فاطر ١٢

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

دو دریا یکسان نیستند: این یکی دریایی است که آبش گوارا و شیرین و نوشیدنش خوشگوار است، و آن یکی شور و تلخ و گلوگیر؛ (امّا) از هر دو گوشتی تازه می خورید و وسایل زینتی استخراج کرده می‌پوشید؛ و کشتیها را در آن می‌بینی که آنها را می‌شکافند (و به سوی مقصد پیش می‌روند) تا از فضل خداوند بهره‌گیرید، و شاید شکر (نعمتهای او را) بجا آورید!

|و دو دريا يكسان نيستند: اين يك، شيرين و گوارا و نوشيدنش خوشگوار و آن يك شور و تلخ است و شما از هر دو گوشت تازه مى‌خوريد و وسايل زينتى پوشيدنى استخراج مى‌كنيد، و كشتى‌ها را در آن مى‌بينى كه [موج‌ها را] مى‌شكافند [و پيش مى‌روند] تا از فضل او روزى جويي

و دو دريا يكسان نيستند: اين يك، شيرين تشنگى‌زدا [و] نوشيدنش گواراست؛ و آن يك، شور تلخ‌مزه است؛ و از هر يك گوشتى تازه مى‌خوريد و زيورى كه آن را بر خود مى‌پوشيد بيرون مى‌آوريد؛ و كشتى را در آن، موج‌شكاف مى‌بينى تا از فضل او [روزى خود را] جستجو كنيد، و اميد كه سپاس بگزاريد.

و هرگز آن دو دریا که آب این یک شیرین و گوارا و آن دگر شور و تلخ است یکسان نیستند، با وجود این شما از هر دو، گوشت تازه تناول می‌کنید و زیورها (چون لؤلؤ و مرجان) از آن استخراج کرده که در پوشیده و زیب و زیور تن می‌سازید، و در آن کشتیها روان بینی تا از فضل خدا (کسب و تجارت کرده و روزی) طلبید و باشد که شکر گزار (نعمتش) گردید.

دو دریا مساوی نیستند، این یکی شیرین و از بین برنده تشنگی و نوشیدنش گوارا و آن یکی شور و تلخ است؛ و از هر یک گوشتی تازه می خورید و زینتی که آن را می پوشید، استخراج می کنید. و کشتی ها را در آن می بینی که آب را می شکافند و می روند تا شما [با رسیدن به مقاصد و هدف هایتان] از فضل او بجویید و باشد که سپاس گزاری کنید.

اين دو دريا يكسان نيستند: يكى آبش شيرين و گواراست و يكى شور و تلخ. از هر دو گوشت تازه مى‌خوريد، و از آنها چيزهايى براى آرايش تن خويش بيرون مى‌كشيد. و مى‌بينى كشتيها را كه آب را مى‌شكافند تا شما از فضل خدا روزى طلبيد و باشد كه سپاسگزار باشيد.

و آن دو دریا برابر نیستند، این یک شیرین خوشگوار که نوشیدنش گواراست، و این یک شور و تلخ، و از هر کدام گوشت تر و تازه می‌خورید، و [از آنها] زیوری بیرون می‌آورید و آن را "می‌پوشید" کشتیی [ها] را در آن، دریا شکاف می‌بینی تا در طلب روزی مقرر از جانب او برآیید، و باشد که سپاس بگزارید

و دو دريا يكسان و برابر نيستند: اين يك شيرين و خوشكام كه آشاميدنش گوارا است و آن ديگر شور و تلخ. و از هر يك گوشت تازه- ماهى- مى‌خوريد و پيرايه و زيورى- مرواريد- بيرون مى‌آريد كه مى‌پوشيد. و كشتيها را در آن مى‌بينى كه آب را مى‌شكافند تا از فزونى و بخشش او- روزى- بجوييد و باشد كه سپاس گزاريد.

