النساء ١٢٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

(فضیلت و برتری) به آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست؛ هر کس عمل بدی انجام دهد، کیفر داده می‌شود؛ و کسی را جز خدا، ولّی و یاور خود نخواهد یافت.

[اجر و كيفر الهى‌] به دلخواه شما و يا اهل كتاب نيست هر كه بدى كند بدان كيفر شود، و براى خود غير از خدا يار و ياورى نمى‌يابد

[پاداش و كيفر] به دلخواه شما و به دلخواه اهل كتاب نيست؛ هر كس بدى كند، در برابر آن كيفر مى‌بيند، و جز خدا براى خود يار و مددكارى نمى‌يابد.

کار به آمال و آرزوی شما و آرزوی اهل کتاب (یهود و نصاری) درست نشود؛ هر آن که کار بد کند کیفر آن را خواهد دید و به جز خدا احدی را یار و یاور خود نتواند یافت.

[کیفر و پاداش] نه بر وفق آرزوهایِ [واهیِ] برخی از شما [مسلمانان] است، و نه بر وفق آرزوهایِ [پوچِ] اهل کتاب. هر کس مرتکب کار زشتی شود، به آن کیفر داده می شود؛ و جز خدا سرپرست و یاوری برای خود نخواهد یافت.

نه بر وفق مراد شماست و نه بر وفق مراد اهل كتاب، كه هر كس كه مرتكب كار بدى شود جزايش را ببيند، و جز خدا براى خويش دوست و ياورى نيابد.

[وعده الهی‌] بر وفق آرزوهای شما و آرزوهای اهل کتاب نیست، هرکس مرتکب ناشایستی شود، جزای آن را می‌یابد و برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمی‌یابد

نه به آرزوهاى شماست و نه به آرزوهاى اهل كتاب هر كه كار بدى كند بدان كيفر شود، و جز خدا براى خود دوست و ياورى نيابد.

(جزا و پاداش، و فضیلت و برتری) نه به آرزوهای شما و نه به آرزوهای اهل کتاب است. هرکس که کار بدی بکند در برابر آن کیفر داده می‌شود، و کسی را جز خدا یار و یاور خود نخواهد یافت (تا او را کمک کند و از عذاب خدا محفوظ گرداند).

(پاداش و کیفر، هرگز) به دلخواه و آرزوی شما و نه به دلخواه و آرزوی اهل کتاب نیست. هر کس بدی کند، در برابر آن کیفر بیند و جز خدا برای خود نه سرپرستی و نه مددکاری نمی‌یابد.

نیست به دلخواه شما و نه به دلخواه اهل کتاب هر کس کردار زشت کند کیفر شود بدان و نیابد برای خویشتن از خدا یار و نه یاوری‌


النساء ١٢٢ آیه ١٢٣ النساء ١٢٤
سوره : سوره النساء
نزول : ٨ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَمَانِیِّ»: جمع أُمْنِیَّة، آرزوها. از ماده (منی). (نگا: بقره / .

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. ]

شأن نزول:]

«شیخ طوسی» گوید: مسروق گويد: مسلمين و اهل كتاب با يكديگر تفاخر و فخرفروشى مي‌كردند، مسلمين مى گفتند: ما بيشتر هدايت يافته ايم، اهل كتاب مى گفتند: هدايت ما از شما بيشتر است سپس اين آية نازل گرديد.]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً «123»

(پاداش و عقاب و برترى) به آرزوهاى شما و آرزوهاى اهل كتاب نيست! هر كه بدى كند بدان كيفر داده مى‌شود و جز خدا، براى خويش سرپرست و ياورى نيابد.

نکته ها

مسلمانان به خاتميّت پيامبر اسلام واينكه بهترين امّتند افتخار مى‌كردند. «1» و اهل‌كتاب نيز به سابقه‌ى خود مى‌باليدند و مى‌گفتند: جز ايّام معدودى در آتش نخواهيم بود. «2» اين آيه در تصحيح پندار هر دو گروه، ملاك را «عمل» قرار داد.

در دو آيه‌ى قبل، امانىّ و آرزوها را از شيطان دانست، در اين آيه آرزوهاى باطل را ردّ مى‌كند.

