النجم ١٧

از الکتاب
کپی متن آیه
مَا زَاغَ‌ الْبَصَرُ وَ مَا طَغَى‌

ترجمه

چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد (آنچه دید واقعیّت بود)!

|چشم [پيامبر] خطا نرفت و از حد نگذشت [آنچه ديد واقعيت بود]

ديده [اش‌] منحرف نگشت و [از حدّ] در نگذشت.

چشم (محمّد ص از حقایق آن عالم) آنچه را باید بنگرد بی هیچ کم و بیش مشاهده کرد.

دیده [پیامبر آنچه را دید] بر غیر حقیقت و به خطا ندید و از مرز دیدن حقیقت هم درنگذشت.

چشم خطا نكرد و از حد درنگذشت.

دیده‌[اش‌] کژتابی و سرپیچی نکرد

چشم [پيامبر] نه كژ ديد و نه از حد در گذشت- نه آنچه را حقيقت نداشت بديد-.

چشم (محمّد در دیدن خود به چپ و راست) منحرف نشد و به خطا نرفت، و سرکشی نکرد و (تنها به همان چیزی نگریست که می‌بایست ببیند و بنگرد).

دیده(اش) منحرف نگشت و از حدّ در نگذشت.

نلغزید دیده و نه سرکشی کرد

The sight did not waver, nor did it exceed.

ترتیل:
ترجمه:
النجم ١٦ آیه ١٧ النجم ١٨
سوره : سوره النجم
نزول : ٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَا زَاغَ»: منحرف نشد. به چپ و راست نگرائید. به خطا نرفت. «مَا طَغی»: فراتر نرفت. جز به چیزی ننگریست که می‌بایست بنگرد و ببیند. یعنی درست به چیزی نگاه کرد که می‌بایست نگاه بکند، و آنچه دید عین واقعیت بود و حقیقت داشت.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‌ «17» لَقَدْ رَأى‌ مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى‌ «18»

ديده منحرف نگشت و تجاوز نكرد. همانا او برخى از نشانه‌هاى بزرگ پروردگارش را ديد.

نکته ها

در آيه اول سوره اسراء خوانديم كه خداوند پيامبرش را شبانه سير داد تا آيات خود را به او نشان دهد: «لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا»، در اين سوره مى‌فرمايد: خداوند آيات خويش را به او نشان داد. و «لَقَدْ رَأى‌ مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى‌»

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از هر جهت معصوم است:

الف) افكار و كردار: «ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ»

ب) زبان و گفتار: «ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‌»

ج) علم و دانش: «عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى‌»

د) دل و قلب: «ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى‌»

ه) چشم و ديده: «ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‌»

پیام ها

1- حقّ چشم، آن است كه نه انحراف بيند و نه تجاوز كند. «ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‌»

2- چشمى توان ديدن آيات بزرگ الهى را دارد كه واقع‌بين و حق‌بين باشد. «ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‌ لَقَدْ رَأى‌ مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى‌»

جلد 9 - صفحه 314

3- آيات الهى به قدرى گسترده است كه حتّى اشرف مخلوفات، تنها گوشه‌اى از آن را مى‌بيند. «مِنْ آياتِ رَبِّهِ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‌ «17»

ما زاغَ الْبَصَرُ: ميل نكرد ديده دل پيغمبر، يعنى به طريق تعلق به چپ و راست نگاه نكرد و توجه ننمود، بلكه در حد استيقان خود در مشاهده عظمت كبريائى مستقيم و ثابت قدم بود، وَ ما طَغى‌: و در نگذشت از حدى كه مأمور بود به آن، يعنى تجاوز ننمود از موضعى كه مأمور بود به رسيدن به آن، بلكه در نهايت وصول آن قرار گرفته قدم پيشتر ننهاد. يا معنى آنكه عدول نكرد از ديدن عجائبى كه به ديدن آن مأمور بود و تجاوز ننمود از آن، يعنى زياده از آنچه مأمور شده بود به ديدن آن مدّ بصر ننمود.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى‌ «11» أَ فَتُمارُونَهُ عَلى‌ ما يَرى‌ «12» وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى‌ «13» عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى‌ «14» عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى‌ «15»

إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ ما يَغْشى‌ «16» ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى‌ «17» لَقَدْ رَأى‌ مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى‌ «18» أَ فَرَأَيْتُمُ اللاَّتَ وَ الْعُزَّى «19» وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى‌ «20»

ترجمه‌

خطا نكرد دل آنچه را كه ديد

آيا مجادله ميكنيد با او در آنچه ديده‌

و بتحقيق ديد او را در يك فرود آمدن ديگر

نزديك درخت سدرة المنتهى‌

نزديك آن بهشت اقامتگاه است‌

هنگاميكه ميپوشاند سدره را آنچه ميپوشاند

منحرف بجانبى نشد چشم و تجاوز از حدّ ننمود

بتحقيق ديد از نشانه‌هاى بزرگتر پروردگارش‌

آيا پس ديديد لات و عزّى را

و منات بت سوّمين ديگر را.

تفسير

قمّى ره در ذيل حديثى كه در آن قاب قوسين را امام عليه السّلام بما بين زه كمان و چوب آن تقدير فرموده نقل نموده كه پرسيدند از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم ما أوحى در آيه سابقه چيست و خدا چه وحى فرمود حضرت جواب داد وحى شد بمن كه على سيّد مؤمنين و امام متّقين و قائد غرّ محجّلين و اوّل خليفه خاتم النبيّين است پس مردم گفتگو كردند كه آيا اين از جانب خدا بوده يا از جانب پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم پس خدا به پيغمبر خود فرمود بگو بآنها ما كذب الفؤاد ما رأى پس ردّ فرمود آنها را و فرمود أ فتمارونه على ما يرى و از چند روايت معتبر در اين مقام استفاده ميشود كه رؤيت حق بقلب بوده و رؤيت ببصر اختصاص بنور و آيات عظمت داشته و بنابراين مفاد آيات شريفه آنستكه خلاف واقع مشاهده ننمود قلب آنچه را مشاهده كرد آيا مراء و جدال ميكنيد شما با او در آنچه ميبيند و ميشنود و ميداند از شخص امير- المؤمنين و كلام خدا بدون واسطه و عظمت پروردگار چون بر حسب روايات عديده على عليه السّلام در تمام مقامات عاليه با پيغمبر بوده و حضرت او را در كنار خود مشاهده مينموده است و بتحقيق ديد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نور حق را يكمرتبه ديگر در


جلد 5 صفحه 87

وقت نزول از عرش و رسيدن بدرخت سدرة المنتهى كه جبرئيل آنجا متوقّف شده بود چون نتوانسته بود بالاتر رود و پيغمبر با رفرف بهشتى بالا رفته بود و در مراجعت او را ملاقات فرمود و با او داخل در بهشت شد و مقام خود و امير المؤمنين عليه السّلام را در آن مشاهده نمود پس در بين آنكه جبرئيل با پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم صحبت مينمود نورى از انوار الهى ساطع گشت و حضرت از روزنه‌اى مانند ته سوزن ديد مانند آنچه را در مرتبه اولى ديده بود و در آيات سابقه ذكر شد چنانچه در برهان از امام كاظم عليه السّلام نقل نموده و آنكه خداوند در اينحال به پيغمبر خود خطاب فرمود كه اى محمد سبقت گرفته است رحمت من بر غضبم براى تو و ذريّه‌ات و قسم ياد فرمود بعزّت و جلال خود كه اگر تمام خلق يك چشم بهم زدن كوتاهى كنند در اداء حق تو و ذريّه طاهره‌ات همه را داخل در جهنّم خواهم نمود و اينكه نزلة موصوف بأخرى شده اگر چه بمعناى مرّه است ولى چون متضمّن معناى دنوّ است شايد براى آن باشد كه اينمرتبه محبوب بحبيب نزديك شده و مشاهده حاصل گشته در نزديك شدن ديگرى و سدرة المنتهى درختى است در آسمان هفتم و بهشت كه جايگاه اهل تقوى است در كنار آنست و اينكه منتهى ناميده شده براى آنستكه اعمال بندگان بتوسط ملائكه حافظين تا آنجا بالا ميرود و آنجا بكرام الكاتبين سپرده ميشود و شاخه‌هاى آن تا زير عرش و اطراف آن رفته است و چون نور خداوند تجلّى نمود براى پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم پوشاند نور سدره را و احاطه نمود بر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم و لرزه بر اندام مباركش افتاد ولى چشم را از آن برنداشت و بهم نزد و واداشت بر آن و تند نمود نظر دوربين را و خدا تأييد فرمود او را بقوّت بصر و بصيرت پس ديد از آيات عظمت الهى بزرگترين آنها را و قطر سدره يكصد سال راه از سالهاى دنيا است و يك برگ آن تمام اهل دنيا را ميپوشاند و در مجمع از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نقل نموده كه ديدم بر هر برگى از برگهاى آن ملكى ايستاده و خدا را تسبيح مينمايد و در كافى از امير المؤمنين عليه السّلام نقل نموده كه خدا بزرگتر از من آيتى ندارد آنچه بيان شد مستفاد از اخبار معتبره اين باب و منطبق با ظاهر آيات است بنظر حقير ولى مفسّرين در تمام مراحل اختلافات سابقه را ادامه‌