دو دریا یکسان نیستند. این یکی گوارا و شیرین و برای نوشیدن خوشگوار است، و آن دیگر شور و تلخ. (با وجود این تفاوت) از هر دوی آنها گوشت تازه (ی ماهیها و جانوران دیگر دریا را) می‌خورید، و از هر دوی آنها وسائل زینت (مروارید و صدف و درّ و مرجان و غیره) برای پیرایش بیرون می‌آورید. (به علاوه از هر دو می‌توانید برای نقل و انتقالات استفاده کنید. لذا، شما انسانها) می‌بینید کشتیها (در پرتو قانون وزن مخصوص اشیاء، از هر طرف دل) دریاها را می‌شکافند و پیش می‌روند، تا از فضل خدا بهره گیرید و شکرگزار (این همه نعمت و لطف خداوندگار) باشید.

و آن دو دریا (با هم) یکسان نیستند: این یک، گوارای تشنگی‌زدا (و) نوشیدنش (نیز) گواراست‌؛ و آن یک، شورِ تلخ (و تشنگی‌زا). و از هر یک گوشتی تازه می‌خورید و زیوری که آن را می‌پوشید بیرون می‌آورید؛ و کشتی‌ها را در آن، موج‌شکنان می‌بینی تا از فضلِ او (روزی خود را) جستجو کنید. و شاید شما سپاس بگزارید.

و یکسان نیستند دو دریا این خوشکام شیرین که گوارا است نوشابه آن و آن نمکی شور (یا تلخ) و از هر یک خورید ماهیی تازه و برون آرید زیوری که پوشیدش و بینی کشتیها را در آن رونده تا بجوئید از فضلش و شاید سپاسگزارید


فاطر ١١ آیه ١٢ فاطر ١٣
سوره : سوره فاطر
نزول : ١٠ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْبَحْرَانِ»: مراد دریاهای شیرین و دریاهای شور است. «عَذْبٌ فُرَاتٌ» و «مِلْحٌ أُجَاجٌ»: (نگا: فرقان / ). «سَآئِغٌ»: (نگا: نحل / ). «لَحْماً طَرِیّاً»: (نگا: نحل / ). «حِلْیَةً»: (نگا: رعد / ، نحل / ). «تَری الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ ...»: (نگا: نحل / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «12»


«1». ميزان الحكمة، (عمر).

جلد 7 - صفحه 482

دو دريا يكسان نيستند: اين يكى شيرين، لطيف (و) نوشيدنش گواراست، و آن يكى، شور و تلخ است، ولى شما از هر دو گوشت تازه مى‌خوريد و زيور (و مرواريد) بيرون مى‌آوريد و مى‌پوشيد. كشتى‌ها را در آن مى‌بينى كه امواج را مى‌شكافند تا از فضل او (روزى) طلبيد و شايد شكرگزار باشيد.

نکته ها

«عَذْبٌ» به معناى شيرين، «فُراتٌ» به معناى لطيف، «سائِغٌ» به معناى گوارا و «مَواخِرَ» جمع «مأخرة» به معناى شكافنده است.

زندگى افراد؛

گاهى شيرين است و گاهى تلخ.

گاهى همراه شهرت است و گاهى همراه گمنامى.

گاهى همراه غناست، گاهى همراه فقر.

گاهى با سلامتى است و گاهى با بيمارى.

ليكن اگر انسان، صيّاد، غوّاص و ناخداى خوبى باشد، در همه‌ى شرايط متضادّ مى‌تواند موفّق باشد. وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ‌ ... وَ تَسْتَخْرِجُونَ‌

بهره‌گيرى از ماهى و استخراج مواد زينتى و كشتيرانى، بركاتى است كه با تلاش انسان همراه است وگرنه بركات دريا بسيار است، از جمله: تشكيل ابرها از بخار دريا، تصفيه هوا، پرورش انواع موجودات آبزى.

