طه ١٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

بطور قطع رستاخیز خواهد آمد! می‌خواهم آن را پنهان کنم، تا هر کس در برابر سعی و کوشش خود، جزا داده شود!

|قيامت حتما آمدنى است. مى‌خواهم وقت آن را پنهان دارم تا هر كسى به موجب آنچه مى‌كوشد جزا داده شود

در حقيقت، قيامت فرارسنده است. مى‌خواهم آن را پوشيده دارم، تا هر كسى به [موجب‌] آنچه مى‌كوشد جزا يابد.

و محققا ساعت قیامت خواهد رسید و من خواهم که آن ساعت را پنهان دارم تا (مردم آزمایش شوند و) هر نفسی به پاداش اعمالش در (آن روز) برسد.

بی تردید قیامت که می خواهم زمان وقوعش را پنهان بدارم، آمدنی است، تا هر کس را برابر تلاش و کوششی که می کند، پاداش دهند.

قيامت آمدنى است. مى‌خواهم زمان آن را پنهان دارم تا هر كس در مقابل كارى كه كرده است سزا ببيند.

قیامت فرارسنده است، می‌خواهم [چندی هم‌] پنهانش بدارم تا هر کسی بر وفق کوششش جزا یابد

همانا رستاخيز آمدنى است، مى‌خواهم [هنگام‌] آن را پنهان دارم تا هر كسى به آنچه مى‌كند پاداش داده شود.

رستاخیز به طور قطع خواهد آمد. من می‌خواهم (موعد) آن را (از بندگان) پنهان دارم تا (مردمان در حالت آماده باش دائم بوده، و در ضمن به سبب مخفی بودن قیامت آزادی عمل داشته باشند، و سرانجام) هرکسی در برابر تلاش و کوشش خود جزا و سزا داده شود.

«به‌راستی ساعت [:قیامت] آمدنی است. نزدیک است آن را (بر خود هم) پوشیده دارم، تا هر کسی به (موجب) آنچه می‌کوشد جزا یابد.»

همانا ساعت است آینده خواهم نهان دارمش تا پاداش داده شود هر کسی بدانچه می‌کوشد


طه ١٤ آیه ١٥ طه ١٦
سوره : سوره طه
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَکَادُ»: نزدیک است که من. می‌خواهم (نگا: قاموس اللغه). «أُخْفِیهَا»: آن را پنهان می‌دارم. برخی گفته‌اند، همزه آن برای سلب است و إخفاء به معنی إظهار است، در این صورت مفهوم آیه چنین می‌شود: رستاخیز به طور قطع فرا می‌رسد و درصدد آشکار ساختن آن و خاتمه بخشیدن بدین جهانم، تا هرکسی آن درود عاقبت کار که کشت. «بِمَا»: برابر عمل خود. واژه (ما) مصدریّه است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى‌ كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى‌ «15»

همانا قيامت خواهد آمد (ولى) من مى‌خواهم (زمان) آن را مخفى كنم تا هركس در برابر سعى و تلاش خود، جزا داده شود.

نکته ها

يكى از اسامى قيامت، ساعت است. «1»

پیام ها

1- پيامبران، از جانب خداوند منصوب مى‌شوند، نه از طرف مردم. «أَنَا اخْتَرْتُكَ»

2- بايد كلمات وحى را با تمام وجود وبا جان ودل شنيد. «فَاسْتَمِعْ» نه «فاسمع». 3- از آداب گفتگو، معرفى خود است. «إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ»


«1». بيش از چهل مرتبه اين تعبير «ساعة» در مورد قيامت بكار رفته است. تفسير فرقان.

جلد 5 - صفحه 329

4- در نظام الهى، شناخت، اساس عمل است. «إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ‌- فَاعْبُدْنِي»

5- شناخت اصول دين، بر انجام فروع دين مقدّم است. «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي»

توحيد نظرى مقدّم بر توحيد عملى است. «إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ‌- فَاعْبُدْنِي»

6- عبادت بايد خالصانه باشد. ارزش عبادت به ميزان خلوص آن است.

