الروم ٥٤

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

خدا همان کسی است که شما را آفرید در حالی که ضعیف بودید؛ سپس بعد از ناتوانی، قوّت بخشید و باز بعد از قوّت، ضعف و پیری قرار داد؛ او هر چه بخواهد می‌آفریند، و دانا و تواناست.

|خداست كه شما را از ناتوانى آفريد [كه ضعيف بوديد]، آن‌گاه پس از ناتوانى قوّت بخشيد، سپس بعد از قوّت، ناتوانى و پيرى داد. هر چه بخواهد مى‌آفريند و هموست داناى توانا

خداست آن كس كه شما را ابتدا ناتوان آفريد، آنگاه پس از ناتوانى قوّت بخشيد، سپس بعد از قوّت، ناتوانى و پيرى داد. هر چه بخواهد مى‌آفريند و هموست داناى توانا.

خدا آن کسی است که شما را در ابتدا از جسم ضعیف (نطفه) بیافرید آن گاه پس از ضعف و ناتوانی (کودکی) توانا کرد و باز از توانایی (و قوای جوانی) به ضعف و سستی و پیری بر گردانید، که او هر چه بخواهد و مشیّتش تعلق گیرد می‌آفریند، و او دانا و تواناست.

خداست که شما را از ناتوانی آفرید، سپس بعد از ناتوانی قدرت و نیرو داد، آن گاه بعد از نیرومندی و توانایی، ناتوانی و پیری قرار داد؛ هرچه بخواهد می آفریند و او دانا و تواناست.

خداست كه شما را ناتوان بيافريد، و پس از ناتوانى نيرومند ساخت، آنگاه پس از نيرومندى ناتوانى و پيرى آورد. هر چه بخواهد مى‌آفريند و او دانا و تواناست.

خداوند کسی است که شما را از حالت ناتوانی آفرید، سپس بعد از آن ناتوانی توانایی پدید آورد، سپس [دوباره‌] پس از توانایی، ناتوانی و پیری قرار دهد، هر آنچه خواهد می‌آفریند و او دانای تواناست‌

خداست آن كه شما را از سستى- در سستى و ناتوانى- بيافريد سپس از پس سستى و ناتوانى نيرو و توان داد، آنگاه پس از نيرومندى سستى و پيرى پديد كرد، هر چه خواهد مى‌آفريند و اوست دانا و توانا.

خداوند همان کسی است که شما را از (چیزی سراپا) ضعف آفریده است و سپس بعد از این ضعف و ناتوانی قوّت و قدرت بخشیده است، و آن گاه ضعف و پیری را جایگزین این قوّت و قدرت ساخته است. آخر خداوند هر چه را بخواهد می‌آفریند (و از هیچ، چیز می‌سازد) و او بس آگاه و توانا است (و می‌داند چگونه شما را بیافریند و چرخه‌ی وجود شما را چگونه بگرداند).

خدا کسی است که شما را از (حال) ناتوانایی(تان) آفرید. سپس از ناتوانی، توانی (به شما) بخشید. سپس بعد از توانایی، ناتوانی و پیری‌ای داد. (او) هر چه بخواهد می‌آفریند و هم اوست بس دانای بسیار توانا.

خدا است آنکه آفرید شما را از سستی پس قرار داد پس از سستی توانائی پس قرار داد پس از نیرومندی سستی و پیری را می‌آفرد هر چه خواهد و او است دانای توانا


الروم ٥٣ آیه ٥٤ الروم ٥٥
سوره : سوره الروم
نزول : ٩ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«خَلَقَکُم مِّن ضَعْفٍ»: شما را از سراپا ضعف و ناتوانی آفریده است. شما را از چیز ضعیفی به نام منی آفریده است. این جمله شبیه به: «خُلِقَ الإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ»: است (نگا: انبیاء / ). خود آیه روی هم بیانگر ضعف انسان (نگا: نساء / ) بوده و اشاره بدین نکته دارد که ناچیزی آغازین انسانها و شکوفائی دوران جوانی آنان و سستی زمان پیری مردمان، همه این دگرگونیها و فراز و نشیبها از ناحیه خداوند بزرگوار است و چرخ حیات با دست حکمت عالیّه آفریدگار در گردش است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ «54»

