النساء ١١٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

کسی که کار بدی انجام دهد یا به خود ستم کند، سپس از خداوند طلب آمرزش نماید، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.

و هر كه كار بدى كند يا به خود ستم كند، سپس از خداوند آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت

و هر كس كار بدى كند، يا بر خويشتن ستم ورزد؛ سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را آمرزنده مهربان خواهد يافت.

و هر که عمل زشتی از او سرزند یا به خویشتن ستم کند سپس از خدا طلب آمرزش و عفو نماید خدا را بخشنده و مهربان خواهد یافت.

و هر کس کار زشتی کند یا برخود ستم ورزد، سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را بسیار آمرزنده و مهربان خواهد یافت.

و هر كه كارى ناپسند كند يا به خود ستم روا دارد، آنگاه از خدا آمرزش خواهد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد يافت.

و هرکس بدی یا بر خویش ستم کند، سپس از خداوند آمرزش بخواهد، خدا را آمرزگاری مهربان می‌یابد

و هر كه كار بدى كند يا به خود ستم كند آنگاه از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزگار و مهربان يابد.

هرکس که کار بدی بکند یا (با ارتکاب معاصی) بر خود ستم کند، سپس (دست دعا به سوی خدا بردارد و) از خدا آمرزش بطلبد، (از آنجا که درگاه توبه همیشه باز است) خدا را آمرزنده‌ی (گناهان خویش و) مهربان (در حق خود) خواهد یافت.

و هر کس بدی‌ای کند، یا بر خویشتن ستمی روا دارد، سپس از خدا پوشش بخواهد، خدا را پوشنده‌ی رحمتگر بر ویژگان خواهد یافت.

و کسی که به کاری زشت بپردازد یا ستم کند بر خویشتن و سپس از خدا آمرزش خواهد بیابد خداوند را آمرزنده مهربان‌


النساء ١٠٩ آیه ١١٠ النساء ١١١
سوره : سوره النساء
نزول : ٨ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«سُوءًا»: کار زشت. گناهی که دیگران را ناراحت کند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. ]

شأن نزول:]

«شیخ طوسی‌» گوید: بيشتر مفسرين كه از آن جمله طبرى و بلخى و جبائى و ابن عباس و عبدالله بن معقل و ابووائل و ديگران هستند، گويند: كه اين آيه درباره كسانى نازل گرديده كه ذكر قضيه آنان در ذيل شأن و نزول آيه ۱.۵ آورده شده است.

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً «110»

و هر كس بدى كند يا بر خويشتن ستم نمايد سپس از خداوند آمرزش طلبد، خداوند را آمرزنده و مهربان خواهد يافت.

نکته ها

در كنار آيه قبل كه تهديد خائن بود، اين آيه راه توبه به روى او مى‌گشايد.

«سوء» در لغت، به معناى زيان رسانى به ديگران هم آمده است. پس آيه هم ظلم به مردم و هم ستم به خويش را مطرح مى‌كند. چنانكه برخى مراد از «سوء» را گناه صغيره و مراد از «ظلم به نفس» را گناهان كبيره دانسته‌اند. «1»


«1». تفسير راهنما.

جلد 2 - صفحه 157

پیام ها

1- انسان حقّ ندارد حتّى به خودش ظلم كند و گناه در حقيقت ظلم به خويشتن است. «يَظْلِمْ نَفْسَهُ»

2- راه بازگشت براى خطاكاران باز است. «يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ»

3- ميان استغفار بنده و مغفرت الهى، فاصله‌اى نيست. «يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً»

4- توبه‌ى واقعى چنان شيرين است كه انسان، رحمت الهى را در درون خود احساس مى‌كند. «يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً»

5- خداوند نه تنها بدى‌ها را مى‌بخشد، بلكه مهربان هم هست. «غَفُوراً رَحِيماً»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً (110)

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 565

بعد از تهديد و تقريع و توبيخ بليغ به زحمات خائنان، ايشان را اميدوار مى‌سازد به نجات به وسيله توبه:

وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً: و هر كه بكند بدى را كه از آن ضرر به غير رسد، أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ‌: يا ستم و ظلم كند بر نفس خود و متعدى به غير نشود. و گويند: مراد به سوء، مادون شرك است. يا اول، صغيره؛ دوم، كبيره. و بر هر تقدير، چون اين را مرتكب شوند، ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ‌: پس طلب آمرزش كند از خدا به توبه و انابه، يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً: مى‌يابد خدا را آمرزنده گناهان او، مهربان به فضل خود بر او، در اين آيه ترغيب «طعمه» و قبيله اوست به توبه و استغفار.