«فَاعْبُدْنِي»

7- توحيد در رأس همه عقايد و نماز در رأس همه عبادات است. «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ»

8- نماز، اوّلين دستور كار و برنامه‌ى عملى انبياست. «أَقِمِ الصَّلاةَ»

9- نماز، در اديان ديگر نيز بوده است. «أَقِمِ الصَّلاةَ»

10- هدف از اقامه نماز، تنها رعايت قالب آن نيست، بلكه توجّه به قلب آن، يعنى احساس حضور است. «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»

11- توجّه به قيامت، سبب برپايى نماز مى‌شود. «أَقِمِ الصَّلاةَ- إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ» در قيامت از نماز مى‌پرسند.

12- برپايى نماز به خاطر ياد اوست، «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي» و ياد او موجب آرامش دلهاست. «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «1» چنانكه ياد ما از خدا، سبب ياد خدا از ماست. «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ» «2»

13- توحيد ومعاد، اوّلين پيام‌هاى الهى براى بشر است. «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا السَّاعَةَ آتِيَةٌ»

14- از زمان وقوع قيامت، هيچ كس به جز خدا آگاه نيست. «أَكادُ أُخْفِيها»

15- برپايى قيامت حتمى است، «إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ» امّا زمانش مخفى است. «أُخْفِيها»

16- هر آگاهى و دانستنى مفيد نيست. «أَكادُ أُخْفِيها» ندانستن زمان وقوع قيامت داراى حكمت و لطفى است. زيرا انسان در عمل آزاد بوده و گرفتار هيجان وترس نيست. كسى كه ساعت آمدن ميهمان را نمى‌داند، دائماً آمادگى خود را


«1». رعد، 28.

«2». بقره، 152.

جلد 5 - صفحه 330

حفظ مى‌كند.

17- با پنهانى زمان قيامت است كه پاداش مردم بر اساس واقعيّات و به اندازه تلاش و كوشش آنها خواهد بود. أُخْفِيها ... لِتُجْزى‌

18- پاداش و كيفر دنيوى كامل نيست. إِنَّ السَّاعَةَ ... لِتُجْزى‌

19- در قيامت، اجراى قانون وپاداش وكيفر در حقّ همه يكسان است. «كُلُّ نَفْسٍ»

20- پاداش بر اساس سعى وتلاش است، خواه به انجام برسد، يا نرسد. «لِتُجْزى‌- بِما تَسْعى‌»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى‌ كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى‌ «15»

بعد از آن به غرض ترسانيدن بندگان اخبار فرمايد از آمدن قيامت:

إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ: بدرستى كه قيامت، آينده و متحقق الوقوع است لا محاله.

أَكادُ أُخْفِيها: اراده فرمودم اينكه پنهان دارم از بندگان خود تا اينكه نيايد ايشان را مگر ناگهانى (بنابراين «اكاد» موضع «اريد» استعمال شده، چنانچه‌


«1» تفسير برهان، ج 3، ص 34.

جلد 8 - صفحه 253

«يريد» موضع «يكاد» وارد شده در قوله تعالى‌ «يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ» «1» (مجمع البحرين) «2» فايده پنهان بودن وقت قيامت، تخويف و تهويل است، زيرا مردم هر گاه ندانند چه وقت قيامت شود، در هر آنى ترسان گردند و توبه و تداركى نمايند. ايضا دانستن آن موجب اغراء به جهل، و از حكيم على الاطلاق قبيح است. نزد بعضى معنى آنكه: مخفى ساختم وقت قيامت را غايت خفا. لِتُجْزى‌ كُلُّ نَفْسٍ‌: تا در آن جزا داده شود هر كسى. بِما تَسْعى‌: به آنچه مى‌شتابد از كارهاى خوب و بد و بجا مى‌آورد آن را. حاصل آنكه قيامت بى‌شك و شبهه آينده است تا جزا داده شود هر شخصى به آنچه كوشش نموده از عمل طاعت و معصيت در دنيا.

