گمنام

فصلت ٤٤: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
۴۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۴
افزودن سال نزول
(Edited by QRobot)
 
(افزودن سال نزول)
خط ۱۶: خط ۱۶:
|-|معزی=و اگر می‌گردانیدیمش قرآنی گنگ‌زبان (به زبان جز عربی) همانا می‌گفتند چرا جدا نشد آیتهایش آیا عجمی و عربی بگو آن برای آنان که ایمان آوردند رهبری و بهبودی است و آنان که ایمان نیاوردند در گوشهاشان سنگینی است و آن است بر ایشان کوری آنان خوانده می‌شوند از جایگاهی دور
|-|معزی=و اگر می‌گردانیدیمش قرآنی گنگ‌زبان (به زبان جز عربی) همانا می‌گفتند چرا جدا نشد آیتهایش آیا عجمی و عربی بگو آن برای آنان که ایمان آوردند رهبری و بهبودی است و آنان که ایمان نیاوردند در گوشهاشان سنگینی است و آن است بر ایشان کوری آنان خوانده می‌شوند از جایگاهی دور
|-|</tabber><br />
|-|</tabber><br />
{{آيه | سوره = سوره فصلت | نزول = | نام = [[شماره آیه در سوره::44|٤٤]] | قبلی = فصلت ٤٣ | بعدی = فصلت ٤٥  | کلمه = [[تعداد کلمات::37|٣٧]] | حرف =  }}
{{آيه | سوره = سوره فصلت | نزول = [[نازل شده در سال::14|٢ هجرت]] | نام = [[شماره آیه در سوره::44|٤٤]] | قبلی = فصلت ٤٣ | بعدی = فصلت ٤٥  | کلمه = [[تعداد کلمات::37|٣٧]] | حرف =  }}
===معنی کلمات و عبارات===
===معنی کلمات و عبارات===
«أَعْجَمِیٌّ»: غیر عربی (نگا: نحل /  شعراء / . «لَوْ لا»: این واژه برای طلب حصول مابعد خود است. (نگا: کهف / ). «فُصِّلَتْ»: بیان و روشن می‌گردید. توضیح و تبیین می‌شد. «أَأَعْجَمِیٌّ؟»: آیا غیر عربی است؟ «أَأَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ؟»: آیا قرآن به زبان غیرعربی برای پیغمبر عربی زبان آمده است؟ مراد این است که کافران و مشرکان بیماردل همیشه کارشان ایراد گرفتن و بهانه تراشیدن بود. قرآن که عربی است، سحر و افسونش می‌خواندند (نگا: سبأ / ، صافّات / ) و اگر غیرعربی می‌بود، گنگ و نامفهومش می‌شمردند. «هُدیً وَ شِفَآءٌ»: راهنمائی و بهبودی. راهنما و شفادهنده. «وَقْرٌ»: سنگینی. کری. این واژه می‌تواند خبر مبتدای محذوف باشد، و معنی آن در بالا گذشت. و یا این که مبتدای مؤخّر بوده (فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ) معنی شود: در گوشهایشان کری است. یعنی انگار کرند این است که نمی‌شنوند. «عَمیً»: کوری. کوردلی و گمراهی (نگا: فصّلت / ). «عَلَیْهِمْ عَمیً»: کوری است برای اینان. موجب گمراهی آنان است (نگا: بقره / ).
«أَعْجَمِیٌّ»: غیر عربی (نگا: نحل /  شعراء / . «لَوْ لا»: این واژه برای طلب حصول مابعد خود است. (نگا: کهف / ). «فُصِّلَتْ»: بیان و روشن می‌گردید. توضیح و تبیین می‌شد. «أَأَعْجَمِیٌّ؟»: آیا غیر عربی است؟ «أَأَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ؟»: آیا قرآن به زبان غیرعربی برای پیغمبر عربی زبان آمده است؟ مراد این است که کافران و مشرکان بیماردل همیشه کارشان ایراد گرفتن و بهانه تراشیدن بود. قرآن که عربی است، سحر و افسونش می‌خواندند (نگا: سبأ / ، صافّات / ) و اگر غیرعربی می‌بود، گنگ و نامفهومش می‌شمردند. «هُدیً وَ شِفَآءٌ»: راهنمائی و بهبودی. راهنما و شفادهنده. «وَقْرٌ»: سنگینی. کری. این واژه می‌تواند خبر مبتدای محذوف باشد، و معنی آن در بالا گذشت. و یا این که مبتدای مؤخّر بوده (فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ) معنی شود: در گوشهایشان کری است. یعنی انگار کرند این است که نمی‌شنوند. «عَمیً»: کوری. کوردلی و گمراهی (نگا: فصّلت / ). «عَلَیْهِمْ عَمیً»: کوری است برای اینان. موجب گمراهی آنان است (نگا: بقره / ).
کاربر ناشناس