المائدة ٢٨: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
(Edited by QRobot)
 
(افزودن سال نزول)
خط ۱۶: خط ۱۶:
|-|معزی=اگر دست فراسوی من آری که بکشی مرا دراز نکنم دستم را به تو تا تو را بکشم همانا می‌ترسم من خداوند را پروردگار جهانیان‌
|-|معزی=اگر دست فراسوی من آری که بکشی مرا دراز نکنم دستم را به تو تا تو را بکشم همانا می‌ترسم من خداوند را پروردگار جهانیان‌
|-|</tabber><br />
|-|</tabber><br />
{{آيه | سوره = سوره المائدة | نزول = | نام = [[شماره آیه در سوره::28|٢٨]] | قبلی = المائدة ٢٧ | بعدی = المائدة ٢٩  | کلمه = [[تعداد کلمات::16|١٦]] | حرف =  }}
{{آيه | سوره = سوره المائدة | نزول = [[نازل شده در سال::14|٢ هجرت]] | نام = [[شماره آیه در سوره::28|٢٨]] | قبلی = المائدة ٢٧ | بعدی = المائدة ٢٩  | کلمه = [[تعداد کلمات::16|١٦]] | حرف =  }}
===معنی کلمات و عبارات===
===معنی کلمات و عبارات===
«بَسَطتَّ»: گشودی. دراز کردی.
«بَسَطتَّ»: گشودی. دراز کردی.

نسخهٔ ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۴۱


ترجمه

اگر تو برای کشتن من، دست دراز کنی، من هرگز به قتل تو دست نمی‌گشایم، چون از پروردگار جهانیان می‌ترسم!

اگر تو براى كشتن من دست دراز كنى، من هرگز به قتل تو دست نمى‌گشايم، همانا من از پروردگار عالميان مى‌ترسم
«اگر دست خود را به سوى من دراز كنى تا مرا بكشى، من دستم را به سوى تو دراز نمى‌كنم تا تو را بكشم، چرا كه من از خداوند، پروردگار جهانيان مى‌ترسم.»
سوگند که اگر تو به کشتن من دست برآوری من هرگز به کشتن تو دست دراز نخواهم کرد، که من از خدای جهانیان می‌ترسم.
مسلماً اگر تو برای کشتن من دستت را دراز کنی، من برای کشتن تو دستم را دراز نمی کنم؛ زیرا از خدا پروردگار جهانیان می ترسم.
اگر تو بر من دست گشايى و مرا بكشى، من بر تو دست نگشايم كه تو را بكشم. من از خدا كه پروردگار جهانيان است مى‌ترسم.
اگر دستت را به سوی من دراز کنی که مرا بکشی [بدان که‌] من دست درازکننده به سوی تو نخواهم بود که بکشمت، چرا که از خداوند، پروردگار جهانیان می‌ترسم‌
سوگند كه اگر دست خويش به من دراز كنى تا مرا بكشى، من دست خويش دراز نمى‌كنم تا تو را بكشم زيرا كه من از پروردگار جهانيان مى‌ترسم،
اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی، من دست به سوی تو دراز نمی‌کنم تا تو را بکشم. آخر من از خدا (یعنی) پروردگار جهانیان می‌ترسم.
«اگر ناگزیر دستت را سوی من دراز کنی - تا مرا بکشی - من دستم را سوی تو درازکننده نیستم تا تو را بکشم. من به‌راستی از خدا - پروردگار جهانیان - می‌ترسم.»
اگر دست فراسوی من آری که بکشی مرا دراز نکنم دستم را به تو تا تو را بکشم همانا می‌ترسم من خداوند را پروردگار جهانیان‌


المائدة ٢٧ آیه ٢٨ المائدة ٢٩
سوره : سوره المائدة
نزول : ٢ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بَسَطتَّ»: گشودی. دراز کردی.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

نکات آیه

۱- تأکید هابیل بر دست نیازیدن به قتل برادر، حتى در صورت اقدام قابیل براى کشتن او (لئن بسطت إلى یدک لتقتلنى ما إنّا بباسط یدى إلیک لاقتلک) لام قسم در «لئن» و نیز «باء» زایده در «بباسط»، دلالت بر تأکید دارد.