پیام ها

1- اول از شيرينى‌ها بگوييد. (با آن كه اكثر درياها آب شور و تلخ دارند ولى در بيان قرآن اول آب شيرين ذكر شده است.) «هذا عَذْبٌ‌- هذا مِلْحٌ»

2- خام خوارى و تحريم گوشت، مورد قبول اسلام نيست. «تَأْكُلُونَ لَحْماً»

3- دريا، بستر خوراك، پوشاك و مركب انسان است. «تَأْكُلُونَ‌- تَلْبَسُونَها- تَرَى الْفُلْكَ»

جلد 7 - صفحه 483

4- در تغذيه بايد به سراغ گوشت تازه رفت. «لَحْماً طَرِيًّا»

5- انسان به زيبائى گرايش فطرى دارد و بهره بردن از زينت مورد قبول اسلام است. «تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها»

6- نعمت‌هاى الهى فضل اوست. ما از او طلبى نداريم. «مِنْ فَضْلِهِ»

7- رزق و فضل الهى در سايه تلاش و كوشش خود انسان بدست مى‌آيد. «لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ»

8- توجّه به نعمت، زمينه‌ى شكوفا شدن روح شكرگزارى است. «تَشْكُرُونَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «12»

بعد از آن بيان قدرت خود را فرمايد:

وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ‌: و برابر نيستند دو دريا، هذا عَذْبٌ فُراتٌ‌: آن آب شيرين خوش مزه، سائِغٌ شَرابُهُ‌: خوشگوار و آسان است آشاميدن آن. وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ‌: و آن ديگر آب شور به غايت تلخ. نزد بعضى اين ضرب المثل مؤمن و كافر است كه مساوات ميان آنها نيست، زيرا يكى از جلاوت ايمان عين‌

جلد 11 - صفحه 22

عذب عرفان است، و ديگرى از مرارت كفر و عصيان، بحر اجاج كفر و طغيان است.

بعد از آن در صفت بحرين و آنچه در آنهاست از انواع نعم فرمايد:

وَ مِنْ كُلٍ‌: و از هر يك از اين دو دريا، تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا: مى‌خوريد گوشتى تازه يعنى ماهى، وَ تَسْتَخْرِجُونَ‌: و بيرون مى‌آوريد از آنها، حِلْيَةً تَلْبَسُونَها: زيور و زينتها از لؤلؤ و مرجان كه مى‌پوشيد آن را، يعنى زنان شما مى‌پوشند، وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ: و مى‌بينى كشتيها را در هر يك از اين دو دريا در حالتى كه بشدت جريان مى‌شكافند آب دريا را، لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ‌: تا طلب كنيد از بخشش حق تعالى، يعنى روزى به طريق تجارت، وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‌: و براى آنكه شايد شما شكر كنيد بر چنين نعمتى كه فايز شديد.

تتمه:

ممكن است از تماميت، تمثيل كافر و مؤمن باشد، يعنى اين هر دو دريا با آنكه مشاركند در بعضى فوايد، مساوى نيستند در آنچه مقصود بالذات است كه آن آب باشد، و در آنكه مخالطه يكى از آن دو مى‌شود چيزى كه مفسد و مغير آن مى‌شود از كمال فطرت آن، همچنين مؤمن و كافر مساوى نيستند و اگرچه در بعضى صفات مشاركند كه آن شجاعت و سخاوت به جهت اختلاف ايشان در عقايد و اعمال از حيث صحت و فساد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْواجاً وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى‌ وَ لا تَضَعُ إِلاَّ بِعِلْمِهِ وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ فِي كِتابٍ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ «11» وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ «12» يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ «13» إِنْ تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا لَكُمْ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَ لا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ «14»

ترجمه‌

و خداوند آفريد شما را از خاك پس از نطفه پس قرار دادتان جفتها و بارور نميشود هيچ زنى و نمى‌نهد بار خود را مگر با علم او و عمر داده نميشود هيچ صاحب عمرى و كم كرده نميشود از عمرش مگر آنكه در كتابى است همانا اين بر خدا آسانست‌

و يكسان نيستند دو دريا اين شيرين خوش طعم گوارا است آشاميدنيش‌


جلد 4 صفحه 380

و اين شور و تلخ و از هر يك ميخوريد گوشتى تازه و بيرون مى‌آوريد پيرايه‌ئى كه ميپوشيد آنرا و ميبينى كشتيها را در آن كه شكافنده‌هاى آبند تا بجوئيد از فضل او و باشد كه شما شكر كنيد

درمى‌آورد شب را در روز و در ميآورد روز را در شب و مسخّر گردانيد آفتاب و ماه را هر يك سير ميكند تا وقتى نامبرده شده اينست خدا پروردگارتان مر او را است پادشاهى و كسانى را كه ميخوانيد غير از او مالك نميباشند پوست هسته خرمائى را

اگر بخوانيدشان نميشنوند خواندنتان را و اگر بشنوند اجابت نميكنند شما را و در روز قيامت منكر شوند شرك شما را و خبر نمى‌دهد تو را مانند آگاهى كه خبر داد.

