الفتح ١٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

بر نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست (اگر در میدان جهاد شرکت نکنند)؛ و هر کس خدا و رسولش را اطاعت نماید، او را در باغهای (از بهشت) وارد می‌کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است؛ و آن کس که سرپیچی کند، او را به عذاب دردناکی گرفتار می‌سازد!

|بر نابينا و لنگ و بيمار گناهى نيست [كه در جهاد شركت نكنند]. و هر كه اطاعت خدا و رسول او كند، وى را در باغ‌هايى داخل مى‌كند كه از پاى درختانش نهرها جارى است و هر كه سر بتابد، او را به عذابى دردناك عذاب مى‌كند

بر نابينا گناهى نيست و بر لنگ گناهى نيست و بر بيمار گناهى نيست [كه در جهاد شركت نكنند]؛ و هر كس خدا و پيامبر او را فرمان برد، وى را در باغهايى كه از زير [درختان‌] آن نهرهايى روان است درمى‌آورد، و هر كس روى برتابد، به عذابى دردناك معذبش مى‌دارد.

برای شخص نابینا و لنگ و مریض (در تخلّف از جنگ) حرج و گناهی نیست، و هر که خدا و رسول او را فرمان برد او را به باغهای بهشتی داخل کند که زیر درختانش نهرها جاری است و هر که مخالفت کند او را به عذابی دردناک معذّب نماید.

بر نابینا و لنگ و بیمار [اگر در جنگ شرکت نکنند] گناهی نیست. و کسی که از خدا و پیامبرش اطاعت کند، او را در بهشت هایی درآورد که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، و هر کس روی بگرداند او را به عذابی دردناک عذاب می کند.

بر كور حرجى نيست، و بر لنگ حرجى نيست و بر بيمار حرجى نيست. و هر كه از خدا و پيامبرش اطاعت كند، او را به بهشتهايى داخل مى‌كند كه در آن نهرها روان است. و هر كه سر برتابد به عذابى دردآورش عذاب مى‌كند.

[البته‌] بر نابینا ایرادی نیست، و بر لنگ ایرادی نیست، و بر بیمار هم ایرادی نیست، و هر کس از خداوند و پیامبرش اطاعت کند، به بوستانهایی که جویباران از فرو دست آن جاری است، درآوردشان، و هر کس روی برتابد، به عذابی دردناک عذابش کند

بر نابينا تنگى و گناهى نيست و بر لنگ تنگى و گناهى نيست و بر بيمار تنگى و گناهى نيست [اگر به كارزار نروند]، و هر كه خداى و پيامبرش را فرمان برد او را به بهشتهايى در آورد كه از زير آنها جويها روان است، و هر كه روى بگرداند به عذابى دردناك عذابش كند.

بر نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست (اگر در میدان جهاد شرکت نکنند). هر کس از خدا و فرستاده‌اش فرانبرداری کند، خدا او را به باغهای بهشتی وارد می‌سازد که رودبارها در زیر (کاخها و درختان) آن روان است، و هر کس که سرپیچی کند، خدا او را به عذاب دردناکی گرفتار می‌سازد.

بر نابینا تنگنایی نیست و بر لنگ تنگنایی نیست و بر بیمار تنگنایی نیست (که در جهاد و مانندش شرکت نکنند). و هر کس خدا و پیامبرش را فرمان بَرَد وی را در باغ‌هایی که از زیر (درختان)شان نهرها روان است در می‌آورد و هر کس را (که) روی برتابد به عذابی دردناک معذّبش می‌دارد.

نیست بر کور پروائی و نه بر لنگ پروائی و نه بر بیمار پروائی و آنکه فرمانبرداری کند خدا و پیمبرش را درآردش بهشتهائی که روان است زیرا آنها جویها و آنکه پشت کند عذابش کند عذابی دردناک‌


الفتح ١٦ آیه ١٧ الفتح ١٨
سوره : سوره الفتح
نزول : ٧ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«حَرَجُ»: گناه (نگا: توبه / ، نور / ).


نزول

هنگامى که آیه ۱۶ نازل شد، مسلمین به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: بنابراین تکلیف ما در چنین موقعیتى چه خواهد بود سپس این آیه نازل گردید.]

