سبإ ٢٥

از الکتاب
کپی متن آیه
قُلْ‌ لاَ تُسْأَلُونَ‌ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَ لاَ نُسْأَلُ‌ عَمَّا تَعْمَلُونَ‌

ترجمه

بگو: «شما از گناهی که ما کرده‌ایم سؤال نخواهید شد، (همان گونه که) ما در برابر اعمال شما مسؤول نیستیم!»

|بگو: [شما] از آنچه ما گناه كرده‌ايم بازخواست نمى‌شويد، و [ما نيز] از آنچه شما انجام مى‌دهيد بازخواست نخواهيم شد

بگو: «[شما] از آنچه ما مرتكب شده‌ايم بازخواست نخواهيد شد، و [ما نيز] از آنچه شما انجام مى‌دهيد بازخواست نخواهيم شد.»

باز بگو: (خدا داور عدل است، پس) شما مسئول جرم ما نبوده و ما هم مسئول کردار زشت شما هرگز نخواهیم بود.

بگو: شما از گناه ما بازخواست نخواهید شد، و ما هم از آنچه شما انجام می دهید، بازخواست نخواهیم شد.

بگو: اگر ما مرتكب جرمى شويم، شما را بازخواست نمى‌كنند و اگر شما مرتكب كارى زشت گرديد ما را بازخواست نخواهند كرد.

بگو نه از شما درباره گناهی که ما کرده‌ایم می‌پرسند و نه از ما درباره آنچه شما می‌کنید خواهند پرسید

بگو: شما را از بزهكارى ما نپرسند و ما را از آنچه شما مى‌كنيد نخواهند پرسيد.

بگو: از شما درباره‌ی گناهانی که ما کرده‌ایم، و از ما درباره‌ی گناهانی که شما کرده‌اید، پرسیده نمی‌شود (و پافشاری ما برای راهنمائی شما تنها جنبه‌ی دلسوزی به حال شما دارد و بس).

بگو: « (شما) از آنچه ما جرم کرده‌ایم بازخواست نمی‌شوید و (ما نیز) از آنچه شما انجام می‌دهید بازخواست نمی‌شویم.»

بگو پرسش نشوید از آنچه ما کردیم و نه پرسش شویم از آنچه شما کنید

Say, “You will not be asked about our misdeeds, nor will we be asked about what you do.”

ترتیل:
ترجمه:
سبإ ٢٤ آیه ٢٥ سبإ ٢٦
سوره : سوره سبإ
نزول : ١١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَجْرَمْنَا»: مرتکب گناه شده‌ایم.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنا وَ لا نُسْئَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ «25»

بگو: (شما) از آن چه ما مرتكب شده‌ايم باز خواست نخواهيد شد، و ما (نيز) از آن چه شما انجام مى‌دهيد باز خواست نخواهيم شد.

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنا وَ لا نُسْئَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ «25»

قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنا: بگو اى پيغمبر به ايشان كه پرسيده نخواهيد شد شما از آنچه كسب كرده‌ايم از گناه، وَ لا نُسْئَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ‌: و سؤال كرده نشويم از آنچه شما مى‌كنيد آن را، بلكه هر كس را از عمل او سؤال خواهند كرد و مناسب آن جزا خواهند داد.

تبصره: آيه شريفه دال است بر آنكه هيچكس به گناه غير خود مؤاخذه نشود، و هر كس گروگان عمل خود باشد چنانچه در آيه ديگر فرمايد: (كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ) «1».


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ «20» وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِي شَكٍّ وَ رَبُّكَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ حَفِيظٌ «21» قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ مِثْقالَ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ ما لَهُمْ فِيهِما مِنْ شِرْكٍ وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ «22» وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قالُوا ما ذا قالَ رَبُّكُمْ قالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ «23» قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى‌ هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ «24»

قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنا وَ لا نُسْئَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ «25»

ترجمه‌

و بتحقيق تصديق كرد بر آنها شيطان گمانش را پس پيروى كردند او را مگر دسته‌اى از گروندگان‌

و نبود براى او بر آنها تسلّطى مگر براى آنكه ممتاز كنيم آنرا كه ايمان ميآورد بآن جهان از آنكه او در شك است از آن و پروردگار تو بر همه چيز نگهبان است‌