تنبيه: آيه شريفه دلالت دارد بر آنكه مرتكب معاصى و كبائر، هرگاه توبه حقيقى نمايد و تدارك ما فات كند، تفضلات الهى شامل حال او شود و عقاب از او ساقط گردد. و ايضا دليل است بر آنكه اسقاط عقاب تائب از خدا، محض تفضل است، زيرا رحمت و غفران در تفضلات مستعمل است، نه در امرى كه واجب باشد بر فاعل آن.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً (110)

ترجمه‌

و كسيكه بجا آورد كار بدى را يا ستم كند بر خود پس طلب آمرزش كند از خدا مييابد خدا را آمرزنده مهربان..

تفسير

گفته‌اند كسيكه در باره غير بدى كند يا بر خود ظلم نمايد پس از آن توبه كند خداوند چون آمرزنده و مهربانست توبه او را ميپذيرد مانند بشير و برادرانش كه مرتكب سرقت و تهمت شدند اگر توبه مينمودند و از خدا طلب مغفرت ميكردند خداوند از تقصير آنها ميگذشت و بنظر حقير ترديد باعتبار تغاير مفهومى است و الا هر عمل بدى ظلم بنفس است و تعدد عنوان براى تأكيد ردع است و باين جهت جابرش فقط استغفار شده است و اگر مراد از عمل سوء ظلم بغير بود تحصيل رضاى غير هم در آيه مناسب بود ذكر شود و اللّه اعلم.


جلد 2 صفحه 122

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ مَن‌ يَعمَل‌ سُوءاً أَو يَظلِم‌ نَفسَه‌ُ ثُم‌َّ يَستَغفِرِ اللّه‌َ يَجِدِ اللّه‌َ غَفُوراً رَحِيماً (110) وَ مَن‌ يَكسِب‌ إِثماً فَإِنَّما يَكسِبُه‌ُ عَلي‌ نَفسِه‌ِ وَ كان‌َ اللّه‌ُ عَلِيماً حَكِيماً (111) وَ مَن‌ يَكسِب‌ خَطِيئَةً أَو إِثماً ثُم‌َّ يَرم‌ِ بِه‌ِ بَرِيئاً فَقَدِ احتَمَل‌َ بُهتاناً وَ إِثماً مُبِيناً (112)

و كسي‌ ‌که‌ عمل‌ زشتي‌ بكند ‌ يا ‌ ظلم‌ بنفس‌ ‌خود‌ كند سپس‌ توبه‌ كند و ‌از‌ خداوند

جلد 5 - صفحه 200

طلب‌ آمرزش‌ نمايد مي‌يابد خداوند ‌را‌ آمرزنده‌ مهربان‌ و كسي‌ ‌که‌ معصيت‌ نمايد ضررش‌ عائد خودش‌ ميشود و خداوند عالم‌ بعمل‌ ‌او‌ ‌است‌ و ‌در‌ حق‌ ‌او‌ حكم‌ فرما ‌است‌ و كسي‌ ‌که‌ خطايي‌ ‌از‌ ‌او‌ سر زند ‌ يا ‌ معصيتي‌ مرتكب‌ شود و گردن‌ ديگري‌ ‌که‌ دامنش‌ پاك‌ ‌است‌ بيندازد متحمل‌ ‌شده‌ بهتان‌ و معصيت‌ آشكارا ‌را‌.