تعبير «يُجْزَ بِهِ» شامل جزاى دنيوى، يا اخروى يا هر دو مى‌باشد. روايات، جزاى خلافكارى مؤمن را گرفتارى‌ها و سختى‌هاى دنيا و برزخ معرّفى كرده است. «3»

برخى مسلمانان انتظار داشتند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مشاجره آنها با اهل‌كتاب، از مسلمانان جانبدارى كند، در حالى كه اصل بر عدالت است، نه حمايت. «4»

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ كسى كه از جمله‌ى «من يعمل سوء يجز به» به وحشت افتاده بود،


«1». آل‌عمران، 110.

«2». بقره، 80.

«3». تفسير اطيب‌البيان.

«4». تفسير الميزان.

جلد 2 - صفحه 170

فرمود: امراض جسمى و گرفتارى‌ها، نوعى كيفر اعمال انسان است. «1»

پیام ها

1- از خيال‌ها و آرزوهاى بى‌اساس بپرهيزيد، كه كارآيى ندارد. «لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ»

2- در هر گروه و قشرى افراد پر توقّع و امتيازطلب پيدا مى‌شود. «لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ، أَهْلِ الْكِتابِ»

3- در گفتار و داورى منصفانه عمل كنيد و اگر انتقاد مى‌كنيد از ضعف همه بگوييد. «لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ»

4- در انتقاد يا رفع عيب، از خودتان شروع كنيد. جمله‌ «لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ» قبل از جمله‌ «أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ» است.

5- قاطعيّت بجا و ايستادگى در مقابل اميتازطلبى‌هاى پوچ، از بهترين شيوه‌هاى تربيت است. «لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ»

6- اسلام بر واقعيّات استوار است، نه بر خيالات يا تمايلات افراد. لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ‌ ...

7- خداوند عادل است و پاداش و كيفرش بر اساس عمل است. «مَنْ يَعْمَلْ»

8- در مكتب وحى، همه در برابر قانون برابرند. «مَنْ يَعْمَلْ» (سوء استفاده و امتياز طلبى از نام و آرم ممنوع است)

9- اصل، عمل است نه شعار، ضابطه است نه رابطه! «مَنْ يَعْمَلْ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً (123)

شأن نزول: از مجاهد مروى است كه مشركان گفتند: بعث و نشور و كتاب و حساب و ثواب و عقاب نخواهد بود و بر تقدير وقوع، ما را به اعمال ما مثوبت دهند.

و يهودها گفتند: لن تمسّنا النّار الّا ايّاما معدودات و لن يدخل الجنّة الّا من كان هودا او نصارى. قول ديگر: از ضحاك و قتاده و ابو صالح مروى است كه مسلمانان با اهل كتاب با هم در مجلسى مجتمع شدند. يهود و نصارى مفاخرت كردند كه پيغمبر ما قبل از پيغمبر شما مبعوث، و كتاب ما قبل از كتاب شما منزل گشته است. و در بهشت نرود مگر يهودى يا نصرانى. مسلمانان جواب دادند كه پيغمبر ما خاتم انبيا و كتاب ما ناسخ كتب است. پس ما به بهشت سزاوارتريم؛ آيه شريفه نازل شد:

لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ‌: نيست آن وعده الهى به آرزوهاى شما اى مشركين و نه به آرزوى اهل كتاب. بنابر قول دوم: نيست مثوبات اخرويه به آرزوى شما مسلمانان و نه به امانى اهل كتاب. بعد تقرير اين امر را فرمايد كه: مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ‌: هر كه بجا مى‌آورد كار بد و منهى عنه را، جزا داده شود به آن آجلا و عاجلا. و اين حكم عام است همه عالميان را.

پس از نزول اين آيه، صحابه عرض كردند: يا رسول اللّه چگونه رستگارى باشد، چه غير از تو هيچكس از كردار بد خالى نيست، پس تحمل جزاى آن كه داشته باشد؟ حضرت فرمود: نه آنكه بيمار مى‌شويد و اندوهناك مى‌گرديد و بلاها به شماها مى‌رسد؟ گفتند: بلى يا رسول اللّه. فرمود: آن جزاى اينست.