حضرت امير المؤمنين عليه السلام در آخر خطبه‌اى فرمايد: گويا صداى صور اسرافيل به گوش شما رسيده و روز قيامت فرو گرفته شما را و بيرون آمده‌ايد از قبرها براى حكم به عدل جدا كننده حق از باطل در حالتى كه زايل باشد از شما هوى و هوسهاى باطله، و نيست شما باشد از شما اسبابها و وسيله‌ها و لازم شده باشد به شما حقوق و امور واقعيه و صادر و واقع شود به شما امور از جزاء نيك و بد از اسبابش. پس پند بگيريد به عبرتها، و عبرت يابيد به تغييرات روزگار، و نفع بريد از اندازه، يعنى بپرهيزيد از عذاب و عقاب خداوند قهار «3».


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى‌ «9» إِذْ رَأى‌ ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً «10» فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ يا مُوسى‌ «11» إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً «12» وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى‌ «13»

إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي «14» إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى‌ كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى‌ «15» فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى‌ «16»

ترجمه‌

و آيا رسيد بتو خبر موسى‌

چون ديد آتشى پس گفت به كسانش درنگ كنيد همانا من يافتم آتشى را شايد من بياورم براى شما از آن شعله‌اى يا بيابم بر اثر آتش هدايتى‌

پس چون آمد نزد آن ندا كرده شد اى موسى‌

بدرستيكه من پروردگار توام پس بيرون كن نعلين خود را همانا تو در وادى مقدس طوائى‌

و من برگزيدم تو را پس گوش ده آنچه را وحى ميرسد بتو

بدرستيكه من خدائى هستم كه نيست خدائى مگر من پس عبادت كن مرا و بر پادار نماز را براى ياد من‌

همانا قيامت آينده است نزديك بود پنهان دارمش تا جزا داده شود هر كسى بآنچه سعى ميكند

پس باز ندارد تو را از آن كسيكه ايمان نميآورد بآن و پيروى كرده‌


جلد 3 صفحه 500

است از خواهش دلش پس هلاك شوى.

تفسير

گفته‌اند چون اين سوره در اوائل بعثت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده خداوند براى دلگرمى آنحضرت بامر رسالت و صبر و بردبارى آن سرور در تحمل شدائد و ناملايمات دعوت ابتداء امر رسالت حضرت موسى را بيان فرموده باين تقريب كه آيا قصّه بعثت موسى را كه شگفت آور است شنيده‌اى و آن از اين قرار است چون نشنيدى بشنو پس از آنكه حضرت موسى چند سال در مدين خدمت شعيب را نمود با اجازه آنحضرت عازم سفر بمصر شد براى ملاقات مادر و برادرش هارون و باعيال خود صفورا دختر شعيب عليه السّلام و اطفال خويش و گوسفندانى كه در آنمدت مالك شده بود رهسپار گرديد و چون بوادى و سرزمين طوى كه كوه طور آنجا است رسيد شب جمعه بود و هوا بسيار سرد و تاريك و زمين پر از يخ عيالش را درد زائيدن گرفت با آنكه راه را هم گم كرده بود و گوسفندانش متفرق شده بودند ناگهان از جانب كوه طور آتشى را مشاهده نمود ناچار بخانواده خود گفت درنگ نمائيد من آتشى كه اميد فرج در آنست مشاهده نمودم چون ايناس رؤيت بدون شبهه يا موجب استيناس و رافع وحشت است شايد من بياورم از آن آتش شعله و پاره‌اى كه با آن گرم شويم يا بوسيله آن آتش افروخته و كسانيكه در اطراف اويند براه مقصود واقف گرديم و بجانب آتش حركت كرد و چون نزديك شد ديد آتش سفيد رنگى از درخت سبزى مشتعل است در اينجا قمّى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه پس رو بآتش رفت كه از آن اقتباس نمايد آتش رو باو آورد موسى ترسيد و عقب رفت و آتش هم بجاى خود برگشت باز موسى نزديك بآن شد براى انجام مقصود و آتش رو باو نمود و او عقب كشيد و آتش بمحل خود باز گشت كرد تا سه مرتبه و در دفعه سوّم آتش برنگشت و نداى خداوند را شنيد و تتمّه حديث در سوره قصص ذكر خواهد شد انشاء اللّه تعالى و آن ندا اين بود كه خدا فرمود اى موسى همانا من و براى تأكيد مكرّر كرد پروردگار توام پس نعلين خود را از پايت بيرون كن بدرستيكه تو در وادى پاكيزه و مقدّس ناميده شده بطوائى و مناسب با ادب و تواضع پا برهنه بودن است و در فقيه و اكمال و علل از امام صادق عليه السّلام و قمّى ره روايت نموده كه نعلين آنحضرت از پوست حيوان مرده بود لذا مأمور بخلع‌


