الأنعام ١٣١: تفاوت میان نسخهها
از الکتاب
QRobot edit
(افزودن سال نزول) |
(QRobot edit) |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
<tabber> | <tabber> | ||
المیزان= | المیزان= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۹#link246 | آيات ۱۳۵ - ۱۲۸، سوره انعام]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۹#link246 | آيات ۱۳۵ - ۱۲۸، سوره انعام]] | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۹#link247 | بين قضاى الهى و اختيار انسان ، مزاحمتى نيست .]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۳۹#link247 | بين قضاى الهى و اختيار انسان ، مزاحمتى نيست .]] | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۲: | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۴۰#link253 | (چند روايت درباره محبت ظالم ، انتقام از ظالم بدست ظالمى ديگر، آرزوى دراز).]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۷_بخش۴۰#link253 | (چند روايت درباره محبت ظالم ، انتقام از ظالم بدست ظالمى ديگر، آرزوى دراز).]] | ||
}} | |||
|-|نمونه= | |-|نمونه= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:نمونه جلد۵_بخش۴۹#link299 | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۵_بخش۴۹#link299 | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-| تفسیر نور= | |||
===تفسیر نور (محسن قرائتی)=== | |||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ «131» | |||
اين (اتمام حجّت و هشدار) براى آن است كه پروردگارت هرگز از روى ستم، آبادىهايى را كه اهلش (از شناخت حقّ) غافلند نابود نمىكند. | |||
(خداوند ابتدا مردم را از غفلت و جهل بيرون مىآورد و با پيامبرانش به آنان هشدار مىدهد و سپس اگر قبول نكردند هلاكشان مىكند). | |||
===نکته ها=== | |||
سنّت خداوند آن است كه راه حقّ را با فرستادن انبيا و هشدارهاى مختلف به مردم نشان مىدهد و حقايق را بيان كرده، اتمام حجّت مىكند. در آن صورت اگر بىاعتنايى كردند، كيفر مىدهد. اين قانون و سنّت كلّى در آيات متعدّدى مطرح شده است، از جمله: «وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَها مُنْذِرُونَ» «1» ما هيچ قريهاى را هلاك نكرديم مگر آنكه مردم آنجا | |||
---- | |||
«1». شعراء، 208. | |||
جلد 2 - صفحه 557 | |||
بيمدهندگانى داشتند. «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا» «1» ما تا پيامبرى نفرستيم، عذاب نمىكنيم. | |||
===پیام ها=== | |||
1- كيفردادن گناهكار، از شئون ربوبيّت خداوند است. «رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ» | |||
2- عقاب بدون بيان وهشدار، ظلم و قبيح است. «مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ» | |||
}} | |||
|-| | |||
اثنی عشری= | |||
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ (131) | |||
---- | |||
«1» احقاف، 29. | |||
«2» تفسير مجمع البيان، جلد 2، صفحه 367. | |||
تفسير اثنا عشرى، ج3، ص: 379 | |||
ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ: شأن و امر عظيم، ارسال رسل است؛ به جهت آنكه نيست و نباشد پروردگار تو مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ: هلاك كننده اهل شهرها را بسبب ظلم از كفر و شرك و معاصى وَ أَهْلُها غافِلُونَ: و حال آنكه اهل آنها غافل باشند، يعنى پيغمبرى به ايشان نيامده باشد و ايشان را از خدا و قيامت خبر نداده باشد، و لذا هلاك هيچ قوم نشده مگر بعد از تقديم انذار بسبب پيغمبران و الّا مردم را بر خدا حجت بودى. | |||
}} | |||
|-| | |||
روان جاوید= | |||
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ (131) | |||