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى‌ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلِيماً «17»

بر نابينا گناهى نيست و بر لنگ گناهى نيست و بر بيمار گناهى نيست، (كه به جهاد نروند) و هر كس خدا و رسولش را پيروى كند، (خداوند) او را در باغ‌هايى (بهشتى) كه نهرها از زير (درختان) آن جارى است، داخل مى‌كند و هر كس سرپيچى كند، او را به عذابى دردناك، عذاب خواهد كرد.

نکته ها

معيار معافيت و مرز عذر در ترك جبهه، نابينايى و ناتوانى در راه رفتن و بيمارى و ناسلامتى است، نه كوتاه بودن قد و امثال آن.

گرچه براى گروهى، جبهه رفتن واجب نيست، امّا خيرخواهى براى رزمندگان لازم است، چنانكه خداوند در سوره توبه آيه 91 مى‌فرمايد: لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى‌ ... حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ‌

پیام ها

1- قانون‌گذار بايد به تمام جوانب قانون توجّه كند و براى موارد خاص (مانند افراد نابينا و عليل و بيمار) قانون ويژه وضع كند. لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى‌ حَرَجٌ‌ ...

جلد 9 - صفحه 131

2- معلولين، احساس حقارت نكنند، هيچ گناه و تقصيرى بر آنان نيست. (كلمه‌ «حَرَجٌ» به اصطلاح ادبى، نكره در سياق نفى است كه از آن معناى عام استفاده مى‌شود.) لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى‌ ... عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ‌

3- تكاليف الهى، به مقدار قدرت و توان است. لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى‌ ... حَرَجٌ‌

4- افراد معذور، از بهشت محروم نمى‌شوند، به شرط آنكه در حدّ توان، مطيع باشند. لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى‌ ... مَنْ يُطِعِ اللَّهَ‌ ...

5- پيامبر معصوم است، زيرا اطاعت او قرين اطاعت خداست. «مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»

6- ملاك اصلى ورود به بهشت، اطاعت است، گرچه شفاعت هم گاهى كارساز است. مَنْ يُطِعِ‌ ... يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ‌

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى‌ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلِيماً «17»

لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى‌ حَرَجٌ‌: نيست بر نابينا بأسى و گناهى اگر از جهاد تخلف كنند، وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ‌: و نه بر لنگ گناهى بر تخلف از جهاد، وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ‌: و نه بر بيمار گناهى بر تخلف از جهاد، زيرا اينها صاحبان آفت و از جهاد معذورند. بعد از نزول اين آيه، حضرت صاحبان عاهات را از جهاد معذور داشت. بعد از آن به جهت مبالغه در جهاد فرمايد: وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ‌: و هر كه فرمانبردارى كند خدا و رسول او را در جهاد و اوامر و نواهى هر دو، يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ‌: داخل نمايد او را به بهشتهائى كه، تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ: جارى مى‌شود از زير مساكن يا زير درختان آن نهرها، وَ مَنْ يَتَوَلَ‌: و هر كه روى بگرداند از فرمان خدا و رسول در امر جهاد و غير آن، يُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلِيماً: عذاب فرمايد خدا او را عذابى دردناك.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرابِ سَتُدْعَوْنَ إِلى‌ قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْراً حَسَناً وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا كَما تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذاباً أَلِيماً «16» لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى‌ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلِيماً «17» لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً «18» وَ مَغانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَها وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً «19» وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَها فَعَجَّلَ لَكُمْ هذِهِ وَ كَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنْكُمْ وَ لِتَكُونَ آيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ وَ يَهْدِيَكُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً «20»

ترجمه‌

بگو به بازماندگان از باديه نشينان زود باشد كه خوانده شويد بسوى گروهى صاحبان شجاعت و دليرى بسيار كه كارزار كنيد با آنها يا اسلام آورند پس اگر اطاعت كنيد ميدهد بشما خدا مزدى خوب و اگر روى بگردانيد همچنانكه روى گردانديد پيشتر عذاب كند شما را عذابى دردناك‌