۲- هابیل، در صدد آرام نمودن روح طغیانگر قابیل (قال لاقتلنک قال ... لئن بسطت إلى یدک لتقتلنى ما إنّا بباسط یدى إلیک) طغیانگرى قابیل از تأکید در «لاقتلنک» به دست مى آید و سخنان نرم و آموزنده هابیل، نشانگر تلاش وى براى نرم و آرام ساختن قابیل است.

۳- لزوم تلاش در جهت آرام نمودن خشم و حسادت بر افروخته دیگران در رویارویى با آنان (لئن بسطت ... ما إنّا بباسط یدى إلیک) بیان نحوه برخورد هابیل با برادرش، مى تواند درسى آموزنده براى همگان در موارد مشابه با آن باشد.

۴- توانایى هابیل بر قتل برادرش قابیل (ما إنّا بباسط ... لاقتلک انى اخاف اللّه) اگر هابیل از قتل برادرش ناتوان بود، اقدام نکردن به قتل را ناشى از خداترسى خویش نمى شمرد.

۵- سرشت و شخصیت هابیل، بر حذر از برادرکشى (ما إنّا بباسط یدى إلیک لاقتلک) هابیل از نکشتن برادر، به دست نگشودن براى کشتن تعبیر کرد و آن را با قسم و «باء» زایده تأکید کرد و نیز جمله اسمیه به کار برد تا بفهماند هرگز شخصیتش با چنین کارى سازگارى ندارد.

۶- هابیل، انسانى خداترس و مؤمن به توحید ربوبى (انى اخاف اللّه رب العلمین)

۷- ترس هابیل از خداوند، مانع اقدام وى به قتل برادر (ما إنّا بباسط یدى إلیک لاقتلک انى اخاف اللّه رب العلمین)

۸- نهراسیدن هابیل از تهدید برادرش به قتل وى* (لئن بسطت إلى یدک لتقتلنى ... انى اخاف اللّه رب العلمین) تأکید هابیل بر ترس خویش از خداوند (انى اخاف)، مى تواند اشاره به این باشد که از تهدید برادر، ترسى به دل او راه نیافته است.

۹- ترس از خدا، مانع ترس از دیگران* (لئن بسطت إلى یدک لتقتلنى ... انى اخاف اللّه رب العلمین)

۱۰- خداترسى، جلوگیر آدمى از جنایت و آدمکشى (ما إنّا بباسط یدى إلیک لاقتلک انى اخاف اللّه رب العلمین)

۱۱- خداترسى، تقویت کننده روحیه آدمى در برخورد با حادثه مرگ (لئن بسطت إلى یدک ... انى اخاف اللّه رب العلمین) جمله «انى اخاف اللّه» تعلیل است براى «ما انا بباسط ...» و مى رساند که هابیل به خاطر ترس از خداوند، خطر مرگ را نادیده گرفته و از پیشدستى به کشتن قابیل خوددارى کرد.

۱۲- خداوند، پروردگار تمام عوالم هستى و همه در پرتو ربوبیت او (انى اخاف اللّه رب العلمین)

۱۳- هستى، داراى جریانى رو به کمال در پرتو ربوبیت خداوند (رب العلمین) «رب» به معناى تربیت کننده است و تربیت یعنى ایجاد تدریجى چیزى تا آنگاه که به کمال خویش برسد.

۱۴- ربوبیت الهى، مقتضى کیفر متجاوزان (انى اخاف اللّه رب العلمین) ترس هابیل، به قرینه آیه بعد، از مجازات خداوند و عذاب دوزخ بوده است. بنابراین توصیف خداوند به «رب العلمین»، مى رساند که چون او رب العالمین است، متجاوزان را کیفر مى دهد.