جلد 3 صفحه 501

شد ولى در بعضى از روايات از اين معنى تكذيب شده و فرموده‌اند مراد خلع محبت اهل و اولاد است و در بعضى فرموده‌اند مراد خوف از تلف عيال در وضع حمل و خوف از فرعون است و هر يك در محل و مورد خود از ظاهر و باطن صحيح و مناسب است و بعضى طوى را بمعناى طى كرده شده گرفته‌اند و بنابراين حال است براى وادى يعنى انّك بالواد المقدّس الّذى طويته و در علل از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت نموده كه آن وادى مقدّس شد براى آنكه پاكيزه شد در آن ارواح و برگزيده شد در آن ملائكه و سخن گفت خداوند با موسى سخن گفتنى و نيز خداوند بموسى عليه السّلام فرمود و من برگزيدم تو را به نبوت پس گوش ده آنچه را بتو وحى ميشود كه همان معناى نبوّت است و بنابراين لما يوحى قابل تعلق به اخترتك و استمع هر دو است يعنى برگزيدم تو را براى چيزيكه وحى ميشود پس گوش ده آنرا و اوّل جمله‌ئى كه بآنحضرت وحى شد توحيد خداوند يگانه و نفى شريك و اخلاص در عبادت بود كه منتهاى علم و كمال عمل است و پس از آن اقامه نماز براى ادامه ياد خدا و مشغول شدن قلب و زبان بذكر او كه طريقه موحّدين و سيره مقرّبين است و از چند روايت معتبره استفاده ميشود كه مراد آنستكه هر گاه نمازى از شخص فوت شود هر وقت يادش بيايد بايد بخواند ماداميكه وقت نماز حاضرش تنگ نشده باشد و بايد دانست كه مسلما روز قيامت خواهد آمد نهايت آنكه وقتش معلوم نيست چون خداوند خواسته است مخفى باشد و ناگهان آشكار گردد تا مردم از آن خائف و ترسان باشند و بقدرى خداوند باخفاء آن اهتمام دارد كه نزديك بود وقت آنرا بر خلق و خويش مخفى كند و اين كلام را معمولا براى مبالغه در كتمان امرى ميگويند چنانچه در مجمع و جوامع از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه نزديك بود مخفى كنم آنرا از خودم و بعضى «اكاد اخفيها من نفسى» قرائت نموده‌اند و قمّى ره نيز نقل نموده پرسيدند چگونه مخفى مينمايد آنرا بر خودش فرمود قرار ميدهد آنرا بدون وقت و بعضى گفته‌اند مراد بيرون آوردن از خفاء است چون اخفاء باين معنى نيز ميآيد در هر حال روز قيامت ميآيد و پنهان است وقتش يا ميآيد و نزديك است ظاهر شود بمعناى اخير براى آنكه هر كس بپاداش كار خود از خوب و بد برسد پس نبايد حضرت موسى و امت او را باز دارد از تصديق بروز قيامت يا