تفسير

خداوند متعال براى اثبات قدرت كامله و رحمت شامله و بيان احاطه علميّه خود عطف بما سبق فرموده ميفرمايد و خدا آفريد شما را در بدو امر از خاكى كه ارزاق از آن بوجود ميآيد و پس از آن از نطفه كه منى است و از ارزاق بوجود ميآيد پس قرار داد شما را جفتهاى يكديگر از مرد و زن و هيچ زنى بارور نميشود بفرزندى از جنس ذكور و اناث و وضع حمل نميكند مگر آنكه خدا ميداند چه وقت بارور شد و بچه بارور شد و چه وقت فارغ ميشود و عمر نميكند هيچ معمّر و سالخورده‌ئى و كم نميشود از عمرش مگر آنكه در لوح محو و اثبات الهى مكتوب است و اين محو و اثبات و اضافه و نقصان براى خدا آسان است مانند ساير كارها و بعضى گفته‌اند مراد آنستكه هيچ كس عمر دراز يا كوتاه نكند مگر آنكه مقدار آن در لوح محفوظ ثبت است و اين ثبت براى خدا آسان است و مؤيّد معناى اوّل است آنكه قمّى ره نقل فرموده كه آن ردّ بر كسى است كه منكر بداء است يعنى نمايش تغيير در تقدير خدا براى معلّق بودن آن مثلا نوشته شده كه اگر فلانى صله رحم نمود يكصد سال عمر كند و اگر قطع كرد پنجاه سال چون از پيغمبر صلى اللّه عليه و اله روايت شده كه صدقه و صله رحم آباد ميكند ديار را و زياد مينمايد اعمار را و از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه مردى سه سال از عمرش باقى مانده صله رحم مينمايد سى سال بر عمرش افزوده ميشود و ميگردد سى و سه سال و مردى سى و سه سال از عمرش باقى است قطع رحم ميكند سى سال از عمرش كم ميشود و ميگردد سه سال و اخبار در اين معنى بسيار است و يكى از آثار قدرت خدا آنستكه دو درياى متّصل‌


جلد 4 صفحه 381

بيكديگر مساوى نيستند آب آن دو در صفات يكى شيرين و خوش‌طعم و گوارا است و ديگرى شور و تلخ و ناگوار و در عين حال هر دو مفيدند براى بشر چون از هر دو ماهى حلال صيد ميكنند و مرواريد و مرجان بيرون ميآورند و زينت لباس خودشان قرار ميدهند يا گلوبند و دست‌بند ميكنند و ميپوشند آنرا و ديده ميشود كشتيها در هر يك كه آب دريا را ميشكافند و جارى ميگردند در آن باراده ناخدا بامر خدا بيك باد از هر طرف كه بخواهد براى آنكه مردم بفضل الهى مسافرت و تجارت كنند و بهره‌مند گردند و شكرگزار باشند و گفته‌اند اين مثلى است كه خداوند براى مؤمن و كافر زده و آن را شبيه بدرياى شيرين و گوارا و اين را شبيه بدرياى شور و تلخ فرموده و بنظر حقير اگر مثل باشد براى مرد و زن است كه در آيه سابقه ذكر شده و مقصود آنست كه آندو اگر چه در صفات و اخلاق با هم متفاوتند ولى هر يك مورد استفاده ديگرى و هر دو مورد استفاده همه هستند چون هر يك زينت و لباس ديگرى و هر دو موجب ازدياد نسل بشرند مگر مراد از ازواج اصناف باشد چنانچه بعضى گفته‌اند كه مراد از جعلكم ازواجا اصناف خلقند از سفيد و سياه و سرخ و غيرها كه در اين صورت آن مثل بى‌مناسبت نيست و ديگر از آثار قدرت خدا آنستكه در هر سال يكمرتبه بتدريج از شب ميكاهد و داخل در روز ميكند و يكمرتبه از روز ميكاهد و داخل در شب ميكند و آفتاب و ماه را مسخّر خود فرموده كه باراده او سير ميكنند با نظم معيّنى تا دوره خود را بپايان رسانند در وقت معيّن يا سير خود را بپايان رسانند در زمان معيّنى كه روز قيامت باشد اين خداى با چنين قدرتى پروردگار شما است كه پادشاه حقيقى است و مستحقّ پرستش و ستايش نه بتها كه مالك چيزى نيستند حتى قطمير كه قمّى ره فرموده پوست نازك روى هسته است و اگر بخوانيد آنها را نميشنوند و بر فرض بشنوند اجابت نميكنند چون قدرت ندارند و چون روز قيامت شود منكر پرستش شما شوند و گويند نبوديد شما در دنيا اينطور كه عبادت ما را كنيد اطاعت شيطان را ميكرديد يا چرا عبادت ما را نموديد اى پيغمبر مكرّم هيچ كس مانند خدا ترا خبر نميدهد از اين امور چون او فقط از اوضاع و احوال آنعالم با خبر است چنانچه بتمام واقعيّات و واقعات آگاه است و هر كس بر خلاف اين بگويد


