الحجر ٢١

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست؛ ولی ما جز به اندازه معیّن آن را نازل نمی‌کنیم!

|و هر چه هست، خزينه‌هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‌ى معين نازل نمى‌كنيم

و هيچ چيز نيست مگر آنكه گنجينه‌هاى آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازه‌اى معين فرو نمى‌فرستيم.

و هیچ چیز در عالم نیست جز آنکه منبع و خزانه آن نزد ماست ولی ما از آن بر عالم خلق الاّ به قدر معین (که مصلحت است) فرو نمی‌فرستیم.

و هیچ چیزی نیست مگر آنکه خزانه هایش نزد ماست، و آن را جز به اندازه معین نازل نمی کنیم.

هر چه هست خزاين آن نزد ماست و ما جز به اندازه‌اى معين آن را فرو نمى‌فرستيم.

و هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینه‌هایش نزد ماست، و جز به اندازه معین از آن پدید نمی‌آوریم‌

و هيچ چيزى نيست مگر آنكه گنجينه‌هاى آن نزد ماست، و آن را جز به اندازه معلوم فرو نمى‌فرستيم.

و چیزی وجود ندارد مگر این که گنجینه‌های آن در پیش ما است و جز به اندازه‌ی معیّن و مشخّصی (که حکمت ما اقتضاء کند) آن را فرو نمی‌فرستیم.

و هیچ چیزی نیست مگر آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازه‌ای معلوم فرو نمی‌فرستیم.

و نیست چیزی جز آنکه نزد ما است گنجهایش و نفرستیمش مگر به اندازه دانسته‌


الحجر ٢٠ آیه ٢١ الحجر ٢٢
سوره : سوره الحجر
نزول : ٤ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«وَ إِن مِّن شَیْءٍ»: هر چه هست به اندازه لازم آفریده شده است و سنجیده و حساب شده به جهان گسیل داشته شده است و گسیل می‌گردد. منابع روزیها و سرچشمه خوبیها در نزد خدا است و آن را به مقدار حساب شده و برابر صلاح‌دید خویش بهره این و آن می‌گرداند. «مَا نُنَزِّلُهُ»: آن را حوالت نمی‌داریم و فرو نمی‌فرستیم. آن را نمی‌آفرینیم و در دسترس قرار نمی‌دهیم (نگا: زمر / حدید / ).


تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ «21»

و هيچ چيز نيست مگر آنكه منابع و گنجينه‌هاى آن نزد ماست و ما جز به مقدار معين فرو نمى‌فرستيم‌

نکته ها

در آيات متعدّد به مسئله اندازه‌گيرى در خلقت موجودات اشاره شده است، از جمله:

«قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدْراً» «1»


«1». طلاق، 3.

جلد 4 - صفحه 451

«كُلُّ شَيْ‌ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» «1»

«وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً» «2»

در آيه‌ى 27 سوره شورى‌ مى‌خوانيم كه اگر خداوند رزق بندگانش را توسعه دهد، آنان دست به تجاوز مى‌زنند، به همين دليل به مقدارى كه صلاح مى‌داند، به هركس مى‌دهد. آيه مورد بحث نيز اشاره به همين معناست.

شايد مراد از خزائن، اسباب و عناصر و امكانات بالقوه باشد كه خداوند در وجود هر موجودى قرار داده است.

جمله‌ «إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ» شامل هر آفريده‌اى مى‌شود. مثلًا توان و قدرت بينايى و شنوايى نيز در نزد خدا، سرچشمه و خزينه‌اى دارد كه به مقدار معين از آن به ما مى‌رسد، مثلًا اگر او بخواهد ما مى‌توانيم صداى پاى مورچه را در آن طرف كره زمين بشنويم. ضمناً علوم امروز كشف كرده كه هر نباتى داراى وزن مخصوص است كه هرگاه كمى عناصر و اجزاى آن كم و زياد شود، ديگر آن گياه نخواهد بود.

نزول گاهى از مكان بالاست، نظير نزول باران و گاهى از مقام بالاست، نظير آيه‌ «وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ» «3» كه به معناى آفرينش آهن است. در اين آيه مى‌خوانيم كه نعمت‌ها اندازه و حساب دارد و مقدار هر يك معلوم است، «بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» و در آيات و روايات بعضى از عوامل آن بيان شده است.