نيست بر كور گناهى و نه بر لنگ گناهى و نه بر بيمار گناهى و هر كه اطاعت كند خدا و پيغمبرش را داخل ميكند او را در بهشتهائى كه ميرود از زير آنها نهرها و كسيكه روى گرداند عذاب كند او را عذابى دردناك‌

بتحقيق خوشنود شد خدا از مؤمنان وقتى كه بيعت ميكردند با تو در زير آن درخت پس دانست آنچه را كه در دلهاى ايشانست پس فرو فرستاد آرامش را بر ايشان و پاداش داد بآنان فتحى نزديك‌

و غنيمتهاى بسيار كه برگيرند آنرا و باشد خدا تواناى درست كردار

وعده داد بشما خدا غنيمتهاى بسيارى كه برگيريد آنها را پس زود مهيّا فرمود براى شما اين را و باز داشت دستهاى مردمانرا از شما و تا باشد آيتى براى مؤمنان و هدايت كند شما را


جلد 5 صفحه 28

براهى راست.

تفسير

خداوند متعال به پيغمبر خود دستور فرموده كه باعراب متخلّف مذكور در آيات سابقه بفرمايد اگر شما راست ميگوئيد و طالب جهاد در راه خدائيد من بعدا شما را دعوت ميكنم براى جنگ با قوميكه داراى شجاعت و شهامت فوق العاده باشند و بايد يكى از دو امر واقع شود جنگ شما يا اسلام آنها و بعضى يسلموا بدون نون قرائت نموده‌اند يعنى الى ان يسلموا و اشاره فرموده بقول خود كما تولّيتم من قبل به اعراض آنها از تبعيّت در واقعه حديبيّه كه مفصلا ذكر شده است و نفى فرموده مشقّت تكليف و گناه مخالفت آنرا از كور و لنگ و بيمار بعد از تهديد آنها بعذاب اليم در صورت تخلّف و تكرار فرموده ثواب اطاعت را براى تفصيل و عذاب مخالفت را براى تعميم و مقدّم داشته وعد را بر وعيد براى سبقت رحمت بر غضب و در بيان مراد از آن قوم اقوال مختلفه‌اى نقل شده كه حاجت بذكر آنها نيست و بيان فرموده قبول توبه اهل ايمانرا در بيعت رضوان كه سابقا ذكر شد و اشاره فرموده بقول خود فعلم ما في قلوبهم بنظر حقير بآنكه قبول توبه بعضى از آنها ظاهرى بوده چنانچه بيان شد و مراد از سكينه گذشت و فتح قريب و مغانم كثيره اشاره بجنگ خيبر است كه معروف بوفور غنائم در آن ميباشد و عزت و قدرت و قهر و غلبه خداوند معلوم و مطابقت افعالش با حكمت و مصلحت در تمام امور از صلح و جنگ و ردّ و قبول مسلّم است و خدا وعده داد بمسلمانان غنائم بسيارى را كه بتدريج تا روز قيامت از كفار بدست آنها ميرسد و تعجيل فرمود در وصول غنائم خيبر براى آنها و بازداشت ايادى كفّاريرا كه عازم بردن غنائم از دست ايشان بودند بغارت چون القاء رعب فرمود در دلهاى آنها كه منصرف شدند و اين وعده براى تشويق ايشان بجهاد بود و براى آنكه ظاهر شود صدق آن و معجزه باشد از پيغمبر براى اهل ايمان كه هر چه وعده داد از فتح و ظفر و عزت و غنيمت در موارد خاصّه و عامّه محقّق و هويدا گرديد و هدايت شوند بآنكه آنچه آورده است او از جانب خدا از ولايت امير المؤمنين و اولاد طاهرين او و غيرها حق محض و محض حق است و اميدوار و مطمئن باشند بصدق مواعيد خدا و پيغمبر


جلد 5 صفحه 29

نسبت بآخرت و نعيم بهشت در آتيه خودشان.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