جلد 3 صفحه 502

نماز كسيكه ايمان بيكى از آن دو ندارد و متابعت هواى نفس امّاره خود را نموده در اين بى‌ايمانى پس هلاك شود العياذ باللّه آنحضرت يا كسيكه باز داشته شده است از اين عقيده حقه مانند فرعون و فرعونيان چون ادلّه قطعيّه بر ثبوت هر دو اقامه شده است بطوريكه جاى شبهه و ترديد براى احدى باقى نمى‌ماند مگر آنكه خواسته باشد هوا پرستى كند ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


إِن‌َّ السّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخفِيها لِتُجزي‌ كُل‌ُّ نَفس‌ٍ بِما تَسعي‌ «15»

محققا ساعت‌ ‌که‌ قيامت‌ ‌باشد‌ ميايد اراده‌ كردم‌ ‌که‌ آمدن‌ ساعت‌ ‌را‌ پنهان‌ كنم‌ ‌ يا ‌ مشاهده‌ اهوال‌ ‌آن‌ و بهشت‌ و جهنم‌ ‌را‌ ‌بر‌ بنده‌گانم‌ ‌براي‌ اينكه‌ جزا داده‌ شود ‌هر‌ نفسي‌ بآنچه‌ سعي‌ و كوشش‌ دارد.

(إِن‌َّ السّاعَةَ) يكي‌ ‌از‌ اسامي‌ قيامت‌ ساعة ‌است‌ يوم الساعة (يَسئَلُونَك‌َ عَن‌ِ السّاعَةِ أَيّان‌َ مُرساها قُل‌ إِنَّما عِلمُها عِندَ رَبِّي‌ لا يُجَلِّيها لِوَقتِها إِلّا هُوَ ثَقُلَت‌ فِي‌ السَّماوات‌ِ وَ الأَرض‌ِ لا تَأتِيكُم‌ إِلّا بَغتَةً يَسئَلُونَك‌َ كَأَنَّك‌َ حَفِي‌ٌّ عَنها قُل‌ إِنَّما عِلمُها عِندَ اللّه‌ِ وَ لكِن‌َّ أَكثَرَ النّاس‌ِ لا يَعلَمُون‌َ) اعراف‌ آيه 186.

(آتِيَةٌ) البته‌ خواهد آمد يكي‌ ‌از‌ اصول‌ دين‌ مسئله‌ معاد ‌است‌ و ادله‌ عقليّه‌ و نقليّه‌ قرآنيه‌ و اخباريه‌ و ضرورية جميع‌ مذاهب‌ عالم‌ ‌بر‌ طبقش‌ قائم‌ ‌است‌ بلكه‌ ‌اگر‌ معاد نباشد خلقت‌ جن‌ و انس‌ و ارسال‌ رسل‌ و انزال‌ كتب‌ و جعل‌ احكام‌ كلّا لغو ميشود.

(أَكادُ أُخفِيها) اكاد بمعني‌ اريد و گفتيم‌ اراده‌ بمعني‌ علم‌ بصلاح‌ ‌است‌ و صلاح‌ ‌در‌ اخفاء ‌آن‌ ‌است‌ زيرا ‌اگر‌ وقت‌ ‌آن‌ ‌را‌ ميدانستند ميگفتند بسيار طولاني‌ ‌است‌ ‌تا‌ چه‌ شود الآن‌ ‌که‌ نميدانند ميگويند كو ‌تا‌ قيامت‌ و غافل‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ حديث‌ هستند ‌که‌ فرمود:

(اذا مات‌ ‌إبن‌ آدم‌ قامت‌ قيامته‌).