تلاش انسان‌ها مى‌تواند در تعيين رزق مؤثر باشد؛ داشتن اخلاق خوب، تخصّص عالى، سعه صدر، حسن نيّت و سوز و دعاى نيكان مى‌تواند در آن مقدار معلوم مؤثر باشد.

پیام ها

1- هستى، سرچشمه و منبعى دارد كه در اختيار خداست وتنها بخشى از آن به دست ما مى‌رسد كه ما از آن آگاهيم. «عِنْدَنا خَزائِنُهُ»

2- چيزى در هستى، بدون اندازه معين آفريده نشده است. «بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»


«1». رعد، 8.

«2». فرقان، 2.

«3». حديد، 25.

جلد 4 - صفحه 452

3- خزائن الهى متعدّد و نزول رحمت او تدريجى است. «نُنَزِّلُهُ» (تنزيل به معناى نزول تدريج است)

4- خزائن الهى دائمى است، چون هرچه نزد اوست، باقى است. «1» «عِنْدَنا خَزائِنُهُ»

5- به سراغ غير خدا نرويد، زيرا كه هر چه بخواهيد سرچشمه‌اش نزد خداست.

«عِنْدَنا خَزائِنُهُ»

6- داشتن، دليل مصرف كردن نيست، بلكه در مصرف بايد حكمت و ظرفيّت و ده‌ها نكته ديگر را در نظر گرفت. «وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»

7- همه منابع هستى براى بشر، كشف نشده است. «عِنْدَنا خَزائِنُهُ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ «21»

بعد از آن به جهت مبالغه مى‌فرمايد:

وَ إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ: و نيست هيچ چيز از مكونات. إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ‌: مگر آنكه در تحت فرمان ما است خزينه‌هاى آن. آيه شريفه ضرب المثل است براى اقتدار سبحانى، چه تشبيه فرموده مقدورات غير متناهيه خود را به اشياء مخزونه كه در اخراج آن محتاج به زحمت و كلفت نيست، و معنى آنكه: ما قادريم بر ايجاد همه مكونات، و از جمله آن چيزى است كه شما به آن محتاجيد از امتعه و اطعمه و البسه.

وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ‌: و فرو نمى‌فرستيم مگر به اندازه دانسته شده كه نه كم از آن شايد و نه زياده بر آن بايد، يعنى به ارتفاع قدرت كامله الهى، چه تخصيص بعضى از آن در بعض اوقات و حالات، ناچار است آن را از مخصصى كه حكيم و قدير و عليم باشد. در مجمع- نزد بعضى مراد به شى‌ء باران است كه نباتات از آن روئيده شود، زيرا باران مخزون است نزد سبحانى و نازل‌

جلد 7 - صفحه 95

نفرمايد مگر بقدر احتياج نباتات. مفسرين بر آنند كه استعاره فرموده خزائن را براى قدرت خود بر ايجاد اشياء، و تعبير نموده به انزال به سبب آن كه انزال در معنى اعطا است، يعنى همه چيز نزد حق تعالى، و ايجاد آن نمى‌كند و اعطاى آن نفرمايد مگر به حسب مصلحت و حاجت.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ «21» وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَسْقَيْناكُمُوهُ وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنِينَ «22» وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ «23» وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ «24» وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ «25»

ترجمه‌

و نيست هيچ چيز مگر آنكه نزد ما است خزانه‌هايش و نازل نميكنيم آنرا


جلد 3 صفحه 249

مگر بمقدارى معين‌

و فرستاديم بادها را بارور كنندگان پس نازل نموديم از آسمان آبرا پس سيراب نموديم شما را از آن و نيستيد شما مر آنرا خزانه داران‌

و همانا ما هر آينه زنده ميكنيم و ميميرانيم و مائيم وارثان‌

و بتحقيق دانستيم پيش رفتگان از شما را و بتحقيق دانستيم پس ماندگان را

و همانا پروردگار تو او محشور ميكند ايشانرا همانا او درست كار دانا است.