لَيس‌َ عَلَي‌ الأَعمي‌ حَرَج‌ٌ وَ لا عَلَي‌ الأَعرَج‌ِ حَرَج‌ٌ وَ لا عَلَي‌ المَرِيض‌ِ حَرَج‌ٌ وَ مَن‌ يُطِع‌ِ اللّه‌َ وَ رَسُولَه‌ُ يُدخِله‌ُ جَنّات‌ٍ تَجرِي‌ مِن‌ تَحتِهَا الأَنهارُ وَ مَن‌ يَتَوَل‌َّ يُعَذِّبه‌ُ عَذاباً أَلِيماً «17» لَقَد رَضِي‌َ اللّه‌ُ عَن‌ِ المُؤمِنِين‌َ إِذ يُبايِعُونَك‌َ تَحت‌َ الشَّجَرَةِ فَعَلِم‌َ ما فِي‌ قُلُوبِهِم‌ فَأَنزَل‌َ السَّكِينَةَ عَلَيهِم‌ وَ أَثابَهُم‌ فَتحاً قَرِيباً «18»

‌بر‌ آدم‌ كور و لنگ‌ و مريض‌ حرجي‌ نيست‌ ‌در‌ ترك‌ جهاد و كسي‌ ‌که‌ اطاعت‌ ‌خدا‌ و ‌رسول‌ ‌را‌ ميكند خداوند ‌او‌ ‌را‌ داخل‌ ميفرمايد بهشتهايي‌ ‌که‌ ‌از‌ زير ‌آنها‌ نهرهايي‌ جاري‌ ‌است‌ و كسي‌ ‌که‌ تخلف‌ كرد عذاب‌ ميفرمايد ‌او‌ ‌را‌ عذاب‌ دردناك‌.

لَيس‌َ عَلَي‌ الأَعمي‌ حَرَج‌ٌ وَ لا عَلَي‌ الأَعرَج‌ِ حَرَج‌ٌ وَ لا عَلَي‌ المَرِيض‌ِ حَرَج‌ٌ اينها ‌از‌ باب‌ مثال‌ ‌است‌ و مراد مطلق‌ ذوي‌ الاعذار معاف‌ هستند مثل‌ پير مرد فرسوده‌ و دست‌ شكسته‌ و اطفال‌ ‌غير‌ بالغ‌ و مجنون‌ و نساء و ‌غير‌ اينها.

وَ مَن‌ يُطِع‌ِ اللّه‌َ وَ رَسُولَه‌ُ ‌اينکه‌ ‌هم‌ مخصوص‌ بجهاد نيست‌. جميع‌ واجبات‌ شرعيه‌ و ترك‌ مناهي‌ همين‌ حكم‌ ‌را‌ دارد.

يُدخِله‌ُ جَنّات‌ٍ تَجرِي‌ مِن‌ تَحتِهَا الأَنهارُ ‌از‌ پاي‌ قصرها و زير اشجار انهار اربعه‌ ‌من‌ ماء ‌غير‌ آسن‌ و لبن‌ ‌لم‌ يتغير طعمه‌ و خمر لذة للشاربين‌ و عسل‌ مصفي‌.

وَ مَن‌ يَتَوَل‌َّ اعراض‌ كرد و مخالفت‌ نمود يُعَذِّبه‌ُ عَذاباً أَلِيماً كلمه يعذبه‌ بنحو اخبار ‌است‌ نه‌ وعيد و تخلف‌ ندارد چون‌ كذب‌ لازم‌ ميآيد.

يُبايِعُونَك‌َ تَحت‌َ الشَّجَرَةِ فَعَلِم‌َ ما فِي‌ قُلُوبِهِم‌ فَأَنزَل‌َ السَّكِينَةَ عَلَيهِم‌ وَ أَثابَهُم‌ فَتحاً قَرِيباً ‌هر‌ آينه‌ بتحقيق‌ راضي‌ شد خداوند ‌از‌ مؤمنين‌ زماني‌ ‌که‌ بيعت‌ كردند ‌با‌ ‌شما‌ زير شجره‌ ‌پس‌ ميدانست‌ خداوند آنچه‌ ‌در‌ قلوب‌ ‌آنها‌ ‌بود‌ ‌پس‌ نازل‌ فرمود سكينه‌ و اطمينان‌ قلبي‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ و اثابه‌ فرمود ‌آنها‌ ‌را‌ فتح‌ نزديكي‌.

