البقرة ٥٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

اما افراد ستمگر، این سخن را که به آنها گفته شده بود، تغییر دادند؛ (و به جای آن، جمله استهزاآمیزی گفتند؛) لذا بر ستمگران، در برابر این نافرمانی، عذابی از آسمان فرستادیم.

پس ستمكاران سخن را به غير از صورتى كه دستور داشتند تغيير دادند. پس بر آنان كه ستم كردند، به سزاى نافرمانى‌شان بلايى از آسمان نازل كرديم

اما كسانى كه ستم كرده بودند، [آن سخن را] به سخن ديگرى -غير از آنچه به ايشان گفته شده بود- تبديل كردند. و ما [نيز] بر آنان كه ستم كردند، به سزاى اينكه نافرمانى پيشه كرده بودند، عذابى از آسمان فرو فرستاديم.

پس از آن، ستمکاران حکم خدا را به غیر آن که به آنها گفته بودند تبدیل نمودند، و ما بر آن ستمکاران به کیفر بدکاری و نافرمانی آنها عذابی سخت از آسمان نازل کردیم.

ولی ستمکاران، سخنی را که [بیرون دروازه شهر] به آنان گفته شده بود [پس از ورود به شهر] به سخنی دیگر تبدیل کردند [به جای درخواست ریزش گناهان، درخواست امور مادی کردند]. ما هم بر ستمکاران به سبب آنکه همواره نافرمانی می کردند، عذابی از آسمان فرود آوردیم.

امّا ستمكاران آن سخن را ديگر كردند و بر آنان به جزاى عصيانى كه كرده بودند عذابى آسمانى فرود آورديم.

آنگاه ستمکاران سخن را به چیزی جز آنچه به آنان گفته شده بود، تبدیل کردند، پس بر سر ستمکاران به کیفر نافرمانیشان عذابی از آسمان فرو فرستادیم‌

اما كسانى كه ستم كردند سخنى را كه به آنان گفته شد دگرگون ساختند، پس بر ستمكاران به سزاى بدكارى و نافرمانيشان عذابى سخت از آسمان فرو فرستاديم.

سپس ستمگران (از فرمان خدایشان سرپیچی کردند) و گفتاری را که به آنان گفته بودیم دیگر کردند و دیگرگون گفتند. پس در برابر سرپیچی و تمرّدشان، از آسمان بر آنان عذابی نازل کردیم.

پس کسانی که ستم کردند، (و آن) سخن را به (سخنی دیگر) غیر از آنچه به ایشان گفته شده بود تبدیل کردند؛ پس ما (نیز) بر آنان که ستم کردند، - به پیامد آنچه سرپیچی می‌کرده‌اند - عذابی پراضطراب از آسمان فرو فرستادیم

پس تبدیل کردند ستمگران سخن را به غیر از آنچه به ایشان گفته شد پس فرستادیم بر ستم‌پیشه‌گان شکنجه‌ای را از آسمان بدانچه بودند نافرمانی‌کنندگان‌


البقرة ٥٨ آیه ٥٩ البقرة ٦٠
سوره : سوره البقرة
نزول : ٥ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«غَیْرَ»: منصوب به نزع خافض است. یا این که مفعول دوم فعل (بَدَّلَ) است. «رِجْزاً»: عذاب. عقوبت. «بِمَا»: بدان سبب که.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«59» فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ‌

امّا ستمگران (آن سخن را) به سخن ديگرى غير از آنچه به ايشان گفته شده بود، تبديل كردند (وبه جاى حطّه، به عنوان مسخره گفتند: حنطه، يعنى گندم.) پس ما بر آن ستمكاران به سزاى گناهى كه مرتكب مى‌شدند، عذابى از آسمان فرو فرستاديم.

نکته ها

در آيات 161 و 162 سوره اعراف، مشابه اين آيه وآيه‌ى قبل تكرار شده وكلمه‌ى «رجز» به معناى عذاب، بيمارى طاعون و حالت اضطراب بكار رفته است.