تفسير

هر موجوديكه از مكمن غيب پاى در عرصه شهود گذارده و خلعت هستى در بر نموده رشحه‌اى از رشحات اصل وجود و سر چشمه جود و آب حيات است كه از مقام عالى نازل و محدود بحدود و تعيّنات و تشخصات شده است پس اجناس و انواع و اصناف موجودات خزائن و معادن و منابع آنها در نزد خداوند بوده و هست و خواهد بود و در هر زمان بر حسب حكمت و مصلحت بعرصه ظهور و بروز خواهد رسيد و مفسّرين براى ضيق مجال و تقريب اذهان بمثال، خزائن را جمعى بقدرت و قمّى ره بآب تفسير نموده و فرموده‌اند نازل و متعلّق ميشود قدرت الهى بر مقدورات و فرود ميآيد آب از آسمان پس ميرويد گياه براى هر حيوان ولى مطلب بر اهل علم مخفى نيست و همانستكه اجمالا بيان شد از امام سجّاد عليه السّلام روايت شده كه در عرش تمثال جميع خلق خدا از صحرا و دريا هست و اين تأويل آيه ان من شى‌ء الّا عندنا خزائنه است كه اشاره بتحقيق مرقوم است و مراد از انزال بقدر معلوم اعطاء بقدر قابليّت و استعداد و اقتضاء حكمت و عدالت است مقدّريكه بگل نكهت و بگل جانداد بهر كه هر چه سزا ديد حكمتش آنداد از جاه و جلال و جمال و كمال و مال و منال و كسيرا حقّ چون و چرا نيست چون در دستگاه حكيم على الاطلاق جاى چون و چرا نيست و خداوند فرستاد بادها را كه بارور و آبستن كنندگانند ابرها را بباران و درختان را بميوه‌ها پس نازل فرمود از آسمان باران رحمت خود را و سيراب نمود بندگان و حيوانات و نباتاترا از آن و مردم قدرت ندارند بر جمع و تفريق آن بر طبق حكمت و مصلحت خلاصه آنكه بندگان عاجزند از خزانه‌دارى آب كه از اجسام است چه رسد بآنكه خزانه دار عالم ارواح و عقول و اشباح و نفوس باشند عيّاشى ره از امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده كه بباد بد نگوئيد كه آن مبشّر و منذر است و بارور كننده درختان است و از خداوند بخواهيد خير آنرا و باو پناه ببريد از شرّش‌


جلد 3 صفحه 250

و خداوند زنده ميكند و روح ميدهد بتمام موجودات و ميميراند آنها را بمقتضاى حكمت و مصلحت و ميگيرد از آنها دارائى و آنچه را بوديعت نزد آنها نهاده است مانند وارث و مالك و متصرّف ميشود در زمين وقتى كه موجودى جز او وجود نداشته باشد در آن كه تصور مالكيّت براى او شود و خداوند دانا است باحوال و اعيان گذشتگان و آيندگان از خلق و اين امّت و در روايت عيّاشى ره از امام باقر عليه السّلام در اين آيه اختصاص باهل ايمان آنها داده شده و بعضى اختصاص بمتقدّمين و متأخرين در جهاد و بعضى در خيرات و بعضى در صف جماعت داده‌اند و ظاهرا مرادشان نزول است نه بيان مراد و كلام امام، امام كلمات است و خداوند محشور ميفرمايد تمام خلائق را از اولين و آخرين در يكروز براى حساب و مجازات اعمال چون حكيم است مردم را بعبث خلق نفرموده و عليم است چيزى از اعمال آنها بر او مخفى نيست و از صفحه علم او محو نخواهد شد ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِن‌ مِن‌ شَي‌ءٍ إِلاّ عِندَنا خَزائِنُه‌ُ وَ ما نُنَزِّلُه‌ُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعلُوم‌ٍ «21»

و نيست‌ ‌از‌ ‌هر‌ چيزي‌ مگر اينكه‌ نزد ‌ما خزينه‌هاي‌ ‌او‌ هست‌ و ‌ما نازل‌ نميكنيم‌ ‌او‌ ‌را‌ مگر بقدر معلوم‌ معين‌ خزينه‌ اشياء معناي‌ ‌او‌ ‌اينکه‌ نيست‌ ‌که‌ خداوند محلي‌ معين‌ فرموده‌ و اشياء ‌در‌ ‌آن‌ محل‌ قرار داده‌ و بتدريج‌ نازل‌ ميفرمايد بلكه‌ خزينه‌ تقدير الهيست‌ گه‌ ‌در‌ ازل‌ معين‌ بوده‌ موافق‌ حكمت‌ و مصلحت‌ آنچه‌ بايد تحقق‌ پيدا كند ‌إلي‌ الابد غاية الأمر ‌هر‌ يك‌ ‌را‌ ‌در‌ موقع‌ ‌خود‌ ايجاد ميفرمايد نه‌ زيادتي‌ پيدا ميكند نه‌ نقصان‌ زيرا علم‌ و قدرت‌ ‌او‌ تغيير پذير نيست‌ وَ إِن‌ مِن‌ شَي‌ءٍ شامل‌ تمام‌ اشياء ميشود نه‌ آنكه‌ مفسرين‌ تفسير بماء آسمان‌ و مطر كردند.

