الصافات ٣٧: تفاوت میان نسخهها
از الکتاب
QRobot edit
(افزودن سال نزول) |
(QRobot edit) |
||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
<tabber> | <tabber> | ||
المیزان= | المیزان= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۷_بخش۱۵#link123 | آيات ۱۲ - ۷۰ سوره صافات]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۷_بخش۱۵#link123 | آيات ۱۲ - ۷۰ سوره صافات]] | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۷_بخش۱۵#link124 | حكايت استهزاء مشركين آيات خدا و دعوت پيامبر را و استبعادشان رستاخير خود و پدرانشانرا]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۷_بخش۱۵#link124 | حكايت استهزاء مشركين آيات خدا و دعوت پيامبر را و استبعادشان رستاخير خود و پدرانشانرا]] | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۶: | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۷_بخش۱۷#link136 | رواياتى درباره مسؤ ول بودن انسان ، و درذيل برخى آيات گذشته]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۷_بخش۱۷#link136 | رواياتى درباره مسؤ ول بودن انسان ، و درذيل برخى آيات گذشته]] | ||
}} | |||
|-|نمونه= | |-|نمونه= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:نمونه جلد۱۹_بخش۵۵#link19 | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۱۹_بخش۵۵#link19 | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-| تفسیر نور= | |||
===تفسیر نور (محسن قرائتی)=== | |||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ «36» بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ «37» | |||
و مىگفتند: آيا ما به خاطر شاعرى ديوانه خدايانمان را رها كنيم؟ (هرگز چنين نيست) بلكه او حقّ آورده و انبيا (پيشين) را تصديق نموده است. | |||
}} | |||
|-| | |||
اثنی عشری= | |||
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ (37) | |||
بَلْ جاءَ بِالْحَقِ: بلكه آمد بسوى ايشان حق و حقانيت، يا آورد به ايشان دين حق و كتاب حق را، وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ: و تصديق كرد پيغمبرانى كه | |||
جلد 11 - صفحه 117 | |||
پيش از او بودند به اين معنى كه به ايشان آورد آنچه انبياء به آن مبعوث شدند از كلمه توحيد، يا آنچه بشارت داده بودند از ظهور دين اسلام. | |||
آنگاه خطاب به كفار فرمايد كه: | |||
}} | |||
|-| | |||
روان جاوید= | |||
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
فَحَقَّ عَلَيْنا قَوْلُ رَبِّنا إِنَّا لَذائِقُونَ (31) فَأَغْوَيْناكُمْ إِنَّا كُنَّا غاوِينَ (32) فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ (33) إِنَّا كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ (34) إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ (35) | |||
وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ (36) بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ (37) إِنَّكُمْ لَذائِقُوا الْعَذابِ الْأَلِيمِ (38) وَ ما تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (39) إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (40) | |||
ترجمه | |||
پس لازم شد بر ما وعده پروردگار ما همانا ما چشندگانيم | |||
پس گمراه كرديم شما را همانا ما بوديم گمراهان | |||
پس بدرستيكه آنها در چنين روز در عذاب شريكانند | |||
همانا ما اين چنين رفتار ميكنيم با گناهكاران | |||
بدرستيكه آنها بودند كه وقتى گفته ميشد بآنها نيست معبودى جز خداوند تكبّر و سركشى مينمودند | |||
و ميگفتند آيا همانا ما ترككنندگان باشيم خدايان خود را براى شاعرى ديوانه | |||
نه چنين است بلكه آورد دين حقّ را و تصديق نمود پيمبران را | |||
همانا شما هر آينه چشندگان عذاب دردناكيد | |||
و جزا داده نميشويد جز آنچه بوديد كه ميكرديد | |||
مگر بندگان خدا كه خالص شدگانند. | |||
تفسير | |||