سنّت خداوند، نزول رحمت است و به همين دليل، بهترين غذا «منّ وسَلوى‌» براى بنى‌اسرائيل نازل شد، ولى به خاطر كج روى، عذاب نازل مى‌شود.

پیام ها

1- ظلم و گناه، زمينه‌ساز تغيير و تحريف قانون است. «فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا»

2- تا وقتى كه روش و شيوه كارى بيان نشده، انسان آزاد است تا با نظر خود عمل كند، ولى بعد از بيان روشها، عذرى در تغيير آن نيست. «قِيلَ لَهُمْ»

3- جزاى تحريف گران قوانين الهى، قهر و عذاب است. «رِجْزاً مِنَ السَّماءِ»

4- همه‌ى پاداش‌ها و كيفرها مربوط به آخرت نيست، بلكه بعضى از كيفرها در همين دنيا صورت مى‌پذيرد. «فَأَنْزَلْنا ... رِجْزاً مِنَ السَّماءِ»

5- اگر كج‌روى براى انسان عادت شد، قهر الهى فرا مى‌رسد. «كانُوا يَفْسُقُونَ»

تفسير نور(10جلدى)، ج‌1، ص: 124

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ (59)

فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا: پس تبديل نمودند و تغيير دادند از روى استهزاء آنانكه ستم كردند بر خود، آن كلمه را كه به آن مأمور بودند؛ قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ‌: غير آن چيزى كه امر شده بودند، يعنى چون حق تعالى فرمود حطّه بگوئيد، آنها گفتند: هطا سمقاثا: (به زبان عبرى) يعنى گندم سرخ. توبه و استغفار را بدل نمودند به آنچه مطلوب و مرغوب آنها بود از اغراض دنيا و أطعمه آن. و نيز گفته شده بود كه از باب قصير وارد شويد كه پشت شما خم شود، از بهر تواضع، آن را تغيير دادند و بعضى به درهاى فراخ رفتند و راه را بگردانيدند. فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا: پس فرو فرستاديم بر آنانكه ستم كردند به تغيير و تبديل گفتار، رِجْزاً مِنَ السَّماءِ: عذابى و عقوبتى مقدور از آسمان، بِما كانُوا يَفْسُقُونَ‌: به سبب آنچه بودند كه بيرون رفتند از حد فرمان ما. مراد به عذاب طاعون است، چه در حديث وارد شده كه در يك ساعت هفتاد هزار نفر مردند از پير مردان.

تبصره: آيه شريفه آگاهى است به آنكه تبديل و تغيير فرامين الهى، اگر چه يك كلمه باشد، هر آينه موجب سخط و غضب سبحانى و مورد نزول عذاب است. چنانچه بنى اسرائيل به سبب تبديل يك كلمه كه مخالفت نمودند، عقاب الهى بر آنها نازل شده عده بسيارى هلاك گرديدند.

تفسير اثنا عشرى، ج‌1، ص: 158


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ (59)

ترجمه‌

پس تبديل نمودند آنانكه ستم كردند بسخنى جز آنچه گفته شد مر آنها را پس فرستاديم بر آنانكه ستم كردند عذابى از آسمان براى آنكه نافرمانى مينمودند..

تفسير

سجده نكردند چنانچه مأمور شدند و نگفتند آنچه را كه بايد بگويند بلكه داخل شدند از پشت سر بعقب و كلامى گفتند كه معناى آن اين بود كه گندم سرخ را قوت خود نمائيم بهتر است از براى ما از سجده براى خدا و تعظيم اولياء او و بعضى گفته‌اند بجاى حطه هطى سهمانا گفتند كه در لسان خودشان مفيد اين معنى بوده است و علت آن اين بود كه ديدند در قربه مرتفع است حاجت بخم شدن ندارد گفتند ما گمان كرديم در كوتاه است بايد ركوع كرد تا بشود داخل شد اين در كه حاجت بخم شدن ندارد تا كى ما را اينها مسخره ميكنند و مرادشان موسى و يوشع بن نون بود پس تبديل نمودند كلمه استغفار را باستهزاء و عمل تعظيم را بتوهين و انقياد در مقام ولايت را


