الشعراء ١٧٠

از الکتاب
کپی متن آیه
فَنَجَّيْنَاهُ‌ وَ أَهْلَهُ‌ أَجْمَعِينَ‌

ترجمه

ما او و تمامی خاندانش را نجات دادیم،

پس او و كسانش را همگى نجات داديم
پس او و كسانش را همگى، رهانيديم-
ما هم او را با همه اهل بیتش نجات دادیم.
پس ما او و خانواده اش همگی را نجات دادیم،
او و همه كسانش را رهانيديم.
آنگاه او و خانواده‌اش همگی را رهانیدیم‌
پس او و همه خاندان او را رهانيديم،
ما او را و جملگی خاندان و پیروان او را (از عذاب و بلای نابودکننده‌ی ناشی از کردار بزهکاران) رهائی بخشیدیم.
پس او و همگی کسانش را رهانیدیم.
پس نجاتش دادیم و خاندانش را همگی‌

So We saved him and his family, altogether.
ترتیل:
ترجمه:
الشعراء ١٦٩ آیه ١٧٠ الشعراء ١٧١
سوره : سوره الشعراء
نزول : ٣ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَجْمَعِین»: جملگی. تأکید است.


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ «170» إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ «171» ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ «172»

پس (دعايش را مستجاب كرديم و) او وتمام خاندانش را نجات داديم. مگر پيرزنى (زن لوط) كه در ميان بازماندگان بود. سپس، ديگران را ريشه‌كن كرديم.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ (170)


«1». همان مدرك.

جلد 9 - صفحه 486

فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ‌: پس نجات داديم او و اهل او همه آنها را كه دو دختر و داماد او بودند همه ايشان را رهائى داديم.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ (160) إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لا تَتَّقُونَ (161) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (162) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ (163) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‌ رَبِّ الْعالَمِينَ (164)

أَ تَأْتُونَ الذُّكْرانَ مِنَ الْعالَمِينَ (165) وَ تَذَرُونَ ما خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عادُونَ (166) قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ (167) قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ (168) رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ (169)

فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ (170) إِلاَّ عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ (171) ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ (172) وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ (173) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (174)

وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (175)

ترجمه‌

تكذيب كردند قوم لوط فرستادگان را

هنگاميكه گفت بآنها


جلد 4 صفحه 123

برادرشان لوط آيا نمى‌پرهيزيد

همانا من براى شما پيمبرى امينم‌

پس بترسيد از خدا و اطاعت كنيد مرا

و نميخواهم از شما بر آن هيچ مزدى نيست مزد من مگر بر پروردگار جهانيان‌

آيا وارد ميشويد بر پسران از اهل عالم‌

و واميگذاريد آنچه را آفريد براى شما پروردگارتان از جفتهاتان بلكه شمائيد گروهى تعدّى كنندگان‌

گفتند هر آينه اگر باز نه ايستادى اى لوط البته خواهى بود از بيرون كرده شدگان‌

گفت همانا من كردار شما را از دشمنانم‌

پروردگارا نجات ده من و كسان مرا از آنچه ميكنند

پس نجات داديم او و كسانش را همگى‌

مگر پير زنى كه بود در باقى ماندگان‌

پس هلاك كرديم ديگران را

و بارانديم بر آنها بارانى پس بد بود باران بيم داده شدگان‌

همانا در اين آيتى است و نباشند بيشترشان گروندگان‌

و همانا پروردگار تو او است تواناى مهربان.

