الواقعة ٣: تفاوت میان نسخهها
از الکتاب
QRobot edit
(افزودن سال نزول) |
(QRobot edit) |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
<tabber> | <tabber> | ||
المیزان= | المیزان= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۱۵#link138 | آيات ۱ - ۱۰، سوره واقعه]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۱۵#link138 | آيات ۱ - ۱۰، سوره واقعه]] | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۱۵#link139 | وجه اينكه از قيامت به ((واقعه )) تعبير فرمود]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۱۵#link139 | وجه اينكه از قيامت به ((واقعه )) تعبير فرمود]] | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۵: | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۱۵#link144 | (رواياتى در ذيل آيه : ((اذا وقعت الواقعه ...)) و مراد از ((السابقون السابقون ))]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۹_بخش۱۵#link144 | (رواياتى در ذيل آيه : ((اذا وقعت الواقعه ...)) و مراد از ((السابقون السابقون ))]] | ||
}} | |||
|-|نمونه= | |-|نمونه= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:نمونه جلد۲۳_بخش۱۰#link84 | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۲۳_بخش۱۰#link84 | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-| تفسیر نور= | |||
===تفسیر نور (محسن قرائتی)=== | |||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
خافِضَةٌ رافِعَةٌ «3» إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا «4» | |||
(آن واقعه) پايين آورنده و بالا برنده است (نظام خلقت را زير و رو مىكند و نااهلان را پايين و خوبان را بالا مىبرد). آن گاه كه زمين به سختى لرزانده شود. | |||
}} | |||
|-| | |||
اثنی عشری= | |||
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
خافِضَةٌ رافِعَةٌ «3» | |||
بعد از آن براى تقرير عظمت و شدت آن روز فرمايد: | |||
خافِضَةٌ رافِعَةٌ: قيامت پست سازنده و فرو برنده است جماعتى را كه در دنيا مرتفع بوده باشند به نظر اهل دنيا، بلند گرداننده و بردارنده است جمعى را كه در اين عالم پست و خوار باشند به نظر اهل دنيا. | |||
تنبيه: بيان آثار وقوع قيامت است كه در آن روز اهل شقاوت و نفاق، پست و خوار باشند، و اهل سعادت و وفاق، رفيع و عزيز شوند. | |||
در خصال- ابن بابويه از حضرت سجاد عليه السّلام: اذا وقعت الواقعة يعنى القيمة [لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ] خافضة خفضت و اللّه باعداء اللّه الى النّار، رافعة رفعت و اللّه اولياء اللّه الى الجنّة «2»: زمانى كه واقع شود قيامتى كه محقق الوقوع است، پست كننده است، سوگند به خدا پست نمايد دشمنان خدا را به سوى آتش | |||
---- | |||
«1» سوره اعراف آيه 29. | |||
«2» نور الثقلين ج 5 ص 204 ح 10 از كتاب خصال. | |||
جلد 12 - صفحه 446 | |||
جهنم، بلند مرتبه كننده باشد، بلند نمايد به خدا قسم دوستان خدا را بسوى بهشت. | |||
}} | |||
|-| | |||
روان جاوید= | |||
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ | |||
إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ «1» لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ «2» خافِضَةٌ رافِعَةٌ «3» إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا «4» | |||
وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا «5» فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا «6» وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً «7» فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ «8» وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ «9» | |||