جلد 1 صفحه 92

باستكبار از قبول آن و خداوند نازل فرمود بر آنها مرض طاعون را كه در كمتر از يك روز يكصد و بيست هزار نفر از آنانكه در علم الهى گذشته بود كه ايمان نمى‌آورند و توبه نمى‌كنند مردند و آنانكه در علم الهى گذشته بود كه يا توبه ميكنند يا از نسل آنها ذريه طيبه بوجود ميايد باقى ماندند و اين عذاب براى تمرد آنها از امر الهى بود و وجه تكرار نسبت ظلم بآنها در آيه گفته شده است مبالغه در قبح عملشان است و اشعار بآنكه وضع كردند غير مأمور به را در مقام مأمور به و ظلم بخودشان نمودند كه موجب نجات را ترك كردند و موجب هلاك را مرتكب شدند و بنظر حقير براى اشعار بآنستكه منهى عنه را وضع نمودند بجاى مأمور به چون استهزاء و اهانت نمودند علاوه بر آنكه اطاعت و امتثال ننمودند پس دو ظلم بنفس كردند يكى آنكه نعمت مهيا شده در دنيا و آخرت را از دست دادند و ديگر آنكه محنت و عذاب هر دو سراى را خريدارى نمودند.

تنبيه از اين آيه شريفه و ساير آيات كه تاكنون بيان شد ميتوان استفاده نمود كه ظلم بنفس حرام و قبيح عقلى است زيرا خداوند در مقام تقبيح عمل نسبت ظلم بنفس را بكفار و فساق داده است بدون بيان حكم آن و از اينجا معلوم ميشود كه اتكال بوضوح حكم عقلى آن فرموده است و بقاعده ملازمه بر فرض تماميت آن ميتوان حكم بحرمت شرعيه آن نمود و الا بادله خاصه از قبيل دليل حرمت القاء نفس در هلاكت و غيرها از اخبار ائمه اطهار بايد تمسك كرد چنانچه فقهاى اماميه هم بطور مسلم ذكر فرموده اند كه اضرار بنفس حرام است ولى عملا مى‌بينيم عامه مسلمانان بلكه عدول مرتكب ميشوند بعضى امور مضره را از قبيل اكل و شرب و استعمال دخانيات و امثال اينها و وقتى با اهل علم آنها صحبت ميشود ميگويند قدر متيقن از ادله ضرر القاء نفس در هلاكت است و اين ضررهاى جزئى را شامل نميشود در صورتى كه در باب تبديل وضو و غسل بتيمم تصريح مينمايند بشدت مرض و بطؤ علاج و جزئى و كلى و همچنين در باب روزه و ساير موارد ضرر با آنكه تمام اينها بملاك ضرر است و اگر دليل خاصى هم داشته باشد ناظر بهمين عنوان كلى عقلى است كه شرع هم بر طبق آن حكم فرموده لذا در باب تزاحم ضررين و مخالفت ظن با واقع بر طبق همين ملاك فتوى داده‌اند بطوريكه بر فقيه متتبع جاى شبهه و ترديد باقى نميماند كه ملاك را ضرر تشخيص داده‌اند اگرچه جمعى از اصوليون در باب حجيت مطلق ظن انكار اين اصل عقلى را نموده‌اند.