جلد 16 - صفحه 209

لَقَد رَضِي‌َ اللّه‌ُ عَن‌ِ المُؤمِنِين‌َ بالاترين‌ مقام‌ رضاي‌ الهي‌ ‌است‌ چنانچه‌ ميفرمايد:

وَ رِضوان‌ٌ مِن‌َ اللّه‌ِ أَكبَرُ ذلِك‌َ هُوَ الفَوزُ العَظِيم‌ُ توبه‌، آيه 73.

إِذ يُبايِعُونَك‌َ تَحت‌َ الشَّجَرَةِ مراد بيعت‌ حديبيه‌ ‌است‌ ‌که‌ شرحش‌ گذشت‌ و شجره‌ گفتند درخت‌ گردو ‌است‌ ‌که‌ سمره‌ تعبير ميكنند.

فَعَلِم‌َ ما فِي‌ قُلُوبِهِم‌ خداوند ‌از‌ قلوب‌ بندگانش‌ ‌با‌ خبر ‌است‌ ميداند ‌که‌ حقيقت‌ ايمان‌ ‌در‌ قلوب‌ اينها ثابت‌ و ‌از‌ روي‌ صدق‌ و صفا بيعت‌ كردند و واقعيت‌ داشت‌.

فَأَنزَل‌َ السَّكِينَةَ عَلَيهِم‌ ثبات‌ قدم‌ و يقين‌ و اطمينان‌ قلبي‌ بوعده‌هاي‌ الهي‌ ‌که‌ ‌اگر‌ كشته‌ شوند بدرجه عاليه شهادت‌ نائل‌ و ‌اگر‌ فاتح‌ شدند ترويج‌ دين‌ و اعلاء كلمه اسلام‌ كردند.

تنبيه‌: ‌از‌ ‌اينکه‌ جمله‌ استفاده‌ ميشود ‌که‌ نزول‌ سكينه‌ شرط ‌آن‌ ايمان‌ ‌است‌ ‌که‌ چون‌ ‌خدا‌ ميدانست‌ ‌که‌ قلبا ايمان‌ دارند و حقيقتا مؤمن‌ هستند انزال‌ سكينه‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ فرمود و ‌در‌ آيه غار فرمود: فَأَنزَل‌َ السَّكِينَةَ عَلَيهِم‌ و نفرمود عليهما استفاده‌ ميشود ‌که‌ صاحب‌ غار ايمان‌ نداشته‌ و منافق‌ بوده‌.

وَ أَثابَهُم‌ فَتحاً قَرِيباً فتوحات‌ اسلامي‌ بسيار بوده‌ و لكن‌ ظاهر ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ مراد فتح‌ مكه‌ ‌است‌ بقرينه: إِنّا فَتَحنا لَك‌َ فَتحاً مُبِيناً ... الآيات‌ و چون‌ ‌اينکه‌ مؤمنين‌ اكثر مهاجرين‌ بودند ‌پس‌ ‌از‌ فتح‌ مكه‌ منازل‌ ‌خود‌ ‌را‌ تصرف‌ كردند، و آيه: إِذا جاءَ نَصرُ اللّه‌ِ وَ الفَتح‌ُ.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 17)- بعد از نزول آیه قبل و تهدید متخلفان به «عذاب الیم» جمعی از معلولین یا بیماران خدمت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله آمدند و عرض کردند: ای رسول خدا! تکلیف ما در این میان چیست؟ در اینجا این آیه نازل شد و حکم آنها را چنین بازگو کرد: «بر نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست» اگر در میدان جهاد شرکت نکنند (لَیْسَ عَلَی الْأَعْمی حَرَجٌ وَ لا عَلَی الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَی الْمَرِیضِ حَرَجٌ).

تنها جهاد نیست که مشروط به قدرت و توانائی است، تمام تکالیف الهی یک سلسله شرائط عمومی دارد که از جمله آنها «توانائی و قدرت» است و در آیات قرآن کرارا به این معنی اشاره شده است.

ج4، ص478

البته این گروه گر چه از شرکت در میدان جهاد معافند اما آنها نیز باید به مقدار توان خود برای تقویت قوای اسلام و پیشبرد اهداف الهی آن بکوشند.