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ «10» أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ «11» فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ «12» ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ «13» وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ «14» | |||
عَلى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ «15» مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ «16» | |||
ترجمه | |||
وقتى واقع شود واقعه قيامت | |||
كه نيست در وقوعش هيچ دروغ و خلافى | |||
آن پست گرداننده است و بلند گرداننده | |||
وقتى كه حركت داده شود زمين حركت دادنى سخت | |||
و خورد و نرم كرده شوند كوهها نرم شدنى | |||
پس بگردند غبارى پراكنده | |||
و باشيد شما دستههاى سهگانه | |||
پس ياران جانب راست چيست حال ياران جانب راست | |||
و ياران جانب چپ چيست حال ياران جانب چپ | |||
و پيشى گرفتگان بايمان كه پيشىگيرندگان ببهشتند | |||
آن گروه مقرّبان درگاه خدا | |||
در باغهاى پر نعمتند | |||
گروهى از پيشينيان | |||
و كمى از امّت آخر الزّمان | |||
قرار دارند بر تختهائى زربفت مكلّل بجواهر | |||
تكيهزنندگانند بر آنها روى بروى يكديگر. | |||
تفسير | |||
يكى از اسماء قيامت واقعه است و بآن ناميده شده براى تحقّق وقوع آن و شدّت اهوالش و آن صدق و حق و واقع است نيست راجع بوقوعش و براى آمدنش در خارج دروغ و خلاف واقعى چون هر كه از آن خبر داده پيغمبر يا امام يا يكى از نوّاب ايشان يا مردم عادى همه راست گفتهاند و در صافى كاذبه را بنفس كاذبه تفسير فرموده و بعضى از مفسّرين هم گفتهاند مراد آنستكه وقتى قيامت ظاهر شود ديگر كسى منكر آن نميشود و تكذيب نميكند اخبار از آنرا چنانچه فعلا بعضى ميكنند ولى ظاهرا كاذبه مانند عاقبة و عافية مصدر است و بمعناى مكذّب نيآمده مگر آنكه گفته شود آنروز ديگر دروغ گوئى نيست كه تكذيب كند قيامت را و | |||
---- | |||
جلد 5 صفحه 126 | |||
اين خالى از تكلّف نيست و بهتر همانست كه قمّى ره نقل فرموده كه مراد آنست كه قيامت حق است يعنى دروغ نيست و در هر حال آنروز دشمنان خدا ذليل و بجهنم ميروند و دوستان خدا عزيز و ببهشت ميروند چنانچه قمّى ره نقل فرموده و در خصال از امام سجاد عليه السّلام بآن تصريح و تسجيل شده و حاصل كلام آنستكه وقتى قيامت برپا شود كه مسلّما خواهد شد بعضى از مقام خود تنزّل و بعضى ترقى مينمايند و آن وقتى است كه زمين حركت داده شود حركت شديدى و قمّى ره نقل فرموده كه كوفته شود بعضى از آن بر بعضى و ريز ريز و نرم شود كوهها مانند آرد نرم و نيز نقل فرموده كنده شود كوهها كنده شدنى پس غبارى شود پراكنده در آسمان و هباء ذراتى است كه ديده ميشود وقتى از روزنه داخل ميشود با شعاع آفتاب خلاصه آنكه در آن روز اوضاع زمين دگرگون و اجزاء آن متفرّق و نابود خواهد شد و مردم در محشر حاضر ميگردند و آنها منقسم بسه قسم ميشوند يكدسته اصحاب يمين خوانده شده و ظاهرا آنها مردم پاك طينتى هستند كه داراى عقائد حقّه و اعمال صالحهاند و خير آنها بر شرّشان غالب است و مشمول رحمت و مغفرت الهى ميگردند و نامه اعمالشان بدست راستشان داده ميشود و يكدسته اصحاب شمالند و آنها مردم بد فطرتى هستند كه شرشان بر خيرشان غالب است اعمّ از كافر و منافق و مجرم كه بايد بجهنّم بروند و نامه اعمالشان بدست چپشان داده ميشود و يكدسته كسانى هستند كه سبقت گرفتند از سايرين بعلم و عمل و بايد سبقت گيرند از غير خودشان ببهشت و اينها اگر چه در واقع جزء دسته اوّلند كه سعداء هستند ولى براى رفعت مقام علم و سبقت در عمل پيشرو قافله جنّتند و اينجا خداوند آنها را از عوام اهل ايمان و عمل صالح مجزّى فرموده و بعنوان مقرّبون معرّفى و معنون نموده است و غير سعدا اشقيا ميباشند و لذا در سوره هود مردم منقسم بدو قسم شدهاند سعيد و شقى و ظاهرا ميمنه بمعناى يمن و سعادت و مشئمه بمعناى شومى و شقاوت است ولى چون عرب بدست راست فال نيك ميزند و بدست چپ فال بد ميمنه و مشئمه بمعناى دست راست و چپ استعمال شده و ميشود و اينجا محتمل است هر دو معنى مراد باشد و سؤال بكلمه ما براى اظهار تعجّب از خوبى و بدى حال آن دو دسته است و البته معلوم است | |||