خداست كه شما را از ناتوانى آفريد، سپس بعد از ناتوانى، قوّتى بخشيد، آنگاه بعد از توانايى و قوّت، ضعف و پيرى قرار داد؛ او هر چه بخواهد مى‌آفريند، و اوست داناى توانا.

جلد 7 - صفحه 217

پیام ها

1- انسان در آغاز خلقت، سراسر ضعف است. «خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ»

2- توجّه كردن به آغاز تولّد، مايه‌ى تذكّر و تشكّر است. خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ‌ ...

3- از ضعف و پيرى گلايه نكنيد كه برنامه‌ى حكيمانه‌ى خداوند است. اللَّهُ‌ ...

جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً

4- مراحل ضعف و قدرت انسان، با يك برنامه ريزى حكيمانه طرّاحى شده است. (تكرار «جَعَلَ»)

5- آغاز و پايان انسان ضعف است، در چند روزى كه توان و قدرت داريم قدردانى كنيم. (يك قوّت ميان دو ضعف) «ضَعْفٍ‌- قُوَّةً- ضَعْفاً» ضعفِ دوران كودكى به قوّت تغيير مى‌كند، ولى ضعف دوم باقى مى‌ماند، زيرا كلمه‌ى‌ «شَيْبَةً» در كنار «ضَعْفٍ»، نشان آن است كه اين ضعف همراه پيرى و ثابت است)

6- كسى كه ميان دو ضعف قرار گرفته، نبايد به چند روز قوّت مغرور شود.

«ضَعْفٍ‌- قُوَّةً- ضَعْفاً»

7- اگر اهل نظر باشيم، همه‌ى هستى كتاب مطالعه است. (باد و باران و حيات زمين، دوران كودكى و جوانى و پيرى انسان.) «مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً»

8- ضعفِ مخلوق، نشان ضعف خالق نيست. «وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ (54)

بعد از آن به جهت تأكيد تكرار ادله مى‌فرمايد:

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ‌: خداى به حق آن ذاتى است كه خلق فرمود شما را به‌

جلد 10 - صفحه 320

قدرت تامه كامله خود، مِنْ ضَعْفٍ‌: از چيزى سست، يعنى در ابتداى آفرينش از اصلى ضعيف و سست كه نطفه باشد؛ يا حالت طفوليت باشد، چه اطفال متولده در نهايت ضعف و به هيچ چيز قادر نيستند. ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً: پس مقرر فرمود بعد از ناتوانى طفوليت يا نطفه، توانائى كه آن وقت جوانى يا تعلق روح به بدن باشد. ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ: پس مقرّر فرمود بعد از قوت جوانى، ضَعْفاً وَ شَيْبَةً: ناتوانى و پيرى و ناتوانى بر راه رفتن و ساير تصرفات. يَخْلُقُ ما يَشاءُ: مى‌آفريند خدا هر چه را مى‌خواهد از ضعف و قوت و جوانى و پيرى، وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ: و او است دانا به احوال بندگان و مصالح ايشان و توانا به تغيير هيئت ايشان. و طوارى صفات مختلفه از اول انعقاد نطفه و سير مراتب تكوينيه تا آخر عمر و ظهور كمال و نقص و قوت و ضعف در حالات انسانى، تمام دليل است بر علم و قدرت خلاق عالم و صانع بنى آدم.

