه نقل نموده كه او آنچنان خدائى است كه امر كرد پيغمبر خود را بولايت براى وصىّ او و ولايت دين حق است براى آنكه غالب كند آنرا بر تمام اديان در وقت قيام قائم و خدا باتمام رساننده است ولايت قائم را اگر چه كراهت دارند منكران ولايت على (ع) سؤال نمودند اين تنزيل‌


جلد 2 صفحه 576

آيه است فرمود بلى اين تنزيل است و غير آن تأويل و در مجمع از امام باقر (ع) نقل نموده در تفسير اين آيه كه اين امر در وقت ظهور مهدى است از آل محمد (ص) كه در آنزمان احدى باقى نمى‌ماند مگر آنكه اسلام مياورد و در اكمال و عياشى از امام باقر (ع) نقل نموده كه قائم ما منصور است برعب و مؤيّد است بنصرت الهى تمام زمين را مسخّر مى‌كند و گنجها براى او آشكار ميگردد و سلطنت او بر مشرق و مغرب احاطه پيدا ميكند و خدا بوجود او دين خود را بر تمام اديان غالب ميفرمايد و در زمين خرابه باقى نمى‌ماند مگر آنكه آباد ميشود و حضرت عيسى عليه السلام نازل ميشود و باو اقتدا مى‌كند و در اين باب روايات بقدرى زياد است كه حقير از نقلش عاجزم و براى تقويت قلوب و استشهاد بر مطلوب بهمين مقدار اكتفا ميشود.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


هُوَ الَّذِي‌ أَرسَل‌َ رَسُولَه‌ُ بِالهُدي‌ وَ دِين‌ِ الحَق‌ِّ لِيُظهِرَه‌ُ عَلَي‌ الدِّين‌ِ كُلِّه‌ِ وَ لَو كَرِه‌َ المُشرِكُون‌َ (33)

‌او‌ ‌است‌ خداوندي‌ ‌که‌ فرستاد ‌رسول‌ ‌خود‌ ‌را‌ براه‌ نمايي‌ و هدايت‌ جن‌ و انس‌ و بدين‌ حق‌ ثابت‌ مطابق‌ ‌با‌ واقع‌ ‌تا‌ اينكه‌ ‌اينکه‌ دين‌ حق‌ ‌را‌ ظاهر فرمايد ‌بر‌ تمام‌ اديان‌ عالم‌ و ‌لو‌ كراهت‌ داشته‌ باشند مشركين‌ و نخواهند.

هُوَ الَّذِي‌ أَرسَل‌َ رَسُولَه‌ُ ‌در‌ زماني‌ خداوند ارسال‌ فرمود ‌رسول‌ اكرم‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌

جلد 8 - صفحه 211

‌را‌ ‌که‌ سرتاسر دنيا ‌را‌ شرك‌ و كفر و جهالت‌ فرو گرفته‌ ‌بود‌ ‌که‌ دوره‌ جاهليت‌ گفتند فقط موحد ‌در‌ عالم‌ اوصياء ابراهيم‌ [ع‌] و عيسي‌ [ع‌] و بعضي‌ ‌از‌ خواص‌ ‌آنها‌ بودند آنهم‌ ‌از‌ ترس‌ قدرت‌ ‌بر‌ اظهار نداشتند مثل‌ آباء حضرت‌ رسالت‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و امّهات‌ ‌آنها‌ ‌که‌ ‌در‌ زيارت‌ وارث‌ ميخواني‌ اصلاب‌ شامخه‌ و ارحام‌ مطهّره‌ چنانچه‌ حضرت‌ ابراهيم‌ [ع‌] ‌هم‌ ‌در‌ همچه‌ عصري‌ مبعوث‌ ‌شده‌.

بِالهُدي‌ وَ دِين‌ِ الحَق‌ِّ هدايت‌ بمعجزات‌ و آيات‌ شريفه‌ قرآن‌ ‌که‌ إِن‌َّ هذَا القُرآن‌َ يَهدِي‌ لِلَّتِي‌ هِي‌َ أَقوَم‌ُ اسري‌ ‌آيه‌ 9 ‌که‌ صراط مستقيم‌ و طريق‌ مستوي‌ ‌است‌ ‌براي‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌ و نجات‌ ‌از‌ مهالك‌ نشأتين‌، و دين‌ حق‌ عقائد حقه‌ ‌است‌ ‌در‌ مقابل‌ اديان‌ باطله‌ و عقائد فاسده‌.