در جامع الاخبار، فرمود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: قال اللّه عزّ و جلّ: ما من عبد اريد ان ادخله الجنّة الّا ابتليته فى جسده، فان كان ذلك كفّارة

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 587

لذنوبه، و الّا ضيّقت عليه رزقه، فان كان ذلك كفّارة لذنوبه، و الّا شددت عليه الموت، حتّى يأتينى و لا ذنب له ثمّ ادخله الجنّة؛ و ما من عبد اريد ان ادخله النّار الّا صححت جسمه، فان كان ذلك تماما لطلبته عندى، و الّا امنت له من سلطانه، فان كان ذلك تماما لطلبته، و الّا هوّنت عليه الموت حتّى يأتينى و لا حسنة له ثمّ أدخلته النّار. «1» فرمود خداوند عز و جل: نيست بنده‌اى اينكه اراده كنم او را داخل بهشت نمايم، مگر مبتلا سازم جسدش را. پس اگر شد كفاره ذنوب او، فبها، و والا مضيق گردانم رزق او را. اگر كفاره گناهان او شد، فبها، و الا سخت و شديد گردانم موت را بر او، تا اينكه به محضر من آيد و گناهى نباشد بر او، بعد داخل فرمايم او را بهشت. و نيست بنده‌اى اراده كنم اينكه داخل جهنم سازم، مگر آنكه بدنش را صحيح نمايم. پس اگر باشد آن تمامى مطلوبات او در نزد من، فبها، و الا مأمون سازم از سلطان. پس اگر وافى باشد مطلوبات او را، فبها، و الا آسان گردانم بر او موت را تا اينكه بيايد مرا و حال آنكه حسنه براى او نباشد. پس داخل سازم او را در جهنم.

وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً: و نيابد آن عامل سوء براى نفس خود، غير از خدا دوستى كه مدد به او رساند و نه يار و معينى كه از عذابش برهاند.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً (123)

ترجمه‌

نيست بآرزوهاى شما و نه آرزوهاى اهل كتاب كسيكه بجا آورد بدى را جزا داده ميشود بآن و نمييابد براى خود جز خدا دوستى و نه ياورى..

تفسير

قمى ره فرموده يعنى نيست آنچه آرزو مى‌كنيد شما و نه آنچه آرزو ميكنند اهل كتاب كه عذاب نشويد بافعالتان خلاصه آنكه امر بدلخواه و تمنّاى شما نيست هر كس كار بد كند مجازات ميشود بآنكارى كه كرده است زود يا دير در دنيا يا آخرت و در عيون نقل نموده كه اسمعيل بحضرت صادق (ع) عرض كرد چگونه است حال گناه كار از ما و از غير ما حضرت در جواب اين آيه را تلاوت فرمود و عياشى از حضرت باقر (ع)


جلد 2 صفحه 130

روايت نموده است كه چون اين آيه نازل شد بعضى از اصحاب پيغمبر (ص) عرض كردند كه آيه اشد از اين آيه نيست حضرت رسول (ص) در جواب فرمود آيا مبتلا نميشويد در انفس و اموال و اولاد خودتان به بلا عرض كردند بلى فرمود اين از چيزهائى است كه خداوند بسبب آن حسنات در نامه اعمال شما مى‌نويسد و محو مى‌فرمايد سيئات را و در كافى از آنحضرت نقل نموده است كه خداوند وقتى بخواهد بندئيرا اكرام نمايد كه گناهى داشته باشد مبتلا مى‌فرمايد او را بمرض و اگر اين كار را نكند مبتلا ميفرمايد او را بفقر و اگر اين معامله را هم با او نفرمايد سكرات موت را بر او دشوار مينمايد تا كفاره گناه او شود و از بعضى روايات استفاده ميشود كه هر مصيبتى كفاره گناهى است حتى خاريكه بپاى شخص فرو رود.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


لَيس‌َ بِأَمانِيِّكُم‌ وَ لا أَمانِي‌ِّ أَهل‌ِ الكِتاب‌ِ مَن‌ يَعمَل‌ سُوءاً يُجزَ بِه‌ِ وَ لا يَجِد لَه‌ُ مِن‌ دُون‌ِ اللّه‌ِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً (123)

نبست‌ و بي‌جاست‌ آمال‌ و آرزوهاي‌ ‌شما‌ و همچنين‌ آمال‌ و آرزوهاي‌ اهل‌ كتاب‌ ‌از‌ يهود و نصاري‌ ‌هر‌ كس‌ عمل‌ سويي‌ بكند جزاي‌ ‌او‌ ‌را‌ خواهد ديد و نمي‌يابد ‌از‌ ‌غير‌ ‌خدا‌ ولي‌ و ناصري‌.

‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ مطابق‌ ‌با‌ ‌آيه‌ شريفه‌ فَمَن‌ يَعمَل‌ مِثقال‌َ ذَرَّةٍ خَيراً يَرَه‌ُ وَ مَن‌ يَعمَل‌ مِثقال‌َ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه‌ُ زلزال‌ ‌آيه‌ 7 و 8 ‌است‌ و باعث‌ اشكال‌ ‌شده‌ ‌که‌ ‌ما ادله‌ بسياري‌ ‌از‌ آيات‌ و اخبار بلكه‌ ضرورت‌ مذهب‌ ‌که‌ مؤمن‌ و ‌لو‌ مرتكب‌ معاصي‌ ‌هم‌ ‌باشد‌ مورد عفو و مغفرت‌ و شفاعت‌ واقع‌ خواهد شد چه‌ موفق‌ بتوبه‌ بشود ‌ يا ‌ بي‌توبه‌ ‌از‌ دنيا برود لذا مفسرين‌ ‌در‌ دست‌ و پا افتادند بعضي‌ گفتند خطاب‌ ‌در‌ لَيس‌َ بِأَمانِيِّكُم‌ بمشركين‌ ‌است‌ و بعضي‌ گفتند مراد ‌از‌ عمل‌ سوء شرك‌ ‌است‌ و ‌هر‌ دو جواب‌ باطل‌ ‌است‌.

و تحقيق‌ كلام‌ اينست‌ ‌که‌ عمل‌ سوء ‌هر‌ چه‌ ‌باشد‌ تأثير ‌خود‌ ‌را‌ دارد چنانچه‌ مكرر گفته‌ايم‌ ‌که‌ معاصي‌ آثار وخيمه‌ دارد باعث‌ نزول‌ بلا و سلب‌ نعم‌ و مانع‌ ‌از‌ قبولي‌ عبادت‌ و جلوگيري‌ ‌از‌ دعاء و ضعف‌ ايمان‌ و تسلط شيطان‌ و ‌بعد‌ ‌از‌ رحمت‌

جلد 6 - صفحه 217

و سلب‌ توفيق‌ و كوتاهي‌ عمر و گرفتار ظالم‌ و سختي‌ جان‌ دادن‌ و رنجش‌ قلوب‌ مطهره‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و ائمه‌ اطهار (ع‌) ‌تا‌ خداي‌ نخواسته‌ باعث‌ سلب‌ ايمان‌ و ‌غير‌ اينها ‌از‌ مضار دنيوي‌ و اخروي‌ ميشود ‌تا‌ برسد بعقوبات‌ عالم‌ برزخ‌ و قبر و قيامت‌ ‌تا‌ كفاره‌ گناهان‌ بشود بتوبه‌ ‌ يا ‌ عمل‌ صالح‌ ‌ يا ‌ شمول‌ رحمت‌ و مغفرت‌ ‌ يا ‌ شفاعت‌ شفعاء و بواسطه‌ ايمان‌ ‌اگر‌ باقي‌ ‌باشد‌ نجات‌ پيدا كند، و ‌در‌ ‌آيه‌ ندارد ‌که‌ جزاء عمل‌ سوء چيست‌ ‌ يا ‌ فقط عذاب‌ جهنم‌ ‌است‌ ‌پس‌ بناء ‌علي‌ ‌هذا‌ مي‌گوييم‌ مراد ‌از‌ لَيس‌َ بِأَمانِيِّكُم‌ اينست‌ ‌که‌ بعضي‌ مغرور ميشوند ‌که‌ چون‌ مسلمان‌ ‌ يا ‌ مؤمن‌ و شيعه‌ هستند معصيت‌ هيچگونه‌ ضرري‌ بآنها نميرسد ‌اينکه‌ نحوه‌ نيست‌.

