المؤمنون ٢٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و هنگامی که تو و همه کسانی که با تو هستند بر کشتی سوار شدید، بگو: «ستایش برای خدایی است که ما را از قوم ستمگر نجات بخشید!»

|و چون تو با همراهانت بر كشتى نشستى، بگو: ستايش خدايى را كه ما را از چنگ گروه ستمگران رهانيد

و چون تو با آنان كه همراه تواند بر كشتى نشستى بگو: «ستايش خدايى را كه ما را از [چنگ‌] گروه ظالمان رهانيد.»

پس چون با همراهانت در کشتی نشستی بگو: ستایش خدای را که ما را از (ظلم) ستمکاران نجات داد.

پس هنگامی که تو و آنان که با تو هستند، بر کشتی سوار شدید، به خاطر این نعمت بگو: همه ستایش ها ویژه خداست که ما را از این گروه ستم پیشه نجات داد.

چون خود و همراهانت به كشتى نشستيد، بگو: سپاس خدايى را كه ما را از مردم ستمكاره رهايى بخشيد.

چون تو و همراهانت بر کشتی قرار گرفتید، آنگاه بگو سپاس خداوندی را که ما را از قوم ستم پیشه [و مشرک‌] رهانید

پس چون تو و همراهانت بر كشتى آرام گرفتيد، بگو: سپاس و ستايش خداى را كه ما را از اين قوم ستمكار رهايى داد.

هرگاه تو و همراهانت بر کشتی (سوار شدی و) استقرار یافتی، بگو: شکر و سپاس خداوندی را سزا است که ما را از دست قوم ستمگر رهانید.

«پس هنگامی که تو با همراهانت بر کشتی آرمیدی، بگو ستایش خدایی را (سزا)ست که ما را از (چنگ) گروه ظالمان رهانید.»

پس گاهی که استوار شدی تو و آنکه با تو است در کشتی بگو سپاس خدائی را که رهائید ما را از گروه ستمگران‌


المؤمنون ٢٧ آیه ٢٨ المؤمنون ٢٩
سوره : سوره المؤمنون
نزول : ٥ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إسْتَوَیْتَ»: استقرار یافتی و جای گرفتی.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ «28»

پس هنگامى كه تو و همراهانت بر كشتى سوار شديد، بگو: حمد و سپاس براى خداوندى است كه مارا از گروه ستمگران نجات داد.

پیام ها

1- دورى از ستمگران و نجات از سلطه‌ى آنان، يكى از نعمت‌هاى الهى است.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانا»

2- براى هر نعمتى شكرى لازم است. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانا»

3- بهترين صيغه‌ى شكر، كلمه مباركه‌ى‌ «الْحَمْدُ لِلَّهِ» است.

4- به خاطر نابودى و هلاكت ديگران خدا را شكر نكنيد، بلكه براى نجات خود شكر كنيد. «نَجَّانا» نفرمود: «اهلكهم»

5- كشتى، وسيله‌ى نجات است ولى نجات كار خداوند است. «نَجَّانا»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ «28»

فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ‌: پس زمانى كه استقرار يافتى تو و كسانى كه با تو هستند از ايمان آرندگان، عَلَى الْفُلْكِ‌: بر كشتى، يعنى چون مستقر و متمكن نشستيد تو اى نوح و همرهان تو از مؤمنين در كشتى، فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ‌: پس بگو حقيقت سپاسدارى مختص ذات يگانه خدا است كه مستجمع تمام صفات كماليه و منزه است از كليه نقايص و سزاوار پرستش و ستايش است. الَّذِي نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ‌: آن ذاتى كه نجات داد ما را از گروهى كه ستم كنندگان بودند بر نفس خود به سبب شرك و كفر و سركشى. اين كلام مبالغه عظيمه است در تقبيح آنان، زيرا بعد از نهى از درخواست شفاعت و دعا در حق آنها امر فرمود به حمد و شكر بر اهلاك آنان و نجات و خلاصى از ايشان. وصف كفر به ظلم به جهت آنست كه بزرگترين ستمها نسبت به نفس انسانى هر آينه كفر و شرك است كه شخص، سپاسدارى و حق شناسى منعم حقيقى و ذات يگانه خداوندى را ننموده، كافر و مشرك و حق ناشناس گردد و ستايش و پرستش غير را نمايد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا فَإِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلاَّ مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ «27» فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ «28» وَ قُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلاً مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ «29» إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ وَ إِنْ كُنَّا لَمُبْتَلِينَ (30)

ترجمه‌

- پس وحى كرديم باو كه بساز كشتى را به نگاهداشت ما و الهام ما پس چون آيد فرمان ما و بجوشد تنور پس در آور در آن از هر صنفى جفتى را دو تا و اهلت را مگر كسى كه سبقت گرفته بر او گفتار از ايشان و سخن مگو با من در باره آنها كه ستم كردند همانا آنانند غرق شدگان‌

پس چون بر آمدى تو و هر كه با تو است بر كشتى پس بگو ستايش مر خدا را كه رهانيد ما را از گروه ستمكاران‌

و بگو پروردگار من فرود آور مرا فرود آوردنى با بركت و توئى بهترين فرود- آورندگان‌

همانا در اين هر آينه نشانه‌ها است و همانا بوديم هر آينه آزمايندگان.