۱۵- توجه به ربوبیت فراگیر خداوند بر جهان هستى، موجب ترس از او و پرهیز از گناه (انى اخاف اللّه رب العلمین) توصیف «اللّه» به «رب العلمین»، پس از بیان خداترسى هابیل، مى رساند که وى بدان جهت از خدا هراسان بوده که خداوند را پروردگار جهانیان مى دانسته است.

۱۶- ناسازگارى قتل با اعتقاد به ربوبیت خداوند بر جهان هستى (ما إنّا ... انى اخاف اللّه رب العلمین) تعلیل اقدام نکردن به قتل به ترس از خداى رب العالمین، مى رساند که ربوبیت خداوند بر جهان هستى چنین اقتضا مى کند که انسانها باید در امنیت جانى بسر برند. بنابراین کسانى که مرتکب قتل مى شوند، خود را به نوعى رودرروى ربوبیت خداوند قرار داده اند.

۱۷- جنایت و آدمکشى، حاکى از جرأت و جسارت نسبت به خداوند جهانیان است. (ما إنّا بباسط یدى إلیک لاقتلک انى اخاف اللّه رب العلمین)

۱۸- قابیل، فاقد ترس از خداوند و غافل از ربوبیت گسترده او (انى اخاف اللّه رب العلمین) چون خداترسى هابیل مانع از اقدام به قتل شده، معلوم مى شود قابیل به دلیل تصمیمش بر برادرکشى، هیچ ترسى از خدا در دل نداشته است.

۱۹- تقواپیشگان، خداترسند. (انما یتقبل اللّه من المتقین ... انى اخاف اللّه رب العلمین) خداوند، هابیل را از زمره تقواپیشگان شمرده و سپس او را به خداترسى توصیف نمود.

۲۰- تعدد عوالم هستى (انى اخاف اللّه رب العلمین)

موضوعات مرتبط

  • آفرینش: تدبیر آفرینش ۱۲ ; تعدد عوالم آفرینش ۲۰ ; تکامل آفرینش ۱۳ ; حرکت آفرینش ۱۳
  • ایمان: آثار ایمان ۱۶
  • تجرّى: زمینه تجرّى ۱۷
  • ترس: آثار ترس از خدا ۷، ۹، ۱۰، ۱۱ ; ترس از خدا ۶، ۱۵ ; موانع ترس ۹ ; ترس از مرگ ۱۱
  • تقویت روحیه: عوامل تقویت روحیه ۱۱
  • توحید: ربوبى ۶
  • حسد: اهمیت رفع حسد ۳
  • حسودان: برخورد با حسودان ۳
  • خدا: ربوبیت خدا ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۶
  • ذکر: آثار ذکر ۱۵
  • ظلم: موانع ظلم ۱۰
  • غضب: اهمیت رفع غضب ۳
  • غفلت: از خدا ۱۸
  • قابیل: ترس قابیل ۱۸ ; طغیان قابیل ۲ ; غفلت قابیل ۱۸ ; قصه قابیل ۱ ; هشدار قابیل ۸
  • قتل: آثار قتل ۱۷ ; موانع قتل ۷، ۱۰، ۱۶
  • گناه: آثار گناه ۱۷ ; موانع گناه ۱۵
  • متجاوزان: کیفر متجاوزان ۱۴
  • متقین: ترس متقین ۱۹
  • مؤمنان:۶
  • هابیل: اصلاحخطلبى هابیل ۲ ; ایمان هابیل ۶ ; تقواى هابیل ۶، ۷ ; تهدید هابیل ۸ ; شجاعت هابیل ۸ ; شخصیت هابیل ۵ ; عفو هابیل ۱ ; فضایل هابیل ۱، ۲، ۵، ۶ ; قدرت هابیل ۴ ; قصه هابیل ۱، ۷ ; هابیل و قابیل ۱، ۴

منابع