و شاید جمله اخیر آیه مورد بحث نیز اشاره به همین معنی باشد که می‌فرماید: «و هر کس خدا و رسولش را اطاعت نماید او را در باغهائی (از بهشت) وارد می‌کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، و آن کس که سر پیچی کند او را به عذاب دردناکی گرفتار می‌سازد»! (وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَنْ یَتَوَلَّ یُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلِیماً).

نکات آیه

۱ - افراد نابینا، لنگ و مریض، معاف از شرکت در جنگ (لیس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المریض حرج)

۲ - تکالیف و مسؤولیت هاى الهى، براى انسان ها متناسب با امکانات و توان آنان (لیس على الأعمى حرج ... و لا على المریض حرج)

۳ - افراد مریض و ناتوان از شرکت در سفر حدیبیه، نگران از عدم حضور خود و همراهى نکردن مسلمانان در آن سفر * (لیس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المریض حرج) توبیخ شدید متخلّفان از سفر حدیبیه در آیات گذشته و استثناى معذوران در این آیه; بیانگر آن است که مؤمنان معذور، نگران آن بوده اند که مشمول توبیخ خداوندباشند. خداوند در این آیه، به رفع این نگرانى آنان پرداخته است.

۴ - باغ هاى بهشت، با نهرهاى همیشه جارى، پاداش الهى به شرکت کنندگان در جهاد و نبرد با دشمنان دین (و من یطع اللّه و رسوله یدخله جنّ-ت تجرى) با توجه به این که سیاق آیات، در رابطه با جنگ و جهاد مى باشد; مراد از «من یطع...» کسى است که فرمان جهاد را اطاعت کرده است.

۵ - اطاعت از رسول خدا، عین اطاعت از خدا است. (و من یطع اللّه و رسوله یدخله جنّ-ت ) از عطف رسول به «اللّه» - بدون تکرار فعل «یطع» - مطلب بالا قابل برداشت است.

۶ - پیامبراکرم(ص)، داراى حق ولایت و فرماندهى بر انسان ها (و من یطع اللّه و رسوله یدخله جنّ-ت )

۷ - روح تسلیم و اطاعت از خدا و رسول او، ملاک اصلى ورود به بهشت (و من یطع اللّه و رسوله یدخله جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر) موضوع قرار گرفتن اطاعت به جاى هر عنوان دیگرى، مى تواند اشاره به مطلب بالا باشد.

۸ - اهمیت نقش نهرهاى بهشت، در زیبایى و جذابیت آن (جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر) از این که خداوند، تنها وصفى را که براى باغ هاى بهشت یاد کرده وصف «تجرى...» است; مطلب یاد شده استفاده مى شود.

۹ - باغ هاى بهشت، داراى ویژگى هاى مادى * (جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر) آنچه از ظاهر آیه شریفه استفاده مى شود، این است که وعده هاى الهى به وجود باغ هاى بهشتى، بیانى نمادین و کنایى نیست; بلکه بیانگر عینیتى ملموس است.

۱۰ - افراد ناتوان از جهاد، همانند مجاهدان، برخوردار از بهشت در صورت داشتن روح اطاعت در برابر خدا و رسول او (لیس على الأعمى حرج ... و من یطع اللّه و رسوله جنّ-ت ) برداشت بالا بنا بر این نکته است که «من یطع...» جواب سؤال مقدر باشد، زیرا پس از رفع حکم جهاد از افراد ناتوان، ممکن است سؤال شود که: چرا این گروه از فیض جهاد محروم اند؟ خداوند در جواب مى فرماید: آنان نیز اگر مطیع باشند، همانند مجاهدان، از پاداش الهى برخوردار خواهند بود.

۱۱ - لزوم تلاش در اجراى فرمان الهى در حد توان، حتى با معاف بودن از برخى مراتب آن * (لیس على الأعمى حرج ... و من یطع اللّه و رسوله یدخله جنّ-ت ) بیان «من یطع...» - پس از «لیس على الأعمى...» - ممکن است بیانگر این نکته باشد که: گر چه افراد ناتوان، از شرکت در جنگ معاف اند; اما آنان با زنده داشتن روح اطاعت و تلاش در اجراى فرمان هاى الهى و شرکت در خدمات پشت جبهه، مى توانند به فیض و پاداش جهاد دست یابند.