تفسير

- خداوند متعال دعاى حضرت نوح را در آيه سابقه اجابت فرمود و دستور الهى بطريق وحى باو رسيد كه در تحت نظر و مراقبت و بر طبق دستور خداوند مشغول بساختن كشتى گردد و چون امر الهى بعذاب صادر گردد و آب از تنور فوران و جوشش كند از هر نوعى از انواع حيوانات يك جفت نر و ماده بگيرد و وارد كشتى نمايد و كلمه كلّ بدون تنوين نيز قرائت شده با خانواده خود هر كس باشد مگر آنكس را كه مقدر شده هلاكتش بعلت كفرش كه پسر آنحضرت‌


جلد 3 صفحه 637

كنعان و زوجه او واعله باشد و تفصيل اين قصه و روايات وارده در آن و جهات ادبى و شرح الفاظ آيه شريفه در اوايل سوره هود مستوفى گذشت و تكرار نميشود و نيز امر شد كه حضرت نوح شفاعت در باره كفّار كه بر خويش و خلق ستم نمودند ننمايد چون قضاى الهى بر غرقشان جارى شده و از قابليّت شفاعت افتاده‌اند و مقرر گرديد كه چون همگى در كشتى قرار گرفتند حمد كند خدا را بر نجات و خلاصى خود و يارانش از شرّ كفّار و ديدار اشرار ستمكار و بخواهد از خداوند كه در وقت فرود آمدن از كشتى قدوم يا مقدم او را مبارك فرمايد يعنى ورود او را در زمين مقرون بخير و سعادت يا مورد او را از زمين مشحون بانواع نعمت فرمايد چون منزل بضمّ ميم و فتح زاء ظاهرا مصدر است و محتمل است اسم مكان باشد و خداوند هر دو را بر او مبارك فرمود كه تمام اهل زمين را از نسل او يا از نسل او و همراهانش قرار داد و بركاتش را بر او نازل و زمين را براى ايشان مشحون بانواع نعمت فرمود و منزل بفتح ميم و كسر زاء نيز قرائت شده و بنابراين ظاهرا اسم مكان است و ممكن است مصدر باشد و خدا بهتر از هر كس ميتواند نزول و منزل واردين را مقرون بخير دنيا و آخرت فرمايد و اينجمله بدستور الهى برسم ادب دعا براى ثناى خداوند اضافه شده تا دعا نزديكتر باجابت گردد در فقيه از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه بامير المؤمنين عليه السّلام فرمود اى على وقتى وارد منزلى شدى بگو اللّهم أنزلنى منزلا مباركا و انت خير المنزلين مرزوق ميشود تو را خير آن و دفع ميگردد شرّ آن از تو و بنابراين محتمل است دعاى حضرت نوح راجع بسلامتى و عافيت در كشتى باشد در هر حال اين قصه و امثال آن دلالت دارد بر قدرت و عزت خداوند و قهر و غلبه او بر ستمكاران و سوء عاقبت اهل كفر و عصيان و آنكه امر از اين قرار است كه خدا مردم را در معرض امتحان قرار ميدهد بنقل اين قبيل حكايات و قصص تا خوب از بد ممتاز گردد بتفكّر در آن قصص و تنبّه و تذكر از آنها و بعدم توجّه و بى‌اعتنائى و بقاء در غفلت و نادانى يا آنكه همانا خدا بمردم جور نميكند ولى مبتلا ببلا ميفرمايد چنانچه از نهج البلاغه استفاده ميشود كه براى معناى اخير استدلال بذيل اين آيه فرموده است.


جلد 3 صفحه 638

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَإِذَا استَوَيت‌َ أَنت‌َ وَ مَن‌ مَعَك‌َ عَلَي‌ الفُلك‌ِ فَقُل‌ِ الحَمدُ لِلّه‌ِ الَّذِي‌ نَجّانا مِن‌َ القَوم‌ِ الظّالِمِين‌َ «28»

‌پس‌ زماني‌ ‌که‌ ‌بر‌ كشتي‌ سوار شدي‌ و جا گرفتي‌ تو و كساني‌ ‌که‌ ‌با‌ تو ‌در‌ كشتي‌ آمدند ‌پس‌ حمد الهي‌ بجا آور و بگو الحمد للّه‌ ‌آن‌ خداوندي‌ ‌که‌ ‌ما ‌را‌ نجات‌ داد ‌از‌ قومي‌ ‌که‌ ‌بما‌ ظلم‌ ميكردند.