بگو بخوانيد آنها را كه گمان برديد غير از خدا مالك نميباشند آنها مقدار ذره‌ئى را در آسمانها و نه در زمين و نيست براى آنها در آندو شركتى و نباشد مر او را از آنها هيچ مددكارى‌

و سود نميدهد شفاعت نزد او مگر براى كسى كه اذن دادش تا وقتى كه برده شود از دل آنها بيم گويند چه گفت پروردگار شما گويند راست و درست گفت و او است بلند مرتبه بزرگ مقام‌

بگو كيست كه روزى ميدهد شما را از آسمانها و زمين بگو خدا و همانا ما يا شما هر آينه بر هدايتيم يا در گمراهى آشكار

بگو پرسيده نميشويد شما از آنچه بد كرديم ما و پرسيده نميشويم ما از آنچه ميكنيد شما.

تفسير

خداوند متعال در ضمن بيان احوال كفار متعرّض حال شيطان ملعون شده به بيان لطيفى و آن اينستكه آنها روى شيطان را سفيد نمودند بكردار خودشان چون او قسم ياد كرده بود كه بندگان خدا را اغواء و اضلال نمايد مگر بندگان مخلص را كه ميدانست خدا از آنها نگهدارى ميكند ولى باز اطمينان كامل نداشت كه كاملا موفق باين امر شود و حرفش را سبز كند و قولش را بكرسى بنشاند ولى كردار و پيروى آنها موجب شد كه او بخود باليد و گمان خود را مطابق با واقع يافت چون همه متابعت از او نمودند مگر دسته‌ئى از مردم كه آنان اهل ايمانند در صورتى كه من بيانيّه باشد چون اكثر مردم كفارند يا دسته‌ئى از اهل ايمان‌


جلد 4 صفحه 359

اگر تبعيضيه باشد كه ايشان انبياء و اوصياء و تالى تلوان آنانند و بقيه كفار و مؤمنين گناهكارند كه پيروى از او نمودند و خداوند مانع از نفوذ اراده و سلطنت شيطان بر آنها نشد مگر براى آنكه بشناسد و معلوم كند بعلم شهودى و خارجى و ممتاز فرمايد كسيرا كه ايمان بآخرت دارد از كسيكه در شك است از آن تا پاداش دهد بمؤمن و بكيفر برساند منافق را با آنكه همه را بخوبى ميشناخت و اعمال آنها را ميدانست چون خداوند نگهبان و حافظ تمام احوال و اعمال بندگان است و همه را در لوح محفوظ ثبت و ضبط فرموده است ولى تا معصيت از بنده در خارج بروز نكند او را عقاب نميفرمايد و كسى كه ايمان بآخرت داشته باشد معصيت نميكند مگر در حال غفلت از آن لذا از بين اصول عقايد مخصوص بذكر شده است و بنابراين كلمه عليهم متعلق است بظنّه و مقدّم شده براى اهتمام باخبار از آنكه مظنّه او بر ضرر آنها بوده و پس از آن خطاب به پيغمبر اكرم فرموده ميفرمايد بگو به بت‌پرستان مكه و غيرها بخوانيد معبودهاى خودتان را كه قائل بخدائى يا شركت آنها با خدا يا شفاعتشان در روز جزا شديد در حوائج خودتان تا بدانيد كه وجودشان اثرى ندارد و مالك و اختياردار ذره‌ئى از خير و شر در امور آسمانها و زمين نيستند و شركتى هم با خدا ندارند نه در خلق و نه در ملك و نه در عبادت و كمكى هم با خدا ننموده و نخواهند نمود و خدا محتاج بكمك كسى نبوده و نيست و شفاعت نمودن كسى هم نزد خدا فائده ندارد مگر باو اذن داده باشد كه شفاعت كند يا براى كسى اذن داده باشد كه شفعاء شفاعت او را بنمايند و اذن بصيغه مجهول نيز قرائت شده است و اين امر كه شفاعت مخصوص بكسانى است براى كسانى مسلّم است حتى در روز قيامت بعد از تسكين قلوب كفار از بيم و هراس آنروز و قادر شدن بتكلم و معلوم شدن شفعاء آنروز بر مردم بشفعاء ميگويند خداوند در باب ما بشما چه دستور داده بهشتى هستيم يا جهنمى ايشان ميگويند خدا همان فرمايش حقى را كه پيغمبر صلى اللّه عليه و اله در دنيا فرمود فرموده است شفاعت مخصوص بآن حضرت و امير المؤمنين عليه السّلام و شيعيان او است و كسى حق شفاعت از مشرك و كافر و منافق را ندارد و فزّع بصيغه معلوم نيز قرائت شده است و اين ماده چون متعدى بعن شود بمعناى رفع فزع آيد و خدا برتر و بالاتر از آنستكه كسى‌