تفسير

خداوند متعال بعد از پنج آيه كه تفسير آنها در قصص سابقه گذشت قول حضرت لوط را كه شرح حال آن در سوره اعراف مستوفى ذكر شد نقل نموده كه بقوم خود بر سبيل انكار و ملامت فرمود آيا شما از ميان اهل عالم براى دفع شهوت مردانرا اختيار نموديد و با آنها نزديكى ميكنيد با آنكه اين عمل قبيح و مضرّى است و وامى‌گذاريد و نزديكى نميكنيد با آنچه خدا خلق فرموده براى انتفاع شما از جنس زنانتان با آنكه آنها بهتر و پاكيزه‌ترند براى آن عمل پس شما مردمان مستقيمى نيستيد بلكه متعدّى و متجاوز از حدّ اعتدال و از حلال به حرام و از پاكيزه به پليديد يا دشمن انسانيّت و اخلاقيد كه چنين عمل شنيعى را مرتكب ميشويد قوم در جواب گفتند از اين سخنان دست بردار والا تو را نفى بلد خواهيم نمود و بايد از ميان ما بيرون بروى آنحضرت فرمود من با اين كار شما بسيار مخالفم بطوريكه نميتوانم به بينم و چيزى نگويم و از خدا خواست كه او و خانواده‌اش را از تبعات و وبال اعمال آنها نجات دهد و خداوند اجابت فرمود و او و تمام خانواده و پيروانش را در وقت نزول عذاب از ميان آنها خارج فرمود و فقط زنش را كه پيرو موافق با آنها و مخالف با او بود با قوم باقى گذارد و همه بهلاكت رسيدند ببارانيكه از سنگ بر آنها باريد و بد بارانى بود براى كسانيكه بيم دادند آنها را انبيا از خدا ولى بخرجشان نرفت و بعاقبت وخيم‌


جلد 4 صفحه 124

آن گرفتار شدند و تفصيل اين قضايا در سور سابقه كه شرح حال انبياء در آنها ذكر شده گذشته است و آيات اخيره در قصص سابقه، مفسر و نكته تكرار آن اخيرا مبيّن گرديد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَنَجَّيناه‌ُ وَ أَهلَه‌ُ أَجمَعِين‌َ (170) إِلاّ عَجُوزاً فِي‌ الغابِرِين‌َ (171) ثُم‌َّ دَمَّرنَا الآخَرِين‌َ (172) وَ أَمطَرنا عَلَيهِم‌ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ المُنذَرِين‌َ (173)

‌پس‌ نجات‌ داديم‌ ‌او‌ ‌را‌ و اهل‌ ‌او‌ ‌را‌ تمام‌ ‌آنها‌ ‌را‌ مگر عجوزه‌ ‌که‌ امرأه لوط ‌بود‌ ‌در‌ بازماندگان‌.

و ‌پس‌ ‌از‌ بيرون‌ رفتن‌ لوط و اهلش‌ ‌از‌ تمام‌ ‌اينکه‌ هفت‌ شهر قوم‌:

‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ هلاك‌ كرديم‌ ديگران‌ ‌را‌ و باريديم‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ باريدني‌ ‌پس‌ بد ‌بود‌ بارش‌ انذار شدگان‌.

(ثُم‌َّ دَمَّرنَا الآخَرِين‌َ) تمام‌ قوم‌ لوط ‌حتي‌ امرأه ‌او‌ و طريق‌ هلاكت‌ ‌آنها‌ چنانچه‌ ‌در‌ سور سابقه‌ بيان‌ ‌شده‌ و ‌در‌ اخبار توضيح‌ داده‌اند حضرت‌ جبرئيل‌ هفت‌ شهر ‌آنها‌ ‌را‌ ‌از‌ زمين‌ كند و برد بالا ‌که‌ ‌در‌ خبر دارد صداي‌ كلاب‌ و خروسان‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ملائكه‌ ميشنيدند و يك‌ مرتبه‌ سرنگون‌ كرد و سنگ‌ ريزه‌ ‌از‌ آسمان‌ باريد ‌بر‌ سر ‌آنها‌ و تمام‌ هلاك‌ شدند ‌که‌ مفاد (وَ أَمطَرنا عَلَيهِم‌ مَطَراً) ‌است‌.

اشكال‌: ‌پس‌ ‌از‌ سرنگون‌ شدن‌ ‌آنها‌ و زير خاك‌ رفتن‌ ‌آنها‌ و هلاك‌ شدن‌ چه‌ تأثيري‌ دارد باريدن‌ سنگ‌!