جلد 5 صفحه 88

داده‌اند در رؤيت اختلاف نموده‌اند كه ببصر بوده يا بصيرت و در مرئى اختلاف شده كه نور حق بود يا جبرئيل بصورت اصليّه و در اطراف سدرة المنتهى و جنّة المأوى اختلاف زيادتر شده و در آنكه چه چيز سدره را پوشانده از حدّ گذشته و حقير فائده مهمّى در ذكر آنها نمى‌بينم بلى مسلّم است كه مرئى ذات حق ببصر نبوده و در روايات استدلال شده بر اينمعنى بقول خداوند ما كذب الفؤاد ما رأى در صدر اين آيات و قول خداوند ذيلا لقد رأى من آيات ربه الكبرى و ظاهرا تجلّى اوّل براى ارائه حقايق ما فوق آسمانهاى هفتگانه بوده از قبيل عرش و كرسى و لوح و قلم و امثال آنها كه فوق اينعالم است و تجلّى دوّم براى ارائه حقايق اينعالم و هر دو در يك سفر بوده يكى در وقت عروج از آسمانها بعرش و ديگر در وقت نزول بآسمان هفتم ولى در بعضى از روايات تصريح شده كه معراج دو مرتبه بوده و در هر دو سفر امير المؤمنين عليه السّلام با پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم بوده است و اللّه اعلم بحقائق الامور در هر حال خداوند خطاب بمشركين مكّه فرموده كه پيغمبر من ديد آيات عظمت مرا آيا شما ديديد لات و عزّى و منات بت سوّمى خودتان را كه مؤخّر از آندو و بيرون از حرم قرار گرفته چنانچه قمّى و غيره نقل فرموده‌اند و بنابراين اخرى وصف مستقلى است براى منات والا مؤكّد معناى ثالثه است و ظاهرا اينها مجسّمه‌هائى بودند كه بعنوان تصوير ملائكه ساخته بودند و عبادت ميكردند آنها را براى تقرّب بخدا چون ملائكه را دختران خدا ميدانستند خدا ميفرمايد آيا شما صورت اصلى اين بتها را ديديد كه براى آنها مجسمه ساخته‌ايد و اسم‌گذارى نموده‌ايد و بقيّه توضيحات اين قسمت در آيات آتيه بيايد انشاء اللّه تعالى.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


ما زاغ‌َ البَصَرُ وَ ما طَغي‌ «17» لَقَد رَأي‌ مِن‌ آيات‌ِ رَبِّه‌ِ الكُبري‌ «18»

ميل‌ ‌از‌ حق‌ و اشتباه‌ نكرده‌ بصر ‌آن‌ حضرت‌ و تجاوز ‌از‌ حد نكرده‌ ‌هر‌ اينه‌ بتحقيق‌ ديد ‌از‌ آيات‌ پروردگار ‌خود‌ آيات‌ كبراي‌ الهي‌ ‌را‌.