لِيُظهِرَه‌ُ عَلَي‌ الدِّين‌ِ كُلِّه‌ِ ‌اگر‌ مراد اظهار بادله‌ واضحه‌ و براهين‌ ساطعه‌ و حجج‌ ظاهره‌ ‌باشد‌ بحمد اللّه‌ جزءا فجزءا عقائد مذهب‌ شيعه‌ اثني‌ عشريه‌ مثل‌ آفتاب‌ روشن‌ ‌است‌ فقط كساني‌ ‌که‌ چشم‌ قلب‌ ‌آنها‌ كور ‌است‌ ‌ يا ‌ مبلغين‌ سوء درب‌ چشم‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بشبهات‌ بسته‌اند نور آفتاب‌ ايمان‌ ‌را‌ مشاهده‌ نميكنند، و ‌اگر‌ مراد ‌از‌ ‌بين‌ رفتن‌ مذاهب‌ فاسده‌ و عقائد باطله‌ ‌باشد‌ بدست‌ يد اللهي‌ حضرت‌ مهدي‌ عجل‌ اللّه‌ ‌تعالي‌ فرجه‌ ظاهر خواهد شد وَ لَو كَرِه‌َ المُشرِكُون‌َ كراهت‌ مقابل‌ اراده‌ ‌است‌ بنا ‌بر‌ مذهب‌ متكلمين‌ نكردن‌ و بنا ‌بر‌ مذهب‌ حكماء نخواستن‌ و صلاح‌ ندانستن‌ ‌است‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

اشاره

(آیه 33)- سر انجام در این آیه بشارت عالمگیر شدن اسلام را به مسلمانان داده و با آن، بحث آیه گذشته را دائر بر این که تلاشهای مذبوحانه دشمنان اسلام به جایی نمی‌رسد، تکمیل می‌کند و با صراحت می‌گوید: «او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر تمام ادیان پیروز و غالب گرداند، هر چند مشرکان را خوشایند نباشد» (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ).

منظور از «هدی» دلائل روشن و براهین آشکاری است که در آیین اسلام وجود دارد و منظور از «دین حق» همین آیینی است که اصولش حق و فروعش نیز حق و بالاخره تاریخ و مدارک و اسناد و نتیجه و برداشت آن نیز همه حق است و بدون شک آیینی که هم محتوای آن حق باشد و هم دلائل و مدارک و تاریخ آن روشن، باید سر انجام بر همه آیینها پیروز گردد.

با گذشت زمان، و پیشرفت علم و دانش، و سهولت ارتباطات، واقعیتها چهره خود را از پشت پرده‌های تبلیغات مسموم، به در خواهد آورد و موانعی را که مخالفان حق بر سر راه آن قرار می‌دهند درهم کوبیده خواهد شد، و به این ترتیب آیین حق و حکومت حق همه جا را فرا خواهد گرفت هر چند دشمنان حق نخواهند و از هیچ گونه کارشکنی مضایقه نکنند، زیرا حرکت آنها حرکتی است بر خلاف

ج2، ص198

مسیر تاریخ و بر ضدّ سنن آفرینش!

قرآن و قیام مهدی (عج):

آیه فوق- که عینا و با همین الفاظ در سوره «صفّ» آیه 9 آمده است و با تفاوت مختصری در سوره «فتح» آیه 28 تکرار شده، خبر از واقعه مهمی می‌دهد که اهمیتش موجب این تکرار شده است- خبر از جهانی شدن اسلام و عالمگیر گشتن این آیین می‌دهد.

زیرا مفهوم آیه پیروزی همه جانبه اسلام بر همه ادیان جهان است، و معنی این سخن آن است که سر انجام اسلام همه کره زمین را فرا خواهد گرفت و بر همه جهان پیروز خواهد گشت.

از امام صادق علیه السّلام در تفسیر این آیه چنین نقل شده: «به خدا سوگند هنوز محتوای این آیه تحقق نیافته است و تنها زمانی تحقق می‌پذیرد که «قائم» خروج کند و به هنگامی که او قیام کند کسی که خدا را انکار نماید در تمام جهان باقی نخواهد ماند».

و نیز از امام باقر علیه السّلام چنین نقل شده: «و عده‌ای که در این آیه است به هنگام ظهور مهدی از آل محمد صلّی اللّه علیه و آله صورت می‌پذیرد، در آن روز هیچ کس در روی زمین نخواهد بود مگر این که اقرار به حقانیت محمد صلّی اللّه علیه و آله می‌کند».

نکات آیه

۱ - حضرت محمّد (ص) فرستاده خداست. (هو الذى أرسل رسوله)

۲ - هدایت و راهنمایى انسان، مسؤولیتى الهى بر دوش پیامبر(ص) (هو الذى أرسل رسوله بالهدى)

۳ - قرآن، کتاب هدایت است. (هو الذى أرسل رسوله بالهدى) نوع مفسّران برآنند که مقصود از «الهدى» قرآن کریم است چرا که قرآن کتاب هدایت است و هدایت فلسفه نزول قرآن است.