وَ لا أَمانِي‌ِّ أَهل‌ِ الكِتاب‌ِ اما يهود قالُوا لَن‌ تَمَسَّنَا النّارُ إِلّا أَيّاماً مَعدُودات‌ٍ آل‌ عمران‌ ‌آيه‌ 24. و اما نصاري‌ ‌به‌ اينكه‌ گفتند عيسي‌ مسيح‌ فدانا ‌من‌ لعنة الناموس‌ مرادشان‌ ‌از‌ ناموس‌ تورات‌ موسي‌ ‌است‌ و ‌در‌ تورات‌ لعن‌ كرده‌ بكساني‌ ‌که‌ باحكام‌ تورات‌ عمل‌ نكنند و ميگويند ‌که‌ عيسي‌ ‌پس‌ ‌از‌ دار و كشته‌ شدن‌ زنده‌ شد و رفت‌ عوض‌ امتش‌ ‌در‌ جهنم‌ و انبيايي‌ ‌که‌ شيطان‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌در‌ جهنم‌ غل‌ و زنجير كرده‌ ‌بود‌ نجات‌ داد و رفت‌ ‌در‌ آسمان‌ پهلوي‌ دست‌ پدرش‌ نشست‌ و ديگر ‌ما و ‌لو‌ باحكام‌ ناموس‌ عمل‌ نكنيم‌ جهنم‌ نميرويم‌، و ‌هم‌ چنين‌ يهود و نصاري‌ گفتند لَن‌ يَدخُل‌َ الجَنَّةَ إِلّا مَن‌ كان‌َ هُوداً أَو نَصاري‌ بقره‌ ‌آيه‌ 111، چنين‌ نيست‌ مَن‌ يَعمَل‌ سُوءاً يُجزَ بِه‌ِ اما كفار ‌علي‌ التحقيق‌ چنانچه‌ مكلف‌ باصول‌ هستند مكلف‌ بفروع‌ ‌هم‌ هستند و ‌بر‌ ترك‌ واجبات‌ شرعيه‌ و فعل‌ محرمات‌ معاقب‌ هستند و ‌از‌ جهة كفر چون‌ قابليت‌ رحمت‌ و بهشت‌ ندارند لذا بقدر معاصي‌ علاوه‌ ‌بر‌ عقاب‌ كفر معاقب‌ خواهند ‌بود‌، و اما مسلمين‌ ‌غير‌ ‌از‌ فرقه‌ حقه‌ ‌آنها‌ ‌هم‌ بواسطه‌ عدم‌ ايمان‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ جهت‌ ‌با‌ كفار مشتركند، و اما فرقه‌ حقه‌ بمضاري‌ ‌که‌ قبلا متذكر شديم‌ گرفتار ميشوند و ‌بر‌ فرض‌ ‌که‌ آمرزيده‌ شوند و بهشت‌ روند ‌مع‌ ‌ذلک‌ ‌با‌ كساني‌ ‌که‌ اصلا مرتكب‌

جلد 6 - صفحه 218

معاصي‌ نشدند بسيار تفاوت‌ درجات‌ دارند و بالاخره‌ عمل‌ سوء اثر ‌خود‌ ‌را‌ مي‌بخشد وَ لا يَجِد لَه‌ُ مِن‌ دُون‌ِ اللّه‌ِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً نكتة‌-‌ ‌در‌ ‌اينکه‌ جمله‌ ندارد ‌که‌ خداوند ‌هم‌ ولي‌ و ناصر ‌آنها‌ نيست‌ ميفرمايد ‌غير‌ ‌از‌ ‌خدا‌ ولي‌ و ناصري‌ ندارند و ‌ما ‌که‌ مي‌گوييم‌ فرداي‌ قيامت‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و ائمه‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌ و ساير شفعاء شفاعت‌ ميكنند، اولا ‌تا‌ اجازه‌ الهي‌ و مرضي‌ خداوند نباشد ممكن‌ نيست‌، و ثانيا ‌تا‌ ايمان‌ نباشد قابليت‌ ندارد و همين‌ شفاعت‌ اثر ايمان‌ ‌است‌. و ثالثا نفس‌ شفاعت‌ ‌خود‌ يك‌ اجر و مقام‌ و مرتبه‌اي‌ ‌است‌ ‌در‌ اثر ‌آن‌ خدماتي‌ ‌که‌ پيغمبر و ائمه‌ نمودند ‌که‌ يكي‌ ‌از‌ شئونات‌ مقام‌ محمود ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ قرآن‌ ميفرمايد وَ مِن‌َ اللَّيل‌ِ فَتَهَجَّد بِه‌ِ نافِلَةً لَك‌َ عَسي‌ أَن‌ يَبعَثَك‌َ رَبُّك‌َ مَقاماً مَحمُوداً اسراء ‌آيه‌ 79.