ما زاغ‌َ البَصَرُ زاغ‌ بمعني‌ ميل‌ ‌از‌ حق‌ ‌است‌ چنانچه‌ مي‌فرمايد: فَلَمّا زاغُوا أَزاغ‌َ اللّه‌ُ قُلُوبَهُم‌ صف‌ آيه 5 ‌يعني‌ چون‌ ميل‌ ‌از‌ حق‌ و ‌از‌ اطاعت‌ كردند خداوند ‌هم‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌از‌ ايمان‌ برگردانيد قلوب‌ ‌آنها‌ ‌را‌ و زاغ‌ البصر ‌يعني‌ چشم‌ چيز ديگري‌ ‌به‌ ببند

جلد 16 - صفحه 328

بجاي‌ چيز ديگر چنين‌ نبوده‌ آنچه‌ حق‌ و حقيقت‌ بوده‌.

وَ ما طَغي‌ طغيان‌ تجاوز ‌از‌ حدّ ‌است‌ چنانچه‌ مي‌فرمايد: اذهَب‌ إِلي‌ فِرعَون‌َ إِنَّه‌ُ طَغي‌ طه‌ آيه 25 و طغيان‌ چشم‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ چيز كوچكي‌ بنظر بزرگ‌ بيايد چنين‌ نبوده‌، بلكه‌.

لَقَد رَأي‌ مِن‌ آيات‌ِ رَبِّه‌ِ الكُبري‌ ‌من‌ تبعيضيّه‌ ‌است‌ ‌يعني‌ بعض‌ آيات‌ كبراي‌ الهي‌ ‌را‌ مشاهده‌ كرد آنچه‌ ‌در‌ خور امكان‌ ‌بود‌ و ممكن‌ ‌بود‌ مشاهده ‌آن‌ رؤيت‌ نمود و آنچه‌ ‌از‌ حدّ امكان‌ خارج‌ ‌است‌ علم‌ بآن‌ مختص‌ بذات‌ واجب‌ الوجود ‌است‌

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 17)- اینها واقعیاتی بود که پیامبر مشاهده کرده و «چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد» آنچه دید واقعیت بود (ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغی).

ج4، ص581

نکات آیه

۱ - دیده دل پیامبر(ص)، عارى از هر گونه خطا و انحراف (و لقد رءاه نزلة أُخرى ... ما زاغ البصر و ماطغى)

۲ - ره نیافتن هیچ گونه خطا و انحراف در مشاهدات قلبى پیامبر(ص)، در دیدن جبرئیل در «سدرة المنتهى» (ما زاغ البصر و ماطغى) مراد از «البصر» در آیه شریفه - به قرینه «ماکذب الفؤاد ما رأى» - دیده دل است; و نه چشم سر.

روایات و احادیث

۳ - «عن رسول اللّه (فى وصف معراج) و کان توفیقاً من ربّى أن غمضت عینى فکلّ بصرى و غشى عن النظر، فجعلت أبصر بقلبى کما أبصر بعینى بل أبعد و أبلغ، فذلک قوله تعالى «ما زاغ البصر و ماطغى لقد رأى من آیات ربّه الکبرى» و إنّما کنت أبصر مثل خیط الابر نوراً بینى و بین ربّى...;[۱] از رسول خدا(ص) روایت شده [که در توصیف معراج خود فرمود:] توفیقى از پروردگارم بود که چشمم را ببندم. دیده ام ناتوان و از نگاه پوشیده شد، در آن حال با قلب خود بسان چشم; بلکه بهتر و دورتر را مى دیدم و این سخن خدا است، که مى فرماید: «ما زاغ البصر و ما طغى . لقد رأى...» و من نورى مانند نخ سوزن، بین خود و خدا مى دیدم».

موضوعات مرتبط

  • جبرئیل: جبرئیل در سدرة المنتهى ۲; رؤیت قلبى جبرئیل ۲
  • محمد(ص): ادراکات شهودى محمد(ص) ۱، ۲، ۳; عصمت محمد(ص) ۱، ۲; محمد(ص) در سدرة المنتهى ۲; معراج محمد(ص) ۳

منابع

  1. تأویل الأیات الظاهرة، ص ۶۰۶; بحارالأنوار، ج ۳۶، ص ۱۶۲، ح ۱۴۴.