جواب‌: بعض‌ مفسرين‌ گفتند سرنگون‌ شدن‌ راجع‌ بكساني‌ ‌که‌ ‌در‌ شهرستان‌ها بودند و امطار حجاره‌ راجع‌ ‌به‌ آنهايي‌ ‌که‌ ‌در‌ خارج‌ شهرها بودند و ‌اينکه‌ جواب‌ تمام‌ نيست‌ زيرا ظاهر آيات‌ ‌در‌ تمام‌ سور اينست‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ دو عذاب‌ ‌بر‌ تمام‌ ‌آنها‌ نازل‌ شد، بخصوص‌ ‌در‌ اخبار تصريح‌ دارد ‌که‌ يكي‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ سنگ‌ها ‌بر‌ سر امرأه لوط وارد شد و مسلما ‌او‌ ‌در‌ شهر ‌بود‌ ‌در‌ همان‌ خانه لوط و تحقيق‌ ‌در‌ جواب‌ چنانچه‌ قبلا ‌هم‌ تذكر داده‌ايم‌ اينست‌ ‌که‌ اولا شهرها ‌با‌ جميع‌ توابعش‌ ‌از‌ صحراها و مزارع‌ و باغات‌ يك‌ مرتبه‌ ‌از‌ زمين‌ كنده‌ شد و بطرف‌ آسمان‌ بالا رفت‌ و ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ سنگ‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ باريد و تمام‌ هلاك‌ شدند و ‌پس‌ ‌از‌ باريدن‌ سنگ‌ سرنگون‌ شد ‌که‌ اثري‌ ‌از‌ ابدان‌ ‌آنها‌ و عمارات‌ ‌آنها‌ و اشجار ‌آنها‌ و اندوخته‌هاي‌ ‌آنها‌ و اثاثيه‌ ‌آنها‌ باقي‌ نماند، و ‌در‌ بعض‌ اخبار دارد ‌که‌ ‌هر‌ ‌که‌ مرتكب‌ عمل‌ قوم‌ لوط شد موقع‌ مردن‌ يكي‌ ‌از‌ ‌آن‌ سنگ‌ها ‌بر‌ ‌او‌ ميبارد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 170)- خداوند این دعا را اجابت کرد، چنانکه می‌فرماید: «ما لوط و خاندانش را همگی نجات دادیم» (فَنَجَّیْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ).

نکات آیه

۱ - استجابت دعاى لوط(ع) مبنى بر نجات خود و کسان خود، از شر قوم زشتکارش از سوى پروردگار (ربّ نجّنى و أهلى ممّا یعملون . فنجّینه و أهله)

۲ - نجات لوط(ع) و همه کسانش، به اراده خداوند و در پى استمداد وى براى رهایى از مکافات عمل قومش (ربّ نجّنى و أهلى ممّا یعملون . فنجّینه و أهله أجمعین)

۳ - دعا و التجا به درگاه خدا، داراى تأثیر در سرنوشت انسان (ربّ نجّنى ... فنجّینه و أهله أجمعین)

۴ - شمول رحمت حق نسبت به مؤمنان، در پرتو وجود پیامبران (ربّ نجّنى و أهلى ... فنجّینه و أهله أجمعین) از این که لوط(ع)، مستقل از کسان خود و مقدم بر آنان یاد شده است، مطلب بالا به دست مى آید.

موضوعات مرتبط

  • انبیا: فضایل انبیا ۴; نقش انبیا ۴
  • خدا: آثار اراده خدا ۲; رحمت خدا ۴; نجات بخشى خدا ۲
  • دعا: آثار دعا ۳
  • رحمت: مشمولان رحمت ۴
  • سرنوشت: عوامل مؤثر در سرنوشت ۳
  • قوم لوط: نجات از قوم لوط ۱
  • لوط(ع): اجابت دعاى لوط(ع) ۱، ۲; قصه لوط(ع) ۱; منشأ نجات خانواده لوط(ع) ۲; منشأ نجات لوط(ع) ۲; نجات خانواده لوط(ع) ۱; نجات لوط(ع) ۱
  • مؤمنان: زمینه رحمت بر مؤمنان ۴

منابع