جلد 4 صفحه 360

بدون اجازه او شفاعت كند و شفاعت شود و بزرگتر از آنكه بر خلاف فرموده خود در قرآن روز قيامت رفتار فرمايد و قمى ره از امام باقر عليه السّلام نقل نموده راجع بذيل اين آيه كه اين براى آن بود كه اهل آسمانها بعد از حضرت عيسى تا بعثت حضرت ختمى مرتبت وحى الهى را نشنيده بودند و چون جبرئيل مأمور نزول وحى بر آنحضرت شد اهل آسمانها صوت وحى قرآن را شنيدند مثل صداى زدن آهن بر سنگ سخت و از ترس بيهوش شدند و چون جبرئيل بجانب زمين سرازير شد بهر چند كه از اهل آسمانها رسيد رفع نمود بيم و ترس آنها را پس بعضى از آنها ببعضى گفتند چه گفت پروردگار شما و آنها جواب دادند حق گفت و او است علىّ كبير و قريب به اين معنى را در مجمع از بعضى از مفسرين نقل نموده و بنابراين بايد در كلام تقديرى باشد تا مربوط شود اينمعنى بصدر آيه و محفوظ ماند معناى حتى در موقع خود و محتمل است آن اين باشد كه و آنچه ذكر شد تمامى حق است تا حدّيكه وقتى ملائكه از ترس بيرون آمدند تصديق نمودند كه هر چه خدا فرمود حق است و ظاهرا جهت ترس ملائكه آن بوده كه تصور نمودند ميخواهد قيامت بر پا شود ولى انصاف آنستكه اينمعنى و معانى ديگرى كه در مجمع نقل نموده چون سابقا ذكرى از ملائكه نشده از ظاهر كلام استفاده نميشود مگر امام عليه السّلام آنرا از باطن خبر داده باشد و اللّه اعلم و قمى ره راجع بشفاعت نقل فرموده كه شفاعت نميكنند هيچ يك از انبياء و اولياء خدا روز قيامت مگر باذن او مگر پيغمبر خاتم كه خداوند اذن داده است باو پيش از روز قيامت كه شفاعت كند و آن شأن او است و ائمه عليهم السلام و بعد از ايشان ساير انبياء و از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه نيست احدى از اولين و آخرين مگر آنكه او محتاج است بشفاعت پيغمبر صلى اللّه عليه و اله در روز قيامت و او شفاعت ميكند از امّتش و ما شفاعت ميكنيم از شيعيانمان و شيعيان ما شفاعت ميكنند از اهل و عيالشان تا آنكه مؤمنى ميتواند شفاعت كند از دو قبيله بزرگ و ميكند حتى از خدمتگزارش ميگويد پروردگارا اين مرا از سرما و گرما حفظ ميكرد و اخيرا خداوند باز بطرز شگفت‌آورى استدلال فرموده بر بيكاره بودن بتها و آن اين است كه بآنها بگو چه كسى روزى ميدهد شما را از آسمانها و زمين بتوسط فرستادن باران و روياندن نباتات و چون جوابش بر همه‌