جلد 4 صفحه 382

بر خلاف واقع گفته است و لا ينقص بصيغه معلوم و يدعون بصيغه مغايب نيز قرائت شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ ما يَستَوِي‌ البَحران‌ِ هذا عَذب‌ٌ فُرات‌ٌ سائِغ‌ٌ شَرابُه‌ُ وَ هذا مِلح‌ٌ أُجاج‌ٌ وَ مِن‌ كُل‌ٍّ تَأكُلُون‌َ لَحماً طَرِيًّا وَ تَستَخرِجُون‌َ حِليَةً تَلبَسُونَها وَ تَرَي‌ الفُلك‌َ فِيه‌ِ مَواخِرَ لِتَبتَغُوا مِن‌ فَضلِه‌ِ وَ لَعَلَّكُم‌ تَشكُرُون‌َ «12»

و مساوي‌ نيستند دو دريا ‌اينکه‌ دريا آب‌ ‌او‌ سرد و خوش‌ طعم‌ و گوارا و موافق‌ ‌با‌ طبع‌ ‌است‌ شرب‌ ‌او‌ و ‌اينکه‌ دريا شور و تلخ‌ و ‌از‌ ‌هر‌ دو دريا ميل‌ ميكنيد گوشت‌ لذيذ ‌که‌ ماهيان‌ دريا باشند ‌که‌ صيد ميكنيد و بيرون‌ ميآوريد بغوص‌ ‌در‌ دريا لؤلؤ و مرجان‌ و كتان‌ و ميپوشيد و زينت‌ ميكنيد ‌خود‌ ‌را‌ بآنها و ميبيني‌ كشتيها ‌در‌ دريا سير ميكند و ‌براي‌ تجارت‌ و استفاده‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ شهر بآن‌ شهر ميروند بفضل‌ الهي‌ و ‌باشد‌ ‌که‌ ‌شما‌ شكر گزار باشيد.

يكي‌ ‌از‌ قدرت‌هاي‌ الهي‌ اينكه‌ دو دريا وصل‌ بيكديگر يكي‌ شيرين‌ و گوارا ‌است‌ و ديگري‌ شور و تلخ‌ و هيچكدام‌ بديگري‌ مخلوط نميشود ‌که‌ ميفرمايد:

وَ ما يَستَوِي‌ البَحران‌ِ كمال‌ اختلاف‌ و تفاوت‌ ‌را‌ دارند.

هذا عَذب‌ٌ فُرات‌ٌ سرد و گوارا.

سائِغ‌ٌ شَرابُه‌ُ شربش‌ موجب‌ لذت‌ و قبولي‌ طبع‌ ‌است‌.