۴ - اسلام، تنها دین حق و مورد قبول خدا (هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دین الحق)

۵ - آمدن پیامبر (ص)، همراه با هدایت (قرآن) و دین حق (اسلام) در راستاى تکمیل نور الهى و تحقق اراده خداست. (و یأبى اللّه إلا أن یتم نوره ... هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دین الحق)

۶ - حق، پایه و محور احکام و قوانین دین اسلام (هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دین الحق)

۷ - تاریخ بشریت، در آینده، شاهد شکست تمامى ادیان و پیروزى و حاکمیت دین اسلام خواهد بود. (هو الذى أرسل رسوله ... لیظهره على الدین کله) خداوند در آیه فوق از پیروزى قطعى اسلام بر تمام ادیان جهان، خبر داده و پیشگویى کرد و چون چنین چیزى در دوران رسالت پیامبر اسلام (ص) اتفاق نیفتاد به دست مى آید که این پیروزى مربوط به آینده تاریخ بشریت است.

۸ - تعلق اراده الهى در غلبه یافتن دین حق (اسلام) بر دیگر ادیان جهان، على رغم کراهت مشرکان (و دین الحق لیظهره على الدین کله و لو کره المشرکون)

۹ - یهود و نصارا، مخالف اسلام و ناخشنود از گسترش آن (اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً ... لیظهره على الدین کله و لو کره المشرکون)

۱۰ - یهود و نصارا، مردمانى شرک پیشه (اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً ... و لو کره المشرکون)

روایات و احادیث

۱۱ - «عن محمّد بن الفضیل عن ابى الحسن الماضى (ع) قال: قلت: «هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دین الحق» قال: ... الولایة هى دین الحق قلت: «لیظهره على الدین کلّه» قال: یظهره على جمیع الأدیان عند قیام القائم ... ;[۱] محمّد بن فضیل گوید: از امام کاظم (ع) درباره «هو الذى ارسل رسوله ... » سؤال کردم، فرمود: ... ولایت، همان دین حق است و درباره «لیظهره على الدین کله» فرمود: خداوند هنگام قیام قائم (ع) دین حق را بر همه ادیان غلبه مى دهد ... ».

۱۲ - «عن ابى جعفر (ع) فى قول اللّه «لیظهره على الدین کله ... » یکون ان لا یبقى أحد إلا أقرّ بمحمّد (ص) ;[۲] از امام باقر (ع) درباره قول خدا «لیظهره على الدین کله ... » روایت شده: [زمانى] خواهد بود هیچ کس باقى نمى ماند مگر اینکه به حضرت محمّد (ص) اقرار مى کند».

موضوعات مرتبط

  • احکام: ملاک احکام ۶
  • ادیان: آینده ادیان ۷ ; شکست ادیان ۷، ۸
  • اسلام: پیروزى اسلام ۷، ۸ ; حاکمیت اسلام ۷ ; حقانیت اسلام ۴، ۵، ۶ ; مخالفان اسلام ۹ ; ویژگیهاى اسلام ۴
  • اقرار: اقرار به حقانیت محمّد (ص) ۱۲
  • امام مهدى(ع): قیام امام مهدى(ع) ۱۱
  • حق: اهمیّت حق ۶
  • حقانیت: ملاکهاى حقانیت ۶
  • خدا: اراده خدا ۸ ; زمینه اکمال نور خدا ۵ ; زمینه تحقق اراده خدا ۵
  • دین: پیروزى دین حق ۱۱ ; دین حق ۴، ۵، ۸ ; مراد از دین حق ۱۱
  • رسولان خدا: ۱
  • قرآن: نقش قرآن ۳، ۵ ; هدایتگرى قرآن ۳
  • محمّد (ص): آثار رسالت محمّد (ص) ۵ ; رسالت محمّد (ص) ۱ ; مسؤولیت محمّد (ص) ۲ ; مقامات محمّد (ص) ۱ ; هدایتگرى محمّد (ص) ۲، ۵
  • مسیحیان: شرک مسیحیان ۱۰ ; مخالفت مسیحیان ۹ ; مسیحیان و گسترش اسلام ۹ ; ناخشنودى مسیحیان ۹
  • مشرکان: ۱۰ ناخشنودى مشرکان ۸
  • ولایت: اهمیّت ولایت ۱۱
  • یهود: شرک یهود ۱۰ ; مخالفت یهود ۹ ; ناخشنودى یهود ۹ ; یهود و گسترش اسلام ۹

منابع

  1. کافى، ج ۱، ص ۴۳۲، ح ۹۱ ; نورالثقلین، ج ۲، ص ۲۱۲، ح ۱۲۵.
  2. تفسیر عیاشى، ج ۲، ص ۸۷، ح ۵۰ ; نورالثقلین، ج ۲، ص ۲۱۲، ح ۱۲۷.