توضيح‌ كلام‌ آنكه‌ فاعل‌ معاصي‌ چه‌ مرتكب‌ قبايح‌ عقليه‌ ‌باشد‌ و چه‌ محرمات‌ شرعيه‌ سه‌ قسم‌ ‌است‌:

(قسم‌ اول‌)

آنكه‌ ‌پس‌ ‌از‌ ارتكاب‌ نادم‌ شود و ‌از‌ ‌خدا‌ طلب‌ مغفرت‌ نمايد البته‌ ‌خدا‌ ‌او‌ ‌را‌ مي‌بخشد و ميآمرزد و مورد الطاف‌ و مشمول‌ رحمت‌ ‌خود‌ ميگرداند ‌که‌

التائب‌ ‌من‌ الذنب‌ كمن‌ ‌لا‌ ذنب‌ ‌له‌

بلكه‌ فَأُولئِك‌َ يُبَدِّل‌ُ اللّه‌ُ سَيِّئاتِهِم‌ حَسَنات‌ٍ فرقان‌ ‌آيه‌ 70 و آيات‌ و اخبار ‌در‌ قبولي‌ توبه‌ بسيار ‌است‌ و مكرر متعرض‌ شده‌ايم‌ ‌من‌ جمله‌ همين‌ ‌آيه‌ ‌که‌ ميفرمايد وَ مَن‌ يَعمَل‌ سُوءاً سوء عمل‌ زشت‌ و قبيح‌ و منكر ‌را‌ ميگويند شايد اشاره‌ بقبائح‌ عقليه‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌در‌ نظر عقلاء مورث‌ كراهت‌ و اشمئزاز ميشود.

أَو يَظلِم‌ نَفسَه‌ُ ‌که‌ محرمات‌ شرعيه‌ ‌است‌ ‌که‌ مورد استحقاق‌ عقوبت‌ ميشود و ظلم‌ بنفس‌ ‌خود‌ ميكند ‌که‌ ‌در‌ معرض‌ عذاب‌ ‌در‌ ميآورد.

ثُم‌َّ يَستَغفِرِ اللّه‌َ توبه‌ و طلب‌ مغفرت‌ ميكند يَجِدِ اللّه‌َ واجد كسي‌ ‌را‌ گويند ‌که‌ چيزي‌ ‌از‌ دست‌ ‌او‌ رفته‌ ‌باشد‌ سپس‌ پيدا كند چنانچه‌ گفتند ‌که‌ ‌در‌ عبارت‌ مقتل‌ دارد وجدت‌ جثة بلا رأس‌ ‌که‌ حضرت‌ زينب‌ برادر ‌را‌ پيدا كرد مثل‌ اينكه‌ زير سنگها و چوبها ‌بود‌ و مفقود ‌بود‌ پيدا نمود، و شخص‌ عاصي‌ ‌خدا‌ ‌را‌ ‌از‌ دست‌ داده‌ و ‌از‌ رحمت‌ ‌او‌ دور ‌شده‌ و ‌اگر‌ موفق‌ بتوبه‌ شود مشمول‌ الطاف‌ ‌او‌ ميگردد.

(غفورا) آمرزنده‌ (رحيما) مورد الطاف‌ و رحمت‌ ‌او‌ ميشود.

جلد 5 - صفحه 201

(قسم‌ دوم‌)