۱۲ - روى گردانان از اطاعت خدا و رسول او و جهاد در راه الهى گرفتار عذابى بس درد ناک (و من یتولّ یعذّبه عذابًا ألیمًا)

موضوعات مرتبط

  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۳
  • اطاعت: آثار اطاعت از خدا ۷، ۱۰; آثار اطاعت از محمد(ص) ۵، ۷، ۱۰; اطاعت از خدا ۵; اهمیت اطاعت از خدا ۱۱
  • بهشت: اهمیت نهرهاى بهشت ۸; پاداش بهشت ۴; زیبایى بهشت ۸; عوامل جذابیت بهشت ۸; موجبات بهشت ۷; نهرهاى بهشت ۴; ویژگیهاى باغهاى بهشت ۴، ۹
  • بیمار: معذوریت بیمار ۱; نگرانى بیمار ۳
  • تسلیم: آثار تسلیم به خدا ۷
  • تکلیف: تلاش در عمل به تکلیف ۱۱; شرایط تکلیف ۲; قدرت در تکلیف ۱، ۲
  • جهاد: عذاب معرضان از جهاد ۱۲; معذوران از جهاد ۱; معذوران از جهاد در بهشت ۱۰; نگرانى معذوران از جهاد ۳
  • حدیبیه: نگرانى متخلفان از مسافرت به حدیبیه ۳
  • حقوق: حق ولایت ۶
  • خدا: پاداشهاى خدا ۴
  • صلح حدیبیه: قصه صلح حدیبیه ۳
  • عذاب: عذاب دردناک ۱۲; مراتب عذاب ۱۲
  • کور: معذوریت کور ۱
  • لنگ: معذوریت لنگ ۱
  • مجاهدان: پاداش اخروى مجاهدان ۴; مجاهدان در بهشت ۱۰
  • محمد(ص): حقوق محمد(ص) ۶; عذاب معرضان از محمد(ص) ۱۲; ولایت محمد(ص) ۶
  • معرضان ازخدا: عذاب معرضان ازخدا ۱۲

منابع

  1. تفسیر کشف الاسرار.
عوامل درباره‌ٔ "الفتح ١٧"
تعداد کلمات32 +
ریشه غیر ربطعمى‌ +، حرج‌ +، عرج‌ +، مرض‌ +، طوع‌ +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، رسل‌ +، ه‌ +، دخل‌ +، جنن‌ +، جرى‌ +، تحت‌ +، ها +، نهر +، ولى‌ +، عذب‌ + و الم‌ +
شامل این ریشهليس‌ +، على‌ +، عمى‌ +، حرج‌ +، و +، لا +، عرج‌ +، مرض‌ +، من‌ +، طوع‌ +، الله‌ +، اله‌ +، وله‌ +، رسل‌ +، ه‌ +، دخل‌ +، جنن‌ +، جرى‌ +، تحت‌ +، ها +، نهر +، ولى‌ +، عذب‌ + و الم‌ +
شامل این کلمهلَيْس +، عَلَى +، الْأَعْمَى +، حَرَج +، وَ +، لا +، الْأَعْرَج +، الْمَرِيض +، مَن +، يُطِع +، اللّه +، رَسُولَه +، يُدْخِلْه +، جَنّات +، تَجْرِي +، مِن +، تَحْتِهَا +، الْأَنْهَار +، يَتَوَل +، يُعَذّبْه +، عَذَابا + و أَلِيما +
شماره آیه در سوره17 +
نازل شده در سال19 +
کلمه غیر ربطالْأَعْمَى +، حَرَج +، الْأَعْرَج +، الْمَرِيض +، يُطِع +، اللّه +، رَسُولَه +، يُدْخِلْه +، جَنّات +، تَجْرِي +، تَحْتِهَا +، الْأَنْهَار +، يَتَوَل +، يُعَذّبْه +، عَذَابا + و أَلِيما +