وَ هذا مِلح‌ٌ أُجاج‌ٌ ‌در‌ مجمع‌ البحرين‌ اجاج‌ ‌را‌ تفسير كرده‌ «المالح‌‌-‌ المرّ شديد المحوله‌» شور و تلخ‌ و شوري‌ ‌او‌ شديد ‌است‌.

وَ مِن‌ كُل‌ٍّ ‌يعني‌ ‌از‌ دو دريا ‌که‌ ‌من‌ ‌کل‌ منهما بوده‌.

تَأكُلُون‌َ لَحماً طَرِيًّا ماهيان‌ ‌که‌ گوشت‌ ‌آنها‌ نرم‌ و نازك‌ ‌است‌ ‌که‌ صيادان‌ صيد ميكنند و تذكيه‌ ‌آنها‌ اينست‌ ‌که‌ زنده‌ ‌از‌ آب‌ بگيرند و روي‌ زمين‌ خارج‌ ‌از‌ آب‌ بميرند.

جلد 15 - صفحه 15

وَ تَستَخرِجُون‌َ حِليَةً تَلبَسُونَها ‌که‌ غواصان‌ ميروند ‌در‌ ته‌ درياها و جواهرات‌ نفيسه‌ و حلي‌ و حلل‌ استخراج‌ ميكنند و مخصوصا زينت‌ زنهاي‌ جوان‌ ميشود.

وَ تَرَي‌ الفُلك‌َ فِيه‌ِ ‌يعني‌ ‌في‌ ‌کل‌ منهما.

مَواخِرَ كشتيها ‌که‌ ‌از‌ شهري‌ بشهري‌ سير دارد.

لِتَبتَغُوا مِن‌ فَضلِه‌ِ ‌براي‌ تجارت‌ و حمل‌ اشيايي‌ ‌از‌ ممالكي‌ ‌به‌ ممالكي‌ و شهري‌ بشهري‌ ميبرند و استفاده‌ ميكنند.

لَعَلَّكُم‌ ‌يعني‌ البته‌ بايد.

تَشكُرُون‌َ ‌اينکه‌ نعم‌ الهي‌ ‌را‌.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 12)- دریای آب شیرین و شور یکسان نیستند! در این آیه به بخش دیگری از آیات آفاقی که نشانه‌های عظمت و قدرت اویند در مورد آفرینش دریاها و برخی برکات و فوائد آنها اشاره کرده، می‌فرماید: «دو دریا یکسان نیستند، این یکی گوارا و شیرین و برای نوشیدن خوشگوار است، و آن دیگر شور و تلخ» (وَ ما یَسْتَوِی الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ).

با آن که هر دو، روز نخست به صورت قطرات باران شیرین و گوارا از آسمان بر زمین نازل شده‌اند، و هر دو از یک ریشه مشتقند، اما در دو چهره کاملا مختلف با فوائد متفاوت ظاهر گشته‌اند.

و عجیب این که: «از هر دو گوشت تازه می‌خورید» (وَ مِنْ کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْماً طَرِیًّا).

«و از هر دو وسائل زینتی برای پوشیدن استخراج می‌کنید» (وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَها).

به علاوه از هر دو می‌توانید برای نقل و انتقالات خود و متاعها بهره بگیرید لذا «کشتیها را می‌بینی که از هر طرف دریاها را می‌شکافند و پیش می‌روند، تا از فضل خداوند بهره گیرید و شاید حق شکر او را ادا کنید» (وَ تَرَی الْفُلْکَ فِیهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ).

نکات آیه

۱ - وجود دو نوع دریا با آب هاى متفاوت «شیرین و گوارا» و «شور و تلخ» در کره زمین (و ما یستوى البحران هذا عذب فرات سائغ شرابه و هذا ملح أُجاج) «عذب» به معناى گوارا و «فرات» به معناى بسیار گوارا و متمایل به شیرین است. «سائغ شرابه» ( از «ساغ الشراب فى الحلق») به معناى «سهل انحداره» است; یعنى، آبى که به خاطر گوارایى و خوشکامى اش، به راحتى از گلو پایین مى رود. «اجاج» نیز به معناى بسیار شور و متمایل به تلخى است.