بعد از معارضه گمراهشدگان با گمراه كنندگان كه در آيات سابقه ذكر شد گمراه كنندگان اوّلا اقرار نمودهاند كه ما مستحق عذاب شديم و لازم شد كه بچشيم طعم آتش جهنّم را كه خداوند قول داده بود بكفار بچشاند و ثانيا اعتراف كردهاند كه ما گمراهشدگان را گمراه نموديم چون خودمان گمراه بوديم خواستيم آنها را هم مثل خودمان كنيم تا امثال ما در دنيا كم نباشند ولى خدا بآنها عقل داده بود نبايد گوش بحرف ما بدهند بايد بعقل خودشان رجوع نمايند و دريابند بطلان قول ما را و خدا فرموده هر دو دسته امروز با يكديگر در عذاب شريكند نهايت آنكه گمراه كنندگان بيشتر براى گناه گمراه شدن و گمراه كردن و بعدا خدا ميفرمايد ما كلّيّه گناهكاران را باين نحو مجازات ميكنيم كه عذر غير موجّه آنها را نمىپذيريم چه رسد بمشركين مكّه چون آنها اشخاصى بودند كه وقتى پيغمبر صلى اللّه عليه و اله بآنها فرمود بگوئيد لا اله الا اللّه رستگار شويد تكبّر و سركشى و تعصّب بيجا و عناد و لجاج وادار نمود آنها را كه بگويند آيا ما دست از بتها و معبودهاى خود و پدرانمان برداريم بقول يكنفر شاعر ديوانه با آنكه ديده بودند معجزات او را و او دين حق ثابت محقّق بادلّه و براهين عقليّه آورده بود و تصديق نموده بود انبياء سابق را بقول و بوجود خود و كتابش چون منطبق بودند با معرّفى ايشان از آندو در كتب خودشان و بطريقهاش كه دعوت بتوحيد نمود چنانچه انبياء عليهم السلام مينمودند و از اعاظم ايشان حضرت ابراهيم و اسمعيل عليهما السلام جدّ اعلاى اينها بودند كه مؤسّس توحيد در عالم شدند و اين ناخلفان | |||
---- | |||
جلد 4 صفحه 430 | |||
مشرك شدند پس ميگوئيم بايد بچشيد عذاب اليم آتش دائم جهنّم را و دم نزنيد اين جزاى اعمال شما است كه مرتكب شديد نه زيادتر از آن چون خداوند زياده از ميزان استحقاق جزا نميدهد مگر به بندگان خالص شده از لوث معاصى كه بفضل خود بآنها زيادتر از ميزان استحقاق هم جزاء ميدهد و بنابراين استثناء متّصل و مستثنا مفهوم از كلام است يا خطاب بعموم بندگان ميباشد و محتمل است منقطع باشد يعنى شما معذّب خواهيد بود ليكن بندگانيكه خالص نمودند وجود خود و نيّات خودشان را براى عبادت و اطاعت خدايا خدا ايشانرا موفّق بخلوص نيّت فرموده براى خود مثاب و مأجورند بتفصيلى كه بيايد انشاء اللّه تعالى. | |||
}} | |||
|-| | |||
اطیب البیان= | |||
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
بَل جاءَ بِالحَقِّ وَ صَدَّقَ المُرسَلِينَ (37) | |||
بلكه اينکه پيغمبر اكرم از جانب خداوند عالم آمده بحق و واقعيت و تصديق فرموده پيغمبران را که قبل از آن آمده بودند. | |||
(توضيح كلام) اينكه اگر اينکه قرآن مجيد و تصديق اينکه پيغمبر اكرم نبود هيچ دليلي بر نبوت احدي از انبياء سلف نداشتيم و ما اينکه مطلب را در مجلد اول كلم الطيب از صفحه 260 الي صفحه 300 در چهل صفحه مفصلا بيان كردهايم البته لطفا مراجعه فرمائيد و خلاصه آن اينست که اما انبياء قبل موسي نه امتي از آنها هست و نه كتابي در دست هست و نه سندي بر دعوي نبوت آنها داريم و اما موسي و تورية او و دعاوي يهود از جهاتي باطل است که از كتب عهد قديم که يهود تمام آنها را معتقد هستند ثابت كردهايم يكي از جهت قطع تواتر آنها سه مرتبه و سر آنها در شرك و خرابي بيت المقدس و اورشليم و غارت سلاطين مشركين تمام آنچه در آنها بود که ديگر اسمي از تورية و موسي باقي نماند که در مرتبه اول سند تورية منتهي ميشود بالقياء كاهن که گفت من تورية را در كثافات بيت المقدس يافتم سپس باب شرك رواج پيدا كرد و در دفعه دوم سند منتهي ميشود بعزراي كاهن و در دفعه سوم باز از بين رفت يك نفر قسي القلبي گفت تورية نزد من است بعلاوه تناقضاتي که در اينکه تورية دست يهود هست و اموري که بر خلاف عقل دارد که نميتواند انكار كنند و اما انجيل اولا چهار انجيل دارند که بين آنها تناقضات و كفريات بسياري هست و هر يك آنها مستند بيك نفر از حواريون عيسي ميشود آنهم در عهد جديد | |||
جلد 15 - صفحه 146 | |||
خود نصاري آن قدر مذمت از اينها شده که اينکه صاحبان اناجيل از قابليت تصديق افتاده فقط قرآن مجيد و تصديق اينکه پيغمبر است بر انبياء سلف که ميفرمايد بَل جاءَ بِالحَقِّ وَ صَدَّقَ المُرسَلِينَ و مشركين و يهود و نصاري که اينکه قرآن را قبول ندارند و اينکه پيغمبر را معتقد نيستند هيچگونه مدركي براي انبياء سلف ندارند. | |||
}} | |||
|-| | |||
برگزیده تفسیر نمونه= | |||
===برگزیده تفسیر نمونه=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
] | |||
(آیه 37)- سپس قرآن برای نفی این سخنان بیاساس و دفاع از مقام وحی و رسالت پیامبر صلّی اللّه علیه و اله میافزاید: «چنین نیست، او حق آورده و پیامبران پیشین را تصدیق کرده است» (بَلْ جاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِینَ). | |||
محتوای سخنان او از یک سو، و هماهنگی آن با دعوت انبیا از سوی دیگر دلیل صدق گفتار اوست. | |||
}} | |||
|-|تسنیم= | |-|تسنیم= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-|</tabber> | |-|</tabber> | ||