در كافى- حضرت صادق عليه السّلام ذيل حديثى در ردّ ابن ابى العوجاء مى‌فرمايد: چگونه محجوب باشد ذاتى كه مى‌بينى قدرت او را در نفس خود، ايجاد فرمود تو را و حال آنكه نبودى، و بزرگى تو بعد از كوچكى تو، و قوت تو بعد از ضعف تو، و ضعف تو بعد از قوت تو، و صحت تو بعد از مرض تو، و رضاى تو بعد از غضب تو، و غضب تو بعد از رضاى تو، و حزن تو بعد از فرح تو، و فرح تو بعد از حزن تو، و بغض تو بعد از دوستى تو، و دوستى تو بعد از دشمنى تو، و عزّت تو بعد از دورى تو، و دورى تو بعد از عزّت تو، و ميل تو بعد از كراهت تو، و كراهت تو بعد از ميل تو، و رغبت تو بعد از ترس تو، و ترس تو بعد از رغبت تو و اميد تو بعد از نااميدى تو، و نااميدى تو بعد از اميد تو، و بخاطر آمدن تو آنچه را كه نبوده در خيال تو، و مخفى شدن آنچه در ذهن معتقد بودى‌ «1». آنقدر حضرت آثار قدرت الهى را از حالات انسانى شمرد كه زنديق متحير شود.


«1» كافى (چ بيروت)، ج 1، كتاب التوحيد، ص 76- 75.

جلد 10 - صفحه 321


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لَئِنْ أَرْسَلْنا رِيحاً فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ (51) فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى‌ وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ (52) وَ ما أَنْتَ بِهادِ الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلاَّ مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ (53) اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَيْبَةً يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ (54)

ترجمه‌

و هر آينه اگر بفرستيم بادى را پس به بينند آنرا زرد شده هر آينه پيوسته بعد از آن كفران ورزند

پس همانا تو نميشنوانى مردگانرا و نميشنوانى بكران خواندن را چون بر گردند با آنكه هستند پشت كنندگان‌

و نيستى تو راهنماى كوران از گمراهيشان نميشنوانى مگر آنرا كه ميگرود بآيتهاى ما پس ايشانند گردن نهندگان‌

خدا است آنكه آفريد شما را از ناتوانى پس قرار داد بعد از ناتوانى توانائى پس قرار داد بعد از توانائى ناتوانى و پيرى ميآفريند آنچه را كه ميخواهد و او است داناى توانا.

تفسير

خداوند متعال پس از آنكه بيان فرمود در آيات سابقه آثار رحمت خود را كه كشت و زرع و نبات باشد و نيز ذكر فرمود سحاب را كه ابر است ميفرمايد قسم بخدا اگر بفرستيم باد مسمومى را پس به بينند كشت و زرع خودشان زرد شد يا به بينند ابر را كه زرد باشد چون آن باران ندارد از صبح تا شام مشغول ناشكرى و كفران نعمت خدا گردند با آنكه وظيفه بنده در هر حال شكر و صبر و توجّه بخدا و توسّل باو در دفع بلا است و نبايد از وفور نعمت و دولت مغرور و مغمور در عيش و سرور گردد و از توجّه بلا و مشاهده آثار ابتلا مأيوس از رحمت و مبتلا بكفران نعمت شود مقصود بيان كم ظرفى و بى‌ثباتى كفّار است كه باندك ثمرى شاد و بكمتر اثرى ناشاد شده و بيرون از صواب و سداد مشى مينمايند و پس از اين خطاب به پيغمبر اكرم فرموده كه تو نميتوانى مطالب حقّه را بكسانيكه در بى‌شعورى مانند مردگان و در ناشنوائى مانند كرانند بفهمانى و بشنوانى و بقبول آنها برسانى وقتى كه از قبول حق اعراض نموده و بحقيقت پشت كرده راه وادى ضلالت را در پيش گرفته باشند و مانند كوران در آنوادى حيران و سر گردان بگردند و تو نميتوانى آنها را از راه كج براه راست وادار كنى چون وظيفه تو ارشاد و راهنمائى و ارائه طريق است نه ايصال بسعادت كه شأن خدا