(لِتُجزي‌ كُل‌ُّ نَفس‌ٍ بِما تَسعي‌)

(‌ان‌ خيرا فخير و ‌ان‌ شرا فشرّ)

(فَمَن‌ يَعمَل‌ مِثقال‌َ ذَرَّةٍ خَيراً يَرَه‌ُ وَ مَن‌ يَعمَل‌ مِثقال‌َ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه‌ُ) البته‌ بايد ‌بين‌ مؤمن‌ و كافر و ضال‌ و معاند و مطيع‌ و عاصي‌ و عادل‌ و فاسق‌ فرق‌ گذارده‌ شود ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ بجاي‌ ‌خود‌ بمقدار عملش‌ جزا ميدهند بلي‌ كساني‌ ‌که‌ لياقت‌ عفو و مغفرت‌ و شفاعت‌ دارند مشمول‌ ميشوند (إِن‌َّ اللّه‌َ يَغفِرُ الذُّنُوب‌َ جَمِيعاً).

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 15)- و از آنجا که بعد از ذکر «توحید» و شاخ و برگهای آن، دومین اصل اساسی مسأله «معاد» است در این آیه اضافه می‌کند: «رستاخیز بطور قطع خواهد آمد، من می‌خواهم آن را پنهان کنم، تا هر کس در برابر سعی و کوششهایش جزا ببیند» (إِنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ أَکادُ أُخْفِیها لِتُجْزی کُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعی).

ج3، ص114

علت مخفی نگاه داشتن تاریخ قیامت، طبق آیه فوق آن است که «خداوند می‌خواهد هر کسی را به تلاش و کوششهایش پاداش دهد» و یک نوع آزادی عمل برای همگان پیدا شود.

نکات آیه

۱ - فرا رسیدن قیامت، حتمى است. (إنّ الساعة ءاتیة)

۲ - «ساعة» از اسامى قیامت است. (إنّ الساعة ءاتیة) «ساعة»، یعنى پاره اى از زمان. در بسیارى از آیات از قیامت با عنوان «ساعة» یاد شده است، به گونه اى که به صورت نام هاى مشهور قیامت در آمده است; این نام گذارى یا به خاطر این است که همه خلق در یک زمان محشور مى شوند و یا به این جهت که زمان برپایى قیامت لحظه اى اندک است (اقتباس از لسان العرب).

۳ - ایمان به قیامت، از مهم ترین ارکان عقیدتى آیین موسى(ع) است. (نودى یموسى ... إنّ الساعة ءاتیة)

۴ - تنها راه پى بردن به قیامت و خصوصیات آن، اطلاعات رسیده از جانب خداوند است. (أکاد أُخفیها) اسناد «أخفیها» به خداوند، گویاى این است که اگر او از قیامت سخن نگفته بود، براى پى بردن به آن راهى وجود نداشت.

۵ - خداوند به اراده خویش، زمان برپایى قیامت را از انسان ها مخفى نگه داشته است. (أکاد أُخفیها) در قاموس آمده است که «أکاد» (در این آیه) به معناى «أرید» است و «أکاد أخفیها»; یعنى، اراده مى کنم که آن را مخفى نگه دارم، براین اساس مراد از اخفاى قیامت، پنهان داشتن زمان وقوع آن خواهد بود، نه اصل وقوع آن.

۶ - وقوع قیامت، ناگهانى است. (أکاد أُخفیها)

۷ - جزا دیدن یکایک آدمیان، فلسفه برپایى قیامت (ءاتیة ... لتجزى کلّ نفس) «لتجزى»یا تعلیل است براى «آتیة» و جمله «أکاد أخفیها» معترضه است و یا تعلیل است براى هر دو موضوع مطرح شده در آیه که آمدن قیامت و وجود زمینه براى مخفى ماندن اخبار آن از سوى خداوند است و یا تنها بیانگر علت «أخفیها» است، برداشت مذکور، مبتنى بر دو احتمال اول است.