برگزیده تفسیر نمونه


نکات آیه

۱- پندار باطل گروهى از اهل کتاب و برخى از مسلمانان در مورد نجات از جهنم و ورود به بهشت، به صرف انتساب به ادیان الهى (لیس بامانیکم و لا امانى أهل الکتب) مراد از اسم «لیس» با توجه به آیات گذشته، رهایى از جهنم و ورود به بهشت است یعنى لیس الجنة و المحیص عن النار ... .

۲- آرزوهاى پوچ انسانها چه مسلمان و چه اهل کتاب نقشى در پاداش و کیفرهاى الهى نخواهد داشت. (لیس بامانیکم و لا امانى أهل الکتب من یعمل سوءاً یجز به) «امانى»، جمع «امنیة»، به معناى آرزو و خیالهاى موهوم است.

۳- پندار رهایى از کیفر، به صرف انتساب به دین و آیین الهى، تلقینى شیطانى است. (یعدهم و یمنیّهم ... لیس بامانیکم و لا امانى أهل الکتب من یعمل سوءاً) با توجه به آیات گذشته (لامنّینّهم ... یعدهم و یمنّیهم )، مى توان نتیجه گرفت که پندار رهایى از کیفر اعمال بد، از همان خیالپردازیهاى موهومى است که شیطان براى فریب مردم به آنان تلقین مى کند.

۴- منزلت و جایگاه اخروى انسانها، در گرو اعمال ایشان است، نه ادّعاها و آرزوهاى خیالى آنان! (لیس بامانیکم و لا امانى أهل الکتب من یعمل سوءاً یجز به)

۵- عملکرد مردم، تعیین کننده کیفر و جزاى الهى است، نه صرف انتساب به مکتب و یا دینى خاص! (لیس بامانیکم و لا امانى أهل الکتب من یعمل سوءاً یجز به)

۶- نظام کیفر و جزاى الهى، دور از هرگونه تبعیض و بى عدالتى است. (من یعمل سوءاً یجز به)

۷- بیگانگى برخى مسلمانان صدر اسلام و اهل کتاب، با روح دیانت و مقررات الهى (لیس بامانیکم و لا امانى أهل الکتب من یعمل سوءاً یجز به)

۸- کافران، همچون مؤمنان، مکلف به فروع و در قبال آن مسؤول و معاقبند.* (من یعمل سوءاً یجز به) از مصادیق مورد نظر براى «من یعمل ...» اهل کتاب هستند. بنابراین اگر آنها مرتکب گناه شوند، همچون مسلمانان عقوبت خواهند شد و این معنا بیانگر مکلف بودن اهل کتاب بر احکام فرعى اسلام است.

۹- بدکاران، گرفتار کیفرِ کردار ناپسند خویش خواهند شد. (من یعمل سوءاً یجز به)

۱۰- برخى از مسلمانان و گروهى از اهل کتاب، به گزاف آرزومند معاف بودن از جزاى اعمال زشت خویش (لیس بامانیکم ... من یعمل سوءاً یجز به)

۱۱- ضرورت پرهیز از هرگونه تبعیض، در اجراى مقررات و قوانین جزایى (من یعمل سوءاً یجز به) جمله «من یعمل ...» داراى مضمونى عام و کلى است و شامل کیفرهاى دنیوى نیز مى شود.

۱۲- بدکاران و گناهکاران، محروم از هرگونه مدافع و یاور، براى گریز از کیفر الهى (و لایجد له من دون اللّه ولیاً و لانصیراً) «ولىّ» به کسى گفته مى شود که آدمى را سرپرستى کند و دفاع و حمایت او را بر عهده گیرد، ضمیر فاعلى در «لایجد» و نیز ضمیر «له» به «من یعمل» بر مى گردد.