---- | |||
جلد 5 صفحه 127 | |||
كه در سابقين هم اسبق وجود دارد و لذا در روايات معتبره سابقون بانبيا و ائمه و امير المؤمنين و شيعيان او و اصحاب يمين باهل ايمان و از آنها بآنان كه گناهى دارند و در موقف حساب حاضر ميشوند باختلاف اخبار و آثار تفسير شده و در مجمع از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه سابقون چهار نفرند فرزند آدم عليه السّلام كه كشته شد و سابق امّت موسى عليه السّلام كه مؤمن آل فرعون است و سابق امّت عيسى كه حبيب نجّار است و سابق امّت محمّد صلى اللّه عليه و آله و سلّم كه على بن ابى طالب است و ظاهرا در اين روايات بيان افراد جليّه و خفيّه شده و مفسرين هم باختلاف در اين مقام اظهار نظر نمودهاند و تحقيق همانست كه بيان شد و البتّه مقرّبان درگاه الهى در اعلى درجات بهشتهاى پرنعمت جاى دارند و چون قسمت مهمّ ايندسته را انبياء عظام و اوصياء كرام آنها تشكيل ميدهند خداوند فرموده گروهى از پيشينيان و كمى از امّت پيغمبر آخر- الزمان و ايشان بر تختهائى كه با طلا تافته و بافته و بجواهر ترصيع يافته قرار و آرام دارند چنانچه مفسرين فرمودهاند و بنظر حقير محتمل است موضونه بمعناى مرتّبه باشد يعنى بنظم و ترتيب معيّنى چيده شده بر حسب مراتب و مقامات صاحبان آنها و مؤيّد اين معنى آنست كه فرموده تكيهزنندگانند بر آنها رو برويهم كه يكديگر را ببينند و از ملاقات و صحبت و انس با هم بهرهمند گردند چون معلوم ميشود كه طورى چيده شده كه رو بروى هم باشند نه پشت بهم- | |||
}} | |||
|-| | |||
اطیب البیان= | |||
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
خافِضَةٌ رافِعَةٌ «3» | |||
هم خوار و خفيف ميكند هم عزّت و رفعت ميدهد يك دسته را جهنّم ميبرد و يك دسته را بهشت چنانچه ميفرمايد وَ تُنذِرَ يَومَ الجَمعِ لا رَيبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ شوري آيه 5 در بعض اخبار دارد از حضرت سجاد (ع) فرمود: | |||
(و اللّه ما الدنيا و الاخرة الا ككفتي الميزان ايّهما رجح ذهب الاخر). | |||
خافِضَةٌ اعداء اللّه. | |||
رافِعَةٌ اولياء اللّه چنانچه گفتند | |||
(حلاوة الدنيا مرارة الاخرة و مرارة الدنيا حلاوة الاخرة) | |||
و مراد از اعداء اللّه اعداء دين، اعداء پيغمبر، اعداء ائمّه طاهرين چنانچه دارد: | |||
(من عاداكم فقد عاد اللّه) | |||
و از اولياء اللّه اهل ولايت که دارد | |||
(من والاكم فقد وال اللّه). | |||
}} | |||
|-| | |||
برگزیده تفسیر نمونه= | |||
===برگزیده تفسیر نمونه=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
(آیه 3)- به هر حال رستاخیز نه تنها با دگرگونی کائنات توأم است بلکه انسانها هم دگرگون میشوند همان گونه که در آیه مورد بحث میفرماید: گروهی را پائین میآورد و گروهی را بالا میبرد»! (خافِضَةٌ رافِعَةٌ). | |||
مستکبران گردنکش و ظالمان صدرنشین سقوط میکنند، و مستضعفان مؤمن و صالح بر اوج قلّه افتخار قرار میگیرند، گروهی در قعر جهنم سقوط میکنند، و گروه دیگری در اعلا علیین بهشت جای میگیرند، و این است خاصیت یک انقلاب بزرگ و گسترده الهی! و لذا در روایتی از امام علی بن الحسین علیه السّلام میخوانیم که در تفسیر این آیه فرمود: «رستاخیز خافضه است چرا که به خدا سوگند دشمنان خدا را در آتش ساقط میکند، و واقعه است چرا که به خدا سوگند اولیاء اللّه را به بهشت بالا میبرد.» | |||
}} | |||
|-|تسنیم= | |-|تسنیم= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-|</tabber> | |-|</tabber> | ||