جلد 4 صفحه 265

است خلاصه آنكه كسانيكه از فرط لجاج و عناد دلهاشان از درك حقائق مرده و گوش شنوا ندارند و از استماع مواعظ و نصائح گريزانند و در وادى جهالت چون كوران سر گردانند از قابليّت هدايت و ارشاد افتاده‌اند و نبايد از آنها انتظار شنوائى را داشت فقط اهل ايمان قابل هدايت و ارشاد و اتّعاظ بآيات الهى هستند كه در مقلم قبول حق و حقيقت تسليم و منقادند و گوش بحرف حساب ميدهند و راه انصاف را در پيش گرفته مى‌پيمايند و بنابر اين قول خداوند اذا ولّوا مدبرين براى بيان وجه بى‌فائده بودن دعوت پيغمبر است نسبت بآنها نه آنچه گفته شده كه براى آنستكه اصمّ اگر مقبل باشد ميشود باشاره باو چيزى فهماند ولى اگر مدبر باشد بهيچ وجه قابل نيست چون كر در هر حال نميشنود خواه مقبل باشد خواه مدبر و خداوند بندگانرا در بدو امر از نطفه ناتوان ضعيف خلق ميكند يا در حاليكه ضعيف و ناتوانند پرورش ميدهد تا بكمال توانائى و قوّت و رشد برسند و پس از آن بتدريج آنها را ضعيف و ناتوان و پير مى‌فرمايد و تمام اين احوال بر حسب حكمت و مصلحت الهى براى بندگان روى ميدهد و با علم و قدرت حق بانجام ميرسد و لا يسمع الصّمّ بياء مفتوحه و رفع صمّ و ضعف بفتح ضاد در هر سه مورد نيز قرائت شده و معلوم است از قوّتيكه بين دو ضعف است بايد استفاده نمود و براى تهيّه توشه سفر آخرت آنرا مغتنم شمرد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


اللّه‌ُ الَّذِي‌ خَلَقَكُم‌ مِن‌ ضَعف‌ٍ ثُم‌َّ جَعَل‌َ مِن‌ بَعدِ ضَعف‌ٍ قُوَّةً ثُم‌َّ جَعَل‌َ مِن‌ بَعدِ قُوَّةٍ ضَعفاً وَ شَيبَةً يَخلُق‌ُ ما يَشاءُ وَ هُوَ العَلِيم‌ُ القَدِيرُ (54)

‌در‌ قرائت‌ عاصم‌ و حمزه‌ ضعف‌ بضم‌ قرائت‌ ‌شده‌ و قرائت‌ حفص‌ ‌از‌ عاصم‌ مطابق‌ سياهي‌ قرآن‌ ‌است‌ و بقيه‌ قراء بفتح‌ قرائت‌ كرده‌اند و ‌ما ‌در‌ مقدمه‌ ‌اينکه‌ تفسير بيان‌ كرديم‌ ‌که‌ ‌هر‌ چه‌ ‌بر‌ خلاف‌ سياهي‌ قرآن‌ ‌است‌ اعتبار ندارد.

خداوند ‌آن‌ خدائيست‌ ‌که‌ ‌شما‌ ‌را‌ خلق‌ فرموده‌ ‌از‌ ضعف‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ مقرر فرمود ‌از‌ ‌بعد‌ ضعف‌ قوه‌ بشما عنايت‌ كرد ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ جعل‌ فرمود ‌از‌ ‌بعد‌ قوه‌ ضعف‌ و پيري‌ ‌را‌، خلق‌ ميكند آنچه‌ بخواهد و ‌او‌ ‌است‌ دانا و توانا.