۸ - آگاه نبودن انسان ها به زمان برپایى قیامت، زمینه ساز مداومت آنان برکارهاى خویش و به وجود آمدن استحقاق پاداش و کیفر است. (أکاد أُخفیها لتجزى کلّ نفس بما تسعى) لام در «لتجزى» - در برداشت فوق - تعلیل براى «أکاد أخفیها» گرفته شده است; دراین معنا، ترکیب جمله در اصل «لتسعى کلّ نفس فتجزى بما تسعى» خواهد بود و حاصل معنى این که اراده کردم قیامت را مخفى بدارم تا همه به تلاش خود ادامه دهند و نتایج کردار خود را ببینند; این سخن ناظر به حالت روانى انسان ها است که اگر زمان مرگ خود و نابودى جهان را بدانند، بسیارى از تلاش هاى خود را رها خواهند کرد.

۹ - انسان، دربرابر تلاش ها و کردارهاى پى گیر و مداوم خویش، مسؤول است. (لتجزى کلّ نفس بما تسعى) ماده «سعى» به جاى «عمل» ممکن است در بدى ها، ناظر به نادیده گرفتن لغزش هاى خالى از اصرار و در اعمال نیک، توصیه به کوشش مداوم باشد.

۱۰ - دنیا، محل تلاش و آخرت جاى کیفر و پاداش و مواجه شدن با نتیجه تلاش است. (إنّ الساعة ءاتیة ... لتجزى کلّ نفس بما تسعى)

۱۱ - دنیا، فاقد گنجایش و امکانات لازم براى جزاى اعمال آدمیان است. (الساعة ءاتیة ... لتجزى کلّ نفس بما تسعى) ضرورت برپایى قیامت براى تحقق جزا، اشاره به این نکته دارد که ظرف دنیا گنجایش جزا دادن به تلاش هاى خوب و بد را ندارد، لذا روز دیگر و شرایط دیگرى باید فراهم گردد تا «جزا» بتواند تحقق یابد.

۱۲ - پاداش دیدن و به کیفر رسیدن انسان ها، محصول کردار و تلاش خود آنها است. (لتجزى کلّ نفس بما تسعى)

۱۳ - حضور در صحنه قیامت و برخورد با سزاى اعمال دنیایى خود، فرجام همه انسان ها است. (إنّ الساعة ... لتجزى کلّ نفس بما تسعى)

۱۴ - سعى و تلاش آدمى در عبادت و نماز، درپى دارنده پاداش حتمى درقیامت است. (فاعبدنى و أقم الصلوة ... لتجزى کلّ نفس بما تسعى)

موضوعات مرتبط

  • آخرت: نقش آخرت ۱۰
  • انسان: پاداش اخروى انسان ها ۱۰، ۱۳; حشر انسان ها ۱۳; فرجام انسان ها ۱۳; مسؤولیت انسان ۹
  • ایمان: اهمیت ایمان به قیامت ۳
  • پاداش: زمینه پاداش ۸; عوامل پاداش ۱۲; عوامل پاداش اخروى ۱۴; مکان پاداش ۱۰
  • تلاش: زمینه تلاش ۸
  • خدا: آثار اراده خدا ۵; اهمیت تعالیم خدا ۴
  • دنیا: محدودیت پاداش در دنیا ۱۱; محدودیت کیفر در دنیا ۱۱; نقش دنیا ۱۰
  • الساعة :۲
  • عبادت: آثار تلاش براى عبادت ۱۴
  • عمل: آثار عمل ۱۲; فرصت عمل ۱۰; مسؤول عمل ۹
  • قیامت: پاداش در قیامت ۷; حتمیت قیامت ۱; فلسفه اختفاى قیامت ۸; فلسفه برپایى قیامت ۷; کیفر در قیامت ۷; منشأ اختفاى قیامت ۵; منشأ علم به قیامت ۴; ناگهانى بودن قیامت ۶; نامهاى قیامت ۲; وقت قیامت ۵
  • کیفر: زمینه کیفر ۸; عوامل کیفر ۱۲; محدودت کفر دنو ۱۱;مکان کیفر ۱۰
  • نماز: آثار تلاش براى نماز ۱۴
  • یهودیت: ارکان یهودیت ۳

منابع