جلد 4 صفحه 361

معلوم و واضح است ولى شايد آنها از ترس الزام تأمّل كنند خودت فورا بگو خدا تا معلوم شود كه نبايد روزى‌دهنده را گذارد و از بيكاره ستايش و شكرگزارى كرد و بعدا بگو ما يا شما هر آينه بر مركب رفيع هدايت مستقرّيم يا در وادى تاريك ضلالت محبوس و تعيين نكن كه كدام يك بر هدايت و كدام در ضلالتند چون امر بقدرى واضح است كه محتاج به بيان نيست يا باندك تأمّل معلوم ميشود و اين طرز كلام موجب ميشود كه مخاطب تأمّل در تعيين آن نمايد و متكلّم را منصف و بى‌غرض بفهمد كه اثبات فضلى براى خود ننموده و ادب در كلام را از دست نداده و نيز بگو در قيامت پرسش نميشويد شما از گناه ما و پرسش نميشويم ما از كار شما و در اين آيه ادب را بمنتهى درجه رسانده كه نسبت جرم را بخود و عمل را بآنها داده براى آنكه در انصاف ابلغ و از اعتساف دورتر باشد و فهمانده كه من براى نفع شما سخن ميگويم قبول و ردّ شما براى من نفع و ضررى ندارد كسيرا بگناه كسى مؤاخذه نمينمايند و از بعضى روايات منقوله از ائمه اطهار استفاده ميشود كه تصديق شيطان گمانش را وقتى بود كه پيغمبر از دنيا رحلت فرمود و بعضى گفتند او بهواى دل خود حرف زد و وقتى كه آنحضرت امير المؤمنين عليه السّلام را بامارت نصب فرمود در روز غدير خم و شياطين خاك بر سر ريختند و واقعه را بشيطان بزرگ خبر دادند و او گفت خاطر جمع باشيد اطرافيانش بمن وعده‌ئى دادند كه تخلّف نميكنند پس خداوند اين آيه را نازل فرمود و اللّه اعلم و مراد از بعضى كه گفتند آنچه گفتند و اطرافيان پيغمبر كه شيطان بوعده آنها مطمئن شده بود معلوم است و اين قبيل موارد از مصاديق جليّه تصديق شيطان است مظّنه خود را و منافات با معناى سابق الذكر ندارد لذا در بعضى از روايات از آن بتأويل تعبير شده است.


جلد 4 صفحه 362

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


قُل‌ لا تُسئَلُون‌َ عَمّا أَجرَمنا وَ لا نُسئَل‌ُ عَمّا تَعمَلُون‌َ «25»

بفرما ‌به‌ ‌اينکه‌ كفار و مشركين‌ ‌اينکه‌ ‌که‌

جلد 14 - صفحه 561

فرداي‌ قيامت‌ ‌از‌ ‌شما‌ سؤال‌ نمي‌كنند ‌از‌ ‌آن‌ چه‌ ‌ما معصيت‌ كرده‌ايم‌ و ‌از‌ ‌ما سؤال‌ نمي‌ شود ‌از‌ ‌آن‌ چه‌ ‌شما‌ عمل‌ مي‌كنيد.

‌هر‌ كس‌ مسئول‌ عمل‌ ‌خود‌ ‌است‌ ‌حتي‌ مي‌فرمايد: فَيَومَئِذٍ لا يُسئَل‌ُ عَن‌ ذَنبِه‌ِ إِنس‌ٌ وَ لا جَان‌ٌّ (الرحمن‌ آيه 39).

غايت‌ الامر اعمال‌ سه‌ قسم‌ ‌است‌: بالمباشرة و بالتسبيب‌ و بالرضا.

مباشرت‌ ‌آن‌ عمل‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ انسان‌ صادر مي‌شود مثل‌ قتله ابا ‌عبد‌ اللّه‌ (ع‌).

و تسبيب‌ ‌آن‌ ‌که‌ سبب‌ ‌شده‌ ‌براي‌ عمل‌ چه‌ بلا واسطه‌ ‌باشد‌ مثل‌ ‌إبن‌ مرجانه‌ و يزيد و چه‌ ‌مع‌ الواسطه‌ ‌باشد‌ ‌تا‌ سقيفه بني‌ ساعده‌.

و رضا مثل‌ اهل‌ شام‌ ‌که‌ جشن‌ گرفتند و كساني‌ ‌که‌ عاشورا ‌را‌ عيد گرفتند ‌که‌ ‌در‌ زيارت‌ عاشورا مي‌ خواني‌

«و ‌هذا‌ يوم تبركت‌ ‌به‌ بنو اميه‌ و ‌إبن‌ آكلة الاكباد»

و ‌تا‌ امروز.

و نيز افعال‌ سه‌ قسم‌ ‌است‌: قلبي‌: امور اعتقاديه‌ و افعال‌ قلبيه‌ و نفسي‌: ملكات‌ نفسانيه‌ حسنه‌ و سيئه‌، جوارحي‌: افعال‌ خارجيه‌ عباديه‌ و معصية.