ترجمه | |||
اين براى آنستكه نبوده است پروردگار تو هلاك كننده بلاد بستم با آنكه | |||
---- | |||
جلد 2 صفحه 383 | |||
باشند اهل آن غافلان | |||
تفسير | |||
عقاب بدون بيان قبيح و ظلم است و خداوند حكيم و عادل است لذا تا پيغمبرى نفرستد كه مردم را ارشاد و انذار فرمايد عذاب نمىكند چون بايد حجّت از طرف خداوند بر خلق اتمام شود و آنها حجّتى در مقابل حق نداشته باشند و نگويند ما جاهل و غافل بوديم اگر كسى ما را تنبيه مينمود متنبّه ميشديم و اطاعت ميكرديم و بنابر اين ذلك اشاره است بارسال رسل و باء حرف جرّ كه مفيد تعليل است بعد از آن مقدر است و بظلم بيان حال ربّ است يعنى خداوند هلاك نمىكند از روى ظلم و محتمل است بيان حال خلق باشد يعنى بسبب ظلم آنها كه بجا آورده باشند از روى جهالت و نادانى و غفلت و بر هر تقدير آيه دلالت دارد بر آنكه خداوند منزّه از ظلم است نهايت آنكه بنابر احتمال اول دلالتش واضح و بنابر احتمال دوم خفى است. | |||
}} | |||
|-| | |||
اطیب البیان= | |||
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
ذلِكَ أَن لَم يَكُن رَبُّكَ مُهلِكَ القُري بِظُلمٍ وَ أَهلُها غافِلُونَ (131) | |||
اينکه است که هرگز پروردگار تو هلاك نميكند اهل آباديها را بدون جهت بظلم و حال آنكه آنها غافل باشند، يعني تا حجت بر آنها تمام نشود و پيغمبران و نمايندگان خدا بر آنها بيان نكنند و آنها را متذكر ننمايند و آنها از روي عمد و عناد مخالفت ننمايند هلاك نميشوند زيرا ظلم از او صادر نميشود چنانچه در جاي ديگر ميفرمايد وَ ما كُنّا مُعَذِّبِينَ حَتّي نَبعَثَ رَسُولًا اسري آيه 16. | |||
ذلک اشاره بآيات قبل که عذاب كفار و متجاوزين باشد براي كفر و عناد آنها است و أَن لَم يَكُن ان مخففه از مثقله محققا ربّك پروردگار تو که رءوف و عطوف است و عادل و حكيم است و إِنَّ اللّهَ لا يَظلِمُ مِثقالَ ذَرَّةٍ نساء آيه 44، هرگز هلاك نميكند بزبان ما همچه خدايي نيست مُهلِكَ القُري که كسي را بدون تقصير و عناد هلاك كننده باشد بظلم يعني ظلم كند ببنده ظلم قبيح است و محال است از او صادر شود لذا در بسيار از آيات اشاره دارد باين موضوع فَما كانَ اللّهُ لِيَظلِمَهُم وَ لكِن كانُوا أَنفُسَهُم يَظلِمُونَ توبه آيه 71. | |||
وَ أَهلُها غافِلُونَ مراد از غفلت بياطلاعي و بيخبري است باصطلاح فرق است بين قصور و تقصير، قاصر چه كافر باشد چه مشرك چه غير مطيع نه در دنيا استحقاق عقوبات دنيويه دارد و نه در آخرت عذاب اخروي مثل اطفال و مجانين و ضعفاء دوردستها و مضطرين و كساني که گرفتار تقيه شدند و اشباه آنها و لو اگر مؤمن نباشد بهشت هم نميرود چون مختص باهل ايمان است ولي فرداي قيامت خداوند با آنها چه معامله ميفرمايد اللّه يعلم که منافي با عدل نباشد و تمام عقوبات دنيوي و اخروي خاص مقصرين است انسان غافل تقصير ندارد تا او را متنبه نكنند بلي اگر غفلت از روي تقصير باشد از باب مسامحه و بياعتنايي استحقاق عقوبت دارد. | |||
جلد 7 - صفحه 209 | |||
اشكال- عذابهايي که بر امم سابقه مثل قوم نوح، عاد، ثمود، قوم لوط، قوم شعيب و فرعونيان نازل شد البته در ميان آنها اطفال و مجانين و ضعفاء بسيار بودند آنها هم هلاك شدند. | |||
جواب- ما در مجلد اول كلم الطيب در باب عدل فرع ششم صفحه 165 تا صفحه 170 شش صفحه بيان حكم اينکه نوع بلاها را تذكر دادهايم خلاصه بر خداوند است تدارك فرمايد بنحوي که آنها خوشنود و راضي شوند مستدعي مراجعه فرمائيد بآنجا. | |||
}} | |||
|-| | |||
برگزیده تفسیر نمونه= | |||
===برگزیده تفسیر نمونه=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
}} | |||
|-|تسنیم= | |-|تسنیم= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-|</tabber> | |-|</tabber> | ||