۲ - وجود دو نوع دریا با آب هاى متفاوت «شیرین و گوارا» و «شور و تلخ»، از نشانه هاى قدرت خداوند و یکتایى او (و ما یستوى البحران هذا عذب فرات سائغ شرابه و هذا ملح أُجاج)

۳ - وجود دو نوع دریا با آب هاى متفاوت «شیرین و گوارا» و «شور و تلخ»، از نعمت هاى الهى براى بشر (و ما یستوى البحران هذا عذب فرات سائغ شرابه و هذا ملح أُجاج) این آیه ضمن آن که در مقام بیان نشانه هاى قدرت و یکتایى پروردگار است، در صدد بر شمردن نعمت هاى الهى براى بشر نیز مى باشد.

۴ - دریاها، از منابع تغذیه انسان با گوشت هاى تازه (و من کلٍّ تأکلون لحمًا طریًا) «طرىّ» به معناى جدید و تازه است.

۵ - وجود جواهر و زیور آلات قابل استخراج در دریاها (و تستخرجون حلیة تلبسونها) «حلیة» به معناى زیور است.

۶ - جواز غواصى و استخراج اشیاى قیمتى و زینتى دریاها (و تستخرجون حلیة تلبسونها)

۷ - گرایش انسان ها به زیبایى و تزیین با زیورآلات (و تستخرجون حلیة تلبسونها) آیه شریفه در صدد گزارش از یک واقعیت خارجى است و آن استفاده مدام انسان ها از زیورآلات دریایى است. این کار حکایت از تمایل و گرایشى است که در درون انسان ها وجود دارد.

۸ - دریاها، بستر تحرک کشتى ها براى تجارت و سفر (و ترى الفلک فیه مواخر لتبتغوا من فضله) «ماخرة» (مفرد «مواخر») از ماده «مخر» و به معناى شکافنده آب ها است.

۹ - استفاده از مظاهر طبیعت، براى خوراک، پوشاک و زیور آلات، مجاز و روا است. (و من کلٍّ تأکلون لحمًا طریًّا و تستخرجون حلیة تلبسونها)

۱۰ - تغذیه با گوشت هاى تازه و استفاده از زیورهاى دریایى و کشتیرانى، از فواید دریاها است. (و من کلٍّ تأکلون لحمًا طریًّا ... و ترى الفلک فیه مواخر)

۱۱ - گوشت هاى تازه دریایى و اشیاى تزیینى آن و سهولت کشتیرانى، از نعمت هاى الهى براى بشر (من کلٍّ تأکلون لحمًا طریًّا و تستخرجون حلیة تلبسونها و ترى الفلک فیه مواخر)

۱۲ - رزق الهى، فضل خدا بر انسان (لتبتغوا من فضله) «إبتغاء» (مصدر «تبتغوا») به معناى تلاش براى دست یافتن به خواسته است و مقصود از «لتبتغوا من فضله» تلاش براى به دست آوردن روزى است. بر این اساس اطلاق فضل بر روزى، بیانگر آن است که همه روزى هاى انسان فضل الهى به او است.

۱۳ - رزق و فضل الهى، در سایه تلاش و کوشش خود انسان به دست مى آید. (لتبتغوا من فضله)

۱۴ - لزوم شکرگزارى در برابر نعمت هاى الهى (و لعلّکم تشکرون) از این که خداوند فلسفه ذکر چند نعمت اعطایى خود را، شکرگزارى بندگان دانسته است، به دست مى آید که شکرگزارى بایسته و لازم است.

۱۵ - آثار متفاوت و مشترک آب هاى دریاها و استفاده چند منظوره انسان ها از آن، نشانه قدرت و یکتایى خداوند است. (و ما یستوى البحران هذا عذب فرات ... و من کلٍّ تأکلون لحمًا طریًّا ... لتبتغوا من فضله) برداشت یاد شده با توجه به این نکته است که آیه شریفه، در سلسله آیاتى قرار دارد که درباره قدرت مطلق و یکتایى خداوند متعال سخن مى گوید.