اللّه‌ُ الَّذِي‌ خَلَقَكُم‌ مِن‌ ضَعف‌ٍ ممكنست‌ مراد ‌از‌ خاك‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌گفت‌:

اي‌ همه‌ هستي‌ ز تو پيدا ‌شده‌

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 54)- در این آیه به یکی دیگر از دلائل توحید که دلیل فقر و غنا است اشاره می‌کند و بحثهایی را که در سر تا سر این سوره، پیرامون توحید آمده تکمیل می‌نماید، می‌گوید: «خداوند همان کسی است که شما را (در حالی که ضعیف و ناتوان بودید) آفرید، سپس بعد از ناتوانی، سپس بعد از ناتوانی، قوت بخشید (و دوران جوانی و شکوفایی نیروها آمد) و باز بعد از قدرت ضعف و پیری قرار داد» (اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً).

آری «او هر چه بخواهد می‌آفریند و دانا و تواناست» (یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ).

در آغاز آن چنان ضعیف و ناتوان بودید که حتی قدرت نداشتید مگسی را از خود دور کنید یا آب دهان خویش را نگه دارید، این از نظر جسمانی، و از نظر فکری به مصداق «لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً هیچ چیز نمی‌دانستید» حتی پدر و مادر مهربانی را که دائما مراقب شما بودند نمی‌شناختید.

ولی کم کم دارای رشد و قدرت شدید، اندامی نیرومند و فکری قوی و عقلی توانا و درکی وسیع پیدا کردید.

و با این حال نمی‌توانستید این قدرت را نگه دارید و درست همانند انسانی که از دامنه کوه بلندی به فراز قلّه رسیده از طرف دیگر سراشیبی را شروع کردید، و باز به قعر درّه ضعف و ناتوانی جسمی و روحی رسیدید.

این دگرگونیها و فراز و نشیبها، بهترین دلیل بر این حقیقت است که نه آن قوت از شما بود، و نه آن ضعف، بلکه هر دو از ناحیه دیگری بود.

آخرین جمله آیه که اشاره به علم و قدرت خداست، هم بشارت است و هم انذار که خدا از همه اعمال و نیّات شما آگاه است و نیز توانایی بر پاداش و کیفر شما دارد.

ج3، ص546

نکات آیه

۱ - انسان، در مرحله آغازین آفرینش، آکنده از ضعف و ناتوانى است. (اللّه الذى خلقکم من ضعف) «من» در «من ضعف» ابتداییه است و ضَعْف در مقابل «قوّه» معناى شناخته شده اى دارد. آورده شدن «من ضعف» (از ضعف آفریده است) به جاى عبارت ها و یا واژه گانى مانند «ضعیفاً» براى توجه دادن به این نکته است که انسان ها، در آغاز خلقت، آکنده از ضعف اند.

۲ - مراحل مختلف حیات انسان، از کودکى تا پیرى، به دست خداوند است. (اللّه الذى خلقکم من ضعف ثمّ جعل من بعد ضعف قوّة ثمّ جعل من بعد قوّة ضعفًا و شیبة)

۳ - خداوند، تنها آفریننده انسان ها است. (اللّه الذى خلقکم) معرفه بودن مبتدا و خبر اختصاص و حصر را مى رساند.

۴ - سیر مراحل زندگى آدمى، از کودکى تا پیرى، تخلف ناپذیر و غیر قابل تغییر است. (خلقکم من ضعف ثمّ جعل من بعد ضعف قوّة ثمّ جعل من بعد قوّة ضعفًا و شیبة)

۵ - بیرون آورنده انسان ها از ناتوانى دوران جنینى و نوزادى و رساننده آنها به کمال جسمانى، خداوند است. (اللّه الذى خلقکم من ضعف ثمّ جعل من بعد ضعف قوّة)

۶ - خداوند، بر آفرینش هر آنچه که بخواهد، توان دارد. (یخلق ما یشاء و هو ... القدیر)

۷ - از ضَعف به کمال جسمانى رسیدنِ انسان ها و سپس فرتوت و ناتوان شدن آنان، از آیه هاى خداوند است. (اللّه الذى خلقکم من ضعف ... و شیبة)