۱۳- نجات آدمیان از عذاب و کیفر گناهانشان، تنها به دست خداوند و منوط به اراده اوست. (و لایجد له من دون اللّه ولیاً و لانصیراً)

۱۴- حرمت جلوگیرى از اعمال مجازاتهاى الهى، بر خطاکاران (و لایجد له من دون اللّه ولیاً و لانصیراً) چنانچه «یُجَز» شامل کیفرهاى دنیوى باشد، جمله «لایجد ... » چه نافیه باشد و عطف بر جمله «یجز به» و چه ناهیه باشد و جمله اى مستقل -، دلالت مى کند که نباید هیچ کس مانع کیفر دیدن خطاکاران شود.

روایات و احادیث

۱۵- بلاها و مشکلات دنیوى (مالى و جانى)، کفاره گناهان آدمى و از جمله عوامل نابود کننده اعمال زشت اوست. (لیس بامانیکم و لا امانى أهل الکتب من یعمل سوءاً یجزبه) رسول خدا (ص) درباره « من یعمل سوءاً یجز به» در آیه فوق فرمود: اما تبتلون فى اموالکم و انفسکم و ذراریکم؟ قالوا: بلى قال: هذا مما ... یمحو به السیئات.]

موضوعات مرتبط

  • آرزو: آثار آرزوى ناپسند ۲ ; ارزش آرزو ۴
  • احکام:۱۴
  • ارزش: ملاک ارزش ۴
  • القائات: شیطانى ۳
  • انسان: مقام اخروى انسان ۴
  • اهل کتاب: آرزوى اهل کتاب ۱۰ ; دیندارى اهل کتاب ۷ ; عقیده اهل کتاب ۱
  • بلا: فلسفه بلا ۱۵
  • بهشت: ورود به بهشت ۱
  • پاداش: ملاک پاداش ۵
  • تبعیض: اجتناب از تبعیض ۱۱
  • جهنّم: نجات از جهنّم ۱
  • خدا: اختصاصات خدا ۱۳ ; اراده خدا ۱۳ ; پاداش خدا ۲، ۵، ۶ ; کیفرهاى خدا ۲، ۶
  • سختى: اقسام سختى ۱۵ ; فلسفه سختى ۱۵
  • عذاب: نجات از عذاب ۱۲، ۱۳
  • عقیده: باطل ۱، ۳
  • عمل: آثار عمل ۵ ; ارزش عمل ۴ ; کیفر عمل ناپسند ۱۵ ; کفر عمل ناپسند ۹
  • کافران: تکلیف کافران ۸ ; مسؤولیت کافران ۸
  • کیفر: تبعیض در کیفر ۱۱ ; عدالت در کیفر ۶، ۱۱ ; معافیت از کیفر ۱۰ ; ملاک کیفر ۵ ; نجات از کیفر ۳
  • گناه: کفاره گناه ۱۵
  • گناهکاران: کیفر گناهکاران ۹، ۱۴ ; محرومیّت گناهکاران ۱۲
  • محرمات:۱۴
  • مسلمانان: آرزوى مسلمانان ۱۰ ; عقیده مسلمانان ۱ ; مسلمانان صدر اسلام ۷
  • مؤمنان: مسؤولیت مؤمنان ۸
  • نظام جزایى:۲، ۵، ۶، ۱۱

منابع

  1. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌۳، ص ۳.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص ۲۴۸.
  3. طبرى در تفسير خود از مسروق و نيز از قتادة و ضحاك و سدى و ابوصالح نيز آن را روايت كرده است و همچنين ابن ابى‌حاتم در تفسير خود از ابن عباس نقل كند كه يهود و نصارى مى گفتند: غير از ما كسى به بهشت نخواهد رفت و قريش مى گفتند: ما بعد از مردن مبعوث نخواهيم شد سپس اين آيه نازل گرديد.
  4. تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۲۷۷، ح ۲۷۸; نورالثقلین، ج ۱، ص ۵۵۳، ح ۵۷۶.