جلد 1 صفحه 93

چنانچه شيخ استاد ما در درر الفوائد فرموده اجتناب از ضرر ارتكازى حيوانات است و اگر عاقلى براى غرضى از اغراض مرتكب اضرار بنفس شود مقدم بر قبيح نيست مانند كسيكه اقدام بظلم بر غير مينمايد و در خارج هم مؤيداتى ذكر فرمودند كه مقرب مقصود است و بنده در حاشيه آن كتاب توضيح داده‌ام ولى انصاف آنستكه اضرار بنفس عقلا قبيح است بلكه ظلم بنفس اقبح از ظلم بغير است البته عقلا ظلم بغير هم كه مينمايند لا بد بغرضى از اغراض است بلى اگر غرض عقلى تعلق بگيرد بضرر جزئى براى نفع كلى قبيح نيست ولى اگر بشهوت نفسانى و غرض غير عقلى مرتكب شوند قبيح است چنانچه ظلم بغيرهم كه قبح عقلى آن مسلم است منوط است بآنكه مستلزم نفع كثير براى غير نباشد خلاصه آنكه هر دو از يك سر چشمه آب ميخورند بلكه ميتوان گفت ظلم مطلقا قبيح است خواه بنفس باشد خواه بغير و در صورت معارضه با اهم ظلم نيست چه بر نفس چه بر غير و خروج موضوعى دارد و ارتكاب مسلمانان و عدول را نميتوان كاشف از سيره مستمره دانست چون اصل عقلى قابل رفع و تخصيص نيست لا بد بايد حمل شود بر غفلت و مسامحه و عدم خوف ضرر يا تعارض با ضرر اهم و امثال اينها و شايد آنصغائر ذنوب كه گفته‌اند كسى مأمون از آنها نيست و خدا مى‌آمرزد از اين قبيل باشد و عياشى از حضرت باقر (ع) روايت نموده كه جبرئيل اين آيه را باين نحو نازل نمود فبدل الذين ظلموا آل محمد حقهم غير الذى قيل لهم فانزلنا على الذين ظلموا آل محمد حقهم رجزا من السماء بما كانوا يفسقون و بنظر حقير بايد حمل بر تفسير شود.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَبَدَّل‌َ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا قَولاً غَيرَ الَّذِي‌ قِيل‌َ لَهُم‌ فَأَنزَلنا عَلَي‌ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا رِجزاً مِن‌َ السَّماءِ بِما كانُوا يَفسُقُون‌َ (59)

(‌پس‌ ستمكاران‌ گفتار ‌ما ‌را‌ بغير آنچه‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ گفته‌ ‌شده‌ ‌بود‌ تغيير دادند، ‌پس‌ ‌بر‌ ‌آن‌ ستمكاران‌ عذاب‌ آسماني‌ فرود آورديم‌ بواسطه‌ اينكه‌ مرتكب‌ فسق‌ و كفر مي‌شدند) تبديل‌ بمعني‌ تغيير كلام‌ ‌است‌ و ‌اينکه‌ اشاره‌ بكلام‌ كفر آميزي‌ ‌است‌ ‌که‌

جلد 2 - صفحه 42

‌از‌ روي‌ سخريه‌ و استهزاء بجاي‌ آنچه‌ مأمور ‌شده‌ بودند بگويند ‌از‌ ‌آنها‌ صادر ‌شده‌ بدليل‌ قسمت‌ آخر ‌آيه‌ ‌که‌ بِما كانُوا يَفسُقُون‌َ ‌باشد‌ زيرا فسق‌ ‌در‌ بسياري‌ ‌از‌ آيات‌ شريفه‌ ‌پس‌ كفر اطلاق‌ ‌شده‌ چنانچه‌ ‌در‌ حق‌ شيطان‌ فرموده‌ فَفَسَق‌َ عَن‌ أَمرِ رَبِّه‌ِ«1» و ‌اينکه‌ ‌غير‌ عصيان‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ حق‌ آدم‌ ميفرمايد وَ عَصي‌ آدَم‌ُ رَبَّه‌ُ«2» ‌که‌ ‌بر‌ ترك‌ اولي‌ ‌هم‌ اطلاق‌ ميشود، و چنانچه‌ ‌در‌ سوره‌ سجده‌ ميفرمايد أَ فَمَن‌ كان‌َ مُؤمِناً كَمَن‌ كان‌َ فاسِقاً لا يَستَوُون‌َ«3» ‌که‌ فاسق‌ ‌را‌ مقابل‌ مؤمن‌ قرار داده‌ و ‌بعد‌ ميفرمايد وَ أَمَّا الَّذِين‌َ فَسَقُوا فَمَأواهُم‌ُ النّارُ كُلَّما أَرادُوا أَن‌ يَخرُجُوا مِنها أُعِيدُوا فِيها وَ قِيل‌َ لَهُم‌ ذُوقُوا عَذاب‌َ النّارِ الَّذِي‌ كُنتُم‌ بِه‌ِ تُكَذِّبُون‌َ«4» ‌که‌ البته‌ مكذّب‌ عذاب‌ و معاد كافر ‌است‌، و ‌غير‌ اينها ‌از‌ آيات‌ ديگر.