۸ - خداوند، «علیم» (بسیار دانا) و «قدیر» (بسیار توانا) است. (و هو العلیم القدیر)

۹ - رسیدن انسان از مرحله ضعف و ناتوانى به توان مندى، نشانه علم و قدرت خداوند است. (اللّه الذى خلقکم من ضعف ... و هو العلیم القدیر)

۱۰ - دوران پیرى انسان ها، دوران ناتوانى و ضعفى ادامه دار است. (ثمّ جعل من بعد قوّة ضعفًا و شیبة) «شیبة» به معناى پیرى است و آورده شدن آن پس از «ضعفاً» به عنوان عطف بیان، با این که «ضعفاً» مقصود را مى رساند، به خاطر یادآورى این نکته است که در این دوران، ضعف، قابل جبران نیست و تا مرگ ادامه دارد.

۱۱ - تحولات مراحل عمر آدمى (از کودکى تا پیرى)، تجلى توان مندى و علم الهى است. (اللّه الذى خلقکم ... ثمّ جعل ... شیبة ... و هو العلیم القدیر)

۱۲ - رساندن انسان ها از دوران ناتوانى جنینى و نوزادى به توان مندى دوران جوانى و سپس فرتوت ساختن آنان، نشانه توان مندى خداوند بر باز آفرینى انسان ها درقیامت است.* (اللّه الذى خلقکم ... یخلق ما یشاء) عبارت «یخلق ما یشاء» به قرینه آیه پنجاه - که در آن، بر توان مندى خداوند بر معاد انسان ها، برهان اقامه شده بود - و نیز آیه پنجاه و پنج - که درباره برپایى قیامت است - مى تواند درباره معاد و بازآفرینى انسان ها، در قیامت باشد.

۱۳ - آفرینش انسان و مراحل حیات وى، امرى عالمانه و از روى آگاهى است. (اللّه الذى خلقکم ... و هو العلیم القدیر)

۱۴ - آفرینش انسان و حالات مختلف او در مدت عمر، براساس مشیت خداوند است. (اللّه الذى خلقکم من ضعف ... یخلق ما یشاء)

۱۵ - رساننده انسان از دوران قوّت و توان مندى به دوران ضعف و ناتوانى، خداوند است. (اللّه الذى ... جعل من بعد قوّة ضعفًا و شیبة)

۱۶ - علم و قدرت مطلق خداوند، منشأ نفوذ مشیّت او بر آفرینش هر چیزى است. (یخلق ما یشاء و هو العلیم القدیر)

موضوعات مرتبط

  • آیات خدا :۷
  • اسماء و صفات: علیم ۸; قدیر ۸
  • انسان: پیرى انسان ۲، ۴، ۷، ۱۰; خالق انسان ۳; خلقت انسان ۱، ۱۳، ۱۴; دورانهاى عمر انسان ۲، ۴، ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵; ضعف انسان ۱، ۵، ۱۰، ۱۲; ضعف جسمانى انسان ۷، ۹، ۱۵; کمال جسمانى انسان ۵، ۷، ۹، ۱۲، ۱۵; کودکى انسان ۲، ۴
  • پیرى: ضعف در پیرى ۱۰، ۱۲
  • توحید: توحید در خالقیت ۳
  • جهان بینى: جهان بینى توحیدى ۳
  • خدا: آثار علم خدا ۱۳; افعال خدا ۲، ۵، ۱۵; خالقیت خدا ۳، ۶، ۱۶; علم خدا ۱۶; قدرت خدا ۶، ۱۶; مشیت خدا ۶، ۱۴، ۱۶; نشانه هاى قدرت خدا ۹، ۱۱، ۱۲
  • مردگان: احیاى مردگان ۱۲
  • معاد: دلایل معاد ۱۲
  • نوزادى: ضعف در نوزادى ۵، ۱۲

منابع