إِلّا عِندَنا خَزائِنُه‌ُ گفتند زير عرش‌ آب‌ ‌است‌ و بتدريج‌ نازل‌ ميشود بآسمان‌ اول‌ و ‌از‌ آنجا ‌بر‌ زمين‌ بقدر معين‌ نازل‌ ميشود و نباتات‌ روئيده‌ ميشود و ‌بر‌ طبق‌ ‌اينکه‌ دعوي‌ اخباري‌ ‌هم‌ نقل‌ كرده‌اند لكن‌ ‌اينکه‌ دعوي‌ بالوجدان‌ باطل‌ ‌است‌، زيرا مسلما باران‌ ‌از‌ أبخره‌ و أدخنه‌

جلد 12 - صفحه 23

‌که‌ ‌از‌ دريا و زمين‌ متصاعد ميشود و تشكيل‌ ابر ميدهد و باد ابرها ‌را‌ بآن‌ طرفي‌ ‌که‌ مأمور ‌است‌ حركت‌ ميدهد و موادّ مائيّه‌ ‌آن‌ ‌بر‌ زمين‌ نزول‌ ميكند باران‌ برف‌ تگرگ‌ ميشود و مواد ناريه‌ ‌آن‌ متصاعد ميشود و چون‌ ‌اينکه‌ دو مواد ‌از‌ ‌هم‌ جدا ميشود صداي‌ رعد و رؤيت‌ برق‌ ميشود و چه‌ بسيار امروز مشاهده‌ ‌شده‌ ‌که‌ بسيار طيّاره‌ها فوق‌ ابر حركت‌ ميكند آفتاب‌ ‌است‌ و قطره‌اي‌ باران‌ ندارد و ابر زير ‌آن‌ ميبارد و اخبار ‌ يا ‌ سند ندارد ‌ يا ‌ قابل‌ تأويل‌ ‌است‌ چنانچه‌ حكماء ‌در‌ ‌آيه‌ شريفه‌ وَ جَعَلنا مِن‌َ الماءِ كُل‌َّ شَي‌ءٍ حَي‌ٍّ تفسير كردند بماء وجود ‌که‌ تعبير بمشيت‌ ميكنند، چنانچه‌ ‌در‌ خبر ‌است‌ خلقت‌ الاشياء بالمشيئة و خلقت‌ المشيئة بنفسها ‌که‌ گفتند اشياء بايجاد موجود ميشوند و نفس‌ ايجاد ‌که‌ بمعني‌ مصدريست‌ بنفسه‌ موجود ميشود و نام‌ ‌او‌ ‌را‌ وجود منبسط گذاردند و شاهد ‌بر‌ ‌اينکه‌ دعوي‌ علاوه‌ ‌از‌ و جدان‌ حديث‌ مروي‌ ‌از‌ ‌إبن‌ بابويه‌ مسندا ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌ رواية كرده‌ فرمود:

(‌لما‌ صعد موسي‌ ‌عليه‌ السّلام‌ الطور فنادي‌ ربّه‌ ‌قال‌ رب‌ّ ارني‌ خزائنك‌ ‌قال‌: ‌ يا ‌ موسي‌ انما خزانتي‌ ‌إذا‌ أردت‌ شيئا ‌أن‌ اقول‌ ‌له‌ كن‌ فيكون‌).

وَ ما نُنَزِّلُه‌ُ ايجاد نميكنيم‌ و نازل‌ نميفرمائيم‌ إِلّا بِقَدَرٍ مَعلُوم‌ٍ بمقداري‌ ‌که‌ صلاح‌ ميدانيم‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 21)- این آیه در حقیقت به پاسخ سؤالی می‌پردازد که برای بسیاری از مردم پیدا می‌شود و آن این که چرا خداوند آنقدر از ارزاق و مواهب در اختیار انسانها نمی‌گذارد که بی‌نیاز از هر گونه تلاش و کوشش باشند.

می‌فرماید: «خزائن و گنجینه‌های همه چیز تنها نزد ماست، ولی ما جز به اندازه معین آن را نازل نمی‌کنیم» (وَ إِنْ مِنْ شَیْ‌ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ).