[فَإِذَا استَوَيت‌َ] استواء استقرار و سكونت‌ ‌است‌.

[أَنت‌َ وَ مَن‌ مَعَك‌َ] ‌که‌ اهل‌ تو ‌باشد‌ و مؤمنين‌ [عَلَي‌ الفُلك‌ِ] ‌بر‌ روي‌ كشتي‌ مثل‌ كساني‌ ‌که‌ روي‌ زمين‌ قرار مي‌گيرند.

(فَقُل‌ِ الحَمدُ لِلّه‌ِ) حمد و شكر الهي‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌هر‌ حالي‌ بايد نمود بالاخص‌ ‌در‌ پنج‌ مورد.

1‌-‌ موردي‌ ‌که‌ خداوند نعمتي‌ عطا فرمايد.

2‌-‌ موردي‌ ‌که‌ بلائي‌ ‌را‌ رفع‌ فرمايد.

3‌-‌ موردي‌ ‌که‌ متذكر نعم‌ سابقه‌ الهيه‌ شود.

4‌-‌ موردي‌ ‌که‌ متذكر رفع‌ بليات‌ سابقه‌ گردد.

5‌-‌ موقعي‌ ‌که‌ موفق‌ بيك‌ عمل‌ خيري‌ شود و ‌در‌ اينجا حمد ‌خدا‌ كند.

(الَّذِي‌ نَجّانا مِن‌َ القَوم‌ِ الظّالِمِين‌َ) ‌که‌ خداوند دشمنان‌ ‌آنها‌ ‌را‌ هلاك‌ فرمود و ‌آنها‌ ‌را‌

جلد 13 - صفحه 385

‌از‌ چنگال‌ ظلم‌ ‌آنها‌ نجات‌ داد و ‌از‌ غرق‌ محفوظ داشت‌، ‌که‌ دارد كشتي‌ نوح‌ بواسطه تموج‌ دريا متلاطم‌ و خوف‌ غرق‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ عارض‌ شد جبرئيل‌ پنج‌ ميخ‌ آورد و ‌گفت‌: چهارتاي‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌در‌ چهار طرف‌ كشتي‌ ‌به‌ كوب‌ بنام‌ محمّد و ‌علي‌ و فاطمة و حسن‌ و پنجمي‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌در‌ وسط كشتي‌ بنام‌ حسين‌ بكوب‌ چون‌ پنجمي‌ ‌را‌ كوبيد كشتي‌ قرار گرفت‌ و ‌از‌ جاي‌ ‌آن‌ خون‌ جاري‌ شد سببش‌ ‌را‌ پرسيد جبرئيل‌ شرح‌ شهادت‌ حسين‌ ‌را‌ بيان‌ نمود آب‌ فرو نشست‌ حضرت‌ نوح‌ نمي‌دانست‌ بكدام‌ نقطه زمين‌ فرود آيد دستور آمد ‌که‌ دعا كند.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 28)- در این آیه می‌فرماید: «و هنگامی که تو و همه کسانی که با تو هستند بر کشتی سوار شدید و استقرار یافتید (سپاس خدا را به خاطر این نعمت

ج3، ص249

بزرگ به جا آور) و بگو: ستایش برای خدایی است که ما را از قوم ستمگر نجات بخشید» (فَإِذَا اسْتَوَیْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَکَ عَلَی الْفُلْکِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ).

نکات آیه

۱ - روى آوردن به حمد و ستایش الهى، پس از استقرار در کشتى، رهنمود خداوند به نوح(ع) (فإذا استویت ... فقل الحمد للّه) «إستواء» (مصدر «استویت») به معناى قرار گرفتن و استقرار یافتن است.

۲ - استقرار نوح(ع) و مؤمنان همراه او در کشتى، پس از جاى دادن حیوانات و خاندانش در آن (فاسلک فیها من کلِّ زوجین اثنین و أهلک ... فإذا استویت أنت و من معک على الفلک) از تفریع عبارت «فإذا استویت» بر آیه قبل، استفاده مى شود که حضرت نوح(ع) نخست حیوانات و خاندانش را در کشتى جاى داد و آن گاه خود و یارانش بر آن سوار شدند.