و مسئله‌ سؤال‌ ‌از‌ ضروريات‌ دين‌ اسلام‌ ‌است‌ و نصوص‌ قرآني‌ ‌است‌ و منكر ‌آن‌ مسلما كافر و نجس‌ و مرتد ‌است‌ و فائده ‌آن‌ ‌براي‌ ‌اينکه‌ ‌که‌ ‌بر‌ ‌خود‌ مسئول‌ معلوم‌ گردد ‌که‌ خداوند بدون‌ استحقاق‌ عذاب‌ نمي‌فرمايد و بدون‌ قابليت‌ تفضل‌ نمي‌فرمايد.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 25)- این آیه باز همان استدلال را به شکل دیگری- و با همان لحن منصفانه‌ای که خصم را از مرکب لجاجت و غرور فرود آورد- ادامه می‌دهد، می‌گوید: «بگو: شما مسؤول گناهان ما نیستید، و ما نیز در برابر اعمال شما مسؤول نخواهیم بود» (قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنا وَ لا نُسْئَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ).

عجیب این که در اینجا پیامبر صلّی اللّه علیه و اله مأمور است در مورد خودش تعبیر به «جرم» کند، و در مورد مخالفان تعبیر به کارهایی که انجام می‌دهند! و به این ترتیب این حقیقت را روشن سازد که هر کس باید پاسخگوی اعمال و کردار خویش باشد، چرا که نتایج اعمال هر انسانی چه زشت و چه زیبا به خود او می‌رسد.

نکات آیه

۱ - پیامبر(ص) مأمور ابلاغ پیام خداوند به مشرکان، درباره بازخواست نشدن هرکسى از عمل دیگرى (قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون)

۲ - مشرکان، هیچ گاه درباره کردار پیامبر و مؤمنان، مورد مؤاخذه قرار نمى گیرند. (قل لاتسئلون عمّا أجرمنا)

۳ - پیامبر(ص) و مؤمنان، از کردار مشرکان بازخواست نمى شوند. (و لانسئل عمّا تعملون)

۴ - هر کسى در قیامت پاسخگوى کردار و عمل خویش است. (لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون)

۵ - سفارش خداوند به پیامبر(ص)، براى رعایت ادب در مناظره با مشرکان (لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون) آوردن تعبیر «أجرمنا» براى خود و «تعملون» براى مشرکان، ناظر به رعایت ادب از جانب پیامبر(ص) مى باشد.

۶ - رعایت ادب در گفتار دینى با دشمنان، امرى مطلوب و پسندیده است. (قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون) از سفارش خداوند به پیامبر(ص) مبنى بر رعایت ادب مناظره با مشرکان، نکته یاد شده استفاده مى شود.

۷ - پیامبر(ص) در صدد تحمیل عقیده خود به دیگران نبود; بلکه در صدد القاى آن از راه تصحیح اندیشه بود. (قل من یرزقکم ... قل اللّه)

۸ - نادیده گرفتن خطاهاى طرف مقابل در گفتار دینى با او و خود را هم سنگ او دانستن به منظور جلب نظر وى، امرى پسندیده است. (قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون) مفسران برآنند که آوردن فعل ماضى «أجرمنا» آن هم از ماده جرم - که دلالت بر تحقق جرم مى کند - و ذکر «تعملون» براى مشرکان - که خطاى محرزى دارند - به دستور خداوند و براى جلب نظر آنان بوده است.

۹ - انسان ها در قیامت، درباره عملشان مورد مؤاخذه و پرسش قرار خواهند گرفت. (قل لاتسئلون عمّا أجرمنا و لانسئل عمّا تعملون)

موضوعات مرتبط

  • انسان: مؤاخذه اخروى انسان ها ۹
  • خدا: توصیه هاى خدا ۵
  • عقیده: تصحیح عقیده ۷; رد تحمیل عقیده ۷
  • عمل: حسابرسى اخروى عمل ۴; حسابرسى عمل ۱، ۹; عمل پسندیده ۶، ۸; مسؤول عمل ۴
  • کیفر: اعلام شخصى بودن کیفر ۱; شخصى بودن کیفر ۲، ۳، ۴
  • مؤمنان: حسابرسى مؤمنان ۲، ۳
  • محمد(ص): اهداف تبلیغ محمد(ص) ۷; توصیه به محمد(ص) ۵; حسابرسى محمد(ص) ۲، ۳; رسالت محمد(ص) ۱
  • مشرکان: حسابرسى مشرکان ۲، ۳; روش مناظره با مشرکان ۵
  • مناظره: آداب مناظره ۵، ۶; روش مناظره ۸
  • نظام جزایى :۲

منابع