بنابراین چنان نیست که قدرت ما محدود باشد و از تمام شدن ارزاق وحشتی داشته باشیم، بلکه منبع و مخزن و سر چشمه همه چیز نزد ماست، ولی همه چیز این عالم حساب دارد و ارزاق و روزیها نیز به مقدار حساب شده‌ای از طرف خدا نازل می‌گردد.

کاملا روشن است که تلاش و کوشش برای زندگی علاوه بر این که تنبلی و سستی و دل مردگی را از انسانها دور می‌سازد و حرکت و نشاط می‌آفریند، وسیله بسیار خوبی برای اشتغال سالم فکری و جسمی آنهاست، و اگر چنین نبود و همه چیز بی‌حساب در اختیار انسان قرار داشت معلوم نبود دنیا چه منظره‌ای پیدا می‌کرد؟

به عبارت دیگر همان گونه که فقر و نیاز، انسان را به انحراف و بدبختی می‌کشاند بی‌نیازی بیش از حد نیز منشأ فساد و تباهی است.

نکات آیه

۱- خزانه و گنجینه هر چیزى، در نزد خداوند است. (و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه)

۲- رویش متناسب گیاهان و پدیده هاى معدنى و اعطاى مواهب و وسایل معیشت، از خزانه الهى است. (و أنبتنا فیها من کلّ شىء موزون. و جعلنا لکم فیها معیش و من لستم له برزقین . و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه)

۳- خداوند، هر چیزى را از خزانه خویش، با حدّ معیّن و روشنى فرو مى فرستد. (و ما ننزّله إلاّ بقدر معلوم)

۴- همه پدیده هاى عالم، از نظر وجود و هستى و چگونگى خلقت، محدود و متناهى و از پیش تعیین شده اند. (و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله إلاّ بقدر معلوم)

۵- خزانه الهى (خزانه هاى همه موجودات) در عالمى فراسوى عالم طبیعت (و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله إلاّ بقدر معلوم)

۶- قلمرو قدرت و مالکیت خدا، نامحدود است. (و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه ... معلوم) وجود گنجینه هاى همه امور عالم در نزد خدا، مى تواند کنایه از قدرت بى پایان الهى باشد; زیرا وقتى خزینه همه ممکنات به دست خدا باشد، تحقق آن ممکنات هم براى او مقدور خواهد بود.

روایات و احادیث

۷- «روى جعفربن محمد عن أبیه عن جدّه(ع) انه قال: فى العرش تمثال جمیع ما خلق الله فى البر و البحر ... و هذا تأویل قوله: «و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه»...;] از امام سجاد(ع) روایت شده است که فرمود: تمثال همه چیزهایى که خداوند در خشکى و دریا آفریده، در عرش موجود است و این است تأویل سخن خدا که فرمود: و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه ...».

۸- «عن مقاتل بن سلیمان قال: سمعت أباعبدالله(ع) یقول: لمّا صعد موسى(ع) إلى الطور فناجى ربّه عزّوجلّ، قال: ربّى أرنى خزائنک فقال: یا موسى إنما خزائنى إذا أردت شیئاً أن أقول له: کن فیکون;] مقاتل بن سلیمان گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: هنگامى که موسى(ع) به سوى طور بالا رفت، پس با پروردگار خود مناجات کرد و گفت: پروردگار من! خزاین خود را به من بنما. پس خدا فرمود: اى موسى! همانا خزاین من این است که هرگاه چیزى را اراده کردم تا بگویم موجود باش، [به محض اراده] موجود مى شود.

موضوعات مرتبط

  • آفرینش: قانونمندى آفرینش ۳
  • خدا: افعال خدا ۳; جایگاه خزاین خدا ۵; خزاین خدا ۲، ۳، ۸; عطایاى خدا ۲; مالکیت خدا ۱; مقدرات خدا ۳; وسعت قدرت خدا ۶; وسعت مالکیت خدا ۶
  • عرش: نقش عرش ۷
  • گیاهان: رویش گیاهان ۲
  • معادن: پیدایش معادن ۲
  • معاش: ابزار تأمین معاش ۲
  • موجودات: جایگاه خزاین موجودات ۷; خزاین موجودات ۱; قانونمندى خلقت موجودات ۴; محدودیت موجودات ۴

منابع

  1. روضة الواعظین، ص ۴۷; نورالثقلین، ج ۳، ص ۷، ح ۱۹.
  2. معانى الأخبار، ص ۴۰۲ ح ۶۵; تفسیر برهان، ج ۲، ص ۳۲۸، ح ۴.