موضوعات مرتبط

  • احکام :۶، ۹
  • انسان: زیباطلبى انسان ۷; گرایشهاى انسان ۷
  • تغذیه: منابع تغذیه ۴، ۱۰
  • تلاش: آثار تلاش ۱۳
  • توحید: دلایل توحید ۲، ۱۵
  • حیوانات: گوشت حیوانات دریایى ۱۰، ۱۱
  • خدا: دلایل قدرت خدا ۲; زمینه فضل خدا ۱۳; فضل خدا ۱۲; نشانه هاى قدرت خدا ۱۵; نعمتهاى خدا ۳، ۱۱
  • خوردنیها: خوردنیهاى مباح ۹
  • دریا: اقسام دریا ۱، ۲، ۳; فواید دریا ۴، ۵، ۸، ۱۰، ۱۵; تفاوت دریا ها ۱۵; دریا هاى شور ۱، ۲; دریا هاى شیرین ۱، ۲; نعمتهاى دریایى ۱۱
  • روزى: زمینه روزى ۱۳; نقش روزى ۱۲
  • زیورآلات: استخراج زیورآلات دریایى ۵، ۶; استفاده از زیورآلات دریایى ۱۰; زیورآلات دریایى ۱۱; زیورآلات مباح ۹
  • شکر: اهمیت شکر نعمت ۱۴
  • طبیعت: استفاده از طبیعت ۹
  • غواصى: احکام غواصى ۶
  • کشتیرانى: کشتیرانى در دریا ۸، ۱۰، ۱۵
  • گرایشها: گرایش به زیورآلات ۷
  • لباس: لباس مباح ۹
  • نعمت: نعمت دریاهاى شور ۳; نعمت دریاهاى شیرین ۳; نعمت کشتیرانى ۱۱

منابع

عوامل درباره‌ٔ "فاطر ١٢"
تعداد کلمات34 +
ریشه غیر ربطسوى‌ +، بحر +، عذب‌ +، فرت‌ +، سوغ‌ +، شرب‌ +، ه‌ +، ملح‌ +، اجج‌ +، اکل‌ +، لحم‌ +، طرو +، خرج‌ +، حلى‌ +، لبس‌ +، ها +، رئى‌ +، فلک‌ +، مخر +، بغى‌ +، ل‌ +، فضل‌ +، کم‌ +، لعل‌ + و شکر +
شامل این ریشهو +، ما +، سوى‌ +، بحر +، ذا +، ه‌ +، هذا +، عذب‌ +، فرت‌ +، سوغ‌ +، شرب‌ +، ملح‌ +، اجج‌ +، من‌ +، کلل‌ +، اکل‌ +، لحم‌ +، طرو +، خرج‌ +، حلى‌ +، لبس‌ +، ها +، رئى‌ +، فلک‌ +، فى‌ +، مخر +، بغى‌ +، ل‌ +، فضل‌ +، کم‌ +، لعل‌ + و شکر +
شامل این کلمهوَ +، مَا +، يَسْتَوِي +، الْبَحْرَان +، هٰذَا +، عَذْب +، فُرَات +، سَائِغ +، شَرَابُه +، مِلْح +، أُجَاج +، مِن +، کُل +، تَأْکُلُون +، لَحْما +، طَرِيّا +، تَسْتَخْرِجُون +، حِلْيَة +، تَلْبَسُونَهَا +، تَرَى +، الْفُلْک +، فِيه +، مَوَاخِر +، لِتَبْتَغُوا +، فَضْلِه +، لَعَلّکُم + و تَشْکُرُون +
شماره آیه در سوره12 +
نازل شده در سال22 +
کلمه غیر ربطيَسْتَوِي +، الْبَحْرَان +، عَذْب +، فُرَات +، سَائِغ +، شَرَابُه +، مِلْح +، أُجَاج +، تَأْکُلُون +، لَحْما +، طَرِيّا +، تَسْتَخْرِجُون +، حِلْيَة +، تَلْبَسُونَهَا +، تَرَى +، الْفُلْک +، مَوَاخِر +، لِتَبْتَغُوا +، فَضْلِه +، لَعَلّکُم + و تَشْکُرُون +