آنكه‌ مرتكب‌ شود و نادم‌ نگردد ‌اينکه‌ عمل‌ كسب‌ و تجارت‌ ‌او‌ ‌است‌ ‌که‌ جز خسران‌ و زيان‌ ‌بر‌ ‌او‌ چيزي‌ ندارد ‌هم‌ ‌در‌ دنيا نكباتش‌ باو متوجه‌ ميشود و ‌هم‌ ‌در‌ آخرت‌ بعذابش‌ دچار ميگردد و ظلم‌ بجان‌ ‌خود‌ كرده‌ و گمان‌ نكند ‌که‌ اعمالش‌ ‌از‌ قلم‌ الهي‌ ميافتد و ‌خدا‌ بجزاي‌ عملش‌ نميپردازد ‌که‌ مفاد جمله‌ دوم‌ ‌است‌ وَ مَن‌ يَكسِب‌ إِثماً فَإِنَّما يَكسِبُه‌ُ عَلي‌ نَفسِه‌ِ كسب‌ زحمت‌ تحصيل‌ ‌است‌ و معاصي‌ الهيه‌ ‌را‌ مردم‌ بچه‌ زحمتها و مخارجات‌ مرتكب‌ ميشوند ‌که‌ حقيقة حماقت‌ و خريت‌ ‌است‌ ‌که‌ انسان‌ ‌اينکه‌ مقدار تحمل‌ كند و ‌خود‌ ‌را‌ جهنمي‌ نمايد و خيال‌ كند ‌که‌ ‌خدا‌ خبر ندارد ‌ يا ‌ ‌در‌ حق‌ ‌او‌ حكم‌ نميفرمايد ‌که‌ ‌اينکه‌ تمني‌ ‌است‌ و رجاء بي‌موقع‌ ‌است‌ وَ كان‌َ اللّه‌ُ عَلِيماً حَكِيماً

(قسم‌ سوم‌)

‌که‌ بدتر ‌از‌ قسم‌ دوم‌ ‌است‌ ‌که‌ مرتكب‌ معصيت‌ بشود و نسبت‌ ‌آن‌ ‌را‌ بديگري‌ بدهد ‌که‌ ‌هم‌ عقوبت‌ معصيت‌ ‌را‌ دارد و ‌هم‌ بهتان‌ زده‌ ‌که‌ چندين‌ عقوبت‌ دارد: ظلم‌ بغير و اذيت‌ باو و توهين‌ و افتراء و هتك‌ احترام‌ و مفتضح‌ كردن‌ ‌او‌ و كذب‌ و غيبت‌ و امثال‌ اينها ‌که‌ مفاد جمله‌ سوم‌ ‌است‌ وَ مَن‌ يَكسِب‌ خَطِيئَةً أَو إِثماً خطيئة معاصي‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ روي‌ جهالت‌ و حماقت‌ سر زند و اثم‌ معاصي‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ روي‌ علم‌ و عمد مرتكب‌ شود فَقَدِ احتَمَل‌َ بُهتاناً ‌که‌ بغير نسبت‌ دادن‌ ‌است‌ وَ إِثماً مُبِيناً ‌که‌ دو عقوبت‌ دارد ‌هم‌ عقوبت‌ معصيت‌ و ‌هم‌ عقوبت‌ بهتان‌.

(ثُم‌َّ يَرم‌ِ بِه‌ِ بَرِيئاً) مثل‌ تهمتي‌ ‌که‌ زليخا بيوسف‌ زد ‌که‌ ‌خود‌ اراده‌ سوء كرده‌ ‌بود‌ و نسبتش‌ ‌را‌ بيوسف‌ دارد

202

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- توبه و استغفار، راهى براى آمرزش همه گناهان، اعم از صغیره و کبیره (و من یعمل سوءاً او یظلم نفسه ثم یستغفر اللّه یجداللّه غفوراً رحیماً) برخى بر آنند که مراد از «سوءاً»، گناه صغیره است و مراد از ظلم در «یظلم نفسه»، گناهان کبیره است.

۲- خداوند، آمرزنده گناه شرک و غیر شرک، در صورت استغفار و توبه (و من یعمل سوءاً او یظلم نفسه ثم یستغفر اللّه یجداللّه غفوراً رحیماً) گفته شده مقصود از ظلم در «یظلم نفسه»، شرک است و مقصود از «سوء»، گناهانى غیر از شرک.

۳- توبه و استغفار از ستم و تجاوز به خود و یا دیگران، موجب آمرزش است. (و من یعمل سوءاً او یظلم نفسه ثم یستغفر اللّه یجداللّه غفوراً رحیماً) برخى از مفسران بر آنند که مراد از «سوءاً»، تجاوز و تعدى به دیگران است و مراد از «یظلم نفسه» ستم نمودن به خویشتن.