۳ - داخل کشتى نوح، محل استقرار حیوانات و خاندان وى و عرشه آن محل استقرار او و پیروانش بود. (فاسلک فیها ... و أهلک فإذا استویت أنت ... على الفلک) برداشت یاد شده، با توجه به عبارت هاى «اسلک فیها» (در کشتى وارد کن) و «إذا استویت... على الفلک» (هرگاه تو... بر کشتى استقرار یافتى)، به دست آمده است.

۴ - نجات نوح(ع) و خاندان و همراهان او از شر ستمگران، به اراده خداوند (فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمین)

۵ - لزوم حمد و ستایش خدا و سپاس گزارى به درگاه او، پس از رهایى از مشکلات (فإذا استویت ... فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمین) با توجه به این که ستایش خدا، پس از رهایى از مشکلات، به منظور سپاس گزارى به درگاه او انجام مى گیرد، گفتن «الحمد للّه» (ستایش از آن خدا است) دربردارنده شکر و سپاس گزارى نیز مى باشد.

۶ - حضور مؤمنان در بین کافران و ظالمان، بلایى سخت و رهایى از آن لطفى بزرگ و الهى (فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمین)

۷ - نقش بارز و محورى نوح(ع)، در مدیریت نظام مادى و معنوى مؤمنان قوم خویش (اصنع الفلک ... فاسلک فیها... فإذا استویت ... فقل الحمد للّه) برداشت فوق، با توجه به این نکته است که: در جریان ساختن کشتى و سوار شدن و استقرار در آن، تنها حضرت نوح(ع) مورد خطاب الهى است و قوم او طفیلى اویند.

۸ - همه ستایش ها، از آنِ خداوند است. (فقل الحمد للّه) «ال» در «الحمد للّه» جنسیه و مفید استغراق مى باشد; یعنى: «کلّ حمد للّه».

۹ - خدا، سرچشمه همه کمال ها و زیبایى ها است. (فقل الحمد للّه) ستایش در برابر کمال ها و زیبایى ها انجام مى گیرد و به مقتضاى «الحمد للّه» (همه ستایش ها از آن خدا است)، نتیجه مى گیریم که خدا، منشأ همه کمالات و زیبایى ها مى باشد.

۱۰ - قوم نوح، مردمى ظالم و ستم پیشه بودند. (فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمین)

۱۱ - نوح(ع) و یارانش، گرفتار ظلم و بیدادگرى قوم خویش (فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمین)

۱۲ - گرفتار شدن به خشم و قهر الهى، فرجام کار ستم پیشگان (فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمین)

۱۳ - شدت خشم الهى، نسبت به قوم ستم پیشه نوح (و لاتخطبنى فى الذین ظلموا ... فإذا استویت ... فقل الحمد للّه)

موضوعات مرتبط

  • حمد: اهمیت حمد خدا ۵; حمد خدا ۱، ۸
  • خدا: آثار اراده خدا ۴; اختصاصات خدا ۸; توصیه هاى خدا ۱; مراتب غضب خدا ۱۳; مراتب لطف خدا ۶; نقش خدا ۹
  • دارالکفر: نجات از دارالکفر ۶
  • زیبایى: منشأ زیبایى ۹
  • سختى: نجات از سختى ۵
  • شکر: اهمیت شکر خدا ۵
  • ظالمان: فرجام ظالمان ۱۲; مغضوبیت ظالمان ۱۲; نجات از ظالمان ۴
  • ظلم: نجات از ظلم ۶
  • قوم نوح: تاریخ قوم نوح ۱۳; ظلم قوم نوح ۱۰، ۱۱، ۱۳; مؤمنان قوم نوح ۷; مغضوبیت قوم نوح ۱۳
  • کمال: منشأ کمال ۹
  • مؤمنان: مؤمنان در جوامع ظالم ۶; مؤمنان در دارالکفر ۶; مشکلات مؤمنان ۶; نجات مؤمنان ۶
  • مغضوبان خدا ۱۲، ۱۳:
  • نوح(ع) : توصیه به نوح(ع) ۱; حیوانات در کشتى نوح(ع) ۲; رهبرى نوح(ع) ۷; ظلم به پیروان نوح(ع) ۱۱; ظلم به نوح(ع) ۱۱; قصه نوح(ع) ۲، ۱۱; مکان حیوانات در کشتى نوح(ع) ۳; مکان نوح(ع) در کشتى ۳; مکان همسفران نوح(ع) در کشتى ۳; منشأ نجات خانواده نوح(ع) ۴; منشأ نجات نوح(ع) ۴; منشأ نجات همسفران نوح(ع) ۴; نقش اجتماعى نوح(ع) ۷; نوح(ع) در کشتى ۱; همسفران نوح(ع) ۲

منابع