و رجز بمعني‌ عذاب‌ ‌است‌ و ‌در‌ بعضي‌ ‌از‌ تفاسير ‌است‌ ‌که‌ مراد ‌از‌ رجز آسماني‌ طاعون‌ بوده‌ ‌که‌ ‌در‌ قسمتي‌ ‌از‌ روز صد و بيست‌ هزار ‌از‌ ‌آنها‌ ‌را‌ هلاك‌ نمود، و سماء بمعني‌ طرف‌ بالا ‌است‌.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 59)- ولی چنانکه می‌دانیم، و از لجاجت و سرسختی بنی اسرائیل اطلاع داریم، عده‌ای از آنها حتی از گفتن این جمله نیز امتناع کردند و به جای آن کلمه نامناسبی بطور استهزاء گفتند لذا قرآن می‌گوید: «اما آنها که ستم کرده بودند این سخن را به غیر آنچه به آنها گفته شده بود تغییر دادند» (فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ).

«ما نیز بر این ستمگران به خاطر فسق و گناهشان، عذابی از آسمان فرو


(1) قاموس کتاب مقدّس (مستر هاکس)، ص 483.

ج1، ص81

فرستادیم» (فَأَنْزَلْنا عَلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ).

نکات آیه

۱ - گروهى از قوم موسى پیش از ورودشان به بیت المقدس، ستمکار و آلوده به گناه بودند. (فبدل الذین ظلموا قولا غیر الذى قیل لهم)

۲ - حرام خواران قوم موسى، به جاى طلب آمرزش از خدا و گفتن «حطة» - در هنگام ورود به بیت المقدس - کلامى دیگر بر زبان جارى مى ساختند. (فبدل الذین ظلموا قولا غیر الذى قیل لهم) به نظر مى رسد مراد از «الذین ظلموا» در جمله فوق، کسانى باشند که خداوند در آیه ۵۷- آنان را به سبب ناسپاسى و استفاده از خوراکیهاى غیر طیب، ستمکار شمرد.

۳ - حرام خوارى، زمینه ساز سرپیچى از فرمانهاى خدا و ارتکاب گناهانى دیگر است. (فبدل الذین ظلموا قولا غیر الذى قیل لهم)

۴ - ستمگرى، زمینه ساز تمرد از دستورات خداوند است. (فبدل الذین ظلموا قولا غیر الذى قیل لهم)

۵ - متمردان و ستمکاران قوم موسى، به عذاب آسمانى گرفتار شدند. (فأنزلنا على الذین ظلموا رجزاً من السماء)

۶ - تغییر و تبدیل اوامر خداوند، ظلم و در پى دارنده عذاب الهى است. (فأنزلنا على الذین ظلموا رجزاً من السماء) مراد از «الذین ظلموا» در جمله فوق، کسانى هستند که به جاى گفتن «حطة» (خدایا! آمرزش گناهان را از تو خواهانیم) سخنى دیگر بر زبان جارى ساختند.