۴- خداوند آمرزنده گناه خیانتکاران و حامیان آنان، در صورت استغفار و توبه (هأنتم هؤلاء ... او یظلم نفسه ثم یستغفر اللّه یجداللّه غفوراً رحیماً) با توجه به آیات قبل مى توان گفت از مصادیق مورد نظر براى «من یعمل سوءاً» خیانتکاران هستند و حامیان آنان از مصادیق «یظلم نفسه» مى باشند.

۵- گناه، ستم بر خویشتن است. (و من یعمل سوءاً او یظلم نفسه ثم یستغفر اللّه)

۶- توجه به غفران و رحمت الهى، زمینه و انگیزه اى براى توبه و بازگشت گناهکاران به سوى خدا (و من یعمل سوءاً او یظلم نفسه ثم یستغفر اللّه یجداللّه غفوراً رحیماً)

۷- نوید خداوند به آمرزش حتمى گنهکاران در صورت توبه و استغفار (و من یعمل سوءاً او یظلم نفسه ثم یستغفر اللّه یجداللّه غفوراً رحیماً)

۸- گناهکار، با توبه و استغفار، آمرزش و رحمت الهى را درک و احساس مى کند. (و من یعمل سوءاً ... ثم یستغفر اللّه یجداللّه غفوراً رحیماً) کلمه «یجد»، از مصدر وجدان به معناى دریافتن و احساس کردن است; یعنى در وجود خود رحمت و مغفرت الهى را درک مى کند.

۹- طرح بیم و امید به همراه یکدیگر، از روشهاى قرآن براى ارشاد و تربیت انسانها (فمن یجدل اللّه عنهم یوم القیمة ... و من یعمل سوءاً ... یجداللّه غفوراً رحیماً)

۱۰- توبه و استغفار، افزون بر آمرزش گناهان، موجب جلب رحمت الهى خواهد شد. (ثم یستغفر اللّه یجداللّه غفوراً رحیماً)

۱۱- آمرزش گناهان آدمى، زمینه ساز شمول و جریان رحمت الهى بر وى (یجداللّه غفوراً رحیماً)

۱۲- خداوند، آمرزنده اى مهربان است. (یجداللّه غفوراً رحیماً) بنابر اینکه «رحیم»، صفت «غفور» باشد.

۱۳- خداوند، غفور و رحیم است. (یجداللّه غفوراً رحیماً)

موضوعات مرتبط

  • آمرزش: آثار آمرزش ۱۱ ; بشارت به آمرزش ۷ ; زمینه آمرزش ۱ ; موجبات آمرزش ۳
  • استغفار: آثار استغفار ۱، ۲، ۳، ۴، ۷، ۸، ۱۰ ; استغفار از ظلم ۳
  • اسماء و صفات: رحیم ۱۳ ; غفور ۱۳
  • انگیزش: عوامل انگیزش ۶
  • تبلیغ: روش تبلیغ ۹
  • تربیت: امیدوارى در تربیت ۹ ; ترس در تربیت ۹ ; روش تربیت ۹
  • ترس: و امیدوارى ۹
  • توبه: آثار توبه ۱، ۲، ۳، ۴، ۷، ۸، ۱۰ ; توبه از ظلم ۳ ; زمینه توبه ۶
  • خائنان: آمرزش خائنان ۴
  • خدا: آمرزش خدا ۲، ۴، ۶، ۷، ۸، ۱۲ ; رحمت خدا ۶، ۸ ; زمینه رحمت خدا ۱۱ ; موجبات رحمت خدا ۱۰ ; مهربانى خدا ۱۲
  • خویش: ظلم به خویش ۵
  • ذکر: آثار ذکر ۶
  • شرک: آمرزش شرک ۲
  • گناه: آثار گناه ۵ ; آمرزش گناه ۲، ۴، ۱۰، ۱۱ ; آمرزش گناه صغیره ۱ ; آمرزش گناه کبیره ۱ ; ظلم گناه ۵
  • گناهکاران: آمرزش گناهکاران ۸

منابع

  1. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌۳، ص ۳.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص ۲۴۴.