۷ - عذاب آسمانى نازل شده بر گنهکاران بنى اسرائیل، سزاى فسق دیرینه آنان و گناه تغییر و تبدیل فرمان خدا بوده است. (فأنزلنا على الذین ظلموا رجزاً من السماء بما کانوا یفسقون) «با»ى سببیه در «بما کانوا یفسقون» مى رساند که: نزول عذاب آسمانى به سبب فسق دیرینه بنى اسرائیل بوده و توصیف آنان به ستمکارى (الذین ظلموا) دلالت مى کند که عذاب به خاطر ظلم آنان، یعنى تبدیل فرمان خدا بوده است. بنابراین باید گفت: ستمکارى بنى اسرائیل به ضمیمه فسق دیرینه آنان، موجب عذاب شده است.

۸ - ضرورت پرهیز از تغییر متنها و اذکار تعیین شده از جانب خدا (فبدل الذین ظلموا قولا غیر الذى قیل لهم)

۹ - گنهکاران فسق پیشه، در خطر گرفتار شدن به عذابهاى دنیوى هستند. (فأنزلنا على الذین ظلموا رجزاً من السماء بما کانوا یفسقون)

۱۰ - تمرد از فرمانهاى الهى ظلم است. (فبدل الذین ظلموا قولا غیر الذى قیل لهم)

۱۱ - گروهى از قوم موسى، از دیرباز مردمى فاسق و تبهکار بودند. (بما کانوا یفسقون) «باء» در «بما کانوا ...» سببیه و «ما» مصدریه است. فعل مضارع آن گاه که همراه «کان» و مانند آن آورده شود، دلالت بر استمرار در زمان گذشته دارد.

روایات و احادیث

۱۲ - از امام باقر(ع) روایت شده: «... «و اما الذین ظلموا» فزعموا حنطة حمراء فبدلوا ...;] ... اما کسانى که ستم کردند لفظ «حطة» را از روى غرض به «حنطة حمراء» (گندم قرمز) تبدیل کردند».

موضوعات مرتبط

  • اذکار: اجتناب از تحریف اذکار ۸
  • استغفار: اهمیّت استغفار ۲
  • بنى اسرائیل: تاریخ بنى اسرائیل ۲، ۵; تحریفگرى بنى اسرائیل ۷; حرامخواران بنى اسرائیل ۲; دستور استغفار به بنى اسرائیل ۲; ظالمان بنى اسرائیل ۱، ۱۲; فاسقان بنى اسرائیل ۱۱; فسق بنى اسرائیل ۷، ۱۱; کیفر بنى اسرائیل ۷; ظالمان بنى اسرائیل ۵; کیفر عصیانگران بنى اسرائیل ۵; گناهکاران بنى اسرائیل ۱، ۷; ورود بنى اسرائیل به بیت المقدس ۲
  • تحریف: اجتناب از تحریف ۸; تحریف اوامر خدا ۶; ظلم تحریف ۶; کیفر تحریف ۶، ۷
  • حرامخوارى: آثار حرامخوارى ۳
  • خدا: عذابهاى خدا ۶
  • ظلم: آثار ظلم ۴; موارد ظلم ۶، ۱۰
  • عذاب: عذاب آسمانى ۵، ۷; عذاب دنیوى ۵، ۹; موجبات عذاب ۶
  • عصیان: زمینه عصیان ۳، ۴; ظلم عصیان ۱۰; عصیان از خدا ۳، ۴، ۱۰
  • عصیانگران: ۵
  • فاسقان: عذاب دنیوى فاسقان ۹
  • فسق: کیفر فسق ۷
  • گناه: زمینه گناه ۷
  • گناهکاران: عذاب دنیوى گناهکاران ۹; هشدار به گناهکاران ۹

منابع

  1. بحار الأنوار، ج ۱۳، ص ۱۷۸، ح ۸; الدر المنثور، ج ۱ ص ۱۷۳.